آخرین خبرایهود باراک: نتانیاهو به دنبال جنگ با ایران است
1بازدید

تندخویی شوهر؛ انگیزه‌ای برای جنایت

زنی که شوهرش را به‌دلیل بدرفتاری‌هایش به قتل رسانده و جسدش را در جاده‌چالوس رها کرده ‌بود، با رضایت اولیای‌‌دم از قصاص نجات یافت.

به گزارش شرق، مادر و دختری زمستان سال ٩١ به ماموران خبر دادند پدر خانواده به نام سعید گم شده ‌است. آنها ادعا کردند سعید برای انجام کاری از خانه بیرون رفته و دیگر برنگشته و مدرک شناسایی‌ای هم با او نبوده. وقتی ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند، متوجه شدند چندی پیش جسدی با مشخصاتی که این مادر و دختر ارایه داده‌اند، کشف شده است.

همسر و فرزند سعید بعد از حضور در پزشکی قانونی اعلام کردند جسد متعلق به سعید نیست. نحوه انکار مادر و دختر شک ماموران را برانگیخت و پلیس برای شناسایی جسد، این‌بار برادر مقتول را فراخواند. مرد جوان تایید کرد جنازه متعلق به برادرش است.

 برادر مقتول گفت: «مدتی قبل برادرزاده‌ام و مادرش به من مراجعه کردند و گفتند سعید گم شد‌ه ‌است و به پلیس هم خبر داده‌اند که چه اتفاقی افتاده ‌است بعد هم گفتند به دلیل فشار مالی سنگینی که تحمل می‌کنند تصمیم گرفتند، به خانه کوچک‌تری نقل مکان کنند، من هم مخالفتی نکردم. من نمی‌دانم برادرزاده و همسر برادرم در قتل او نقش داشته‌اند یا نه اما اینکه جسد را شناسایی نکرده‌اند باعث شده ‌است به آنها مشکوک شوم.»

انکار مادر و دختر در حالی بود که گزارش کشف جسد نشان می‌داد مقتول ابتدا مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته و سپس خفه‌ شده ‌است. ضمن اینکه دست و پای مقتول با طناب بسته شده و ضربات وارده، بر او به‌قدری شدید بود که حکایت از خشمی قدیمی نسبت به مقتول داشته. با توجه به اینکه ماموران متوجه شدند سعید با خانواده‌اش اختلاف داشته، احتمال قتل به دست مادر و دختر بالا گرفت. بازداشت این دو توانست راز جنایت را فاش کند.

مهری - همسر مقتول- اتهام قتل شوهرش را قبول کرد و گفت: «چندسالی که با سعید زندگی کردم، خیلی از دستش کتک خوردم ما دو بچه داشتیم و حضور این بچه‌ها هم باعث نشد شوهرم رفتارش را درست کند. با بزرگ‌شدن دخترم، او هم مثل من بیچاره شد و پدرش مرتب کتکش می‌زد. دخترم دانشگاه می‌رفت ولی شوهرم موقعیت اجتماعی او را رعایت نمی‌کرد تا اینکه روز حادثه دوباره به جان دخترم افتاد و او را کتک زد، خیلی کتکش زد و بعد هم چاقو برداشت. خیلی ترسیدم با خودم گفتم این‌بار با چاقو به دخترم حمله می‌کند و او را می‌کشد. جلو رفتم تا ممانعت کنم.»

متهم ادامه ‌داد: «شوهرم به سمت من حمله کرد. با میله بارفیکس یک ضربه به سرش زدم و او را زمین انداختم. بیهوش شد ترسیدم به‌هوش بیاید و دوباره به من یا بچه‌ام حمله کند و ما را بزند طناب را برداشتم، دور گردنش انداختم و خفه‌اش کردم بعد هم با همان طناب دست و پایش را بستم. با کمک دخترم جسد را در صندوق عقب ماشین گذاشتیم و به سمت جاده چالوس حرکت کردیم و جنازه را گوشه‌ای از جاده رها کردیم.»

با تکمیل تحقیقات از مادر و دختر، کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ٧٤ دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد، هرچندکه اولیای‎‌دم ابتدا درخواست قصاص کرده‌ بودند، اما در جلسه دادگاه رضایت خود را اعلام کردند.

روز گذشته متهم به‌لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شد او اتهام قتل شوهرش را قبول کرد و با تکرار گفته‌هایش در مرحله بازجویی گفت: «همه می‌دانند ما خیلی اذیت شدیم. واقعا شوهر بداخلاقی داشتم و خیلی آزارمان می‌داد. آنقدر خسته شده‌ بودم که نمی‌توانستم رفتارهایش را تحمل کنم. روز حادثه بعد از قتل، دخترم را وادار کردم همکاری کند. به او گفتم باید به حرفم گوش کند. مجبورش کردم جسد را حمل و رانندگی کند. او هیچ ‌نقشی در قتل نداشت و اگر من وادارش نمی‌کردم، در حمل جسد هم دخالت نمی‌کرد.»

هیات قضات بعد از دفاعیات متهم، برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۹:۱۳

منم از دست کتکای شوهرم کلافه شدم نمیدانم با وجو.د اینکه سه بچه داریم چکارش کنم؟ آیا راه حل مهری خانم مناسب است
؟

محمدحسن۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۵:۲۸

احتمالا پای خیانت در میان بوده.

زری۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۹

حقش بود مردک عوضی. مادر مقتول می دونسته که چه پسری تحویل جامعه داده و رضایت داد. کاش خانمه تیکه تیکش می کرد. ان شاالله که با همه عذابی که تو زندگیش با این به درک واصل شده، عذاب وجدان نگیره. امیدوارم که خدا کمکش کنه در مراحل زندگیش.

Soofi۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۵۹

كار خيلي خوبي كرده اين خانم، مگه چقدر ادم ميتونه تحمل كنه، خانمها ياد بگيرين لطفا كه يه عمر با يه ظالم زندگي نكنيد، حركت خانواده ي مقتول هم قابل تقديره .

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۴۳

ببین خود پدر و مادر مقتول هم میدونستن که پسرشون چه بالاها که سر عروس مظلومشون در نیاورده. خدا خیرشون بده که انقدر منطق و انصاف داشتن. ایشالا زودتر آزاد بشه برگرده پیش بچه هاش و از این ببعد تو زندگی رنگ آرامش ببینند

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۰۸

ترحم بر پلنگ تیز دندان
ستم کاری بود بر مستمندان

...

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۵:۵۹

پلنگ چه ربطی به مستمندان داره؟
اون گوسفنده مجید جان دلبندم

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۵:۱۴

آن زنی که از فرزندش دفاع کند قاتل نیست

احمد۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۴:۲۴

توانا بود هر که دانا بود!

آقا مرتضي۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۰۳

آقاي قاضي گفته بودم قبل از اينكه جنايتي رخ دهد حكم طلاق رو صادر كن.

احمد۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۴:۱۹

زنده باد آقا مرتضی

زینال بندری۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۸

ریاست محترم قوه قضاییه اگر می خواهید درصدی از قتل و جنایت در کشور کاسته شود لطفا جمله (آقا مرتضی) را به عنوان یک بخشنامه مهم برای قضات عزیز در سراسر کشور ارسال و ابلاغ فرمایید ارادتمند زینال بندری

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۵۵

چرا دفاع از خود یا دفاع از فرزند به حساب نیامده ؟؟؟؟؟ اگر اورا نمی کشت دخترش کشته می شد . خدا اولیای دم را عوض خیر بدهد که بخشیدند . مجازات اعدام باید برای خانمها برداشته شود و بقیه مجازاتها هم باید نصف مردان باشد .

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۲۲:۵۹

اولیای دم حتما پسر شان را می شناختند و از خدایشان بوده که مرده است

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۵۵

هيچ نهادي از زنان و بچه هاي تحت خشونت خانگي حمايت نمي كنه. اين مرد اگر كشته نمي شد قاتل مي شد.

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۵۲

طلاق هم بگیره دوباره امنیت جانی ندارند- وقتی با یک دیوانه طرفی بهتر از بین بره-

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۲۰:۵۵

تو آدم خطرناکی هستی ،خدا به داد شوهرت برسه!!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۳۶

به نظر من اعدام حق اون پیرمرد و پیرزن خبیثه.

معاون دایی زینال۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۳۶

زینال جان احتمالا تقصیر وایبر واتس آپ و .... نبوده؟

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۲۲

حقش بود مردک وحشی

رحیم لره۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۱۴

وای!!مامردها از دست زنها امنیت جانی نداریم.کجابریم؟کمک......کمک......کمک...

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۶:۳۴

راست میگه ما امنیت نداریم
هر لحظه اختمال داره معشوق همسرمون بیاد ما رو تو خواب بکشه

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۵۳

شما مردها از دست رفتار زشت و بي شرمانه خودتونه كه امنيت نداريد.

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۳۱

آخی دلم سوخت برات. چقدر شماها بدبختید !!

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۰۹

ترسیدی بیدار بشه خفش کردی؟ یعنی هر کی میترسه بیدار بشه باید خفش کنه؟ عجبا!

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۴۰

عجب از تو داره والا که نفهمیدی اصلا ماجرا به اون لحظه و ترس از بیدار شدن و این چیزا فقط ربط نداشته. موضوع یه عمر کتک و بی احترامی و بداخلاقی و ظلم و وحشیگری بوده

محمدجواد۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۰:۵۸

طلاق همیشه بد نیست‏...

ناهید۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۳:۴۴

فکر میکنی به این راحتی طلاق میداد!!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۳۹

طلاق همیشه هم خوبه اتفاقا.

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۰:۴۹

مردک وحشی حقش بوده! اگه دختر یا زنشو کشته بود تا الان آزاد میشد و همه هم فراموش می کردن

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۷:۰۰

فکر کنم تو باید نصیب اینجور مردی بشی

نجما۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۳۸

هوخشتره شما بفرما اینجا انصاف چیه مام یاد بگیریم از اول ازدواج این زن بیچاره رو کتک میزده و تحقیر میکرده بعد هم که بچه شو. دیگه انصاف غیر از اینه که این مرتیکه باید به درک واصل میشد؟ تازه باید دست و پاشو میبستن و صبر میکردن به هوش بیاد بعد تو چشماش نگاه میکردن و خفه ش میکردن نه تو حالت بیهوشی. آدم پست و ظالم سزاش همینه.

هوخشتره۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۵۹

چرا عدات کردیم به اینکه همه چیزرو سایه و سفید ببینیم؟ این طرز فکر باعث میشه از انصاف دور بشیم.

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۳۷

تو حقته به این روز بیوفتی

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.