مردی که فقط رنجدیدهها را استخدام میکند
شرط اول این است که ما نیروها را نهایت تا پنج سال در استخدام نگه میداریم یعنی به محض این که توانمند شدند باید بروند و جایشان را به افراد تازه و نیازمند بدهند. شرط بعدی این که باید منظم باشند، چون ما فعالیتی اقتصادی انجام میدهیم و بدون نظم همه چیز به هم میریزد. شرط بعدی هم نداشتن لغزش است،

ردپای بعضی از آدمها در دنیا منحصر به خودشان است، درست مثل اثر انگشتشان. آنها عینکی به چشم دارند که پوسته رویی آدمها را حذف میکند و خیرهشان میکند به قلب مردم.
به گزارش جام جم، آدمهایی مثل علیرضا نبی چشمهایشان را شستهاند و نگاهشان را صیقل دادهاند تا به کسانی سود برسانند که همیشه دست رد به سینهشان خورده است. کارخانجاتی که علیرضا نبی، بانی راهاندازیاش بوده، حالا صادرکننده زیتون ایرانی به دنیاست که خودش این موفقیت را ربط میدهد به همت آدمهایی رنج کشیده که با معجزه محبت و احترام، خود را سرباز وطن میدانند.
همکاران او در این کارخانهها، زنان سرپرست خانوار با هزار و یک داستان غمانگیزند و همچنین زندانیان آزاد شده با برگه سوءپیشینهای در مشت که همه را میترساند و فراری میدهد. قصه انگیزههای این کارآفرین و مکانیسم حمایتیاش از آدمهای رنج کشیده این سرزمین شنیدنی است و البته برنامههای بلند نظرانه او برای راهاندازی کسب و کاری مشابه در سراسر ایران.
بیشتر مردم وقتی اسم زندانی میآید میترسند، شما چرا نترسیدید؟
به نظرم ترس ناشی از جهل است یعنی وقتی نسبت به کسی، مکانی یا موقعیتی شناخت کافی نداری، ذهن به صورت غیرارادی واکنش نشان میدهد، اما من نمیترسم چون سالها با این افراد نشست و برخاست کردم، حرفهایشان را شنیدم و با آنها دمخور شدم و به واسطه شناختی که پیدا کردم، ترسی ندارم.
البته منظورم از ترس، اعتماد است، چرا تصمیم گرفتید به این افراد اعتماد کنید؟
جرقه کار من از یک فرمایش امام علی (ع) آغاز شد. من همیشه فکر میکردم که چطور میتوانم به مردم کمک کنم و فرد مفیدی باشم و روزی از من به نیکی یاد کنند، بخصوص این که همیشه پدر و مادرم را در حال خدمت به خلق خدا دیده بودم. روزی که من آن حدیث را شنیدم مشغول رانندگی بودم و به رادیو گوش میدادم، مجری گفت: «چه سکوتی دنیا را فرا میگرفت اگر هرکسی به اندازه عملش صحبت میکرد.» این جمله روی من خیلی اثرگذاشت، ماشین را زدم بغل جاده و نزدیک یک ساعت فکر کردم. به خودم گفتم من به عنوان یک معلم دانشگاه همیشه حرف زدهام و حالا نوبت عمل است. پس تصمیم گرفتم کاری کنم که به کشورم، دینم و ملتم کمک کند، در ضمن تکراری هم نباشد چون کار تکراری محکوم به شکست است. پس تصمیم گرفتم یک واحد صنعتی تاسیس کنم، اول هم به کارگیری معلولان در نظرم بود، ولی دیدم این کار قبلا انجام شده است. پس رفتم سراغ زنان سرپرست خانوار، چون این گروه از یک سو بشدت نیازمند کمک هستند و از سوی دیگر همیشه معتقد بودهام جامعه زمانی رشد خواهد کرد که به زنان احترام بگذارد و آنها را محترم بداند.
با این تفکر، واحدی صنعتی را راهانداختیم و هسته مرکزی را از کسانی انتخاب کردیم که باور داشتند خدمت به خلق خدا عبادت است، نه این که خدمت کنند و منتظر پاداش باشند و اینچنین با خدا معامله کنند.
نیروهایتان را چطور گلچین کردید؟
جامعه هدف ما زنان سرپرست خانوار بود، اما آن دسته از زنانی که با وجود همه مشکلات و فقر، به عشق بچههایشان دوام آورده و پای زندگیشان ایستاده بودند، مثلا زنانی که با اتباع بیگانه ازدواج کرده، از سوی شوهر طرد شده بودند و فرزندان بیشناسنامه داشتند. البته زنانی که شوهرانشان محکوم به حبس بودند یا فوت کرده بودند نیز در زمره نیروهای جذب شده ما قرار گرفتند که همه یک ویژگی مشترک داشتند و آن این که میخواستند آبرومندانه از آشیانه و فرزندانشان حمایت کنند. یکی از نیروهای ما خانمی بود که با وجود همه مشکلات ناشی از سرپرست خانوار بودن، دختری کر و لال هم داشت. وقتی این خانم به شرکت آمد از دخترش تست هوش گرفتیم و مشخص شد هوش بسیار بالایی دارد، بعد کمک کردیم به مدرسه استثنایی تیزهوشان برود که حالا پس از چند سال این دختر بهترین دانشآموز استانماست.
به طور کلی زنان بهترین نیروهای کار هستند، آنها باهوش، پرتوان، خلاق، وفادار و متعهد هستند و هوش عاطفیشان نیز چند برابر مردهاست، بنابراین به مسئولان و کارفرمایان توصیه میکنم از این ظرفیت استفاده کنند و اجازه دهند بانوان این سرزمین استعدادهایشان را بروز دهند و باعث رشد کشور شوند.
الان چند نیرو دارید؟
ما یک خانواده 400 نفری هستیم که 85 درصد نیروهایمان را خانمها تشکیل میدهند که در چهار شرکت کار میکنند.
چه شد که از استخدام زنان سرپرست خانوار رسیدید به استخدام زندانیان آزاد شده و افراد دارای سوءپیشینه؟
برخی از زنان سرپرست خانوار ما کسانی هستند که شوهرانشان به دلایلی به زندان افتادهاند. پس این موضوع ما را به فکر فرو برد. بنابراین پس از گذشت چهار سال از استخدام زنان سرپرست خانوار و به دست آمدن نتایج خوب تصمیم گرفتیم در طرح توسعه کسب و کارمان از زندانیان جرائم غیرعمد هم حمایت کنیم. به این ترتیب برای تعدادی از شوهران زنان سرپرست خانوار که در استخدام شرکت بودند، کار درنظر گرفتیم، اما طبیعی بود که این کار به تنهایی از عهده ما ساخته نیست. بنابراین موضوع را با خیرین در میان گذاشتیم تا برای اجرای طرحهای توسعهای به ما کمک کنند. این اتفاق هم افتاد و با موسسه خیریهای مذاکره کردیم که کارش آزادکردن زندانیان جرائم مالی بود، خیرین به ما گفتند ما زندانی آزاد میکنیم و شما به آنها کار بدهید که چنین هم شد. بزودی هم فاز طرح توسعهمان در سراوان سیستان و بلوچستان اجرا میشود و کمکم به سراسر ایران خواهد رسید.
شما سیستم خاصی دارید که میتوانید این تعداد نیرو را جذب کنید؟
بله، ما برای کارخانه فقط از ماشینآلاتی که نیاز به نیروی انسانی دارد، استفاده میکنیم یعنی ورود دستگاههای تمام اتوماتیک به کارخانه ما ممنوع است. در کنار این موضوع ما صندوقی نیز تاسیس کردهایم که تکتک کارکنانمان در آن سرمایهگذاری میکنند و بعد از نهایت پنج سال کار در کنار ما، از این صندوق سودی عایدشان میشود که برای توانمندشدنشان کافی است. ما افرادی داریم که با 70، 60 میلیون تومان و حتی تا صد میلیون تومان از پیش ما میروند و خیالمان آسوده است که دیگر از پس زندگی برمیآیند.
چرا این صندوق این همه سود میدهد؟
ما پول جمعشده در صندوق را بایکوت نگه نمیداریم بلکه با آن تجارت میکنیم، چون معتقدیم افرادی که با ما کار میکنند به اندازه کافی رنج دیده و سختی کشیده هستند و نباید 30 سال مجبور به کار کردن باشند (بویژه خانمها)، بنابراین کاری کردهایم که در عرض چند سال پساندازی قابل توجه داشته باشند. البته عدهای از خیرین هم هستند که به این صندوق کمک میکنند و سودحاصل از این سرمایهگذاری را هم به نیروهای ما میبخشند.
پس با کسب و کاری که راهانداختهاید خیلیها مشتاق استخدام هستند، چه ملاک یا شرطی برای استخدام نیرو دارید؟
شرط اول این است که ما نیروها را نهایت تا پنج سال در استخدام نگه میداریم یعنی به محض این که توانمند شدند باید بروند و جایشان را به افراد تازه و نیازمند بدهند. شرط بعدی این که باید منظم باشند، چون ما فعالیتی اقتصادی انجام میدهیم و بدون نظم همه چیز به هم میریزد. شرط بعدی هم نداشتن لغزش است، یعنی هرگونه ارتباط غیرمتعارف و استعمال دخانیات که با آن بشدت برخورد میشود. درعوض این شروط، ما برای تکتک کارکنانمان جشن تولد میگیریم و بزرگترین جشن مجموعه را جشن روز زن قرار دادهایم. ما سعی میکنیم با نیروهای رنج کشیدهمان مطابق موازین انسانی و اخلاقی رفتار کنیم، چون معتقدیم آدمها تشنه محبت هستند.
برای طراحی چنین سیستمی از جایی الگوبرداری کردید؟
نه، همه اینها محصول نیروهای اتاق فکرماست که به من پیشنهاد میدهند و با هم اجرا میکنیم. من هفتهای دو بار در سالن تولید حاضر میشوم، با نیروها حرف میزنم، درد دل میکنیم، همراه آنها ناهار میخورم، حتی زمین را تمیز میکنم تا مرزها را از بین ببرم.
از زندانیان آزاد شده بگویید، کار با آنها چطور است؟
در شرکت ما فقط زندانیان آزادشده جرائم غیرعمد استخدام میشوند و البته در مواردی معدود، زندانیان جرائم عمد. الان یک سوم مجموعه 400 نفری ما سابقه زندان دارند، اعم از چک برگشتی و مهریه. ما نیرویی داریم که مهریه همسرش را یک میلیارد شاخه گل گلایل تعیین کرده که بدهیاش میشود سه میلیارد تومان. به کمک خیرین این فرد از زندان آزاد شد، اما نمیدانم این مهریهها چیست و چه مفهومی دارد، بخصوص این که بعضی خانوادهها مثلا برای تبرک 14 سکه به نیت 14 معصوم هم اضافه میکنند. ایراد ما این است که اسم ائمه را میآوریم و احادیث آنها را در قابهای زیبا به دیوار میزنیم و با آنها تابلو فرش میبافیم، اما سخنان آنها را زندگی نمیکنیم. زندگی بسیاری از ما خوشگل است، اما شیرین نیست.
پس زندانیان آزاد شده برخلاف تصور عمومی، انسانهای خطرناکی نیستند و میشود به آنها اعتماد کرد؟
بله، مردم مطمئن باشند. من در طول سالها فعالیت هیچ خطایی از آنها ندیدم. این افراد، آدمهای زمینخوردهای هستند که ما فقط باید دستشان را بگیریم و بلند کنیم. این را هم بدانیم که گروهی از زندانیان جرائم غیرعمد به علت نقص قوانین به زندان میافتند نه به این علت که آدمهای شرور و مشکل داری هستند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اشکم در اومد
دوست دارم
افرینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
بایک زنجانی این و آقا هر دو مردن
اما این کجا و آن کجا
خدا قوت
پیشنهاد می کنم دولت به اینجور افراد تسهیلات اشتغال زایی بدهد نه برعکس به افرادی بدهد که هم تورم ایجاد کنند و هم اشتغال زددددایی
چه انسانی است این علی که از پس سالهای متمادی سحرکلامش تازه تازه است
ای کاش همه مسلمانان اینقدر به فکر هم باشند و دست همدیگر را بگیرند . نه فقط اینکه به فکر پر کردن جیب خود و اطافیانشان باشند.
دستتو می بوسم.
خدا دارييت رو چند برابر كنه مرد ، دمت گرم
دستهای پینه بسته بهتر از پیشانی های پینه بسته است خدا آن دستس را دوست دارد که می گیر د دست اوفتاد هایی را
......
و از طرفی به این قشر افراد کمترین حقوق ممکن تلعق می گیره !!
كاش در ايران 4 مرد اينچنين بودن واقعا ايران گلستان مي شد خدا اجرت دهد بزرگ مرد
دعای همه کسانی که شما بهشون اعتماد کردین و امثال منی که این خبر را میخوانیم پشت سر شما و خانواده تان هست انشاالله بیش از گذشته در این مهم موفق باشید.
خدا خیرت بدهد ان شاءالله ...
و به ما هم توفیق خدمت به خلق الله . . .
کاش الگویی باشد برای دیگران، برای بچه پولدارهای بی انگیزه ای که همه همتشان راه اندازی سایت برای نشان دادن خوشی هایشان است!
ایشون رهبر اخلاق و انسانیت هستن خدا بهشون طول عمر بده و اینجور افراد و زیاد کنه . آمین
به این میگن یه بیزینس مدل خوب!
اونوقت عدهای وام های کلان گرفتند کارخانه بسازند رفتند دلالی زمین و دلار اگر چند تا مرد مثل این داشتیم چه میشد.
صد ها فرشته بوسه میزنند به دستی که گره ای از خلق وا کند.
فقط یه سوال : در بین برخی مدیران نالایق که کارآفرین نمونه هم هستند جای ایشان کجاست؟
به حالت غبطه میخورم مومن واقعی تویی
من اناري مي کنم دانه به دل مي گويم/خوب بود اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود.علي و خداي علي يارتان باد
عالي
زنده باد
جا دارد که دولت تدبیر و امید با تدابیری چون حذف مالیات - بیمه رایگان - دادن وام و مجوزهای لازم و غیره به این گروه تولیدی کمک نماید که اینگونه افراد خیر راحت تر و با امید بیشتری به کارشان مداومت بخشند و خیرین بیشتری تشویق به انجام آن شوند.
این روانی کیه به همه منفی میده
در انتخاب مسئولین از این آدمها باید استفاده شود
زندگی بسیاری از ما خوشگل است، اما شیرین نیست.
کاشکی تمام کارفرمایانی که یک دیوار گوشتی درست کردند و وقت قبلی میدن و باید اول ازاین دیوارگوشتی که مصاحبه با خانمهای انتیا مانتیک میباشد رد بشی و اگر اگه این خانمها okدادند تازه یک نوبت دوماهه برای مصاحبه با کارفرمای خدازاده بهت میدند و هزاران شرط وشروط
ولی یک افغانی تواین مملکت نه چک نه سفته نه ضامن وهزار سوپیشینه دارد و خیلی راحت با یک کلام استخدام میشوند
کاش اسم محصولاتشم میگفتین ماهم با خرید محصولاتش کمک کنیم حداقل
روح پدر و مادرت شاد.موفق باشی.
آفرین من خیلی چیزها یاد گرفتم از این انسان شریف
همیشه مقتدر و سخاوتمند باشید
تابناک یک زحمت دیگر هم بکش
خیلی ها دوست دارند مسیر ایشان را بروند ولی خوب تجربه ایشان را ندارند
چقدر خوب می شد در قالب مقاله آموزشی یا مصاحبه با عنوان آموزش از ایشان کسب تجربه می کردیم
جونم فدات بخدابرای این غیرت ومردانگیت
امروز از صبح دلم گرفته بود بارها توی اتاق کارم اشکهام و پاک کردم و دنبال یه انگیزه برای شاد بودن و جمع و جور کردن خودم بودم تا اینکه این مقاله رو خوندم مثل اینکه انگیزم برای زندگی یه باره از صفر تا صد رفت از خدا میخوام به حق حضرت علی که واقعا پیشوای بزرگ ما است به این انسان طول عمر بده و راهشو پر رهرو کنه .حجت مسلمونی من به خدا قسم علی (ع) هستش
تاابددرقلب انسانهای ازاده ای ای مرد!
آفرين بر همت والايتان
حرکت این خیر نشان داد وی جزو مدیران و مسئولینی نیست که فقط شعار بدهد بلکه با ابتکار عمل و صد البته با دید خیرانه و خلوص نیت بفکر کمک به دیگران افتاده است. پس باید به وی آفرین گفت و از این حرکت ایشان الگو گرفته و وارد عمل شد و نه شعار خالی.
مرد مومن خدا خیرت بده....هنوز تو ایران مرد هست..
اجرت پیش خدا محفوظه
کاش میتونستیم همه مثل شما باشیم
خیلی بزرگی
مواظب خودتو خوبیهاتو خنده هات باش
علی یارت باشد مرد
ان الله لايضييع و اجرالمحسنين
خدا رو شکر که باز هم مردانی پیدا می شوند که به همنوعان خود ارزش قائلند , مخصوصاً اینکه مقام زن را درک کرده اند.
خداوند خیرت بدهد
درود میفرستم به این انسان مومن و فرهیخته.
اتفاقا دیشب مهمان مرد دیگری ازین تبار بودم که عظمت روحش مرا به گریستن واداشت.
سید محمد موسوی. مردی ویلچر نشین که در کارخانه بسیار موفق خود فیروز بیش از 740 نفر معلول دیگر را بکار گرفته است.
کاش مستوانستید با او هم مصاحبه ای داشته باشید.
دوباره میشود از کوچه های شاد گذشت
دوباره میشود از کودکان ترانه شنید
دوباره میشود آری ...
آفرین ای کاش ذره ای به فکر هم بودیم
سرتعظیم به این تفکر آزاد اندیش نیک گوهر
خدا خیرتان دهد و کسب و کارتان پر رونق باشد انشاا...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.