آخرین خبرتاج: امیدوارم بیرانوند مرد سال آسیا شود
24بازدید

بدترین وضعیتی که در تاریخ جنگ با آن مواجه شده‌ایم!

صدام اعلام کرد، «مهران مهریهٔ فاو است و تا زمانی که ایران در فاو است ما هم محکم و استوار در مهران خواهیم ماند‌» در عراق سه روز تعطیل عمومی اعلام کردند و مردم جشن گرفتند. صدام هم می‌گفت: «ما نمی‌خواهیم ارتش عراق تنها از مرزهای عراق دفاع کند، بلکه می‌خواهیم ارتش عراق سپر امت عرب و شمشیر از نیام برکشیده علیه دشمنان باشد‌».

بدترین وضعیتی که در تاریخ جنگ با آن مواجه شده‌ایم!
روزهای منتهی به اردیبهشت سال ۱۳۶۵ از سخت‌ترین روزهایی بود که در تاریخ دفاع مقدس به ثبت رسیده است و در چنین روزی بود که دوباره شهر مهران توسط عراقی‌ها ‌اشغال شد و مقاومت جانانه رزمندگان تیپ ۱۱۴ امیرالمومنین (ع) که تا ‌۲۸ اردیبهشت به تنهایی با نیروهای پرشمار دشمن می‌جنگیدند تا جایی که از خستگی و تشنگی از حال رفته بودند، خاطراتی است که شاید تا به حال نخوانده باشید. آنچه در ادامه می‌خوانید گزارشی از همین ماجراست.

به گزارش «تابناک»، فروردین ۱۳۶۵ در ایران جشن فتح فاو برپا بود و فرماندهان از سال سرنوشت و پایان مقتدرانهٔ جنگ می‌گفتند. امام خمینی (ره) آن سال را سال استقامت نامید و حوادث آن سال نشان داد امام خوب معادلات جهانی را می‌شناخت.

بدترین وضعیتی که در تاریخ جنگ با آن مواجه شده ایم!
منطقه عملیاتی مهران
فشار بر صدام زیاد شد. روزنامه‌ها می‌نوشتند تصرف فاو مانند چنگی در گلوی صدام است. با دستور صدام ارتش عراق با تبلیغات بسیار، دوره‌ای جدید را آغاز کرد. نظامیان مانور برگزار می‌کردند و بعد در سمینار‌ها ضعف‌هایشان را بررسی می‌کردند. فرماندهان رده بالا با سربازان عراقی صمیمی شدند تا روحیه‌شان را تقویت کنند. رسانه‌های عراق روحیهٔ انتقام جویی از ایرانیان را تبلیغ و ترویج می‌کردند. صدام می‌گفت جبهه جنگ ما با ایران شبیه یک مار است. «ما از دم مار شروع کرده‌ایم (از منطقه عملیاتی والفجر ۹ در شاخ شمیران) تا به سر مار (فاو) برسیم. ما به این نتیجه رسیده‌ایم، ‌اگر ارتش ما حمله نکند، ایرانی‌ها حمله می‌کنند و ما در دفاع به اندازهٔ حمله تلفات می‌دهیم‌».

می‌گفتند هدف ما دفاع غیر ساکن است و در رسانه‌ها حمله‌های عراق به دفاع متحرک مشهور شد. بهار سال ۱۳۶۵، فصل حمله‌های دنباله دار عراق بود؛ ۱۵ فروردین به ارتفاعات دربندیخان، ۱۸ فروردین به شرهانی، ۲۲ فروردین به ارتفاعات سومار، ۴ اردیبهشت به سیدکان، ۶ اردیبهشت به جزیرهٔ جنوبی مجنون، ۱۰ اردیبهشت به فکه، ۱۹ اردیبهشت به پیچ انگیزه و ۲۴ اردیبهشت به حاج عمران حمله کردند. زمین‌هایی که تصرف می‌کردند استراتژیک نبود، اما با تبلیغات پیروزی‌هایشان را بزرگ جلوه می‌دادند.

ایرانی‌ها از حملات مکرر ارتش عراق غافل گیر شدند. عراق بعد از یکی دو ماه اول جنگ دیگر عملیات تهاجمی نداشت و هویزه را هم در ماه چهارم جنگ و در ضدحملهٔ عملیات نصر از ایران گرفته بود. عراق پس از آن در زمین در لاک دفاعی بود و تنها جنگ شهر‌ها و جنگ نفت‌‌کش‌ها را گسترش داده بود. علی شمخانی معاون فرماندهی سپاه می‌گوید: بعد از عملیات والفجر ۸ خط مشی عراق، آفند در همه جا شد و ما پدافند در همه جا و ما این را نمی‌خواستیم.

وضعیت سختی شده بود. آقای هاشمی در نماز جمعه به مردم روحیه می‌داد، اما در جلسات خصوصی می‌گفت از سال ۱۳۶۰ تاکنون این بد‌ترین وضعیتی است که در تاریخ جنگ با آن مواجه شده‌ایم. هر روز خبری از حملهٔ عراقی‌ها و درخواست کمک می‌رسید. دشمن هم قلق ما دستش آمده بود، یا حمله می‌کرد یا فیگور حمله می‌گرفت و ما گمان می‌کردیم می‌خواهد حمله کند.

علی شمخانی در جلسه فرماندهان: «اگر مجموعه تلکس‌هایی که ما را وادار به عکس العمل در رابطه با تحرکات دشمن کرده بررسی شود می‌بینیم گزارش شده که سردشت از دست رفته، مریوان از دست رفته، خرمشهر از دست رفته، پاوه را احاطه کرده‌اند. اگر این طور باشد، با پنج برابر توان فعلی سپاه هم نمی‌توانیم پاسخ گوی این درخواست‌ها باشیم. این ناشی از ضعف اطلاعاتی ماست. دشمن یک سیم خاردار برمی دارد، ما دلیل حمله می‌گیریم. پناهنده می‌فرستد تا ما را به نتیجه برساند که عراق قرار است به فلان جا حمله کند. ما نباید به این شکل به کار اطلاعاتی ادامه دهیم‌».

در سال ۱۳۶۵ گزارش‌ها نشان می‌داد، عراق بناست به مهران حمله کند، فرماندهان مانده بودند، فکر فاو باشند یا مهران. رحیم صفوی: «بهتر است لشکرهای ۴۱ ثارالله (ع) ۵ نصر و تیپ امام رضا (ع) سریعا به مهران اعزام شوند‌». فرمانده‌ای دیگر: «اگر عراقی‌ها به فاو حمله کنند، چه کنیم؟» رحیم صفوی: «من هم نگران فاو هستم اما فعلا هم چاره‌ای برای اعزام نیرو به مهران نداریم‌».

جلسه‌های پی در پی و بحث‌های مختلفی انجام شد. محسن رضایی می‌گفت: «هدف دشمن زمین‌گیر کردن توان تهاجمی ماست تا از عملیات سرنوشت‌ساز ما جلوگیری کند. با این حمله‌ها هم زمان می‌گیرد هم موازنهٔ سیاسی را در مقابل پیروزی‌های ما برقرار می‌کند؛ چیزی که مورد توافق مشترک بین ابرقدرت‌هاست، این است که ایران نباید بر عراق پیروز شود و عراق نباید بر ایران پیروز شود‌».

صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی، پیشنهاد می‌کند سپاه را در دفاع شریک کنیم. دست کم سپاه در آن منطقه‌ای که قصد حمله دارد خودش دفاع را به عهده بگیرد. عزیز جعفری: «عراق فهمیده ما فقط سالی یک بار حملهٔ گسترده داریم، می‌خواهد تمرکز و سازماندهی ما را بر هم بزند. ما سه راه بیشتر نداریم. ادامهٔ حمله در فاو، عملیات محدود برای پس گرفتن مناطق اشغال شده، افزایش نیرو در مناطقی که دشمن می‌خواهد به آن‌ها حمله کند‌». شمخانی «عنصر منتظر در جنگ همیشه بازنده است چون میدان و شرایط جنگ را طرف مقابل انتخاب کرده و به وی تحمیل می‌کند‌». تعدادی از فرماندهان دیگر هم معتقد به حمله‌اند.

بدترین وضعیتی که در تاریخ جنگ با آن مواجه شده ایم!
فرماندهان عراقی به آینده خوش بین‌اند و به تصرف مهران می‌اندیشند. فرمانده عراقی «بیشتر توان نظامی ایران در فاو به کار گرفته شده بود و نیروهای کمین گزارش می‌دادند در مهران تنها یک هنگ دفاعی و بعضی واحدهای پشتیبانی حضور دارند. زمینه برای تهاجم کاملا مهیاست». ابوغزاله، وزیر دفاع مصر، هم می‌گوید «صدام به دنبال راهی برای اثبات قدرت تهاجمی خود بود و حمله به مهران، که نیروهای پدافندی کمی داشت، راحت‌ترین راه برای این کار بود».

اما مهران در مقابل فاو ارزش استراتژیکی نداشت. فرمانده عراقی «مهران شهری است که ما در جریان اشغال اول با خاک یکسانش کرده بودیم و جز تلی از خاک و ویرانه چیزی از آن نمانده بود، اما بار دیگر انتخاب شد تا با اشغال مجددش شکست عظیم فاو جبران شود. در حالی که برای همهٔ ما روشن بود که شهری ویران است و هیچ نقش مهم اقتصادی و نظامی‌‌ ندارد و هرگز قابل قیاس با فاو و اهمیت فوق العاده آن نخواهد بود‌».

ساعت یک نیمه شب ۱۳۶۵/۲/۲۷همزمان با اعزام نیروهای کمکی ایران به مهران عراق هم به مهران حمله کرد. اول آتش سنگینی بر مهران بارید، بعد از دو محور شمالی و جنوبی پیش رفتند سمت مهران. تصرف ارتفاعات، کلید تصرف مهران بود. لشکر ۸۴ خرم آباد (ارتش) و تیپ ۴ لشکر ۲۱ حمزه (ارتش) با شش گردان پیاده و دو گردان زرهی، با عراقی‌ها درگیر شدند و عقب نشینی کردند.

رزمندگان ایلامی اصلی‌ترین مدافعان مهران در حملهٔ عراق بودند. پس از عقب نشینی نیروهای پدافندی ارتش، به تیپ ۱۱۴ امیر المومنین دستور دادند هر چه در توان دارد برای نبرد با عراقی‌های مهاجم بسیج کند. محمد کرمی راد، فرمانده تیپ، تمام ماشین‌های موجود را به خط کرد و رزمندگان ایلامی را به جنگ عراقی‌ها فرستاد. آن‌ها تلاش می‌کنند مدافعانی را که عقب نشینی کرده‌اند دوباره به خط مقدم برگردانند، اما تلاش سرهنگ علی یاری، فرمانده قرارگاه مقدم ارتش در غرب، هم بی‌فایده است و غافل گیری و دستپاچگی از تهاجم عراقی‌ها زیاد است.

مهران از دست رفته بود، اما مدافعان همچنان برای توقف پیش روی عراق در ارتفاعات اطراف مهران می‌جنگیدند، اگر عراقی‌ها تمام ارتفاعات منطقه را نمی‌گرفتند موقعیتشان در مهران آسیب پذیر بود و پس گرفتن مهران قدری آسان‌تر می‌شد. رزمندگان تیپ ۱۱۴ امیرالمومنین تمام هم و غمشان را برای حفظ ارتفاعات گذاشته‌اند.

‌«توان نیروهای فرمانده، که اغلب ۱۷ تا ۲۳ سال دارند، به خاطر گرمای شدید کم شده است. برخی از زور خستگی به سختی در پشت خاکریز‌ها به خواب رفته‌اند. فرمانده، مدام آب و غذا و مهمات درخواست می‌کند و نیرو‌هایش را به صبر و استقامت توصیه می‌کند.» رزمندگان تیپ ۱۱۴ امیرالمومنین تا روز ۲۸ اردیبهشت به تنهایی با نیروهای پرشمار دشمن می‌جنگیدند و در روز ۲۸ نیروهایی از لشکر ۵ نصر، لشکر ۴۱ ثارالله و تیپ ۲۱ امام رضا به کمکشان آمدند. «تا حدی وضعیت دفاعی منطقه بهتر شد. مدافعان ایرانی، در نبردی سخت، مانع سقوط ارتفاعات شمال مهران شدند و آن قدر روحیه گرفتند که روز ۳۰ اردیبهشت، پس از دو روز دفاع سخت، به عراقی‌ها حمله کردند ولی نتوانستند پیش روی کنند.

روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت، ایرانی‌ها دوباره حمله کردند و ارتفاعات ۳۰۷، ۳۱۰، ۳۴۵ و ۳۳۰ و تپهٔ رضاآباد را آزاد کردند. عراقی‌ها هم تیپ‌های جدیدی به منطقه وارد کردند تا تپه‌هایی را که از دست داده بودند پس بگیرند، اما رزمنده‌های ایرانی با تمامی حمله‌های عراق روزهای یکم و دوم خرداد عراقی‌ها را شکست دادند و عراقی‌ها هم به اشغال شهر مهران و برخی ارتفاعات منطقه اکتفا کردند.

بدترین وضعیتی که در تاریخ جنگ با آن مواجه شده ایم!

عراقی‌ها جشن گرفتند و گفتند نیروهای طلایی صدام در عملیات خون خواهی قهرمانان مهران را فتح کردند. سرباز عراقی: «رادیو با چنان آب و تابی خبر فتح مهران را پخش کرد که گویا تهران را فتح کرده‌ایم‌». صدام اعلام کرد: «مهران مهریهٔ فاو است و تا زمانی که ایران در فاو است ما هم محکم و استوار در مهران خواهیم ماند.» می‌گفتند ایران از عقب نشینی ارتش عراق به مرزهای بین المللی سواستفاده کرده و این سزایش است. عقب نشینی ایران در فاو در مقابل عقب نشینی عراق از مهران خواهد بود و الا شهر مهران را در اشغال خود نگه می‌داریم. درعراق سه روز تعطیل عمومی اعلام کردند و مردم جشن گرفتند. چند کشور عربی هم می‌گفتند «ایران فاو را پس بدهد، مهران را پس بگیرد.» صدام هم می‌گفت «ما نمی‌خواهیم ارتش عراق تنها از مرزهای عراق دفاع کند، بلکه می‌خواهیم ارتش عراق سپر امت عرب و شمشیر از نیام برکشیده علیه دشمنان باشد‌‌».

ارتش عراق اعلام کرد در حال بازسازی نیرو‌هایش برای حملهٔ دیگری است و بچه‌های اطلاعات گزارش دادند عراق می‌خواهد به قصرشیرین حمله کند. اوضاع پیچیده شد و امام خمینی از فرماندهان جنگ خواست مهران را آزاد کنید.

منبع: (برگرفته ازکتاب راوی: نجات شهر)

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ویس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۱۲:۵۱

با سلام این حقیر نیز در این عملیات حضور داشتم فرمانده گروهان بودم ل 27 گردان حبیب با 19 سال سن /محور امام زاده حسن مهران و تپه سفید شب عملیات در سنگ شکن حاج صادق نوحه سرایی کرد هوا بسیار گرم بود رمز عملیات را متوجه شدیم یا ابوالفظل عباس ع است بچه با کمبود اب مواجه بودند و تانکر های اب رسان روی تویوتا را بعثی ها هدف قرار میدادند واقعا در موقعیت تدارکات خیلی سخت بود . بچه باشنیدن رمز عملیات قمقمه های اب مختصرشان را نیز خالی کردند تا با نام ابوالفظل عباس اگر قرار است شهید شوند با لب تشنه جان دهند .در این جا لازمه از شهید جمال موحدی که در همین عملیات به شهادت رسیدند یادی بشود و دست نوشته ان شهید درست دقایقی قبل شهادت را برای شما بگم . حسین جان اینجا پشت خاکریز تمام وجودمان را خاک راه کربلا فرا گرفته از اینجا تا کربلا 100 کیلومتر بیشتر راه نیست جانم بقربانت حسین ع محتاج احسانت حسین ع لطفی به مهمانت حسین ع چی میشد من هم جز ........ بودم

علیرضا رحمانی۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۱۲:۰۷

آزاد سازی مهران در سال 65 و در آن هوای سوزان و گرم کار بی نظیری بود بنده حقیر نیز در آن عملیات حضور داشتم و .....
گروهباندوم علیرضا رحمانی گردان 311 گروه 44 توپخانه اصفهان آتشبار یکم

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۱۰:۳۸

سلام بر شهیدان

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۱۰:۲۰

وطنم پاره تنم.جانم فدای تو باد.درود بر دلاوران که جان ناقابل خویش را در راه وطن تقدیم کردتد.

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۸:۳۸

کجایند مردان بی ادعا ..

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۸:۲۹

وقتی مهران را گرفتیم فقط از این شهر یک ساختمان آجری که بنظر اداره آموزش و پرورش بود باقی مانده بود. جالب است که در این گیر و دار و فارغ از این نبردهای شدید یک پیر زن هنوز در مهران زندگی می کرد دو تا گاو هم داشت!

عارف۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۸:۱۱

سلام و درود بر شهدا و زرمندگان اسلام

صمد مهدی پور۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۸:۱۰

با سلام و درود به ارواح پاک و مطهر جمیع شهدا مخصوصا شهدای هشت سال دفاع مقدس که اگر غیرت ، رشادت و جوانمردی و خونهای پاک و مطهر آن مردان الهی نبود خدا می داند الان به چه سرنوشت شومی مبتلا بودیم، این روزها بیشترین چیزی که در ذهنم بارها تداعی می شود این است که حیف و صد حیف از آن همه ایثار ها و شهادت ها، متاسفانه هم بعضی از مردم و هم بعضی از مسئولان خیلی زود آن همه رشادت ها و جوانمردی دلاورمردان الهی را فراموش نمودند.
صمد مهدی پور فرزند زجر و درد کشیده

امین۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۷:۳۱

مهران را هم خدا آزاد کرد
در کربلای یک مهران آزاد شد
مردم ایلام واقعا شجاع و دلیر و مهمان نوازند و رشادتها داشتند در این منطقه.
با شنیدن نام مهران و قلاویزان و کنجان چم و...... همیشه بی اختیار اشک در چشمانم حلقه می زند و خاطرات تلخ و شیرینی را برایم زنده می کند الان هم اشک مجالم نمی دهد شهدای گرانقدری در این منطقه دادیم یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد صلوات و درود می فرستیم بر روان پاکشان
یک بسیجی جامانده از قافله

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۵:۲۱

من توی اون دوران شش ساله بودم
واقعا شرمنده تمام شهدای انقلاب و دفاع مقدس هستم
واقعا ازشون طلب حلالیت دارم که در چه راهی به شهادت رسیدن و الان مسولین ما و ما مردم چگونه جواب فداکاری هاشونو میدیم!
شرمنده ام شهدا

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۵:۱۶

من نمی دانم اینها کیند که منفی میدن،یعنی این هم یک. شوخیه،بیچاره

حسنی۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۰:۴۸

الان هم اگه پاش بیافته از اون مردا کم نداریم.موی بلند و کاکل و شلوار جین و صورت اصلاح شده رو نبینید همین فرزندان ایران برای اسلام و ایران در روز سخت جان میدهند

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۹ ۰۹:۰۷

واقعا که راست گفتی. حقیقتا همین طوره. نباید ظاهر بچه هامون رو ببینیم و بگیم اینا مرد میدون نیستن. خداییش هر وقت به جوونامون اعتماد کردیم نشون دادن که این اعتماد بی راه نبوده حتی اونایی که ظاهرشون غلط اندازه. مردی و مردانگی تو خون این مردمه.

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۱۲:۴۹

زنده باشی مرد
دمت گرم

عباس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۰:۴۶

خیلی جالبه من دقیقا توی همون زمان جبهه بودم خط پدافند شلمچه ولی کوچکترین اطلاعی از اینکه مهران از دست رفته نداشتیم برای حفظ روحیه بچه ها کوچکترین خبری از عدم موفقیت نیروهاو یا شکست در جای دیگه به بچه ها نمیدادن(لشکر 41 ثارالله)

امیری۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۰:۰۶

من هم جزو رزمندگان دفاع مقدس بوده ام و الان با یاد آوری آن روزها اشک در چشمانم حلقه زد انشاءالله خداوند تمامی شهیدان را در بهشت برین جای دهد و ما را شفاعت کنند آمین یا رب العالمین

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۳:۴۹

یادشان بخیر دلیرمردان ایران را.شهدا شرمنده ایم

حسين۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۲:۲۵

كجايند مردان مرد, بي مثالان بي ادعا..

مرتضی ف۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۲:۰۴

با سلام ودرود بر همه رزمندگان و شهدای دفاع از مهران و عملیات کربلای 1
من در اون ایام سرباز توپخانه 105 گردان 302 گروه 44 اصفهان بودم و تقریبا" چند شب بود که آماده باش بودیم و احتمال حمله دشمن رو میدادیم ولی تا شبی که عراق عملیات کرد نیروی کمکی به ما اضافه نشد آنشب تا صبح نیروها مقاومت کردند ولی صبح خط از سمت شمال مهران شکست و عراقی ها تا جاده مهران به ایلام پیش آمدند نیروهای مدافع شهر چاره ای جز عقب نشینی نداشتند . واقعا" روزهای سخت و تلخی بود ما در منطقه بودیم و در عملیات کربلای 1 همراه بچه های لشکر عاشورا بودیم . من اولین زخمی ای بودم که در بیمارستان صحرایی منطقه ارتفاعات شمال آبرسانی مداوا شدم . یاد کربلای 1 و شهدای گرانقدرش گرامی باد

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۱:۴۶

به یاد تکاوران نیروی دریایی و تیپ 65 نوهد آزاد کننده های واقعی خرمشهر و مهران

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۱:۳۸

مهران بار سوم در 28 خرداد 1367 در درگیری نابرابر به دست منافقین اشغال شد.منافقین که با اهدای ادوات زرهی وتوپ و تانک توسط صدام نبروی نظامی فراهم کرده بودند، با پشتیبانی آتش صدام در عملیاتی که آنرا چلچراغ نامیدند به مهران حمله کردند و انرا اشغال کردندو با نشان دادن صف طویل اسرا(لشکر 77 خراسان و 28 کرمانشاه ارتش) و ادوات غنیمتی و بیان شعار "امروز مهران فردا تهران" تبلیغات فراوان برای پیروزی خود کردند اما در نهایت در عملیات فروغ جاویدان شکست سختی خوردند و دو هزار نفر از انان به هلاکت رسید و ادوات آنها منهدم شد.

ایرانی۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۱:۳۱

درود خداوند بزرگ بر جوانمردان هشت سال دفاع مقدس. شادی روح بزرگوارشان صلوات برمحمد( ص)وآل محمد.

رضا۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۰:۴۶

درود بر دلاورمردان نیروی زمینی ارتش .

حمیدخان۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۰:۴۵

این ایثارگران کجا و یارانه بگیران ثروتمند کجا؟
از کجا به کجا رسیدیم!

یاسر۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۲۰:۳۹

مهران با خون آزاد شد. بخاطر همین غروب مهران همیشه قرمز می مونه به یاد شهدا

محسن۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۹:۱۷

درود بر دلير مردان ايران ـ درود بر دلير مردان ايران يادم هست بعد از ازادي مهران تلويزيون مهران ازاد شده را نشان ميداد و با رزمنده اي بدون تصوير روي فيلم مصاحبه ميكرد گفت اگه الان امامو (ر ه) ببيني چي ميگي گفت هيچي من چي دارم به امام بگم اصلا" من ميتونم تو چشم امام نگاه كنم و باهاش صحبت كنم من چيزي برا گفتن ندارم درود بر دلير مردان ايران

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۹:۱۰

درود بر جوان مردانی که با هیچ زبانی نمیشه استقامت و مردانگی و ایستادگی و از خودگذشتگی آنها رو توصیف کرد
ای کاش وضعیت ایران جوری بود که میشد جلوی آنها سر بلند بود
ای کاش هرکدام از تک تک ما ها به نوبه خود احساس مسئولیت کنیم..

مصطفی۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۹:۰۹

لعنت خدا بر صدام و صدامیان . لعنت خدا بر جانشینان و دنباله روهای صدام که همان داعش و النصره و آل سعود و سر سپرده های منطقه ای هستند

هادی۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۸:۳۴

چند بار همه متن رو خوندم .
دو سه بار از رزمندگان ایلامی سخن به میان اومده ولی هیچ جا اشاره نشده که این رزمندگان کی بودن و تحت چه عنوانی فعالیت میکردن.
اون موقع غریب بودن
گردان 555 محرم که از حدود 300 نیرو از ایلام و دهلران و آبدانان تشکیل شده بود از آغاز اشغال مهران همیشه پشتیبان و یاور و کمک رسان به نیروهای سپاه و ارتش بودند و خط نگهدار منطقه مهران .
در عملیات والفجر 3 بیشترین شهید رو خط شکنان این گردان اهدا کردن.
در عملیات آزاد سازی مجدد مهران بقول یکی از دوستان - گردان 300 نفره رفت و گروه دوازده نفره برگشت .
در هیچ کجای تاریخ جنگ اسمی از این گردان و دلیر مردان آن یاد نشده و فقط در صورت نیاز به اسم رزمندگان ایلامی ازشون نوشته شده .
هنوز هم غریب هستن باقی مونده گردان 555 محرم
درود به روح پر فتوح ایثارگرانی که خالصانه جان خودشونو تقدیم کردند تا ایران و اسلام سربلند و پایدار بماند .

مجید۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۸:۳۴

یاداوری ایثار ان عزیزان در ان شرایط سخت مو را بربدن راست میکند...اگر کسی فقط نیم ساعت درامنیت کامل درتیر ماه روی دشت مهران راه برود میفهمد جنگیدن وایثار ان دلاورمردان یعنی چه....پس بیاییم قدردان خون شهدا وایثار ایثارگران باشیم تا خدا هم لطفش را ازما دریغ نکند...حفظ ارزشهای اسلامی خواسته وخونبهای شهداست...

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۸:۲۷

با سلام من در آن موقع ۲۱ ساله بودم و در مقاومت ۲۷ اردیبهشت ۶۷ در مقابل پیشروی عراقیها حضور داشتم و در عملیات کربلای ۱ و آزادسازی مهران خط شکن بودم . فیض اللهی از ایلام

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۸:۱۴

به یاد دلاور مردان سرزمینم سر تعظیم فرو می اورم یاد باد یاد باد

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۵۹

مرگ بر دشمنان ملت ایران تا توان دارم از وطنم دفاع می کنم

mmf۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۵۶

دقت کنید همین تاکتیک هم اکنون توسط داعش اجرا می شود. آنها ضعف ما را فهمیدند ولی ما تا کنون نقطه ضعف آنها را نفهمیده ایم. دولت عراق بهتر است به فکر نقطه ضعف داعشیها باشد تا حملاتی که یک روز جایی را می گیرند جای دیگر را از دست می دهند. شناور حمله کنند.

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۵۰

درود خدا بر تمام دليرمردان ايران.خون جوانان باعث اقتدار كنوني ايران شده .سلام بر شهيدان هميشه جاويدان

farid۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۳۲

من در عملیات ازادسازی مهران بودم هیچگاه هیچ بیان و قلم و عکس و نقلی نمیتواند ذره کوچکی از سختیها و تلخیها و نیز شجاعت و مظلومیت و غیرت بچه ها بدای کسانی که حضور نداشتند را به تصویر وتداعی بکشد اشک در چشمانم جمع میشود وقتی یاد عطش و تشنگی در گرمای وحشتناک تیرماه ارتفاعات مهران و اتمام اذوقه اب وغذا میفتم همه از تشنگی زبانشان به سق دهان چسبیده وتا انتهای گلو پراز رمل و خاک بود و شخصا دیدم بعضی بچه ها زبانشان به سقف دهانشان بگونه ای چسیده بود که خدای من شاهده با انگشت زبان را از سق میکندند و خون میامد مثل چسبیدن زبان به یخ

متین۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۲۸

دمشون گرم با غیرتا...

محمد۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۲۵

صد حیف که این بزرگمردان کم سن وسال خیلی هاشون دیگر دربین ما نیستند بسیجی واقعی واهل عمل بودند انشاالله با شهدای کربلا محشورند وبتوانیم راهشان را ادامه بدیم

علی۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۹:۴۷

اونایی که منفی دادندمیشه بگویید چرا منفی دادید به متن ایشان شاید شما اصلا ایرانی نیستید چون ما ایرانیها به مردانی که از وطن دفاع کردند افتخار میکنیم

ناشناس۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۱۹

من تو همین منطقه در شرکت نفت مشغول کارم. انصافا اینجا کار بزرگی انجام دادند. شوخی نیست گرما، نبود امکانات و همزمان چنگیدن. خداوند درجاتشونو نزد خودش بیشتر کنه و حقشونو بر گردن ما حلال

عباس۱۳۹۴/۰۲/۲۸ ۰۹:۲۲

آمین و درود خدا بر دلیر مردان ایرانی

دکتر پیمان معروف۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۱۶

.............. که این قادسی گورگاه من است کفن جوشن و خون کلاه من است........ ...............

علی۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۶:۵۴

خداییش اینها مرد بودند...
«توان نیروهای فرمانده، که اغلب 17 تا 23 سال دارند، به خاطر گرمای شدید کم شده است. برخی از زور خستگی به سختی در پشت خاکریز ها به خواب رفته اند. فرمانده، مدام آب و غذا و مهمات درخواست می کند و نیروهایش را به صبر و استقامت توصیه می کند.»

مهدی۱۳۹۴/۰۲/۲۷ ۱۷:۳۶

پدر من توی این عملیات 23 ساله بود جز همین جوانهای بود که"اغلب 17 تا 23 سال دارند، به خاطر گرمای شدید کم شده است. برخی از زور خستگی به سختی در پشت خاکریز ها به خواب رفته اند"که مجروح شد دیروز بنیاد شهید استان بودیم مسئولش گفت اگه کسی رو دارین کارتون رو انجام میدیم و گرنه مزاحم نشید

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.