دلنوشتهای بر آتشسوزی جنگلهای ایلام؛
چرا باید ایلام بسوزد تا صدای مردمان آن دیار به گوش مسئولان برسد؟
در خبرهای رسانه ملی می خواندم جنگل های استرالیا ، امریکا و... در آتش سوختند و تلاش ها برای اطفای حریق شکست خورد، ولی از دیروز تا کنون خبری از این همه زخمی که بر پاره تن عروس زاگرس وارد آمد، حتی به صورت زیر نویس مخابره نشد. راستی ایلام کجای نقشه جغرافیاییتان قرار دارد که فقط در آسیب های اجتماعی و بیکاری و... دوست دارید آن را بر صدر آمارتان ببینید؟

آتش سوزی در جنگلهای بلوط ایلام در روزهای تعطیل هفته گذشته، خبر تلخی برای هموطنان بود؛ آتش سوزی که مردم این دیار از پیر و جوان، برای فرونشاندن آن با دستانی خالی همت کردند تا سرمایههای کهنشان را از نیستی نجات دهند.
به گزارش «تابناک»، هرچند واکنشهای متفاوتی از سوی مسئولان محلی درباره مدیریت این بحران در روزهای گذشته مخابره شد و از امام جمعه گرفته تا سایر مقامات از نحوه مدیریت این حادثه انتقاد کردند، هیچ صدایی بهتر از صدای مردم ایلام نمی تواند ناراحتی آنان از سوختن میراث کهنشان را نشان دهد.
سایت عصر ایلام از سایتهای محلی استان، در مطلبی این گونه به حادثه آتش سوزی اخیر جنگلهای بلوط ایلام واکنش نشان داده است:
چرا باید چهار گوشه استان ایلام؛ عروس زاگرس در روز محیط زیست دست به دامان آتش شده باشد تا دادش را به گوش شما پایتخت نشیان برساند؟
«از دیر باز تاکنون که اسم ایلام به زبان آورده میشود چه وقتی " پشتکوه و آلامتو" نام داشت و چه اکنون به نام استان ایلام نام بلوط و طبیعت با الفبای زندگی آن آذین بندی شده است.
این اتفاق نامبارک همزمان با روز جهانی محیط زیست که در ایران هر ساله از 15 تا 21 خردادماه نامگذاری شده، مثل آوار بر سر درختان بلوط افتاد. در این روزها بخشهای وسیعی از استان ایلام طعمه حریق شده است؛ از کبیرکوه و ملکشاهی و ایوان تا چغاسبز و کوههای اطراف ایلام مثلهانیوان و ارتفاعات شلم در زمان حضور باد و خاک و گرما، مکان سور و سات آتش بازی عده ای ولنگار و سهل انگار شد.
ما مردم استان ایلام که سالهاست گردو خاک و ریزگردهای عاریتی را با پوست و استخوان خود لمس کرده ایم و تنها نقطه امیدمان همین بلوطهای پیر بود، طی دو روز گذشته امیدمان نیز به یاس تبدیل شد و بلوطهای هزار ساله را از دست دادیم.
هرساله در همین فصل آتش سوزیهای بسیاری به وقوع میپیوندد و هر بار زخمی جدید بر این پیکر نحیف مینشیند و آن چیزی که بر جای میماند سیاهی ته نشین شده از خاکستر بی توجهی وغفلت است.
دو روز پیش وقتی کوه زجر کشیده «شلم» در حال سوختن بود و دیروز عصر ارتفاعاتهانیوان، باید ذهن دوستداران محیط زیست بویژه مسئولین کشور خصوصا رئیس جمهور به این نکته جلب شود که چرا این همه آتش سوزی در جای جای این استان به وقوع میپیوندد و اما دریغ از یک ارزن توجه ملی و دریغ از چهار جفت امکانات اطفاء حریق.
جناب رئیس جمهور که اولین اولویت استان را جنگلهای زاگرس معرفی مینمایند آیا با خود اندیشیده اند استانی که یک هلیکوپتر ندارد چطور با دست خالی از این سرمایه خدادادی محافظت نماید تا اکسیژن طبیعی شما را فراهم نماید؟
هر روز در خبرهای رسانه ملی میخواندم جنگلهای استرالیا، امریکا و.... در آتش سوختند و تلاشها برای اطفاء حریق با شکست مواجه شده ولی از دیروز تا کنون خبری از این همه زخمی که بر پاره تن عروس زاگرس وارد آمد، حتی به صورت زیر نویس مخابره نشد. راستی ایلام کجای نقشه جغرافیایی تان قرار دارد که فقط در آسیبهای اجتماعی و بیکاری و... دوست دارید آن را بر صدر آمارتان ببینید؟
چرا باید چهار گوشه استان ایلام؛عروس زاگرس در روز محیط زیست دست به دامان آتش شده باشد تا دادش را به گوش شما پایتخت نشیان برساند؟
آری بلوطها دارند دسته جمعی خودسوزی میکنند مثل خوکشی گروهی نهنگها.
و اما با مردم و مسئولین استانم. درود خداوند بر شما غیرت مردان و شیر زنانی که سر به آسمان محرومیت ساییدید ولی تن به ذلت و خواری تسلیم سوختن بلوطهای سرزمینتان ندادید.
شما که دیروز بلوطهای پیر ملجأ و پناهگاهتان در اوج بمباران و فرود خمپاره بود، در این روزها هم شب را با غم واندوه بلوطهای پیر شریک شدید ودر سوگشان نشستید و بازهم دامن بلوط حتی اگر سوخته هم باشد زینت بخش تنتان خواهد بود. چه خوب به بلوطها ادای دین کردید.
آری زاگرس ؛ شلم سوخت،کبیرکوه سوخت اما اگر همه درختانت هم اگر نباشند مردمی برای غصه خوردن و شیونت هستند و این گونه است که ایلام همیشه باید داغی، زخمی و آتشی بر جگر داشته باشد.
و اما سخنی با مسئولین استانم. وقتی شلوار کردی بر تن پوشاندید و دل در آتش زدید یادتان باشد نفسهای گرم همین مردم هم نفستان بود و باید قدر این مردم را بدانیم. به مرکز نشینان که امیدی نیست شما حداقل قدر مردمتان را بدانید.
براستی ما اگر مکانهای تفریحی برای خود و فرزندانمان به اندازه کافی داشتیم، اینقدر آخر هفتههای خود را در آتش و عطش کباب پای درخت بلوطی میسوزاندیم؟ کاش ایلام را در روزها و احوالی ببینیم که دیگر خبرهای تلخ آن را مردمانش نشنوند. کاش ایلام روزی از این محرومیت و بی پناهی دور شود و اینقدر همگی حسرت نداشتهها را در استان نخوریم.
در روزهایی که آتش نارنجی رنگ مهمان سرزمین مان شده بیاییم با خود عهد ببندیم که حافظ و پاسدار این میراث گرانبها باشیم زیرا هویت و گذشته ما در این بلوطهای پیر و سبزقامت خلاصه شده و بی این درختان کهنسال ایلام یعنی هیچ.
همه دست به دست هم بدهیم و این میراث را که گذشتگان ما آن را به درستی مراقبت نمودند، به نسل آینده نیز تحویل دهیم زیرا دین و وظیفه ای بزرگ است و در برابر آن همه مسئولیم. انشاء الله که در این راه شاهد کوتاهی از هیچ فردی و هیچ مسئولی چه خرد و چه کلان نباشیم تا ایلام و بلوطهای کهنسالش همچنان نمادی از ایلام و ایلام نشینان باقی بماند».
در سال های پیش رو این دولت و مجلس هستند که الزاما باید طرح هایی را برای استان های کمتر توسعه یافته کشور تصویب و اجرایی کنند. استان هایی که پس از گذشت قریب به چهل سال از انقلاب اسلامی باید طعم تلخ فقر و محرومیت را فراموش کنند.توسعه نامتوازن از آن دست آفت هایی است که مردم را رنج می دهد، به ویژه استان هایی که در طول هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی،صبورانه مقاومت کردند و دم بر نیاوردند.
به گزارش «تابناک»، هرچند واکنشهای متفاوتی از سوی مسئولان محلی درباره مدیریت این بحران در روزهای گذشته مخابره شد و از امام جمعه گرفته تا سایر مقامات از نحوه مدیریت این حادثه انتقاد کردند، هیچ صدایی بهتر از صدای مردم ایلام نمی تواند ناراحتی آنان از سوختن میراث کهنشان را نشان دهد.
سایت عصر ایلام از سایتهای محلی استان، در مطلبی این گونه به حادثه آتش سوزی اخیر جنگلهای بلوط ایلام واکنش نشان داده است:
چرا باید چهار گوشه استان ایلام؛ عروس زاگرس در روز محیط زیست دست به دامان آتش شده باشد تا دادش را به گوش شما پایتخت نشیان برساند؟
«از دیر باز تاکنون که اسم ایلام به زبان آورده میشود چه وقتی " پشتکوه و آلامتو" نام داشت و چه اکنون به نام استان ایلام نام بلوط و طبیعت با الفبای زندگی آن آذین بندی شده است.
این اتفاق نامبارک همزمان با روز جهانی محیط زیست که در ایران هر ساله از 15 تا 21 خردادماه نامگذاری شده، مثل آوار بر سر درختان بلوط افتاد. در این روزها بخشهای وسیعی از استان ایلام طعمه حریق شده است؛ از کبیرکوه و ملکشاهی و ایوان تا چغاسبز و کوههای اطراف ایلام مثلهانیوان و ارتفاعات شلم در زمان حضور باد و خاک و گرما، مکان سور و سات آتش بازی عده ای ولنگار و سهل انگار شد.
ما مردم استان ایلام که سالهاست گردو خاک و ریزگردهای عاریتی را با پوست و استخوان خود لمس کرده ایم و تنها نقطه امیدمان همین بلوطهای پیر بود، طی دو روز گذشته امیدمان نیز به یاس تبدیل شد و بلوطهای هزار ساله را از دست دادیم.
هرساله در همین فصل آتش سوزیهای بسیاری به وقوع میپیوندد و هر بار زخمی جدید بر این پیکر نحیف مینشیند و آن چیزی که بر جای میماند سیاهی ته نشین شده از خاکستر بی توجهی وغفلت است.
دو روز پیش وقتی کوه زجر کشیده «شلم» در حال سوختن بود و دیروز عصر ارتفاعاتهانیوان، باید ذهن دوستداران محیط زیست بویژه مسئولین کشور خصوصا رئیس جمهور به این نکته جلب شود که چرا این همه آتش سوزی در جای جای این استان به وقوع میپیوندد و اما دریغ از یک ارزن توجه ملی و دریغ از چهار جفت امکانات اطفاء حریق.
جناب رئیس جمهور که اولین اولویت استان را جنگلهای زاگرس معرفی مینمایند آیا با خود اندیشیده اند استانی که یک هلیکوپتر ندارد چطور با دست خالی از این سرمایه خدادادی محافظت نماید تا اکسیژن طبیعی شما را فراهم نماید؟
هر روز در خبرهای رسانه ملی میخواندم جنگلهای استرالیا، امریکا و.... در آتش سوختند و تلاشها برای اطفاء حریق با شکست مواجه شده ولی از دیروز تا کنون خبری از این همه زخمی که بر پاره تن عروس زاگرس وارد آمد، حتی به صورت زیر نویس مخابره نشد. راستی ایلام کجای نقشه جغرافیایی تان قرار دارد که فقط در آسیبهای اجتماعی و بیکاری و... دوست دارید آن را بر صدر آمارتان ببینید؟
چرا باید چهار گوشه استان ایلام؛عروس زاگرس در روز محیط زیست دست به دامان آتش شده باشد تا دادش را به گوش شما پایتخت نشیان برساند؟
آری بلوطها دارند دسته جمعی خودسوزی میکنند مثل خوکشی گروهی نهنگها.
و اما با مردم و مسئولین استانم. درود خداوند بر شما غیرت مردان و شیر زنانی که سر به آسمان محرومیت ساییدید ولی تن به ذلت و خواری تسلیم سوختن بلوطهای سرزمینتان ندادید.
شما که دیروز بلوطهای پیر ملجأ و پناهگاهتان در اوج بمباران و فرود خمپاره بود، در این روزها هم شب را با غم واندوه بلوطهای پیر شریک شدید ودر سوگشان نشستید و بازهم دامن بلوط حتی اگر سوخته هم باشد زینت بخش تنتان خواهد بود. چه خوب به بلوطها ادای دین کردید.
آری زاگرس ؛ شلم سوخت،کبیرکوه سوخت اما اگر همه درختانت هم اگر نباشند مردمی برای غصه خوردن و شیونت هستند و این گونه است که ایلام همیشه باید داغی، زخمی و آتشی بر جگر داشته باشد.
و اما سخنی با مسئولین استانم. وقتی شلوار کردی بر تن پوشاندید و دل در آتش زدید یادتان باشد نفسهای گرم همین مردم هم نفستان بود و باید قدر این مردم را بدانیم. به مرکز نشینان که امیدی نیست شما حداقل قدر مردمتان را بدانید.
براستی ما اگر مکانهای تفریحی برای خود و فرزندانمان به اندازه کافی داشتیم، اینقدر آخر هفتههای خود را در آتش و عطش کباب پای درخت بلوطی میسوزاندیم؟ کاش ایلام را در روزها و احوالی ببینیم که دیگر خبرهای تلخ آن را مردمانش نشنوند. کاش ایلام روزی از این محرومیت و بی پناهی دور شود و اینقدر همگی حسرت نداشتهها را در استان نخوریم.
در روزهایی که آتش نارنجی رنگ مهمان سرزمین مان شده بیاییم با خود عهد ببندیم که حافظ و پاسدار این میراث گرانبها باشیم زیرا هویت و گذشته ما در این بلوطهای پیر و سبزقامت خلاصه شده و بی این درختان کهنسال ایلام یعنی هیچ.
همه دست به دست هم بدهیم و این میراث را که گذشتگان ما آن را به درستی مراقبت نمودند، به نسل آینده نیز تحویل دهیم زیرا دین و وظیفه ای بزرگ است و در برابر آن همه مسئولیم. انشاء الله که در این راه شاهد کوتاهی از هیچ فردی و هیچ مسئولی چه خرد و چه کلان نباشیم تا ایلام و بلوطهای کهنسالش همچنان نمادی از ایلام و ایلام نشینان باقی بماند».
در سال های پیش رو این دولت و مجلس هستند که الزاما باید طرح هایی را برای استان های کمتر توسعه یافته کشور تصویب و اجرایی کنند. استان هایی که پس از گذشت قریب به چهل سال از انقلاب اسلامی باید طعم تلخ فقر و محرومیت را فراموش کنند.توسعه نامتوازن از آن دست آفت هایی است که مردم را رنج می دهد، به ویژه استان هایی که در طول هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی،صبورانه مقاومت کردند و دم بر نیاوردند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
. آن که مسئول است احتمالا ابزار خاموش کردن آتش ( هواپیما ، هلیکوپتر یا تانکر آب پاش ) در اختیار ندارد یا بودجه ندارد یا در حیطه وظیفه اش نیست یا آموزش و راه کار ندارد یا اصلا پیش بینی نشده که ممکن است آتش سوزی در چنین جایی رخ بدهد.
مشکل ما در قبال محیط زیست ریشه ای است و به این زودیها حل نخواهد شد.
مردم ایلام در همه زمان ها چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و چه در زمان جنگ، برای دفاع از نظام اسلامی در صف اول بوده اند. در تمامی انتخابات برگزار شده در کشور در تمامی سالها مقام اول بیشترین مشارکت مردمی در انتخابات را دارا بوده است. هیچوقت مردمی نبوده اند که به دنبال حاشیه برای نظام اسلامی باشند. اما چرا مورد توجه قرار نمی گیرد؟!؟!؟!؟!؟! چرا همیشه در آمارهای (میزان محرومیت، بیکاری) رتبه اول را داراست؟؟؟؟
یک استان مرزی یک بالگرد نداشته باشد خدایا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
درد و بلای تابناک بخوره تو سر هرچی سایت خبريه که از این فاجعه دم نزدند.تابناک دمت گرم که درد دل ما ايلامي ها رو فریاد زدي.
این چه عادت بدی شده همه چیز را سریعا سیاسی میکنیم گلستان هم چند روز پیش بر اثر گرما اتش سوزی شد ترا خدا اینقدر دولت و مملکت را ذلیل نکنید
فقط موقعه انتخابات هست که مردم ایلام میشن قهرمان، پس مسئولین کجا هستند؟! همش شعار ....تو رو خدا بس کنید از این همه شعار
مسئولین محترم، حق مردم مظلوم ایلام رو که هشت سال مظلومانه از کشور دفاع کردند و سربار و پناهنده دیگر استانها نشدند را ادا نکردید.
عجیب نیست در قرن 21 یک استان همچنان از نعمت یک متر بزرگراه، یک متر راه آهن ، يک عدد هلی کوپتر و ... محروم باشد؟
مردم ایلام در عمل نشان دادند که گوش به فرمان رهبر هستند و به فرموده ایشان صبر میکنند و همدل می مانند به امید آنکه دولت نیز اندکی همدلی نماید
اخبار صداوسیما، صدای مردم مظلوم آمریکا و اروپاست، ایران که مهم نیست.
اینجا ایلام است...
صدای سوختن پیر بلوطان...
صدای پرندگان سوخته در آشیان...
.
.
.
صدای غیور مردان و زنان فراموش شده ایران...
من نظرم اینه که مسئولان فقط و فقط به پایتخت و بعضی از شهر های بزرگ اهمیت می دهند و تمام پیشرفت ها در پایتخت شکل می گیرد و به دیگر استان ها اصلا اهمیت نمی دهند خواهشا این کارا نکنید مردم دیگر شهر ها هم به پیشرفت و تفریح و زندگی کردن نیاز دارند
کو گوش شنوا. سالهاست که جنگلها توی اتیش میسوزن و حتی یه هلیکوپتر برای مهار اتیش نداریم. نمیدونم این همه بودجه کجا میره. همین سال قبل چند دفعه جنگلهای گلستان سوخت؟ متاسفانه نه امکانات مهار داریم و نه با عاملین برخورد جدی صورت میگیره.
درود بر تو هموطن چه زیبا گوشه ای از درد دل مردم را بیان کردی. راستی اگر رسانه ملی و رسانه های محلی بجای ساعت ها پخش سخنان سیاسی و شعارگونه این و آن کمی یه آموزش مردم می پرداختند آیا تلفات جاده ای ، تلفات محیط زیست ، جلوگیری از تخریب جنگلها ، تجمع پسماندهای خانگی در کنار چشمه زارها و .... بهمین منوال بود. بنام یک کوهنورد بارها وقتی با تیم های خارجی در جای جای کشور روبرو شدم از ناپاکی مراکز تفریحی شرمنده شدم. براستی ما به کجا میرویم...؟
عالی بود
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.