17 زن و دختر از شیاطین پایتخت شکایت کردند
17 زن و دختر جوان با مراجعه به پلیس آگاهی، شیاطین پایتخت را شناسایی و از آنها شکایت کردند. یکی از متهمان و آخرین قربانی دو پسر شرور در گفتوگو با جامجم، جزئیات اقدامات سیاه متجاوزان را تشریح کرد.
به گزارش جام جم، در این پرونده دو پسر به نام های سعید و فرهاد 21 و 25 ساله متهم هستند از اوایل فروردین امسال با استفاده از یک دستگاه پراید مشکی رنگ در قالب مسافربر اقدام به ربودن و آزار و اذیت زنان و دختران جوان می کردند.
رسیدگی به این پرونده همزمان با شکایت دختر جوانی آغاز شد. فریبا 22 ساله با مراجعه به ماموران کلانتری سنایی در شکایتی گفت: شامگاه 20 فروردین قصد رفتن به خانه را داشتم که خودروی پراید مشکی رنگی با دو سرنشین در میدان هفت تیر مقابلم توقف کرد. وقتی سوار خودرو شدم، پسر جوانی که در صندلی جلو نشسته بود با تهدید چاقو مرا به زیر صندلی برد و پس از رفتن به بیابان های شرق تهران مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و در تهرانپارس رها کردند.
در حالی که تحقیقات برای شناسایی و دستگیری دو شیطان پایتخت ادامه داشت، زن دیگری با مراجعه به دادسرای جنایی از دو سرنشین خودروی پراید مشکی رنگ به اتهام تجاوز شکایت کرد. لیلا 32 ساله در شکایتش گفت: 25 خرداد از خانه ام در تهرانسر خارج شدم. قصد داشتم به سه راه آذری بروم که یک خودروی پراید مشکی رنگ مقابلم توقف کرد. در میانه راه راننده مسیرش را به سمت اسلامشهر تغییر کرد. وقتی به او اعتراض کردم، پسر جوانی که جلو نشسته بود، با تهدید چاقو مرا به زیر صندلی برد. آنها به بیابان های فیروزبهرام رفتند و پس از مصرف شیشه در خودرو مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند.
با ثبت دومین شکایت، ماموران اداره شانزدهم پلیس آگاهی، دو متهم را هشتم تیرماه شناسایی و دستگیر کردند.
سعید و فرهاد با انتقال به دادسرا به هشت فقره ربودن و آزار و اذیت زنان اعتراف کردند. همزمان با اعترافات متهمان و انتشار چهره آنها در رسانه ها 9 زن و دختر جوان به دادسرا و پلیس آگاهی مراجعه و دو پسر شیطان صفت را شناسایی کردند.
2 پسر شرور کابوس شب و روزم هستند
نیوشا 20 ساله آخرین قربانی دو پسر شیطان صفت است که از لحظات دلهره آور آن روز می گوید. گفت وگویی را با او انجام دادیم که می خوانید:
از روز حادثه بگو؟
دوم تیرماه قصد داشتم از خانه مان در غرب تهران به دانشگاه بروم. منتظر تاکسی بودم، اما هرچه انتظار کشیدم خبری از تاکسی نبود. یک پراید مشکی شیشه دودی مقابلم توقف کرد. دو پسر سرنشین آن بودند. مسیرم طولانی نبود، به همین دلیل سوار شدم. ناگهان راننده مسیرش را به سمت کن تغییر داد. هرچه به او اعتراض کردم، فایده ای نداشت و در ادامه به سمت عوارضی آزادگان رفت.
برای نجات تلاش نکردی؟
درهای خودرو قفل بود. فرهاد راننده بود و سعید کنارش نشسته بود. یک لحظه سعید با چاقو به صندلی عقب آمد و مرا تهدید کرد. نمی توانستم کاری کنم. او برای این که مرا بیشتر بترساند، دندان های مصنوعی اش را از دهانش خارج کرد و حتی مرا گاز گرفت.
آنها حالت طبیعی نداشتند و من فکر می کنم مواد مصرف کرده بودند. هرچه التماس کردم و گفتم هرچه بخواهید به شما می دهم، گوششان بدهکار نبود. تا این که به بیابان رسیدیم، یک لحظه نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آنها از آزار و اذیت من منصرف شدند، اما بشدت از آنها کتک خورده بودم و آنها تهدیدم کردند با قمه مرا می کشند.
بعد چه شد؟
فرهاد سریع پیاده شد و هر دو پلاک خودرو را با پارچه پوشاند و دوباره به داخل خودرو آمد.
از تو سرقت کردند؟
آنها با قمه تهدید کردند اگر پول و اموالم را به آنها ندهم، مرا می کشند. من هم مجبور بودم به حرفشان گوش بدهم. می ترسیدم که هر لحظه با قمه مرا به قتل برسانند.
چقدر سرقت کردند؟
گوشواره، دستبند و گردنبندم را همراه یک حلقه انگشتر به ارزش شش میلیون تومان سرقت کردند. آنها تلفن همراه و 60 هزار تومان پول نقدم را از من گرفتند و بعد مرا در بیابان رها کرده و رفتند.
چگونه از بیابان نجات پیدا کردی؟
قدرت فکر کردن نداشتم. چند دقیقه ای در بیابان سرگردان بودم تا این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم.
چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟
چند روز قبل متوجه شدم روزنامه ها خبر دستگیری دو شیطان صفت را منتشر کرده اند و از طریق روزنامه ها متوجه موضوع دستگیری آنها شدم.
توانستی متهمان را شناسایی کنی؟
چهره آنها کابوس من بود، حتی جزئیات صورت آنها را یادم هست. صبح و شب صورتشان جلوی چشمانم بود. آن روز متوجه شدم فرهاد خالکوبی دارد و سعید هم روی دستش جای چاقو هست. وقتی قصد داشت مرا بزند، متوجه زخم هایش شدم.
بعد از آن حادثه چگونه زندگی می کنی؟
همیشه ترس همراهم است. خیلی مواقع می ترسم تنهایی بیرون بروم و وقتی هوا تاریک می شود، وحشتم بیشتر می شود. دیگر از همه خودروهای شخصی ترس دارم و حتی اگر 20 دقیقه هم طول بکشد، منتظر می مانم تا تاکسی سوار شوم. هیچ وقت التماس هایم به آن دو پسر و کتک هایی را که زدند، از یاد نمی برم. زندگی من دیگر با ترس همراه شده و حتی چند بار به روان شناس مراجعه کردم تا این حادثه را فراموش کنم.
تاکسی نباشد، سوار خودروی متجاوز می شوی
سعید 21 ساله خیلی خونسرد است و ادعا می کند هدف اصلی او و همدستش سرقت از زنان بوده اما تحت تاثیر موادمخدر، زنان و دختران را مورد آزار و اذیت قرار می دادند.
چند وقت است مواد مصرف می کنی؟
حدود یک سالی می شود. ابتدا با قرص شروع کردم و به شیشه رسیدم.
نقشه ربودن زنان را تو طراحی کردی؟
نه. یک روز در مورد بی پولی با فرهاد صحبت می کردم که دو نفری تصمیم به سرقت از زنان گرفتیم.
اگر هدفتان سرقت بود، پس چرا زنان را مورد آزار و اذیت قرار می دادید؟
بعد از مصرف شیشه، دست به سرقت می زدیم و تحت تاثیر توهم آن، زنان و دختران را مورد آزار و اذیت قرار می دادیم.
چطور طعمه ها را شناسایی می کردید؟
ابتدا در شرق تهران زنی را سوار کرده و نقشه خود را اجرا کردیم. در خیابان پرسه می زدیم و زنان تنها را در محل های خلوت به عنوان مسافر سوار می کردیم. شرق تهران هم شلوغ بود و هم راه فرار کم داشت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در غرب تهران به جرایم خود ادامه دهیم. اغلب قربانیان را در بلوار آبشناسان و میدان دانشگاه سوار می کردیم. خیلی از آنها دانشجو بودند و بعد از آزار و اذیت وسایل باارزش آنها را سرقت و زنان را با همان وضع رها می کردیم.
وقتی التماس قربانیان را می دیدی، پشیمان نمی شدی؟
نه. همه آنها التماس می کردند و اگر می خواستم توجه کنم، باید تمام زنان را رها می کردم. تعدادی از آنها پول و طلاهایشان را می دادند و از ما می خواستند رهایشان کنیم اما ما تحت تاثیر موادمخدر بودیم و هیچ کنترلی بر رفتارمان نداشتیم.
با پول و طلاهای سرقتی چه می کردید؟
آنها را به یک موادفروش می دادیم و به جای آن شیشه می گرفتیم.
بیشتر چه زمانی به دنبال طعمه می گشتید؟
ظهر بهترین زمان برای این کار بود.
قربانیان به شما مشکوک نمی شدند؟
این همه مسافربر شخصی چه کسی به اینها شک می کند؟ ما هم یکی از آنها. وقتی در گرما منتظر تاکسی باشی و ماشین نباشد سوار درشکه هم می شوی.
پشیمان نیستی؟
پشیمانم، اما ما کنترلی بر رفتارمان نداشتیم و در زمان ربودن زنان توهم داشتیم.

به گزارش جام جم، در این پرونده دو پسر به نام های سعید و فرهاد 21 و 25 ساله متهم هستند از اوایل فروردین امسال با استفاده از یک دستگاه پراید مشکی رنگ در قالب مسافربر اقدام به ربودن و آزار و اذیت زنان و دختران جوان می کردند.
رسیدگی به این پرونده همزمان با شکایت دختر جوانی آغاز شد. فریبا 22 ساله با مراجعه به ماموران کلانتری سنایی در شکایتی گفت: شامگاه 20 فروردین قصد رفتن به خانه را داشتم که خودروی پراید مشکی رنگی با دو سرنشین در میدان هفت تیر مقابلم توقف کرد. وقتی سوار خودرو شدم، پسر جوانی که در صندلی جلو نشسته بود با تهدید چاقو مرا به زیر صندلی برد و پس از رفتن به بیابان های شرق تهران مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و در تهرانپارس رها کردند.
در حالی که تحقیقات برای شناسایی و دستگیری دو شیطان پایتخت ادامه داشت، زن دیگری با مراجعه به دادسرای جنایی از دو سرنشین خودروی پراید مشکی رنگ به اتهام تجاوز شکایت کرد. لیلا 32 ساله در شکایتش گفت: 25 خرداد از خانه ام در تهرانسر خارج شدم. قصد داشتم به سه راه آذری بروم که یک خودروی پراید مشکی رنگ مقابلم توقف کرد. در میانه راه راننده مسیرش را به سمت اسلامشهر تغییر کرد. وقتی به او اعتراض کردم، پسر جوانی که جلو نشسته بود، با تهدید چاقو مرا به زیر صندلی برد. آنها به بیابان های فیروزبهرام رفتند و پس از مصرف شیشه در خودرو مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند.
با ثبت دومین شکایت، ماموران اداره شانزدهم پلیس آگاهی، دو متهم را هشتم تیرماه شناسایی و دستگیر کردند.
سعید و فرهاد با انتقال به دادسرا به هشت فقره ربودن و آزار و اذیت زنان اعتراف کردند. همزمان با اعترافات متهمان و انتشار چهره آنها در رسانه ها 9 زن و دختر جوان به دادسرا و پلیس آگاهی مراجعه و دو پسر شیطان صفت را شناسایی کردند.
2 پسر شرور کابوس شب و روزم هستند
نیوشا 20 ساله آخرین قربانی دو پسر شیطان صفت است که از لحظات دلهره آور آن روز می گوید. گفت وگویی را با او انجام دادیم که می خوانید:
از روز حادثه بگو؟
دوم تیرماه قصد داشتم از خانه مان در غرب تهران به دانشگاه بروم. منتظر تاکسی بودم، اما هرچه انتظار کشیدم خبری از تاکسی نبود. یک پراید مشکی شیشه دودی مقابلم توقف کرد. دو پسر سرنشین آن بودند. مسیرم طولانی نبود، به همین دلیل سوار شدم. ناگهان راننده مسیرش را به سمت کن تغییر داد. هرچه به او اعتراض کردم، فایده ای نداشت و در ادامه به سمت عوارضی آزادگان رفت.
برای نجات تلاش نکردی؟
درهای خودرو قفل بود. فرهاد راننده بود و سعید کنارش نشسته بود. یک لحظه سعید با چاقو به صندلی عقب آمد و مرا تهدید کرد. نمی توانستم کاری کنم. او برای این که مرا بیشتر بترساند، دندان های مصنوعی اش را از دهانش خارج کرد و حتی مرا گاز گرفت.
آنها حالت طبیعی نداشتند و من فکر می کنم مواد مصرف کرده بودند. هرچه التماس کردم و گفتم هرچه بخواهید به شما می دهم، گوششان بدهکار نبود. تا این که به بیابان رسیدیم، یک لحظه نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آنها از آزار و اذیت من منصرف شدند، اما بشدت از آنها کتک خورده بودم و آنها تهدیدم کردند با قمه مرا می کشند.
بعد چه شد؟
فرهاد سریع پیاده شد و هر دو پلاک خودرو را با پارچه پوشاند و دوباره به داخل خودرو آمد.
از تو سرقت کردند؟
آنها با قمه تهدید کردند اگر پول و اموالم را به آنها ندهم، مرا می کشند. من هم مجبور بودم به حرفشان گوش بدهم. می ترسیدم که هر لحظه با قمه مرا به قتل برسانند.
چقدر سرقت کردند؟
گوشواره، دستبند و گردنبندم را همراه یک حلقه انگشتر به ارزش شش میلیون تومان سرقت کردند. آنها تلفن همراه و 60 هزار تومان پول نقدم را از من گرفتند و بعد مرا در بیابان رها کرده و رفتند.
چگونه از بیابان نجات پیدا کردی؟
قدرت فکر کردن نداشتم. چند دقیقه ای در بیابان سرگردان بودم تا این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم.
چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟
چند روز قبل متوجه شدم روزنامه ها خبر دستگیری دو شیطان صفت را منتشر کرده اند و از طریق روزنامه ها متوجه موضوع دستگیری آنها شدم.
توانستی متهمان را شناسایی کنی؟
چهره آنها کابوس من بود، حتی جزئیات صورت آنها را یادم هست. صبح و شب صورتشان جلوی چشمانم بود. آن روز متوجه شدم فرهاد خالکوبی دارد و سعید هم روی دستش جای چاقو هست. وقتی قصد داشت مرا بزند، متوجه زخم هایش شدم.
بعد از آن حادثه چگونه زندگی می کنی؟
همیشه ترس همراهم است. خیلی مواقع می ترسم تنهایی بیرون بروم و وقتی هوا تاریک می شود، وحشتم بیشتر می شود. دیگر از همه خودروهای شخصی ترس دارم و حتی اگر 20 دقیقه هم طول بکشد، منتظر می مانم تا تاکسی سوار شوم. هیچ وقت التماس هایم به آن دو پسر و کتک هایی را که زدند، از یاد نمی برم. زندگی من دیگر با ترس همراه شده و حتی چند بار به روان شناس مراجعه کردم تا این حادثه را فراموش کنم.
تاکسی نباشد، سوار خودروی متجاوز می شوی
سعید 21 ساله خیلی خونسرد است و ادعا می کند هدف اصلی او و همدستش سرقت از زنان بوده اما تحت تاثیر موادمخدر، زنان و دختران را مورد آزار و اذیت قرار می دادند.
چند وقت است مواد مصرف می کنی؟
حدود یک سالی می شود. ابتدا با قرص شروع کردم و به شیشه رسیدم.
نقشه ربودن زنان را تو طراحی کردی؟
نه. یک روز در مورد بی پولی با فرهاد صحبت می کردم که دو نفری تصمیم به سرقت از زنان گرفتیم.
اگر هدفتان سرقت بود، پس چرا زنان را مورد آزار و اذیت قرار می دادید؟
بعد از مصرف شیشه، دست به سرقت می زدیم و تحت تاثیر توهم آن، زنان و دختران را مورد آزار و اذیت قرار می دادیم.
چطور طعمه ها را شناسایی می کردید؟
ابتدا در شرق تهران زنی را سوار کرده و نقشه خود را اجرا کردیم. در خیابان پرسه می زدیم و زنان تنها را در محل های خلوت به عنوان مسافر سوار می کردیم. شرق تهران هم شلوغ بود و هم راه فرار کم داشت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در غرب تهران به جرایم خود ادامه دهیم. اغلب قربانیان را در بلوار آبشناسان و میدان دانشگاه سوار می کردیم. خیلی از آنها دانشجو بودند و بعد از آزار و اذیت وسایل باارزش آنها را سرقت و زنان را با همان وضع رها می کردیم.
وقتی التماس قربانیان را می دیدی، پشیمان نمی شدی؟
نه. همه آنها التماس می کردند و اگر می خواستم توجه کنم، باید تمام زنان را رها می کردم. تعدادی از آنها پول و طلاهایشان را می دادند و از ما می خواستند رهایشان کنیم اما ما تحت تاثیر موادمخدر بودیم و هیچ کنترلی بر رفتارمان نداشتیم.
با پول و طلاهای سرقتی چه می کردید؟
آنها را به یک موادفروش می دادیم و به جای آن شیشه می گرفتیم.
بیشتر چه زمانی به دنبال طعمه می گشتید؟
ظهر بهترین زمان برای این کار بود.
قربانیان به شما مشکوک نمی شدند؟
این همه مسافربر شخصی چه کسی به اینها شک می کند؟ ما هم یکی از آنها. وقتی در گرما منتظر تاکسی باشی و ماشین نباشد سوار درشکه هم می شوی.
پشیمان نیستی؟
پشیمانم، اما ما کنترلی بر رفتارمان نداشتیم و در زمان ربودن زنان توهم داشتیم.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
پراید شخصی با شیشه ی دودی با دوسر نشین مرد!!!!!!باید بگم اگه یه مرد هفتاد ساله هم بود سوار نمیشد چه برسه به یک دختر!!!
باید مثل حکومت عربستان برخورد کرد واینها را درمنظر عموم باشمشیر گردن زد.حیف نام حیوان
برای این افراد اعدام کم است
نتيجه ي لقمه ي حروم
شير ناپاك
خدا نشناسي
بي ايماني
اعدام در اسرع وقت
الان وقت اعدام هست، لطفا اینکار و انجام بدید
این کار باعث بازداری میشه
الان تب کارهای غیر عقلانی افزایش پیدا کرده
سلام
فقط در ملا عام بسوزانند
چرا بايد شيشه ماشينها دودي باشد
اعدام براشون کمه
آقا مجرما اینو تازه یاد گرفتن که تمتم جرائم خودشونو به مصرف مواد ربط می دن تا تبرئه بشن
الان اگه صفحه حواث رو بخونین هر کسی رو که به اتهام دزدی قتل و ... گرفتن میگه تحت تاثیر شیشه بودم
دست پليس هم درد نكنه كه تا اين موارد به دفعات زياد تكرار نشود موفق به ديتگيري مجرم نميشود
سیستم تاکسیرانی ما هم معضلی است اگر سیستم درست و حسابی داشتیم و انقدر مسافرکش بی هویت در خیابانها نبود کمتر شاهد مسایلی از این دست می شدیم.
فقط اعدام ولی قبل از اعدام ناخنهایشان را در جلو مردم بکشند تا درس عبرت بشه برای - - - -
چون کنترلی بر رفتارشان نداشتند بنابر این معذورند باید هر روز قبل از خواب و بعد از خواب یک عدد کنترل محکم با دوام برایشان تجویز کرد.
فقط قصاص تا مرگ نه در ملاعام بلکه در حضور سایر زندانیان . امیدوارم منظورم رو رسانده باشم
ریشه مشکل رو باید دید. وقتی هر کسی که یه چهار چرخه داره امکان این رو داشته باشه که مسافرکشی کنه ، هیچ نظارتی هم نباشه. این مسایل هم پیش میاد.
باید مانند کشور های اروپایی و آمریکا حمل اسپری فلفل رنگی در کیف دختران و خانمها را مجاز اعلام کنند تا بتوانند در مقابل این شیطان صفتان که مصداق محارب و مفسد فی الارض هستند از خودشان دفاع کنند.
خدایشش اینجا نیمهدشب یک دختر تنها اونهم بدون حجاب کسی جرات نداره نگاهش کنه
مسیولان هم بخاطر عذم تامبن مکفی ناوگان حمل و نقل شبانه روری شهری مقصر هستند
متاسفانه خانم ها هم به تاسی از ماهواره جسور شدن و گاهی ممکنه این اتفاق هم براشون بیافته. آخه تو نمیترسی سوار ماشین شخصی با 2 تا مرد به این خفنی میشه ؟؟ والا من اگه بودم از ترس سوار نمیشدم
چه ربطی داشت به ماهواره..؟؟؟؟؟؟؟؟
اینو راست گفته - بدید داعش بخوردشون
در شیطان صفت بودن و لزوم اعدام اینها شکی نیست. ولی بدون تردید با اعدام تکرار این حادثه کم نخواهد شد.... مشکل جای دیگری است ...
سوزاندن ذر ملا عام
زمان پیامبر همون جلو مسجد ظرف 10 دقیقه حکم صادر میشد و همونجا انجام میشد. وغتی شخص جرمش محرزه خودش هم اعتراف میکنه 17 تا شاکی هم داره دیگه دلیلی برای تاخیر نیست فردا میره 10 تا هم تجدید نظر میزنه حکم رو میندازه 10 سال دیگه
به نظر من مشکل را باید اساسی حل کرد
دلایل اصلی بیکاری، نبود برنامه های آموزشی هدفمند برای جوانان از طرف دولت و فقر در بین خانواده های این افراد است
جالبه به قصد تجاوز همه رو سوار کردن اونوقت این خانوم ادعا میکنه که بدون هیچ دلیل خاصی تصیم گرفتن به این یکی تجاوز نکنن. البته قابل درکه چون تو سن ازدواجه
بله.....
خوب شما هم ندید بگیر ...!!
اگه این بلا سر خواهر خودت اومده بود همینو می گفتی ؟
شما هنوز نمیدونین وظیفه قوه قضاییه دستگیر کردن افراد نیست و جلو جرم رو گرفتن نیست؟
قوه قضاییه وظیفه اش قضاوت کردن و صدور حکم است.
این وظیفه نیروی انتظامی است که دستگیر کند و تحویل قوه قضاییه بدهد.
...!
چی میگیییییییی؟؟؟
فقط اعدام در ملاء عام
فقط اعدام کردن یک ایراد داره. ان هم این است که مجرمان دیگر برای به دام نیفتادن، کسانی را که دام می اندازند را خواهند کشت!
این ادمها باید برای همیشه از اجتماع خارج و به حبس ابد محکوم شوند بدون امکان عفو.
ایناقیافه هاشون تابلوئه خلافکاران بعد چطور زنها سوارماشین این قبیل افراد میشن؟حداقل یه نگاه ره راننده بندازن بعدسوارشن اون هم اگه تاکسی نبود سوارشخصی بشن.
با سلام از مسئولین محترم تقاضا میشه با اینها به مدل داعشی برخورد کنن.....
عاقبت تماشای برنامه ها و سریالهای مبتذل ماهواره ای همین است
خخخخخخخخخخخخخخخه کلی خندیدم ناش ناس
از قوه قضاییه تقاضا داریم هر نوع تجاوز باجگیری و جرمهایی از این نوع رو چه یکبار مجرم انجام بده چه 100 بار بدون محاکمه اعدام بده
این کثافتها رو توی همون محله ای که اقدام به دزیدن زنان ودختران می کردند اعدام کنید. چند روز جنازه شون رو روی داربست بگذارین تا درس عبرتی باشد برای بقیه گرگ صفتها.
معلومه که خیلی خونسرد رفتار میکنه ؛ چون میدونه به قید وثیقه آزاد میشه یا چند سال حبس ؛ بعدش میاد و دوباره این کارها رو از سرمیگیره
اعدام
اعدام سريع كمترين مجازاتى است كه براى اين جانواران سزاوار است، قبل از اعدام هم بايد بعلت تجاوز به عنف به ناموس مردم شلاق بخورند.
قوه قضاییه ضعیف عمل می کند رسانه ها اگاه سازی نمی کنند حیف از این همه رسانه که در جهت کمک به مردم گام بر نمی دارند
حداقل سزای این پست فطرتان اعدام است.
اگر حالت عادی نداشتن چطور بدون اینکه تصادف کنن رانندگی میکردن و به بیرون از شهر میرفتن؟در صورتیکه بسیاری از مردم در حالت عادی هم تصادف میکنن
طرف اومده سر اتوبان سوار موتور شده
قدرت تصمیم گیری در لحظه های سخت، واقعاً سخت است...
توی اتوبان هیچ ماشینی توقف نمی کنه اونا از یک دختر کنار جاده هم می ترسند. من ماشینم خراب شد تا 2 ساعت انجا بودم هیچ کس نگه نداشت که با موبایلش تماس بگیرم که امداد بیاد موبایل خودم شارژش تمام شده بود.
اگر این بلا رو سر تو می آوردن الاغ هم اگر رد میشد سوارش نمیشدی؟
تو هم بودی سوار می شدی مطمئن باش
حالا که چی؟
چرا با حیوانات انسان نماهای انیچنینی برخورد جدی نمیشود !قصور از قوه قضائیه است ؟ اگر چند انسان نمای حیوان اینچنینی را که سبعیت شان از حیوانات هم بیشتر است ،را در سطح شهر بگردانند و بعد اعدام کنند بقیه هم حساب کار دست شان میآید. آخه با زندانی کردن این حیوانات آبروی شخص و خانواده اش بر میگردد . همه این حیوانات بعد از دستگیری اظهار ندامت میکنند .
قابل توجه مدعیان حقوق بشر که چرا اعدام تو ایران هست
واقعا توهین به حیوانات شد!
اقا یا خانم محترم چرا به حیوونهای بیگناه توهین میکنی؟ کدوم حیوونی دانسته و از روی اختیار این کارو میکنه که این موجودات کثیف را باهاش مقایسه میکنی؟ حیوون اگرم کاری کنه طبیعتشه....
بهترین مجازات برای این افراد محکومیت کار اجباری در مناطق کویری و گرم و خشک می باشد.مثل ساخت دیوار مرزی در شرق کشور با استفاده از سنگی هایی که این افراد از کوههای اطراف حمل می کنند.اعدام و زندان لطف درحق این جور افراد می باشد.باید اینهارو به معنای واقعی مجازات کرد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.