مادر ۱۲ ساله، فرزند یک ماهه!
«نازخاتون» یکی از صدها دختری است که در سن کم به عقد مردی درآمده که از او 25 سال بزرگ تر است.
خراسان در گزارشی نوشت:
در خانه باز است، وارد می شوم. بوی عجیب و تندی به مشام می رسد بویی که نه شبیه بوی نان است و نه شبیه بوی غذا. حیاط خانه اتاق های زیادی دارد و در هر اتاق یک خانواده زندگی می کنند. پرده را کنار می زنم و وارد اتاق می شوم. دو کودکی که روی زمین نشسته اند از جایشان بلند می شوند و به من تعارف می کنند. «نازخاتون» یکی از صدهادختری است که در سن نامناسب ازدواج کرده است. ازدواج با مردی که نه او را می شناخته و نه علاقه ای به او داشته است. او اکنون با 12 سال سن صاحب فرزندی یک ماهه است.
نازخاتون یک سال پیش برای کم شدن یک نان خور از سفره پدر در 11 سالگی ازدواج کرد.او می گوید: در کوچه مشغول بازی با خواهرهایم بودم که مادرم من را صدا کرد و گفت تو باید ازدواج کنی. من که حق حرف زدن روی حرف پدر و مادرم را نداشتم، به اجبار سرسفره عقد نشستم. نازخاتون غذا درست کردن و شوهرداری را در 11 سالگی و در حالی که مجبور بود از عروسک هایش جدا شود از مادر شوهرش آموخته بود. او می گوید: پس از این که پسرم به دنیا آمد جای عروسک هایم پر شد. از او مانند عروسک هایم نگهداری کردم او را می شستم، لباس هایش را عوض می کردم، شیرش می دادم و ...کنارش دختر کوچکی نشسته است. «حکیمه» هم 9 ساله است و برای بازی با نازخاتون به خانه اش آمده. او دخترعموی نازخاتون است. حکیمه هم چندماهی است که مانند نازخاتون از روی ترس و اجبار با پسرعمویش ازدواج کرده است. رفتارش هیچ شباهتی به زنان ازدواج کرده ندارد، او همچنان غرق در دنیای کودکانه اش است.
نازخاتون می گوید: پدر حکیمه 5سال پیش فوت کرد و پدرم سرپرستی آن ها را برعهده گرفت. صدایش می کند: «حکیمه سرت را نشان بده»، حکیمه چادرش را کنار می زند. جای بخیه های روی سرش به راحتی قابل دیدن است.دوباره چادرش را جلو می کشد و بدو بدو می رود سمت خانه اش.نازخاتون درباره حکیمه توضیح می دهد: 5 ماه است که ازدواج کرده. پدرم به دلیل آن که حاضر به ازدواج با برادرم نمی شد سرش را به دیوار کوبیده است.شوهر حکیمه 23 سال از او بزرگ تر است و او اکنون زن سوم پسرعمویش است. او اکنون با سایر زن های شوهرش در یک خانه زندگی می کند.
نازخاتون، دخترکی است با بچه ای یک ماهه. طبقه بالا، همسایه بغلی اش، کوچه روبه رویی اش، پر است از دختران و زنانی که وقتی کودک بودند، وقتی هنوز باید بازی های کودکانه می کردند، وارد بازی جدی زندگی شدند. دخترهایی که به جای دفتر و کتاب مدرسه، فرزندشان را در آغوش دارند.ازدواج در قانون تعریف و برای آن سن خاصی درنظر گرفته شده است. برای دختران، ١٣ سال و پسران، ١۵ سال. با این وجود ازدواج هایی شکل می گیرد که زیر سن قانونی است. ازدواج های پنهانی به دور از چشم قانون، به دور از هر گونه ثبت و سند محضری.
ازدواج های بدموقع
ازدواج در سال های اخیر در کشورمان، با فراز و نشیب های زیادی مواجه بوده است. چه در میان کسانی که سن و شرایط آن را دارند و چه در میان مسئولانی که دغدغه این روزهای شان شده است ازدواج جوانان و از کمتر شدن تمایل جوانان رسیده به سن ازدواج، هراس دارند.دختران و پسرانی که به سن ازدواج رسیده اند، انگار روز به روز، کمتر به ازدواج فکر می کنند. این کم شدن تمایل به ازدواج، بیشتر در میان تحصیل کردگان و شاغلان دیده می شود. در این میان، ازدواج رو به رشد دختران و پسرانی که هنوز به بلوغ فکری و جسمی نرسیده اند، روی دیگر داستان ازدواج است. براساس قانون مدنی ایران، سن قانونی ازدواج 15 سال برای دختران و 18 سال برای پسران تعیین شده است. هرچند در ماده ١٠۴١ قانون مدنی آمده است که عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ١٣ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ١۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح. همچنین طبق ماده ۴۴ لایحه حمایت از خانواده برای مردی که بدون ثبت در دفاتر رسمی اقدام به ازدواج دایم کند، مجازات جزای نقدی قرار داده و جمع این مجازات با یکی از محرومیت های اجتماعی است. براساس ماده ۴۷ لایحه حمایت از خانواده نیز، سردفتر صرفا در مقابل ثبت ازدواج مجدد بدون اجازه دادگاه مسئول شناخته شده و مجازات چنین سردفتری، انفصال دایم از شغل سردفتری است.
آمار چه می گوید؟!
مدیرکل ثبت احوال سیستان و بلوچستان آمار رسمی در خصوص این قبیل ازدواج ها را اعلام نمی کند اما می گوید: آمار ازدواج های زیر سن قانونی در استان زیاد است، ولی نسبت به سال های گذشته کمی کاهش داشته است.«رضا راحت دهمرده» ادامه می دهد: به دلیل ثبت نشدن آمار و مراجعه نکردن زوج به دفاتر ازدواج، آمار واقعی در این خصوص در دست نیست و نمی توان رقمی را برای این ازدواج ها در نظرگرفت.اما وجود فرزندان بدون شناسنامه، آمار ثبت ازدواج های زمان قدیم و اکنون نشان می دهد که ازدواج های زیرسن قانونی در استان رواج دارد.وی ادامه می دهد: ما برای ازدواج های ثبت نشده، افرادی را به روستاها و شهرستان های استان می فرستیم تا ازدواج های ثبت نشده را به ثبت برسانند و برای افراد بدون شناسنامه، شناسنامه صادر کنند.این که واقعا آماری از ازدواج های زیر سن قانونی در استان وجود ندارد، کمی جای تامل دارد.
مراجعه کنندگان زیادند
مسئول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان درباره ازدواج های زیرسن قانونی در استان می گوید: تقریباً می توان گفت هفته ای 6 تا 7 مراجعه کننده داریم که در سن زیر15 سال ازدواج کرده اند و به هر دلیلی برای احقاق حق خود به این جا می آیند.«کلثوم مؤذن»، ادامه می دهد: البته به واسطه فرهنگ سازی هایی که انجام شده، آمار ازدواج در سنین پایین با فردی که چند دهه از دختر بزرگ تر است نسبت به سال های قبل کاهش یافته است اما هنوز شاهد این ازدواج ها در استان هستیم.ازدواج زیرسن قانونی برای این گروه از لحاظ شرعی در صورت صدور حکم رشد توسط قاضی مشکلی به وجود نمی آورد اما از لحاظ قانونی به دلیل ثبت نشدن ازدواج ها مشکلات بسیاری را برای زنان و دختران به همراه دارد. بیشتر ازدواج های ثبت نشده استان نیز به دلیل همین ازدواج زیرسن قانونی است.وی ادامه می دهد: اگر دختر یا پسری به سن قانونی نرسد ازدواج آن ها در محاضر اهل سنت و اهل تشیع ثبت نمی شود مگر آن که قاضی حکم رشد به آن ها ابلاغ کرده باشد و از آن جا که این کودکان از لحاظ بلوغ فکری کامل نشدند اکثر آن ها نمی توانند حکم رشد را دریافت کنند لذا ازدواج آن ها به صورت خواندن یک صیغه همراه وکیل دختر و چند شاهد صورت می گیرد.
وی دلیل اکثر این قبیل ازدواج ها را تنگدستی، فقر فرهنگی و عقاید قومی قبیله ای می داند و می گوید:بسیاری از این افراد دچار سوءتغذیه هستند و به اجبار والدین شان به ازدواج با شخصی که سال ها از آن ها بزرگ تر است مجبور می شوند و از آن جا که این ازدواج ها بدون انجام آزمایش های پزشکی، مشاوره های قبل ازدواج و ازدواج های فامیلی انجام می شود، فرزندانی با معلولیت های جسمی، ذهنی یا بیماری هایی مانند هموفیلی و تالاسمی در این خانواده ها به دنیا می آیند. به همین دلیل است که آمار ابتلای کودکان به هموفیلی، تالاسمی، معلولیت ذهنی و جسمی در این استان بالاست.از سوی دیگر این استان دارای آمار بالای مرگ و میر مادران است که طبق بررسی های انجام شده موارد فراوانی از این مرگ ها به دلیل سن پایین مادر، ناتوانی در تحمل دردهای زایمانی و رعایت نشدن موازین بهداشتی رخ می دهد.
مسئول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری، ازدیاد معلولان و بیماران ژنتیکی در استان، آمار رو به رشد طلاق به دلیل نبود رضایت شخصی، بروز مشکلات روانی، افسردگی و رعایت نشدن حقوق زنان به دلیل ثبت نشدن ازدواج ها را از جمله عواقب ازدواج های زودهنگام و زیرسن قانونی مطرح و تاکید می کند: بیشتر این ازدواج ها در حالتی سرمی گیرد که دو طرف هیچ شناختی از هم ندارند و حتی یکدیگر را تاکنون ندیده اند.
وی ادامه می دهد: بسیاری از زنانی که به این جا مراجعه می کنند و در سن پایین ازدواج کرده اند، از طرف مقابل می ترسند و از زندگی مشترک دلزده شده اند و تنها به دلیل وجود فرزندانشان مجبور به ادامه زندگی هستند. متاسفانه بسیاری از این دخترها بعد از ازدواج به خانواده های پرجمعیت فرستاده و در اکثر مواقع زن دوم یا سوم یک مرد می شوند و مجبور به کار کردن در یک خانواده پرجمعیت هستند.وی بیان می کند: طبق گفته قاضی اهل سنت، ازدواج بعد از سن بلوغ در میان اهل سنت حتی اگر دختر و پسر رضایت از ازدواج نداشته باشند جرم محسوب نمی شود زیرا این کودکان ولی دارند که اختیار تام دارد و پدر می تواند جای آن ها تصمیم بگیرد.
وی خاطرنشان می کند: ثبت نشدن واقعه ازدواج سبب محروم شدن زن و مرد از امتیازاتی است که دولت به آن ها می دهد مانند یارانه، طلاق، وام ازدواج و ... البته مردی که ازدواج خود را به ثبت نرساند برابر قانون مجازات می شود. گرچه که متاسفانه دست بالای دست بسیار است و بعضی از مردها بعد از آن که همسرشان به سن قانونی رسید برای دریافت امتیازات ازدواج برای ثبت آن ها به دفاتر ازدواج مراجعه می کنند و برای آن که مجازاتی به آن ها تعلق نگیرد تاریخ ازدواج را بعد از سن قانونی دختر اعلام می کنند.
موذن، ادامه می دهد: البته عده ای دیگر به ثبت ازدواج روی نمی آورند و این سبب می شود خانم ها در صورت فوت همسر یا مفقودشدن آن ها تحت پوشش مراکز حمایتی، کمیته امداد و ... قرار نگیرند و علاوه بر آن، فرزندان این زوج نیز به دلیل ثبت نشدن ازدواج ها فاقد شناسنامه و حق و حقوق قانونی هستند.هرچند طبق مطالعات انجام شده، ازدواج های زیر سن قانونی در این استان بیشتر به دلیل فقر و اعتقادات قومی بوده است اما مسئولان باید برای جلوگیری از بروز چنین معضلات اجتماعی که می تواند خطرناک باشد چاره ای بیندیشند.
در خانه باز است، وارد می شوم. بوی عجیب و تندی به مشام می رسد بویی که نه شبیه بوی نان است و نه شبیه بوی غذا. حیاط خانه اتاق های زیادی دارد و در هر اتاق یک خانواده زندگی می کنند. پرده را کنار می زنم و وارد اتاق می شوم. دو کودکی که روی زمین نشسته اند از جایشان بلند می شوند و به من تعارف می کنند. «نازخاتون» یکی از صدهادختری است که در سن نامناسب ازدواج کرده است. ازدواج با مردی که نه او را می شناخته و نه علاقه ای به او داشته است. او اکنون با 12 سال سن صاحب فرزندی یک ماهه است.
نازخاتون یک سال پیش برای کم شدن یک نان خور از سفره پدر در 11 سالگی ازدواج کرد.او می گوید: در کوچه مشغول بازی با خواهرهایم بودم که مادرم من را صدا کرد و گفت تو باید ازدواج کنی. من که حق حرف زدن روی حرف پدر و مادرم را نداشتم، به اجبار سرسفره عقد نشستم. نازخاتون غذا درست کردن و شوهرداری را در 11 سالگی و در حالی که مجبور بود از عروسک هایش جدا شود از مادر شوهرش آموخته بود. او می گوید: پس از این که پسرم به دنیا آمد جای عروسک هایم پر شد. از او مانند عروسک هایم نگهداری کردم او را می شستم، لباس هایش را عوض می کردم، شیرش می دادم و ...کنارش دختر کوچکی نشسته است. «حکیمه» هم 9 ساله است و برای بازی با نازخاتون به خانه اش آمده. او دخترعموی نازخاتون است. حکیمه هم چندماهی است که مانند نازخاتون از روی ترس و اجبار با پسرعمویش ازدواج کرده است. رفتارش هیچ شباهتی به زنان ازدواج کرده ندارد، او همچنان غرق در دنیای کودکانه اش است.
نازخاتون می گوید: پدر حکیمه 5سال پیش فوت کرد و پدرم سرپرستی آن ها را برعهده گرفت. صدایش می کند: «حکیمه سرت را نشان بده»، حکیمه چادرش را کنار می زند. جای بخیه های روی سرش به راحتی قابل دیدن است.دوباره چادرش را جلو می کشد و بدو بدو می رود سمت خانه اش.نازخاتون درباره حکیمه توضیح می دهد: 5 ماه است که ازدواج کرده. پدرم به دلیل آن که حاضر به ازدواج با برادرم نمی شد سرش را به دیوار کوبیده است.شوهر حکیمه 23 سال از او بزرگ تر است و او اکنون زن سوم پسرعمویش است. او اکنون با سایر زن های شوهرش در یک خانه زندگی می کند.
نازخاتون، دخترکی است با بچه ای یک ماهه. طبقه بالا، همسایه بغلی اش، کوچه روبه رویی اش، پر است از دختران و زنانی که وقتی کودک بودند، وقتی هنوز باید بازی های کودکانه می کردند، وارد بازی جدی زندگی شدند. دخترهایی که به جای دفتر و کتاب مدرسه، فرزندشان را در آغوش دارند.ازدواج در قانون تعریف و برای آن سن خاصی درنظر گرفته شده است. برای دختران، ١٣ سال و پسران، ١۵ سال. با این وجود ازدواج هایی شکل می گیرد که زیر سن قانونی است. ازدواج های پنهانی به دور از چشم قانون، به دور از هر گونه ثبت و سند محضری.
ازدواج های بدموقع
ازدواج در سال های اخیر در کشورمان، با فراز و نشیب های زیادی مواجه بوده است. چه در میان کسانی که سن و شرایط آن را دارند و چه در میان مسئولانی که دغدغه این روزهای شان شده است ازدواج جوانان و از کمتر شدن تمایل جوانان رسیده به سن ازدواج، هراس دارند.دختران و پسرانی که به سن ازدواج رسیده اند، انگار روز به روز، کمتر به ازدواج فکر می کنند. این کم شدن تمایل به ازدواج، بیشتر در میان تحصیل کردگان و شاغلان دیده می شود. در این میان، ازدواج رو به رشد دختران و پسرانی که هنوز به بلوغ فکری و جسمی نرسیده اند، روی دیگر داستان ازدواج است. براساس قانون مدنی ایران، سن قانونی ازدواج 15 سال برای دختران و 18 سال برای پسران تعیین شده است. هرچند در ماده ١٠۴١ قانون مدنی آمده است که عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ١٣ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ١۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح. همچنین طبق ماده ۴۴ لایحه حمایت از خانواده برای مردی که بدون ثبت در دفاتر رسمی اقدام به ازدواج دایم کند، مجازات جزای نقدی قرار داده و جمع این مجازات با یکی از محرومیت های اجتماعی است. براساس ماده ۴۷ لایحه حمایت از خانواده نیز، سردفتر صرفا در مقابل ثبت ازدواج مجدد بدون اجازه دادگاه مسئول شناخته شده و مجازات چنین سردفتری، انفصال دایم از شغل سردفتری است.
آمار چه می گوید؟!
مدیرکل ثبت احوال سیستان و بلوچستان آمار رسمی در خصوص این قبیل ازدواج ها را اعلام نمی کند اما می گوید: آمار ازدواج های زیر سن قانونی در استان زیاد است، ولی نسبت به سال های گذشته کمی کاهش داشته است.«رضا راحت دهمرده» ادامه می دهد: به دلیل ثبت نشدن آمار و مراجعه نکردن زوج به دفاتر ازدواج، آمار واقعی در این خصوص در دست نیست و نمی توان رقمی را برای این ازدواج ها در نظرگرفت.اما وجود فرزندان بدون شناسنامه، آمار ثبت ازدواج های زمان قدیم و اکنون نشان می دهد که ازدواج های زیرسن قانونی در استان رواج دارد.وی ادامه می دهد: ما برای ازدواج های ثبت نشده، افرادی را به روستاها و شهرستان های استان می فرستیم تا ازدواج های ثبت نشده را به ثبت برسانند و برای افراد بدون شناسنامه، شناسنامه صادر کنند.این که واقعا آماری از ازدواج های زیر سن قانونی در استان وجود ندارد، کمی جای تامل دارد.
مراجعه کنندگان زیادند
مسئول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری استان درباره ازدواج های زیرسن قانونی در استان می گوید: تقریباً می توان گفت هفته ای 6 تا 7 مراجعه کننده داریم که در سن زیر15 سال ازدواج کرده اند و به هر دلیلی برای احقاق حق خود به این جا می آیند.«کلثوم مؤذن»، ادامه می دهد: البته به واسطه فرهنگ سازی هایی که انجام شده، آمار ازدواج در سنین پایین با فردی که چند دهه از دختر بزرگ تر است نسبت به سال های قبل کاهش یافته است اما هنوز شاهد این ازدواج ها در استان هستیم.ازدواج زیرسن قانونی برای این گروه از لحاظ شرعی در صورت صدور حکم رشد توسط قاضی مشکلی به وجود نمی آورد اما از لحاظ قانونی به دلیل ثبت نشدن ازدواج ها مشکلات بسیاری را برای زنان و دختران به همراه دارد. بیشتر ازدواج های ثبت نشده استان نیز به دلیل همین ازدواج زیرسن قانونی است.وی ادامه می دهد: اگر دختر یا پسری به سن قانونی نرسد ازدواج آن ها در محاضر اهل سنت و اهل تشیع ثبت نمی شود مگر آن که قاضی حکم رشد به آن ها ابلاغ کرده باشد و از آن جا که این کودکان از لحاظ بلوغ فکری کامل نشدند اکثر آن ها نمی توانند حکم رشد را دریافت کنند لذا ازدواج آن ها به صورت خواندن یک صیغه همراه وکیل دختر و چند شاهد صورت می گیرد.
وی دلیل اکثر این قبیل ازدواج ها را تنگدستی، فقر فرهنگی و عقاید قومی قبیله ای می داند و می گوید:بسیاری از این افراد دچار سوءتغذیه هستند و به اجبار والدین شان به ازدواج با شخصی که سال ها از آن ها بزرگ تر است مجبور می شوند و از آن جا که این ازدواج ها بدون انجام آزمایش های پزشکی، مشاوره های قبل ازدواج و ازدواج های فامیلی انجام می شود، فرزندانی با معلولیت های جسمی، ذهنی یا بیماری هایی مانند هموفیلی و تالاسمی در این خانواده ها به دنیا می آیند. به همین دلیل است که آمار ابتلای کودکان به هموفیلی، تالاسمی، معلولیت ذهنی و جسمی در این استان بالاست.از سوی دیگر این استان دارای آمار بالای مرگ و میر مادران است که طبق بررسی های انجام شده موارد فراوانی از این مرگ ها به دلیل سن پایین مادر، ناتوانی در تحمل دردهای زایمانی و رعایت نشدن موازین بهداشتی رخ می دهد.
مسئول دفتر حمایت از حقوق زنان و کودکان دادگستری، ازدیاد معلولان و بیماران ژنتیکی در استان، آمار رو به رشد طلاق به دلیل نبود رضایت شخصی، بروز مشکلات روانی، افسردگی و رعایت نشدن حقوق زنان به دلیل ثبت نشدن ازدواج ها را از جمله عواقب ازدواج های زودهنگام و زیرسن قانونی مطرح و تاکید می کند: بیشتر این ازدواج ها در حالتی سرمی گیرد که دو طرف هیچ شناختی از هم ندارند و حتی یکدیگر را تاکنون ندیده اند.
وی ادامه می دهد: بسیاری از زنانی که به این جا مراجعه می کنند و در سن پایین ازدواج کرده اند، از طرف مقابل می ترسند و از زندگی مشترک دلزده شده اند و تنها به دلیل وجود فرزندانشان مجبور به ادامه زندگی هستند. متاسفانه بسیاری از این دخترها بعد از ازدواج به خانواده های پرجمعیت فرستاده و در اکثر مواقع زن دوم یا سوم یک مرد می شوند و مجبور به کار کردن در یک خانواده پرجمعیت هستند.وی بیان می کند: طبق گفته قاضی اهل سنت، ازدواج بعد از سن بلوغ در میان اهل سنت حتی اگر دختر و پسر رضایت از ازدواج نداشته باشند جرم محسوب نمی شود زیرا این کودکان ولی دارند که اختیار تام دارد و پدر می تواند جای آن ها تصمیم بگیرد.
وی خاطرنشان می کند: ثبت نشدن واقعه ازدواج سبب محروم شدن زن و مرد از امتیازاتی است که دولت به آن ها می دهد مانند یارانه، طلاق، وام ازدواج و ... البته مردی که ازدواج خود را به ثبت نرساند برابر قانون مجازات می شود. گرچه که متاسفانه دست بالای دست بسیار است و بعضی از مردها بعد از آن که همسرشان به سن قانونی رسید برای دریافت امتیازات ازدواج برای ثبت آن ها به دفاتر ازدواج مراجعه می کنند و برای آن که مجازاتی به آن ها تعلق نگیرد تاریخ ازدواج را بعد از سن قانونی دختر اعلام می کنند.
موذن، ادامه می دهد: البته عده ای دیگر به ثبت ازدواج روی نمی آورند و این سبب می شود خانم ها در صورت فوت همسر یا مفقودشدن آن ها تحت پوشش مراکز حمایتی، کمیته امداد و ... قرار نگیرند و علاوه بر آن، فرزندان این زوج نیز به دلیل ثبت نشدن ازدواج ها فاقد شناسنامه و حق و حقوق قانونی هستند.هرچند طبق مطالعات انجام شده، ازدواج های زیر سن قانونی در این استان بیشتر به دلیل فقر و اعتقادات قومی بوده است اما مسئولان باید برای جلوگیری از بروز چنین معضلات اجتماعی که می تواند خطرناک باشد چاره ای بیندیشند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سازمان های حمایت از کودکان کاری بکنند --رفت انسانیت رفت شرافت رفت عدالت رفت...
پدر بی وجدان
من متاسفم براي خودم كه كاري ازدستم نمياد. من هميشه روزهايم را به ارزوي اينكه روزي بتوانم براي تمام بچه هاي اين سرزمين كاري انجام بدهم سپري مي كنم .
باعث تاسفه.
توی کتاب فارسی دوران ما دستانی شعرگونه نوشته شده بود بنام ازماست که برماست حالا
مفهوم اون داستان رامیفهم
ایران تبدیل شده به مملکت مشکلات و بدبختی ها فقر فکری و فقر اقتصادی باعث اینگونه مشکلات میشود
با وجود اينكه معتقدم يك مورد هم زياد است ولي اين موارد خيلي كم و در جاهاي خيلي خاص و دور افتاده است كه البته عرض كردم جاي تامل و رسيدگي دارد.
اگه کودک آزاری نیست پس چیه؟.... ضمنا اون 13 ساله ای هم که قانون ازدواجش رو مجاز دونسته دست کمی از 11 ساله نداره... دور و برمون چی میگذره؟... کجای کاریم؟؟؟!!!
من نمی دونم چرا به خارجی ها فحش می دهیم خودمان هزارتا اشکال داریم هوارتا این هم یک نمونه اش ازدواج کودکان !!!!!!!! واقعا مصداق کودک آزاری است و شکنجه ... خدا را که نمی شناسیم که اگر می شناختیم اینگونه نبودیم ما مردمانی بی رحمیم وقتی با حیواناتمان آنگونه ایم مسلما با همنوعمان بهتر از این نخواهیم بود
پس چرا هرروز صحبت از دموکراسی و حقوق کودکان سر میدین ؟
""طبق گفته قاضی اهل سنت، ازدواج بعد از سن بلوغ در میان اهل سنت حتی اگر دختر و پسر رضایت از ازدواج نداشته باشند جرم محسوب نمی شود زیرا این کودکان ولی دارند که اختیار تام دارد و پدر می تواند جای آن ها تصمیم بگیرد."" اون ولی اگر خودش عقل داشت که با وجود فقر بچه زیاد نمیاورد تا مجبور بشه بخاطر فقر دختر 11 ساله شو وادار به ازدواج کنه!!!!
توی سیستان و بلوچستان جاهایی هست که اگه برین بخدا خجالت میکشین که یه بسکویت بگیرین دستتون بخورین.
فقر مادی و فقر فرهنگی و جهالت و بی سوادی پدر مادرها همه دست به دست هم داده اند تا این تراژدی های غم بار به وقوع بپیوندند!
به نظر من سن 13 سال برا دخترا و 15 برای پسرا هم با وجود قانونی بودن، انسانی نیست. در حقیقت این قانون قبیله ای باید اصلاح بشه. مگه یک بچه ی 13 یا 15 ساله چه چیزی میفهمه که به اسم قانونی، مجاز میشن به ازدواج؟؟ 11 ساله و 13 ساله مثل همند. مشکل اساسی تر از این حرفاست!
برای دختران، ١٣ سال و پسران، ١۵ سال.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا ه دختر 13 ساله میتونه از پس زندگی بربیاد
این چه قانونیه
بابا یکم به روز باشید این برای دخترای عرب زمان جاهلیت بوده که دختر 9 سالشون هیبت یه زن 40 ساله رو داشته
واي برما واي برما.................................
به نظر من به این دخترها تجاوز شده
سلام . واقعا دلم گرفت از این همه .......
اين هم نتيجه افرايش زاد و ولد
ازدواج تو این سن ها عین تجاوزه.
چرا دریک مملکت که هدف اجرای عدالت در آن است جلوی این جور ظلم و بی عدالتی ها گرفته نمی شود؟
خيلي دوست دارم با پدر اين دختر خانم يك نشستي داشته باشم .....
ايشون بايد إرشاد بشن
فاجعه است وبدنبال آن فرزندانی بدنیا می آیند بیفرهنگ وعقده ای وخطرناک برای جامعه ازدولت محترم خواهش میکنم که دراین مناطق درهمه جوانب فقرزدایی کند
وای خدایا دارم دیوانه میشم.......
اونطور که تو مستندها دیدم حتی گله های حیوانات وحشی در دشتهای آفریقا برای گزینش جفت رسیدن به سن بلوغ رو درک میکنند ولی برای انسان ها مثل اینکه این معنی نداره.....
نمیدانیم برای معصومیت این مادر نوجوان بگرییم یا
به ریش شوهری که بجای پدرش است بخندیم؟!
واقعا دولت بايد كاري بكند، ادعاي مسلماني كه زياد داريم، پس چرا كاري نمي كنيم؟
هنوز آدمهای قرون وسطی ایی تو این مملکت داریم بنظر من همه اش بخاطر فقر هستش.
کاش ایرانم انجمن حمایت از کودکان داشت
البته اگرم داشت فکر نمیکنم کاری می کرد
دقیقا. وقتی پدر مالک بچه است و هر کاری بخواهد می تواند انجام بدهد حتی اگر اورا بکشد قصاص ندارد انجمن چیه
واقعا چرا؟؟؟؟
پس انسانیت کجا رفنه؟؟؟
ضعف دولت و قانون هست..چطور برای یک چراغ قرمز رد کردن 40 تومن جریمه هست و کلی تنبیه و نمره ..چرا با این معضلات برخورد نمیشه ....الان همین اقا چه حکمی براش بریده شده ...چه کاری برای اموزش این ادمها انجام شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فقر فقر و فقط فقر حضرت علي (ع) ميفهماند وقتي فقر از درب خانه وارد شود دين و إيمان از يك دري بيرون ميرود
حضرت علی میفرماید ، نه بقول تو میفهماند!
وقتی فقر از یک در وارد شود ایمان از در دیگر بیرون
میرود(حضرت علی علیه سلام)
عجب مگه داریم ؟؟؟؟؟؟خدا یا نجاتمان بده کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
کاش زندگی اینها فیلم میشد و در شهرهای بزرگ نمایش داده میشد. نمیشه باور کرد که هنوز این همه فقر وجود دارد!!!!
صبح در یورو نیوز شنیدم روزجمعه به یک دختر 3 ساله تجاوز شده است این حیوان های وحشی هم زیر چتر واژه ازدواج این گونه به دختران این سرزمین تجاوز می کنند خدایا خدایا خدایا از انسان بودن شرم داریم
... و مایی که همچنان اندر خم یک کوچه ایم !!!
مصداق صریح کودک آزاری در کشور البته با مجوز
کدام مجوز؟
ولی !!! اختیار تام دارد ???
کی به ولیی بی عقل اختیار تام می دهد؟!
خدایا نجات بده مردمم را از فقر و تنگدستی .
خدایا نجات بده زنان را و کودکان را از ظلم و ستمی که بنام شرع و قانون بر آنان روا می شود.
و خدایا طلب می کنم برای همه مان انسانیت را ، خوشبختی ، آرامش و سعادت را اول در این دنیا و بعدا در آن دنیا .
فقط گریه کردم...
واقعا جای تاسفه برای دخترکان معصوم سرزمینم
یه موقعی باید بین بد و بدتر بد رو انتخاب کرد وگرنه بچه همه برای پدر و مادر عزیزه وقتی حس کنه اگه ازدواج نکنه هزار تا بلا سر راهشه مجبوره اینکارو بکنه .
دیگه چه بلایی از این بدتر میشه سرشون بیاد؟
فوقش نمی تونن نونشون رو بدن، واگذار کنن به بهزیستی.
نه عزیز من. شما ساده ای. این به اصطلاح پدرها، دخترها رو می فروشن! اسمش هم مهریه و شیربهاست.
خب دوست عزیز چرا اون پدر و مادر بلانسبت شما احمق اینقدرررر بچه بیاره که از روی فقر و تنگدستی مجبورش کنه بره بد رو به بدتر ترجیح بده؟؟؟؟!!!
حرف نزن
تو فقط حرف نزن
نه به چهل ساله هایی که مجردند و نه به 11 ساله هایی که مادرند
هیچ کمتر ازجنایت نیست.
واقعا که!
مجبور کردن دختر بچه ها به ازدواج نه تنها ظلمه که مصداق واقعی جرمه.
فقط به دختر بچه ظلم نمیشه این ظلم مضاعف به پسر بچه هاست.
9 سال؟!
11 سال؟
واي خداي من!!!
بابا سرپرستش که عموشه داده به پسرش عقدش می کنه ،اگر دولت عرضه داره اول خرجش رو بده بعد برای زمان عقدش نظر بده!
خاک بر سرم
آقای جواد محسنی اونوقت اون پسره که متولد 75 هستش شغل هم داشت؟
دور از جونت عزیزم. من سردفتر ازدواجم در شهرستان نیشابور و با این صحنه ها تا حدودی آشنا هستم.
خدا رو شکر اخیرا با بخشنامه ای که ابلاغ شده ازدواج دختر کمتر از 13 سال به هیچ وجه _ حتی با اخذ حکم رشد از دادگاه _ ثبت نمیشه. اگر چه سن 13 سال تمام هم هنوز خیلی جای بحث داره ولی من حدود یک ماه قبل ازدواجی رو ثبت کردم که دختر متولد مرداد 81 و پسر متولد شهریور 75 بود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.