آخرین خبرعکس: پنجره‌ای به گذشته؛ شهید لاریجانی در کنار سرلشگر محسن رضایی
2بازدید

روایت پرسنل بیمارستان از ماجرای بخیه صدرا

ما توی اورژانس، از این صحنه ها زیاد می بینیم. پرستاران یاد گرفته اند وقتی می بینند بیمار می گوید پول ندارم، صورتشان را آن طرف کنند تا اگر بیمار خواست برود، کسی مسئول نباشد.

واقعیت پرونده صدرا، پسربچه ای که در شبکه های اجتماعی می گویند بخیه صورتش به خاطر ندادن پول، کشیده شده چیست؟

به گزارش خبرآنلاین، زخمی یک سانتی‌متری بود، زیر چانه پسرکی که این روزها همه نام او را بلدند؛ صدرا. همه از ایران گرفته تا ینگه دنیا شنیده اند او برای درمان این زخم به کجا رفت، بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی شهر، شهرستانی با تراکم جمعیتی بسیار زیاد، چسبیده به غرب اصفهان بزرگ که این روزها به دو علت،‌ اخبار آن بر سر زبانهاست. یکی واژگون شدن اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه آزاد شهر مجاور، در یکی از گردنه های پرشیب آن و دیگری به خاطر خبری که درباره زخم صدرا در رسانه ها پیچید؛ «والدین این پسر پول نداشتند و کادر درمانی بیمارستان، بخیه ای را که زده بودند، کشیدند!» اتفاقی غیر قابل باور

در روزهای اخیر، آنقدر اخبار ضد و نقیض و متفاوت از این جریان منتشر شده که واقعا نمی توان فهمید موضوع چه بوده؟ آیا کادر درمان به خاطر فقر خانواده صدرا، بخیه های صورت این پسرک را کشیده اند و گفته اند برو دنبال کارت؟ یا واقعیت چیز دیگری است؟

جو سنگین حاصل از انتشار این خبر در یک روزنامه محلی و پس از آن، پیگیری دوربین داغ و شتابزده یک بخش خبری شبانه تلویزیون، مجالی برای بررسی دقیق این مسئله به کسی نداده. جامعه هم که بارها نشان داده پتانسیل انعکاس اخباری از این دست را به وفور در خود مستتر دارد، با استفاده از شبکه های اجتماعی دست به کار شد تا بخش بزرگی از این رویداد، در هاله ای از ابهام بماند.

بیمارستانی کوچک در شهری شلوغ


بیمارستان اشرفی اصفهانی خمینی شهر، در خیابانی شلوغ قرار دارد. خیابانی که باعث شد چهار طرف این بیمارستان، پر از خانه های آجری چند طبقه شود که نشان می دهد این مرکز درمانی در وسط بافت مسکونی شهری با تراکم جمعیتی بسیار بالا ساخته شده است.

ورودی بیمارستان، از میله های افقی متحرک گذاشته اند تا ورود و خروج خودروها را کنترل کنند. اول حیاطی کوچک که با چند قدم به ورودی بیمارستان می رسد، بوفه ای گذاشته اند و کیک و ساندیسی می فروشند برای همراهان بیماران. آن سوتر، چند نیمکت آهنی سبز رنگ چیده اند تا همراهان خسته، روی آن بنشینند و نفسی چاق کنند تا نوبت ملاقات برسد. ورودی درمانگاه روزانه بیمارستان جداست، سمت راست ساختمان. سالن انتظاری دارد مانند همه بیمارستانها و وقتی بیماران برای ویزیت درمانگاه تخصصی و فوق تخصصی می آیند، باید روی نیمکتهای سفید این سالن، منتظر نوبت بمانند.

ورودی اورژانس و بخشهای بستری، این سو است، سمت چپ ساختمان که بالای سردر آن، تابلوی بزرگی نام بیمارستان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را نوشته. اول ورودی، تابلویی به دیوار زده اند که تصویر رهبر انقلاب را دارد و گفتاری از ایشان که با حاشیه زرد، مشخص شده است: «نباید بیماران به جز رنج بیماری، دغدغه دیگری داشته باشند.» زیر این تابلو را روابط عمومی بیمارستان امضا کرده. از مقابل این تابلو، پذیرش اورژانس شروع می شود. اتاقکی شیشه ای که در کنار آن، نگهبانی اخمو نشسته و با سوءظن روندگان و آیندگان را نگاه می کند.

ورودی بخشهای بستری، کم آن سوتر است. طبقه همکف، آزمایشگاه و سیتی اسکن و تجهیزات تشخیصی است و طبقه بالا بخشهای بستری. هر کس وارد ساختمان که می شود، بوی دترجنت و ساولن و بقیه محلول های ضدعفونی زیر دماغش می زند. دیوارها، با سنگ سفید پوشیده شده و پیداست ساختمانی سن و سال دار است.

به ما گفته اند حرف نزنیم


طبقه بالا، از کنار راه پله ها، بخش جراحی زنان شروع می شود. این طرف، دفتر پرستاری است. مترون و سوپروایزر اینجا می نشینند که کارشان، مدیریت امور پرستاری بیمارستان است و پرستاران اورژانس هم مانند هر بخش دیگری از این مجموعه، زیرنظرشان قرار دارد. کنار دست اتاق مدیریت پرستاری، اتاق مددکار است.

مددکار این مرکز، خانمی است که دفاتر بزرگ روزانه را پر می کند. او حاضر نیست برای روشن شدن وضعیت پرونده صدرا جواب بدهد. پاسخش کوتاه است و بدون ابهام: «به ما گفته اند حرف نزنید. همینقدر بگویم این چیزهایی که می گویند درست نیست.»

بعدا معلوم می شود او توانسته برای هزینه پرونده صدرا، ۵۵ هزار تومان تخفیف بگیرد. تخفیف گرفتن، این روزها تقریبا همه کاری است که مددکاران بیمارستانها می کنند. چون در شلوغی بیمارستانهای دولتی، با وجودی که باید همه آحاد مردم بیمه شوند، باز هم کسی پیدا می شود که به هر دلیل، بیمه نشده. مانند والدین صدرا که بیمه ای نداشتند تا هزینه ۱۶۰ هزار تومانی ویزیت، تجهیزات، بخیه و پانسمان را بپردازند.

وقتی خانم صادقی، مددکار بیمارستان، حاضر نیست درباره اینکه واقعیت اصلی چطور بوده، توضیح دهد، باید سراغ پرستاران دیگر رفت.

انتهای سالن طبقه اول، بخش جراحی مردان است. بخشی شلوغ و در هم ریخته که پیداست ظرفیت اتاقهای آن، با تخت هایی اضافی که گذاشته اند، چند برابر استاندارد شده.

یکی از پرستاران، آقایی است بلندقامت و خوش صحبت. با خوشرویی درباره حادثه توضیح می دهد: باور کردنی نیست اینطور که می گویند همکار ما، بخیه را بعد از زدن، کشیده باشد.

این پرستار که در شیفت فعلی مسئول اعزام بیماران به مراکز دیگر از جمله بیمارستان الزهرا(س) اصفهان است توضیح می دهد: پرستاری که این کارها را به او نسبت می دهند، انسان بسیار شریفی بود که دکترای پرستاری داشت. حتی کسی که دکترای پرستاری هم نداشته باشد و مثل من بهیار باشد هم می داند نباید بخیه ای که تازه زده شده به خاطر ندادن پول، کشیده شود.

به نظر نمی رسد منطقی باشد بخیه ای که زده شده تا زخم زیر چانه پسرکی ۴ ساله را به هم بیاورد، به دلیل پول ندادن به صندوق، آن هم در بیمارستانی دولتی که عموما پرونده هایی از این دست، فراوان پیش می آید، کشیده شود.

سوپروایزر شیفت هم با این نظر موافق است. آقایی است باریک اندام، با حدود ۴۵ سال سن که ۳ تلفن روی میزش، لحظه ای از زنگ زدن ساکت نمی شوند. با حوصله، یکایک گوشی ها را جواب می دهد و در بین هماهنگ کردن بخشهای مختلف، ماجرا را به مسئولیت خودش و بدون هماهنگ کردن با اسمهایی مانند حراست و مدیریت که این روزها زیادی در بیمارستان اشرفی اصفهانی می گویند، تعریف می کند: چنین چیزی نیست که این روزها روی گوشی های تلفن و شبکه های اجتماعی مطرح می شود. پرونده این بیمار، هنوز هم در اورژانس است و همه چیز پیداست. وقتی اورژانس شلوغ می شود، پرستاران باید با یک دست، ده کار انجام دهند. آن روز هم همکار ما، طبق تشخیص و دستور دکتر، برای زخمی سطحی که حدود یک سانتیمتر زیر چانه بیمار بود، یک بخیه می زند و مادر بیمار را برای پرداخت هزینه پرونده به صندوق معرفی می کند.

این سوپروایزر بالینی در ادامه می گوید: بیمار پانسمان و آماده ترخیص می شود، ولی مادر بیمار به صندوق می گوید که پولی برای پرداختن ندارد. بیمار را به مددکاری راهنمایی می کند و از ۱۶۰ هزار تومان هزینه پرونده، ۵۵ هزار تومان به او تخفیف می دهند. مادر بیمار باز هم می گوید ۱۰۵ هزار تومان باقیمانده را ندارد.

میان توضیحات این مدیر پرستاری، خانم صادقی مددکار بیمارستان وارد اتاق می شود و اشاره می کند که باید با حراست هماهنگ شود. مدیر پرستاری شانه بالا می اندازد: حقیقت را آنطور که می دانم، می گویم. این روزها به اندازه ای به ما تلفن می شود و مردم ناسزا می گویند که پرستاران روحیه شان را از داده اند. مگر ما اینجا برای خودمان پول چاپ می کنیم یا هزینه ای که از بیمار می گیرند به جیب ما می رود که بعضی از مردم، تلفن می زنند و توهین می کنند؟

دوباره به ادامه ماجرای صدرا می پردازد: ما توی اورژانس، از این صحنه ها زیاد می بینیم. پرستاران یاد گرفته اند وقتی می بینند بیمار می گوید پول ندارم، صورتشان را آن طرف کنند تا اگر بیمار خواست برود، کسی مسئول نباشد. از این پرونده ها در بیمارستانهای دولتی زیاد است و کسی باور نمی کند پرستار به دستور پزشک، بخیه را کشیده. منتهی ظاهرا برخی از همکاران ما که دل خوشی از این مجموعه ندارند، مادر بیمار را که بدون پرداخت هزینه، پرونده را انداخت و بچه اش را برد، تحریک می کنند شکایت کند.

سوپروایزر بالینی حالا دیگر سر پا ایستاده و حرف می زند. انگار هیجان بازگویی ماجرایی که این روزها در همه شبکه های اجتماعی، رادیو، تلویزیون و حتی شبکه های ماهواره ای نقل محافل شده، او را وامی دارد تمام قد از شان حرفه ای خود و همکارانش دفاع کند: بیمار وقتی از در بیمارستان بیرون می رفته، یک بخیه در زخمش داشته و پانسمان هم روی بخیه بوده. این که چه کسی یا کجا و به چه خاطری این بخیه را کشیده، یا اصلا بخیه کشیده شده یا نه را ما نمی دانیم. این را باید دادگاه و دستگاه قضایی مشخص کند.

او، کاغذی می دهد که روی آن شماره تلفن نظام پرستاری اصفهان نوشته شده: ما در خمینی شهر، نظام پرستاری مستقل نداریم و با شهرستان اصفهان، مشترک هستیم و دفتر نظام پرستاری هم در خیابان آپاداناست. آنها هم برای تهیه گزارش رسمی به اینجا آمده اند و پرونده بیمار را مطالعه کرده اند. اقدامات انجام شده را پیگیری دیده اند و با بیماران و کادر درمان هم حرف زده اند. خوب می توانند راهنمایی کنند. الان هم که پرونده در اختیار دادگاه است.

رئیس دادگستری خمینی شهر: جزئیات را هنوز نمی دانیم


رئیس دادگستری خمینی شهر را در آخرین دقایق پیش از خروج از دادگاه، می بینیم. رسول یزدانی درباره پیگیری پرونده صدرا، حرف زیادی برای گفتن ندارد یا اینکه دلش نمی خواهد بیش از چیزهایی که اکنون در دهانها می چرخد، اطلاعاتی در خصوص این ماجرا بدهد. فقط به این جمله بسنده می کند: «پرونده در اختیار دادسراست و هنوز از دادستانی به دادگاه نرفته. برای همین جزئیات زیادی درباره این ماجرا هنوز نمی دانیم.»

یوسف کریمی معاون دادستان شهرستان خمینی شهر هم گفته بود که کادر متخلف بیمارستان اشرفی این شهرستان برای انجام تحقیقات تکمیلی با دستور مرجع قضائی، بازداشت شده اند.

اینطور که پیداست کادر درمانی که مستقیما در این ماجرا دست داشته اند از جمله پرستار و پزشک کشیک اورژانس تا لحظه نوشتن این کلمات در بازداشت به سر می برند و مشخص نیست اصل ماجرا آنچنان است که عنوان شده یا مسئله بر سر ندادن پول درمانی است که به نظر نمی رسد انجام نشده باشد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

توسلي۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۸:۲۹

كاش مديريت سايت تابناك به نوسندگان ضد پزشك خود كه هر از گاهي باعث خدشه دار شدن رابطه پزشك و بيمار ميشود تذكر شديد بدهد مثلا در مورد اخير حتي يك عكس از چانه بيمار نگذاشته كه اثري از زخم ندارد وبيمار نياز به بخيه نداشته است

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۸:۲۴

میشه و داریم پارسال دختر من در مدرسه زمین خورد و پایش ضرب دید اتفاقا همان موقع بیمه کارگری پدرش را به بهانه بازرسی قطع کرده بودند یک بیمارستان و آتل ساده چیزی حدود 140 هزارتومان برایم آب خورد.در بیمارستان دولتی بدون بیمه

siamak۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۸:۱۶

فرقی نمیکنه که 160 هزازتومان باشه یا 160 هزار ریال مهم اینکه ان بندگان خدا را با چشمانی اشکبار وبا ..... از انجا راندند.

koohestani۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۸:۰۲

اخ اخ واقعا بیمارستانهای دولتی بعضی اشان هم بد برخورد هستند وهم خدمات ضعیف به بیماران می دهند در کل باید مسولین نظارت بیشتر داشتته باشند

احمد۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۷:۳۶

ملتي هستيم سريع احساساتي ميشويم. بدون تحقيق، سريع إظهار نظر ميكنيم. خب، بيمار بيمه نبوده و پذيرش آزاد داشته كه بخيه زدنش را اين مقدار برآورد كردند. وزير محترم هم فرمودند بيمار با يك بخيه از بيمارستان رفته (بخيه كشيدني در كار نيست). أصل قضيه رو نميدانم و وارد بقيه ماجرا نميشوم. فقط يادم نرفته ماجراي خودكشي كودك اشنويه اي بخاطر نداشتن پول در مدرسه. ماجراي اسيد پاشي. ماجراي تجاوز به كودكان دبستاني. ممنون

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۷:۳۴

جالبه دوستانی که از روند انجام بخیه هیچ اطلاعی ندارن از هزینه اون اظهار تعجب میکنن بله همه جای دنیا هزینه پروسیجرهای پزشکی بالاست ولی اگه این خانواده بیمه داشتن هزینه برای اونها 16هزارتومن میشد

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۷:۲۷

150 هزار تومان ؟ چندتا بخيه بوده؟

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۷:۱۵

قابل توجه تمام کسانی که این روزها خبر باز کردن بخیه بچه ی اصفهانی ناراحتشون کرده و هی ابراز ناراحتی و تاسف می کنن خواهشا این متن رو تا آخر بخوانید
************

آقای راننده ی تاکسی با شمام. شما که مریض شهرستانی - که امیدش از همه جا بریده و با کلی قرض و قوله اومده تهران ، تبریز و اصفهان و مشهدو......برا معاینه - رو سوار می کنی و الکی می گردونی و موقع پیاده شدن از هست و نیست پیادش می کنی

جناب کارمند بانک با شمام هستم . شما که مشتری پولدار رو بدون نوبت راه می ندازی و تا دم در بدرقش می کنی و به بی پولا بی محلی می کنی یا به بی ادبانه ترین شکل ممکن با مشتری که اقساط وامش عقب افتاده برخورد می کنی و شما که پولداری و توقع داری بیشتر تحویلت بگیرنت

جناب بساز بندازی که سعی می کنی ارزونترین و بی کیفیت ترین مصالح و سیمان و لوله ی گاز و آسانسور وووو تو‌ساختمان به کار ببری تا ارزون در بیاد برات

جناب بنگاه ماشین و املاک با تو هم هستم تو که می بینی طرف مریض سرطانی داره و از روی ناچاری آتیش به مالش می زنه رو گیر می آری و به پاییین ترین قیمت ممکن سعی می کنی خونه و ‌ماشینش رو‌بخری و نیم ساعت بعد به بالاترین قیمت به یه آدم که بهت اعتماد می کنه و فرش زیر پا و الگوی خانمش رو فروخته بندازی

موبایل فروشی که می بینی طرف بی سواده و قلک بچه رو شکسته و خودش و بچش سرجمع پنجاه هزار تومان لباس تنشون نیست رو دویست تومن پیاده می کنی

با تو ام ، تو که شامپوی تقلبی سرطان زای پونصد تومنی رو با نام اصل، سی هزار تومن می فروشی .تو که عسل سرشار از شکر رو به نام اصل می دی دست بیمار دیابتی

آهای استاد دانشگاهی که به خاطر دوستی و آشنایی و سفارش و موقعیت شغلی و خوشگل بودن قیافه طرف وووو نمره می دی و پزشک مصنوعی تحویل جامعه می دی

و شما آقای تعمیرکار ماشین که به خاطر کسب پول بیشتر، سرسری و سریع ترمز ماشین ملت رو تعمیر می کنی و تو آقای قطعه فروش که آگاهانه لنت ترمز و تسمه تایمر نامرقوب می دی دست مردم و جنابی که باطری سازی بلد نیستی و از سر بی کاری مغازه زدی و بخاری ماشین مردم رو الکی تعمیر می کنی . با شمام که باعث میشین طرف تو این زمستون سرما بره وسط برفا تو جاده گیر کنه و ماشینش یخ بزنه و به همین سادگی بمیره یا فلخ بشه یا سرنشینان ماشین روبرویی رو‌هم باخودش ببره اون دنیا


جناب کارمند اداره ایکس و ایقرد و سازمان و نهاد وووو که مجبور می کنی ملت ده روز پله های ساختمان رو بالا و پایین برن تا از رو ناچاری یه چیزی بزارن کف دستت یا نه شما که به خاطر بی حوصلگی و‌دعوا با زنت ارباب روجوع شهرستانی رو برا یه کار کوچیک چند هفته علاف می کنی و هر روز چند نفر بیمار روانی عقده ای تحویل جامعه می دی

آقای دانشجویی که پول می گیری و برای دیگران پایان نامه می نویسی تا بره دکتر بشه و علارغم بی سوادی و بدون زحمت به سمت های مهم برسه

جنابی که رشوه می گیری حق رو ناحق و ناحق رو حق می کنی

شمایی که وقتی یکی با گریه و ناراحتی می آد پیشت که دزد زندگیم رو برده ، به بی خیال ترین و بی احساس ترین شکل ممکن باهاش برخورد می کنی

آقای رفته گری که وظیفت جارو کردن خیابوناس اما اگه یکی ماهیانت رو‌نده زباله هاش رو با لگد پخش می کنی جلوی در خونش و برعکس حیاط خونه ی اونکه هر ماه بهت خوب می رسه رو هم تمیز می کنی

خانم معلمی که نمره ی پایین می دی تا از بابای بچه برای کلاس خصوصی و‌تقویتی پول بگیری .آقای عرقیجات فروشی که اب رو با اسانس قاطی می کنی ،میوه فروشی که دنبال مشتری پولداری ،آقای صافکار ماشین که کار نیم ساعته رو دو روز کش می دی تا بیشتر تیغ بزنی ، راننده ی اتوبوسی که به جای بلیت و کارت ، پول بیت المال که می تونه صرف ساخت بیمارستان و راه و جاده و.... رو می گیری و ‌می ذاری تو‌جیبت

خواهشا ، خواهشا ، خواهشا با دست کثیفت این دکتر و پرستار بخیه باز کن اصفهانی رو نشون نده

«اگه یکم فکر کنی به احتمال زیاد اسم تویی که این متن رو می خونی هم داخل این آقایون و خانم ها هستش سعی کنیم اصلاحات رو اول از خودمون شروع کنیم»

«حسن موسائی»

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۶:۳۹

اميدوارم اصل ماجرا روشن شود و هر طرف كه خاطي بود مجازات. شود... اگر پزشك يا پرستار مقصرند محكوم و مجازات و اگر اين فقط يك شانتاژ رسانه اي بوده ، اگر اين اتفاق نيفتاده باشد... رسانه اي كه بدون تحقيق اين ماجرا را منتشر كردند مجازات شوند.... متاسفانه شديم مردمي كه هر كي بخواد در راستاي منافعش ميتونه از احساساتمون سوء استفاده كنه

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۶:۱۳

نكته مهم چيز ديگري است....در يك بيمارستان دولتي هزينه دوتا بخيه بايد بشه 160 هزار تومن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قربان۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۶:۰۱

چطور می شود که پانسمان زخمی سطحی 160 هزار تومان هزینه بر می دارد؟

مرتضی۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۵:۵۴

مطمین هستم این پرونده یه جورایی ماله کشی میشه .پزشک ها هوای همدیگه رو دارند و هیچ وقت نمیزارن همکاراشون زیر سوال برن.اگر هم زیر سوال رفتند واقعیت رو وارونه جلوه میدن

مجید۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۵:۳۸

کسی نمی پرسه آخه خرج چهار تا بخیه باید بشه 1500000 تومان؟یعنی هر بخیه حدوا 63000 تومان خواهشا این رو پیگیری کنید تا مشکل ریشه ای حل شه نه مصداقی...با تشکر

sara۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۵:۳۱

ايا کسانيکه با اظهارات خود گناهان ديگران را براي خود ميخريدند ،اکنون حاضرند

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۵:۲۴

مگه ادعا نشد که اینکه گفته شد که: ( پول نداره ، خب بخیه شو بکشید .....البته ما به شوخی گفتیم !!!)

مهدی۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۵:۱۱

با سلام.پس اون عده ادم عقده ای که سر عقده گشایی شون تو خبرای قبلی اون همه فحش و توهین به پرستارا و پزشکا کردن کجان بیان در باره این خبر هم نظر بدن!!واقعا بعد اجرای طرح سلامت بعضی از مردم خیلی پر رو شدن.فکر میکنن پزشکا و پرستارا نقش نوکر و خدمه ی اونا رو دارن.تابناک خودت هم یکی از همون خبرگزاری هایی هستی که اسم بردی.به هر حال می دونم نظرمو نمیزاری.

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۴:۵۶

خدا نياره اون روز رو كه كار كسي به بيمارستان بيفته، دولتي و خصوصيشم زياد فرقي نميكنه. دكتر و پرستار از خجالتتون در ميان

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۴:۵۴

واقعامتاسفم برای این ساده اندیشی بعضی از مردمان مملکتم
همیشه جوگیر وزودباور

پرستار۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۴:۱۸

آب رفته به جوی برنمی گردد همکارم هر جا باشی جانت سالم باشد خداوند خودش قاضی القضات است . درکت میکنیم

مهدي۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۳:۲۹

بيمارستان دولتي
چند بخيه +ويزيت+ پانسمان = 160000 تومن !!!
اين چه تعرفه هايي هست؟
رايانه مردم تو جيب كي ميره؟
مگه با نخ طلا بخيه زدند

حسن۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۳:۰۲

دوستان تابناکی راستی‌ کلمه سوپروایزر Supervisor ترجمه فارسی هم دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رضا۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۲:۰۷

چرا هیچکس به این موضوع توجه نمیکنه که چرا اون مادر پول برای درمان فرزندش نداشته !!! اصل موضوع رو
فراموش کردیم ..

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۱۵

به نظر میرسد این متن بیشتر برای تطهیر نوشته شده مثلا به جمله زیر دقت کنید"
"که ۳ تلفن روی میزش، لحظه ای از زنگ زدن ساکت نمی شوند. با حوصله، یکایک گوشی ها را جواب می دهد"
جدی؟ یک بار زنگ بزنید

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۱۵

خدایی اینم شد گزارش؟اینکه مثل فیلمنامه بود.هیچ اطلاعات جدیدی هم نداشت.

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۱۵

آخه زخم یک سانتی روی چانه با یک بخیه دستمزد 160 هزارتومان به قیمت بیمارستان دولتی باشه؟ مگه مردم چقدر درآمد دارند؟

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۱۱

حالا که آبروریزی شده این طوری حرف میزنن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.ضمن اینکه یک نکته قابل تامل دیگه هم هست یه دونه بخیه صدوپنجاه هزار تومن !سر گردنه هم اینطور نیست .

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۰۶

یکی نیس بگه اخه مومن تو کدوم بیمارستان دولتی و یا حتی خصوصی که تعرفه ها گرانتر هست برای یک بخیه و پانسمان 160 هزار تومان میگیرن
پس بدون که یه دونه بخیه نبوده و بیشتر بوده

مهدی۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۰۵

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.همه اقشار بفکر تطهیر عملکرد همکارانشون هستن .قشر پرستاران الحق زحمت زیادی می کشند .اما فقط کافیه یک بار به مراکز درمانی و اداری مراجعه کنید.همه جا همین طوریه.اما خداییش این چیزی بود که شهدا براش جون دادند. شهدا شرمنده ایم.

تیزبین۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۱:۰۱

همچنان ابهام باقی است. والله اعلم

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۵۹

یعنی هزینه بخیه یک سانتی ۱۵۰۰۰۰تومانه؟یا خدا!

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۴۳

مقداري هم بوي شيطنت مي آيد. همه مطلب اين نيست كه در شبكه هاي اجتماعي دست به دست ميشود. شبكه هاي اجتماعي خوبي اشاعه را با بدي صدق و كذب درهم آميخته اند و مطابق قرآن بازنشر آنچه انسان صدق و كذب آن را نميداند و با آبروي كساني بازي ميكند چه بيمار يا بيمارستان جايز نيست. در نهايت آنچه ميشنويم در پرانتز(امكان) قرار ميگيرد نه در پرانت(ضرورت). شايد اينطور باشد نه اينكه ضرورتا اينطور است. به نظر ميرسد تا موقع احراز صحت وسقم يك خبر بازنشر آن مجوز محكمي نداشته باشد و زبان و ابزار ارتباطي يك مسلمان حتما بايد كنترل داشته باشد به دليل آيه شريفه قرآن كه ميفرمايد( از زبان، و گوش،‌و قلب )مورد پرسش واقع خواهند شد. خداوند به همه مسلمانان عزيز توفيق بندگي و اصلاح جامعه انساني را ارزاني دارد

محمدرضا۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۳۱

يعني تو بيمارستان دولتي يه بخيه ميشود ١٦٠ هزارتومان ؟؟؟

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۲۵

چه عجب که یک نفر واقعیت را گفت....

اشکان۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۱۵

اگه اظهارات این خبر درست باشه واقعا برای همه ماهایی که انقدر زود و بدون اطلاعات کامل قضاوت کردیم و کلی توهین به قشر بزرگ و ارزشمندی از اجتماع کردیم متاسف می شم و فقط امیدوارم درس بگیریم و همیچ موقع زود و بدون داشتن اطلاعات کافی و کامل قضاوت نکنیم

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۱۴

اصل ماجرا اینه :

چرا در بیمارستان دولتی آنهم در کشوری با این همه ثروت خدادادی هزینه یک بخیه و پانسمان آن باید 160 هزار تومان باشد!!! آنهم در حالیکه حقوق یک کارگر 700 هزار تومان است!

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۱۳

بازم گلی به جمال تابناک که بعد از فروکش کردن هیجانات سعی در روشن کردن موضوع دارد.با این حال آبروی رفته را چی کسی میتواند برگرداند؟ آیا اگر خانواده بیمار و رسانه ها اشتباه کرده باشند چه؟

از مشهد۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۱۰:۰۳

سلام ، متاسفانه بر خلاف آموزش هاي ديني ما ملتي شديم كه زود و بدون تحقيق قضاوت ميكنيم و براحتي به افراد تهمت و افترا وارد ميكنيم چرا اينطور شديم...

هادی۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۰۹:۵۹

من از حرفای بالا چیزی نفهمیدم زخم 1سانتی چندتا بخیه ورمیداره که تو بیمارستان دولتی بشه 160هزار تومن؟پس زخمش بزرگتر بوده و بیشتر از سه چهار بخیه ورداشته؟

ناشناس۱۳۹۴/۰۹/۲۰ ۰۹:۵۵

دربیمارستان دولتی ، برای یک بخیه و پانسمان یک زخم یک سانتی صدو شصت هزار تومان هزینه؟؟؟
مگه میشه مگه داریم؟؟

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.