محمدرضا شجریان:
همیشه نمیتوان موسیقی ایران را به چند نام محدود کرد
هر آوازخوان جوانی خواه ناخواه در بخشی از کارهایش ناپختگی دارد؛ اما آواز من از چهل سالگی به بعد جاافتادهتر و کارهایم بهتر شد؛ انگار از آن زمان خودم را پیدا کردم... کپی رایت باید قانون جاری کشور باشد و به آن عمل شود و کسی که عدول میکند، باید مجازات شود... 62 ساز ساختهام که 20 عدد از آن برای سالهای دور بوده است و تعدادی از آن هماکنون دست برخی نوازندگان است


محمدرضا شجریان خواننده و موسیقی دان کشورمان همکاری
با نسل جوان موسیقی را برای خود یک تکلیف تلقی میکند و در تازهترین گفت
وگویش، از تلاش برای شکل گیری نسل آینده موسیقی ایران سخن به میان آورده
است.
به گزارش «تابناک»؛ محمدرضا شجریان به عادتی که از این استاد برجسته موسیقی کشورمان سراغ داریم، کمتر سخن میگوید اما این موسیقیدان، آهنگساز، خواننده، سازساز و خوشنویس کشورمان به مناسب فرارسیدن نوروز، برخی از ناگفتههایش را بر زبان آورده که حاوی نکات مهمی درباره فضای کنونی موسیقی ایران و همچنین فضای فرهنگی کشورمان است.
گزیدهای از تازهترین گفت و گوی استاد محمدرضا شجریان که در مهرنامه منتشر شده را میخوانید:
- هنر باید در خدمت انسانیت قرار گیرد؛ لااقل دیدگاه من در طول فعالیت های هنری ام این بوده است و بنابراین خودم هم در این سمت و سو حرکت کرده ام. همیشه خواسته ام دغدغه های مردم -لااقل بخشی از آن- را در آثارم بازتاب دهم. تنها مساله ای که برایم اهمیت داشته، همراهی با آنان بوده است.
- رئیسجمهور و وزیر ارشاد مخالف ممنوعیت من از کار هستند. گروههایی هستند که با اسمهای مطرح مشکل دارند. برای خودشان خبرگزاری، روزنامه و رسانه هم دارند. علت اینکه مشکلشان با من چیست، نمیدانم؛ همانطور که نمیدانم چرا تا این اندازه کینهتوزانه رفتار میکنند. چیزی که در این میان مشخص است، اینکه این آدمها نه من را از نزدیک دیدهاند و نه چیزی از هنر میدانند.
- من چندین و چند اثر صوتی و تصویری دارم اما 6 تا 7 سال است که مجوزی برای کارهایم صادر نشده است و نمیتوانم منتشر کنم. این آثار همراه با گروه شهناز و ارکسترهای بزرگ و گروههای دیگر است. حالا منتظرم روزی مخاطبان آنها را بشوند.
- انتشار آلبوم در خارج از کشور فایدهای ندارد. شاید بازده مالی داشته باشد اما بازدهی هنری ندارد. به خصوص در شرایطی که موسیقی ما با آن مواجه است و یک اثر که برای هنرمند کلی هزینه مادی و هنری داشته است، روی سایتهایشان میگذارند و همه هم آن را به صورت مجانی دانلود میکنند. این نبود قانون کپی رایت -که من در خانه موسیقی مشغول کار بر روی ان هستیم- در این سالها بزرگ ترین دشمنی را به هنر و هنرمندان کرده است. تعدادی برای سود خودشان تمام زحمت یک هنرمند را به باد میدهند. تمام آثار من از آنهایی که منتشر شده تا آثار خصوصیام روی سایتها برای دانلود وجود دارد. همه کسانی هم که این کارها را میمنند، ادعای کار هنری و فرهنگی دارند.
- هیچکس از رادیو و تلویزیون گرفته تا سایتها و غیره حق ندارد هنر را به نفع خودش مصادره کند. حقوق مؤلف و مصنف باید درست شود. ما سالهاست که داریم در این خصوص حرف میزنیم و درباره این مساله گلایه کرده ایم و شکایت؛ ما گفتیم و گفتیم؛ اما هیچ کس رعایت نمیکند. هنرمند که تنهایی نمیتواند کار را پیش ببرد؛ این دولت است که بایستی پیگیر قوانین مملکتی باشد. کپی رایت باید قانون جاری کشور باشد و به آن عمل شود و کسی که عدول میکند، باید مجازات شود. در هیچ کجای دنیا با اثر هنری با این شکل برخورد نمی کنند.
- (درباره پخش آثارش از صداوسیما بدون کسب مجوز از او) تمام جبهه گیریها علیه من از همان زمان شروع شد. در رسانههایشان هرچه خواستند نوشتند. حتی رییس صداوسیما (ضرغامی) هم حرف های زیادی زد؛ در حالی که اینها هیچ کدامشان نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز. (در پاسخ به پیگیری حقوقی) شکایت کردم و اتفاقاً در دادگاه همین کشور هم به نفع من رای دادند؛ اما باز هم به جایی نرسید.

- ببینید مساله اینجاست که اختیارات قانونی گاهی نامشخص است و هرکس میتواند تصمیمی که دلش میخواهد بگیرد. مثلاً میگویند در این شهر نباید موسیقی اجرا شود؟ چرا؟ همان برنامه در شهر کناری اجرا شده است، مجوز شعر دارد، مجوز موسیقی دارد، تمامی هنرمندانش بارها استعلام شده اند؛ اما نمی تواند در یک شهر اجرا شود... باید بعضی چیزها مشخص شود. اینکه موسیقی در کشور ما حرام است یا حلال؟... کار یک هنرمند همین است. سال ها درس خوانده است و سالها وقت گذاشته تا در یک گروه ساز بزند؛ وقتی شما مانع اجرای او میشوید، درآمدش از کجا باید باشد؟ از کجا باید زندگی اش را بگذراند؟ اصلاً چه دلیل و منطقی پشت این ماجرا هست؟
- اصرار من به کار با نوازندگان جوان، این است که آنها برای ادامه فعالیتهایشان انگیزه پیدا کنند. همیشه که نمیتوان موسیقی ایران را به چند نام محدود کرد. باید شرایط را برای نسلهای بعدی هم فراهم کرد و من دلم میخواهد در این زمینه نقش داشته باشم. وقتی یک نوازنده کنار مینشیند، خواه ناخواه انگیزه پیدا میکند و تلاش میکند تا کیفیت سازش را بالا ببرد؛ چون میتواند که این اتفاق برایش مسئولیت میآورد. همین هم میتواند در رشد در رشد مطلوب و کیفیت نوازنده ها تاثیر بگذارد. این هم فقط محدود به من نیست؛ هر نوازنده جوانی که کنار یک خواننده یا آهنگساز نامی قرار گیرد، سعی میکند خودش و سازش را به او نزدیک کند. در واقع فکر میکنم حالا که جایگاهی دارم، این امکان را برای هنرمندان جوان بدهم تا آنها هم مطرح شوند و حرفی برای گفتن داشته باشند. هنرمندان جوان ما پرانگیزه و با استعداد هستند و اگر راه را برایشان باز کنید، نتیجه بسیار خوبی میگیرد.
- مهمترین منتقد آوازم همیشه خودم بودهام؛ طبیعی است که شروع به آواز خواندن کردم، به اندازه الان تجربه نداشتم. درست است که جوان بودم و صدایم را خوب در میآوردم و قدرت اجرای تحریر داشتم اما حالا که به آثار آن دورانم گوش میکنم، متوجه این مساله میشوم که گاهی در خوانندگان کارهای اضافی کردهام و در جاهایی ضعف دارم. از همان ابتدا هم این نقد را به خودم داشتم. آن زمان امکان ضبط کار به این شکل وجود نداشت؛ بنابراین وقتی آثارم را در رادیو میشنیدم، مدام میگفتم باید اینجایش را این طور میخواندم و آنجایش را آن طور.
- هر آوازخوان جوانی خواه ناخواه در بخشی از کارهایش ناپختگی دارد؛ اما آواز من از چهل سالگی به بعد جاافتادهتر و کارهایم بهتر شد؛ انگار از آن زمان خودم را پیدا کردم و شیوه خودم را به دست آوردم. من تا قبل از 40 سالگی روی شیوههای دیگران کار میکردم. (و حالا سی و پنج سال میگذرد...) همچنان روی آوازم کار میکنم اما از آن زمان جمله بندیهایم فرق میکند و اصلاً منطق آوازم متفاوت شده است. از آن طرف شعرخوانی و ارایه شعر پخته تر است؛ البته خیلی وقتها هم بوده که در همان جوانی آواز را خوب خواندهام اما همیشه این طور نبوده است.
- یک آوازخوان وقتی یک شعر میخواند، باید حق شعر را ادا کرده و امانتداری کند؛ من هم همین نگاه را به یک شعر در آوازهایم داشتهام؛ چون معتقدم سرمایه ی ما مفاهیم شعری است و وظیفه دارم این سرمایه را به شنونده منتقل کنم. شما وقتی روی شعری به صورت دکلمه می خوانید، سعی میکنید، درست بخوانید و شنونده متوجه ماجرا بشود. هنگام آواز خواندن همین است، ما داریم حرف میزنیم؛ اما با زبان آواز و به همین خاطر باید آن را درست منتقل کنیم. به همین خاطر سعی میکنم از کشش های اضافی پرهیز کنم. این مسالهای است که اساتید موسیقی ما هم روی این مساله تاکید داشتند.
مثلاً استاد برومند و استاد بنان در این باره با من حرف زدند. یک بار استاد برومند به من گفتد: «نمی دانم چرا آوازخوانها فکر میکنند هر چقدر این سیلابها را بیشتر بکشند، آوازشان بهتر میشود؟» یک بار هم در رادیو آوازی میخواندم که استاد بنان، ناظر ضبط ما بود. وقتی از استودیو بیرون آمدم، گفتند: «شجریان لازم نیست تا این اندازه روی کلمات تاکید کنی، همان طظور که حرف میزنی شعر را بخوان. مگر وقتی صحبت میکنی، اینقدر روی حرفها تاکید میکنی؟» من این شیوهها را پی گرفتم که راه بسیار درستی بود. یک بار هم استاد دادبه به من گفتند که غزل خوانی یعنی همان طور که غزل را میخوانی، آوار بخوانی و از کششهای اضافهی پرهیز کنی. شیوه آوازخوانی من این طور است که در یک مصرع بیش از دو کشش نمیدهم، همان طو که وقتی میخواهید یک شعر را به صورت نستعلیق بنویسید، بیشتر از دو کشش در مصرع جایز نیست. در کار آواز هم همین است. شاید حتی گاهی لازم است فقط یک کشش را داشته باشی.
- 62 ساز ساختهام که 20 عدد از آن برای سالهای دور بوده است و تعدادی از آن هماکنون دست برخی نوازندگان است که دارند از آن استفاده میکنند. البته هیچ وقت این سازها به شکلی عرضه نشدهاند که برای فروش باشد؛ تنها نوازندگانی خواستهاند از اینها استفاده کردهاند. برای این سازها هم سعی کردهام بهترین چوبها را استفاده کنم تا بهترین کیفیت را داشته باشد؛ ضمن اینکه تکنیکهای سازسازی اندازهها و... را رعایت کردهام تا ساز بتواند در دراز مدت هم عمر داشته باشد.
به گزارش «تابناک»؛ محمدرضا شجریان به عادتی که از این استاد برجسته موسیقی کشورمان سراغ داریم، کمتر سخن میگوید اما این موسیقیدان، آهنگساز، خواننده، سازساز و خوشنویس کشورمان به مناسب فرارسیدن نوروز، برخی از ناگفتههایش را بر زبان آورده که حاوی نکات مهمی درباره فضای کنونی موسیقی ایران و همچنین فضای فرهنگی کشورمان است.
گزیدهای از تازهترین گفت و گوی استاد محمدرضا شجریان که در مهرنامه منتشر شده را میخوانید:
- هنر باید در خدمت انسانیت قرار گیرد؛ لااقل دیدگاه من در طول فعالیت های هنری ام این بوده است و بنابراین خودم هم در این سمت و سو حرکت کرده ام. همیشه خواسته ام دغدغه های مردم -لااقل بخشی از آن- را در آثارم بازتاب دهم. تنها مساله ای که برایم اهمیت داشته، همراهی با آنان بوده است.
- رئیسجمهور و وزیر ارشاد مخالف ممنوعیت من از کار هستند. گروههایی هستند که با اسمهای مطرح مشکل دارند. برای خودشان خبرگزاری، روزنامه و رسانه هم دارند. علت اینکه مشکلشان با من چیست، نمیدانم؛ همانطور که نمیدانم چرا تا این اندازه کینهتوزانه رفتار میکنند. چیزی که در این میان مشخص است، اینکه این آدمها نه من را از نزدیک دیدهاند و نه چیزی از هنر میدانند.
- من چندین و چند اثر صوتی و تصویری دارم اما 6 تا 7 سال است که مجوزی برای کارهایم صادر نشده است و نمیتوانم منتشر کنم. این آثار همراه با گروه شهناز و ارکسترهای بزرگ و گروههای دیگر است. حالا منتظرم روزی مخاطبان آنها را بشوند.
- انتشار آلبوم در خارج از کشور فایدهای ندارد. شاید بازده مالی داشته باشد اما بازدهی هنری ندارد. به خصوص در شرایطی که موسیقی ما با آن مواجه است و یک اثر که برای هنرمند کلی هزینه مادی و هنری داشته است، روی سایتهایشان میگذارند و همه هم آن را به صورت مجانی دانلود میکنند. این نبود قانون کپی رایت -که من در خانه موسیقی مشغول کار بر روی ان هستیم- در این سالها بزرگ ترین دشمنی را به هنر و هنرمندان کرده است. تعدادی برای سود خودشان تمام زحمت یک هنرمند را به باد میدهند. تمام آثار من از آنهایی که منتشر شده تا آثار خصوصیام روی سایتها برای دانلود وجود دارد. همه کسانی هم که این کارها را میمنند، ادعای کار هنری و فرهنگی دارند.
- هیچکس از رادیو و تلویزیون گرفته تا سایتها و غیره حق ندارد هنر را به نفع خودش مصادره کند. حقوق مؤلف و مصنف باید درست شود. ما سالهاست که داریم در این خصوص حرف میزنیم و درباره این مساله گلایه کرده ایم و شکایت؛ ما گفتیم و گفتیم؛ اما هیچ کس رعایت نمیکند. هنرمند که تنهایی نمیتواند کار را پیش ببرد؛ این دولت است که بایستی پیگیر قوانین مملکتی باشد. کپی رایت باید قانون جاری کشور باشد و به آن عمل شود و کسی که عدول میکند، باید مجازات شود. در هیچ کجای دنیا با اثر هنری با این شکل برخورد نمی کنند.
- (درباره پخش آثارش از صداوسیما بدون کسب مجوز از او) تمام جبهه گیریها علیه من از همان زمان شروع شد. در رسانههایشان هرچه خواستند نوشتند. حتی رییس صداوسیما (ضرغامی) هم حرف های زیادی زد؛ در حالی که اینها هیچ کدامشان نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز. (در پاسخ به پیگیری حقوقی) شکایت کردم و اتفاقاً در دادگاه همین کشور هم به نفع من رای دادند؛ اما باز هم به جایی نرسید.

- ببینید مساله اینجاست که اختیارات قانونی گاهی نامشخص است و هرکس میتواند تصمیمی که دلش میخواهد بگیرد. مثلاً میگویند در این شهر نباید موسیقی اجرا شود؟ چرا؟ همان برنامه در شهر کناری اجرا شده است، مجوز شعر دارد، مجوز موسیقی دارد، تمامی هنرمندانش بارها استعلام شده اند؛ اما نمی تواند در یک شهر اجرا شود... باید بعضی چیزها مشخص شود. اینکه موسیقی در کشور ما حرام است یا حلال؟... کار یک هنرمند همین است. سال ها درس خوانده است و سالها وقت گذاشته تا در یک گروه ساز بزند؛ وقتی شما مانع اجرای او میشوید، درآمدش از کجا باید باشد؟ از کجا باید زندگی اش را بگذراند؟ اصلاً چه دلیل و منطقی پشت این ماجرا هست؟
- اصرار من به کار با نوازندگان جوان، این است که آنها برای ادامه فعالیتهایشان انگیزه پیدا کنند. همیشه که نمیتوان موسیقی ایران را به چند نام محدود کرد. باید شرایط را برای نسلهای بعدی هم فراهم کرد و من دلم میخواهد در این زمینه نقش داشته باشم. وقتی یک نوازنده کنار مینشیند، خواه ناخواه انگیزه پیدا میکند و تلاش میکند تا کیفیت سازش را بالا ببرد؛ چون میتواند که این اتفاق برایش مسئولیت میآورد. همین هم میتواند در رشد در رشد مطلوب و کیفیت نوازنده ها تاثیر بگذارد. این هم فقط محدود به من نیست؛ هر نوازنده جوانی که کنار یک خواننده یا آهنگساز نامی قرار گیرد، سعی میکند خودش و سازش را به او نزدیک کند. در واقع فکر میکنم حالا که جایگاهی دارم، این امکان را برای هنرمندان جوان بدهم تا آنها هم مطرح شوند و حرفی برای گفتن داشته باشند. هنرمندان جوان ما پرانگیزه و با استعداد هستند و اگر راه را برایشان باز کنید، نتیجه بسیار خوبی میگیرد.
- مهمترین منتقد آوازم همیشه خودم بودهام؛ طبیعی است که شروع به آواز خواندن کردم، به اندازه الان تجربه نداشتم. درست است که جوان بودم و صدایم را خوب در میآوردم و قدرت اجرای تحریر داشتم اما حالا که به آثار آن دورانم گوش میکنم، متوجه این مساله میشوم که گاهی در خوانندگان کارهای اضافی کردهام و در جاهایی ضعف دارم. از همان ابتدا هم این نقد را به خودم داشتم. آن زمان امکان ضبط کار به این شکل وجود نداشت؛ بنابراین وقتی آثارم را در رادیو میشنیدم، مدام میگفتم باید اینجایش را این طور میخواندم و آنجایش را آن طور.
- هر آوازخوان جوانی خواه ناخواه در بخشی از کارهایش ناپختگی دارد؛ اما آواز من از چهل سالگی به بعد جاافتادهتر و کارهایم بهتر شد؛ انگار از آن زمان خودم را پیدا کردم و شیوه خودم را به دست آوردم. من تا قبل از 40 سالگی روی شیوههای دیگران کار میکردم. (و حالا سی و پنج سال میگذرد...) همچنان روی آوازم کار میکنم اما از آن زمان جمله بندیهایم فرق میکند و اصلاً منطق آوازم متفاوت شده است. از آن طرف شعرخوانی و ارایه شعر پخته تر است؛ البته خیلی وقتها هم بوده که در همان جوانی آواز را خوب خواندهام اما همیشه این طور نبوده است.
- یک آوازخوان وقتی یک شعر میخواند، باید حق شعر را ادا کرده و امانتداری کند؛ من هم همین نگاه را به یک شعر در آوازهایم داشتهام؛ چون معتقدم سرمایه ی ما مفاهیم شعری است و وظیفه دارم این سرمایه را به شنونده منتقل کنم. شما وقتی روی شعری به صورت دکلمه می خوانید، سعی میکنید، درست بخوانید و شنونده متوجه ماجرا بشود. هنگام آواز خواندن همین است، ما داریم حرف میزنیم؛ اما با زبان آواز و به همین خاطر باید آن را درست منتقل کنیم. به همین خاطر سعی میکنم از کشش های اضافی پرهیز کنم. این مسالهای است که اساتید موسیقی ما هم روی این مساله تاکید داشتند.
مثلاً استاد برومند و استاد بنان در این باره با من حرف زدند. یک بار استاد برومند به من گفتد: «نمی دانم چرا آوازخوانها فکر میکنند هر چقدر این سیلابها را بیشتر بکشند، آوازشان بهتر میشود؟» یک بار هم در رادیو آوازی میخواندم که استاد بنان، ناظر ضبط ما بود. وقتی از استودیو بیرون آمدم، گفتند: «شجریان لازم نیست تا این اندازه روی کلمات تاکید کنی، همان طظور که حرف میزنی شعر را بخوان. مگر وقتی صحبت میکنی، اینقدر روی حرفها تاکید میکنی؟» من این شیوهها را پی گرفتم که راه بسیار درستی بود. یک بار هم استاد دادبه به من گفتند که غزل خوانی یعنی همان طور که غزل را میخوانی، آوار بخوانی و از کششهای اضافهی پرهیز کنی. شیوه آوازخوانی من این طور است که در یک مصرع بیش از دو کشش نمیدهم، همان طو که وقتی میخواهید یک شعر را به صورت نستعلیق بنویسید، بیشتر از دو کشش در مصرع جایز نیست. در کار آواز هم همین است. شاید حتی گاهی لازم است فقط یک کشش را داشته باشی.
- 62 ساز ساختهام که 20 عدد از آن برای سالهای دور بوده است و تعدادی از آن هماکنون دست برخی نوازندگان است که دارند از آن استفاده میکنند. البته هیچ وقت این سازها به شکلی عرضه نشدهاند که برای فروش باشد؛ تنها نوازندگانی خواستهاند از اینها استفاده کردهاند. برای این سازها هم سعی کردهام بهترین چوبها را استفاده کنم تا بهترین کیفیت را داشته باشد؛ ضمن اینکه تکنیکهای سازسازی اندازهها و... را رعایت کردهام تا ساز بتواند در دراز مدت هم عمر داشته باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
(علت اینکه مشکلشان با من چیست، نمیدانم)
واقعا نمی دونی یا سرتو کردی زیر برف اما بی بی سی خوب میدونه
ربنا استاد عشق است
خودشون گفتند صدام توی صدا و سیما پخش نشه و به نوعی از ملت فاصله گرفتند.
واقعا چنین گوهرهای نیکی جامعه ما داره. در وجود و قلب بزرگ ایشان برای ایران پاینده شکی نیست. چرا به ایشان مجوز داده نشود. اصلا باید مجوز را ایشان بدهند نه اینکه ....واقعا متاسفم
استاد دوستت داریم و عاشقانه هماره صدای شما رو گوش میکنیم.
تفاوت اينست كه أدم هاى مهم واثر گذار كنوني خواهندمرد واسمي ازانها دركشورباقي نخواهد ماند ولي شجريان پس از مرگ جاودنه دراين سرزمين زندگي خواهدكرد
به محمد عزیز 17.48
شما که تو سراشیبی نیستی برگرد به مملکت خودت و همینجا درس بخون یا خدمت کن و خودتو حفظ کن یا نکنه تو هم از فندق شکن استفاده میکنی شیطون بلا.
مقام پرستی بالاترین خطاهاست(حضرت علی ع)
شجریان مانند همه انسانها حق دارد در مورد علائق خود اظهار نظر بکند اما باید در نظر داشته باشد که
دنیای سیاست بسیار بیرحم است و بزرگتر از ایشان را
هم قربانی کرده است
استاد فراموش کرده اند وقتی با اسم سیاووش میخواندند کس آواز ایشان را گوش نمی کرد. وقتی از بین خواننده هایی مثل داریوش، ابی و..... ایشان انتخاب شدند، اجباراً شناسانده شدند. حال نوبت ایشان هست که به صدای ناشناخته ها گوش کنند و لذتشو ببرند.
از وقتی که ایشان وارد بازی سیاسی شدند و با فتنه گران داخلی و دشمنان خارجی ملت همنوا و همراه شد در سراشیبی سقط قرار گرفت.کاش خودش رو حفظ میکرد و از محبوبیت ناشی از نوای ربنایش محافظت میکرد.ولی نکرد.
امید خان یه دوری تا سر کوچتون بزن ببین چند نفر مثل تو و امثال تو فکر میکنن.انقدر مردم مردم نکنید خواهشا.استاد تو فلب و دل تمام مردم ایران هست شما نمیخواد قصه ایشون و بخوری و ببخشیش.
شما بهتره به جامعه برگردین والی استاد با کارهایی که کرده دینشو به مردم و ایران ادا کرده.
استاد شما راست گفته که اگه آرغ هم بزنه شما با جون و دل گوش میدید
زنده باد استاد....
سلامت باشید انشااله......
درود بر استاد بزرگ موسیقی ایران که دولت قدرش را نمیداند ولی در دل مردم است.
درود بی پایان بر خسرو آواز ایران
ان شاءالله همیشه سالم و سرحال باشی.
درود بر استاد شجریان هنرمند مردمی
به امید روزی که هنر و هنرمند جایگاه خودشونو تو این کشور به دست بیارن
پیامی را برای سایت دیگری فرستادم که تأیید نکرد. من مدعی این هستم که از همهی دوستداران محمدرضا شجریان، بیشتر دوستدار او بودم. اگر نیاز به اثبات باشد، ثابت میکنم.
اما استاد عزیز
رفتاری که در سالهای پیش همراه با احساس داشتید، بیش از هر چیز، زیانش به موسیقی رسید. شما محور فعالیتهای موسیقی و شاهرگ گردش خون آن بودید. برایم سخت بود که ببینم بیبیسی چه کودکانه سی دقیقه از کنسرت شما را پخش میکند در حالیکه همان پخش مورد انتقاد بسیاری از دوستداران شما به لحاظ موسیقایی (و نه مسائل دیگر) بود.
استاد عزیز
نگاه به گذشته دردی را دیگر دوا نمیکند. چارهاندیشی باید کرد.
زنده باد استاد
برو واسه همون ....... ها بخون
خود شما حق تالیف اشعار حافظ و سعدی را به کی می پردازید؟
در مورد این حرف حکیمانه وافعا آدم میمونه چی بگه
از شما تعجب میکنم که حرف ایشون رو منتشر میکنید! واقعا به سابقه این خواننده نگاه کنید بعد خبر مربوط به ایشون رو منتشر کنید
ایران ای سرای امید - ایران خورشیدی تابان دارد - ایرانی به سرکن خواب مستی - شب است وچهره میهن سیاهه - همراه شو عزیز و... بخشی از سابقه هنری ایشون در سالهای اوایل انقلابه
واقعاً خیلی تاسف داره که آلبوم هنرمند بزرگی مثل ایشون نمیتونه مجوز بگیره
استاد معظم فرموده اید : علت اینکه مشکلشان با من چیست، نمیدانم؛ همانطور که نمیدانم چرا تا این اندازه کینهتوزانه رفتار میکنند. چیزی که در این میان مشخص است، اینکه این آدمها نه من را از نزدیک دیدهاند و نه چیزی از هنر میدانند.......
اما ظاهرا شما همه چیز یادتون هست غیر از موضع گیریتان در فتنه و آشوب 88 را !!! و آن مصاحبه های دردآورتان با شبکه همیشه دشمن BBC......حال درک کردید مردمی که از شما دلخورند تو دلشون چی میگذره ؟
من فکر میکنم به جای این فرمایشاتتان به دامن ملت برگردید ....شمایی که حتی از رفتار های گذشته خود برعلیه نظام حتی پشیمان هم نیستید !!! اما مردم بزرگوارند و در صورتی که واقعا پشیمان باشید شما را خواهند بخشید...
بنده به شخصه بسیار از هنر شما خوشم میاد و شما را به خاطر این هنرتان تحسین میکنم... و ازین بابت به خودم میبالم که هم وطن شما هستم....
بالاخره میبالی یا اینکه باید به دامن ملت برگردد؟ اصلا خودت در دامن ملت هستی یا نتیجه سیاست خشک انگلیسی تفرقه بینداز حکومت کن هستی؟ یک بیت از اشعار انتخابی استاد بیاور که معنای عمیق عرفانی, اجتماعی و انسانی نداشته باشد, هزار سخن از دوستان شما می آورم که معنای ضد انسانی دارد. پس بهتر از شما به دامن انسانیت برگردید...
امید از جانب خود حرف بزن اولا! ثانیا امید جان لطفا اول خودت به دامن ملت برگرد!
این سخنان نشانه پختکی و خرد است چیزی که در جامعه ما کم یافت میشود مچکرم که این را انتشار دادید
شجریان خدمت بزرگی به ایران کرده است. او سرباز شجاع عرصه فرهنگ ایران زمین بوده و هست.
استاد چند سالیه فکر و ذکرش حقوق مادی هنرمند و کپی رایت شده .
زنده باد استاد شجریان
استاد دوستت داریم.
درود بر حضرت استاد محمدرضا شجریان ... و سپاس بیکران از شما
نهاد و تینت پاک استاد شجریان،آواز زیبایش را به مراتب دلنشین تر کرده است.درود بر استاد آواز ایران وتشکر از تابناک عزیز به خاطر نشر کلام گهربار استاد.
استاد شجریان وارث موسیقی دانان و خوانندگان شهیر تاریخ ایران از باربد و نکیسا تا بنان و تاج و...سازمان جهانی یونسکو به ایشان لقب افسانه ی موسیقی شرق داده اند درود بر خسرو آواز ایران استاد محمد رضا شجریان
ممنون تابناک از اینکه تصویر و سخن استاد را منتشر کرده ای.
استاد شجریان مردی شریف و بزرگ است. اگر قدر بزرگانمان را ندانیم از هویت ملی و فرهنگی مان تهی خواهیم شد.
جناب آقای شجریان هنر و هنرمند متعلق به تمام جامعه است هنرمند باید تمام جامعه را ببیند نه بخشی از آن هنرمند بهتر است کار هنری انجام بدهد نه کار سیاسی !!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.