روش مقابله به مثل در برابر مصادره پول های ایران توسط امریکایی ها
یکی از مهمترین چالشهای پس از برجام میان ایران و امریکا، موضوع رأی دیوان عالی امریکا مبنی بر مصادره دو میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران به نفع کشته شدگان حادثه حمله به پایگاه نظامیان امریکا در بیروت بوده است. این رأی هنگامی به چالش بزرگتری میان این دو کشور تبدیل شد که دولت امریکا نیز از این رأی استقبال کرد.

یکی از مهمترین چالشهای پس از برجام میان ایران و امریکا، موضوع رأی دیوان عالی امریکا مبنی بر مصادره دو میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران به نفع کشته شدگان حادثه حمله به پایگاه نظامیان امریکا در بیروت بوده است. این رأی هنگامی به چالش بزرگتری میان این دو کشور تبدیل شد که دولت امریکا نیز از این رأی استقبال کرد.
به گزارش «تابناک»، در ایران پس از این حکم مطالبی زیادی درباره چگونگی پاسخ به امریکاییها به نگارش درآمد. در این میان، تحلیلگران ایرانی برای مواجهه با امریکاییها و یا به عبارت دیگر، مقابله به مثل با آنان دو رویکرد متفاوت در پیش گرفتند.
در رویکرد اول بر اقدامات واکنشی تأکید میکنند؛ به عبارت دیگر، این گروه مدعی هستند با توجه به اینکه امریکاییها در دنیای امروز با زبان زور سخن میگویند؛ تنها راه مقابله به مثل استفاده از زبان خود آنها یعنی زور است. برای استفاده از یان راهکار نیز پیشنهادهایی از جمله توقیف کشتیهای امریکایی در خلیج فارس و قس علی هذه را پیشنهاد دادهاند.
از سوی دیگر، برخی تحلیگران دیگر با توجه به ماهیت حقوقی اقدام امریکا در مصادره این اموال معتقد هستند، باید در مقابل امریکا به اقدامات حقوقی متوسل شد. در همین راستا نیز پیشنهادهای فراوانی از جمله طرح دعوا علیه آمریکا در دادگاههای ایران، ایجاد یک دیوان داوری بینالمللی بین ایران و ایالات متحده آمریکا و مراجعه به دیوان بینالمللی دادگستری را پیشنهاد دادهاند.
با این حال، توجه به ساختار نظام بین الملل در دنیای امروز و همچنین ابعاد حقوقی این مسأله نشان میدهد که به منظور پاسخ به امریکا برای افزایش هزینه به این کشور ضمن جلوگیری از اقدام مشابه این کشور، اقدامات ایران در مقابل این موضوع باید از حد حرف خارج و به مرز عملی وارد شود.
نگاهی به پروندههای اختلافی میان ایران و امریکا یک وجه مشترک وجود دارد. در واقع در تمام این پروندهها امریکاییها صرفاً ادعاهای واهی را در موضوعات مختلف حقوق بشری و تروریستی به ایران نسبت و از طریق لابیها و فشاری که به مجامع بین المللی میآورند، ایران را مقصر جلوه میدهند. امریکاییها حتی در موضوع پرونده هستهای نیز از همین روش استفاده کردند. در واقع ابتدا ادعایی را مطرح و سعی کردند با اجماع بین المللی بر اساس آن ادعا دایره فشار به ایران را تنگ کنند.
بنابراین ایران نیز باید در این مرحله به شیوه امریکاییها از طریق دیپلماسی و مجاری قانونی با باز کردن پروندههای امریکا علیه مردم ایران که ادعا هم نیست و مدارک تمام این اقدامات ضد ایرانی وجود دارد به امریکاییها فشار بیاورد. حتی برخی از این اقدامات ضد ایرانی را امریکاییها خود به آن اذعان و حتی عذرخواهی نیز کردهاند.
به عنوان مثال امریکاییها از سال ۱۳۳۲ تاکنون پروندههای فراوانی در ایران داشتهاند که باید روی هر یک از اینها تمرکز کرد و امریکاییها را مجبور به پاسخگویی و همچنین جبران ضررها کرد؛ برای نمونه، یکی از این تخلفات سرنگونی دولت منتخب مردم ایران در سال ۱۳۳۲ توسط ایالات متحده و حمایت و مباشرت فعالانه آمریکا در جنایات دیکتاتوری مخوف پس از آن و از جمله شکنجههای انجام شده علیه ایرانیان از سال ۱۳۳۲ تا سال ۱۳۵۷توسط ساواک ـ که توسط آمریکا ایجاد شد و توسط آمریکایی آموزش داده شد ـ میباشد. این در حالی است که در شهریور سال ١٣٩٢ قانون پیگیری حقوقی و سیاسی نقش و دخالت آمریکا و انگلیس در کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ علیه دولت ملی ایران به تصویب مجلس رسید و بنا بر این قانون، کارگروهی کشکیل میشود تا راههای پیگیری و برآورد خسارت و احقاق حقوق ملت را بررسی کنند و راهحل ارائه دهند. با توجه به افشای رسمی اسناد سازمان سیا مبنی بر دخالت آمریکا در کودتای ٢٨ مرداد، طرح متقابل این دعوا میتواند راه را برای حلوفصل اختلافات مالی بین دو کشور هموار و عمل متقابل ایران میتواند رویه و عرف بینالمللی ایجاد کند. تصمیم دادگاه آمریکا بههیچوجه در دیوان بینالمللی دادگستری توجیهپذیر نیست.
همچنین کمک تسلیحاتی و همچنین لجستگی امریکا به صدام حسین که علیه مردم کشورمان مورد استفاده قرار گرفت، از دیگر موضوعات مهم است که میتوان روی آن سرمایه گذاری کرد. خصوصاً موضوع تسلیحات کشتار جمعی شیمیایی که با سکوت محافل حقوق بشری و بین المللی روبه رو شده است.
موضوع دیگری که اظهر من الشمس است، شلیک به هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ است که به مرگ ۲۹۰ مسافر آن انجامید و به هیچ وجه نمیتواند به عنوان ادعا مطرح شود بلکه موضوعی است که خود امریکاییها آن را تأیید کردهاند.
بنابراین در حالی که امریکاییها، هم اکنون بر پایه برخی موهومات و ادعاها فشار بر ایران وارد میکنند، سؤال این است که چرا ایران از موضوعاتی که نه ادعا بلکه عین واقعیت است و برای آن هزاران سند و مدرک وجود دارد، اقدام متقابل محکمه پسند انجام ندهد؟
به گزارش «تابناک»، در ایران پس از این حکم مطالبی زیادی درباره چگونگی پاسخ به امریکاییها به نگارش درآمد. در این میان، تحلیلگران ایرانی برای مواجهه با امریکاییها و یا به عبارت دیگر، مقابله به مثل با آنان دو رویکرد متفاوت در پیش گرفتند.
در رویکرد اول بر اقدامات واکنشی تأکید میکنند؛ به عبارت دیگر، این گروه مدعی هستند با توجه به اینکه امریکاییها در دنیای امروز با زبان زور سخن میگویند؛ تنها راه مقابله به مثل استفاده از زبان خود آنها یعنی زور است. برای استفاده از یان راهکار نیز پیشنهادهایی از جمله توقیف کشتیهای امریکایی در خلیج فارس و قس علی هذه را پیشنهاد دادهاند.
از سوی دیگر، برخی تحلیگران دیگر با توجه به ماهیت حقوقی اقدام امریکا در مصادره این اموال معتقد هستند، باید در مقابل امریکا به اقدامات حقوقی متوسل شد. در همین راستا نیز پیشنهادهای فراوانی از جمله طرح دعوا علیه آمریکا در دادگاههای ایران، ایجاد یک دیوان داوری بینالمللی بین ایران و ایالات متحده آمریکا و مراجعه به دیوان بینالمللی دادگستری را پیشنهاد دادهاند.
با این حال، توجه به ساختار نظام بین الملل در دنیای امروز و همچنین ابعاد حقوقی این مسأله نشان میدهد که به منظور پاسخ به امریکا برای افزایش هزینه به این کشور ضمن جلوگیری از اقدام مشابه این کشور، اقدامات ایران در مقابل این موضوع باید از حد حرف خارج و به مرز عملی وارد شود.
نگاهی به پروندههای اختلافی میان ایران و امریکا یک وجه مشترک وجود دارد. در واقع در تمام این پروندهها امریکاییها صرفاً ادعاهای واهی را در موضوعات مختلف حقوق بشری و تروریستی به ایران نسبت و از طریق لابیها و فشاری که به مجامع بین المللی میآورند، ایران را مقصر جلوه میدهند. امریکاییها حتی در موضوع پرونده هستهای نیز از همین روش استفاده کردند. در واقع ابتدا ادعایی را مطرح و سعی کردند با اجماع بین المللی بر اساس آن ادعا دایره فشار به ایران را تنگ کنند.
بنابراین ایران نیز باید در این مرحله به شیوه امریکاییها از طریق دیپلماسی و مجاری قانونی با باز کردن پروندههای امریکا علیه مردم ایران که ادعا هم نیست و مدارک تمام این اقدامات ضد ایرانی وجود دارد به امریکاییها فشار بیاورد. حتی برخی از این اقدامات ضد ایرانی را امریکاییها خود به آن اذعان و حتی عذرخواهی نیز کردهاند.
به عنوان مثال امریکاییها از سال ۱۳۳۲ تاکنون پروندههای فراوانی در ایران داشتهاند که باید روی هر یک از اینها تمرکز کرد و امریکاییها را مجبور به پاسخگویی و همچنین جبران ضررها کرد؛ برای نمونه، یکی از این تخلفات سرنگونی دولت منتخب مردم ایران در سال ۱۳۳۲ توسط ایالات متحده و حمایت و مباشرت فعالانه آمریکا در جنایات دیکتاتوری مخوف پس از آن و از جمله شکنجههای انجام شده علیه ایرانیان از سال ۱۳۳۲ تا سال ۱۳۵۷توسط ساواک ـ که توسط آمریکا ایجاد شد و توسط آمریکایی آموزش داده شد ـ میباشد. این در حالی است که در شهریور سال ١٣٩٢ قانون پیگیری حقوقی و سیاسی نقش و دخالت آمریکا و انگلیس در کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ علیه دولت ملی ایران به تصویب مجلس رسید و بنا بر این قانون، کارگروهی کشکیل میشود تا راههای پیگیری و برآورد خسارت و احقاق حقوق ملت را بررسی کنند و راهحل ارائه دهند. با توجه به افشای رسمی اسناد سازمان سیا مبنی بر دخالت آمریکا در کودتای ٢٨ مرداد، طرح متقابل این دعوا میتواند راه را برای حلوفصل اختلافات مالی بین دو کشور هموار و عمل متقابل ایران میتواند رویه و عرف بینالمللی ایجاد کند. تصمیم دادگاه آمریکا بههیچوجه در دیوان بینالمللی دادگستری توجیهپذیر نیست.
همچنین کمک تسلیحاتی و همچنین لجستگی امریکا به صدام حسین که علیه مردم کشورمان مورد استفاده قرار گرفت، از دیگر موضوعات مهم است که میتوان روی آن سرمایه گذاری کرد. خصوصاً موضوع تسلیحات کشتار جمعی شیمیایی که با سکوت محافل حقوق بشری و بین المللی روبه رو شده است.
موضوع دیگری که اظهر من الشمس است، شلیک به هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ است که به مرگ ۲۹۰ مسافر آن انجامید و به هیچ وجه نمیتواند به عنوان ادعا مطرح شود بلکه موضوعی است که خود امریکاییها آن را تأیید کردهاند.
بنابراین در حالی که امریکاییها، هم اکنون بر پایه برخی موهومات و ادعاها فشار بر ایران وارد میکنند، سؤال این است که چرا ایران از موضوعاتی که نه ادعا بلکه عین واقعیت است و برای آن هزاران سند و مدرک وجود دارد، اقدام متقابل محکمه پسند انجام ندهد؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به نابغه ای که این پیشنهادات را مطرح کرده باید گفت اولا کدام مرجع بین المللی در دنیا به نفع ایران و علیه امریکا رای خواهد داد. ثانیا کدام پولی از امریکا در دسترس دولت ایران است که بخواهد آن را مصادره کند. می ماند توقیف کشتیهای امریکایی در خلیج فارس که باید دید کدام عاقلی چنین کاری را انجام خواهد داد. بهتر است اول کمی فکر کنیم بعد اظهار نظر.
ببخشيد جامعه بين الملل با آمريكاست و هر چه كه آمريكا بگويد شركاي او هم همين رو دنبال مي كنند و سازمان ملل يك مترسكي بيش نيست و كاري از دست او بر مي آيد تا زماني كه روابط بر ضوابط غلبه داشته باشد كاري رو نميشود پيش برد فقط بايد از گزينه نظامي و بستن راه هاي تردد كشتي هاي آمريكايي اين كار صورت گيرد -
بهتره سفارت قبلی امریکا توتهران رو به جبران دومیلیارد دلار به مزایده بزارن تا دست عبرتی براشون باشه
دعوای بی حاصل با امریکا را تمام کنید ما دشمنان جدیتر و مصمم تری داریم
اینکه متهم به پرداخت غرامت شوند که فایده ندارد پرداخت نمی کنند. باید بگردیم ببینیم چه مالی از امریکا دم دست داریم مصادره کنیم.
فعلا که در مسئولان برای برخورد با نوچه فرتوت آل سقوط ،جراتی نمیبینم چه به رسد به کدخدای ده
دوتا ناو ايران را امريكا با پرسنلش غرق كرد اينوپيگيري كنند
موافقم
واقعا باید یه کاری کرد هی آقای ما میگن اعتماد نکنین بیا حالا درستش کن دولت ما به جای این که دنبال راه چاره باشه تغصیر را گردن دولت قبل می اندازه و اینطوری اذهان عمومی را خراب میکنه
سکوت علامت رضایت است
متاسفانه این رفتاری که دولت محترم در پیش گرفته و در مقابل این همه جنایت امریکا سکوت کرده و هر صبح شام به نحوی در پی نزدیکی به کت خدا بوده و پیاده روی با وزیر امور خارجه آمریکا را یک افتخار برای خود بداند دیگر چه انتظاری می توان داشت؟
آیا اینطور نیست که این رفتار دولت محترم باعث شده که آمریکا هر روز جری تر شده و به اموالی که حتی در طول این 30 سال به آن جرات دست زدن نداشت الآن به راحتی آن را مصادره می کند؟
این حرفها چیه چیزی که حتی خود آمریکایی ها میدانند زورگویی هست
یه روش خوب وجود داره و اونم اینه که بنشینیم و نوش جان شدن پولمان را ببینیم ( اتفاقی که خواهد افتاد ) پس بهتر فقط از منظره لذت ببریم .
حالتون خوشه
شما بهتر بود راه كار جدي و قاطعانه و قابل اجرا ارائه مي دادي . عزيز من .
همکاری امریکا باصدام درعملیات کربلای 4 و5 وکشته شدن یکصدهزارتن ایرانی.همکاری باصدام حسین ولو دادن عملیات.این یکیش بود.زدن هواپیمای مسافربری بندرعباس -دبی...این دوتا.حمله به ناوچه سهندوسبلان.وکشتن ناوی ایرانی.حمایت وساپورت کامل از جندالله.اینا خودش سر به تریلیون دلار میزنه
حمایت از شاه و صدام و سرنگونی هواپیمای مسافربری که البته غرامتش رو هم پرداخت کرد. کل مشکلات ما با آمریکا بوده. خداییش یه لیست اینطوری بخواهیم برای هر کشوری تهیه کنیم آمریکا در قعر جدول قرار می گیره!
در مورد سقوط هواپیمای مسافری ایران آیا دادگاهی در ایران تشکیل شد تا آمریکا را محکوم به پرداخت غرامت میلیاردی نماید؟
همین موضوع زدن هواپیما رو باید شکایت کرد به دادگاه بین المللی و با مدارک و وکیل های کله گنده خسارت چند میلیاردی از این امریکا گرفت.
با سلام در خصوص حمله موشکی به هواپیمای مسافربر آمریکایی ها خسارت مالی را دادند ولی هیچ وقت عذر خواهی نکردند
خوب حالا امریکا رو محکوم کنیم دوباره، پول تو ایران نداره که توقیف کنیم آخه؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.