شش میلیارد کوتهفکر در نگاه رئیسجمهور
مهدی خرمدل

معارفه رئیس جدید دستگاه ورزش کشور و تودیع نفر پیشین با صحبتهایی همراه بود که از عمق وجود هر چهره آگاه و دلسوزی را برای منافع ایران در این حوزه تاثیرگذار در سطوح ملی و فراملی میسوزاند.
رئیس دولت دهم که علیالظاهر فراموش کرده بود جایزهای بالغ بر صد میلیونتومان برای قهرمانان ایرانی المپیک 2008 پکن در نظر گرفته بود، عنوان کرد: "عده ای گفتند که در المپیک نتیجه نگرفتهایم اما به نظر بنده ما در المپیک نتیجه خوبی را گرفتیم چرا که بیشترین سهمیه را برای حضور در المپیک کسب کردیم که این خود یک نوع پیروزی بود. بالاخره همه کشورها در المپیک برای پیروزی حاضر می شوند... گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود البته مدال های کسب شده از سوی ورزشکاران کشورمان در دوره آقای علی آبادی از 950 به 1530 مدال رسیده است."
این گفتهها به قدری بار معنایی سنگینی داشت که چنین تصوری را به وجود آورد شاید رئیسجمهور از مشاور ورزشی بیبهره بوده که چنین تعابیری را برای سکوهای المپیک و عملکرد چهار سال گذشته ورزش به کار برده است اما از این حیث که شاید مشاورههای ناصحیح باعث شده، رئیسجمهور به این نتیجه رسیده است که در المپیک ایران خوش درخشید یا موفق ظاهر شد، نگارنده آقای احمدینژاد را به توجه به چند نکته جلب میکند.
ابتداییترین و سادهترین بحث آنکه به گواه بخش اعظمی از دلسوزان، کارشناسان و جمع کثیری از آنهایی که نزد جامعه ورزش دارای بار فنی و سوابق مشخص مدیریتی هستند، ورزش در چهار سال اخیر حال و روز خوشی را نه در فوتبال که در اکثریت ورزشهای مدالآوری سپری نکرد و این واقعیت پس از بازیهای آسیایی دوحه، آهسته آهسته نمود عینی پیدا کرد و با ابراز نگرانی مداوم خاکخوردههای ورزش همراه شد، لکن دریغ که ورزش برای عدهای فضایی برای گرفتن تصاویر یادگاری بود و گفتهها تا زمین خوردن ورزش ایران در صحنه المپیک و سپس جامجهانی استماع نشد و پس از آن نیز این گفتهها به واسطه آنکه با منافع همخوانی نداشت، نادیده انگاشته شد.
جایگاه کارشناسی در ماههای پیاپی که میآمد و میرفت نزد مدیران ورزش همین بود و شخصاً چه توصیههایی در بدو ورود و حین حضور این مدیران انجام دادم که دریغ از عمل به کوچکترین آنها و افسوس که سر بسیاری از این مدیران به واسطه عدم توجه به توصیههای مشفقانه و روحیات انضمام یافته به لجبازی به سنگ خورد لکن ضررش بیش از کرسیای که از چنگ ایشان درآمده بود، به اهالی ورزش رسید که با هر شکست در عزای فاصلهگرفتن مردم از فضای ورزش، خون گریه میکردند.
آقای احمدینژاد؛ فاصله گرفتن مردم از ورزش و میادین ورزشی که به منزله فاصله گرفتن ایشان از سلامت و نشاط است، سادهترین محصول عدم مدالآوری در میادین بزرگ جهانی و المپیک مورد ارزیابی قرار میگیرد، کما اینکه با گرفتن یک نشان زرین المپیک در رشته تکواندو، خیل علاقمندان این رشته پربرخورد دوچندان میشود و همین مردم که امروز با تربیت بدنی قهری نصفه و نیمه کردهاند، را کنار شیاپچانگ مینشاند.
به واقع سالیانه چند صد میلیارد تومان در بخشهای مختلف ورزش هزینه میشود تا مردمی که بخشی از ایشان از مشکلات معیشتی و حتی فقدان نیازهای اولیه رنج میبرند، دقایق یا ساعاتی را بیدغدغه با نشاط به تماشای ورزش سپری کنند و یا طبقه عیانشان نیز لباس ورزش به تن کنند و در مجموعههای دولتی شمال شهر، به ورزشهایی بپردازند که امثال نگارنده علیرغم سطح درآمد قابل قبول، فرصت مشاهدهشان را نیز ندارد.
شاید حرف شما هم همین بوده است؛ هنگامی که هنوز در ورزش عدالت برقرار نیست و برای پیادهروی در محوطه یک مجموعه ورزشی باید بالغ بر صدهزار تومان پرداخت کرد و زمانی که برخی نوجوانان این مملکت با آه ورزش کردن همسن و سالانشان را نظاره میکنند، چگونه باید از مدالآوری در المپیک سخن به میان آورد؟
راستی در چهار سال اخیر برای عدالتگستری در ورزش چه حرکت گستردهای جز توسعه اماکن ورزشی انجام شد؟ اگر مشکل تبعیض در ورزش توسعه اماکن ورزشی بود، چرا هیچ اتفاقی در کاهش این فاصلهها نیافتاده و نه تنها این ارقام کاهش پیدا نکرده، بلکه شاهد افزایش قابل توجه دریافتی از مردم هستیم و این اتفاق آیا جز چنین تعبیری القاء میکند که سلامت و نشاط نیز صرفاً متعلق به طبقه مرفه است؟
با این حال چنین اختلاف طبقاتی در ورزش نیز نمیتوان گفتههایتان را توجیه کند، چرا که در هنگامه جنگ تحمیلی نیز المپیک فرصتی نبود که از دست برود و اگرچه نتایج قابل قبول نبود اما قطعاً در صورتی که سنگرها را هر قشری از جمله ورزشیها پر نکرده بودند، از نتایجی که سال اخیر در بازیهای المپیک حاصل آمد، به مدد غیرت ایرانی ورزشکاران موفقتر ظاهر میشدیم.
غیرت این بار اما یک تنه به فریادمان نرسید و تکستارهها نیز کمفروغ ظاهر شدند تا چند صدمیلیون به نفع ورزش گردیده و کمتر جایزه به قهرمانان المپیک از سوی حضرتعالی اهداء شود. طرح این پرسش نیز مغفول نماند که اگر ضرورت مدالآوری در المپیک مورد توجه نبود و باطن قضیه موضوع دیگری است، انگیزه چهل میلیارد هزینه ظرف چهار سال برای تدارک تیمهای ورزشی و جایزه صد میلیون تومانی برای هر مرد طلایی ایران در المپیک چه بود؟
به هر حال ایران در این عرصه همچون دورههای گذشته شرکت کرده بود و با کاروانی که برخلاف اظهاراتتان با بیشترین سهمیه راهی این رویداد نشده بود و تنها تیم ملی بسکتبال و چند ورزشکار دیگر بیش از ادوار پیشین همراهیاش میکردند و اگر مدالی نیز به دست نمیآورد، ماموریتش را انجام داده بود. با این تفاسیر باید با اشخاصی که این چند ده میلیارد را با هدف هیچ و پوچ که مدالآوری در المپیک است هزینه کردهاند، برخوردی قانونی داشته باشید و آنانی که اینچنین بیتالمال را به باد فنا دادهاند تا ایران در این عرصه ناکام بماند را به دستگاه قضا بسپارید.
آقای دکتر؛ بیش از این حاشیه رفتن جایز نیست و از این جهت به یک باره راس مطالبتان را مورد اشاره قرار میدهم. قهرمانی از پایینترین سطح تا بالاترین سطح بخواهید یا نخواهید یک ارزش است و المپیک نه برای قهرمانان که برای بخش اعظمی از مردم جهان یک فرصت برای یافتن اسطورههایی ارزشمند که با آنها روز را شب کنند؛ از مردم گرسنه و قانع به حداقل آفریقا که دوندههای چابکشان برای کودکان نحیف الگو میمانند تا مردم دموکراسیخواه و متوقع آمریکا که شناگرانشان را در جامعهای که الگو مفهوم متفاوتی با آنچه نزد من و شما وجود دارد، به عنوان الگو برمیگزینند و کوچکترین بیاخلاقی را از سوی اسطورهشان برنمیتابند.
شاید زندگانی تاثیربرانگیز دکتر حسابی را بسیاری از مردم ایران آنچنان نشناسند اما هفده دی ماه با تختی برای کمتر کسی میتواند در ایران معنا و مفهومی همچون غم از دست رفتن یک پهلوان را نداشته باشد و این از آن جهت نیست که ملتمان همچون سایر ملل جهان برای ورزش بیش از علم و فرهنگ ارزش قائل باشند، بلکه از آن منظر توجهات اینچنین به وفور مشهود است که همزادپنداری عجیبی میان عموم مردم و قهرمانان ورزش وجود دارد.
تقویت روحیه امید ثمره همین همزادپنداری میان عوام و قهرمانان است و به عبارت سادهتر بسیاری از اقشار مردم با مشاهده شکستن مرزهای زمانی و مکانی بر خودباوریشان افزوده میشود و حال اگر آن قهرمان از جنس ملت ایران باشد، این غرور ملی است که در سطح جامعه پدیدار شده و بسیاری از خلاءها و کمکاریها را در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی برای مدت زمانی نزد افکار عمومی کمرنگ میسازد.
المپیک بهترین و بزرگترین میدان برای دستیابی به این هدف است که شش میلیارد و چند صد میلیون نفر از مردم 205 کشور جهان نمایندگانشان را در این عرصه نظاره میکنند و مردم ایران نیز چنین کردند اما ناکامی در پی ناکامی حاصلی بود که نصیبشان شد و با آه و حسرت به افتخارآفرینی قهرمانان سایر ملل غبطه خوردند و شادی سایرین را به نظاره نشستند.
در این فضا بود که حتی تندروترین اهالی افغانستان نیز از مدالآوری نمایندهای از این کشور خرسند شدند، چرا که میتوانستند بیان کنند که یک افغانی نیز میتواند با حداقلها در رویارویی با قدرتهایی که آخرین تکنولوژیهای علمی را در ورزش به کار بستهاند، موفقیت کسب کند و فعل توانستن را به عنوان نماینده ملتش صرف نماید اما در ایران چه گفتند جز اینکه مدالآوری در المپیک هدف اصلی نیست؟

آقای رئیس جمهور؛ آنچه راقم این سطور از نگاهتان استنباط کرد، آن است که لزوم مدالآوری و توقعی برای تحصیل قطعی موفقیت در این عرصه داشتن، یک کوتهنظری است که اگر این استدلال از لسان حضرتعالی خارج شده باشد، باید متذکر شوم با توجه به آنکه اکثریت ملل با جدیت سکوهای المپیک را از قهرمانانشان طلب میکنند، شاید بالغ بر شش میلیارد کوتهفکر در جهان وجود داشته باشد!
بپذیرید یک مدال المپیک تاثیرگذاری به مراتب عمیقتری از هزار و چند صد مدالی که بخشی از آنها نیز در رویدادهای کماعتبار حاصل آمده نزد جامعه جهانی و از آن پراهمیتتر مردم ایران دارد. رسانههای جهان و حتی رسانههای منتقد دولت شاید بتوانند هر دستاوردی را در هر عرصهای زیرسوال ببرند اما با سکوهای المپیک کاری نمیتوانند انجام دهند.
بر این اساس انتظار میرود، فرصتهای از دست رفته در چهار سال اخیر را با کمارزش خواندن این فرصتها نادیده نگرفت تا اینچنین طرز تلقی نزد افکار عمومی پدیدار نشود که چون دولت نهم در حوزه ورزش علیالخصوص در زمینه صعود به جامجهانی و مدالآوری در المپیک ناموفق بوده، برخلاف منویات مقام معظم رهبری، جایگاه والای قهرمانی در این میدان که هنگامه سنجش وزن عصاره ورزش ملل است، زیر سوال میبرد.
رئیس دولت دهم که علیالظاهر فراموش کرده بود جایزهای بالغ بر صد میلیونتومان برای قهرمانان ایرانی المپیک 2008 پکن در نظر گرفته بود، عنوان کرد: "عده ای گفتند که در المپیک نتیجه نگرفتهایم اما به نظر بنده ما در المپیک نتیجه خوبی را گرفتیم چرا که بیشترین سهمیه را برای حضور در المپیک کسب کردیم که این خود یک نوع پیروزی بود. بالاخره همه کشورها در المپیک برای پیروزی حاضر می شوند... گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود البته مدال های کسب شده از سوی ورزشکاران کشورمان در دوره آقای علی آبادی از 950 به 1530 مدال رسیده است."
این گفتهها به قدری بار معنایی سنگینی داشت که چنین تصوری را به وجود آورد شاید رئیسجمهور از مشاور ورزشی بیبهره بوده که چنین تعابیری را برای سکوهای المپیک و عملکرد چهار سال گذشته ورزش به کار برده است اما از این حیث که شاید مشاورههای ناصحیح باعث شده، رئیسجمهور به این نتیجه رسیده است که در المپیک ایران خوش درخشید یا موفق ظاهر شد، نگارنده آقای احمدینژاد را به توجه به چند نکته جلب میکند.
ابتداییترین و سادهترین بحث آنکه به گواه بخش اعظمی از دلسوزان، کارشناسان و جمع کثیری از آنهایی که نزد جامعه ورزش دارای بار فنی و سوابق مشخص مدیریتی هستند، ورزش در چهار سال اخیر حال و روز خوشی را نه در فوتبال که در اکثریت ورزشهای مدالآوری سپری نکرد و این واقعیت پس از بازیهای آسیایی دوحه، آهسته آهسته نمود عینی پیدا کرد و با ابراز نگرانی مداوم خاکخوردههای ورزش همراه شد، لکن دریغ که ورزش برای عدهای فضایی برای گرفتن تصاویر یادگاری بود و گفتهها تا زمین خوردن ورزش ایران در صحنه المپیک و سپس جامجهانی استماع نشد و پس از آن نیز این گفتهها به واسطه آنکه با منافع همخوانی نداشت، نادیده انگاشته شد.

جایگاه کارشناسی در ماههای پیاپی که میآمد و میرفت نزد مدیران ورزش همین بود و شخصاً چه توصیههایی در بدو ورود و حین حضور این مدیران انجام دادم که دریغ از عمل به کوچکترین آنها و افسوس که سر بسیاری از این مدیران به واسطه عدم توجه به توصیههای مشفقانه و روحیات انضمام یافته به لجبازی به سنگ خورد لکن ضررش بیش از کرسیای که از چنگ ایشان درآمده بود، به اهالی ورزش رسید که با هر شکست در عزای فاصلهگرفتن مردم از فضای ورزش، خون گریه میکردند.
آقای احمدینژاد؛ فاصله گرفتن مردم از ورزش و میادین ورزشی که به منزله فاصله گرفتن ایشان از سلامت و نشاط است، سادهترین محصول عدم مدالآوری در میادین بزرگ جهانی و المپیک مورد ارزیابی قرار میگیرد، کما اینکه با گرفتن یک نشان زرین المپیک در رشته تکواندو، خیل علاقمندان این رشته پربرخورد دوچندان میشود و همین مردم که امروز با تربیت بدنی قهری نصفه و نیمه کردهاند، را کنار شیاپچانگ مینشاند.
به واقع سالیانه چند صد میلیارد تومان در بخشهای مختلف ورزش هزینه میشود تا مردمی که بخشی از ایشان از مشکلات معیشتی و حتی فقدان نیازهای اولیه رنج میبرند، دقایق یا ساعاتی را بیدغدغه با نشاط به تماشای ورزش سپری کنند و یا طبقه عیانشان نیز لباس ورزش به تن کنند و در مجموعههای دولتی شمال شهر، به ورزشهایی بپردازند که امثال نگارنده علیرغم سطح درآمد قابل قبول، فرصت مشاهدهشان را نیز ندارد.
شاید حرف شما هم همین بوده است؛ هنگامی که هنوز در ورزش عدالت برقرار نیست و برای پیادهروی در محوطه یک مجموعه ورزشی باید بالغ بر صدهزار تومان پرداخت کرد و زمانی که برخی نوجوانان این مملکت با آه ورزش کردن همسن و سالانشان را نظاره میکنند، چگونه باید از مدالآوری در المپیک سخن به میان آورد؟
راستی در چهار سال اخیر برای عدالتگستری در ورزش چه حرکت گستردهای جز توسعه اماکن ورزشی انجام شد؟ اگر مشکل تبعیض در ورزش توسعه اماکن ورزشی بود، چرا هیچ اتفاقی در کاهش این فاصلهها نیافتاده و نه تنها این ارقام کاهش پیدا نکرده، بلکه شاهد افزایش قابل توجه دریافتی از مردم هستیم و این اتفاق آیا جز چنین تعبیری القاء میکند که سلامت و نشاط نیز صرفاً متعلق به طبقه مرفه است؟
با این حال چنین اختلاف طبقاتی در ورزش نیز نمیتوان گفتههایتان را توجیه کند، چرا که در هنگامه جنگ تحمیلی نیز المپیک فرصتی نبود که از دست برود و اگرچه نتایج قابل قبول نبود اما قطعاً در صورتی که سنگرها را هر قشری از جمله ورزشیها پر نکرده بودند، از نتایجی که سال اخیر در بازیهای المپیک حاصل آمد، به مدد غیرت ایرانی ورزشکاران موفقتر ظاهر میشدیم.
غیرت این بار اما یک تنه به فریادمان نرسید و تکستارهها نیز کمفروغ ظاهر شدند تا چند صدمیلیون به نفع ورزش گردیده و کمتر جایزه به قهرمانان المپیک از سوی حضرتعالی اهداء شود. طرح این پرسش نیز مغفول نماند که اگر ضرورت مدالآوری در المپیک مورد توجه نبود و باطن قضیه موضوع دیگری است، انگیزه چهل میلیارد هزینه ظرف چهار سال برای تدارک تیمهای ورزشی و جایزه صد میلیون تومانی برای هر مرد طلایی ایران در المپیک چه بود؟
به هر حال ایران در این عرصه همچون دورههای گذشته شرکت کرده بود و با کاروانی که برخلاف اظهاراتتان با بیشترین سهمیه راهی این رویداد نشده بود و تنها تیم ملی بسکتبال و چند ورزشکار دیگر بیش از ادوار پیشین همراهیاش میکردند و اگر مدالی نیز به دست نمیآورد، ماموریتش را انجام داده بود. با این تفاسیر باید با اشخاصی که این چند ده میلیارد را با هدف هیچ و پوچ که مدالآوری در المپیک است هزینه کردهاند، برخوردی قانونی داشته باشید و آنانی که اینچنین بیتالمال را به باد فنا دادهاند تا ایران در این عرصه ناکام بماند را به دستگاه قضا بسپارید.
آقای دکتر؛ بیش از این حاشیه رفتن جایز نیست و از این جهت به یک باره راس مطالبتان را مورد اشاره قرار میدهم. قهرمانی از پایینترین سطح تا بالاترین سطح بخواهید یا نخواهید یک ارزش است و المپیک نه برای قهرمانان که برای بخش اعظمی از مردم جهان یک فرصت برای یافتن اسطورههایی ارزشمند که با آنها روز را شب کنند؛ از مردم گرسنه و قانع به حداقل آفریقا که دوندههای چابکشان برای کودکان نحیف الگو میمانند تا مردم دموکراسیخواه و متوقع آمریکا که شناگرانشان را در جامعهای که الگو مفهوم متفاوتی با آنچه نزد من و شما وجود دارد، به عنوان الگو برمیگزینند و کوچکترین بیاخلاقی را از سوی اسطورهشان برنمیتابند.
شاید زندگانی تاثیربرانگیز دکتر حسابی را بسیاری از مردم ایران آنچنان نشناسند اما هفده دی ماه با تختی برای کمتر کسی میتواند در ایران معنا و مفهومی همچون غم از دست رفتن یک پهلوان را نداشته باشد و این از آن جهت نیست که ملتمان همچون سایر ملل جهان برای ورزش بیش از علم و فرهنگ ارزش قائل باشند، بلکه از آن منظر توجهات اینچنین به وفور مشهود است که همزادپنداری عجیبی میان عموم مردم و قهرمانان ورزش وجود دارد.
تقویت روحیه امید ثمره همین همزادپنداری میان عوام و قهرمانان است و به عبارت سادهتر بسیاری از اقشار مردم با مشاهده شکستن مرزهای زمانی و مکانی بر خودباوریشان افزوده میشود و حال اگر آن قهرمان از جنس ملت ایران باشد، این غرور ملی است که در سطح جامعه پدیدار شده و بسیاری از خلاءها و کمکاریها را در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی برای مدت زمانی نزد افکار عمومی کمرنگ میسازد.
المپیک بهترین و بزرگترین میدان برای دستیابی به این هدف است که شش میلیارد و چند صد میلیون نفر از مردم 205 کشور جهان نمایندگانشان را در این عرصه نظاره میکنند و مردم ایران نیز چنین کردند اما ناکامی در پی ناکامی حاصلی بود که نصیبشان شد و با آه و حسرت به افتخارآفرینی قهرمانان سایر ملل غبطه خوردند و شادی سایرین را به نظاره نشستند.
در این فضا بود که حتی تندروترین اهالی افغانستان نیز از مدالآوری نمایندهای از این کشور خرسند شدند، چرا که میتوانستند بیان کنند که یک افغانی نیز میتواند با حداقلها در رویارویی با قدرتهایی که آخرین تکنولوژیهای علمی را در ورزش به کار بستهاند، موفقیت کسب کند و فعل توانستن را به عنوان نماینده ملتش صرف نماید اما در ایران چه گفتند جز اینکه مدالآوری در المپیک هدف اصلی نیست؟

آقای رئیس جمهور؛ آنچه راقم این سطور از نگاهتان استنباط کرد، آن است که لزوم مدالآوری و توقعی برای تحصیل قطعی موفقیت در این عرصه داشتن، یک کوتهنظری است که اگر این استدلال از لسان حضرتعالی خارج شده باشد، باید متذکر شوم با توجه به آنکه اکثریت ملل با جدیت سکوهای المپیک را از قهرمانانشان طلب میکنند، شاید بالغ بر شش میلیارد کوتهفکر در جهان وجود داشته باشد!
بپذیرید یک مدال المپیک تاثیرگذاری به مراتب عمیقتری از هزار و چند صد مدالی که بخشی از آنها نیز در رویدادهای کماعتبار حاصل آمده نزد جامعه جهانی و از آن پراهمیتتر مردم ایران دارد. رسانههای جهان و حتی رسانههای منتقد دولت شاید بتوانند هر دستاوردی را در هر عرصهای زیرسوال ببرند اما با سکوهای المپیک کاری نمیتوانند انجام دهند.
بر این اساس انتظار میرود، فرصتهای از دست رفته در چهار سال اخیر را با کمارزش خواندن این فرصتها نادیده نگرفت تا اینچنین طرز تلقی نزد افکار عمومی پدیدار نشود که چون دولت نهم در حوزه ورزش علیالخصوص در زمینه صعود به جامجهانی و مدالآوری در المپیک ناموفق بوده، برخلاف منویات مقام معظم رهبری، جایگاه والای قهرمانی در این میدان که هنگامه سنجش وزن عصاره ورزش ملل است، زیر سوال میبرد.
دبیر سرویس ورزشی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بایدساخت وسوخت
جون مادراتون اينقدر اين طفل معصومو اذيتش نكينين گناه داره همين شماهاييد كه باعث مي شيد طفلك ناراحت بشه و از روي عصبانيت يه چيزي از خودش در وكينه
از میزان تلاش باید تقدیر شود نه اینکه همه را با یک چوب راند اگر ورزشکاری روزبروز تلاش و پیشرفت کرد باید از او قدردانی شود چه او مدال بیاورد یا نیاورد چون همه در حال رقابت تنگاتنگ هستند. اینقدر هم نظردهندگان بخود غره نشوند که ....
من ترجيح مي دم جزو اون 6 ميليارد احمق باشم تا جزو اون نوابغي كه يكيش احمدنژاده!
از نظر رئيس جمهور محترم ورزش هم مثل تمام چيزاي ديگه در حد عاليه اون يه ذره ضعفي هم كه داره از طرف دشمنه.
یک شب اتش در نیستانی فتاد
سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد
بیخیال سیاست.... "د" بده ....
موفق باشی رئیس جمهور محبوب ما.
این اقا با صحبتهاش خودشو تخریب میکنه
بابا ورزشکار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟>>>>
یعنی چی؟ "گرفتن مدال در المپیک ظاهر قضیه است و این مربوط به آدم های کوته فکر است که فکر می کنند حتما باید مدال هم کسب شود".
پس منم بگم مهم درس خوندنه حالا نمره ام نیاوردم خیالی نیست!!
ما در المپیک دهها مدال گرفتیم اسنادش هم هست ! باور ندارید بیائید کهریزک نشونتون بدیم
از آقای ترکان بخواهیم راجع به مدال هم یک فکری بکند.
ادب مرد به از دولت اوست
واقعا راست گفت چون مدال اشخاصی مثل رضازاده ها هیچ ارزشی برای ملت ندارد
چقدر ابلهید با این طرز فکرتون به نظرم یکی پول مفت گرفته تا این اراجیف را سر هم کنه . اون طلاهای بی صاحبی که پیدا شده از یکی از بانکهای رفسنجانی دررفته خیالتون راحت . زیاد به ذهنتون فشار نیارید چون پوکتر میشه
دلتون مياد در مورد جومونگ اينجوري صحبت كنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حرص نخورید مملکت اتوماتیک داره درست میشه
از احمدی نژاد ایراد نگیرید لطفا بنده خدا توانایش همینه و قصدش خیره ولی نمیدونه چه کار کنه.
احتمالانشاط اسم یه جورفست فوده!!!
کارشناس ارشد همه رشته ها قصد توهین به اکثریت مردم فکور ایران را نداشته بلکه منظور حامیان خودش میباشند.
ما يه دوره مسابقات منچ و مارپله داشتيم با بروبچ محل جايزشم يه مدال پلاستيكي بود . موقع اهداء اون مدال مامورش اومد گفت دارم مدال ها رو سرشماري مي كنم !!!!
شما خودتان با اظهار نظری که کرده اید مردم را هدایت کرده اید که چه جوابی بدهند ولی مطمئن هستم مورد نظر آقای احمدی نژاد بی احترامی به شش میلیارد انسان نبوده بهتر است شما هم به جای پرداختن به این چیزهای بیهود گوشه ای از کار راگرفته وبه مشکلات مردم رسیدگی کنید
خاک بر سر من که ایرانی ام ، من نمیخوام ایرانی باشم.
(( یک کوته فکر خس و خاشاکی))
اون زماني كه اماكن ورزشي نبود لااقل به عشق يه توپ تو زمين خاكي محلمون ميدويديم و مفتي بازي ميكرديم از صبح تاشب
ولي الان زمين چمن ساختن كه هر جلسه بازي كردنش نفري 10-15 هزار تومن اب ميخوره
اين جورياس كه هيچي نيستيم
برو ببين عربا چجوري التماس مردم ميكنن كه ورزش كنن
جووناي ما هم فكر قهوه خونه و قليونن
از سایت تابناک بهخاطر خبرهای راست و واقعی بادرنظر نگرفتن گروه خاص تشکر میکنم،مدالهای ما از المپیک قبلی 4 کم شده باید این نکته گفته میشد که رییس دولت دهم مثل سایر سخنرانی ها خود را در راس بهترین کارها و موفق ترین رییسان جمهور کشورها میداند.
2010 نشد 2014 .... این قصه سر دراز دارد!!!!!!!!!!
خداوند انسان را آفرید وانسان توجیه را
باطن قضيه اينه که بايد فقط ورزش کنيم تا فکرمان دراز شود البته اگر دراز گوش نشويم.
غلط میکنیین عکس اینجوری از رئیس جمهور محبوبمون می زنید
کینه چیه؟ حرفو گوش بدین ببینین درست یا غلط چقدر کار دارین ببینین کی گفته کی نگفته. در ضمن اگرم کینه داشته باشیم طبیعیه، چون خووووووب باهامون رفتار شد خووووب
ان شا الله روزی همه مردم ما کوته فکر بشوند .
مارادنا را ول کنین قلی رو بگیرن
aghaye ahmadi nejad be hamin dalile ke be ghole aghaye rezaei foghe takhasos dar hameye zaminehas!
یاشاسین تابناک با این خبرش
شما با این حاشیه سازی هایی را که برای رئیس جمهور درست می کنید فقط خودتان را آدمی سخیف و کم عقل پیش مردم آزاده و آزاد اندیش هستید
خاك بر سر ما كه ان شده براي ما بلند نظر
هنوز ام کینه انتخاباتو دارین
رئیس جمهور یک مملکت نباید طوری حرف بزند که به اصطلاح فرصت طلبها اون رو علیهش استفاده کنن.
از کمالات احمدی نژاد چه عجب؟!
رضازاده هم جزو کوته فکرهای جامعه ماست که بیش از ده سال خودشو کشت واسه این ملت تا مدال بگیره .شایدم علت انصرافش از المپیک پکن همین نظر آقای احمدی نژاد بوده!!!!!!!!!!!!
این المپیک 2010 کی هست ؟
ma iraniha ke hich tamame donia be harfhaye aghaye doctor !!!!!!!!!!!!!!!!!!! ahmady nejad adat kardeand ziad khodetan ra khaste nakonid faghat bayad bekhoda panah bord
ای بابا! کو گوش شنوا؟ از بعضی کامنت ها می شه فهمید که طرفداراشم مثل خودشن. چقدرهم حرفای بی سرو ته اینو تحویل می گیرن.
از آقای خرم دل که این مطلب را نوشته ممنونم.
متاسفانه این به جز تخریب شخصیت رئیس جمهور کاری دیگری را انجام نداد .
فقط تشکر از تابناک
این اولین باری نیست که ایشان بی ترمز صحبت میکنند. خدا به همه ما صبر عطا کند
پیشنهاد می کنم برای پائین آمدن سوتی های آقای احمدی نژاد ، ایشان از آقای اوباما تقلید کنند مطمئنا اوضاع مملکت درست خواهد شد
نظر احمدی نژاد به واقعیت نزدیک تر است!!!
منم موافقم، کوته فکر اونی که میاد توی یه سایت مثل تابناک به عده ای آدم شریف میگه بی پدر و مادر. به خدا ما ایرانیا اینقدرا هم بی فرهنگ نیستیم ......
من آدم کوته فکری هستم و به این کوته فکری افتخار می کنم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.