روایت ترس و حسرتهای دخترانی که مجرد ماندهاند
ازدواجنکردن نمیتواند به خودی خود نگرانکننده باشد اما وقتی یک دختر رخندادن آن را در کنار همه محدودیتها، موانع، مشکلات، کمبودها و نگرانیهایش میگذارد، اوضاع کاملا تغییر میکند. واقعیت این است که نگرانی درباره آینده و ترس از تنهایی تبدیل به یکی از موارد اصلی بحث میان دختران ازدواجنکرده یا حتی زنان مطلقه و تنها شده است و بسیاری از زنان برای فرار از این نگرانی و ترس، راههای مختلف، پرهزینه و حتی خطرناک را در پیش میگیرند.
به گزارش شرق، براساس آمار سرشماری نفوس و مسکن سال ٩٠، نزدیک به ٥٠٠ هزار زن هرگز ازدواجنکرده تنها در فاصله سه گروه سنی ٣٥-٣٩، ٤٠-٤٤ و ٤٥-٤٩ سال بودهاند. ممکن است این دختران در این فاصله زماني ازدواج کرده باشند اما اگر احتمال ازدواجنکردن آنها را در این پنج سال در نظر بگیریم، تعدادشان درخورتوجه است.
درواقع با چندصدهزار دختر هرگز ازدواج نکرده که از محدوده ازدواج گذشتهاند و نزدیک به تجرد قطعی هستند، مواجه هستیم که ازدواجنکردن و تشکیلندادن خانواده مشکلات جسمی، جنسی، روحی و روانی بسیاری را برای آنها دربر دارد. چنین گزارشی را میتوان درباره آقایان همین گروه سنی هم نوشت، اما از آنجایی که جامعه ما با عرف و رفتارهایی اجتماعی عجین شده و براساس همین رفتارها و عرفها مردان فرصت، امکان و راههای بیشتری برای ازدواج و تأمین نیازهای خود دارند، میتوان دراینباره تفکیکی را قائل شد.
بسیاری از دخترانی که دربارهشان صحبت میکنیم هیچ تجربهای در رابطه جنسی و تغییر شرایط هرمونهای خود و تقریبا شانسی برای مادرشدن بیولوژیکی ندارند و با همین چند مورد میتوان انواع و اقسام مشکلات و عارضههای جسمی و جنسی و روحی و روانی را برشمرد. بسیاری از دختران هرگزازدواجنکرده با دلایل مختلفی از جمله دلایل مذهبی و سنتی خود را در معرض رابطههایی موقت و آشناییهای بدون آینده ازدواج قرار نمیدهند و بههمیندلیل تجربیات اندکی در تعامل با جنس مخالف دارند.
واقعیت این است که جامعه ما درباره ازدواج گروههای سنی مختلف دختران دچار عدم برنامهریزی است و شاید بتوان گفت رصدی درباره این شرایط نسبتا بحرانی وجود ندارد. حداقل این موضوع را میتوان درباره ازدواج در گروههای سنی کمتر از ٢٠ سال دختران که کودک و نوجوان محسوب میشوند گفت که دولت میتواند با وضع قوانینی حداقل جلوي گسترش آن را با توجه به توسعه در جوامع مختلف بگیرد، اما همچنان رو به افزایش است.
براساس آمار سازمان ثبتاحوال، ازدواج دختران کمتر از ١٥ ساله در سال ٨٣، نزدیک به ٣٠هزار و ٣٠٠ مورد بوده است که این رقم در سال ٩٣، به ٤٠هزار و ٤٠٤ مورد افزایش یافته است. همچنین هزار و ٥٧٢ مادر کمتر از ١٥ ساله در سال ٨٣ به ثبت رسیده که در سال ٩٣ این رقم به یکهزار و ٧١٣ نفر افزایش یافته است.
اگر بگوییم سیاستهای جمعیتی و برنامهریزیهای دولتها برای جوانان در چند دهه گذشته حداقل یک نسل؛ یعنی دههشصتیها را با بحران بیشتری مواجه کرده و حالا بخش زیادی از دختران هرگزازدواجنکرده متولد همین دهه و پس و پیش از آن هستند، بیراه نیست. آخرین سرشماری نشان میدهد از میان ١١میلیون و ٢٤٠هزار نفر افراد هرگزازدواجنکرده در کل کشور، پنجمیلیون و ٥٧٠هزار مرد و پنجمیلیون و ٦٧٠هزار نفر زن هستند.
این آمار بهخوبی اینطرف و آنطرف بوم و به عبارتی وجود اشکال در روند ازدواج دختران را قبل و بعد از سن ازدواجشان نشان میدهد. فارغ از اینکه این دختران با چه گروه سنیای از مردان ازدواج کردهاند و باز هم فارغ از اینکه در حداقل یک دهه اخیر مردان تمایل بیشتری به ازدواج با زنانی در غیر از گروه سنی خود داشتهاند، باید گفت که این روند درباره زنانی که چنین ازدواجهایی دارند اشکالات زیادی را میتواند بههمراه داشته باشد.
المیرا، ٣٦ ساله است و با توضیحی مختصر از شرایطش این سؤال پیش میآید که چرا با وجود شرایط مساعد تابهحال ازدواج نکرده است. او میگوید شرایطش نبوده و میگذرد، اما قبول دارد که دیگر مثل گذشته نیست و در این سن، فرصت ازدواجی برایش نيست. او ناامید از ازدواج است و میگوید ترجیح میدهد به این خلأ فکر نکند و برای خودش حس بد نسازد. شادی در آستانه ٤١ سالگی است و یکبار تا مرز ازدواج رفته، اما همهچیز بههمخورده و حالا خاطره خوبی هم از روند آشنایی و ازدواج ندارد.
او میگوید میدانم حسرت مادرشدن روی دلم میماند، اما نمیشود به هر قیمتی زندگی کرد. او میگوید زندگی مجردیای که فعلا دارد میتواند همینطور ادامه پیدا کند و اصراری به ازدواج ندارد، اما درعینحال میگوید: «خیلی فکر میکنم که اگر همین امروز هم ازدواج کنم، چقدر وقت برای بچهدارشدن و زندگی مشترک دارم و بههمیندلیل بیشتر استرس میگیرم».
شادی میگوید: «خیلی از روزها دیدن زندگی دیگران و دونفری راهرفتن دیگران توی خیابان اذیتم میکند و تا چند روز افسرده میشوم».
اعظم ٣٨ سالگی را تازه جشن گرفته و درگیر کارهای پایان دوره دکتراست. بیشتر درس میخواند و شاید بههمیندلیل از خانواده جدا نشده است. میگوید: مادر و پدرم هرروز ازدواجنکردن را توی صورتم نمیزنند و در خانه والدینم راحتم. مخصوصا برای من که درس میخوانم خیلی راحتتر است و فعلا با همین درسخواندن سرم را گرم میکنم. او هم میگوید خیلی از مواقع به عاقبت این تنهایی فکر میکند و اینکه تا کجا میتواند سرش را با درسخواندن گرم کند و تنها بماند. اعظم به شرایط مالی خانوادهاش اشاره میکند و میگوید: خانواده من کمجمعیت است و والدینم به اندازه کافی حمايتم ميكنند و نیاز مالی ندارم اما همین شرایط وابستگی حس خوبی ندارد».
نگار سالهاست که بعد از پایان تحصیل در تهران تنها زندگی میکند، کارمند بانک است و استقلال مالی دارد؛ میگوید خیالش از تنهاماندن راحت است. نگار چند ماه دیگر ٤٣ ساله میشود و میگوید گاهی با مردان آشنا میشود اما هیچوقت این گزینهها به نتیجه نرسیده و حال مدتهاست که علاقهای به آشناییهای جدید ندارد و به تنهایی خود عادت کرده. نگار سفر خارجی را جایگزین خیلی از نداشتهها کرده اما میگوید: «شرایطم خوب است اما گاهی که مریض میشوم میترسم توی خونه تنها بمونم و حالم بد بشه کسی نباشه بیاد سراغم؛ همش میترسم یه روز تو همین تنهایی بمیرم کسی هم نفهمه».
مریم ٤٠ساله است و برای رسیدن به موقعیت فعلی که مدیریت یک آژانس گردشگری است تلاش زیادی داشته و حالا با یک گربه در آپارتمانی تنها زندگی میکند. او هم ترس از آینده را دارد و میگوید گاهی این فکر و خیالها که هجوم میآورد واقعا به هم میریزد. مریم میگوید تا به حال چند رابطه ناموفق داشته و هیچکدام به ازدواج نرسیده است و حالا ترجیح میدهد به آینده کمتر فکر کند تا این نگرانیها اذیتش نکند. مریم خانوادهاش را هم حمایت مالی میکند و میگوید: از پس مخارج خودم برمیآیم و به برادر و خواهرهایم هم کمک میکنم اما در نهایت هیچکدام برای من منفعتی ندارند و تنها هستم. خیلی از اوقات سراغشان نمیروم تا حرف و حدیثی نشود».
به عبارتی بیشتر این دختران بهخصوص آنهایی که تصمیم به زندگی منفک از خانواده خود را گرفتهاند، فارغ از انواع عارضههای جسمی و روحی و روانی نوعی نگرانی از آینده و ترس از تنهایی را دارند که نمیتوانند با آن کنار بیایند و ممکن است همین نگرانی و ترس در آنها تبدیل به بیماریهای دیگری شود.
ناهید خداکرمی، رئیس کارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاستجمهوری و رئیس انجمن مامایی درباره این ترس و نگرانی زنان تنها و هرگزازدواجنکرده درباره آینده و تنها ماندنشان، تأکید دارد که این موضوع بین دختران کمسنوسال تنها و دختران و زنانی که از سن ازدواجشان گذشته مشترک است. او میگوید این حس بین آقایان تنها و ازدواجنکرده هم وجود دارد.
خداکرمی تأکید دارد حرکتهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی و حکومتی در چند دهه اخیر روی شرایط فعلی جمعیت اثر مستقیم داشته و میگوید: باید مسئله عدم ازدواج، گسترش روابط غیر از ازدواج، کاهش فرزندآوری، افزایش سن ازدواج و تمایلنداشتن به آن و بسیاری از مشکلات دیگر را زنجیرهوار به هم متصل کنیم و بدانیم همه اینها به اشتغال و بیکاری و تحصیلات و میزان محدودیتها و آزادیهای جوانان در جامعه ربط داشته و دارد. او میگوید مهاجرتها و مسائل مالی خانوادهها و امید و ناامیدی بین جوانان را باید در نگاه آنها به آینده بررسی کرد. بسیاری از جوانان بهدلیل همین نداشتن امید به آینده و نداشتن برنامهای برای آینده خود را وارد رفتارها و اقداماتی پرخطر و پرهزینه میکنند و برایشان نتایج این اتفاقات مهم نیست و این نگرانکنندهترین اتفاق درباره جوانان یک کشور است. او به نتایج بررسیهای جهانی اشاره میکند و میگوید: در جوامعی که شادی و نشاط اجتماعی و فردی بالاست و امید به آینده فرد و خانواده تا حد زیادی وجود دارد، تمایل به ازدواج بیشتر و نرخ باروری هم بالاست و بالعکس در جوامعی که مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و... وجود دارد، این شاخصها هم افت میکند.
خداکرمی میگوید افزایش سن ازدواج یا هرگزازدواجنکردن درباره مردان هم نگرانکننده است اما از آنجایی که مردان از نظر عرفی و اجتماعی و البته جسمی فرصت بیشتری برای دامادشدن دارند نگرانیشان کمتر است. درعینحال جامعه ما از شدت نگرانی درباره ازدواجنکردن در سنین بالاتر دچار هیجان ازدواج دختران و پسران در سنین کمتر از سن ازدواج شده است و بههمیندلیل شاهد افزایش ازدواجهای کمتر از ٢٠سالهها هستیم که همین موضوع خود شروع یک اتفاق ناگوار دیگر است.
رئیس کارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاستجمهوری تأکید دارد ارگانهای مسئول در امر سلامت جسم و روان و نیز ارگانهای متولی درباره مسائل اشتغال و شادی و نشاط و تحصیل و... همراه با هم مدیریت کنترل اجتماعی را اجرا کنند که البته مبنای آن نباید اقدامات قهری باشد. او میگوید باید سیاستهای جداسازی دختران و پسران در سن ازدواج از یکدیگر را اصلاح کنیم و بدانیم که بهتر است دختران و پسران قبل از ازدواج با یکدیگر آشنا شوند. در این شرایط است که آنها میتوانند اولا اقدام به انتخاب کنند و درعینحال با خصوصیات جنس دیگر آشنا شوند.
خداکرمی میگوید: دختران ازدواجنکرده یا تنها که شانسی برای ازدواج و بچهدارشدن و فرار از تنهایی ندارند نباید با «انگ» در خانواده و جامعه مواجه شوند. این دختران و البته پسران در هر حال از بخشی از روابط خانوادگی و زناشویی و... محروم هستند و نباید با فشارهای بیرونی آنها را دچار مشکلات بیشتری کنیم. عموم این دختران و پسران دچار مشکل خاصی نمیشوند اما هستند افرادی هم که برای فرار از افسردگی، انگ تنهایی یا این باور عاطفی که یک حامی باید داشته باشند خود را وارد اقدامات و رفتارهای پرخطر میکنند یا به نگهداری حیوانات و رفتن به سفرهای مختلف روی میآورند. عموم زنان و حتی بسیاری از مردان این باور را دارند که از سنی به بعد به یک چتر حمایتی یا همزبان نیاز دارند و نبود این عامل آنها را رنج میدهد.
به گزارش شرق، براساس آمار سرشماری نفوس و مسکن سال ٩٠، نزدیک به ٥٠٠ هزار زن هرگز ازدواجنکرده تنها در فاصله سه گروه سنی ٣٥-٣٩، ٤٠-٤٤ و ٤٥-٤٩ سال بودهاند. ممکن است این دختران در این فاصله زماني ازدواج کرده باشند اما اگر احتمال ازدواجنکردن آنها را در این پنج سال در نظر بگیریم، تعدادشان درخورتوجه است.
درواقع با چندصدهزار دختر هرگز ازدواج نکرده که از محدوده ازدواج گذشتهاند و نزدیک به تجرد قطعی هستند، مواجه هستیم که ازدواجنکردن و تشکیلندادن خانواده مشکلات جسمی، جنسی، روحی و روانی بسیاری را برای آنها دربر دارد. چنین گزارشی را میتوان درباره آقایان همین گروه سنی هم نوشت، اما از آنجایی که جامعه ما با عرف و رفتارهایی اجتماعی عجین شده و براساس همین رفتارها و عرفها مردان فرصت، امکان و راههای بیشتری برای ازدواج و تأمین نیازهای خود دارند، میتوان دراینباره تفکیکی را قائل شد.
بسیاری از دخترانی که دربارهشان صحبت میکنیم هیچ تجربهای در رابطه جنسی و تغییر شرایط هرمونهای خود و تقریبا شانسی برای مادرشدن بیولوژیکی ندارند و با همین چند مورد میتوان انواع و اقسام مشکلات و عارضههای جسمی و جنسی و روحی و روانی را برشمرد. بسیاری از دختران هرگزازدواجنکرده با دلایل مختلفی از جمله دلایل مذهبی و سنتی خود را در معرض رابطههایی موقت و آشناییهای بدون آینده ازدواج قرار نمیدهند و بههمیندلیل تجربیات اندکی در تعامل با جنس مخالف دارند.
واقعیت این است که جامعه ما درباره ازدواج گروههای سنی مختلف دختران دچار عدم برنامهریزی است و شاید بتوان گفت رصدی درباره این شرایط نسبتا بحرانی وجود ندارد. حداقل این موضوع را میتوان درباره ازدواج در گروههای سنی کمتر از ٢٠ سال دختران که کودک و نوجوان محسوب میشوند گفت که دولت میتواند با وضع قوانینی حداقل جلوي گسترش آن را با توجه به توسعه در جوامع مختلف بگیرد، اما همچنان رو به افزایش است.
براساس آمار سازمان ثبتاحوال، ازدواج دختران کمتر از ١٥ ساله در سال ٨٣، نزدیک به ٣٠هزار و ٣٠٠ مورد بوده است که این رقم در سال ٩٣، به ٤٠هزار و ٤٠٤ مورد افزایش یافته است. همچنین هزار و ٥٧٢ مادر کمتر از ١٥ ساله در سال ٨٣ به ثبت رسیده که در سال ٩٣ این رقم به یکهزار و ٧١٣ نفر افزایش یافته است.
این آمار بهخوبی اینطرف و آنطرف بوم و به عبارتی وجود اشکال در روند ازدواج دختران را قبل و بعد از سن ازدواجشان نشان میدهد. فارغ از اینکه این دختران با چه گروه سنیای از مردان ازدواج کردهاند و باز هم فارغ از اینکه در حداقل یک دهه اخیر مردان تمایل بیشتری به ازدواج با زنانی در غیر از گروه سنی خود داشتهاند، باید گفت که این روند درباره زنانی که چنین ازدواجهایی دارند اشکالات زیادی را میتواند بههمراه داشته باشد.
المیرا، ٣٦ ساله است و با توضیحی مختصر از شرایطش این سؤال پیش میآید که چرا با وجود شرایط مساعد تابهحال ازدواج نکرده است. او میگوید شرایطش نبوده و میگذرد، اما قبول دارد که دیگر مثل گذشته نیست و در این سن، فرصت ازدواجی برایش نيست. او ناامید از ازدواج است و میگوید ترجیح میدهد به این خلأ فکر نکند و برای خودش حس بد نسازد. شادی در آستانه ٤١ سالگی است و یکبار تا مرز ازدواج رفته، اما همهچیز بههمخورده و حالا خاطره خوبی هم از روند آشنایی و ازدواج ندارد.
او میگوید میدانم حسرت مادرشدن روی دلم میماند، اما نمیشود به هر قیمتی زندگی کرد. او میگوید زندگی مجردیای که فعلا دارد میتواند همینطور ادامه پیدا کند و اصراری به ازدواج ندارد، اما درعینحال میگوید: «خیلی فکر میکنم که اگر همین امروز هم ازدواج کنم، چقدر وقت برای بچهدارشدن و زندگی مشترک دارم و بههمیندلیل بیشتر استرس میگیرم».
شادی میگوید: «خیلی از روزها دیدن زندگی دیگران و دونفری راهرفتن دیگران توی خیابان اذیتم میکند و تا چند روز افسرده میشوم».
اعظم ٣٨ سالگی را تازه جشن گرفته و درگیر کارهای پایان دوره دکتراست. بیشتر درس میخواند و شاید بههمیندلیل از خانواده جدا نشده است. میگوید: مادر و پدرم هرروز ازدواجنکردن را توی صورتم نمیزنند و در خانه والدینم راحتم. مخصوصا برای من که درس میخوانم خیلی راحتتر است و فعلا با همین درسخواندن سرم را گرم میکنم. او هم میگوید خیلی از مواقع به عاقبت این تنهایی فکر میکند و اینکه تا کجا میتواند سرش را با درسخواندن گرم کند و تنها بماند. اعظم به شرایط مالی خانوادهاش اشاره میکند و میگوید: خانواده من کمجمعیت است و والدینم به اندازه کافی حمايتم ميكنند و نیاز مالی ندارم اما همین شرایط وابستگی حس خوبی ندارد».
نگار سالهاست که بعد از پایان تحصیل در تهران تنها زندگی میکند، کارمند بانک است و استقلال مالی دارد؛ میگوید خیالش از تنهاماندن راحت است. نگار چند ماه دیگر ٤٣ ساله میشود و میگوید گاهی با مردان آشنا میشود اما هیچوقت این گزینهها به نتیجه نرسیده و حال مدتهاست که علاقهای به آشناییهای جدید ندارد و به تنهایی خود عادت کرده. نگار سفر خارجی را جایگزین خیلی از نداشتهها کرده اما میگوید: «شرایطم خوب است اما گاهی که مریض میشوم میترسم توی خونه تنها بمونم و حالم بد بشه کسی نباشه بیاد سراغم؛ همش میترسم یه روز تو همین تنهایی بمیرم کسی هم نفهمه».
مریم ٤٠ساله است و برای رسیدن به موقعیت فعلی که مدیریت یک آژانس گردشگری است تلاش زیادی داشته و حالا با یک گربه در آپارتمانی تنها زندگی میکند. او هم ترس از آینده را دارد و میگوید گاهی این فکر و خیالها که هجوم میآورد واقعا به هم میریزد. مریم میگوید تا به حال چند رابطه ناموفق داشته و هیچکدام به ازدواج نرسیده است و حالا ترجیح میدهد به آینده کمتر فکر کند تا این نگرانیها اذیتش نکند. مریم خانوادهاش را هم حمایت مالی میکند و میگوید: از پس مخارج خودم برمیآیم و به برادر و خواهرهایم هم کمک میکنم اما در نهایت هیچکدام برای من منفعتی ندارند و تنها هستم. خیلی از اوقات سراغشان نمیروم تا حرف و حدیثی نشود».
به عبارتی بیشتر این دختران بهخصوص آنهایی که تصمیم به زندگی منفک از خانواده خود را گرفتهاند، فارغ از انواع عارضههای جسمی و روحی و روانی نوعی نگرانی از آینده و ترس از تنهایی را دارند که نمیتوانند با آن کنار بیایند و ممکن است همین نگرانی و ترس در آنها تبدیل به بیماریهای دیگری شود.
ناهید خداکرمی، رئیس کارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاستجمهوری و رئیس انجمن مامایی درباره این ترس و نگرانی زنان تنها و هرگزازدواجنکرده درباره آینده و تنها ماندنشان، تأکید دارد که این موضوع بین دختران کمسنوسال تنها و دختران و زنانی که از سن ازدواجشان گذشته مشترک است. او میگوید این حس بین آقایان تنها و ازدواجنکرده هم وجود دارد.
خداکرمی تأکید دارد حرکتهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی و حکومتی در چند دهه اخیر روی شرایط فعلی جمعیت اثر مستقیم داشته و میگوید: باید مسئله عدم ازدواج، گسترش روابط غیر از ازدواج، کاهش فرزندآوری، افزایش سن ازدواج و تمایلنداشتن به آن و بسیاری از مشکلات دیگر را زنجیرهوار به هم متصل کنیم و بدانیم همه اینها به اشتغال و بیکاری و تحصیلات و میزان محدودیتها و آزادیهای جوانان در جامعه ربط داشته و دارد. او میگوید مهاجرتها و مسائل مالی خانوادهها و امید و ناامیدی بین جوانان را باید در نگاه آنها به آینده بررسی کرد. بسیاری از جوانان بهدلیل همین نداشتن امید به آینده و نداشتن برنامهای برای آینده خود را وارد رفتارها و اقداماتی پرخطر و پرهزینه میکنند و برایشان نتایج این اتفاقات مهم نیست و این نگرانکنندهترین اتفاق درباره جوانان یک کشور است. او به نتایج بررسیهای جهانی اشاره میکند و میگوید: در جوامعی که شادی و نشاط اجتماعی و فردی بالاست و امید به آینده فرد و خانواده تا حد زیادی وجود دارد، تمایل به ازدواج بیشتر و نرخ باروری هم بالاست و بالعکس در جوامعی که مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و... وجود دارد، این شاخصها هم افت میکند.
خداکرمی میگوید افزایش سن ازدواج یا هرگزازدواجنکردن درباره مردان هم نگرانکننده است اما از آنجایی که مردان از نظر عرفی و اجتماعی و البته جسمی فرصت بیشتری برای دامادشدن دارند نگرانیشان کمتر است. درعینحال جامعه ما از شدت نگرانی درباره ازدواجنکردن در سنین بالاتر دچار هیجان ازدواج دختران و پسران در سنین کمتر از سن ازدواج شده است و بههمیندلیل شاهد افزایش ازدواجهای کمتر از ٢٠سالهها هستیم که همین موضوع خود شروع یک اتفاق ناگوار دیگر است.
رئیس کارگروه بهداشت معاونت زنان و خانواده ریاستجمهوری تأکید دارد ارگانهای مسئول در امر سلامت جسم و روان و نیز ارگانهای متولی درباره مسائل اشتغال و شادی و نشاط و تحصیل و... همراه با هم مدیریت کنترل اجتماعی را اجرا کنند که البته مبنای آن نباید اقدامات قهری باشد. او میگوید باید سیاستهای جداسازی دختران و پسران در سن ازدواج از یکدیگر را اصلاح کنیم و بدانیم که بهتر است دختران و پسران قبل از ازدواج با یکدیگر آشنا شوند. در این شرایط است که آنها میتوانند اولا اقدام به انتخاب کنند و درعینحال با خصوصیات جنس دیگر آشنا شوند.
خداکرمی میگوید: دختران ازدواجنکرده یا تنها که شانسی برای ازدواج و بچهدارشدن و فرار از تنهایی ندارند نباید با «انگ» در خانواده و جامعه مواجه شوند. این دختران و البته پسران در هر حال از بخشی از روابط خانوادگی و زناشویی و... محروم هستند و نباید با فشارهای بیرونی آنها را دچار مشکلات بیشتری کنیم. عموم این دختران و پسران دچار مشکل خاصی نمیشوند اما هستند افرادی هم که برای فرار از افسردگی، انگ تنهایی یا این باور عاطفی که یک حامی باید داشته باشند خود را وارد اقدامات و رفتارهای پرخطر میکنند یا به نگهداری حیوانات و رفتن به سفرهای مختلف روی میآورند. عموم زنان و حتی بسیاری از مردان این باور را دارند که از سنی به بعد به یک چتر حمایتی یا همزبان نیاز دارند و نبود این عامل آنها را رنج میدهد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
در كشوري كه نتوني براي فردات برنامه ريزي كني ، چطور ميتوني براي يك خانواده و سالهاي آيندش مديريت كني؟
!!!!!!!!!!
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيكُمْ فِيمَا تَرَاضَيتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا(النساء/24)
و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شدهايد؛ (زيرا اسارت آنها در حکم طلاق است؛) اينها احکامي است که خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (که گفته شد)، براي شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختيار کنيد؛ در حالي که پاکدامن باشيد و از زنا، خودداري نماييد. و زناني را که متعه [= ازدواج موقت] ميکنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهي بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يکديگر توافق کردهايد. (بعدا ميتوانيد با توافق، آن را کم يا زياد کنيد.) خداوند، دانا و حکيم است.
نقض برجام نباشه
سربازی و ارشد فقط 4 سالش هست
چقدرنظرات دیرچاپ میشه وزیادتونوبت میمونه.3روزنظردادم هنوزروی صفحه نیامده.
خوب زمین خدا به این بزرگی درس بخونین برین یه کشور دیگه ک سن براش مهم نیس با یه آدم درست درمون ازدواج کنین
راستش رو بخواین مردم چه پسر و چه دختر دیگه نیازی به ازدواج نمی بینند
قدیم ندیما می گفتند دختر که رسید به بیست باید به حالش گریست.
اعتماد در جامعه کمکرنگ شده متأسفانه بیشتر دختر خانم ها اوایل زندگی صحبت هایی میکنن که با ادامه زندگی کلا در تضاده من که هر مجردی رو می بینم میگم ازدواج نکنه
من که ازدواج کردم و خیانت دیدم دارم جدا میشم دخترای محترم وقتی تعهد ندارید ازدواج نکنید
تو این جامعه ازدواج یعنی خریت محض
ای دوست مجرد / با من نشی همدرد... . آهای دم به نله نداده ها بگو باریکلا.
من مجردم وخیلی ازاین قضیه ناراحتم چون برای من که دهه 50بودم خواستگاران سالم وخوبی بودندولی من اشتباه کردم وفکرکردم که همیشه خواستگارهست وازطرفی هم مجردی خوبه ولی چندساله که واقعاازمجردی پشیمونم ولی همیشه فکرمیکنم کاش یه جاهایی بودکه کسایی امثال ماهاروبه هم معرفی میکردن که ازتنهایی دربیایم .من بشمادوستان عزیزم میگم اگرموردهای خوب پیداکردین ازدواج کنیدوبچه بیارین چون مجردی جزتنهایی هیچی نداره .
شوهر کردی ؟زن نگرفتی؟چراشوهر نمیکنی ؟چرا زن نمیگیری ؟ نکنه مشکل داری ها؟این سوالات وشبیه این را بسیاری از دختران و پسران مجرد شنیده اند .برخی از مردان یا زنان متاهل میگویند خوش بحالتان که مجردید و برخی همچنان بر ازدواج افراد مجرد اصرار دارند. اینکه مردی از لحاظ اقتصادی قوی است و به من مجرد میگوید خوش بحالت ادم را در ازدواج دچار شک میکنه
چند وقت پیش با یک دختر خانم تحصیل کرده اشنا شدم خانواده او از لحاظ مالی ضعیف بود به همین خاطر گفتم من از تو هیچ گونه جهازی نمیخواهم با او صحبت کردم و حتی چند بار به دیدن او رفتم و برای خواستگاری خواستم اقدام کنم که او بهانه اورد و بعد از چند روز اخلاقش تغییر کرد و شروع به بهانه گرفتن کرد بعد متوجه شدم او مدام در شبکه های اجتماعی مدام انلاین است .من نمیخواهم ان خانم را متهم کنم اما به نظرم شبکه های اجتماعی برای انجام دادن یک سری کارها بسیار مفید و بدرد بخور هستند اما اینکه یک نفر زندگی خودش را با هر چه درا ن شبکه ها منتشر میشود پیوند بزند برای ان شخص اعتیاد اور و در زندگی واقعی اسیب پذیر میکند
بخد ا این دحترا الکی بهانه میگیرن و منتظر داماد خیالی هستن بخاطر همین مجرد انده اند......من دیدم و میگم
لطفا نظر من را نیز بگذارید . چرا دختران از مجرد ماندن میترسانید اگر با یک معتاد یا دزد و قاچاقچی ازدواج خوشبخت میشوند . اجازه دهید انتخاب درست کنند
ازدواج هم خیلی اتفاق پر خیر و برکتی نیست که انقدر پیگیر ازدواج جوونها هستین! \
اوضاع از زمانی به هم ریخت که هوچی گری کردن و گفتن آهای ایهاالناس تعداد پسرا از دخترا کمتره به خیال خودشون خواستن نرخ ازدواج افزایش پیدا کنه
مهم اينه كه به هر قيمتي فقط ازدواج كنيد كه در نتيجه بچه به دنيا بياريد و جمعيت خيلي خيلي زياد بشه.
چرا اینقدر دختران از اینکه ازدواج نکردن میترسونید مگه مادرانمون ازدواج کردند تاج پادشاهی گذاشتند سرشون .....
مشکلات فرهنگی، اقتصادی، تعصبات بی جا نسبت به جنس زن و توقع از آنها به عنوان کنیز در منزل و اولویت اول و آخر فقط شوهر داری!
ما همگی قربانی وضعیت موجودیم! گذر از سنت به مدرنیته!
خانم ها هم مهریه آنچنانی میخان هم حق طلاق هم خونه هم ماشین .
آقایون هم زن خوشگل، نجیب و پاکدامن و حرف گوش کن!
انگار خودشون مظهر نجابت و پاکی ان!
باید تکلیف مون رو با خودمون روشن کنیم؛ چه خانم و چه آقا!
اگر مدرن زندگی کنیم باید زن و مرد کار کنیم،مهریه نباشه، حقوق برابر زن و مرد رو به رسمیت بشناسیم.و هر زمان نتونستیم جدا بشیم.و تلاش کنیم اخلاقی زندگی کنیم.
متاسفانه اوضاع اجتماعی خیلی خرابه!
اعتماد نابود شده و هرکی به فکر خودشه و نیازهاش.
به قرآن دقیقا حرف دل منو زدی
به عنوان یه دختر موافقم شروط ضمن عقد مثل حق کار تحصیل طلاق و... با خودم ولی مهریه نمیخوام و زندگی مشترک رو دوجانبه میبینم هر دو هم بیرون و هم داخل منزل با کمک هم کار میکنن
اما تا الان که 29 ساله هستم با 14خواستگاری ک داشتم صحبت کردم هیچ کدوم راضی به این نبودن!!!!!!!!!!!!!!!
بابا حواستان باشه من تازه فهمیدم که اگر زن آدم بمیره پدر ومادرش هم از مهریه زن سهم میبرند. پس مواظب زنان باشید ای مردهای بیچاره.
باز هم خوش به حال دخترای شهرهای بزرگ.میتونن کار کنند ومستقل زندگی کنن.تازه کلی کلاس وپارک وباهشگاه است برای وقت گذرانی است.درشهرهای ماکه همهش خونه ایم.تمام روزهای سال مثل هم یکنواخت میگذره.باید برای بیرون رفتن هم باید اجازه بگیری.حالا اینها به کنار حرف وحدیث زنهای مسن ونسل قبلی خیلی آزاردهنده ست
من از مشکلات جنسی رنج میبرم وگرنه ازدواج میکردم
من فقط این را می دانم که بسیاری از دختران پاک ما را تنها غم تنهایی و نگرانی از آینده پیر کرده است. ای کاش از پنجره چشمان آنها هم به این همه تنهایی نگاه کنیم.
من در سن 24 سالگی ازدواج کردم و 18 سال با یک مرد دهن بین و خودخواه و خانواده اش سوختم و ساختم و به تازگی با دادن خونه خودم و تمام طلاهام بهش و نیز دارو ندارم ازش توانستم طلاق بگیرم و بچه ام را هم دو دستی تقدیمش کنم و الان هم نمیزاره بچه ام را ببینم. 18 سال تحمل کردم و دیگه توان نداشتم که این مرد ایرانی را تحمل کنم. مهریه و هیچی هم نگرفتم. لطفا آقایان اینگونه افراد را هم ببینند.
در کشورهای دیگر بیشتر ازدواج ها با دوستان دوران کودکی ومدرسه است ومعمولا هم دوام دارد چون شناخت بهتری نسبت به هم دارند .در ایران از همون اول دختر وپسر.را جدا می کنیم وبعد بیست سال می گیم برید ازدواج کنید وخوشبخت بشید ....اینه مشکل اصلی .
باید بپذیریم که کشورهای اروپایی و آمریکایی تو تمام این موارد سالیان سال از ما جلوتر هستن و این بحرانها و شرایط رو پشت سر گذاشتن. ما قرار نیست تافته جدا بافته باشیم. ببنیم اونها دارن چی کار می کنن. ما هم همون کارها رو بکنیم. مطمئن باشید درنهایت چاره کار ما تقلید از دیگر کشورهاست. حالا هر چقدر هم که مقاومت کنیم!
علت این مشکلات عوامل اقتصادی هست و همچنین زیاده خواهی خانواده ها بالاخص مادران دخترهای مجرد. بیشتر دخترایی که مجرد موندن باعثش مادراشون هستند که با زیاده خواهی ها و توهماتشون مانع تصمیم گیری دخترانشون میشن و... و همچنین عدم اعتماد بنفس جوانان . اولین گام هم برای حل مشکلات اینه که واقعا به این آگاهی برسیم و قبول داشته باشیم که مشکلات عمیق فرهنگی و اقتصادی داریم. نه اینکه مدام کتمانشون کنیم چه حاکمیت چه خود مردم.
حالا شما با مادر دختر مشکل داشتی که نباید حکم کلی بدی. بیچاره مادر ها
موافقم.نه تنها اونها که مجرد موندن مادرهاشون مقصرند بلکه اونها هم که ازدواج کردند مادرهاشون نمیذارند درست زندگی کنند و همش دخالت میکنن تو زندگیشون.صدتا از اینها را برای مثال داریم
من نظرم اینه که مثل برخی از مسولین محترم که در فرهنگ و ادب فارسی و ساختن واژه های جدید ید طولایی دارند بروند و از آمریکا مثلا یک شوهر پیدا کنند و برای فارغ شدن در هنگام زایمان هم در بهترین و شیک ترین زایشگاه های لندن زایمان کنند به همین سادگی .... مساله حل شد ....کاری نداره که اسمش بزارن ازدواج کش لقمه ای.....یا راحتک ازدواج .....
ممنون، خیلی بامزه بود. همه کامنتها وسط ظهری حالمو گرفتن و این آخری جبران کرد. ازدواج کش لقمه ای :))
خدا شفا بده ازدواج اىنقدرا هم پىچىده نىست اخلاق خوب داشته باشىن و از خود بزرگ بىنى دورى كنىد انشاالله جفت مناسب پىدا مىشه
مگه خرگوش هست که جفت مناسب پیدا کنه.بگو همسر مناسب پیدا کنی
اصلا هم این طور نیست. هرچه بیشتر عشوه بیای و حقه باز تر و زرنگتر باشی بهتره. ا
نمیدونم خدا شاید ما را فراموش گرده
برعکس گفتی ما خدا را فراموش کرده ایم چسبیدیم به پول و دنیا
نکه حالا زندگی بامردهای ایرانی زندگی درمدینه فاضلس فدای سرم که مجردموندم اصلا هم تن به ازدواج نخواهم داد
مردهای ایرانی؟منظورتون مردهای شبکه جم؟یا من وتو؟
دمت گرم؛ خیلی عالی گفتی
منم و قتی دستم به چیزی نرسه از همین حرفها میزنم
ناشناس 13:49
دقیقا حرف حق زدی
شما تن نده ،چون اگه تن ب ازدواج بدی اون بنده خدا(شوهر) رو بد بخت کردی
همینو میگی که ترشیدی دیگه
خیلی بده اصلا خواستگار ندارم
صد میگیرم میام خواستگاری شما هم بگید نه هم مشکل شما حل میشه و خوش حال میشد هم من یه لقمه ای گیرم میاد
انشاالله داشته باشی اونم خوبش
از اینکه تنها هستید شاید ناراحت باشید اما هرگز از اینکه در تنهایی خواهید مرد نگران نباشید مرگ به تمام نگرانیهایتان پایان خواهد داد
شما قرصاتو نخوردی باز؟
تا دختران امروز نگاهشون به ازدواج گروکشی زندان و مهریه ها وعواقب سنگین برای آقایون هست چرا باید زیر قراردادی رفت که زن در هر لحظه میتونه همسرش رو نابود کنه اونم این زنای این دوره زمونه
دلیلش اینه کسانی که در جامعه ما کار فرهنگی میکنند اکثرا از قشری هستند که از لحاظ آیکیو در سطح پایین جامعه قرار دارند،اونهایی هستند که از همه جا وامانده اند و به ناچار وارد این فضا شده اند و الان هم که بودجه میگیرند فقط به فکر جیب خود و خانواده هستند،معدودشان میفهمند و از این تعداد معدودشان دلسوزند که فایده ندارد.
فقط یک راه وجود دارد، بلکه دو راه: ترویج تعدد زوجات، ترویج ازدواج موقت البته به صورت صحیح و منطقی. آقایان، خانم ها شما مسلمان اید؟ حکم خدا در قرآن صراحتا تکلیف را روشن کرده است: هم تعدد زوجات صریح آیه قرآن است و هم ازدواج موقت.
ان شاء الله به حول و قوه الهی دوتا خانم مجرد بزودی همسر دوم پدر و شوهرخواهرتان شوند و لذتش را ببرید
به این میگن از آب گل آلود ماهی گرفتن!
ازدواج موقت ؟ آیه ؟
در كنار همه موارد فوق قوانين سختگيرانه در مورد چند همسري هم يكي از دلايل افزايش دختران مجرد سن بالا است . در گذشته داشتن دو يا سه همسر مسئله اي عادي بود ولي الان اينطور نيست به نظر من اگه راه براي ازدواج قانوني دوم و سوم راحت تر بشه خيلي ها هستن مايل به اين ازدواج باشن چه مرد چه زن
فاسد
به عنوان یه دختر سی و پنج ساله مجرد میخوام جوابت رو بدم ،من شخصا با وجود زیبایی و خواستگاران زیاد در طی 15سال گذشته زیر بار ازدواج نرفتم،یکی از دلایل اصلیم هم این بود که همیشه ترس از قوانین مرد سالارانه ایران داشتم،اینکه یه مرد میتونه راحت به زنش خیانت کنه بره یه زن دیگه بگیره و دست زن هم به جایی بند نیست،همه قوانین بر علیه زن هاست(فقط مهریه به نفعشونه) .چند تا دوستای دور و ورم هم همین ترسا رو دارن و تن به ازدواج نمیدن.
میخوام بهت بگم بر خلاف گفته شما،معتقدم وجود قوانین چند زنی و قوانین مشابهش باعث افزایش دختران مجرد سن بالا میشه نه کم شدنش
وقتي ازدواج نكردي فقط يه غصه داري اماوقتي ازدواج كردي هزار تا غصه داري
ازدواج سفید یعنی چه؟
باسلام
با تشکر از مقاله ای که منتشر کردید؛ به نظر بنده شرایط کنونی بالاترین حساسیت و اهمیت را برای بررسی آسیب های اجتماعی دارد. ولی شما بیشتر بیان مساله و طرح سوال کردید ، بنظر بنده بهتر راهکارهایی را که از نظر علمی و تجربه سایر کشورها را به عنوان راه حل مطرح می کردید. طرح مساله و ارائه راهکار.
من 56 ساله و مجردم در نتیجه میتوانم سه نسل را داوری کنم نسل متولد 40 تا 50 متولدین 50تا 60 و متولدین 60تا 70 متولدین نسل 40تا 50 عموما اگر مجرد مانده اند بخاطر شرایط خاص زمان انقلاب و جنگ و اقتصاد بعد از ان است دهه 50 تا شصت بیشتر بخاطر شرایط پیش امده برای ادامه تحصیل که برای قبلی ها کمتر محیا بود سن ازدواجشان بالا رفت و توقع انها هم با ادامه تحصیل بالاتر رفت و درنتیجه ازدواج ها کمتر رنگ و بوی سیستم سنتی کشور را دارد و نسل جدیددهه هفتاد با هزاران نوع مشکل لاینحل روبرو است که کمترین ان بی کاری است فقط مشکلی که نسل دهه هفتاد نسبت به قبلی ها کمتر با ان مواجه است مشکل جنسی است گه بخاطر بی بند وباریهای رایج شده تقریبا حل شده ترس انها از ازدواج هم به همین دلیل است دنبال ریشه های زیبای ازدواج سنتی میگردند و به همدیگر هم نمیتوانند اعتماد کنندبرای همین هم طلاق اینقدر زیاد شده ما برای بازگشت این قطار از ریل خارج شده به مسیر درست نیاز به تعریف درست و جدیدی از ازدواج داریم که با شرایط امروز کشور ما سازگار باشد
بهترین نظری بود که تو این خبر خوندم من خودم یک دهه هفتادیم و همینطور که گفتید واقعا نمیشه به هیچکس اعتماد کرد چه پسر چه دختر . مدرک گرایی کمال گرایی و بی پولی مهم ترین دلایل افزایش سنن که خود این افزایش سن هم باعث به وجود اومدن و بی بندوباری و عدم اعتماد !!
دولت ها و خانواده ها و فرهنگ حاکم برای شما جز سنگ جلوی پا چیزی نیستند .... خودتون زندگیتون رو کنترل کنید و برای چیزی که میخوایید بجنگید
سلطه دولت خانواده و فرهنگ فعلی رو کنار بزنید
اگه دختری و از پسری خوشت میاد بهش بگو حتما نباید پسر بیاد جلو تو هم مثل یک پسر حق انتخاب داری ...
مهریه زن و حق طلاق مرد رو کنار بزنید
خیلی ساده ی زندگی مشترک رو شروع کنید و اگه دوست نداشتین جدا بشین
مامردان متاهل حاضریم ازخودگذشتگی کنیم وبخشی ازاین باررابردوش بگیریم (:
نه بابا
آخه کدوم دختر سالمی(از نظر روحی و اخلاقی) حاضره ب مردی که به همسرش وفادار نبوده اعتماد کنه عزیز جان؟ مگه دختری که در نهانش خودش هم معتقد به وفاداری نباشه،یا به خاطر پول و منافع حاضر به این ازدواج شه، به چنین زن یا دختری چه اعتمادی هست واقعا؟
طبق نظر زینال بندری عزیز ،اقایون متاهل باید یادشون باشه تا فقط زن دوم بگیرند.اگر شرایط جامعه بهتر نشد باز زن سوم مجازه
1- مشکل اول عدم آموزش فرهنگ ازدواج از سوی جامعه و دولت و خانواده ها
2- مشکل بیکاری و اعتیاد
3- مهریه های نجومی
اینها بزرگترین مواردی بود که وقتی بنده در دادگاه خانواده کار کردم متوجه شدم.
اوضاع اقتصادی خوب بشه و شرایط کشور از به هم ریختگی و غیر قابل پیش بینی بودن در بیاد بشه روی فردا حساب کرد خوب کمک میکنه که جوانان بتونند با خیال راحت برای آینده اشون تصمیم بگیرند و وارد یک زندگی مشترک پر مسولیت بشوند.ولی اگر همچنان از خراب تر شدن اوضاع اقتصادی یا حتی وقوع جنگ بترسند و ارامش روحی از این بابتها نداشته باشند طبیعتا محتاطانه تصمیم و عمل میکنند و خودشان را توی دردسر نمی اندازند.
دختر دیگه برای من جذابیت نداره، اون دهه قبلی ها که ازدواج کردند همشون به خاطر بزک دوزک دخترها بوده که می بینیم اغلبشون هم طلاق گرفتند. الان دیگه پسرها متوجه شدند پشت اون آرایش ممکن اون صورت زیبا نباشه یا اون فردی که میخوان نباشه، الان دیگه راحت تر میشه سرنوشت ازدواج و پیش بنی کرد.
شما کلا دیگه سعی نکن چیزی بفهمی .. چون امیدی نیست
معیاراتو عوض کن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.