آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
32بازدید

روایت حداد عادل از ازدواج دخترش با سید مجتبی

خبرگزاری زنان ایران (ایونا): آقای حدادعادل تعریف می کردند؛ «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم  رهبر انقلاب هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم.» آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود .

بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است .»

یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند؛ «چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم .»

آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند .

بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ «آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم؛ «چطور؟» گفتند؛ «خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم؛ «آقا، اختیار ما دست شماست .»

آقا فرمودند؛ «نه، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند .»

من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوری شان، در جنوب تهران خانه یی داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن درمی آورند؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند .

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و ... آقا فرمودند؛«در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم .»

من گفتم؛ «آقا، این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند؛ «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم؛« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»

فرمودند؛ «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 150 ، 200 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اول مان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم .

آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم. قبل از اینها صحبت خرید بازار شد. پسر آقا گفت؛ «من نه انگشتر می خواهم و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند؛ «خوب نیست.» من هم گفتم؛ «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند؛ «من یک انگشتر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ایشان هدیه می دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.» قبول کردیم و انگشتر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد .

به آقا گفتیم در همه این مسائل احتیاط کردیم، دیگر لباس عروس را به ما بسپارید و آقا هم فرمودند؛ «آن را طبق متعارف حساب کنید.» در همان ایام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس برای عروس مان سفارش داده بودیم بدوزند .

خلاصه قبل از اینکه عروس مان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند؛ «من یک فرش ماشینی می دهم، شما هم یک فرش بدهید.» و به این ترتیب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو پیکان از اقوام ما و دو پیکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت یک طول کشید. خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهراً کاری داشتند و نیامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آوردیم، دیدیم آقا هنوز بیدار نشسته اند و منتظرند عروس را بیاورند .

فرمودند؛ «من اخلاقاً وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروس مان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوشامد بگویم .»

ما خیلی تعجب کرده بودیم و فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند؛ «دکتر، امشب شام هم نداشتیم، من به یکی از پاسدارها گفتم شما چیزی خوردنی دارید؟ آنها گفتند که غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم. گفتم؛ همان را بیاورید، می خوریم .»

بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقیقه یی برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوشامد گفتند. رعایت آداب حتی تا چنین جایگاهی چقدر ارزش دارد. اینها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود، چون مال بیت المال است. حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد، اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند .

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۲۰

ولي امر مسلمين بايد ساده زيست باشه

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۱۹

آخه آشغال های منافق جیره خور شما رو چه به رهبری و دین و مذهب

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۱۵

از بقیه هم بنویسید
و خواهش میکنم بعضی از عزیزان انسان خاکی و مخلصی همچون رهبر معظم رو با این تعریفها و تمجیدها آزرده خاطر نفرمایند این اعمال از هر مرجع تقلیدی انتظار میرود چیز عجیبی نیست!

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۱۳

هر چیزی باید در تعادل انجام شود.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۱۰

اون تكه نون واقعا واقعيت داشت يا اغراق بود در ساده زيستي اقا شكي نيست و بايد هم اينگونه باشد ولي اغراق ممنوع

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۰۹

بشنو باور نكن!!!!!!!
واسه شما تابناكي ها گفتم وگرنه مردم خيلي چيزا رو مي دونن!
عمرا اگه بذارين!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۰۸

رهبر ما مثل حضرت علي (ع) مظلوم است، اين را بايد از نامردي هايي كه مخالفين در مورد ايشان انجام ميدهند و به دروغ ميگويند بهتر ميتوان دريافت... وقتي علي (ع) در محراب عبادت شهيد شدند عده اي به علت تبليغات منفي معاويه ميپرسيدند مگر علي نماز هم ميخواند...

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۱۰:۰۷

شما تابناکی ها منافق و مغرضید و می خواهید ضربه بزنید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۵۷

اگر واقعا این طور است چرا خبر نگاران ازاد نیستند از هر کجا دلشان می خواد بجزء مراکز نظامی گزارش تهیه کنند تا کور شه چشم حسود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۵۳

fhبا سلام.هرچند بعید میدانم همانند بسیاری ازنظرات ارائه شده توسط حقیر این نظر را هم درج کنید اماتکلیف خود را انجام میدهم:
سادگی و بصیرت رهبر انقلاب رو در همه موارد هم شنیده ایم و هم دیده ایم(بنا به اعتراف همه آنهائی که به نحوی با ایشان مرتبط هستند)لیکن خیلی خوبه نمونه ای هم از مسئولین رده بالا از مسئولین سه قوه گرفته تا.... رو با ادله و نقل قول قوی ومتقن برای مردم درج کنید (هرچند عوام میداند!!!) تا اونهائی که مدعی علی وار زندگی کردن هستند برای مردم آشکار شود.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۵۳

الحق که هم رهبری هم مرجعی . دوستت داریم آقا

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۵۰

ما نه تنها باید عروسی مان مانند عروسی مولا و حضرت زهرا باشد سایر امور مان هم باید بمانند آنها باشد. ایشان حقوق نمی گیرند .خوب است اما نمایندگان شان در صد ها ارگان با راننده و منشی و رئیس دفتر و محافظ و اجاره مکان و سایرامور چقدر هزینه دارد؟؟؟؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۹

بسیار جالب بود انشاءا... سرمشق سایر مسولین قرار گیرد که موجب جلوگیری از شایبه گردد

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۸

آرزو داشتم جشن عروسی من هم اینچنین بود

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۸

به نظر من کسانی که با زندگی علما آشنا باشند می دانند که مراجع همین گونه اند و هیچ اغراقی در این مطالب به چشم نمی خورد، انگار این گونه زندگی کردن دیگر برای مردم ما عجیب شده است که در این مطالب ساده و واقعی هم اغراق می بینند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۶

فقط می خواستم ببینم تمام نظرات رو چاپ کردین یا همه موافق بودن؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۵

من تو اون دوران سرباز وظيفه همون جا بودم به خدا حاضرم قسم بوخورم كه تمام اين اظهارات آقاي حدادعادل واقعيت داره خيلي از واقعيت ها در خصوص ساده زيستي رهبر انقلاب را نفرمودند خصوصا در اين مراسم .
رضا از كانادا

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۵

آرزوی خوشبختی عروس وداماد رازیر سایه ولی عصر و پدر ومادرشان دارم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۳

بحق که فرزند مولا علی ع است کجایند رهبران زر وزور ثروت وقدرت ببینند ودرس بگیرند واز خدا بترسند وبفکر محرومین باشند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۳

از علی تا به علی فاصله یک آینه است
آن علی از نجف و این علی از خامنه است
جانم به فدای چنین رهبری فرهیخته

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۱

شايد نتوان مانند رهبر بود ولي اين جريان مرا به فكر فرو برد كه يكبار ديگر با خانواده دختري كه مي خواهم ازدواج كنم صحبت كنم كه كمي برنامه ها را ساده تر برگزار كنيم .

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۰

الحمدلله آقا شایسته منصب رفیع ولایت فقیه به معنای واقعی کلمه است خداوند ایشان را که نائب امام زمان(عج) وجانشین شایسته امام بزرگ خمینی است در سایه الطاف خاصه اش حفظ کند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۳۴

ایکاش دیگران یاد بگیرند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۳۴

لطف کنید از عروسی پسر دختر احمدی نژاد و رحیم مشایی بنویسید تا ببینیم با اینهمه شعار انها چقدر پایبند بوده اند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۳۳

زنده باد ساده زيستي

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۳۰

می تواند الگوی خوبی برای جوانان و مسئولین محترم باشد

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۲۶

جز این از ولی خدائی چون ایشان انتظار نیست . خداوند نگهدار ایشان باد .

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۲۵

من در کلام آقای حداد عادل که ما وقع را توضیح داده بود اغراقی ندیدم . آنچه اتفاق افتاده بود بیان شد. بله بال وپر دادن به چنین موضوعاتی از اثر آن می کاهد .

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۹

با سلام
آقا جان ما به شما دل سپرده بودیم و این مطالب که بیان شد شرایط سخت زندگی برایمان ساده تر شد از خدا می خواهم همیشه حافظتان باشد

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۹

خداوند به رهبر فرزانه طول عمر با عزت بدهد و ان شا الله سایه ایشان تا فرج آقا امام زمان بالای سری ما باشد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۹

واقعا پشیمون نیستم بخاطر حمایت از رهبری

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۷

بار الها ايشان را براي ما حفظ بفرما .

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۷

خوب است تابناك جسارت كند و بعضي نظرات مخالف را نيز چاپ كند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۵

واقعا مرحبا !! ای کاش یک خورده مسولین دولتی و سپاه از آقا یاد میگرفتند و این همه به مال دنیا بها نمی دادند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۵

زنده باد رهبر محبوب ما

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۱۰

یه عروسی توی تهران بیش از 50 میلیون خرج میشه اما عروسی پسر رهبر....ان شاء الله همه ما مسلمانان از این ساده زیستن درس عبرت بگیریم

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۰۶

متاسفانه چون مردم ما شناخت و اطلاعات کافی از رهبر و نوع زندگی ایشون ندارن همیشه برداشت های غلطی میکنن! خدا حفظ کنه این رهبر رو برای ما

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۰۱

من شخصا خاک پای اقا نایب بر حق آقا ابا صالح المهدی (عج الله تعالی شریف ) هستم ایشان بسیار فروتن و والا هستند انشاء الله در صحت سلامت سایه شان بر سر ما باشد از همین جا دستان مبارکشان را می بوسم .

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۰۱

برای همینه که میگیم :رهبرا.. از تو به یک اشاره ... از ما به سر دویدن.
درود بر رهبر معظم انقلاب ..کاشکی بقیه هم یاد بگیرند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۹:۰۰

خدایا، رهبر عزیزمان را حافظ و نگهدار باش و سایه پر از مهر و مجبت معظم له را را بر سر ملت ایران پایدار بدار دشمنانش را خار و ذلیل فرما. آمین یا رب العالمین

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۵۷

سلام خسته نباشید من یکی از مشتری های همیشگی شما هستم
این خاطره هم واقعا عالی بود

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۵۶

این مخالفین ولایت فقیه فکر می کنند که عشق به ولایت برای ما مثل عشق آنان به هنرپیشه ها و رقاصه هاست! نمی دانند که ما در سیما و رفتار و گفتار ایشان نمونه ای از ولایت اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) را می بینیم. نمی دانند که این عشق الهی است و هرگز قابل مقایسه و درک با عشق های زمینی نمی باشد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۵۲

راستش من زياد باورم نشد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۵۱

امیدوارم درسی برای مسئولین درجه چندم در شهستانها باشد که با پول ببت المال و... چه تزئیناتی را در نظر میگیرند و چه بساطی به راه میاندازند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۴۷

عجب
امید که حقیقت داشته باشد
. . .

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۴۶

شما رو به خدا قسم میدهم چاپ کنید. انصافا انتظار دارید باور کنیم؟ مسخره نمیکنم جدی میگم وقتی میشنوید خلفای راشدین اینجوری زندگی کردن میگید نه، ولی واسه ایشون انتظار دارید باور کنیم. من کاری به ایشون ندارم فقط میخوام منصف باشید. هرچند میدونم قسمم رو میشکنید!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۴۶

درود

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۴۵

جالب بود اما در پاراگراف دوم همسر آقاي حداد دليلي نداره که با هول و هراس جواب همسر رهبري را بدند ترس نداره که

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۴۵

خدا كند خود آقاي عادل هم درس گرفته باشند

ناشناس۱۳۸۸/۰۸/۳۰ ۰۸:۴۵

افتخار مي كنم در كشوري زندگي مي كنم كه امكانات زندگي شخص اول مملكت شايد پائين تر از حد متوسط جامعه باشد.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.