آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
2بازدید

«جنگ احزاب درونی؟ وای‌تان»؛ درباره وقایع اخیر

اکبر نبوی نویسنده و منتقد سینما با سرودن قصیده ای نسبت به وقایع اخیر واکنش نشان داد.

به گزارش مهر، متن کامل این مثنوی بلند که با عنوان " هروله مرگ " سروده شده به شرح زیر است:

آتشی بر جان ایران ؟ ها! چرا؟ / با شمایان، با شمایم، با شما!

داغ بر داغ وطن ؟ بیداد چیست ؟ / شورشی در انجمن؟ فرمان کیست ؟

از که ؟ رمز چیست این فرمانبری ؟ / رمز این کین و شرر ، این ابتری

کعبه آمالتان باری، کجاست؟ / سمت محراب شما آری، کجاست ؟

اندکی در کارتان اندیشه نیست ؟ / این وطن، ایران ما، چون ریشه نیست؟!

پس تبر بر ریشه ؟ آیا عاقلید ؟ / در چه پندارید ؟ آیا کاملید ؟

ناله ای در گوشتان از نی نبود؟ / قلبتان آگه زشور می نبود؟

با شمایم، با شمایم، با شما ! / ای بقا گم کرده شیدای فنا!

ساغر احساس را آتش زدید / خانه های یاس را آتش زدید

روزتان بی اخم، آری نگذرد / شامتان بی زخم، باری نگذرد

این همه شمشیر؟ پس میخانه کو؟ / این همه دشنام؟ پس پیمانه کو؟

عقلتان برجاست؟ کو؟ از دست رفت ؟ / شرمتان برپاست؟ یا سرمست رفت؟

جنگ احزاب درونی ؟ وای‌تان/ رفته در مرداب صهیون پای‌تان

نعره ها را برسر هم می زنید/ وه که بر غوغای ماتم می‌تنید

شکوه ازهم؟ ناله از هم؟ بس کنید/ زندگی در خون و ماتم؟ بس کنید

بس کنید این های و هوی مرگ را/ این شب پتیاره صد رنگ را

زخم پی در پی ؟ خدا را بس کنید/ این همه چون و چرا را بس کنید

بس کنید گر خون رادان درشماست/ یا اگر سودای ایران در شماست

بس کنید از تیر تهمت، بس کنید/ بس کنید این خون شهوت، بس کنید

چاره از این نفس سرکش ؟ دوزخی است/ راهتان چون مرگ صحرا برزخی است

* * * *

جان رستم ! خسته از دعوایتان/ سینه اش! آزرده از غوغایتان

هان! چه گوید پور نیرم، پور سام / از زبان زخمی احساس مام

خنده ها را تیر تهمت آب کرد / عقلها را دیو غفلت خواب کرد

مردمان در کام شب ره می زنند / عاقبت تقدیر در چه می‌زنند

شورش دیو دوسر را شاهدند/ شاهدانی گیج ، شر را شاهدند "

*‌‌ * * *

در شب تورانی نفرین و مرگ/ صد شغاد حیله گر، دلها چو سنگ

با دم افراسیاب دون و پست / کرده آهنگ یلی یزدان پرست

چاه مکرش را نهاده در زمین/ تا که رستم را فرو آرد ز زین

خان هشتم را برادر آفرید ! / مویه گر، رودابه و گرد آفرید

اینک آری، دشمنی هاتان! شغاد/ شیوه اهریمنی هاتان! شغاد

بوی رستم را اگر حس می کنید/ پس چرا در سینه خس خس می کنید

لشکر توران نهاده سوی ما/ نیزه هایش را هدف، ابروی ما

او برای جان سهراب وطن/ نقشه ها دارد، دلاور! جان من !

جان من یک لحظه بنشین دم مزن/ بشنوی تا خنده های اهرمن

اهرمن، افراسیاب فتنه هاست/ روح ناپاکش درون دشنه‌هاست

دشنه را با زهر شب آمیخته/ شعله را با هرم تب آمیخته

خنده اش چون خنده ارجاسب هاست/ پیشه اش شمشیر بر لهراسبهاست

او به جز مرگ شرف، سوداش نیست/ تا نگیرد جان ما، پرواش نیست

حیله و تزویر او ناگفتنی است/ تیزی شمشیر او ناگفتنی است

* * * *
این وصیت بود، از من ؟ نی، ز زال‌/ تا بگیرید جانتان از عشق بال

ساغر سیمرغ را باور کنید/ عقل خود را حاکم و داور کنید

از شب تند حوادث بگذرید/ بگذرید از هر چه حادث بگذرید

دشمنی را بس کنید و قهر را/ بشکنید این کاسه پر زهر را

در شراب نام پاکان بشنوید/ از لب پاک شهیدان بشنوید

خاک ایران تشنه مهر شماست/ زندگی از چشمه مهر شماست

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.