بیاییم با تحلیل درست، از حوادث اخیر فرصت بسازیم
پس از سی سال از تشکیل جمهوری اسلامی جامعه ایران به حدی از بلوغ سیاسی رسیده است که وارد مرحله دوم مردم سالاری یعنی پاسخگو ساختن دولتمردان خود شود، اما متاسفانه فعالان سیاسی، احزاب و جناح های سیاسی آمادگی هم پایی با این رشد تکاملی ملت ایران را نداشتند و به جای قاعده مند سازی اعتراض مردم، آن را به فضایی سیاسی ـ امنیتی کشاندند.

علت گیجی عده زیادی از تحلیلگران در درک حوادث اخیر را شاید بتوان لایه های چندگانه حوادث اخیر دانست که نیاز به چند تخصص همزمان و بررسی های موازی دارد.
به گزارش "تابناک"حوادث پس از انتخابات در ایران از یک سو دارای ابعاد اجتماعی است و به تحلیل جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی نیازدارد، ازسوی دیگر امنیتی است و نیاز به متخصصان امنیتی دارد و از جهت سوم بعدی بین المللی دارد که آن هم باید توسط متخصصان این حوزه بررسی گردد، بنابراین اگر گروه های تخصصی به صورت جمعی به تحلیل حادثه بپردازند بهتر می توانند از عهده تحلیل آن برآیند.
بنابر این گزارش، حوادث اخیر را به لحاظ گستره داخلی از دو منظر می توان نگاه، بررسی و تحلیل کرد: از منظر سیاسی ـ امنیتی و از منظر اجتماعی.
به نظر می رسد ریشه این حوادث اساسا اجتماعی است که حضور توده های مردم وخواسته ها وشعارهای اولیه آنها هم بیانگر آن بوده است ولی عده ای وعواملی آنرا به سمت سیاسی ـ امنیتی شدن سوق داده اند.
ازمنظر سیاسی این حادثه به دوشکل خود را بروز داده است: یک تصویر و واقعیت سیاسی از این حوادث، خلط حق و باطل و بروز فتنه است که نیروهای درون نظام سیاسی و جبهه انقلاب اسلامی و معتقدین به آن، به آن معتقدند و نظرشان این است که مجموعه ای از خودخواهی ها و خودبزرگ بینی ها، با انگیزه انتقام کشی وتصفیه حساب واز طریق توهین وتخریب وقانون شکنی این فتنه را شکل دادند وملت شریف و بزرگوار را به جاده خاکی کشاندند.
یک تصویر دیگر از حوادث اخیر و در بعد سیاسی براندازی نرم است که حکایت سارقی را دارد که توسط گروهی درداخل کشور درحال دامن زدن به اختلاف ودرگیری است . این دزد پنهان از طریق دادن اطلاعات گمراه کننده وتحلیل های حساب شده و تشویق های روانشناسانه درصدد ضعیف کردن نگهبانان و اهالی خانه است که پس از اطمینان از موفقیت به خانه دستبرد بزند.
هردو تصویر فوق درست و واقعی است ولی هنوز کل ماجرا نیست و کمکی به خروج از حوادث اخیر هم نکرد. بلکه اصل ماجرا به ریشه های این حوادث بر می گردد که بعد اجتماعی این حادثه است.
منظر دوم حوادث اخیر واقعیت و رخدادی اجتماعی است. در واقع این حوادث اگر در این انتخابات هم بروز نمی یافت، به طور قطع درانتخابات بعدی سر بر می آورد چرا که مردم سالاری درایران به درجه ای ازکمال تاریخی خودش رسیده بود که دیگر با مشارکت صرف جواب نمی داد بلکه آن روی دیگر سکه مردم سالاری، یعنی مرحله پاسخگویی حاکمان را نیز باید در بر می گرفت.
حقیقت این است که مردم سالاری دارای دو روی سکه است . یک روی آن مشارکت مردم درتعیین سرنوشت خویش است و دیگری اعتراض کردن و پاسخگو کردن دولتمردان نسبت به نوع رفتارشان و خواست عمومی است که بر اساس آن از سوی ملت انتخاب شده اند.
معمولا در نظام های مردم سالار، مشارکت زودتر از اعتراض شکل می گیرد ولی پس ازمدتی مردم درصدد فعال کردن بعد دوم آن یعنی نهادینه کردن اعتراضات ـ به معنای سوال از مسئولین در مورد عملکردشان ـ خواهند بود که البته این دوبعد مکمل یکدیگرند و مردم سالاری بدون یکی از آنها معنای واقعی خود را پیدا نخواهد کرد.
پس از سی سال از تشکیل جمهوری اسلامی جامعه ایران به حدی از بلوغ سیاسی رسیده است که وارد مرحله دوم مردم سالاری یعنی پاسخگو ساختن دولتمردان خود شود، اما متاسفانه فعالان سیاسی، احزاب و جناح های سیاسی آمادگی هم پایی با این رشد تکاملی ملت ایران را نداشتند و به جای قاعده مند سازی اعتراض مردم، آن را به فضایی سیاسی ـ امنیتی کشاندند.
بنابراین به نظر می رسد حال که اتفاقاتی که نباید می افتاد، افتاده است، بهترین راه این است که از این حوادث فرصتی دوباره برای اعتلای نظام مردم سالار جمهوری اسلامی بسازیم و با تمام توان در این راه بکوشیم.
به گزارش "تابناک"حوادث پس از انتخابات در ایران از یک سو دارای ابعاد اجتماعی است و به تحلیل جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی نیازدارد، ازسوی دیگر امنیتی است و نیاز به متخصصان امنیتی دارد و از جهت سوم بعدی بین المللی دارد که آن هم باید توسط متخصصان این حوزه بررسی گردد، بنابراین اگر گروه های تخصصی به صورت جمعی به تحلیل حادثه بپردازند بهتر می توانند از عهده تحلیل آن برآیند.
بنابر این گزارش، حوادث اخیر را به لحاظ گستره داخلی از دو منظر می توان نگاه، بررسی و تحلیل کرد: از منظر سیاسی ـ امنیتی و از منظر اجتماعی.
به نظر می رسد ریشه این حوادث اساسا اجتماعی است که حضور توده های مردم وخواسته ها وشعارهای اولیه آنها هم بیانگر آن بوده است ولی عده ای وعواملی آنرا به سمت سیاسی ـ امنیتی شدن سوق داده اند.
ازمنظر سیاسی این حادثه به دوشکل خود را بروز داده است: یک تصویر و واقعیت سیاسی از این حوادث، خلط حق و باطل و بروز فتنه است که نیروهای درون نظام سیاسی و جبهه انقلاب اسلامی و معتقدین به آن، به آن معتقدند و نظرشان این است که مجموعه ای از خودخواهی ها و خودبزرگ بینی ها، با انگیزه انتقام کشی وتصفیه حساب واز طریق توهین وتخریب وقانون شکنی این فتنه را شکل دادند وملت شریف و بزرگوار را به جاده خاکی کشاندند.
یک تصویر دیگر از حوادث اخیر و در بعد سیاسی براندازی نرم است که حکایت سارقی را دارد که توسط گروهی درداخل کشور درحال دامن زدن به اختلاف ودرگیری است . این دزد پنهان از طریق دادن اطلاعات گمراه کننده وتحلیل های حساب شده و تشویق های روانشناسانه درصدد ضعیف کردن نگهبانان و اهالی خانه است که پس از اطمینان از موفقیت به خانه دستبرد بزند.
هردو تصویر فوق درست و واقعی است ولی هنوز کل ماجرا نیست و کمکی به خروج از حوادث اخیر هم نکرد. بلکه اصل ماجرا به ریشه های این حوادث بر می گردد که بعد اجتماعی این حادثه است.
منظر دوم حوادث اخیر واقعیت و رخدادی اجتماعی است. در واقع این حوادث اگر در این انتخابات هم بروز نمی یافت، به طور قطع درانتخابات بعدی سر بر می آورد چرا که مردم سالاری درایران به درجه ای ازکمال تاریخی خودش رسیده بود که دیگر با مشارکت صرف جواب نمی داد بلکه آن روی دیگر سکه مردم سالاری، یعنی مرحله پاسخگویی حاکمان را نیز باید در بر می گرفت.
حقیقت این است که مردم سالاری دارای دو روی سکه است . یک روی آن مشارکت مردم درتعیین سرنوشت خویش است و دیگری اعتراض کردن و پاسخگو کردن دولتمردان نسبت به نوع رفتارشان و خواست عمومی است که بر اساس آن از سوی ملت انتخاب شده اند.
معمولا در نظام های مردم سالار، مشارکت زودتر از اعتراض شکل می گیرد ولی پس ازمدتی مردم درصدد فعال کردن بعد دوم آن یعنی نهادینه کردن اعتراضات ـ به معنای سوال از مسئولین در مورد عملکردشان ـ خواهند بود که البته این دوبعد مکمل یکدیگرند و مردم سالاری بدون یکی از آنها معنای واقعی خود را پیدا نخواهد کرد.
پس از سی سال از تشکیل جمهوری اسلامی جامعه ایران به حدی از بلوغ سیاسی رسیده است که وارد مرحله دوم مردم سالاری یعنی پاسخگو ساختن دولتمردان خود شود، اما متاسفانه فعالان سیاسی، احزاب و جناح های سیاسی آمادگی هم پایی با این رشد تکاملی ملت ایران را نداشتند و به جای قاعده مند سازی اعتراض مردم، آن را به فضایی سیاسی ـ امنیتی کشاندند.
بنابراین به نظر می رسد حال که اتفاقاتی که نباید می افتاد، افتاده است، بهترین راه این است که از این حوادث فرصتی دوباره برای اعتلای نظام مردم سالار جمهوری اسلامی بسازیم و با تمام توان در این راه بکوشیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
برو بابا با اين تحليل مسخره ات
بالاخره حرف دلمونو دیدیم
تحلیل خیلی جالبی بود.
نگارنده متن بنظر میرسد یکبار هم در خیابانهای این مملکت سیر و سلوک نکرده
خيلي دير اين حرفها را مطرح كرديد
اجسنت به حسن درایت و نکت بینی شما. وارد فاز ارتقاء یافتهء دمکراسی شویم. سولین از مردم عقبتر هستند!!! چرا؟!!!
خدا خیرت بدهد که حرف حساب زدی. کاش مسئولین هم کمی فکر کنند و با خود و خدای خود حساب کنند که باید روزی پاسخگوی این مردم نجیب و مظلوم باشند. مردمی که در تمام
ترجيح ميدادم نويسنده اين متن را به نام خودش بخوانم اما متأسفانه نام اصلي ايشان مرقومه شان را مزين نكرده است لاجرم او را با نام تحليلگر ميخوانم . جناب آقاي تحليل گر تابناك! اگر شما تحليل گر واقعي بوديد احتمالاً بجاي استفاده از واژه اي مانند " گيجي " و نسبت دادن آن گيجي به همكاران تحليل گرتان از واژه يا اصطلاح ديگري كه بتواند منظور شما را با احترام به ديگران برساند استفاده ميكرديد .
اولاً كه اوضاع فعلي ، حالتي از گيجي نيست بلكه تمام طرف هاي دعوا از هوشياري برخوردار بوده و اقدامات خود را با هوشياري و حساب شده انجام ميدهند . چه اگر حالتي كه شما فرموده ايد حاكم بود همه طرف ها در اين حالت گيجي به اقداماتي شديد يا بسيار كاناليزه دست ميزدند تا به آنچه ميخواهند دست يازند . اما مي بينيم كه اين اتفاق نمي افتد و هرچند موضع گيري ها يا اقداماتي كه در برخي موارد تند و تيز باشد رخ ميدهد اما بسيار محدود بوده و فراگيري آن در بعضي از لايه هاي اجتماعي يا سياسي بمعناي عموميت آن نخواهد بود .
در پاراگراف دوم خود آورده ايد كه : به گزارش " تابناك " حوادث پس از انتخابات ...
دوست عزيز تحليل گر اگر اين متن جنابعالي متني تحليلي است ديگر استفاده از " به گزارش تابناك " معنا ندارد زيرا آن را به سمت گزارش و خبر خواهد برد .
متأسفم به شما بگويم كه در تحليل تان دچار خطايي فاحش شده ايد زيرا به زعم شما " خلط حق و باطل و بروز فتنه " را تصويري سياسي قلمداد كرده ايد كه هرگز اينگونه نيست و سياست اصولاً به حق و باطل كاري ندارد بلكه اين واكاوي حق ها و باطل ها از منظر ايدئولوژي يا در نهايت رويه هاي عملكردي ارزش ها و ضدارزش ها پيگيري مي شود . آنچه از منظر سياسي به موضوع پرداخت بحث عملكردهاي نابخردانه يا نامعقول سياسي در حوزه داخلي و خارجي بود نه ارزش و ضد ارزش يا حق و باطل .
اگر بخواهم تمام متن جنابعالي را ارزيابي كنم فقط مي توانم بگويم كه به خطا رفته ايد اما دعوت به تعامل و مصالحه براي اعتلاي نظام مردم سالار جمهوري اسلامي را مي پسندم به شرط آنكه اين اراده واقعاً وجود داشته باشد اما متأسفانه اين اراده موجود نيست و بازهم متأسفانه نگاه حاكميت به طرف مقابل حذفي است نه چيز ديگر.
مگر دولت در حد توان کار نمیکند؟ اگر موردی هست که دولت می توانسته کار کند و نکرده آن را با وزیر مربوطه در میان بگذارید
ضمنا توده های مردم که شما نام برده اید کدام توده است ما که جز معدودی شکست خورده در برابر رای مردم و معدودی فریب خورده توده دیگری نمی بینیم
بهتر است در بکار بردن کلمات و جملات و تیترها دقت بیشتری بکنید آقایان تابناکی تاریکی بخش
هرچند اين تحليل نكات مغفول زيادي داشت و ابعاد ديگري از اين حوادث و جنبه هاي مختلف دلايل نارضايتي مردم مخصوصا اقشار تحصيل كرده و متوسط جامعه را مدنظر قرار نداده بود اما در مجموع به شكل مناسبي به يكي از مهمترين ريشه هاي اين مسائل پرداخته بود.
چقدر هوشمندانه ! اين تحليل نمونه بارز تحليلي سياسي مديريتي ست !
اما عواملي كه منجر به خروج اعتراضات از مسير عادي و سالم خود شدند اغلب كساني بودند كه به زور خود را به پيوزي نمايشي رساندند تا داد مردم بلند شد !
این متن هر کی نوشته خسته نشه زیادی زحمت کشیده
موافقم
باسلام :البته این که نویسنده می گوید همه مردم می دانند و من نمی دانم چرا مسئولین به آن توجه نمی کنند.و راه حل این مشکل سرکوب و بی توجه ای نیست.
شما هم که هنوز گیجید !!
متاسفانه دشمن یک خواسته از این بازار بربشور داشت آنها قرار دادن مردم در جلوی مردم (بسیج )که با بی تدبیری بعصی از تندروها دشمن به خواسته خود رسید در این حوادث شخص معتقدی را سراغ دارم که حاضر است خمس و زکات بپردازد ولی حاضر به کمک به بسیج مستضعفان نیست صرفا به خاطر اسم بسیج و این جریانات .مسئولین بیایید اعتبار و اعتماد از دست رفته را برگردانیم به امید تحقق این روز
علت گیجی عده زیادی از تحلیلگران در درک حوادث اخیر بیگانگی آنان با مفهوم ولایت است.
برو صد بار از روی این جمله بنویس.
تحليل بسيار خوبي بود. حكومت بايد ظرفيت پذيرش اعتراضات را در خود بوجود آورد...
با سلام
متاسفانه تحلیل ابلهانه ای از وضعیت ارائه کردید که کاملا" هم صدا با سیمای ضرغامی بود مگر مردم شعور ندارند که کسی یا سارقی بخواهد بین انها اختلاف بیاندازد اتفاقا" این برداشت هم که بین مردم اختلاف است از القائات سیمای میلی است که شما !!! تحت تاثیر ان قرار گرفته اید وگرنه در سی سال اخیر اینقدر مردم یکپارچه و متحد نبودند البته بکوری چشم انانکه نمیتوانند ببینند
شما اول تکلیفتونو روشن کنید که کدوم ورید ؟ چرا که بااین وضعیت از طرف جناح دولت که خائن و منافقید از طرف مقابل هم یک بوقلمون!
واقعاً تحلیل خوبی بود و واقع بینانه. انشاالله که مسئولین درجه یک نظام و دلسوزان نیز چنین دیدگاههایی را دنبال نمایند.
اقای محترم خوشبختانه فرهنگ جهان تشیع غنی ترین فرهنگ زندگی اجتماعی میباشد که متاسفانه مسولین ما ازان غافل شده اند بعنوان مثال کتاب معراج السعده یکی از انهاست که بایستی واحد درسی دانشگاهی شده وبرای عموم هم از طریق صدا وسیما بگونه مسابقه ای وتعین جایزهاجرا شود وچنانچ اقای ریس جمهور بجای شعارهای غیرعملی سعی واهتمام در بالا بردن فرهنگ مردم مطابق فرهنگ تشیع بورزد تمامی مشکلات جامعه حل خواهدشد انشاالله
آفرين بر نويسنده ، اميدوارم آنها كه بايد بشنوند ، بشنوند.
بلخره بعد از مدتها چشم ما به یک تحلیل درست از تابناک روشن شد.
درود بر تابناک، بهترین سایت خبری
اگر منافقینی مانند تابناکیها بگذارند کار درست می شود ولی دریغ که اسلام همیشه از این ناجوانمردان ضره خورده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.