آمارها نشان میدهند: بی انگیزه شدن زنان کشورمان برای ادامه تحصیل
باید از قابلیتهای زنان تحصیلکرده بیشتر بهره گرفته شود. تلاش برای تحقق درخواستهایی که از مدتها پیش مطرح میشوند، اما محقق شدنی نیستند، حتی اگر در قد و قواره تقاضای انتخاب یک وزیر زن باشند و رئیس جمهور در دوران انتخاباتی برای محقق کردنش وعده داده باشد!

به گزارش «تابناک»، افزایش ورود زنان به دانشگاهها از جمله مواردی که در سالهای اخیر بحثهای زیادی پیرامون آن شکل گرفته اند. برای این مسئله دلایل متعددی ذکر شده است که میتوان آنها در کسب سرمایههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای زنان خلاصه کرد. اما در این بین چیزی که کارشناسان و مسئولان در این زمینه از آن غفلت کرده اند، عدم تمایل زنان برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر است. حضور زنان تنها در مقطع کارشناسی از مردان پیشی میگیرد و در مقاطع تحصیلی دیگر این گرایش به تحصیل، رو به افول مینهد.
برای نمونه در سال گذشته، حدود ۶۰ درصد ثبت نام کنندگان آزمون سراسری زن و ۴۰ درصد مرد هستند. علی رغم، ورود بیشتر زنان به دانشگاهها این آمار در سالهای بعدی کاهش پیدا میکند و زنان انگیزه خود را برای ورود به مقاطع بالاتر از دست میدهند. برای نمونه در آزمون کارشناسی ارشد سال گذشته، حدود ۵۱ درصد داوطلبان مرد و ۴۹ درصد زن هستند. در مقاطع بعدی حضور زنان از این هم کمتر میشود به نحوی که در آزمون دکترای سال گذشته، حدود ۵۷ درصد مرد و تنها ۴۳ درصد زن هستند. اما چه چیزی باعث میشود انگیزه زنان برای ادامه تحصیل به این میزان کاهش پیدا کند؟
ورود به مقاطع بالاتر تحصیلی به معنای به دست آوردن مزایای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بیشتر برای هر کسی است؛ بنابراین عدم حضور زنان در مقاطع بالاتر به معنای محرومیت آنها از مزایای بیشتر هم است. نداشتن مدارک تحصیلی بالاتر، باعث میشود که زنان به مشاغل و موقعیتهای پایینتر رضایت دهند و همین به مسئله فقر زنانه دامن میزند. در بسیاری از موارد زنان حاضر هستند با حقوق کمتر در شغلهای سخت کار کنند. در عین حال، نبود فرصتهای برابر در آزمونهای استخدامی از دیگر عواملی است که به کاهش گرایش زنان به ادامه تحصیل ادامه میزند.
با استناد به شرایط مطرح شده، عدم گرایش زنان به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر آنها را نه تنها در حوزه فردی بلکه در حوزه جمعی نیز از شرایط برابر با مردان محروم میکند. نداشتن مدرک تحصیلی بالاتر به منزله کاهش نقش زنان در موقعیتهای حساس و تأثیرگذار است، مشاغلی که میتوانند در تصمیم گیریها نقش داشته باشند و نقش زنان را در جامعه پررنگتر بکنند.
تمام آنچه مطرح شد تنها بخشی از آسیبهای گرایش کمتر زنان به ادامه تحصیل است، این مسئله زوایای دیگری هم دارد که به شرایط پیشین دامن میزنند. در این بین زنانی که به مقاطع تحصیلی بالاتر قدم میگذارند، موقعیتی برابر با مردان ندارند. تعداد بسیار اندکی از فارغ التحصیلان زن در مقطع دکترا فرصت هیات علمی شدن پیدا میکنند. مردان شانس بیشتری برای جذب در هیات علمی دانشگاهها دارند و فرصتهایی که در اختیار آنها قرار میگیرد، چندین برابر زنان است.
نبود عدالت در تقسیم فرصتها و تبعیضهای زیادی که وجود دارند، در این مقطع بیشتر از مقاطع پیشین خود را نشان میدهند. شایستگیها و توانمندیهای زنان نادیده گرفته میشود و بسیاری از آنها بعد از اتمام دوره دکترا بیکار هستند و چه بسا مجبور میشوند در آزمونهای استخدامیای شرکت کنند که با مدرک کارشناسی هم میتوانستند این فرصت شغلی را به دست بیاورند. با این حساب گرفتن مدرک دکترا برای تعداد زیادی از زنان هیچ تغییری در سرنوشت آنها ایجاد نمیکند.
محرومیت زنان تحصیلکرده تنها به این سطح هم محدود نیست، نقش زنان در بسیاری از مشاغل مدیریتی در سیستم دانشگاهی و در بخشهای خصوصی و دولتی نادیده گرفته میشود. مگر چند نفر از رؤسای دانشگاهها زن هستند؟ چند نفر از مشاغل مدیریتی دانشگاه در ردههای پایینتر به زنان اختصاص مییابد؟
وقتی نقش زنان در مدیریت دانشگاهی که ۶۰ درصد ورودی آن زن هستند، تا به این حد پایین است، دیگر میتوان وضعیت سایر موقعیتهای سیاسی و اقتصادی را پیش بینی کرد. دختر دانشجویی که میبیند همتایانش با مدارک بالاتر تا به این حد نادیده گرفته میشوند، انگیزه اش را برای ادامه تحصیل از دست میدهد و به یک شغل با اندک حقوق با مدرک لیسانس رضایت میدهد.
زنان در جامعه ما انگیزهای برای مبارزه برای تحصیل بیشتر ندارند. بنابراین، مسئولان ما اگر میخواهند که انگیزه زنان را برای ادامه تحصیل همچنان قوی نگه دارند، باید نقش آنها را در مدیریت کشور پررنگ کنند و از قابلیتهای زنان تحصیلکرده بیشتر بهره گرفته شود. تلاش برای تحقق درخواستهایی که از مدتها پیش مطرح میشوند، اما محقق شدنی نیستند، حتی اگر در قد و قواره تقاضای انتخاب یک وزیر زن باشند و رئیس جمهور در دوران انتخاباتی برای محقق کردنش وعده داده باشد!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یه زمونی یه مرد کار میکرد و کل خانواده خرج میکردن منتها با عوض شدن شرایط و برای اینکه دولت و بخش کارفرما حقوق بالاتر نده پای زن هم به چرخه کار کشیده شد تا امروز مرد و زن هردو کار کنن ولی باز نتونن خرجی کل خانواده رو بدست بیارن
و تازه کار کردن زنها باعث شد هم اون ارامش قبل رو دیگه زنها نداشته باشن هم اینکه دیگه علاقه به خانواده و بچه داری رو از دست بدن و خیلی معایب دیگه که با اضافه شدن زنها به چرخه کار بوجود اومد .....
خواسته زنان کم نمی شود چون در مقاطع بالاتر مصاحبه وجود دارد و اساتید بیشتر مرد هستند ترجیح می دهند دانشجویان پسر را پذیرش کنند حتی در شرایطی که نمرات دختران بهتر است
مردان معمولا اینطور استدلال می کنند که نمرات بالای بانوان ملاک سواد آنها نیست
کل دانشگاه شده پارک بانوان
برو عزیز دلت خوشه.
چرا اسم نویسنده این مقالات مسخره رو نمیزنین؟
دست از عدالت بین مرد و زن در مشاغل بردارین تو رو خدا!
این تحلیل مفت نمی ارزه
اگه قرار باشه همشون بروند رشته های به درد نخور بخوانند و فقط مدرک بگیرند همون بهتر که نخوانند. مگر اینکه بتوانند رشته های مفید گروه مهندسی و پزشکی را بخوانند که در آینده بعد از فارغ التحصیل شدن بتوانند خدمتی به جامعه بکنند و مفید واقع بشوند نه اینکه فقط ادعا و توقع پیدا کنند.
تحليل كاملا بي پایه ای است
از آنجایی که نسبت زنان به مرور در آموزش عالی در کشور بیشتر می شود
این روند به مرور هم به مقاطع بالاتر سرایت می کند
فعلا انباشت آقایان در بین داوطلبان مقاطع بالاتر زیاد هست. متاسفانه در آینده در مقاطع بالاتر نیز تعادل به هم خواهد خورد و این تعادل یعنی بیش از پنجاه درصد برای هر جنسیت برای جامعه آسیب زا هست. بهترین حالت شاید پنجاه پنجاه با لحاظ شدن توزیع رشته ای باشد
این گزارش خلاف واقع است. در حال حاضر طراحی آزمونهای ورودی دانشجو و نحوه گزینش استاد به نحوی است که در آینده تمام دانشجویان و اساتید زن خواهند بود و این بخاطر عدم توجه به تفاوتهای جنسی در دنبال کردن مسائل علمی است. در اکثر موارد، مردان در مورد یک مسئله بسیار عمیق می شوند و از حاشیه پرهیز می کنند در صورتیکه زنان بسیار بیشتر از مردان به حواشی مسائل توجه دارند. و این باعث می شود تا نتوانند به عمق مسئله بپردازند. هرچقدر آیتمهای پذیرش دانشجو و یا استاد متنوع تر و سطحی تر شود شانس ورود زنان افزایش خواهد یافت و این اتفاقی است که در حال افتادن است. بر عکس اگر ملاک ورود دانشجو یا استاد، حل یک مشکل پیچیده یا انجام یک کار شاق باشد مردان شانس بیشتری خواهدند داشت. در حال حاضر برای کسب کرسی هیئت علمی یک فارغ التحصیل باید مقاله داخلی و خارجی بدهد مقدار مشخصی واحد تدریس داشته باشد کتاب نوشته باشد یا ترجمه کرده باشد ثبت اختراع داشته باشد در تعدادی مشخص کنگره ملی و کنگره بین المللی سخنرانی و پوستر داشته باشد در هیئت داوری مجلات عضو باشد در کارگاههای آموزشی به تعداد مشخصی شرکت داشته باشد و اگر میتواند چند دوره یا لیسانس بی ربط یا با ربط به رشته خود دیده باشد و در انجمنها عضو باشد ولی هیچ ملاکی و هیچ کنترل کیفیتی بر این موارد انجام نمیشود و صرفا به پر کردن خانه های جدول با آیتمهای ذکر شده امتیاز داده می شود.
بر عکس اعتقاد نویسنده مقاله، در آینده دانشگاهها پر از اساتید و دانشجویان زنی خواهد شد که کارشان کتاب خواندن و چاپ مقالاتی است که هیچ دردی از جامعه دوا نمی کند.
این آماری که دادی فقط یکی دو ردصدکمترشده که ممکنه سال بعدجبران بشه درضمن چیزعجیبی نیست وقتی برای مردها کارنیست درس خوندن زن هادیگه چه صیغه ایه چه لزومی داره همون یه ذره پول خوانوادهای بدبخت رو هم به بادبدن دانشگاه نرن چی میشه مگه
یه خانوم هستم که با معدل 19 شاگرد اول کارشناسی ارشد معماری از یکی از دانشگاه های دولتی معتبر هستم و بیکارم هر اداره ای می رم با کارمندای بیسواد و بی انگیزه ای مواجه می شم که نه به خاطر تخصصشون بلکه به خاطر پارتی سر کارن و با خودم فکر می کنم چرا درس خوندم؟ چرا ادامه تحصیل دادم؟ جرا اینا باید با وجود بی سوادی و ناکارایی و بی استعدادی شغلی داشته باشن و من استعدادها و دانشم رو بذارم لب طاقچه؟ هر روز به خاطر بی عدالتی موجود در کشور روزی از زندگی من و صدها نفر مثل منه که برباد می ره و جز ای دریغ گفتن راهی نیست
جمعش کنید و اینقدر برای زنان که در بیرون از خانه تشویق نکنید
این همه آسمون و ریسمون زهم بافتی بخاطر ۵ درصد؟
خوب معلومه که زنان پس از ازدواج و بارداری و مادر شدن کمتر به ادامه تحصیل می پردازند بنده خدا.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.