«محمدرضا باهنر» در یک گفتوگوی نوروزی؛
نمیتوانیم از سنجاق تا هواپیما را خودمان بسازیم/ امروز دچار سیاهنمایی و سفیدنمایی افراطی شدهایم/ باید مسئولان نظام تحمل بیشتری در شنیدن انتقادات داشته باشند/ هشدار درباره تکرار عهدنامه گلستان و ترکمنچای!
این شاخصه مقاومت، استحکام و حلالیت را باید در مؤلفههای مختلف فرهنگی و تمدنی ایران دید. اما این شاخصهها زمانی عمل میکنند که همه در یک عمل ملی شریک باشند. یعنی جامعه به دو بخش فرمانده و فرمانبردار تقسیم نشود. این تقسیم اگر صورت بگیرد نتیجهاش میشود عهدنامه گلستان و ترکمنچای. اگر این اتفاق نیفتد نتیجهاش میشود هشت سال دفاع سرافرازانه در مقابل تمام قدرتهای جهان، بی آن که حتی یک وجب از خاکمان را از دست بدهیم...

محمدرضا باهنر بر این باور است، میتوان با نرمشها و تغییرات کوچکی کاری کرد که وضعیت امروز ایران با چیزی که در ذهنمان به آن افتخار میکنیم همخوانی پیدا کند. او میگوید برای عبور از شرایط سخت باید به معنای واقعی کلمه «جامعه» باشیم، یعنی به دو بخش فرمانده و فرمانبردار تقسیم نشویم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.
به گزارش «تابناک»؛ آنچه در ادامه می خوانید، مشروح گفت و گوی «محمد رضا باهنر» از کهنه کاران سیاست و رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری با ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران است.
شما قطعاً در پاسخ به این که آیا به ایران افتخار میکنید، پاسخ مثبت خواهید داد. عاملی که باعث میشود شما چنین احساس افتخاری داشته باشید، چیست؟
اگر ما بخواهیم وضعیت ایران را تشریح کنیم با دو نوع قیاس مواجه هستیم؛ قیاس زمانی و قیاس مکانی. یعنی میتوانیم وضعیت امروز خودمان را با وضعیت قبلی خودمان مقایسه کنیم. یا اینکه مقایسهای داشته باشیم بین وضعیت امروزمان با وضعیت کشورها و جوامعی که مشخصات عمومی، تجربیات تاریخی، شرایط و داشتههایی نظیر ما دارند. از هر دو جهت من گمان میکنم به نتایج امیدوارکنندهای خواهیم رسید. این نتایج مبتنی بر آمارها و ارقام داخلی نیست، ما اگر آمارهای بینالمللی را داشته باشیم متوجه میشویم که دارای وضعیت نسبی قابل قبولی هستیم. به عبارتی از نظر قیاس زمانی و مکانی ما در نقطه افتخارآمیزی قرار داریم. افزون بر این، ما دارای فرهنگی هستیم که نه تنها خودمان بلکه حتی کشورهای منطقه ما نیز به مجاورت با آن افتخار میکنند و فخر میورزند. تاریخ فرهنگی ما شاید بیش از هر جامعه بشری دیگری به چندین هزار سال پیش برمیگردد و نام ایران را به عنوان یکی از چهار امپراتوری بزرگ عهد باستان مطرح میکند. البته در تمام این قرون ما گرفتاریهای زیاد و متعددی هم داشتهایم اما به نظر من، اگر چیزی برای افتخار کردن باشد، اول از هر چیز موقعیت ما در همین گرداب گرفتاریهاست که همیشه از آن سربلند بیرون آمدهایم، فرهنگ خود را حفظ کردهایم و بسیاری از نیروهای مهاجم علیه خود را نیز مجبور به کرنش در برابر این فرهنگ و تمدن نمودهایم. ایران در بدو تاریخ تمدن مستقل خود از اسلام را داشت و این دین الهی بعد از چند دهه از مبعث پیامبر تازه وارد ایران شد، اما مایه افتخار دیگر برای ایرانیان این است که آنها به عنوان ملتی که اصالتاً مسلمان نبودند، در ظهور و ساخت تمدن اسلامی بزرگترین نقش را داشتند. از میان پزشکان و ریاضیدانان و منجمان اسلامی گرفته تا اهالی حکمت و فلسفه اسلامی، بخش بزرگی از نامها متعلق به متفکران و دانشمندان ایرانی است. کما اینکه وقتی به احادیث ائمه و روایات بزرگان دین اسلام هم رجوع میکنیم به وضوح میبینم ایران در کلام آنها موجودیت و پدیدهای است که همواره با دید تکریم و احترام نگریسته میشود و همواره نقطهای امیدآفرین از نگاه این بزرگان بوده است.
وضعیت امروز ایران با این مختصاتی که به آن افتخار میکنید یا میشود به آن افتخار کرد، همخوانی دارد یا خیر؟
ما در ایران امروز دچار سیاهنمایی و سفیدنمایی افراطی شدهایم. عدهای القا میکنند که هر آنچه در این کشور و در شرایط فعلی آن وجود دارد یکسره سیاه و تباه است. یک عده میخواهند القا کنند هر چه کردهایم کار خوب بوده و کارنامه مثبت و تصمیم درست. هر دوی این دیدگاهها افراطی است و باور نکردنی برای جامعه. این نوع تفسیر به جای آنکه دارای جاذبه باشد سرشار از دافعه است. بنابراین باید اول تکلیف خود را با دفاع افراطی از وضع موجود و مخالفت افراطی با این وضع مشخص کنیم و از آن فاصله بگیریم تا به این سؤال جواب درست داده شود. ما هم اکنون به طور واقعی درگیر مسائلی هستیم؛ اول اینکه ما کارگزاران و دستاندرکاران نظام باید تحمل نقد خود را بالاتر ببریم و بپذیریم که دیگر وقت شنیدن توسط ما رسیده است و مردم ما را به اندازه کافی شنیده و دیدهاند. این عیبی است که باید رفع شود. لازمه آن هم این است که بپذیریم در عملکرد خود در کنار موفقیتها، نقطه ضعفهای مهمی هم داشتهایم. همچنین باید بپذیریم که باز شدن برخی از درها به روی ما فقط و فقط نیازمند نرمشها و تغییرات کوچکی است و برای چنین کارهایی نباید مقاومت بیش از حد از خود نشان دهیم. بسیاری از نرمشها و تغییرات کوچک هستند که میتوانند شهروندان ما را به زیستن در این سرزمین امیدوارتر کنند یا شهروندان مهاجرت کرده ما را برای بازگشت تشویق کنند. اینها شاید مسائل کوچکی باشند اما نتایج بزرگی خواهند داشت و برای کشور ما بسیار مهم خواهند بود.
کشور و جامعه ما در تاریخ بارها مورد هجوم از جنبههای مختلف قرار گرفته و همچنان زنده مانده و حتی در موارد زیادی مهاجم را در خود حل کرده است. شاخصهای که این توان را به جامعه و سرزمین ما داده، چیست؟
این شاخصه مقاومت، استحکام و حلالیت را باید در مؤلفههای مختلف فرهنگی و تمدنی ایران دید. اما این شاخصهها زمانی عمل میکنند که همه در یک عمل ملی شریک باشند. یعنی جامعه به دو بخش فرمانده و فرمانبردار تقسیم نشود. این تقسیم اگر صورت بگیرد نتیجهاش میشود عهدنامه گلستان و ترکمنچای. اگر این اتفاق نیفتد نتیجهاش میشود 8 سال دفاع سرافرازانه در مقابل تمام قدرتهای جهان بی آن که حتی یک وجب از خاکمان را از دست بدهیم. به عبارتی، ما در هر جایی که به معنای واقعی کلمه، «جامعه» بودهایم موفق شدهایم. هر زمانی خواص کنار کشیدند، ملت بدبخت شدند. اگر زمانی خواص بودند اما جامعه منفعل ماند، باز هم ضربه خوردیم.
سالی که از آن گذشتیم، سال خوبی برای مردم نبود. احتمال اینکه شرایط سال بعد حتی سختتر هم شود، وجود دارد. مردم ما با تکیه بر چه مؤلفههایی میتوانند از این وضعیت خلاص شوند؟
اول از هر چیز باور کنیم یک جامعه هستیم؛ یعنی اینکه دو چیز را بپذیریم؛ نخست اینکه یک کل واحد هستیم با حقوق و جایگاهی برابر و دوم آنکه این کل واحد با هم و درون خود تفاوتنظرهایی دارند. بعد باید قبول کنیم عبور از این شرایط نیازمند الزاماتی است. باید صبر کرد، از مصرفگرایی افراطی فاصله گرفت، با همنوع و هموطن مهربانتر بود. اینهاست که باعث میشود جامعه مثلاً کالای ایرانی را آگاهانه به کالای خارجی ترجیح دهد و چرخ تولید را به سهم خودش بچرخاند. در حوزه حاکمیتی هم باید چند اتفاق بیفتد؛ اول اینکه ما باید بپذیریم چند حوزه و صنعت را به عنوان مزیت تولید خود انتخاب کنیم و از بقیه حوزهها چشم بپوشیم. ما نمیتوانیم بگوییم از سنجاق تا هواپیما را خودمان میسازیم، چون در نهایت هیچ یک را نخواهیم ساخت. بعد هم باید عرصه اقتصاد را به سمت آزادی و رقابت و فعالیت بخش خصوصی واقعی ببریم و بپذیریم که این شیوه اداره اقتصاد، تنها میتواند منتج به نتایجی شود که شاهد آن هستیم.
بیشتر بخوانید
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مهنس عزیز ... برادر شهید بزرگوار : جامعه کدام است .. سخنان منطقی بر زبان جاری می کنی این حرفها ی غربزدگان است ! فقط با امریکا باید جنگید ... هرچه شد شد ... زنده باد ونزوئلا . بی دلیل نبود که رییس جمهور صددرصد مورد قبول اصولگرایان مادر هوگوچاوز را اغوشید . البته که این روزها از تجارب گهربار مادورو و نقش هنر مندانه اش در افزایش تورم و وادار کردن مردم به کمتر مصرف کردن باید خوشه چینی کنیم ..
این اقای که انتقاد میکنه فکر میکنم از کره مریخ امده اصلا توی این سالها در راس نبود هیچ کاری دستش نبود سیاه سفید نمایی بس است
ایشون حالشون خوبه.
فعلا سنجاق بسازیم تا در صداهای بعدی هواپیما
جناب باهنر این چیزا که الان کشف کردی بابای مرحوم من که شوفر اتوبوس بود همون اول انقلاب می گفت
نميدانم كه از سنجاق تا هواپيما شامل دسته بيل هم ميشه يا نه؟ چون اونهم رو از چين وارد ميكنيم
هیچ وقت درک نمیکنید که چه بر سر این ایران بزرگ آمده و چه قدر عقب رفتیم. حالا آرزوی ما رسیدن به حد کشورها ی عربی شده، آخر هر چه بنویسم دلم خنک نمیشود.
لطف کنید برید کنار از صندلی هاتون دل بکنید،شما از مردم نیستید ،شما حقوق بالای ۱۰ میلیون مییری ،کجات مثل مردمه
قادربه انجام هرکاری هستیم اگردردرجه اول بخواهیم وخودمان وهموطنان نخبه مانرا قبول داشته باشیم ودردرجه دوم بیگانه پرست نباشیم مگرآنهاکه توانستندازکرات دیگرآمده بودندبزرگترین عیب مابیگانه پرستی وناخودباوری است ، فرهنگ استعماری بیگانه پرستی بایستی ازمملکت ماریشه کن شودوجای آنراخودباوری گیرد
سالها تو کشید تا این را بفهمید؟!
خدا به خیر کنه !
آقای باهنر، شما به کارهای قبلی ادامه بدید، فقط به فکر مدیریت جهان باشید و انقلاب رو صادر کنید. تولید سنجاق و هواپیما که مهم نیست. به فرمایش دکتر ولایتی، قراره لنگ بپوشیم که سنجاق لازم نداره.
از ایشان بپرسید این فدا کردن منافع ملی بخاطر دیگران چه ضرورتی دارد؟ اقایان ! سیاست خارجی را در جهت منافع ملی قرار دهید ، شرایط مهیا می شود و انگاه مردم خود همه چیز را درست می کنند.
به عبارتی دیگر می توان گفت که باید از سنجاق تا هواپیما را وارد کرد. البته برای حفظ ظاهر می توان بر روی فناوری نانو و سلولهای بنیادی مانور داد آن هم ضرری ندارد کسی که نمی تواند آنها را در این اندازه بببند بنابراین تکذیب هم نمی تواند بکند ما می گوییم هست پس هست
چهل سال پیش گفتید نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی حالا میگیم هم شرقی هم غربی با بنجلای چینی
آخه چهل سال است که بنیه صنعتی و اقتصادی کشور را دستخوش آسیبهای فراوان کردیم و روز به روز مجبور به واردات بیشتر شدیم. اگر میگفتیم هم غربی و هم شرقی ولی صادرات را گسترش میدادیم امروز اوضاع فرق میکرد.
یه مشت حرفهای تکراری ازادمهای تکراری که فقط پست و مقام رو نگهداشتن به هرقیمتی ورهاش نمیکنن.هیچ
برادر کشوری که می پذیرد از سنجاق تا هواپیما را نمی شود ساخت مثل ترکیه،مالزی،ویتنام و سنگاپور رفتار می کند نه مثل ما
فقط حرف زیادی زدی . همین
بدبختی اینجاسات شماها هیچی نمی سازید چی می سازید به این بهانه هیچی نمی سازید
چرا؟ شعار که خوب میسازن! همین دو ماه پیش بود جینگیلی فینگیلی میکردن
هنرتون این بود که دلار رو ۲۰ هرار تومان کردید و مملکت رو با بحران یه روز گوشت ، شکز و حالا پیاز روبرو کنید ؟
حالا شما سنجاقو بساز هواپیما پیشکش
قربون دهنت
هشدار درباره تکرار عهدنامه گلستان و ترکمنچای!
تابناک عزیز واضح بنویس توضیحات این مورد رو - یعنی چی؟
حتی آمریکا هم به تنهایی نمیتواند همه نیازهای کشورش را تامین کند
با جهان با حفظ کرامت و حفظ منافع ملی باید رابطه داشت.
این جمله شما خیلی کلیشه ای شده. در کشور ما هیچکس نیست که اعتقاد داشته باشه باید با دنیا قطع رابطه کرد. منتها فعلا چند قدرت زورگو هستند که با فشار بر دنیا سعی دارند جلوی ارتباط ما با دنیا را بگیرند و ما چاره ای نداریم جز اینکه با اتخاذ راهکارهای مناسب و افزایش قدرتمان اونا را ناکام بگذاریم
اینا قیقن از چی صحبت میکنن؟
فعلا" همان ازادی اوایل انقلاب رو به مردم برگردانید .....
دقیقا!
چه عجب که یک نفر بالاخره حرف حساب زد و شعار نداد.
کسی که چه امروز یا در گذشته سخن از خود کفایی میزند هرگز نباید موبایل بدستش بگیرد چون ما هرگز تا دهها سال نمیتوانیم موبایل تولید کنیم. همینطور در طول عمر آدمی که الان زنده است ایران نمیتواند کامپیوتر و دوربین فیلمبرداری و هزاران چیز دیگر تولید کند. آقایان وقتیکه بیمار هستند در اتاق عمل با تجهیزات خارجی میخوابند و عمل میشوند. داروهای آمده از خارج میخورند . در دوربین آمده از خارج صحبت می کنند و در تلویزیون ساخت خارج پخش میشود. بعد آقایان خارجیها را منحط و فاسد اعلام میکنند و بعد از سخنرانی همه میروند محصولات ساخت خارج را مصرف کنند. امروز اگر محصولات ساخت خارج را خاموش کنیم. حتی یک لامپ در کشور روشن نخواهد شد. برقی نخواهد بود. ماشینی حرکت نخواهد کرد. پالایشگاهی کار نخواهد کرد. نفتی استخراج نخواهد شد. از موی سر تا نوک پا به اختراعات و تولیدات کشور های صنعتی وابسته هستیم. آن کشورهای که آرزو داریم دستمان به زنانشان برسد تا با زور حجاب را به آنها تحمیل کنیم. چی بنویسم که این سینه پر است.
بعد از چهل سال که هر کسی به عقلش می رسید همه چیز را نمیتوانیم خودمون بسازیم تازه دوریالی ات افتاده با ابن مدیریتتون استاندار در سفر خارجه برای حل مشکلات خانوادگی اش استانش را سیل برده آخر مدیریت هستید
"نمیتوانیم از سنجاق تا هواپیما را خودمان بسازیم"
ای کاش وقتی خود حضرتعالی جزو همه کاره های کشور بودیدبه این نتیجه منطقی میرسیدید و این همه ملت و مملکت را نمیفرسودید
چهل سال باید می گذشت و اینهمه هزینه انسانی و مالی می دادیم تا به این نتیجه تلخ می رسیدیم!!؟؟؟
نمی شد از ابتدا از عقلا و افراد دلسوز و باتجربه کمک می گرفتیم و اینقدر عقب نمی ماندیم !!؟؟
البته شخصا همین الان هم از جسارت و شهامت آقای باهنر قدردانی میکنم
...نمیتوانیم بگوییم از سنجاق تا هواپیما را خودمان میسازیم چون در نهایت هیچ کدام را نخواهیم ساخت...
موضوع اینه که از اول طرح شعار {نمیتوانیم بگوییم از سنجاق تا هواپیما را خودمان میسازیم } با این هدف بود تا از سنجاق تا هواپیما را وارد کنیم!!
هر کشوری که دنبال ساخت همه چیز رفت فقط درجا زد و عقب مانده شد
همین الان هم آمریکا تمام احتیاجات خود را تولید نمی کند
من فکر میکنم سنجاق هم تولید نکردیم تا برسد به هواپیما!
در مسئله خودروسازی و حمایت از خودروسازان مسئولین باید جلو ظلم خودروسازان را بگیرند مردم ایران نباید با منت و ثبت نام شرایطی در به در دنبال خودرویی باشند که هیچ کیفیتی هم ندارد.
مشت نمونه خروار است
و اوضاع صنعت خودرو سازی مان نمونه بارز کشور داری مان میباشد
حال ندارم بخوانم.
خدایش دیگه خسته شدیم. لامصبا روش چرت و پرت گفتن رو هم عوض نمی کنن.
همون حرفای همیشگی بود
منم نخوندم
البته اگه سیاستمون خودکفایی باشه واقعا مشکل اشتغال حل میشه. نمیشه یا نمی توانیم نداریم.
دوست عزیز ناشناس که میگویید ژاپن وچین توانستند. بله انها توانستند .چون بادنیا دست دوستی به دنیا دادند و تنش ها راازبین بردند. همان کاری که کره جنوبی هم انجام دادو تکنولوژ ی اش شد گل سرسبد دنیا. وبالعکس کره شمالی با غرب در افتاد. و روزگارش شد انچه الان می بینید .مردمش برای زنده ماندن علف وجلبک های دریا را می خورند تا از گرسنگی تلف نشوند. بله همه می توانند به شرط تعامل و دوستی با مردم دنیا . نه با شعار مرگ . نفربن به این دولت وان دولت
کشور یکی است ولی هزار تا تصمیم گیر دارد و هیچکدام هم ارزشی برای خواست اکثریت ردم قائل نیستند
و تا دموکراسی و آزادی و فعالیت احزاب و رسانه ها در کشور برقرار نگردد ، امیدی به اصلاح و توسعه کشور و رفاه و امنیت مردم وجود نخواهد داشت
چین و ژاپن تونستن ما هم میتونیم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.