اعترافات نجفی جلوی دوربین در کمال آرامش!
شهردار سابق تهران با لباس زندان در جلسه بازپرسی حاضر شد و با خبرنگاران گفت وگو کرد
همان طور که از زمان اعلام خبر قتل میترا استاد همسر دوم محمد علی نجفی شهردار سابق تهران تا مشخص شدن قاتل و اعتراف او به این جنایت چند ساعتی بیشترطول نکشید،اعترافات نجفی نیز درباره جزئیات این قتل و انگیزه و زمینه های بروز این جنایت بسیار سریع و پرشتاب در فضای رسانه ای منتشر شد.
به گزارش «تابناک» به نقل از روزنامه خراسان، نجفی شهردار سابق تهران که روزگار مدیدی عادت داشت تا پشت میکروفن ها و روبه روی خبرنگاران بنشیند و به سوالات آن ها پاسخ دهد، دیروز هم جلوی دوربین صدا و سیما در جلسه بازپرسی! و رودرروی خبرنگاران به تشریح جزئیات و انگیزه های این قتل جنجالی پرداخت. نجفی در اعترافاتش اختلافات خانوادگی را علت اصلی این جنایت اعلام کرد، از توهم همسرش سخن گفت و حتی این که همسر مقتولش دست بزن داشته و او را کتک می زده و ناسزا می گفته است. او درلابه لای اعترافاتش از همکاری میترا استاد با فرد یا افراد امنیتی و شنود مکالماتش هم نکاتی را بیان کرد تا این پرونده که به واسطه چهره سیاسی متهم آن به یکی از جنجالی ترین خبرهای حوزه حوادث بدل شده از رنگ و بوی سیاسی خالی نماند. نجفی درعین حال در اعترافاتش بیان کرد، قصد قتل نداشته وشلیک گلوله ها و از ضامن خارج بودن اسلحه هم اتفاقی بوده است. امابازپرس با اشاره به بالشتی که همراه نجفی بوده این ادعا را به چالش کشید.در صورتی که قتل شبه عمد محسوب شود، فرد صرفا به زندان ودیه محکوم خواهد شد.همزمان مادر مقتول به صراحت تاکید کرده است که خواستار قصاص قاتل فرزندش است. در این میان مقام های انتظامی هم به برخی انتقادها مبنی بر تکریم نجفی در زمان دستگیری و پذیرایی غیرمعمول از وی پاسخ دادند و همسر اول نجفی نیز در گفتوگویی از نجفی دفاع کرد.

ماجرای بالشت در صحنه قتل چه بود ؟
به گزارش رکنا، محمد علی نجفی که روز گذشته با لباس زندان در دادسرا حاضر شده بود، جزئیات قتل همسر دومش را تشریح کرد و به دادستان شهریاری در دادسرای امور جنایی تهران گفت: او به من شک داشت، توهمی بود، پروسه طلاق توافقی همسر اولم طولانی و شک میترا بیشتر شد. همین باعث اختلافاتمان شده بود و اجازه نمی داد بدون او جایی بروم.
او درباره لحظه قتل میترا استاد گفت: ساعت ۹:۳۰ به حمام رفتند، موبایل من را هم به همراه خودشان بردند تا به کسی زنگ نزنم. ایشان ترسیدند، خودشان را به سمت من پرتاب کردند و چون متاسفانه دست من روی ماشه بود این اتفاق رخ داد. سرپرست دادسرای امور جنایی هم در خطاب به این موضوع به نجفی گفت: شما قطعا سلاح را از روی ضامن خارج کرده و بالشت هم با خودتان برده اید. این نشان میدهد که شما قصد شلیک داشتهاید. وی درباره این که چرا درباره مشکلات خود شکایت نکرده و به جای آن مرتکب قتل شده است، گفت: حتماً بهتر بود اما حقیقت این است که در طول یک سال گذشته راههای مختلفی را طی کردم و بارها به ایشان پیشنهاد طلاق توافقی را دادم اما همسرم بنا به دلایل خود قبول نکرد و حاضر نشد. روحیه خاصی داشت که متأسفانه باعث شد من هم دچار اشتباهی بشوم و ایشان جان خود را از دست بدهد.

نجفی : میترا من را کتک می زد!
نجفی سپس دربرابر خبرنگاران ایستاد و جزئیات قتل میترا استاد را بیان کرد.
نجفی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران گفت:میترا به من و پدر و مادر مرحومم فحش می داد او حتی من را کتک می زد و کاملا من را محدود کرده بود. نجفی در حالی که در اظهارات اولیه خود گفته بود که همسرم صدای مرا برای نهادهای امنیتی کشور ارسال میکرد و بر سر همین موضوع با ایشان به شدت درگیری داشتیم، این سخن خود رادر جمع خبرنگاران اندکی تعدیل کرد و افزود:در واتس اپ دیدم که تمام مکالمات من را شخصی ناشناس ضبط شده برای میترا می فرستاد. من نمی گویم یک نهاد امنیتی این کار را کرده است، شاید یک شخص که با میترا در ارتباط بود و در نهاد امنیتی کار می کرد صداهای من را شنود وضبط می کرد و در واتس اپ با شماره ای ناشناس برای او می فرستاد.
نجفی درباره اسلحه اش گفت: از سال ۶۰ چون وزیر بودم و ترورهایی صورت می گرفت، اسلحه با مجوز داشتم و هرسال تمدید می شد اما دیروز دیدم که مجوزم را از سال 94 تمدید نکرده ام چون استفاده ای هم نداشتم.وی در خصوص خودکشی در هتل لاله گفت: علت خودکشی به خاطر اختلاف با وی بود و می خواستم جایی باشم که کسی به من دسترسی نداشته باشد. من وی را کتک نزدم بلکه وی چندبار مرا زد و مجروح کرد و البته درگیری فیزیکی داشتیم.نجفی درباره روز حادثه گفت: قصد قتل نداشتم و روز قبل از دعوا با هم بودیم. از ساعت ١١ شب رفتم اتاق خواب که بخوابم. وی مرتب بالای سر من میآمد و حرفهای ناپسندی میزد و میخواست مرا عصبانی کند که به درگیری فیزیکی بینجامد و به خودم و پدر و مادر مرحومم فحاشی میکرد و برخی مطالب دیگر که بحث خانوادگی مطرح بود. روز بعد ساعت ٩:٣٠ میخواست برود حمام که تلفن همراه مرا با خود برد و گفت برای این که به کسی زنگ نزنی با خودم میبرم. وی ادامه داد: گفت من به حمام و بعد از آن بیرون میروم. گفتم کجا میخواهی بروی؟ گفت خودم میدانم، به تو ربطی ندارد. عصبانی شدم رفتم سمت کمد چون به تازگی جابه جا شده بودیم هنوز کلت کمری را پنهان نکرده بودم. اکثرا لای لباس ها داخل چمدان می گذاشتم اما هنوز در کمد بود. آن را برداشتم و به حمام رفتم هنوز به وان نرفته بود گفتم تموم می کنی یا نه؟ که ترسید دستانش را روی شانه ام انداخت به حالت التماس که من نمیدانم از آن به بعد چهار تیر شلیک شد. وی در پاسخ به این سوال که آیا در قتل همسرتان کسی شما را تحریک کرده بود؟ گفت: خیر، به هیچ عنوان کسی در این قضیه دخیل نبود و من هم وقتی که وارد حمام شدم برای قتل نرفتم و اسلحه بردم که وی را بترسانم تا به یک راه حل راضی شود. به خاطر این که یک سال ما باهم کلنجار می رفتیم و وی هیچ راه حلی از جمله طلاق را قبول نمیکرد. نجفی افزود:هر وقت صحبت از طلاق میکردیم شروع به شکستن وسایل خانه و با کارد حمله میکرد.این اواخر گفتم من حاضرم هر چه دارم بدهم تا مهریهات را پرداخت کنم اما میگفت میخواهم کاری کنم که از زندگی بیزار شوی.

می خواستم خودکشی کنم
شهردار پیشین تهران مدعی شد: بعد از این حادثه به سر خاک پدر و پدربزرگم رفتم که خود را بکشم اما زمانی که با خود فکر کردم به این نتیجه رسیدم که قانون راه بهتری است و تصمیم گرفتم که خود را معرفی کنم. متهم گفت: از وقتی که به عقد من درآمد، از اردیبهشت سال گذشته تا دیروز مسائل ناموسی نبود اما تهدید ناموسی زیاد میکرد و یکی از اصلیترین مسائل دعوای ما همین موضوع بوده است. مهریه همسرم ١٣٦٢ سکه بود و هر قدر اصرار میکردم که از یکدیگر جدا شویم، قبول نمیکرد.

صندلی که باعث آشنایی شد
نجفی درباره نحوه آشنایی وی با همسر دومش ادامه داد: در اردیبهشت ٩٦ به دفتر من آمد. آن زمان هنوز شهردار نبودم. وی میخواست کاندیدای شورای شهر در اسلامشهر شود، تقاضای وی این بود که او را به دوستانی که در اسلامشهر دارم معرفی کنم که کمکشان کنند و از آن جا آشنایی ما شروع شد.وی ادامه داد: در همان جلسه بود که چند نفر دیگر هم بودند و وی روی صندلی من نشسته بود.
پیشتر مهیار پسر میترا استاد هم درباره نحوه آشنایی مادرش با نجفی گفته بود: مادرم در حزب کارگزاران با نجفی آشنا شد. مادرم میگفت، من به اشتباه روی صندلی او نشسته بودم و همین موضوع باب آشنایی ما را فراهم کرد.
نجفی درباره نامهای که نوشته نیز گفت:در نامهای که گذاشته بودم، خیلی مختصر سابقه آشناییم را با آن خانم و مشکلاتی که در طول یک سال گذشته با وی داشتم برای خانواده ام نوشته بودم که مطلع باشند این حادثه چرا اتفاق افتاد.

تصویر منتشر شده از صحنه وقوع قتل
روایت دختر نجفی از نامه پدرش
در همین حال دخترنجفی نیز ازوجود نامه چند صفحه ای که توسط پدرش نوشته شده خبرداد.
به گزارش خبرگزاری رکنا، وی که دیروز از طریق پدرش از قتل مطلع شده بود، گفت: «راننده پدرم نزد من آمد و یک نامه سه برگی پشتورو از پدرم به من داد که در آن نوشته بود میترا را کشته و دلایلش را هم نوشته بود.» وی به دلایل مطرحشده در این نامه اشاره نکرده است. دختر محمدعلی نجفی همچنین مدعی شد که همسر دوم پدرش «با نهادهای خاصی رابطه داشت و از همین طریق به پدرم تسلط پیدا کرده بود و او را تحت فشار قرار میداد.» برخی رسانهها، به نقل از پسر میترا استاد، علت اختلافات مقتول با نجفی را مسائل مالی اعلام کرده و نوشته بودند که نجفی همه اموال را رسما به نام دخترش ثبت کرده و همین مسئله باعث درگیری شده است. اما دختر نجفی با تکذیب این مسئله گفته است: «آخرین بار یک ماه پیش بود که پدرم به من زنگ زد. آن هم به خاطر این که میخواست ماشین لکسوس را که به نام من بود، بفروشد. رفتم امضا دادم و برگشتم. ما هیچ چیزی به نام نداریم. مادرم هر چه دارد به نام خودش است و من هم جز همان لکسوس که فروخته شد چیزی به نام ندارم.»
دفاع همسر اول نجفی از شوهرش
همسر اول و دختر محمد علی نجفی دیروز صبح در دادسرای امور جنایی تهران اطلاعاتی عجیب از یک سال گذشته وی و میترا استاد ارائه دادند.همسراول نجفی که از دستگیری شوهرش خیلی ناراحت بود با تاکید بر این که آن ها از هم طلاق نگرفته اند و هنوز هم عاشقانه شوهرش را دوست دارد، گفت: من و همسرم 42 سال با هم زندگی کرده ایم و هیچ مردی به مودبی ایشان ندیدهام.وی افزود: شوهرم همیشه به من احترام میگذاشت حتی برای سوار شدن به آسانسور ابتدا با احترام کناری می ایستاد تا من داخل بروم و بعد خودش همراهم می آمد. این زن با ناراحتی ادامه داد: شوهرم ناگهان عوض شد. باور ندارم این اتفاق افتاده باشد. آرام تر از شوهرم کسی را سراغ ندارم او از وقتی با میترا استاد ازدواج کرد، دیگر آن مرد سابق نبود. دیگر اجازه نداشت به من و دخترش سر بزند و تحت فشار بود. حتی یک بار گفت شاید برای خلاصی از رفتارهای میترا مجبور به طلاق بشویم اما دلش به این کار نبود میترا بارها شوهرم را تهدید کرده بود به ما که خانواده اش هستیم اسید بپاشد و ضربه بزند و شوهرم برای این که ما در امان باشیم و حساسیتی وجود نداشته باشد، رابطه مان را قطع کرده بود.وی افزود: در نامه هایی که به دخترم داده نوشته، مراقب مادرت باش. او مرد خوبی است و می دانم الان تحت چه فشار عصبی است. میترا یک سال فقط شوهرم را تهدید می کرد. هنوز دلیلش را نمی دانم اما از وضعیت شوهرم خیلی نگرانم. او حقش این نبود؛ مردی بزرگ و با اخلاق که ناگهان عوض شد و به خودش لطمه بزرگی زد.
تکذیب مطرح شدن موضوع خیانت
در همین حال سرهنگ بابک نمکشناس رئیس مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران هم گفت: در یادداشت به دست آمده از نجفی، بحثهایی درباره اختلافات خانوادگی و درخواست طلاق مطرح شده اما به هیچ وجه اشارهای مبنی بر خیانت میترا استاد بیان نشده است. پیش از این، گزارشهایی درباره خیانت همسر نجفی در شبکههای اجتماعی منتشر شده بود و علت قتل نیز همین موضوع بیان میشد.
مادر میترا استاد: برای قاتلش قصاص میخواهم
از سوی دیگر، مادر میترا استاد در مصاحبه با روزنامه ایران گفته، «میترا لیسانس حسابداری داشت و قبل از ازدواج با نجفی به عنوان بازیگر فعالیت میکرد. شش یا هفت ماه قبل بود که به عقد نجفی درآمد. پسرش همیشه به ما میگفت که میترا با نجفی اختلاف دارد. دخترم حتی ساعت 4:30 بامداد سهشنبه ۷ خرداد و درست ساعاتی قبل از اینکه به قتل برسد، به برادرش پیام داد که تا آن موقع با نجفی درگیر بوده است». وی ادامه داد: او را دلداری دادیم و گفتیم که به خاطر مهیار (پسرش) حرفی نزند. مهیار امتحان ریاضی داشت و این درگیریها در روحیه او تأثیر میگذاشت. همسر سابق میترا مهندس است و او به خاطر مشکلات شخصی که با همسر سابقش داشت از او جدا شد.او گفت: من از خون دخترم نمیگذرم و برای قاتلش قصاص میخواهم.
پاسخ رئیس پلیس پایتخت به انتقادها
رئیس پلیس پایتخت در پاسخ به سوالی مبنی بر این که «پلیس با نجفی که مرتکب قتل شده دست داده اما ما چنین رفتاری در رابطه با دیگر متهمان ندیدهایم» گفت: ایشان هنگام رفتن به بازداشتگاه دستش را جلو میبرد که با پلیس دست بدهد. در آن زمان بازجویی مقدماتی انجام شده و حول و حوش ساعت ۱۰ شب بوده و مراحل بعدی پیگیری دنبال میشده است. ایشان دستش را دراز کرده و دست داده و پلیس هم دست داده است. سردار حسین رحیمی درباره علت به دست گرفتن اسلحه قاتل توسط خبرنگار صداوسیما نیز گفت: این اتفاق زمانی افتاده که جرم محرز و تمام شده است. این که به وسایل و مدارک صحنه جرم نباید دست زد، مربوط به قبل از زمان اثبات جرم است در حالی که اقدام خبرنگار بعد از اثبات جرم و اعتراف صریح به قتل از سوی ایشان انجام شده و دیگر نیازی نیست بگوییم نباید به آلت قتاله دست زد.
حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران در پاسخ به برخی انتقادها گفت: «برخی گفتند چرا چای جلوی این فرد بود؟ ما چای را برای افسر پرونده و بعد از افطار آوردیم که به ایشان هم داده شد و این رفتار انسانی است.» او ادامه داد: «گفتند چرا کت و شلوار تن آن فرد بود؟ این فیلمها وقتی گرفته شد که متهم تازه خودش را به آگاهی معرفی کرده و در حال توضیح بود.» وی افزود: «نجفی» پس از اعتراف به قتل، با دستبند به بازداشتگاه منتقل شد. رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام کرد که تاکنون هیچ تماسی برای سفارش پیرامون پرونده نجفی با پلیس آگاهی برقرار نشده و پلیس در استقلال کامل به این پرونده رسیدگی کرده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اعدام در ملا عام
امیدوارم این مسئله مد نشه که هر کسی پول داشت و فکر کرد حق با اونه یه آدم دیگر رو بکشه و با خونسردی جوری بدون ندامت و عذاب وجدان داستان تعریف کنه که تنگار یک سوسک را کشته!!
آیا هر کسی که پول داشت و می تونه دیه بده باید جنایت کنه؟؟
اگر تصادفی اتفاق افتاده ایشان چرا سریعا به پلیس و نیروهای اورژانس برای تلاش جهت نجات مقتول اطلاع نداده؟ چرا خود برای نجات ایشان و انتقال به بیمارستان اقدامی انجام نداده؟ یعنی اجازه داده تا مقتول در اثر خونریزی جان بدهد. بجاش نشسته نامه نوشته، مدارکشو جمع کرده و رفته سر مزار رفتگانش؟ حقیقتش اینه که بنظر میاد ایشون بتدریج در ساعات پایانی منتهی به حادثه کنترل خود را از دست داده و حالا پشیمانه و میخواد قضیه را حادثه، قتل غیر عمد، شبه عمد یا غیره جلوه بده. راستی چرا همه سراغ زن اول نجفی میرن ولی سراغ شوهر اول خانم استاد نمیرن؟ بچه الان پیش کیه؟
آرامش این بنده خدا احتمالا بخاطر قرص است چون در این فشار روانی قرص ارامبخش تنها راه کم کردن استرس و بار روانی است
فعلا که جو روانی رسانه ها به گونه ای مهندسی میشه که جای قاتل و مقتول در حال عوض شدنه
بیچاره کسی که دستش از دنیا کوتاه شده و دارن محاکمش میکنن
نجفی مرد بزرگی بود.حیف که اینطور بدام افتاد
كلاغ پر.... پرستو پر!!
نجفی هرکی که هست باشه . یه خانم جوان به طرز فجیعی کشته شده و الان هم نیست که اراجیف این آقای با هوش رو پاسخ بده !
ایشان یکی از بانیان مدارس غیر انتفاعی هستند که هم اکنون در سراسر کشور مانور می دهند یادم است یکبار به یکی از معاونین ایشان گفتم مردم توان پرداخت پول مدارس غیر انتفاعی را ندارند و ایشان هم مانند آقای نجفی و در کمال خونسری گفت که ندارند خوب مدرسه هم نروند!!!!
بله هم کنون مدارس دولتی هم داریم اما به چه شرایطی؟!
به هر حال کسی محل زندگیش در ولنجک و سعادت آباد و ... می باشد و خودروهای مورد استفاده اش هم لگسوس و ... نباید هم معنی نداشتن مردم را بفهمد!!!
کافیست که تنها آه یکی از همان مردمی که ایشان کوچکترین دغدغه ای هم از بابتشان نداشته اند دامن ایشان را بگیرد که اینگونه مفتضح گردد.
خیلی ها در این مملکت از منزل و ماشین و سرمایه های خوبی برخوردار هستند (به لطف دولت اسلامی!) اما مسئولین باید یادشان باشد که توسط این مردم برای خدمت به این پستها رسیده اند و ...
اعدامش کنید شرش کنده شه دیونه
مقتول واقعی آقای نجفی است. همسر دوم!! مگر همه چیز را ازش نگرفتی. زنش , دخترش ,کار و اعتبارش. پس دیگه چرا بهش بی احترامی میکردی?.
به قول خودش ادم کشته، پس قاتل، اما چه قاتل خونسردی!! عجیب نیست؟!!! یعنی آدم کشتن انقدر راحت و بی وجدانی میخواد که راحت و آسوده باشی!؟؟؟؟! یه چیزی اینجا پنهانه.
به نظرم کار ایشان نیست دارد برعهده می گیرد هیچکدام از دلایل مطرح شده توسط ایشان برای مردی که در صحت کامل عقلی و آرامش بسیار زیاد حتی در این شرایط می باشد کاملا غیر عادی به نظر می رسد احتمالا به دلیل این که اسلحه را بصورت پر در منزل نگهداشته است و باعث بروز این قتل توسط شخص دیگری بصورت ناخواسته شده است و به دلیل اهمیت آن شخص برایش ، قتل را بر عهده گرفته است . فکر می کنم نیاز به تحقیق بیشتر باشد.
ساعت 7 بعد از ظهر قبل از افطار هست .
خدا عاقبت هممون بخیر کنه.کاش به همون ازدواج اول قانع بودی و اینهمه سابقه وتحصیلات خراب نمیشد
تیتر خوبی نیست در کمال آرامش یعنی چی؟آدم کشته قصاصش کنید ولی کی میدونه چی به این آدم با این سوابق وشخصیت طی شده که الان از کشتن طرف شاید راضیه؟
احتمالا پیش خودش فکر کرده با بالشت تهدیدش جدی تر جلوه میکنه، واسه همین زنه خیلی ترسید
این مرد شکست. نابود شد. این قدر تکرار نکنید ای کاش در مورد اختلاسگران ودزدان این مملکت همین قدر پیگیر بودید
به این بنده خدا هر چی حمله شد در این دو روز نتیجه عکس داد.همه در شبکه های اجتماعی دوستش دارن.حتی افراد غیر سیاسی تازه ایشون رو شناختن.این ترفند هم نتیجه عکس میده
همه چي تكراري
صندلي نجفي جالب بود نه؟؟؟
من خريدارشم!!!
همراهی با وی و ادب و پذیرایی مصداق بارز احترام به مردی است که بیش از سه دهه دارای پست های بالا و همراه با نیکنامی بوده است و اصلا اشکالی ندارد.با وی همراهی نشده بلکه فقط احترام بوده و بس.فکر میکنم تفاوت بین این شخص و مجرمین دیگر بسیار زیاد است هر چند که در موضوع قتل قاتل قاتل است و نباید گذشت کرد.چطور وقتی برای حفظ کردن چند سوره قرآن در مجازات تخفیف قایل میشوند و حتی گاهی از اعدام رهایی می یابند کسی چیزی نمی گوید ولی گذاشتن فقط یک چای جلوی فردی که سالها مسیول تربیت فرزندان این کشور بوده اینقدر ناگوار است؟!
ایشان وهمسرش انروز روزه بودند وبا دهان روزه اقدام به کشتن کرده است ایا وقتی به قم رفت روزه خود را شکسته بود ایا اقای نجفی یک مسلمان مومن واقعی است یا نظاهر به مسلمانی دارد ایا قبل از انقلاب هم وزیر قاتل داشته ایم
پس چی شد "زنده باد مخالف من"؟
آیا بازهم غوغاسالاری رسانه ها ، مانند قتل همسر بازیکن سابق بازیکن تیم ملی فوتبال باعث مرگ یک بیگناه دیگری خواهد شد ؟؟؟!!!
چرا عادت کرده ایم حقوق متهم رعایت نشود و در جایی که این حقوق رعایت می شود ، چرایی ما بلند می شود ؟؟؟؟؟!!!!!
اقا چیه این قضیه رو اینقدر بزرگ کردین الان چند روزه تمام روزنامه ها و اینترنت درباره این قتل گزارش میدن..آقا زنش بوده اختیارشو داشته خواسته بکشه..به کسی هم مربوط نیست..هر مردی این حق رو داره که هر وقت زنش راه خطا رفت اونو بکشه..تازه ما قانون داریم زمان جنگ یا قحطی مرد میتونه زن خودشو سر ببره و بخوره تا زنده بمونه و بتونه ادامه حیات بده...
این عکس خون در حمام رو نباید میگذاشتید.کارتون اصلا درست نیست
خسر الدنیا و الاخره
جواب فحاشی همینه .دم آقای نجفی گرم
دراظهارات متهم ضدو نقیض مشاهده می شه. میگه مشکل ما خانوادگی بوده واز طرفی میگه واتس آپ را به فرد امنیتی داده. همچنین کاربرد اسلحه پر ازابهام است . بنابراین ابعاد پرونده بایستی روشن بشه.
آنطور که در خبرها بود مقتوله یارسان(اهل حق )بوده. در خصوص قتل غیر مسلمانان فقه چه می گوید؟
یادش بخیر قدیما مرد سالاری بود... کسی رو حرف مردش حرف نمی زد .. بچه ها هم به بزرگترها احترام می گذاشتن.. ولی حالا چی . زندگی که دست زن بیوفته بهتر از این نمیشه..
این نشان می دهد که یک رابطه ناسالم چقدر می تواند اثرات مخربی بر سلامت روان زوجین داشته و افراد را تا حد جنون پیش ببرد.
تمام این ها راروزهای قبل هم نوشتید
تکراررررررررر
تیتر اضافه شده "در کمال آرامش" باید حین مصاحبه میرقصید
با سلام یعنی شما نشستید و همشود خودندید که میگید روزهای قبل همه را نوشته بودند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.