شبنم نعمتزاده پای میز محاکمه رفت
شکایت شرکتهای دارویی علیه نعمتزاده/ اخلال ۱۸۵۰میلیاردی/ دفن ۵۰ میلیارد دارو در شهریار/ پدرم وزیر بود، اما ۵ سال بیکار بودم
نماینده دادستان با تاکید بر این نکته که موضوع هزار و ۸۵۰ میلیارد ریال مطرح است، یادآور شد که نعمتزاده در بازجوییها رقم طلب شکات را ۲۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده بود. این مقام حقوقی در بخش دیگری از سخنانش در رابطه با برداشت های نامتعارف از اموال شرکت، گفت: حسب اظهار مطلعان، اعلام شده که با وساطت مهندس نعمتزاده پدر شبنم نعمتزاده این برداشت ها و حل و فصل شده است.

به گزارش «تابناک»، اتهامات شبنم نعمتزاده فرزند محمدرضا دایر بر مشارکت در اخلال عمده درنظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی (دارو) به منظور ایجاد انحصار و اخلال در نظام تولیدی کشور از طریق تخلف از تعهدات مربوط در قبال تامین کنندگان دارو با علم به موثر بودن اقدامها در ضربه به نظام جمهوری اسلامی ایران منجر به کسب منفعت، مشارکت در اخلال در نظام توزیع دارویی کشور، فعالیت غیرمجاز در شبکه دارویی استان البرز از طریق ایجاد موسسه پزشکی در استان مزبور بدون مجوز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نگهداری غیرمجاز دارو (قاچاق) بدون انجام تشریفات قانونی است.
اتهامات احمدرضا لشگریپور، فرزند هوشنگ و شرکت توسعه دارویی رسا دایر بر مشارکت در اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی (دارو) به منظور ایجاد انحصار و اخلال در نظام تولیدی کشور از طریق تخلف از تعهدات مربوط در قبال تامین کنندگان دارو با علم به موثر بودن اقدامها درضربه به نظام جمهوری اسلامی ایران منجر به کسب منفعت و مشارکت در اخلال در نظام توزیع دارویی کشور است.
در ابتدای این جلسه قاضی مسعودی مقام با اشاره به اینکه دادگاه متهمان شبنم نعمت زاده و لشکری پور علنی است از نماینده دادستان خواست برای قرائت کیفرخواست در جایگاه حضور یابد.
نیازآبادی نماینده دادستان با حضور در جایگاه به قرائت کیفرخواست صادره پرداخت و گفت: متهم شبنم نعمت زاده فرزند محمدرضا آزاد با تودیع وثیقه و سپس بازداشت به مشارکت در اختلال عمده در نظام اقتصادی به مبلغ هزار و ۸۵۰ میلیارد ریال و اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی دارو با عمر موثر بودن ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی و مشارکت در تحصیل مال نامشروع به میزان هزار و ۸۵۰ میلیارد و ۹۴۸ میلیون و ۳۷۴ هزار ریال است.
وی ادامه داد: سوءستفاده از جواز صادره و تقلب در حوزه دارو مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی فعالیت غیرمجاز در شبکه دارویی البرز و نگهداری غیرمجاز دارو در حکم قاچاق از دیگر عناوین اتهامی شبنم نعمتزاده است.
نیازآبادی به عناوین اتهامی لشکری پور دیگر متهم پرونده اشاره کرد و گفت: احمدرضا لشکری پور بازداشت به دلیل عجز در تودیع وثیقه متهم به اخلال در نظام اقتصادی و همچنین اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی به طور کلی و مبلغ هزار و ۸۵۰ میلیارد و ۹۴۸ میلیون و سیصد و هفتاد و نه هزار ریال و همچنین سوء استفاده از امتیاز جواز است. لازم به ذکر است که تعدد معنوی اتهام مربوط به شرکت دارویی رسا به مدیرعاملی لشکری پور و شبنم نعمتزاده است و به همین جهت عنوان اتهامی برای این شرکت مشابه اعداد اعلام شده است.
نماینده دادستان تصریح کرد: به طور کلی موضوع هزار و ۸۵۰ میلیارد ریال مطرح است از این مبلغ هزار و ۶۴۰ میلیارد و ۲۹۸ میلیون و ۶۷۰ هزار و ۵۳ ریال آن طرح شکایت کردند و الباقی وجوهی است که مورد شکایت قرار نگرفته است البته لازم به ذکر است نعمتزاده در بازجوییها رقم طلب شکات را ۲۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده بود.
نیازآبادی به موضوع شکایت شرکتهای دارویی علیه شرکت رسا و دو متهم به آن اشاره کرد و گفت: شرکت جابربن حیان و اسوه از جمله شکات پرونده هستند که حسب گفته مدیرعامل یکی از آنها متهمان از سال ۹۲ اقدام به خرید انبوه دارو کرده، اما چک هایشان برگشت خورده است و منجر به ۱۸۳ میلیارد ریال بدهکاری به غیر از ضرر وارده شدند.
{$sepehr_album_35273}
نماینده دادستان ادامه داد: فعالیت متهمان ضربه سنگینی به نظام دارویی کشور زده است که نتیجه آن عدم تولید داخلی و کمبود داروهای اساسی بوده است. همچنین شرکتهای دارویی تامین دارو پخش پارس دارو ظهرابی کاسپین رازک و فارابی همگی علیه شبنم نعمتزاده شکایت کردند.
وی ادامه داد: شرکتهای وابسته به شستا هم اعلام کردند توزیع و تولید تحت نظر غذا و داروست و اگر شرکت رسا در این حوزه فعال بوده باید مستندات خود را نشان میداد متاسفانه علی رغم پیگیریها در رابطه با فروش داروها بحث وجود دارد.
نماینده دادستان به شگرد متهمان اشاره کرد و گفت: مدیران دارویی رسا با اعلام وضعیت نامناسب این شرکت دارویی اقدام به خرید داروی بیشتر کردند این موضوع بیانگر این است که مدیران با علم به وضعیت شرکت اقدام به استفاده از وصول نقد در سایر حوزهها به جز دارو کردند.
نیازآبادی ادامه داد شاکیان از جمله دلایل شکایت خود را صدور چکهای با هویت و صاحب امتیازی نامعلوم و برگشت آن عنوان کردند.
وی ادامه داد: در یک شکایت دیگر فردی به نام زرگر علیه شبنم و زینب نعمتزاده اعلام شکایت کرده است.
نماینده دادستان کیفرخواست صادره برای متهمان شبنم نعمت زاده و احمدرضا لشکری پور را قرائت کرد.
در ادامه نماینده دادستان گفت: فعالیتهای متهمان ضربه سنگینی به حوزه منابع عمومی در بخش دارو وارد کرده است همچنین موجب عدم تولید داخلی دارو و کمبود دارو به عنوان نیاز اساسی مردم شده است.
وی با بیان اینکه متهمان از سال ۹۲ اقدام به خرید انبوه دارو کردهاند و بدهکاریهای آنها غیر از خسارات وارده است به دیگر شکات اشاره کرد و گفت: همچنین شرکت استراژن دارو، شرکت شفاطب پرتو دارو، شرکت ایران سرنگ، شرکت البرز دارو، شرکت فارماشیمی، شرکت داروسازی ریحانه اصفهان هم از دیگر شاکیان هستند. ۹۰ درصد از سهام شرکت سهامی خاص دارویی رسا متعلق به دختران نعمت زاده است و ۴۰ درصد از سهام آن را خانم شبنم نعمت زاده دارد.
وی اظهار کرد: ۲۰۰ فقره چک بلامحل صادر شده است که وزارت اطلاعات در تاریخ ۲۳ اسفند ۹۶، مراتب را به رئیس جمهور اعلام کرد که رئیس جمهور در پاسخ پینوشت کرد با پیگیری وزارت اطلاعات حقوق مردم تامین شود.
نیازآبادای در رابطه با پرونده تشکیل شده برای متهم در تعزیرات گفت: گزارش وزارت اطلاعات حکایت از دفن دارو توسط شرکت رسا در انباری در شهریار داشت که طی آن مشخص شده بود داروهایی به ارزش ۵۰ میلیارد و هفتصد و هشتاد و سه میلیون ریال به پا شده است همچنین ارزش داروهای تاریخ مصرف گذشته دپو شده ۱۱ میلیارد و ۹۷۲ میلیون ریال بوده است که این گزارش مشخص میشود انبار حقوق با قد مجوز بوده و پس از آن تعزیرات کرج به این موضوع ورود میکند.
وی با بیان اینکه نعمتزاده همدست دیگری به جز لشکری پور دارد گفت: فردی به نام رضا سقایی بوده است. شرکت رسا همچنین دریافتهایی از که بنیاد برکت داشته که موفق به بازپرداخت آن نبوده است.
نیازآبادی ادامه داد: نامبرده در بازجوییهای اولیه اعلام کرده بود که موضوع بدهکاری تجاری است که اصل آن بدهکاری به ۵ کارخانه تامین اجتماعی است.
وی بیان کرد: در بازجوییهای که پیشتر انجام شد اتهام اخلال عمده در نظام اقتصادی و همچنین اخلال در نظام توزیع دارویی کشور و تحصیل مال نامشروع به مبلغ ۳۵۰ میلیارد ریال به متهمه تفیم اتهام شد، اما او مشکل اصلی را بدهکاری بین شرکتها اعلام کرد و گفت: بنده یک مال باخته هستم در این جریان مدیر عامل باعث متضرر شدن شرکت بنده شده است.
وی با بیان اینکه پس از آن متهمان با قرار بازداشت موقت به زندان اعزام به آن اعتراض میکند، گفت: هم زمان حکم بازداشت لشکری پور به محل اختفای احتمالی در شهرستان نور ارسال میشود.
وی ادامه داد: متهم ابتدا با قبول مسئولیت خود اعلام کرده که اشکال پیش آمده به عدم کنترل خروج دارو بر میگردد. پس از آن در بازجوییها از خانم نعمتزاده سوال شد که چطور لشکری پور به شما اجازه ورود به میداده است که متهم پاسخ داد بنده در کارشان دخالتی نداشتم.
نیازآبادی ادامه داد: نعمتزاده در پاسخ به این سوال که چه میزان تسهیلات بانکی کردید، گفت: برای شرکت توسعه رسا ۴ میلیارد تومان از بانک ملت و ۴ میلیارد تومان از بانک شهر دریافت کردیم همچنین برای رسا فارمان هم از بانکهای ملت و سینا مبالغی را دریافت کردیم.
نماینده دادستان ادامه داد: در تاریخ ۲۱ شهریور ۹۷ اعلام مرکز اطلاعات و مبارزه با پولشویی دارایی ۵۰۰ حساب از ایشان شناسایی شده است.
نیاز آبادی افزود: در پاسخ به این سوال که چرا با توجه به مشکلات پیش آمده به فعالیتهای آن ادامه داد، وی گفت: به درخواست شرکتهای توزیع ادامه دادیم.
نماینده دادستان به اظهارات عباس حیدرزاده از مطلعین پرونده اشاره کرد و گفت: پس از اعلام این فرد نعمتزاده حضور فعالی در شرکت رسا داشته بهطوریکه حیدرزاده اعلام کرده که نعمتزاده تا پاسی از شب در شرکت مشغول کار بوده است.
وی افزود: همچنین حیدرزاده در رابطه با علت بروز مشکلات پیش آمده اعلام کرده که تعداد زیر مجموعهها تامین هزینهها از جمله آزمایشگاه متعلق به نعمتزاده ریخت و پاشهای بی اساس علت به وجود آمدن مشکلات اخیر بوده است. همچنین پس از اعلام افراد مطلع دیگری در پرونده اعطای جوایزهای خارج از داروخانهها مورد تایید برخی از شکات بوده است به طوری که آفرهای خاصی به داروخانهها داده میشد که همین مسئله منجر به اختلال در نظام توزیع دارو شده است.
وی افزود: حسب اظهار مطلعان در رابطه با برداشتهای نامتعارف از اموال شرکت اعلام شده که با وساطت مهندس نعمتزاده پدر شبنم نعمتزاده این برداشت ها و حل و فصل شده است.
وی همچنین به موضوع تخفیفهای ۴۸ درصدی بر قیمت برخی داروها اشاره کرد و گفت: ولی مسئله منجر به اختلال در نظام دارویی شده است. در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۹۸ مواجهه حضوری به این ۲ متهم برگزار و لشگری پور اعلام کرد که هر ماه دو درصد میتوانستید به شرکتها تخفیف بدهیم.
نماینده دادستان افزود: در ادامه لشگری پور در رابطه با موضوع برداشتهای نامتعارف از شرکتها هم گفت که ۲۵ میلیارد بابت خرید زمین در لواسان و تسویه بدهی از سوی نعمتزاده برداشت شده که در این رابطه نعمتزاده پاسخی نمیدهد. این متهم همچنین میگوید نعمتزاده منزل شخصی خود در قیطریه به همراه ۲ میلیارد را به ما نمیدهد و ما را مجاب میکند تا کار کنم بنابراین او به بدهی شرکت کاملاً آگاه بود. همچنین نعمتزاده از حسابداری شرکت میخواست تا وضعیت شرکت را سود ده جلوه دهد.
وی افزود: نعمتزاده همچنین در آخرین بازجوییها اعلام میکند که هیچ کدام از اتهامات را قبول ندارد و بدهی یک بدهی تجاری است و اواخر از امضای وی سوء استفاده میکنند.
نیازآبادی در ادامه افزود: در تاریخ ۱۱خرداد ۹۸به حسینی نماینده شرکت رسا تفهیم اتهام شد.
نماینده دادستان به ضررهای وارده به شرکتهای دارویی ناشی از عملکرد شرکت دارویی رسا اشاره کرد و گفت: شرکت رامافارمین که سهامش متعلق به بانک ملی است از جمله شرکتهایی است که به واسطه عملکرد شرکت رسا ضرر دیده است. عملکرد شرکت رسا منجر به کاهش تولید در شرکت مذکور شده است.
وی افزود: شرکت فارابی یکی دیگر از این شرکتها است که سهامش متعلق به صندوق تامین اجتماعی و از شرکتهای بزرگ دارویی است. تبعات به وجود آمده برای این شرکت ناشی از فعالیت رسا منجر به ضرر ۶۸میلیاردی و تعدیل نیرو و بحران کارگری شده است. همچنین کمبود آنتی بیوتیک در اوایل سال گذشته در سطح کشور از تبعات فعالیتهای رسا بوده است.
نیازآبادی به ضررهای وارده به دیگر شرکتهای دارویی اشاره کرد و گفت: شرکت فارماشیمی متعلق به بیمه سلامت و وزارت بهداشت است بدهی شرکت رسا به شرکت فوق، این شرکت را تا مرز ورشکستگی پیش برده و بحران کارگری ایجاد کرده است. مدیرعامل این شرکت میگوید نعمت زاده پاسخگوی بدهیها نبوده است.
وی افزود: شرکت ظهرابی متعلق به صندوق تأمین اجتماعی و سهام آن عمومی است که در زمینه تولید بیماریهای ام اس و کلیه فعالیت دارد. عملکرد شرکت رسا در اعطای جوازهای نامناسب منجر به ایجاد عدم اطمینان در بین شرکت های توزیع کننده میکنذ؛ و شرکت فوق الذکر را تا مرز ورشکستگی پیش میبرد.
نماینده دادستان به شرکت داروسازی اسوه اشاره کرد و گفت: سهام آن متعلق به به بانک ملی است. ایجاد بدهی رسا چرخه تولید دارو را دچار مشکل میکند. شرکت استروژن هم سهامدار آن یک فرد خارجی است. با توجه به شرایط پیش آمده ناشی از فعالیت شرکت رسا سهام دار خارجی دیگر تمایلی به سرمایه گذاری ندارد.
نماینده دادستان ادامه داد: شرکت جابربن حیان که سهام آن متعلق به بانک ملی است در نتیجه عملکرد شرکت رسا دچار کاهش نقدینگی میشود. شرکت ایران سرنگ هم اگرچه بدهی آن یک میلیارد بوده، اما دو سوم کارگران آن تعدیل میشوند.
نیازآبادی به اظهارات مطلعان اشاره کرد و گفت: غلامرضا فرجی از سال ۹۶ به عنوان قایم مقام در شرکت رسا منصوب میشود. وی به بهم ریختگی حساب کتابهای شرکت و عدم کنترل هیات مدیرع اشاره کرده است.
نیازآبادی به یکی دیگر از اظهارات متهمه در بازپرسیها اشاره و تاکید کرد: متهمه ادعا دارد که تمامی مشکلات از سوی احمدرضا لشگری پور بوده چرا که او موارد تخلف را اعلام نمیکرده است. البته این ادعای خانم نعمت زاده که همه تقصیرها بر گردن آقای لشگری پور است غیرمنطقی است؛ چرا که نامبرده میدانسته منابع به طور نامناسبی از شرکت خارج میشده است.
وی یادآور شد: متهم درباره خرید زمین لواسان نیز مدعی است که این زمین را با ۵ میلیارد تومان وام خریدم و با ۲ میلیارد تومان وام نیز ساختمان آن را ساختم که الان ارزش آن حدود ۳۰ میلیارد تومان است. همچنین ۲۲ فقره حساب شخصی در مورد متهمه نعمت زاده شناسایی شده که از سال ۸۸ تا ۹۷ بوده است و ۴۲ فقره حساب مشترک برای این متهمه شناسایی شده است. از سویی برای متهم لشگری پور ۱۴ فقره حساب شخصی و ۳۴ فقره حساب مشترک شناسایی شده و در شرکت توسعه دارویی رسا نیز ۷ فقره حساب شناسایی شده که ۹۳ درصد گردش حسابها مربوط به بانک ملت است و درباره این شرکت ۱۸ فقره حساب دیگر نیز شناسایی شده است.
وی ادامه داد: گزارش وزارت اطلاعات و نتیجه تحقیق از مدیران شرکتهای تولیدی دارو با شرکت توسعه رسا نشان میدهد فعالیت این شرکت موجب بروز بحران کارگری شده و باعث اخذ تسهیلات بانکی شده است.
نماینده دادستان در ادامه با بیان اینکه متهمان عالمانه و عامدانه با هدف بهره برداری سود، سعی داشتند جریان نقدینگی برای شرکت ایجاد کنند، گفت: با اینکه متهمان از حوزه دارو مطلع بودند و در این زمینه تجربه داشتند با این حال بخشی از فاکتورها غیرواقعی بوده است. همچنین لشگری پور ادعا میکند که از چنین موضوعی بی اطلاع نبوده لذا خروج مبلغی در سطح چند میلیارد تومان نمیتواند بدون اطلاع مسئولان صورت گرفته باشد.
وی اظهار کرد: احمدرضا لشگری پور در بخشی از اظهارات خود مدعی است فردی به نام محمدی پور با چاپ فاکتورهای صوری اقدام به فروش کالا کرده است که در سال ۹۵ این فرد توسط وی عزل شده که شبنم نعمت زاده با این اخراج مخالف بوده است.
نیازآبادی در ادامه بیان کرد: مطابق گزارش وزارت اطلاعات ۶۹ میلیارد ریال از فروش شرکت توسعه دارویی رسا در بیرجند صوری بوده است. همچنین داروخانه دکتر زهراوی نیز ۴ فقره از فاکتورها را تأیید نکرده است و داروخانه شفاصدر سپاهان نیز یک فاکتور را تأیید نکرده که در ادامه قرار بازداشت متهم لشگری پور برای انجام تحقیقات از بازداشت موقت به وثیقه ۲۰۰ میلیاردی تبدیل شد.
نماینده دادستان در خصوص میزان دستمزدها در شرکت رسا گفت: بهمن گنجی معاون مالی شرکت توسعه دارویی رسا که ماهانه ۲۵ میلیون تومان حقوق دریافت میکرده و ۱۰۴ میلیون تومان برای خرید ماشین دریافت کرده است و متهم لشگری پور نیز به اذعان خودش ماهانه ۷۵ میلیون تومان دریافت میکرده است. فلورا اندرزبخش نیز که حدودا ۱۹ میلیون تومان حقوق دریافت میکرده اظهار داشته است مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره از وضعیت شرکت اطلاع داشتند.
نیازآبادی در پایان قرائت کیفرخواست خطاب به دادگاه گفت: با توجه به دلایل مذکور و گزارشهای وزارت اطلاعات و آیین نامه قانون مجازات اسلامی برای متهمان تقاضای مجازات داریم.
وثیقه گذاری یک فرد ۲۶ ساله برای شبنم نعمت زاده
در ادامه قاضی مسعودی مقام ضمن تفهیم اتهام به شبنم نعمت زاده، خطاب به وی گفت: به دلیل بیم فرار و اختفای شما و موضوع اسناد وثیقه گذاشته شده، قرار بازداشت موقت صادر شد.
قاضی تصریح کرد: سندی که گذاشته بودید از طرف فردی به نام امیر بارانی متولد ۷۳ است و وی در دادگاه حضور نیافت، اما بیست میلیارد اسناد ارایه کرده است.
مسعودی مقام تصریح کرد: ضمانت نامه بانکی پدرتان رو به پایان بود و به دلیل این مسائل قرار بازداشت موقت شما صادر شد.
وی افزود: ردیابیها در این رابطه انجام خواهد شد.
پدرم وزیر بود، اما ۵ سال بیکار بودم
شبنم نعمت زاده در اولین جلسه رسیدگی به اتهاماتش در دادگاه گفت: من شبنم نعمتزاده ۴۹ ساله هستم و ۲۰ سال در حوزه دارو کار کردم. در طول این ۲۰ سال خلافی در رابطه با دارو نداشتیم.
نعمتزاده با بیان اینکه کارم واردات دارو بود، گفت: یک سرمایهگذاری را آغاز کردیم که آزمایشگاه هم بخشی از آن بود که در رابطه با آن توضیح خواهم داد.
وی ادامه داد: فارغ التحصیل دانشگاه شهید بهشتی بودم. پدرم وزیر بود، اما من ۵ سال بیکار بودم و کارهای هنری میکردم و بعد از ظهرها در داروخانهها مشغول کار بودم که در نهایت در سال ۸۸ و ۸۹ به واسطه یکی از دوستان به فکر تاسیس یک شرکت افتادیم.
شبنم نعمت زاده ادامه داد: پدرم وزیر بود، اما من ویزیت به ویزیت مطب به مطب و کوچه به کوچه میرفتم. همه اینها نه به رانت بستگی داشته و نه چیز دیگری بنده همه چیز را از صفر شروع کردم.
متهم به اخلال در نظام اقتصادی کشور ادامه داد: این چیزی که اینجا امروز ایستادم شاید بخشی از امتحان الهی من باشد.
وی خود را کارآفرین دانست و گفت: شرکت کوچکی تاسیس کردم و همه مجوزهای لازم بر آن را گرفتم. مجوز من در حوزه واردات دارو بود در این رابطه ارز دولتی هم نگرفتم. در تمام مناقصهها شرکت کرده و رقم گفته و برنده میشدم.
وی با بیان اینکه یه قانون عمل میکردم، گفت: شرکت را تاسیس کردیم و در جریان این کارها بود که نمایندگی از یک شرکت اسپانیایی گرفتم. محصولات ۶ ماه پشت آزمایشگاه ماه تا مجوز لازم را دریافت کند در نهایت، چون در حوزه دارو و گیاهان طبیعی بود آزمایش بر روی آن انجام نشد.
شبنم نعمت زاده ادامه داد: با توجه به ظرفیت کشور تصمیم گرفتیم آزمایشگاهی بزنیم تا با همکاری آن کمپانی فعالیتهای خود را در این حوزه آغاز کنیم و این چنین بود که برای فروش محصولات با شرکت پخش رازی آشنا و از آنها کمک گرفتم.
نعمتزاده در رابطه با آشنایی اش با لشکر پور گفت: به واسطه کمک در بخش و همچنین شرکت رازی با این فرد آشنا شدم پس از اینکه مشکلاتی به وجود آمد برای پخش از وی کمک گرفتم با این حال ما خارج از استاندارد کار نکردیم.
نعمتزاده ادامه داد پایان سال ۹۳ شروع به فروش محصولات زیر نظر اداره دارو کردم من حتی آب هم میخوردم به اداره دارو اطلاع میدادم چرا که خودم داروساز هستم. چون به کار بخش آشنایی نداشتم به لشکری پور اعتماد کردم.
وی در ادامه گفت: تامین کنندههای ایرانی را هم اضافه کنیم، اما من هیچ هلدینگی را نمیشناختم. من در جریان همه کارهای پخش بودم، اما در ریز کارها اطلاع نداشتم گاهی به من میگفتند که شرکت تخفیفهای ناجور میدهد و به مشکل بر میخوریم من از آقای لشگری پور سوال میکردم او جوابهای قانع کننده میداد.
متهمه نعمت زاده گفت: چکها در برج ۱۱ برگشت خورد و کار ما با بانک اقتصاد نوین که برای حل مشکلات ایجاد شده با این بانک کار میکردیم خوابید.
وی گفت: من به کار پخش و امور مالی وارد نبودم در نتیجه افرادی را به کار گرفتم، اما آقای لشگری پور گفت اگر این فرد پایش را به شرکت بگذارد من اینجا کار نمیکنم به همین خاطر آن فرد را دیگر نیاوردم. نگران شدم. چندین انبار و شرکت در سراسر کشور داشتم، اما مدیریت آن با من نبود بعد از آن حسابهای ما مسدود شد و در آبان و آذر ماشینهای ما از طرف برکت توقیف شده بود.
متهم شبنم نعمت زاده گفت: در هزینه کردن من نمیتوانستم جلوی آقای لشگری پور را بگیرم قضیه از دستور من خارج شده بود من از آقای لشگری پور خواستم کمک کند او اوایل کمک میکرد، اما در سال ۹۶ نمیدانم چه اتفاقی افتاد آن موقع بود که من از پدرم کمک گرفتم. تا آخرین روز آقای لشگری پور میگفت صد میلیارد بدهی داریم، اما من از گزارش بانک میدانستم بدهی بیشتر از این رقم است تا اینکه بازداشت شدم آنجا از آنها خواستم که کمک کنند و وارد سیستم شوند و عارضه مالی را شناسایی کنند.
وی بیان کرد: زمانی که من با تامین کنندگان آشنا شدم در بهمن ۹۶ بود که آقای لشگری پور کمتر به شرکت میآمد. او وقتی میآمد چک تضمین پرسنل را پس میداد که این کار او بدون حضور من غیر قانونی بود و اکثرا هم چک تضمین بسیاری از خویشاوندان خود را عودت داده است.
متهم نعمت زاده گفت: من هیچ وقت بدهکار بانک نبودم تلاش کردم همیشه کارآفرین باشم شاید اشتباه کرده ام آن هم به خاطر مشاوران داروییام بود. من آنها را نمیشناختم. با رفتن آقای لشگری پور آنها را شناختم.
نعمت زاده افزود: سال گذشته با سرمایهگذار خارجی که قرار بود برای سرمایهگذاری به ایران بیاید صحبت کردم و مسئله در شرف حل شدن بود و به قاضی گفتم که این فرد دو بار به ایران آمده، اما من بازداشت بوده و اجازه دیدار نداشتم متاسفانه این گزینه را از دست دادم.
وی ادامه داد: البته همچنان هم در حال مذاکره هستم تا سرمایه گذاران خارجی به ایران بیایند و من سعی کردم خیلی زودتر از اینها مشکل حل شود، اما حاشیههایی که برای این پرونده ایجاد کردند مانع شد.
این پرونده یک پرونده بدهکاری تجاری است، اما برخی برای آن حواشی درست کردند
نعمتزاده ادامه داد: این پرونده یک پرونده بدهکاری تجاری است، اما برخی برای آن حواشی درست کردند.
وی ادامه داد: اختلاس، خیانت نمیدانم نامش را چه بگویم، اما هر آنچه که در شرکت زیرمجموعه من اتفاق افتاده باید به من پاسخگو باشند.
وی با بیان اینکه در حال حاضر برای حل مشکل پرونده تلاش میکند گفت: در بخشهایی به تفاهم رسیدیم و انشاءالله تا یکی دو ماه آینده مشکل حل میشود هدف من رسیدگی به این قضیه و رفع تعهد تجاری است.
نعمتزاده با بیان اینکه پدرم هیچ دخالتی در کارم ندارد، گفت: پدرم نه در کارم و نه در تحصیل و زندگی من دخالت نداشته است اگر کسی هم دخالت داشتهاند من بودم ما چهارتا دختر هستیم و رسیدگی به کار همه اعضای خانواده بر عهده من بود مادرم آموزش و پرورشی بود.
نعمتزاده ادامه داد: محل کارم طبقه بالای منزل پدرم بود پس از بازنشستگی افرادی به منزل پدرم میآمدند من به ایشان گفتم جلسات را در دفتر کار من بگذارد، پروژههایی در حوزه پتروشیمی تعریف شد، اما در حد طرح باقی ماند.
وی ادامه داد: حتی پدرم دستمزد این افراد را از اجارهای که بابت دفتر کارم به او میدادم پرداخت میکرد. پتروشیمی به نام پدر وجود ندارد اینها مواردی است که به خاطر حاشیهها به وجود آمده است.
دختر وزیر اسبق قسمت گفت: ایشان کل صنعت پتروشیمی را متحول کرد و سعی کرد مسیر را برای بخش خصوصی و نیمه خصوصی فراهم کند حتی یادم میآید که بندر آزاد ماهشهر بیابان بود، اما در عرضه سه سال آباد شد.
وی ادامه داد: پدرم هیچ انتفاعی نبرده است و هیچ سهامی هم ندارد حواشی در این پرونده به وجود آمده است. من گفتم به شرکت پدرم میرفتم، اما اینها یکسری طرح بود که در اختیار سرمایه گذاران قرار گرفت، اما در حد طرح باقی ماند.
نعمتزاده ادامه داد: داراییهای ما معلوم است. موضوع ارث خانوادگی ما هم مشخص است. بعد از انقلاب چیزی که بهدست نیاورد بلکه پدرم چیزهایی را از دست داد. خانواده ایشان از ابتدا صنعتگر بودند، اما الان ثروت خود را از دست دادند، چون خود را به کار دولتی کردند من نمیتوانم خیلی چیزها را بگویم، چون مردم باور نمیکنند.
وی ادامه داد: خانواده بعد از بازگشت به کمک من آمدند. امیدوارم شکستی که خوردم مقدمهای برای پیروزی باشد.
نعمتزاده در ادامه و در خصوص انبار دارو در کرج که پیشتر تعزیرات به آن ورود کرده بود، گفت: من موضوع را به اداره دارو اطلاع دادم و شخصا نیز به بخش حقوقی اداره دارو رفتم و حتی آدرس را دادم. آنها خواستم که بگویند صلاحیت نداری تا به جای دیگری بفرستند من باید با این داروها چه میکردم. حتی نامه همجواری در اداره دارو وجود دارد.
وی با بیان اینکه هیچ موسسهای در کرج ندارد، گفت: زمانی که آنجا پملب شد سعی کردیم تا آنجا را باز کنیم و بارها مدارک به دادسرا ارائه شد، اما زمانی باز شد که نصف داروها از بین رفته بود و تاریخ مصرف آنها تمام شده بود.
وی افزود: من خودم آدرس انبار را به تعزیرات دادم و تاریخ گذشتهها را در انبار دیگری که گرفته بودیم گذاشتیم و به اداره دارو نیز نامه زدیم و من همه اینها را توضیح دادم و گفتم که ما انبار دیگری جنب باشگاه سوارکاری داریم، اما فردای آن روز آنجا را به عنوان قاچاق گرفتند.
وی به برخی شیطنتها اشاره کرد و مدعی شد: زمانی که موضوع بدهی برای شرکت ما پیش آمد شیطنتهای بسیاری اتفاق افتاد و یک آقا در خیابان و در سربالایی سه بار به ماشین من زد که در ادامه فهمیدم کارمند حسابداری یکی از این شرکتها است که به او گفته بودند برای حقوقهای پرسنل باید نعمت زاده بدهی خود را بدهد.
وی افزود: امیدواریم به زودی بسیاری از این بدهیها جمع شود. امیدوارم که این دادگاه حمایت کند تا این مسائل حل شود.
وی در واکنش به کیفرخواست صادره گفت: دارو در جامعه پخش و توزیع شده است.
وی با بیان اینکه من یک کارآفرین هستم، گفت: این موجود وحشتناکی که در کیفرخواست به آن اشاره شده وجود ندارد و من نیستم. امیدواریم هر چه سریعتر این مشکلات حل شود.
ادامه رسیدگی به این پرونده به سی و یکم شهریور موکول شد
پس از اتمام دفاعیات شبنم نعمتزاده قاضی دادگاه خطاب به وی گفت:در اینجا ما به اتهام آقای نعمت زاده رسیدگی نمیکنیم و به اتهام فرزند وی رسیدگی میکنیم.
وی افزود: برای ما مهم نیست شما از چه خانوادهای هستید و پدرتان چه کسی است. پدر شما در محافل مختلف دستگاه قضایی را متهم به سیاسی کاری میکند، اگر سیاسی کار بود تمامی روند دادرسی و مراحل آن در پرونده شما طی نمیشد.
مسعودی مقام ادامه داد: در رابطه با بحثهای پیرامونی ما اساسا به هیچ کس کاری نداریم و اگر لازم باشد در مورد بحثهای مالی و در مورد هر مسئولی دادگاه ورود میکنیم کما اینکه در مورد وثیقه گذار شما ورود کردیم.
وی همچنین به یکی از اظهارات متهم واکنش نشان داد و گفت: اینکه ادعا میکنید اطلاع دادهاید باید بگویم باید مجوز خود را ارائه دهید و اینکه اطلاع دادهاید به معنای مجوز داشتن نیست و اگر هم بود تا کنون به دادسرا ارایه میدادید.
با اعلام قاضی مسعودی مقام ادامه رسیدگی به این پرونده به سی و یکم شهریور موکول شد.
نعمتزاده ادامه داد پایان سال ۹۳ شروع به فروش محصولات زیر نظر اداره دارو کردم من حتی آب هم میخوردم به اداره دارو اطلاع میدادم چرا که خودم داروساز هستم. چون به کار بخش آشنایی نداشتم به لشکری پور اعتماد کردم.
وی در ادامه گفت: تامین کنندههای ایرانی را هم اضافه کنیم، اما من هیچ هلدینگی را نمیشناختم. من در جریان همه کارهای پخش بودم، اما در ریز کارها اطلاع نداشتم گاهی به من میگفتند که شرکت تخفیفهای ناجور میدهد و به مشکل بر میخوریم من از آقای لشگری پور سوال میکردم او جوابهای قانع کننده میداد.
متهمه نعمت زاده گفت: چکها در برج ۱۱ برگشت خورد و کار ما با بانک اقتصاد نوین که برای حل مشکلات ایجاد شده با این بانک کار میکردیم خوابید.
وی گفت: من به کار پخش و امور مالی وارد نبودم در نتیجه افرادی را به کار گرفتم، اما آقای لشگری پور گفت اگر این فرد پایش را به شرکت بگذارد من اینجا کار نمیکنم به همین خاطر آن فرد را دیگر نیاوردم. نگران شدم. چندین انبار و شرکت در سراسر کشور داشتم، اما مدیریت آن با من نبود بعد از آن حسابهای ما مسدود شد و در آبان و آذر ماشینهای ما از طرف برکت توقیف شده بود.
متهم شبنم نعمت زاده گفت: در هزینه کردن من نمیتوانستم جلوی آقای لشگری پور را بگیرم قضیه از دستور من خارج شده بود من از آقای لشگری پور خواستم کمک کند او اوایل کمک میکرد، اما در سال ۹۶ نمیدانم چه اتفاقی افتاد آن موقع بود که من از پدرم کمک گرفتم. تا آخرین روز آقای لشگری پور میگفت صد میلیارد بدهی داریم، اما من از گزارش بانک میدانستم بدهی بیشتر از این رقم است تا اینکه بازداشت شدم آنجا از آنها خواستم که کمک کنند و وارد سیستم شوند و عارضه مالی را شناسایی کنند.
وی بیان کرد: زمانی که من با تامین کنندگان آشنا شدم در بهمن ۹۶ بود که آقای لشگری پور کمتر به شرکت میآمد. او وقتی میآمد چک تضمین پرسنل را پس میداد که این کار او بدون حضور من غیر قانونی بود و اکثرا هم چک تضمین بسیاری از خویشاوندان خود را عودت داده است.
متهم نعمت زاده گفت: من هیچ وقت بدهکار بانک نبودم تلاش کردم همیشه کارآفرین باشم شاید اشتباه کرده ام آن هم به خاطر مشاوران داروییام بود. من آنها را نمیشناختم. با رفتن آقای لشگری پور آنها را شناختم.
نعمت زاده افزود: سال گذشته با سرمایهگذار خارجی که قرار بود برای سرمایهگذاری به ایران بیاید صحبت کردم و مسئله در شرف حل شدن بود و به قاضی گفتم که این فرد دو بار به ایران آمده، اما من بازداشت بوده و اجازه دیدار نداشتم متاسفانه این گزینه را از دست دادم.
وی ادامه داد: البته همچنان هم در حال مذاکره هستم تا سرمایه گذاران خارجی به ایران بیایند و من سعی کردم خیلی زودتر از اینها مشکل حل شود، اما حاشیههایی که برای این پرونده ایجاد کردند مانع شد.
این پرونده یک پرونده بدهکاری تجاری است، اما برخی برای آن حواشی درست کردند
نعمتزاده ادامه داد: این پرونده یک پرونده بدهکاری تجاری است، اما برخی برای آن حواشی درست کردند.
وی ادامه داد: اختلاس، خیانت نمیدانم نامش را چه بگویم، اما هر آنچه که در شرکت زیرمجموعه من اتفاق افتاده باید به من پاسخگو باشند.
وی با بیان اینکه در حال حاضر برای حل مشکل پرونده تلاش میکند گفت: در بخشهایی به تفاهم رسیدیم و انشاءالله تا یکی دو ماه آینده مشکل حل میشود هدف من رسیدگی به این قضیه و رفع تعهد تجاری است.
نعمتزاده با بیان اینکه پدرم هیچ دخالتی در کارم ندارد، گفت: پدرم نه در کارم و نه در تحصیل و زندگی من دخالت نداشته است اگر کسی هم دخالت داشتهاند من بودم ما چهارتا دختر هستیم و رسیدگی به کار همه اعضای خانواده بر عهده من بود مادرم آموزش و پرورشی بود.
نعمتزاده ادامه داد: محل کارم طبقه بالای منزل پدرم بود پس از بازنشستگی افرادی به منزل پدرم میآمدند من به ایشان گفتم جلسات را در دفتر کار من بگذارد، پروژههایی در حوزه پتروشیمی تعریف شد، اما در حد طرح باقی ماند.
وی ادامه داد: حتی پدرم دستمزد این افراد را از اجارهای که بابت دفتر کارم به او میدادم پرداخت میکرد. پتروشیمی به نام پدر وجود ندارد اینها مواردی است که به خاطر حاشیهها به وجود آمده است.
دختر وزیر اسبق قسمت گفت: ایشان کل صنعت پتروشیمی را متحول کرد و سعی کرد مسیر را برای بخش خصوصی و نیمه خصوصی فراهم کند حتی یادم میآید که بندر آزاد ماهشهر بیابان بود، اما در عرضه سه سال آباد شد.
وی ادامه داد: پدرم هیچ انتفاعی نبرده است و هیچ سهامی هم ندارد حواشی در این پرونده به وجود آمده است. من گفتم به شرکت پدرم میرفتم، اما اینها یکسری طرح بود که در اختیار سرمایه گذاران قرار گرفت، اما در حد طرح باقی ماند.
نعمتزاده ادامه داد: داراییهای ما معلوم است. موضوع ارث خانوادگی ما هم مشخص است. بعد از انقلاب چیزی که بهدست نیاورد بلکه پدرم چیزهایی را از دست داد. خانواده ایشان از ابتدا صنعتگر بودند، اما الان ثروت خود را از دست دادند، چون خود را به کار دولتی کردند من نمیتوانم خیلی چیزها را بگویم، چون مردم باور نمیکنند.
وی ادامه داد: خانواده بعد از بازگشت به کمک من آمدند. امیدوارم شکستی که خوردم مقدمهای برای پیروزی باشد.
نعمتزاده در ادامه و در خصوص انبار دارو در کرج که پیشتر تعزیرات به آن ورود کرده بود، گفت: من موضوع را به اداره دارو اطلاع دادم و شخصا نیز به بخش حقوقی اداره دارو رفتم و حتی آدرس را دادم. آنها خواستم که بگویند صلاحیت نداری تا به جای دیگری بفرستند من باید با این داروها چه میکردم. حتی نامه همجواری در اداره دارو وجود دارد.
وی با بیان اینکه هیچ موسسهای در کرج ندارد، گفت: زمانی که آنجا پملب شد سعی کردیم تا آنجا را باز کنیم و بارها مدارک به دادسرا ارائه شد، اما زمانی باز شد که نصف داروها از بین رفته بود و تاریخ مصرف آنها تمام شده بود.
وی افزود: من خودم آدرس انبار را به تعزیرات دادم و تاریخ گذشتهها را در انبار دیگری که گرفته بودیم گذاشتیم و به اداره دارو نیز نامه زدیم و من همه اینها را توضیح دادم و گفتم که ما انبار دیگری جنب باشگاه سوارکاری داریم، اما فردای آن روز آنجا را به عنوان قاچاق گرفتند.
وی به برخی شیطنتها اشاره کرد و مدعی شد: زمانی که موضوع بدهی برای شرکت ما پیش آمد شیطنتهای بسیاری اتفاق افتاد و یک آقا در خیابان و در سربالایی سه بار به ماشین من زد که در ادامه فهمیدم کارمند حسابداری یکی از این شرکتها است که به او گفته بودند برای حقوقهای پرسنل باید نعمت زاده بدهی خود را بدهد.
وی افزود: امیدواریم به زودی بسیاری از این بدهیها جمع شود. امیدوارم که این دادگاه حمایت کند تا این مسائل حل شود.
وی در واکنش به کیفرخواست صادره گفت: دارو در جامعه پخش و توزیع شده است.
وی با بیان اینکه من یک کارآفرین هستم، گفت: این موجود وحشتناکی که در کیفرخواست به آن اشاره شده وجود ندارد و من نیستم. امیدواریم هر چه سریعتر این مشکلات حل شود.
ادامه رسیدگی به این پرونده به سی و یکم شهریور موکول شد
پس از اتمام دفاعیات شبنم نعمتزاده قاضی دادگاه خطاب به وی گفت:در اینجا ما به اتهام آقای نعمت زاده رسیدگی نمیکنیم و به اتهام فرزند وی رسیدگی میکنیم.
وی افزود: برای ما مهم نیست شما از چه خانوادهای هستید و پدرتان چه کسی است. پدر شما در محافل مختلف دستگاه قضایی را متهم به سیاسی کاری میکند، اگر سیاسی کار بود تمامی روند دادرسی و مراحل آن در پرونده شما طی نمیشد.
مسعودی مقام ادامه داد: در رابطه با بحثهای پیرامونی ما اساسا به هیچ کس کاری نداریم و اگر لازم باشد در مورد بحثهای مالی و در مورد هر مسئولی دادگاه ورود میکنیم کما اینکه در مورد وثیقه گذار شما ورود کردیم.
وی همچنین به یکی از اظهارات متهم واکنش نشان داد و گفت: اینکه ادعا میکنید اطلاع دادهاید باید بگویم باید مجوز خود را ارائه دهید و اینکه اطلاع دادهاید به معنای مجوز داشتن نیست و اگر هم بود تا کنون به دادسرا ارایه میدادید.
با اعلام قاضی مسعودی مقام ادامه رسیدگی به این پرونده به سی و یکم شهریور موکول شد.
تابناک




تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کسی نیست این نوشته ها را بعد از نوشتن بخواند و اشتباهات دستوری را تصحیح کند. نداشتن ویراستار یا بی سواد بودن او برای یک مجله خبری، آبروریزی است.
چادر رو به لجن کشیده چرا با قیافه معمولی خودش ظاهر نشده
باید بابای خیانکارش هم محاکمه بشه
آیاهیچ زن بی حجابی ازاول انقلاب تاکنون یک چنین اختلاسی داشته است .
این چهره های سالوس و ریا ، نشانه فاق و دورویی هست
دم خروس رو باور کنیم یا نه
خدایا مگر ما چه گناهی مرتکب شدیم
عاقبت تماشای برنامه ها و سریالهای مبتذل ماهواره ای که مروج اصلی طمعکاری و حرص و آز و تشویق به زراندوزی است همین است.
اين خانم شبنم نعمت زاده نيست . شخص ديگري است .
بله
-پدرم وزیر بود، اما ۵ سال بیکار بودم!!! راست میگه من خودم چند دفعه دیدم سرچهاراه گل میفروخت...
در روز روشن حجاب و چادر زن مسلمان را زیر سوار بردید!!!
بادرود،خداونداترابه مقربین درگاهت وترابه خون شهداوناله های دل عزیزانشان وترابه آه وناله های دل جوانان بیکاروطن سوگندمیدهیم دراین شرایط حساس مملکت هرچه زودترتمامی خیانتکاران واختلاسکران به حق مردم بیچاره ایران واشخاصی که به هرطریق مکرمیکنندمکررابه خودشان برگردان ورسوایشان بفرما،چون دیگر طاقتی برای مانمانده است.
بنده خودم زمانی گمرک بودم در گمرک بازرگان برای پیدا شدن یک مجله در صندلی یک مسافر 6 ماه زندان با هشتاد ضربه شلاق حکم صادر کردند که تازه مجله خیاطی را که دارای چند تا عکس بیحجاب بود را فرد دیگری در صندلی ان مسافر بدبخت گذاشته بود و از ترکیه به ایران میامد با این حساب باید برای چنین شخصی هم باید ده سال زندان با هزار ضربه شلاق حکم صادر کنند و شاید هم بیشتر...
ننگ بر دروغگو و مال مردم خور
ایشون همون دختر مظلوم وزیر نبود که جهانگیرخان و حسن روحانی ازش دفاع میکردن.
آزاد میشه
برام این جالب بود که ایشون برای دفتر کارشون که بالای منزل پدرشون و متعلق به پدرشون بوده، به باباش اجاره میداده.
ضمن اینکه فرمودند پدرم در زندگی و تحصیل و کارم هیچکاره بودن.
حالا این دوتا جمله یعنی چی؟ با پدرشون قهر بودن یا وزیر محترم انسان بی مسئولیتی بودن که حتی همه کاره خواهرهاشون هم باباشون نبوده و ایشون بوده؟ خوبه آدم بدونه چون کسی که مسئولیتی در قبال فرزندانشون ندارن چطور مسئولیتی مثل وزارت بهشون پیشنهاد میشه و قبول هم میکنن در حالیکه خونشون رو نتونستن بفهمن؟ شاید هم دخترخانمشون دروغ میگه.دختر دروغگو در خانواده وزارت؟! نعوذبالله
با این قیافه که آمده چطور کنترل شده که خود خانم شبنم نعمت زاده در دادگاه حاضر است؟
تعداد زنان محجبه سوار بر ماشینهای چند صد میلیونی در کشور زیاد شده ؟ نانه به نرخ روزخورانی که با انواع رانت و ظاهر سازی به ثروتهای چند صد میلیاردی رسیده اند .
خدایا مگه مردم ایران چه شکلی هستند که این آقا!!!!!زاده ها اینقدر راحت و شیک دروغ میگن. با ریش و چادر و امتحان الهی همه چیزو درست میکنند
چرا مردم عادی نمیتونن توی ۱۰ سال اینهمه پیشرفت کنند از مطب به مطب و کوچه به کوچه به میلیاردها تومن ثروت که چه عرض کنم ۱۰۰ میلیون ثروت هم نمیرسند
خدایا شکلمونو عوض کن
خداوند لعنت کند کاسبان تحریم را. آدم چقدر باید پست شود که در این ایام به فکر غارت و چپاول مردم ستمدیده ایران باشد.
خدا لعنت باعث بوجود آمدن تحریم را که این خبیس ها از آن سود ببرند
چرا با چادر اومده؟
همینها اعتقاد مردم به دین را از بین برده اند. دیگه کسی به خدا هم اعتقادی نداره از دزدی اینها
یامهدی ادرکنی ...
پدرم وزیر بود! یک مقدار بیشتر می گفت گریه ام افتاده بود.
این فرد چه چیزی از اراذل و اوباشی که اعدام شده اند کمتر دارد؟ چرا او و همدستانش را دار نمی زنید؟
تنها این ها فاسدان کشور نیستند 4%ام الفساد ریشه در ارکان دولت وکشور گسترانده وچون اختاپوس گلوی مردم بیگناه را فشرده وملت انقلابی را به فلاکت ونکبت میکشانند
یک سوال پیش میاد جرا شر کتهای داروی قبل از اینکه انبار این شرکت به اصطلاح کشف و ضبط شود اقدام نگر ده اند و حا لا دادستانی شاکی است تصور اینکه مسئله سیا سی است بیشتر قو ت می گیر د
درود بر آقای رییسی
اگر ثابت شد که دزدی کرده لطفا مچ دستش رو طبق حکم اسلام قطع کنند. برای اولین بار تا بقیه حساب کار دستشون بیاد.
پدرشو دربیارین!!
خیلی دوست دارم اون عزیزانی که همیشه از اصلاح طلبان دفاع میکنن الان چرا نمیان از آقای مهندس نعمت زاده وزیر 24 ساله اصلاحاتی دفاع کنن؟؟؟ با اصلاح طلبان بیشتر آشنا بشین : عباس آخوندی ، بیژن نامدار زنگنه ، محمدرضا نعمت زاده ، قاضی زاده هاشمی ، اینا با هم ثروتشون اندازه نصف ایرانه
اون زمان یه ماشین خواستیم بخریم گفتیم احتکاره جایز نیست شاید باعث تورم بشه اونوقت چطور یه عده باجون مردم برای منفعت طلبی بازی میکنند
اعدام کمترین خواسته ملت و امتحان شماست.....
سوال اینجاست که شرکت های شاکی چطور و چرا به شرکتی با اینعمر کم اعتماد کرده اند ؟؟؟ اونهم مقادیر میلیاردی ؟؟؟؟
اسم اون دوتا داروخانه رو که بردین
اولی داروخانه دکتر زهراوی
دومی داروخانه شفا صدر سپاهان
اولی شرکت تولیدی
دوی شرکتی است توزیعی
رفتم بانگ وام ده ملیونی برای جهیزیه دخترم بگیرم. انقدر ضامن معتبر و سغته و برو و بیا داشت که اخر با یک چک از یک بازاری نزول کردم.....
آخش چقد مظلوم هست. در زمان وزارت پدرش، خود نعمت زاده در 13 شرکت عضو هیات مدیره بود.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نعمت زاده یکی از ثروتمندترین افراد ایران است. دخترش بیکار بوده. آخه دلمون کباب شد. البته این برای مردم فریبی است نگران نباش چهار روز دیگه رها می شوید. کی به کیه. داماد شریعتمداری هم فساد وحشتناک داشت. البته وزیر کاره ای نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!! مادربزرگ من به او کمک کرده بود. بابا همه شما با هم هستید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فرقی وجود نداره....
بیچاره دختر مظلوم وزیر..یاد حرفهای قالیباف وجهانگیری در هنگام انتخابات افتادم .
"پدرم وزیر بود، اما ۵ سال بیکار بودم"
با توجه به خیل بیکاران موجود، اگر این حرف ایشان را بپذیریم، واقعا مدیران کشور از خودشان نمی پرسند این چه کشوری است که ساخته اند که حتی فرزند وزیرش هم از پیدا کردن یک شغل مناسب و حلال درمانده شده؟
چه چادری پوشیده تو راهپیمایی ها هم همینگونه بینی شان از زیر چادر بیرونه و دارند به مردم بیچاره پوزخند میزنند اعدامشان کنید مردم یک نفسی بکشند پدرش میگفت مردمی که ارابه های مرگ اشغال را نمیخرند ضد انقلاب هستند اینها کی هستن من از فردا نمیگذارم همسرم چادر بپوشه چون متهم به ریا کاری خواهد شد
این خانم چادری نبوده دادگاه چادر سرش کرده
نمیدانم چرا هیچ کس شرکت تولیدی ثبت نمیکند همه رانت خوارها واقازاده ها شرکت وارداتی دارند. همینطوراست که اوضاع اقتصادی ویران وکارگران بیکارند. چون کسی دنبال تولید نیست همه دنبال واردات هستن با ارز دولتی.
این خانم نعمت زاده نیست، چهره اش متفاوت است با زمانی که مانتو تنش است!!!!
زیر چتر دین و با ماسک زدن حجاب ، ممکلت را غارت کردن
این خانم چادری نبوده دادگاه چادر سرش کرده
ظاهرا اشتباه ایشان اخلال در نظام اقتصادی شرکتهای گردن کلفتی وابسته به بانک ملی (مثل جابربن حیان، اسوه، فارما...) و همچنین تامین اجتماعی بوده!!! مافیای دارو
بیچاره اعدام برا من و تویه
واقعا بجز اعدام چه حكمي براي اين افراد كه با جان و سلامتي مردم بازي ميكنند مناسبه؟!
دخترم برو دادگاه بشین 4 تا سوال میپرسن جواب بده بیا طوری نمیشه هواتو دارم مث قبلللللل
من سوالم اينه:
مگه اون سلطان سكه اخلال اقتصادي نكرده بود؟
خب چرا اون اعدام شد و داماد و دختر وزيران محترم به اين سرنوشت دچار نميشن
مگه جرم اخلال و فساد اقتصادي اونم با اين حجم اعدام نيست؟؟
مگر اينكه بعضيا در برابر قانون برابر تر باشن
اگر مجازات سنگين و سريع نباشه و فقط به جريمه و موارد ديگه ختم بشه، درس عبرت براي بقيه نميشه و جرائم و دزدي و اختلاس روز به روز بيشتر ميشه. اميدواريم قوه قضاييه بدون توجه به جوسازيها قاطع وشديد برخورد كنه تا ديگه كسي جرات چنين كارهايي را نداشته باشه.
بعد پنج سال بیکاری بود که توانست خانه ای در متراژ آنچنانی وبا چندین طبقه تخلف بنا خانه ای اشرافی بسازد
وقتی پدرش چند میلیون نفررا سر کار گذاشته ؛ چرا باید این طفل معصوم 5 سال بیکار باشد؟!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.