به بهانه اکران طلا و مس؛
طلبهای که «لباس و دنیایش» را معامله نمیکند
در دل این فیلم، نکات اجتماعی جالبی نهفته شده؛ از جمله کار کردن برخی طلاب در فضایی بیرون از فضای مرتبط با لباس، مثل دوست سید که با وانت در سطح شهر کار میکند... یا نوع نگاه برخی مردم به روحانیون که از زبان سرپرستار به روحانی جوان منتقل میشود و آن اینکه او چند تا زن دارد؟! و یا نگاه جامعه به طلبهها به ویژه درباره ازدواج که طلبه شغلش چیست و...

سرویس فرهنگی ـ هرچند ساخت فیلم سینمایی درباره اقشار خاص جامعه ما، کار بسیار سخت و پرهزینه ای است، منوچهر محمدی در سالهای گذشته با ساخت سهگانه «زیر نور ماه، مارمولک و طلا و مس» نشان داده است اهل ریسک بوده و میخواهد زوایای تازهای از زندگی، مشکلات و برخورد جامعه با قشر روحانیت را بر پرده سینما تصویر کند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، آخرین حلقه سهگانه سینمایی منوچهر محمدی، مربوط به روحانیون فیلم «طلا و مس» است؛ فیلمی ساده و صمیمی که باز هم به مشکلات قشر روحانی از دریچهای دیگر میپردازد.

«سيد رضا» طلبه جواني است كه براي بهتر درس خواندن از نيشابور به تهران آمده و برای حضور در کلاس درس استاد اخلاقي كه وصف او را بسيار شنيده، تلاشهاي بسیاري ميكند. او به همراه زن و دو فرزند در خانهاي اجارهاي زندگي ميكند. همسرش در خانه همه چيز را آماده ميكند تا این روحانی جوان درسش را بخواند حتي براي كمك به زندگی شان هم دار قالي زده است و در ساعات فراغت روز، قاليبافي ميكند. همه چيز رو به راه است تا اينكه سيد متوجه بيماري خاص همسرش ميشود و بناچار براي تأمين هزينه درمان او تغييراتي در شيوه زندگياش ميدهد؛ تغييراتي كه او را به راهی تازه از زندگي وارد میکند.
حالا این روحانی جوان و خوش آتیه از زمان آگاهي به بيماري «اماس» و احتمال فلج شدن همسرش، با بن بست تأمین هزینههای زندگی و بیمارستان روبهرو میشود و از سویی بر این باور است برای منبر رفتن و به دست آوردن درآمدی که هم لباسانش آن را تجربه کردهاند، زود است و باید فعلا درس بخواند؛ توصیهای که بزرگان حوزه نیز همواره بر آن تأکید داشته و دارند... پس او به جای اقامه نماز جماعت و منبر رفتن براي به دست آوردن درآمد، ترجيح ميدهد قالي را پيش فروش كند و به خاطر تحويل به موقع در فرصتي اندك، همه وقتش را به بافتن قالي میگذارد.
در همین روزهای سخت است که استاد اخلاق، به حوزه آمده و كلاسهايش هم تشكيل شده اما او هرگز تا پايان فيلم نميتواند در كلاس حاضر شود و چند باري هم كه به كلاس ميرسد، پشت در كلاس مينشيند تا ادب حضور در كلاسهاي درس را رعايت كرده باشد.
در دل این فیلم، نکات اجتماعی جالبی نهفته شده از جمله کار کردن برخی طلاب در فضایی بیرون از فضای مرتبط با لباس، مثل دوست سید که با وانت در سطح شهر کار می کند... یا نوع نگاه برخی مردم به روحانیون که از زبان سرپرستار به روحانی جوان منتقل میشود و آن اینکه او چند تا زن دارد؟! و یا نگاه جامعه به طلبهها به ویژه درباره ازدواج که طلبه شغلش چیست و چقدر درآمد دارد تا خانوادهها دخترشان را به آنها بدهند؟ و اینکه به همین دلیل برخی طلاب تلاش میکنند داماد خانوادههای متمول شوند تا...

اما در کنار همه این نکات ریز اجتماعی که ورود به دنیای طلبههاست، زندگی یک طلبه جوان که همواره مشغول درس و بحث است و گاه محبت به خانواده و تمرکز روی اعضای خانواده و علایقشان را فراموش میکند، نیز در فیلم آمده است، به گونهای که حلقه اصلی فیلم که در پایان بر آن تأکید می شود؛ «محبت» به عنوان پایه استحکام خانواده و البته یکی از اصول اصلی بندگی پروردگار است.
همچنین فیلم بار دیگر بر نوع نگاه منفی برخی مردم به لباس روحانیت هم گوشه چشمی دارد؛ آنجا که دختر سيدرضا وقتي او ملبس همراهش تا مدرسه ميآيد، چندين متر مانده به مدرسه، دست پدر را رها ميكند و خودش به درون مدرسه ميرود، اما وقتي بدون لباس او را به مدرسه میبرد تا دم در مدرسه دست پدر را ميگيرد و حتي موقع خداحافظي او را ميبوسد.
شاید این جمله استاد اخلاق در بخش پایانی فیلم، حرف اصلی سازندگان این فیلم باشد؛ آنجا که محبت پایه دینداری و زندگی معرفی میشود و استاد اخلاق میگوید:
بشوي اوراق اگر همدرس مايي/ كه علم عشق در دفتر نباشد...
بازي دیدنی نگار جواهريان به ویژه در نيمه دوم فيلم كه بیماریاش اوج گرفته است و به ويژه در سكانسي كه خود را به آب وآتش ميزند تا پس از چند روز دوري از خانه، براي بچهها ماكاروني درست كند، در كنار بازي خوب دیگر بازيگران و حتی صدای استاد اخلاق با صداپیشگی اسماعیل خلج، باعث شده كه نمره كارگرداني فيلم نمرهاي قابل قبول باشد؛ هرچند اسعدیان میتوانست در برخي سكانسها و نماها با كمي خلاقيت بيشتر، وجه تصويري فيلم را زیباتر کند.
![]()
گفتنی است، در این فیلم دنبال معجزه ظاهری نباشید، چرا که معجزه اصلی در درون شخصیت روحانی شکل میگیرد... «طلا و مس» پنجمين فيلم بلند همايون اسعديان پس از تجربههايي چون شب روباه، شوخي، آخر بازي و ده رقمي، اثري متفاوت و ماندگار در كارنامه اين كارگردان است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، آخرین حلقه سهگانه سینمایی منوچهر محمدی، مربوط به روحانیون فیلم «طلا و مس» است؛ فیلمی ساده و صمیمی که باز هم به مشکلات قشر روحانی از دریچهای دیگر میپردازد.

در همین روزهای سخت است که استاد اخلاق، به حوزه آمده و كلاسهايش هم تشكيل شده اما او هرگز تا پايان فيلم نميتواند در كلاس حاضر شود و چند باري هم كه به كلاس ميرسد، پشت در كلاس مينشيند تا ادب حضور در كلاسهاي درس را رعايت كرده باشد.
در دل این فیلم، نکات اجتماعی جالبی نهفته شده از جمله کار کردن برخی طلاب در فضایی بیرون از فضای مرتبط با لباس، مثل دوست سید که با وانت در سطح شهر کار می کند... یا نوع نگاه برخی مردم به روحانیون که از زبان سرپرستار به روحانی جوان منتقل میشود و آن اینکه او چند تا زن دارد؟! و یا نگاه جامعه به طلبهها به ویژه درباره ازدواج که طلبه شغلش چیست و چقدر درآمد دارد تا خانوادهها دخترشان را به آنها بدهند؟ و اینکه به همین دلیل برخی طلاب تلاش میکنند داماد خانوادههای متمول شوند تا...

همچنین فیلم بار دیگر بر نوع نگاه منفی برخی مردم به لباس روحانیت هم گوشه چشمی دارد؛ آنجا که دختر سيدرضا وقتي او ملبس همراهش تا مدرسه ميآيد، چندين متر مانده به مدرسه، دست پدر را رها ميكند و خودش به درون مدرسه ميرود، اما وقتي بدون لباس او را به مدرسه میبرد تا دم در مدرسه دست پدر را ميگيرد و حتي موقع خداحافظي او را ميبوسد.
شاید این جمله استاد اخلاق در بخش پایانی فیلم، حرف اصلی سازندگان این فیلم باشد؛ آنجا که محبت پایه دینداری و زندگی معرفی میشود و استاد اخلاق میگوید:
بشوي اوراق اگر همدرس مايي/ كه علم عشق در دفتر نباشد...
بازي دیدنی نگار جواهريان به ویژه در نيمه دوم فيلم كه بیماریاش اوج گرفته است و به ويژه در سكانسي كه خود را به آب وآتش ميزند تا پس از چند روز دوري از خانه، براي بچهها ماكاروني درست كند، در كنار بازي خوب دیگر بازيگران و حتی صدای استاد اخلاق با صداپیشگی اسماعیل خلج، باعث شده كه نمره كارگرداني فيلم نمرهاي قابل قبول باشد؛ هرچند اسعدیان میتوانست در برخي سكانسها و نماها با كمي خلاقيت بيشتر، وجه تصويري فيلم را زیباتر کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام
اول باید بگویم که من تا حالا نه کامنت های خودم را توانستم در سایت ببینم و نه اطلاعی از نحوه پیگیری جواب سوالم را دارم و فلسفه این ایمیل که میگیرید را هم نفهمیدم.
ولی یک سوال دارم
برای من روشن نشده که آیا برای روحانی شدن و بعد از طی مراحلی ملبس شدن گزینشی انجام میشود؟ اگر میشود چرا آنقدر سخت گیری نمیشود که قبل از ملبس شدن آنها که خمیرمایه و عشق به این کار ندارند عطای آن را به لقای آن ببخشند؟
سلام
دومی که نظر داد در مور د روحانیت احتمالا از روی ناراحتی بوده این قدر در بین خانواده روحانیت صفا و صمیمیت هست که جای همه شما خالی دست کارگردان عزیز این هم درد نکنه به این موضوع پرداختند در این برهه از زمان اقا دست درد نکند به امید بهروزی
همه ما نسبت به همدیگر بدبین شدیم همه پشت سرهم غیبت و تهمت می زنیم و در جامعه کسی امنیت اجتماعی ندارد اخلاق فراموش شده کسان بی ارزش با نقاب ارزشی همه ارزش های مارا خراب کردند و هیچگونه حرف شنوی از دلسوزان مخصوصا رهبری هم ندارند
بسمه تعالي-درزمان طاغوت نيزنظرات متفاوت وديدگاههاي متفاوت ازطلبه ها وروحانيت وجودداشته كه امروزه هم ادامه دارد.فقط فعلا دراين مورد، رسانه تصويري فيلم نيزمي سازد كه قبلانمي ساخت يااينكه فيلم هجومي ساخت.اميدواريم هركس درهرلباس ومقام آخرتش رافراموش نكندچه روحاني ، چه سينماگر.
دوست عزیز در حوزه آزمونها مختلفی گرفته می شود وجوانان با دلهای پاک در حوزه می روند همگان می دانند زندگی طلبگی پول ندارد حالا برخی ازآنها بعدها تخلف می کنند چه بسا در صحابه پیامبر هم موارد زیادی است مهم این است که باید کار فرهنگی شود تا از اسلام واقعی دفاع شود دیدگاه صفر ویک درباره جوان که می خواهد در راه راستی قدم بردارد در بدو ورود به حوزه مناسب نمی باشد.
خيلي فيلم قشنگي بود من تو جشنواره ديدم از شعار زدگي پرهيز و روان و صميمي با مخاطب ارتباط برقرار مي كند
شما که همه فیلم رو تعریف کردین، دیگه مردم برن چی رو ببینن؟
چرا مردم به طلاب و روحاني بدبين هستند و ..... از ماست كه بر ماست اگر در گزينش طلاب دقت كنيم و هر كسي را به حوزه راه ندهند و افرادي كه از حوزه بيرون بيايند ديد روشني نسبت به دين و دنيا داشته باشند مردم دين گريز و روحاني گريز نمي شوند ولي متاسفانه بنده چند نفري از اطرافيان خودم كه ملبس هم هستند پروندشان مطالعه مي كنم واقعا" مي گويم حيف از آن وجوهات شرعي كه در حوزه به اين اقايان دادند البته يكي آز آنها اخيرا" خلع لباس شد عليرغم اينكه پست خوب قضايي داشت . ما روحاني گريز نيستسم ما دين گريز نيستيم ما خرافه گرز و بدعت گريز و روحاني نما گريز هستيم طلبه بودن و روحاني بودن شغل نيست بلكه عشق و هنر ديني است . آيا ائمه ما كار نمي كردند به جهاد نمي رفتند باغ آباد نمي كردند كارهاي شخصي را در سفر خودشان انجام نمي دادند آيا خودشان را جدا از مردم مي دانستند
آیا زمان دقیق اکران این فیلم مشخص شده است یا خیر؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.