شهری که مایه تاسف ایران است! +عکس
پس از آن که برای یافتن یک سطل زباله، تمام خیابانهای پر از چاله و چوله را پشت سر گذاشتیم، سرانجام ناامید تصمیم گرفتیم زبالهها را در کیفمان جاسازی کنیم و تا جمع شدن گروه، روی سکویی، نیمکتی یا چیزی بنشینیم که مشرف به درب خروج باشد؛ اما یک نگاه گذرا به پیرامون، ما را از نشستن روی نیمکت هم منصرف کرد، چون چیزی به این عنوان در آنجا یافت نمیشد؛ بنابراین، تصمیم گرفتیم روی سکوی پر از زباله بوستان روبهروی باغ بنشینیم.

نابسامانی مدیریت شهری و بیتوجهی مسئولان محلی به اوضاع اسفناک در شهر توریستی کاشان و پیرامون آن، موجب شده نه تنها توریستهای خارجی که حتی گردشگران ایرانی که عادت به اوضاع نابسامان دارند، از کاشان و قمصر فراری شده و دیگر از این شهر تاریخی و دیدنی گذری نکنند.
به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، در حالی که همه ساله اردیبهشت ماه، زمان گلابگیری و ورود گردشگران ایرانی و خارجی به این منطقه است، به رغم همه درآمدهای کلان ناشی از گردشگری و سرمایهگذاریهای فراوان، از جمله تأسیسات نطنز که کاشان را نیز متأثر ساخته و نیز کارخانه سایپا کاشان که موجب درآمدزایی فراوان برای این منطقه و شهر میشود، باز هم میبینیم که هر سال بدتر از سال گذشته، نه تنها تسهیلات گردشگری و امکانات رفاهی مسافران بهتر نشده، بلکه بدیهیات امکانات شهری برای خود مردم منطقه فراهم نیست و ساکنان نیز با مشکلات اساسی روبهرو هستند.
در همین زمینه، خبرنگار «تابناک»، سفرنامه زیبایی را در توصیف زادگاه سهراب سپهری در وصف بیمثال شهرش نوشته است که در ادامه میآید:
خوشا کاشان و وصف بیمثالش.... !
درد دل ما از اینجا آغاز میشود که خب بالاخره هر چه نباشد، فصل بهار است و موسم گل؛ ماه اردیبهشت است و زمان گل و گلابگیری در کاشان.
این که ایرانیها و گاهی جهانگردان برای دیدن این مراسم و بازدید از مکانهای تاریخی این شهر، به آنجا سفر میکنند، جای شما خالی، ما هم برای این که از قافله جا نمانیم، همراه یک تور یک روزه به آنجا رفتیم.
بگذریم که ما را به قمصر نبردند و سر راه به یک باغچه گل بسنده کردند و باز هم بگذریم که از بین همه بناهای تاریخی، تنها به حمام فین بسنده کردند؛ البته شاید برای حرص و جوش خوردن ما همین کافی و البته زیادی هم بود.
![]()
![]()
حقیقت ساعت 4 بعدازظهر بود و ما هنوز فرصت نماز خواندن پیدا نکرده بودیم (بماند که برای نماز صبح هم هیچ برنامهای این تور نازنین ما نداشت و حتی با شنیدن این پیشنهاد به شگفت آمد!). این بود که پرسان پرسان به دنبال سرویس بهداشتی واقع در باغ فین رفتیم؛ اما گلاب به روی شما، نه تنها ناچار شدیم با ماسک و تجهیزات وارد شویم که سعی کردیم چشممان را هم درویش کنیم.
به هر روی ... وضویی ساختیم و نمازخانه را هم پیدا کردیم؛ البته نه تنها از روی تابلوی آن، بلکه رایحه بوی جوراب و بدن بازدیدکنندگان راهنمای خوب دیگری برای ما بود؛ ولی ما بیدی نبودیم که از این بادها بلرزیم و به روی خود نیاوردیم و با عزمی راسخ وارد شدیم؛ اما گفتن مرد هست و قولش که ما مرد ماندن در آنجا نبودیم و برای همین، چند لحظه بعد، تصمیم گرفتیم قضای نمازمان را در خانه بخوانیم، چون به هر روی، کسانی در خانه چشم به راهمان بودند و دلمان نیامد با بستری شدن در بیمارستان آن هم در شهر غربت، آنان را نگران خود کنیم.
![]()
باغ جلوی حمام فین کاشان
خلاصه به لطف بیبرنامگی لیدر تور، من و همراهم پس از بازدید یک ربعه از خاطرات چند صد ساله آن باغ رویایی و حکم «الوعده وفا»، یک ساعت پیش از همه از در باغ بیرون زدیم و پس از آن که برای یافتن یک سطل زباله، تمام خیابانهای پر از چاله و چوله را پشت سر گذاشتیم، سرانجام ناامید تصمیم گرفتیم زبالهها را در کیفمان جاسازی کنیم و تا جمع شدن گروه، روی سکویی، نیمکتی یا چیزی بنشینیم که مشرف به درب خروج باشد؛ اما یک نگاه گذرا به پیرامون، ما را از نشستن روی نیمکت هم منصرف کرد، چون چیزی به این عنوان در آنجا یافت نمیشد؛ بنابراین، تصمیم گرفتیم روی سکوی پر از زباله بوستان روبهروی باغ بنشینیم.
![]()
و اما ... هنوز خوب حواسمان به دور و برمان جمع نشده بود که با دویدن ناگهانی کودکی که تازه توانسته بود دستش را از دست سمج مادرش رها کند، مقداری آب گندیده و متعفن به سر و روی ما پاشیده شد و کودک یک قدم جلوتر لیز خورد و در چاله آب موجود در پیادهرو محکم به زمین افتاد و ما نیز ناخودآگاه نیمخیز شدیم و مانده بودیم که با خودمان و او چه کنیم که صدای صحبت کردن یک عده گردشگر خارجی، توجهمان را به خود جلب کرد.
![]()
همان گونه که هاج و واج کیسههای زبالههای باد کرده در دستشان را محکم چسبیده بودند تا نکند همچون ما ایرانیها آن را درون جوی آب یا گوشه دیوار یا همانجا وسط پیادهرو پرتاب کنند، اطراف را نگاه میکردند شاید سطل زبالهای در آنجا یافت شود!
ولی ناگهان یکی از آنان مثل این که چیز تازهای کشف کرده باشد، فریادی از شوق کشید و به سمتی دوید اما تور لیدر او را آگاه کرد و به او فهماند که این ده دوازده صندوقی که در همین یک گله جا دیده میشود، صندوق صدقه هستند و تنها باید در آن برای رفع بلا پول ریخت و چیزی است، شبیه صندوق اعانه خود آنان. بندههای خدا باز هم سرگردان بودند که پای یکی از آنان در یکی از چالهها و پستی و بلندیها گیر کرد، پیچ خورد و نقش زمین شد.
![]()
تا به خودمان بجنبیم و برای کمک به او برسیم، چند نفر مسلمانتر از ما، خودشان را رساندند و دور و بر او را پر کردند. گردشگر بیچاره آه و فریاد میکرد و نمیدانم چرا در همان حال نزار، دستمالش را محکم به بینیاش میچسباند. تصمیم گرفتیم این عمل انساندوستانه را به همانها واگذاریم و از ثواب آن چشمپوشی کنیم.
خلاصه آن که همانجا نشستیم و با آن که گرسنه و تشنه بودیم، فکر خوردن چیزی در سفرهخانههای آن اطراف را از سرمان بیرون کردیم، آخر بر هیچ کس پوشیده نیست که گاهی سنتی بودن سفرهخانهها مساوی میشود با کثیف و کهنه و خرابه بودن آنها ...
چه دردسرتان بدهم عاقبت همه گروه جمع شدند و ما با چشمپوشی از خیلی چیزهای دیگر که دیدیم و به روی مبارک هم نیاوردیم (چون آوردن و نیاوردنش فرقی نمیکرد) به شهرمان بازگشتیم.
![]()
این بود سفرنامه گل و گلاب ما....
اما پرسشی که همچنان در ذهن ما میچرخد این است که پس هزینههایی که از بابت تماشای این آثار تاریخی میهنمان از ما ستانده میشود، خرج چه میشود؟! آن هم با توجه به انبوه گردشگران و مشتاقان بازدید از چنین مکانهایی.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، در حالی که همه ساله اردیبهشت ماه، زمان گلابگیری و ورود گردشگران ایرانی و خارجی به این منطقه است، به رغم همه درآمدهای کلان ناشی از گردشگری و سرمایهگذاریهای فراوان، از جمله تأسیسات نطنز که کاشان را نیز متأثر ساخته و نیز کارخانه سایپا کاشان که موجب درآمدزایی فراوان برای این منطقه و شهر میشود، باز هم میبینیم که هر سال بدتر از سال گذشته، نه تنها تسهیلات گردشگری و امکانات رفاهی مسافران بهتر نشده، بلکه بدیهیات امکانات شهری برای خود مردم منطقه فراهم نیست و ساکنان نیز با مشکلات اساسی روبهرو هستند.
در همین زمینه، خبرنگار «تابناک»، سفرنامه زیبایی را در توصیف زادگاه سهراب سپهری در وصف بیمثال شهرش نوشته است که در ادامه میآید:
خوشا کاشان و وصف بیمثالش.... !
درد دل ما از اینجا آغاز میشود که خب بالاخره هر چه نباشد، فصل بهار است و موسم گل؛ ماه اردیبهشت است و زمان گل و گلابگیری در کاشان.
این که ایرانیها و گاهی جهانگردان برای دیدن این مراسم و بازدید از مکانهای تاریخی این شهر، به آنجا سفر میکنند، جای شما خالی، ما هم برای این که از قافله جا نمانیم، همراه یک تور یک روزه به آنجا رفتیم.
بگذریم که ما را به قمصر نبردند و سر راه به یک باغچه گل بسنده کردند و باز هم بگذریم که از بین همه بناهای تاریخی، تنها به حمام فین بسنده کردند؛ البته شاید برای حرص و جوش خوردن ما همین کافی و البته زیادی هم بود.
حقیقت ساعت 4 بعدازظهر بود و ما هنوز فرصت نماز خواندن پیدا نکرده بودیم (بماند که برای نماز صبح هم هیچ برنامهای این تور نازنین ما نداشت و حتی با شنیدن این پیشنهاد به شگفت آمد!). این بود که پرسان پرسان به دنبال سرویس بهداشتی واقع در باغ فین رفتیم؛ اما گلاب به روی شما، نه تنها ناچار شدیم با ماسک و تجهیزات وارد شویم که سعی کردیم چشممان را هم درویش کنیم.
به هر روی ... وضویی ساختیم و نمازخانه را هم پیدا کردیم؛ البته نه تنها از روی تابلوی آن، بلکه رایحه بوی جوراب و بدن بازدیدکنندگان راهنمای خوب دیگری برای ما بود؛ ولی ما بیدی نبودیم که از این بادها بلرزیم و به روی خود نیاوردیم و با عزمی راسخ وارد شدیم؛ اما گفتن مرد هست و قولش که ما مرد ماندن در آنجا نبودیم و برای همین، چند لحظه بعد، تصمیم گرفتیم قضای نمازمان را در خانه بخوانیم، چون به هر روی، کسانی در خانه چشم به راهمان بودند و دلمان نیامد با بستری شدن در بیمارستان آن هم در شهر غربت، آنان را نگران خود کنیم.
باغ جلوی حمام فین کاشان
و اما ... هنوز خوب حواسمان به دور و برمان جمع نشده بود که با دویدن ناگهانی کودکی که تازه توانسته بود دستش را از دست سمج مادرش رها کند، مقداری آب گندیده و متعفن به سر و روی ما پاشیده شد و کودک یک قدم جلوتر لیز خورد و در چاله آب موجود در پیادهرو محکم به زمین افتاد و ما نیز ناخودآگاه نیمخیز شدیم و مانده بودیم که با خودمان و او چه کنیم که صدای صحبت کردن یک عده گردشگر خارجی، توجهمان را به خود جلب کرد.
همان گونه که هاج و واج کیسههای زبالههای باد کرده در دستشان را محکم چسبیده بودند تا نکند همچون ما ایرانیها آن را درون جوی آب یا گوشه دیوار یا همانجا وسط پیادهرو پرتاب کنند، اطراف را نگاه میکردند شاید سطل زبالهای در آنجا یافت شود!
ولی ناگهان یکی از آنان مثل این که چیز تازهای کشف کرده باشد، فریادی از شوق کشید و به سمتی دوید اما تور لیدر او را آگاه کرد و به او فهماند که این ده دوازده صندوقی که در همین یک گله جا دیده میشود، صندوق صدقه هستند و تنها باید در آن برای رفع بلا پول ریخت و چیزی است، شبیه صندوق اعانه خود آنان. بندههای خدا باز هم سرگردان بودند که پای یکی از آنان در یکی از چالهها و پستی و بلندیها گیر کرد، پیچ خورد و نقش زمین شد.
تا به خودمان بجنبیم و برای کمک به او برسیم، چند نفر مسلمانتر از ما، خودشان را رساندند و دور و بر او را پر کردند. گردشگر بیچاره آه و فریاد میکرد و نمیدانم چرا در همان حال نزار، دستمالش را محکم به بینیاش میچسباند. تصمیم گرفتیم این عمل انساندوستانه را به همانها واگذاریم و از ثواب آن چشمپوشی کنیم.
خلاصه آن که همانجا نشستیم و با آن که گرسنه و تشنه بودیم، فکر خوردن چیزی در سفرهخانههای آن اطراف را از سرمان بیرون کردیم، آخر بر هیچ کس پوشیده نیست که گاهی سنتی بودن سفرهخانهها مساوی میشود با کثیف و کهنه و خرابه بودن آنها ...
چه دردسرتان بدهم عاقبت همه گروه جمع شدند و ما با چشمپوشی از خیلی چیزهای دیگر که دیدیم و به روی مبارک هم نیاوردیم (چون آوردن و نیاوردنش فرقی نمیکرد) به شهرمان بازگشتیم.
این بود سفرنامه گل و گلاب ما....
اما پرسشی که همچنان در ذهن ما میچرخد این است که پس هزینههایی که از بابت تماشای این آثار تاریخی میهنمان از ما ستانده میشود، خرج چه میشود؟! آن هم با توجه به انبوه گردشگران و مشتاقان بازدید از چنین مکانهایی.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام پس تشریف بیارید ابادان تو کل شهر سطل اشغال پیدا نمی کنید باید ساعدها اشغال تو دستمون باشه ببریم خونه بندازیم تو سطل خونه بعدشم مجبوریم بندازیم سر کوچه چون بازم سطل نیست
متاسفانه در اكثر شهرهاي جنوبي كشور شاهد بي نظمي ، بي تفاوتي ساكنين و اهميت ندادن مسئولين شهري به موضوع گردشگران هستيم.
خیلی ببخشید این شهری که من رفتم اسمش هست شهر پولکی تنها شهری که عوارضی ان از ادم پول میگیره ماتمام عید را در گشت وگذار بودیم اینقدر که ماتوی این شهر عوارضی پرداخت کردیم جاهای دیگر این طور نبود.حالا میخای بااین پولهایی که از عوارضی وگردشگری و چیزهای دیگر میگیرن به این شهر هم برسن ...زهی خیال باطل ..........
در تنظیم متن و عنوان این مطلب کاملاً یکطرفه برخورد شده. من خودم هفت سال راهنمای تخصصی آثار تاریخی و گردشگری کاشان بوده ام. درست است که به مسایل زیادی انتقاد داریم و امیدواریم که مسئولین کاشانی برای حل آنها اقدام کنند اما دیگر اینطور هم نیست. شما با یک تور بد در یک زمان بد و در یک فصل بد به کاشان سفر کرده اید و طبیعی ست که بد هم دیده اید. شما راه را اشتباه رفته اید برادر.
اگر ايران يك وزارت تحت عنوان وزارت گردشگري و ساماندهي آثار ملي داشته باشد كه با رسيدگي به امور شهرهاي داراي آثار باستاني باعث حفظ وجهه اين شهر ها شوند نه تنها اين مشكلات پيش نمي آيد بلكه با برنامه ريزي دقيق ميتوان منبع درآمد قابل توجهي براي كشور ايجاد نمود
ایشااله استان که شد درست میشه.
ای بابا، چرا شور میزنی یه سفر بیا شیراز تا ببینی شهر گل و بلبل به اسم مترو به چه روزی افتاده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نقد خوب است اما اندکی انصاف برادر. بی احترامی به مردم کاشان در یادداشت بسیار زننده است .برای تابناک متاسفم
كاشان نمايشگاه تمام زيباييهاي ايران است
رئيس جمهور از كاشان بهعنوان نمايشگاه تمام زيباييهاي ايران نام برد و گفت: كاشان همه خوبيها و ارزشهاي منحصر به فرد كشور را در خود جاي داده است.
وضع تمام شهرهاي ايران موجب تاسف است تازه كاشان از همه بهتره
خوشا شیراز و وصف بی مثالش را شنیده بودیم اما کاشان !!!!!!!!!!!
باسلام
کاشان 303هزار جمعیت دارد با وسعتی معادل چند برابر بعضی استانها واز دیر باز شاهد مشکلاتی اینچنین بوده است دوست عزیز درست است سطل توسعه شهری در کاشان برابر با =تانسیل وظرفیت تاریخی علمی و گردشگری آن صورت نگرفته است ولی باید ریشه را پیرا کرد شهری که توان ایجاد بزرگترین واحد تولیدی خاور میانه را دارد شهری که در یک روز 150 هزار نفر از آثار تاریخی آن بازدیدمی کنند و در نوروز فقط 1600 هزاربازدید کننده وارد آن می شوند واقعا بودجه یک استان را نیاز دارد تا بتوان شایسته مردم و گردشگرانش رفتار شود .
آه از دل ما سخن می گویی تا زمانیکه اعتبارات کاشان را استان اصفهان ببلعد و یخ اب شده به کاشان برسد و تلاش هیچ کس نیز سودمند نباشد شهر سهراب و فیض و غیاث الدین بهتر از این نخواهد شد تاسف ما از این است که باید یکه میلیون شویم تا استان شویم و از بار اصفهان خلاص شویم این مت را به رئیس جمهور و مجلسیان بدهید تا بلکه فکری به حال شهر کاشان کنیم
کاشان یکی از زیباترین شهرهای ایران است که هرساله تعداد زیادی توریست به این شهر میان اگر مایه ی تاسف ایران است چرا در ایام دیگر سال با این کثیفی ها مواجه نیستیم
پس این از فرهنگ بالای شما عزیزانه که ادعای تمیزی دارین
اهل کاشانم
آب را گل نکنید...
با اين نظرات بهتر است نقشه ايران را بزنيد و در خصوص گردشگري و جذب توريست بنويسيد كشوري كه مايه تاسف است
یادی از یاد رفته ها،قلب تپنده ایران هم بکنید(خوزستان)
هوي عامو اين وسط به اصفهوني ما چيكار داريد؟ ببينيد ميشد اصفهونم خراب كنيد.
این بابا مثل اینکه وسواسی بوده که هی از بوی بدن انسانها و خیلی چیزهای دیگه که در همه جای دنیا دیده میشه گفته
با سلام، ببخشيدا چقدر شيراز بدبخت شده كه نه تنها مورد بي مهري قرارگرفته بلكه شعر خوشا شيراز و وصف بي مثالش تغيير پيداكرده و آن هم لابد هديه شده به كاشان .ناگفته نماند كه حتي گلهاي كاشان نيز از ميمند شيراز به آنجا برده شده .يعني اول گل شيراز را برده اند بعد هم اوصاف شيراز را دارند مي برند .با تشكر از كليه كساني كه شيراز را اينگونه به حراج گذاشته اند.
مايه تاسف شهر ما رفسنجان است كه تنها هتل شهر به علت بي توجهي تعطيل شد واگر مسافري به اين شهر بيايد مجبور است شب را در خيابان بخوابد
هفته گذشته برای مراسم گلابگیران به قمصر رفتیم . ظهر برای نهار هر چه گشتیم غذایی به دست نیاوردیم . سوال کردیم ، گفتند کل قمصر دو یا سه رستوران دارد . شهرداری اول امتیازهای بالا میگیرد وبعد مجوز میدهد . دیگه نه کاشان میرم نه قمصر هر دو حلال صاحبانشان
شهری که مایه تاسف است ماهشهر است ... کاش تشریف می آوردید و از اینجا و محله "خورکون""کوره ها""زنجیر،شهرک" و... عکس تهیه می کردید تا بفهمید شهری که دومین قطب اقتصادی کشور می باشد وضعش چگونه است .
واقعا گل گفتيد. من که همه را از سفر دراين فصل به کاشان بر حضر ميدارم.حتي غذا براي خوردن گير نمياد. عطايش را به لقايش ببخشيد
خيلي بي انصافيد . همين !
گزارش کامل و متاسفانه درستی است
کار گردشگران عزیز است. وقتی هر چی می خورن زباله اش را به بیرون از خودروی خود پرت می کنند و یا در تفرجگاهها رها می کنند این طور می شود. همانگونه که خطه سرسبز شمال کشور را به یک مرکز بزرگ تجمع زباله تبدیل کرده اند
من از شهر مونترال کانادا پیام میدهم5-6 بار هم در فاصله 25 سال به ایران امدم شما کدام شهری در ایران پیدا میکنید که مایه تاسف نباشه.>؟ ایا شما تا به حال به یک دستشویی در داخل پارکهای شهرهای ایران و مساجد ها رفته اید؟ ایا شما تا به به شهر همدان که یکی از قدیمی ترین موزه ها در ان هست مخصوصا خیابانی که اگر اشتباه نکنم اکباتان باشد و خود این خیابان را هم دیده اید که چه وضعی دارد؟ حتما نرفته اید صد رحمت به این کاشان . همانطور که شاهد هستیم از اکثر شهرهای دیگر نقاط ایران به شهرهای نامبرده در سطور بالا جهت رفاه و اسایش و برخورداری از امکانات بیشتر هجوم میبرند ودولت از اذحام جمعیت که خود مشگلات بیش از حدی را با خود به به این شهرها همراه اورده و خود دولت هم در ان درمانده شده از مردم درخواست خروج از این شهرها را میکند که این همان سوء مدیریت در اداره کشوری است ( هر کسی هم در جای خودش و تخصص خودش نیست.)از توجه بیش از حد به شهرهای نام برده موجب گشته که دولت از بازسازی و مرمت شهرهای مرزی غافل مانده و این است که میبینیم همین بی اهمیتی ها باعث بوجود امدن نارضایتی های عمومی ساکنان شده. خوب فرصت توضیح بیشتری به علت کمبود وقت را متاسفانه ندارم اما این نکات نوشته شده هرچند ناچیز هست اما خوب است به گوش افراد دلسوز و کاردان کشوری و رهبری برسانید شاد و پیروز باد ایران و مردم ایران عزیزمان.
نوشتار متن خیلی مسخره بود ، چرا بعضس ها فکر مک ننند طنز نویس خوبی هستند ؟ چرا این متن ضعیف تو تابناک گذاشته میشه؟
من از خوزستان رفتم به کاشان خیلی هم خوب چشات درآد
داداش فکر کدی کجا زندگی میکنی؟؟ اینجا ایران است، ایران یعنی بی نظمی، بی قانونی، هرج و مرج، شلم شوربا و هزار کوفت و زهر مار دیگه
تابلو هم سردر اکثر شهرها نیست که بدانی کجا داری میری ، جقدر مانده به کجاها راه داره ؟ کیلومترها هم که بعضی وقتها اشتباهی نصب شده مثل جاده کرمانشاه به ایلام که جای تابلوهاش عوض شده . واقعا صاحب نداره این وضع است اخر >؟
اگر خرم آباد برید گریه باید بکنید به حال فرهنگ مردم این شهر حیف قلعه فلک افلاک که آنجاست
سفر نامه نویس محترم! لطف می کردید از نقاط زیبای کاشان هم عکسی میگرفتید . فقط قسمت خالی لیوان را دیده اید .کاشان قدمت 7000 ساله دارد . اولین انسانهایی که از کنار دریا به روی خشکی آمدند تا زندگی کنند.
انصافا این عکاس یا خبرنگار یک فرد عقده ای یا روانی بوده و چشمش فقط بدی ها را دیده و با نمایش شخصیت سرتاپا منفی خودش، کاملا سیاه نمایی کرده، اصولا انسانی که از نظر روانی سالم است خوبی و بدی را با هم می بیند و ذکر میکند
ما هم در مسافرت به کاشان در بهار امسال به همین صحنه ها برخورد کردیم. وقتی که امکانات لازم و اولیه برای گردشگر مهیا نیست، چرا این همه تبلیغ صورت می گیرد. ساعت 2 بعد از ظهر غذا در رستورانهای شهر کاشان پیدا نمی شد. جاده های باریک منتهی به قمصر، ترافیک سنگینی را به وجود آورده بود. واقعا که یک روز وقت ما تلف شد و پشیمان بازگشتیم.
قبل از نوشتن این سفرنامه مغضوبانه بهتر بود یک سری هم به خود شهر میزدین و تمیزی رو میدیدین...
این عکسایی که گذاشتی و مطالبی که گذاشتین محصول فرهنگ امثال خود شمایی هستی که از این مکان ها بازدید میکنید...
راجع به نبودن سطل زباله در شهر ما سرخس هم مطلبی بنویسید. با تشکر
اهل كاشانم من ..... !!! خبرنگار محترم لطف كنيد در انتخاب تيتر دقت بيشتري كنيد تا مطلب شما به ضد خود تبديل نشود، معضلات ذكر شده در كجاي ايران عزيز ديده نمي شود و چرا كاشان بايد مايه تاسف ايران باشد و ديگر شهرها نه ؟!! دوست عزيز باور داريم تمام اين مشكلات واقعا" وجود دارند ولي راه اصلاح آن ،مايه تاسف خواندن يك شهر نيست ؟ يكي از خواسته هاي بحق مردم كاشان ، استان شدن اين منطقه و يا حداقل برخورداري از استقلال نسبي از استان اصفهان است . به عنوان يك كاشاني از اينكه در شهر ما به شما خوش نگذشته عذرخواهي مي كنم اما باور كنيد اين موضوع مطلوب كاشان و كاشانيها نيست به اميد روزي كه به استان زيبا و شايسته كاشان سفري داشته باشيد. سيمائي
با سلام
شهري كه مايه تاسف است شهرستان تنكابن در استان مازندران مي باشد ، اولا چون در انتهاي استان قرار گرفته بودجه ي بسيار كمي توسط استان به آن اختصاص مي يابد و هيچ كار عمراني خاصي نيز در آن انجام نميشود . در ارتفاعات زيباي دوهزار و سه هزار كه مي روين يك دونه سطل آشغال وجود ندارد و تمام جنگل زيبا با زباله فرش شده اين مورد در ساحا دريا نيز مشهود است . واقعا جنگل زيبا و درياي خدادادي ما به زباله دوني تبديل شده و واقعا اشك آدم در مي آد و مسئولين شهر هم هيچ برنامه اي براي آن ندارند جز حالگيري توريست ها . و توريست ها هم كه فقط زباله توليد مي كنند و ميريزند
گلاب به روتون از شهرهاي پر از زباله شمال هم بگيد
این که خیلی خوب بود!!!!!!!!!!!!
همه شهرهاي ايران مايه تاسفند بويژه در اين چند ساله اخير همه جاي ايران بيشتر مايه تاسف شده است.
اي كاش فرهنگ شهرنشيني و رعايت بهداشت نيز بيشتر آموزش داده شود.
واقعا که حرف حق رو زدید ما چی بگیم که به خاطر کار تو این شهر زندگی میکنیم با این مردم و این وضع شهر که هیچی نداره فقط اسم داره
با این وضعی که در پیش گرفته اند به تعداد شهرهای ایران باید استان درست کنند . این مشکل را رفع کنید آقا!!!!!!!!!
مسجد سلیمان فراموش نشه، اگه تونستید نشونه ای پیدا کنید که بعد از انقلاب اونجا کاری برای شهر انجام شده جایزه دارین
واقعن تاسف آوره شهري كه در زمان صفوي دومين شهر ايران بوده الان هيچي نيست! شده زباله دون. تبريك به مسوولان و متوليان اين شهر به خصوص طي سه دهه اخير
آقا صحبت اين عزيز در گزارش كاملا مورد تاييد است بنده سال قبل براي ديدن باغ فين و حمام فين به كاشان سفر كردم و واقعا تاسف خوردم چون صحنه هايي از عزيزان متولي و دست اندركار باغ فين ديدم كه جاي شرمساري دارد واقعا در مقابل چشم چندين و چند توريست خارجي و هزاران توريست داخلي توهين هايي ديديم كه نميدانم بايد به كجا شكايت كرد اولا كه از ساعت 12 ظهر تا ساعت 16 ملت را براي خريدن بليت در يك صف طويل نگه داشته بودند و خود نيز درون اتاقكي جلوس كرده بودند و جوابگو نبودند وقتي هم اعتراض ميكردي كه چرا نبايد زودتراز ساعت 16 كه شروع بازديد از مجموعه است بليط بفروشي فقط با خنده و تمسخر مواجه ميشدي و ميگفتند دستور است . و وقتي هم شروع به بليط فروشي كردند با ازدهام جمعيت بي نظمي هايي شد كه منجر به چندين وچند مجادله گرديد و كلا خاطره ايي بد در ذهن و روانمان شكل گرفت راه حل خيلي ساده بود براي احترام به كساني كه از راههاي دوري مهمان مردم كاشان بودند چه بهتر بود كه آنها را در زير تيغ سوزان آفتاب ساعتها در صف نگه نداري تا اصلا صف و ازدهامي شكل نگيرد آيا راه حل ساده تري از اين هم وجود دارد ؟؟؟ ولي متاسفانه نكردند و خداي واحد شاهد است كه در اين موضوع هيچ گونه اغراق و دروغي نيست و عين واقعيت است . مي دانم كه باورش براي خيلي ممكن است سخت باشد اما واقعا خود ما هم به اندازه خواننده هاي اين سطور متعجبيم و هنوز شگفت زده من حتي گزارش مصور و عكس تهيه كردم و مي خواستم به بعضي از خبر گذاريها بدم اما گرفتاريهاي پشت سر هم منو از اين موضوع جدا كرد تا اينكه قضيه رو بفراموشي بسپارم ولي تابناك تو رو بخدا و بخاطر مردم منتشر كن تا شايد مسئولان براي از اين ببعد فكري بكنند و به حقوق شهروندي مردم احترام بگذارند
من چند وقت پیش برای زیارت مرقد آقا علی عباس اومدم به کاشان فقط همین رو بگم که 2/5 ساعته از تهران رسیدیم اونجا اما 3/5 ساعت دنبال یک رستوران میگشتیم اون گلشن و سید و ... هم گندشان بزنه غذا نداشتن
مهمترين مسئله در مورد رعايت بهداشت كه هيچ كسي به آن توجه نميكند خود ما مردم هستيم وقتي زباله ها را در هر جايي كه دلمون خواست ميريزيم و رعايت حقوق ديگران را نميكنيم از مسئولين انتظار بيشتر از اين رو نداشته باشيد . هر كسي اول بايد تميز بودن را از خودش شروع كند بعد از مسئولين انتظار همكاري داشته باشد
قدر ما مدعي فرهنگ والا هستيم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.