چرا مردم به سیاست خارجی بی اعتماد شده اند؟

امروزه، سیاست خارجی نقش مهمی در سرنوشت کشورها بازی میکند و توسعه یافتگی یا عقب ماندگی آنها رابطه مستقیمی با سیاست خارجی و جهت گیریهای آن دارد. در این میان، سیاست خارجی کشور ما در سالیان گذشته با مسائل و مشکلات زیادی روبرو است. یکی از مهمترین مسائل، بی اعتمادی عمومی به سیاست و روابط خارجی بوده است. مسئلهای که نه تنها تصمیم سازان و مجریان سیاست خارجی را با چالشهای جدی مواجه کرده، بلکه زمینه افزایش بی اعتمادی عمومی در سیاست داخلی را نیز به وجود آورده است.
در همین رابطه، باید به سند ۲۵ ساله همکاری ایران و چین در تیرماه ۱۳۹۹ اشاره کرد که دستگاه سیاست خارجی کشور تلاش پسینی گستردهای برای اقناع افکار عمومی در مورد اینکه بموجب این سند قرار نیست مکانی از کشور به فروش برسد و مستعمره چین شویم، به خرج داد. با خواندن پیشنویس این سند، متوجه میشویم نه قرار است کشور مستعمره شود و نه جایی از آن به چینیها فروخته میشود. نکته مهم آنکه، این سند صرفا یک نقشه راه و طرح ۲۵ ساله برای توسعه روابط دو کشور است تا قرارداد.
آنچه میخواهم بدان بپردازم، اصل این سند، مفاد آن و یا آینده همکاریهای ایران و چین نیست؛ بلکه پاسخ به این پرسش است که چرا جامعه و مردم نسبت به تصمیمات، جهت گیریها و اجرای سیاست خارجی کشور تا این اندازه بی اعتماد شده اند؟ چرا هر قرارداد، موافقت نامه یا سند همکاری با کشورهای خارجی را مساوی خیانت، وطن فروشی یا مستعمره شدن تلقی میکنند؟ کما اینکه علاوه بر ماجرای سند همکاری با چین، در مسئله معاهده رژیم حقوقی دریای خزر در مرداد ۱۳۹۷ نیز به خوبی مشاهده کردیم. جایی که جامعه به شدت در برابر آن موضع گرفت و دستگاه سیاست خارجی در وضعیت انفعال قرار گرفت.
پاسخ این سوال را باید در ساختارهای غیرشفاف، بوروکراتیک، ساختارمحور و متصلب سیاست خارجی کشور ارزیابی کرد. این ویژگیها منجر به آن شده که جامعه نسبت به آنچه تصمیم گرفته میشود و اجرا، آگاهی کامل نداشته باشد و در برابر آن موضع گیری کند. سیاست خارجی ما در همان ساختارهای رسمی، سنتی و مخفی قرن نوزدهمی دیپلماسی گرفتار شده و هیچ تحرکی برای خروج از آن وجود ندارد.
این نگرش، قائل به تعریف مردم به عنوان «تودههای منفعل» است. نتیجه چنین نگاهی به جایگاه مردم در سیاست خارجی، پیگیری نوعی دیپلماسی سنتی است. یعنی نوعی سازوکار سیاستگذاری که بر مبنای تشخیص و تصمیم گیری دولتها بوده و فاقد هرگونه مداخله غیردولتی است.
براساس این طرز تلقی، دولتها در عرصه مناسبات بین المللی همچون توپ بیلیارد، پوسته سخت و نفوذناپذیری دارند که در مواجهه با یکدیگر، مسیر دیپلماسی خود را شکل داده و حرکتشان ناشی از هیچ نیروی درونی و پیش برنده داخلی نیست.
به همین جهت است که شفافیت، اطلاع رسانی و اقناع افکار عمومی جایگاهی در دستگاه سیاست خارجی ما ندارد. کما اینکه پس از آنکه ذهنیت مردم در رابطه با مسئلهای شکل گرفت، به دنبال تغییر این ذهنیت شکل یافته خواهند رفت. بیشتر از آنکه بخش دیپلماسی رسانهای وزارت خارجه ما در برخورد با افکار عمومی فعال باشد، منفعل است و واکنش محور. ابتدا افکاری عمومی در مورد یک رویداد در سیاست خارجی با جهت دهی رسانههای خارجی شکل میگیرد، سپس بخش رسانهای سیاست خارجی در تقلای تغییر آن.
بخش عمدهای از بی اعتمادی عمومی ناشی از کم اطلاعی و مبهم بودن مسائل برای آن هاست. اگر دستگاههای عریض و طویل کشور و به ویژه دستگاه سیاست خارجی نتوانند ابهامات مردم را به موقع و درست پاسخ دهند، این شکاف و بی اعتمادی میان جامعه و سیاست خارجی روز به روز بیشتر خواهد شد و آنوقت است که هر قرارداد خارجی به معنای فروش کشور تعبیر و تفسیر خواهد شد!
در همین رابطه، باید به سند ۲۵ ساله همکاری ایران و چین در تیرماه ۱۳۹۹ اشاره کرد که دستگاه سیاست خارجی کشور تلاش پسینی گستردهای برای اقناع افکار عمومی در مورد اینکه بموجب این سند قرار نیست مکانی از کشور به فروش برسد و مستعمره چین شویم، به خرج داد. با خواندن پیشنویس این سند، متوجه میشویم نه قرار است کشور مستعمره شود و نه جایی از آن به چینیها فروخته میشود. نکته مهم آنکه، این سند صرفا یک نقشه راه و طرح ۲۵ ساله برای توسعه روابط دو کشور است تا قرارداد.
آنچه میخواهم بدان بپردازم، اصل این سند، مفاد آن و یا آینده همکاریهای ایران و چین نیست؛ بلکه پاسخ به این پرسش است که چرا جامعه و مردم نسبت به تصمیمات، جهت گیریها و اجرای سیاست خارجی کشور تا این اندازه بی اعتماد شده اند؟ چرا هر قرارداد، موافقت نامه یا سند همکاری با کشورهای خارجی را مساوی خیانت، وطن فروشی یا مستعمره شدن تلقی میکنند؟ کما اینکه علاوه بر ماجرای سند همکاری با چین، در مسئله معاهده رژیم حقوقی دریای خزر در مرداد ۱۳۹۷ نیز به خوبی مشاهده کردیم. جایی که جامعه به شدت در برابر آن موضع گرفت و دستگاه سیاست خارجی در وضعیت انفعال قرار گرفت.
پاسخ این سوال را باید در ساختارهای غیرشفاف، بوروکراتیک، ساختارمحور و متصلب سیاست خارجی کشور ارزیابی کرد. این ویژگیها منجر به آن شده که جامعه نسبت به آنچه تصمیم گرفته میشود و اجرا، آگاهی کامل نداشته باشد و در برابر آن موضع گیری کند. سیاست خارجی ما در همان ساختارهای رسمی، سنتی و مخفی قرن نوزدهمی دیپلماسی گرفتار شده و هیچ تحرکی برای خروج از آن وجود ندارد.
این نگرش، قائل به تعریف مردم به عنوان «تودههای منفعل» است. نتیجه چنین نگاهی به جایگاه مردم در سیاست خارجی، پیگیری نوعی دیپلماسی سنتی است. یعنی نوعی سازوکار سیاستگذاری که بر مبنای تشخیص و تصمیم گیری دولتها بوده و فاقد هرگونه مداخله غیردولتی است.
براساس این طرز تلقی، دولتها در عرصه مناسبات بین المللی همچون توپ بیلیارد، پوسته سخت و نفوذناپذیری دارند که در مواجهه با یکدیگر، مسیر دیپلماسی خود را شکل داده و حرکتشان ناشی از هیچ نیروی درونی و پیش برنده داخلی نیست.
به همین جهت است که شفافیت، اطلاع رسانی و اقناع افکار عمومی جایگاهی در دستگاه سیاست خارجی ما ندارد. کما اینکه پس از آنکه ذهنیت مردم در رابطه با مسئلهای شکل گرفت، به دنبال تغییر این ذهنیت شکل یافته خواهند رفت. بیشتر از آنکه بخش دیپلماسی رسانهای وزارت خارجه ما در برخورد با افکار عمومی فعال باشد، منفعل است و واکنش محور. ابتدا افکاری عمومی در مورد یک رویداد در سیاست خارجی با جهت دهی رسانههای خارجی شکل میگیرد، سپس بخش رسانهای سیاست خارجی در تقلای تغییر آن.
بخش عمدهای از بی اعتمادی عمومی ناشی از کم اطلاعی و مبهم بودن مسائل برای آن هاست. اگر دستگاههای عریض و طویل کشور و به ویژه دستگاه سیاست خارجی نتوانند ابهامات مردم را به موقع و درست پاسخ دهند، این شکاف و بی اعتمادی میان جامعه و سیاست خارجی روز به روز بیشتر خواهد شد و آنوقت است که هر قرارداد خارجی به معنای فروش کشور تعبیر و تفسیر خواهد شد!
جامعه ما اکنون گروگان سیاست خارجی است و سیاست خارجی نیز گروگان جامعه.
جامعه گروگان سیاست خارجی است بدین جهت که اکثر سیاستمداران ما بهبود وضعیت کشور و مردم را با سیاست خارجی مرتبط میدانند. با این تفاوت که یکی به غرب چشم دارد و دیگری به شرق. این در حالی است که اکنون از نظر سیاسی و نظم کنونی حاکم بر نظام بین الملل نه شرق معنا دارد و نه غرب. آنچه معنا دارد، کار کردن با همه بازیگران موثر نظام بین الملل و پیگیری و حصول منافع ملی است؛ و از سوی دیگر، سیاست خارجی گروگان جامعه است از این جهت که بی اعتمادی جامعه به دستگاه سیاست خارجی آنقدر عمیق شده که این نهاد و متولیان آن با موانع اجتماعی بزرگی در پیشبرد اهداف خود مواجه شده اند. در واقع، سیاست خارجی ما سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و بدین جهت است که در ماجرای سند همکاری با چین آنچه به ذهنیت منفی مردم شکل داده، بی اعتمادی انباشته شده قبلی است تا واقعیت سند. این مسئله دردسرهای زیادی را نه تنها برای مجریان سیاست خارجی بلکه برای حوزه حکمرانی کشور به وجود آورده که خود منجر به بن بستهایی در پیشبرد برنامهها و معاهدات خواهد شد.
پی نوشت اول: برای هر قرارداد، عهدنامه، سند همکاری یا هر تصمیمی در سیاست خارجی یک پیوست رسانهای برای اقناع افکار عمومی، همراهی جامعه و تقویت موضع تدوین شود.
پی نوشت دوم: باید به سمت سیاست خارجی جامعه محور مبتنی بر بحث و گفتگو، مشورت و اقناع در تصمیم گیری و تصمیم سازی و ورود مردم به عنوان یک عنصر تعیین کننده در سیاست خارجی حرکت کنیم.
پی نوشت سوم: نقش مراکز تحقیقاتی و اساتید دانشگاهها به عنوان حائل بین جامعه و دستگاه سیاست خارجی باید جدی گرفته شود. تداوم نادیده گرفتن آنها میتواند آنها را نیز علیه سیاست خارجی کشور بسیج کند. آنها میتوانند به اقناع افکار عمومی کمک شایانی کنند.
جامعه گروگان سیاست خارجی است بدین جهت که اکثر سیاستمداران ما بهبود وضعیت کشور و مردم را با سیاست خارجی مرتبط میدانند. با این تفاوت که یکی به غرب چشم دارد و دیگری به شرق. این در حالی است که اکنون از نظر سیاسی و نظم کنونی حاکم بر نظام بین الملل نه شرق معنا دارد و نه غرب. آنچه معنا دارد، کار کردن با همه بازیگران موثر نظام بین الملل و پیگیری و حصول منافع ملی است؛ و از سوی دیگر، سیاست خارجی گروگان جامعه است از این جهت که بی اعتمادی جامعه به دستگاه سیاست خارجی آنقدر عمیق شده که این نهاد و متولیان آن با موانع اجتماعی بزرگی در پیشبرد اهداف خود مواجه شده اند. در واقع، سیاست خارجی ما سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و بدین جهت است که در ماجرای سند همکاری با چین آنچه به ذهنیت منفی مردم شکل داده، بی اعتمادی انباشته شده قبلی است تا واقعیت سند. این مسئله دردسرهای زیادی را نه تنها برای مجریان سیاست خارجی بلکه برای حوزه حکمرانی کشور به وجود آورده که خود منجر به بن بستهایی در پیشبرد برنامهها و معاهدات خواهد شد.
پی نوشت اول: برای هر قرارداد، عهدنامه، سند همکاری یا هر تصمیمی در سیاست خارجی یک پیوست رسانهای برای اقناع افکار عمومی، همراهی جامعه و تقویت موضع تدوین شود.
پی نوشت دوم: باید به سمت سیاست خارجی جامعه محور مبتنی بر بحث و گفتگو، مشورت و اقناع در تصمیم گیری و تصمیم سازی و ورود مردم به عنوان یک عنصر تعیین کننده در سیاست خارجی حرکت کنیم.
پی نوشت سوم: نقش مراکز تحقیقاتی و اساتید دانشگاهها به عنوان حائل بین جامعه و دستگاه سیاست خارجی باید جدی گرفته شود. تداوم نادیده گرفتن آنها میتواند آنها را نیز علیه سیاست خارجی کشور بسیج کند. آنها میتوانند به اقناع افکار عمومی کمک شایانی کنند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دليل عدم اعتماد مردم به سياست هاي خارجي عدم استقلال فكري سياست گذاران است چون اهرم هاي قدرت بطور آشكار در كار سياست خارجي دخالت مستقيم مي كنند و نمي گذارند تيم وزارت امور خارجه تصميم مستقيم و مستقل بگيرد.
علت حضور چيني ها در خليج فارس نيز سياست مردان وزارت امور خارجه نيستند بلكه همان قدرت هاي پشت پرده هستند كه براي پيش بردن اهداف تخريبي خود و براي اينكه از اهرم چين در مجامع بين المللي عليه آمريكا استفاده كنند امتياز غارت سرمايه هاي كف درياي خليج فارس را به چيني ها دادند.
یک کلام .در همه مواردفرهنگی اقتصادی ورزشی زیست محیطی و.......از نظر مردم رد شدید....
یک دلیل بیشتر نداره. چون خواست مردم ایران در سیاست خارجی مدنظر قرار نمی گیره. مردم ایران خواهان برقراری رابطه با آمریکان اما سیاست خارجی جمهوری اسلامی کاملا بر خلاف خواست اونها عمل می کنه.
مردم ایران چشم دیدن چین و روسیه رو ندارن، جمهوری اسلامی تمام کارهاش رو با اونا هماهنگ می کنه.
مردم ایران دنبال صلحن و از جنگ بیزارن، جمهوری اسلامی همش دنبال جنگ و جنجال آفرینیه.
ضمن احترام به نظر نویسنده و کامنت دهندگان محترم به نظرم یک وجه مهم موضوع مغفول مانده است و آنهم این است که سیاستهای اعلامی با سیاستهای اعمالی در حوزه سیاست خارجی تقریبا در تمامی کشورهای دنیا متفاوت است به این دلیل که در بسیاری از بخشهای سیاست خارجی شما نمی توانید موضوعات را اعلام کنید تا از ناآگاهی دشمنان یا حتی شرکای خارجی در جهت منافع کشور بهره برداری نمایید.
متاسفانه سیاست زدگی در کشور ما به حدی است که شما اگر بخواهید چیزی را به منظور عدم اطلاع دوستان یا دشمنان خارجی محرمانه نگاه دارید زیر فشار افکار عمومی و دستگاهها و اشخاص مسئول و غیرمسئول قرار خواهید گرفت.
آیا کشورهای دیگر در سیاستها و برنامه هایشان در خارج از کشور شفافیت دارند؟ هرگز چنین چیزی ممکن نیست چون بسیاری از بخشهای منافع ملی در خارج از کشور با شفافیت قابل پیگیری و استحصال نخواهد بود.
سلام وقت بخیر
ببخشید دارید القاِ میکنین . مردم به چی بی اعتماد نیستن ؟
حالا چرا فکر می کنید مردم بدبین شده اند؟ کی گفته مردم بدبین شده اند؟ شما چرا بلند بلند فکر می کنی ؟ اصلا فکر می کنی آیا ؟
به کجا بی اعتماد نشده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببينم آقا منوچهر متکی بهتر و حرفه ای تر وزارت خارجه رو اداره می کنه یا آقای محمد جواد ظريف
هر کسی را بحر کاری ساختن
مرد حسابی واقعا...
لااله الله
خجالت بکشید، همه تون
یک بار سوار تاکسی شده باشید متوجه می شوید که در ایران مردم زیادی کارشناس همه چیز هستند و غر زدن جز فرهنگ بسیاری در جامعه است و اگر کسی غر نزند وابسته و ... محسوب میشود.بررسی قرارداد های بین المللی تخصص می خواهد و کار مردم کوچه و بازار نیست.تنها امید من به دکتر ظریف است که به نظرم بهتر از ایشان در این باره وجود ندارد و بهتر است قرارداد در زمان حضور ایشان در وزارت خارجه بسته شود
چند نکته:
1- فرموده اید: "...شفافیت، اطلاع رسانی و اقناع افکار عمومی جایگاهی در دستگاه سیاست خارجی ما ندارد."
بفرمایید در کدام بخش از حاکمیت غیر از این است؟! (جایی که باید باشد نیست. حال اینکه سیاست خارجی نباید بحث مردم کوچه و بازار باشد.)
2- بهتر است نویسنده سوابق حرفه ای خود را (اگر دارد) در پی نوشت بیان کند.
3- همه این هجمه ها علیه سیاست خارجی در داخل به دلیل ضدیت با دکتر ظریف است وگرنه در دوره دولت همسو هیچ خبری از اعتراض به افتضاحات سیاست خارجی در ان دوران نبود. همین عناصر که الان در حال جر دادن خود هستند آن موقع صم بکم گوشه ای نشسته بودند.
خيلي جدي نگيريد.
شفافيت و اطلاع رساني در حد بلوغ جامعه در تمام
دستگاهها وجود داردو بيش از آن قابل هضم نيست ضمنا با نظر دوم شما موافقم، بهتر است هر مقاله اي كه منتشر مي شود به همراه معرفي و سوابق نويسنده باشد تا بتوان تشخيص داد كه ارزش خواندن را دارد يا خير
چون وزارت خارجه به مردم بی اعتماد بود.
وقتی که اغلب جلسات مهم برجام را بصورت محرمانه و پشت درهای بسته برگزار می کرد.
ببخشید کسی به وزارت امور خارجه بدبین نیست تراوشات ذهنی شماست که می گویید مردم بدبین هستند تا زمانی که رهبری عزیز وزارت امور خارجه را تایید کرده مورد تایید ما نیز هست
با سلام دوست عزیز خود مسولان اظهار می کنند قرار داد من که از خودم نمی گویم دوست گرامی اگر مسولان در عملکردشان صادق بودند و صداقت به خرج می دادند و مردم را نا محرم نمی دانستند کار به اینجا نمی کشید ما نباید مردم را متهم کنیم که اخبار را از فضای مجازی پیگیری می کنند چون در کشور ما رسانه ازادی وجود ندارد که واقعیت را بگوید اکثر اخبار ها فقط تعریف و تمجید از مسولان کشور است و انجایی هم از همدیگر انتقاد می کنند مسله جناحی است دوست عزیز مشکلات اقتصادی کشور را چه کسی به وجود اورده است ایا غیر از این است که مسولان کشور نا کار امد هستند ؟همه چیز را به تحریم ربط می دهند ایا اختلاسهای نجومی و حقوقهای نجومی و رانتخواری و فساد حاکم بر دستگاههای دولتی ناشی از تحریم می باشد ؟ یارو 2 0 سال دم گوش رییس قوه قضاییه مشغول چپاول بوده است الان متوجه شده اند شما از مردم چه انتظاری دارید وقتی در کشور افشاگر فاسد زندنی و فرد فاسد مشغول فساد است از مردم چه انتظاری می توان داشت
دلیلش واضح و روشن است و تجزیه و تحلیل هم نمی خواهد برای اینکه مسولان تا حالا با مردم رو راست نبو ده اند و موقعی که مردم به سیاستهای حاکمیت انتقاد کرده اند نه تنها مورد قبول حاکمیت نبوده است بلکه با مردم بر خورد شده است در تلویزیون خودتان اقای رشید پور از اقای ظریف در مورد ماهیگیری چینی ها در خلیج فارس سوال می کند اقای ظریف واقعیت را نمی گوید و اقای رشید پور مصاحبه ماهیگیران را پخش می کند واقعیت ماجرا مشخص می شود که چینی ها چه بلایی بر سر خلیج فارس اوردند انوقت مردم چطور حرف مسولان را باور کنند وقتی که قرار دادی با کشور خارجی بسته می شود باید مردم از ان مطلع باشند و در مجلس به بحث و بر رسی گذاشته شود اما تا حالا چنین اتفاقی نیافتاده است نظام انچه را خودش صلاح دانسته انجام داده است بدون اینکه به افکار عمومی پاسخگو باشد طبق گفته خود مسولان از زمان صدارزت احمدی نزاد چندین میلیارد دلار پول ما را چین بلوکه کرده است و به بهانه تحریم به ما نمی دهد الان شما مسولان چطور به این کشور اعتماد می کنید که قرار داد 25 ساله امضا کنید اگر راست می گوید که این قرارد راهبردی است و به نفع ما می باشد چرا در صدا و سیما با کارشناسان زبده به بحث نمی گذارید اگر زیر کاسه نیم کاسه نیست چرا مفاد قرار داد را بطور شفاف اعلام نمی کنید مجلس انقلابی به جای رسیدگی به این قرارداد سرنوشت ساز دنبال استیضاح روحانی است که که غیر از تشنج در جامعه سودی برای حاکمیت ندارد . مردم به خوبی می دانند که هدف از برکناری روحانی دعوئای جناحی می باشد نه رفع مشکل کشور الان نزدیک دو ماه از عمر مجلس می گذرد کدام قانونی را تصویب کردند که به نفع کشور باشد نمایندگان که اقلیت مردم را نمایندگی می کنند به جای اینکه بگویند ما باید طبق قانون مجلس را اداره کنیم می گویند ما انقلابی هستیم اقای نمی دانند که 41 سال از انقلاب گذشته است و اکثر این افراد در زمان انقلاب در سنی نبودند که انقلابی باشند منظور از انقلابی یعنی پایبند نبودن به قانون انقلابی زمانی معنی پیدا می کند که در کشور انقلاب باشد فرد انقلابی باید مدافع منافع کشور باشد نه مدافع منافع فردی الان در بین مسولان کمتر کسی پیدا می شود که منافع کشور را به منافع شخصی ترجیح دهد اگر ما به دنبال منافع کشور بودیم الان به این روز نیافتاده بودیم
بله شما درست میگید مسیر طولانی تصویب ۱۵ دقیقه ای برجام در مجلس رو همه بخاطر داریم
محبوب جان! كدام قرارداد؟
نقشه راه ايران و چين تنها يك توافقنامه است كه هنوز هم تصويب نشده و براي تصويب مسير طولاني را بايد طي كند. اتفاقا در زمان مناسبي مطرح شده و از الان بايد نظر مردم نسبت به آن دريافت شده تا در زمان طرح آن در مجلس، نمايندگان با اشراف اطلاعاتي بيشتري بتوانند تصميم گيري كنند.
،مشكل كنوني جامعه آبشخورهاي اطلاعاتي آن است متاسفانه به دليل مشكلات اقتصادي در كنار سوء مديريت برخي از دولتمردان مردم هر گونه خبري را كه در فضاي مجازي يا رسانه هاي بيگانه مطرح مي شود بازنشر داده وآن را جدي مي گيرند و ادامه اين روند باعث خواهد شد كه فضاي فكري مردم توسط بازارگردانان سياسي ساخته شود.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.