مرور روزنامههای دوشنبه ۲۴ آبان
برای اروپا و آمریکا، پزشک تربیت میکنیم! /سقوط آزاد عربستان در حدیده و مأرب/جنایتکاران مدعی
تذکر نمایندگان درباره انتصابات فامیلی، علی بهادریجهرمی سخنگوی دولت، ارز ۴۲۰۰ فعلاً میماند، دیدار با مخالفان برجام، امیدها و الزاماتِ اصلاحات اقتصادی هوشمند، ایران دومین کشور جهان در پیوند عضو از بیمار مرگ قلبی، «کارگزاران» رو به افول یا در مسیر بازسازی؟، زلزله کم سابقه در جنوب، سیل در شمال و ازدواج دستورپذیر نیست، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش تابناک؛ روزنامههای امروز دوشنبه ۲۴ آبان ماه در حالی چاپ و منتشر شد که رأی منفی مجلس به فوریت لایحه حذف ارز دولتی، وقوع دو زمینلرزه شدید ۴/۶ و ۳/۶ ریشتری در هرمزگان، اعمال قیمتگذاریها با نظارت ستاد تنظیم بازار و امتیاز پنهانی واشنگتن به تهران؟ در صفحات نخست تعدادی از آنها برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
جنایتکاران مدعی
عباس حاجی نجاری طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه جوان با عنوان جنایتکاران مدعی نوشت: راهبرد اصلی امریکاییها در تحریمها، قطع دسترسی ایران به منابع نفتی و به صفر رسانیدن صدور نفت ایران بود، تا از این طریق و به دلیل ناتوانی دولت ایران در تأمین نیازهای اساسی مردم، زمینه برای اعتراضات مردمی فراهم و با تبدیل اعتراضات اجتماعی به انتظامی و امنیتی، مردم را در مقابل نظام اسلامی قرارداده و نهایتاً وادار به تسلیم در برابر قدرتهای سلطه نموده و زمینه فروپاشی آن را از درون فراهم آورند. گامهای آنها در این فرایند به قرار زیر بود؛
۱. تشدید تحریمهای اقتصادی باهدف افزایش فشار بر اقشار محروم جامعه.
۲. صراحت دشمنان در آن ایام در کشاندن آشوبها و اغتشاشات عراق و لبنان به ایران.
۳. سازماندهی و آموزش هستههای آشوب، با حمایت از گروهکهای ضدانقلاب و منافقین از ماهها قبل.
۴. بیانیهها و مواضع صریح بیگانگان در حمایت از آشوبها و تلاش برای دامن زدن و تشدید آنها.
۵. تمرکز شبکههای ماهوارهای نظیر رادیو بیبیسی، من وتو، ایران اینترنشنال، رادیو فردا و صدای امریکا روی آشوبها و فراخوان برای دامن زدن به اعتراضات و اختصاص برنامه فوقالعاده برای انعکاس آنها.
محور دوم سرمایهگذاری غرب برای عملیاتی کردن این سناریو، بهرهگیری از شبکههای سازماندهیشده اشرار و ضد انقلابیون برای اقدامات میدانی بود. امریکا و همپیمانان منطقهایشان نظیر صهیونیستها و حکام مرتجع عرب منطقه در سالهای اخیر هزینه زیادی برای سازماندهی گروهکهای ضدانقلاب سلطنتطلب و منافقین و گروهکهای تجزیهطلب شرق و غرب و جنوب کشور صرف کرده بودند تا با ایجاد گروهکهای جدید و بازسازی گروهکهای قبلی، بهزعم خود یک اپوزیسیون قدرتمندی را در درون ایران ایجاد کرده و برای سازماندهی و هدایت آشوبها به میدان بیاورند. عوامل این گروهکها اگرچه با ترور، تخریب و آتش زدن و غارت بانکها، فروشگاهها، و اماکن مذهبی و حمله به مراکز انتظامی و نظامی ماهیت پلید و وابسته خود را آشکار کردند، اما این توطئه ثابت کرد که این جریانات نهتنها از کمترین پایگاه در داخل کشور برخورد نیستند. اصرار و پافشاری در حمله به مراکز انتظامی و امنیتی و تلاش برای خلع سلاح آنها، بیانگر ایجاد این باور در ذهن آشوبگران و حامیان آنها بود که در این مرحله قادر به فروپاشی نظام هستند. حمله به بیش از ۱۰۵ مرکز نظامی برای خلع سلاح آنها محصول این سازماندهی بود.
اما در کنار آن، آنچه در این میان فرصت را برای بیگانگان فراهم کرد، سیاستهای دولتهای اول و دوم آقای روحانی و معطوف کردن برنامهها و شرایط اقتصادی کشور به تعامل با بیگانگان و شرطی کردن اقتصاد کشور به سیاستهای بیگانگان بود، راهبرد غلطی که از یکسو ابتکار عمل میدانی را از دولتمردان سلب و از سوی دیگر به دلیل بیتوجهی به نیازهای طبقات محروم و افزایش شکاف طبقاتی بین دهکهای مختلف درآمدی منجر به احساس ظلم و تبعیض در بخشهای محروم گشته که با اجرای نامناسب آن مصوبه و نگرانی تودههای اجتماعی از پیامدهای منفی آن، زمینهساز اعتراضات اولیه گردید.
توطئه آبان ۹۸ اگرچه به دلیل آگاهی مردم نسبت به ابعاد توطئههای دشمنان بهسرعت فروکش کرد، اما درس و عبرتی برای مردم و مسئولان کشور برای شناخته اهداف و برنامههای دشمنان برای ناامنسازی داخلی بود و به دلیل همین آگاهی مردم و هوشیاری نهادهای انتظامی و امنیتی است که اقدامات و برنامههای دشمنان برای دامن زدن به اعتراضات اجتماعی پس از واقعه آبان ۹۸ همگی به شکست رسیده است.
حضرت آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با بسیجیان در روز ۵ آذرماه همان سال، آن اتفاقات را یک توطئه عمیق، وسیع و بسیار خطرناک خوانده و یادآور شدند: دشمنان برای طراحی این توطئه، هزینه بسیاری کرده بودند و مترصد فرصتی بودند تا در یک بزنگاه، آن را با استفاده از اقدامات تخریبی و آدمکشی و شرارت، انجام دهند و تصور کردند قضیه بنزین فرصت موردنظر آنها است و لشکر خود را وارد میدان کردند، اما ملت ایران با نمایش پرشکوه خود، حرکت دشمن را نابود کرد.
سقوط آزاد عربستان در حدیده و مأرب
حسین رویوران، کارشناس خاورمیانه طی یادداشتی با عنوان سقوط آزاد عربستان در حدیده و مأرب در ایران نوشت: آنچه در یمن در حال وقوع است، به معادلات نظامی پدید آمده در این کشور بازمیگردد. «مأرب» را تا حدود زیادی میتوان نقطه ثقل نظامی عربستان سعودی دانست. در حال حاضر این استان از بعد نظامی در محاصره کامل قرار دارد و به نوعی تا سقوط فاصله چندانی ندارد. پس جابهجاییهای نظامی در محور «حدیده» و منطقه ساحلی دریای سرخ نیز به روند پیروزی در این استان مربوط است. عربستان سعودی و امارات درصدد تجمیع نیروهایشان هستند تا بتوانند در برابر حملات «انصارالله» و ارتش ملی یمن، قوای خود را تقویت کنند.
اما در این بین اینکه این عقبنشینی را اتفاقی یا به گفته مقامات سعودی و دولت وابسته به آن یعنی همان دولت «عبد ربه منصور هادی» رئیس جمهوری فراری یمن در راستای اجرای توافق استکهلم تلقی کنیم، امری بیپایه و اساس و غیرقابل قبول به شمار میرود. چراکه در مدت سه سالی که از امضای این توافق میگذرد، ائتلاف سعودی و همپیمانان آن در یمن به آن پایبند نبوده و حتی به طور کامل این توافق را نقض کردهاند. با این شرایط اینکه بعد از همه این کارشکنیها، ادعا شود که آنها در حال اجرای این توافق هستند و عقبنشینیشان در راستای این توافق قرار دارد، به هیچوجه قابل توجیه نیست.
اما جابهجاییهای نظامی اخیر در یمن را میتوان به ضعف ائتلاف سعودی و همپیمانانش در جبهههای مختلف یمن ربط داد، گرچه در این میان اختلاف میان عربستان و امارات و نیروهایشان در میدان نبرد هم در تقویت این شرایط بیتأثیر نیست.
دولت «امارات» در حالی بشدت با حزب «اصلاح» مخالف است که نیروهای این حزب، تکیهگاه دولت عربستانسعودی به شمار میروند، پس یکی از شکافهای اساسی دو کشور، اختلافنظر و نوع نگاه به تشکلهای «اخوانالمسلمین» و حزب «اصلاح» به عنوان یکی از مصادیق آن در یمن است و این موضوع، ناهماهنگیهایی را میان آنها ایجاد کرده است. اما در مقابل توان «انصارالله» نه تنها در جبهه «مأرب» که در چندین نقطه استراتژیک یمن رو به افزایش است.
به طوری که وقتی عربستان با بمباران شدید جبهههای «مأرب» تلاش میکرد به نوعی پیشروی «انصارالله» را متوقف کند، آنها توانستند جبهه جدیدی در استان «شبوه» و همچنین در «البیضاء» ایجاد کنند و در هر دو جبهه به دستاوردهای بزرگی رسیدند که نتیجه آن آزادسازی اکثر مناطق استان «البیضاء» و بخش وسیعی از استان «شبوه» بود. این شواهد نشان میدهد باورپذیری «انصارالله» رو به افزایش است و در نتیجه آنها همچنان توان جذب، بسط، آموزش و تأمین نیروها برای جنگ با عربستان را دارند. این در حالی است که عربستانسعودی بهرغم بریز و بپاشهای مالی و جذب مزدوران مختلف توان مقابله با «انصارالله» را ندارد و دردسرهای عربستان و عقبنشینی آن از ساحل دریای سرخ در جنوب «حدیده» به این ضعف میدانی بازمیگردد. به نظر میرسد یمن را باید در آستانه اعلام پیروزی کامل «انصارالله» و آزادسازی «مأرب» دانست.
«مأرب» و «شبوه» دو استان نفتخیز یمن هستند و در شهر «صافر» استان «مأرب»، تشکیلات پالایشگاهی نیز وجود دارد؛ بنابراین سقوط این مناطق به دست «انصارالله» به معنای این است که امکانات نفتی و پالایشگاهی این منطقه میتواند بخشی از مشکلات داخلی این کشور را حل کند، گرچه همچنان امکان بازگشت به شرایط صادرات نفت در برهه فعلی تصور بعیدی است.
از آنجا که یمن به عنوان یکی از محورهای مقاومت، از جمله جبهههای باز این محور و رویارویی میان جبهه مقاومت و جبهه سازش و تسلیم است، پیروزی در این کشور بسیاری از معادلات منطقه را تغییر خواهد داد. به عبارت دقیقتر پیروزی «انصارالله»، شرایط محور مقاومت را عوض کرده و پیروزی بزرگی برای این محور به ثبت میرساند، به طوری که بدون شک این پیروزی معادلات را به سود محور مقاومت در برابر محور سازش خواهد برد. پس میتوان انتظار داشت با تحولات روزهای آتی یمن، باید تغییرات اساسی در معادلات منطقه و محور مقاومت شاهد باشیم به اینگونه که با ادامه پیشرویهای انصارالله و ارتش یمن سرنوشت جنگ یمن طی روزها و هفتههای آتی مشخص خواهد شد.
برای اروپا و آمریکا، پزشک تربیت میکنیم!
ایرج خسرونیا، رئیس انجمن متخصصان داخلی طی یادداشتی در شماره امروز آرمان ملی نوشت: مسئولان امروز فریاد وامصیبتها سر میدهند که ما از نظر تعداد پزشکان متخصص کمبود داریم و دلیل افت کیفیت خدمات درمانی در کشور مربوط به این امر است، اما وقتی به آمارها نگاهی میاندازیم شاهد این حقیقت هستیم که کشور ما نسبت به جمعیت و وضعیت کشورهای همسایه، از نظر تعداد پزشک وضعیت بدی ندارند و این تعداد از پزشکان جوابگوی نیازهای کشور است. اما مساله مهم در این رابطه مشکلات معیشتی و امکاناتی پزشکان ایران است. پزشکان جایی برای کار کردن ندارند و بسیاری از آنها یا با حقوق ناچیز مشغول بهکار هستند یا به شغلهای دیگر روی میآورند. حدود ۲۵ هزار پزشک از کل پزشکانی که فارغ التحصیل شدهاند، کارشان را یا رها کرده یا مهاجرت میکنند، یا به شغل دیگری روی میآورند.
این آمار نشانگر واقعیت تلخی است که جایی برای فعالیت بسیاری از پزشکان وجود ندارد. یک پزشک متخصص، در جایی که کار میکند باید بیمارستان، پاتولوژی، آزمایشگاه و... در دسترسش او قرارداده شود تا بتواند برای جامعه مفید باشد وگرنه تربیت پزشک بدون هیچ پشتوانه، فقط باعث سرمایه سوزی میشود، کما اینکه ما امروزه برای کشورهای اروپایی و آمریکایی پزشک تربیت میکنیم. یعنی جوانان با استعداد و نخبه در این مملکت درس میخوانند، تخصص میگیرند، اما به دلیل نبود مکانی برای فعالیت متناسب با جایگاهشان پس از فارغ التحصیلی، در کشورهای دیگر خدمت میکنند و این یعنی ضرر و زیان ۱۰۰ درصدی!. برای اثبات این ادعا بد نیست به امتحان رزدینتها نگاهی بیندازیم که متاسفانه بسیاری از پزشکان عمومی حاضر نشدند در دوره تخصص شرکت کنند و حالا مجبورند از پزشکانی که در این امتحان مردود شدهاند، استفاده کنند. همین امر سبب شده که مسئولان بگویند که پزشک متخصص کم داریم، اما در حقیقت ما پزشک بیکار زیاد داریم. متاسفانه عدهای براین باورند که با تربیت بدون پشتوانه پزشک و با زور، میتوان کمبودها را جبران کرد و این اتفاق بارها رخ داده و بهغیر از افزایش پزشکان بیکار و مهاجرت آنها، نتیجه دیگری نداشته است. از سوی دیگر در باور دولتمردان و مسئولان، پزشکان جز اقشار پردرآمد جامعه و متمول هستند، آنها ۱۰ درصد از پزشکان بالای شهر را میبینند که مطب آنها همیشه شلوغ است و حتی بیمارستانهای دولتی را میبینند که به دلیل تعرفههای بیمه، همیشه پر از بیمار هستند، ولی کمترین دستمزد را به پزشکان میدهند. دولتمردان و نمایندگان مجلس اگر به جنوب شهرها بروند، شاهد خواهند بود که حدود ۵۰ درصد از پزشکان اگر در روز کار نکنند، وضع مالیشان خراب میشود. درآمد بسیاری از پزشکان عمومی، عفونی، داخلی، اطفال بسیار پایین است و بهزور میتوانند هزینه مطب (بهطور میانگین ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه) را دربیاورند. ۵۰ درصد از پزشکان کشورمان، چوب آن ۱۰ درصد پزشک بالای شهر را میخورند که درآمد کافی دارند. خیلی از پزشکان حتی توان پرداخت حق بیمه خود و خانوادهشان را ندارند. در این شرایط و در جلسه ۲۳ آبان که میان سازمانهای بیمهگر، سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت برگزار شد، قرار بود که تعرفه پزشکان مطابق با نرخ تورم ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش پیدا کند و همانطور که قیمت تخم مرغ و دیگر اقلام خوراکی افزایش داشته است، نرخ خدمات آنها نیز افزایش بیابد، ولی توافقی حاصل نشد. یعنی دولتمردان، چون مطب ندارند و از وضعیت پزشکان بیخبر هستند، با این افزایش قیمت موافقت نکردند و سازمانهای بیمهگر، چون خریدار خدمات هستند، در نتیجه موافقتی حاصل نشد و این امر نشانگر آن است که میان سازمان نظام پزشکی و جمعیت پزشکان اختلاف نظر وجود دارد.
1



















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هدف والاي مافياي پزشكان اين استكه ازيكطرف پزشكان را كه بسياري ازآنها ميلياردرهستندرا بي پول ودرحال مهاجرت نشان دهند وازطرف ديگر باتمام توان ازافزايش ظرفيت پزشكي كه ازسال 64 تاكنون دست نخورده مانده است جلوگيري كنند .كلا نظرشان اين است كه اينها تافته جدابافته هستندوبا معيارهاي ساير اقشارنبايدآنهارا سنجش كرد.
درنهايت هميشه كشوربايد كمبود شديد پزشك داشته باشدوملت درحال دويدن دنبال پزشكان تاآنها بتوانند شرايطشان راتحميل كنند.
آقایان محترم مخالف افزایش تعداد پزشکان خوبه بدونند کشور ما از نزدیک نصف کشورهای آفریقایی پزشک کمتر داره آیا آنها روش درمان جدیدی ارایه کرد ه اند یا داروهای جدید پیشنهاد داده اند یا کتابهای آنها به صورت تالیفی و ترجمه بصورت مرجع خیلی زیاده اصلا وقت این کارها رو دارند یا پنج دقیقه ویزیت میکنند یا دایم فکر ارتقای علمی خود هستند دقت کنید پزشکان و دارو سازها آیا دارو سازها وقت لازم برای کارشون میزارن مثلا در هلند کمتاز ۱۵ دقیقه پزشکا وقت میزارن میکنند و یا پژوهش لازم رو انجاممیدند البته سالیانه بیش از صد میلیون دلار ارز برای آموزش دانشجویان خارج شده و ملت در درمانگاهها با صفهای طولانی تحقیر میشن و رانت کنکور یک طرف قضیه است در صورت افزایش ظرفیت از التهابش کم میشه و آموزش پرورش تحت فشار کنکور و استرس دانش آموزان قرار نمیگیره و برنامه هاش رو بهتر میتونه پیاده کنه که فشار روانی و اضطراب کنکور از اوان کودکی بر روی ۷۰۰ هزار داوطلب کنکور روی آموزش پرورش و خانواده ها و داوطلبان هست که موجب میشه برای مثال اهداف فرهنگی آموزش و پرورش از جمله ارتقای فرهنگ ترافیک رو بتونه درست صورت بده وتلفات جانی اندازه جنگ در تصادفات رو کاهش بده پس آموزش پزشکی باید به وزارت علوم مثل سایر کشورها و تقریبا همه کشورها برگرده والا وزارت بهداشت به آسانی زیر بار نمیره و بابت خدمت دانشجویان پزشکی در مناطق محروم و هزینه مربوطه تعهد جدی بگیرن آیا برای مثال رییس کمسیون که مال سیستان است اگه زاهدان رو بیرون بیاره سرانه پزشک سیستان چهار نفر در ده هزار میشه یعنی ده درصد اروپا پس چرا به رهبری نامه میزنه مگه وضع درمان رو تو سیستان نمیبینه که تا همین اواخر اکثر شهرهاش اصلا پزشک نداشته. مجلس خودش از وزارت علوم آموزش پزشکی رو به وزارت بهداشت برده خودش هم باید به وزارت علوم برگردونه البته تو دارو سازی و پرستاری و فیزیو تراپی و ... همینطوره اگه اشتغال ارز آموزش پرورش سد کنکور و عدالت براتون مهمه اینو درست کنید مثلا چرا برای مثال ما مواد اولیه مهم مثل داروهای پنی سیلین و انسولین را نمیسازیم چون اصل کار داروسازی ساخت مواد اولیه است و سپس زنجیره تولید.این کار بیو تکنولوژیست شیمی آلی و مهندس شیمی و در نهایت دارو ساز است اما در صنعت دارو و نهاد غذا و داروبه لحاظ نهادی جایگاهی ندارند چون مسیول فنی و نهاد ساز تنها دکتر دارو سازه و بقیه نقشی ندارندو ازطرفی تعداد این داروسازه کم است که آن هم به علت پذیرش کم دانشجو است برای مثال الان هند که تولید کننده عمده مواد اولیه است و بیش از یک میلیون دارو ساز دارد و در ایران حداکثر 15 هزار نفر .تفاوت اصلا پذیرفتنی نیست در حالی که در مواد اولیه دارو ها که نفت است مزیت داریم و در شیمی جز ده کشور اول هستیم این در ایران باعث میشود تراز ارزی صنعت دارو سازی سه میلیارد دلار مواد اولیه و دستگاه واردات داشته است و هیچ گاه به تولید مواد اولیه مهم از طریق تخمیر نزدیک نشده است چون این کار از دست داروسازها بر نمیاید اما سود صنعت در جیب دارو سازها عمدتا میرود انهم با دلارهای رانتی نفت و نیزبه لحاظ جایگاه نهادی تعریف شده و کمبود دارو ساز.تصمیم گیری به دست افراد ذینفع است و در بقیه موضوعات همینطور است مثلا ببیند چند کتاب دارو سازی رفرنس ترجمه شده است که بسیار کم است
.این طور میشود که درمان و دارو گران و وابسته و بیکاری زیاد بیمه ها مشکل دار و برنامه ریزی و طراحی مشکل.مطمئا بودجه دولت هم کم میشه.مثلا در طب سنتی وزارت بهداشت جهت عطاری ها نیرو تربیت کرده درمانها مستند شده اصلا کرسی شفا و قانون داریم به لحاظ نهادی کار عطاری ها سازماندهی نشده است فقط طبیبان سنتی حق کسب و کار دارند جناب وزیر بهتر نیست دوره طب سنتی و دارو سازی سنتی از دیپلم حداکثر شش ساله و چهار ساله بشه و متون تخصصی ان تدوین بشه وافراد متخصص مانند قبل در شفا قانون و...تربیت بشند در دوره تخصصی نهاد مربوطه با تدوین قوانین کسب و کار و تولید اون رو رونق بده و مانع نباشه بلکه هدایت گر باشه مثلا چرا باید مسئول فنی داروی سنتی دارو ساز باشه که هیچ سر رشته ای نداره. دکتری تخصصی این رشته ها باید کرسی داشته باشندودرمان و دارو رو استاندارد کنند در طب سنتی سطح چهار یا شش ساله حکیم تربیت بشه نه پزشک و در وزارت برای کسب و کار و تولید کننده تسهیل و استاندارد سازی و تدوین بشه از همه مهمتر اینکه چطور این دو پزشکی قدیم و جدید هماهنگ باشند .یعنی خدمت اصلی طب سنتی ادغامش با طب جدیده همونجور که پایه اصلی طب کنونی به عنوان مدعی اصلی کتب قانون والحاوی.... است ول به مروردر ظروفی معمولی کم کم پنی سیلین ساخته شد وبه روز گردید آماری که نشان دهد کدام پزشک در کدام محل طبابت میکند نداریم همینطور در دارو یا حداقل شفاف یازی نشده جالب اینکه اداره آمار شو داریم .آمار تعداد از who گرفته ام
آقای خسرو نیا حالا که زمزمه افزایش پذیرش پزشکی داره می آد، شروع کردید به فرافکنی. مملکت به نسبت جمعیت پزشک، کم داره. شما هم به خاطر اینکه دست زیاد نشه و درآمدتون پایین نیاد میگید که همه چی خوبه
دو قشر هستند که هیچ وقت جایی نمیرن استاد های دانشگاه برای اینکه زبان خارجی بلد نیستند پزشکان برای اینکه اینجا مالیات نمیدهند
اساتیدی که گفتی همونایی هستند که با یک دکمه دکترا گرفتند والا حرمت کسی که با خون دل دکترا گرفته قدم اولش گرفتن مدرک آیلتس یا تافله که نیاز به گفتن نداره در خصوص مالیات هم پزشکاهای دولتی قبل از واریز حقوق مالیاتشون کسر میشه . گاهی اوقات حرفها از سر لجاجت و بی اطلاعیه. با پوزش
از این جاجی نجاری که افاضات گهر بار از مغزشان تراوش کرده می پرسم این اختلاس گرهای نورچشمی که خون مردم را در شیشه کرده اند نیز کار آمریکاست؟ چرا برادر جهانگیری محکوم به حبس می شود اما هیچ اراده ای برای زندانی کردن او وجود ندارد؟ چرا دختر نعمت زاده که داروی فاسد توزیع کرد و در لواسان کاخ سازی می کرد به حبس محکوم شد و در زندان نیست؟ این همه داماد سالاری و عروس سالاری و فامیل سالاری هم کار آمریکاست؟ ساعت رولکس ۱۵۰۰۰ دلاری مدیر دولت رییسی هم کار آمریکاست؟ به شعور مردم توهین نکنید
معمولا وقتی میخوان یه خدمات یا تعرفه ای رو گرون کنن از این کارا میکنند یه مقاله به روزنامه یا سایت یا خود صدا و سیما جو روانی ایجاد میکنند که ما میخواهیم بریم مملکت از نیروی متخصص خالی شد و بعد هم میبینید یه تعرفه چند برابری کردن تو پاچه ات هیچ جا هم نرفتند
والا من تا حالا ندیدم پزشک متخصص داخلی ، مطب ش خالی باشه ، یا وضع مالی یک پزشک متخصص خوب نباشه.بسیاری از پزشکان متخصص علاوه بر مطب شان ، در چند درمانگاه ، کلینک و بیمارستان کار می کنند. شما حساب کنید هر پزشکی حداقل در مطبش روزی 30 بیمار ویزیت کنه ببینید چند میشه. و اگر جراح هم بود ، روزی حداقل یک جراحی هم داشته باشه.
شما پزشکان فکر می کنید این برو بیایی که اینجا دارید در آمریکا و اروپا هم می تونید داشته باشید.پزشک متخصص که باید 20 دقیقه برای بیمار وقت بزاره ، دو دقیقه هم وقت نمی ذاره ، می پرسه چته؟بر می داره می نویسه میده دستت ، نه توضیح میده و نه میگه چی نوشته . می ری داروخانه ، داروها رو می خری ، می بینه همه شو در خونه داری .لااقل می گفت چی می خواد بنویسه ، می گفتم داداش ننویس ، خودم خونه دارم.
جناب نوروزی نایب ریس کمیسیون قضایی
پیش از اینکه به مردم شلیک کنید به خودتان شلیک کردید وای یک خطای بزرگ بود
اداره مالیات از امواتهم مالیات میگیره !! آنوقت چطور ممکنه که از پزشکی که دارای مطب و تابلو هست مالیات نتونه بگیره؟!! در بیمارستانها " معلوم نیست حقوق سر و ته زده بعداز 2 سال پرداخت بشه یانه!! اما مالیات را هرماه کسرمیکنند!!!
سلام در حال حاضر کمبود پزشک نداریم و شاید بیشتر از حد نیاز هم می باشد و در اینده با افزایش پزشک مشکلات زیادی برای مردم و خود پزشکان ایجاد خواهد شد اولا پزشکان به رقابت جذب بیمار خواهند پرداخت و هر بیماری که گیر اوردند به راحتی از دست نخواهند و این یعنی فلاکت مردم و استفاده بیش از از داروهای شیمایی بیشتر / همچنین پزشکان به بهانه های مختلف یک بیماری ساده را پیچیده خواهند کرد تا بیمار مجددا به انها مراجعه کن این اتفاق همین حالا هم در درمانگاهها و به ویژه در مطب ها هر روز دیده میشود یعنی اینکه شما با یک سرماخوردگی ساده به مطب مراجعه میکنید و با انبوهی از تشخیص های گوناگون مواجه میشوید وای به حال مردم بی چاره این مملکت و الی آخر تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل به نظر من هرچه پزشک زیاد بشه در مملکت ما به همان اندازه و بلکه بیشتر نیز بیمار زیاد خواهد شد
باید توجه بفرمایید که قبول شدگان پزشکی نزدیک به ۸۰ درصد از سهمیه ها هستند. همینطور در تخصص هم سهمیه نقش پر رنگی داره و معمولا جوانان و تحصیلکردگان نخبه نه در کنکور و نه در امتحان تخصص گزینش نمی شوند. آقایان و خانمهایی که پزشکی خوانده اند با سمبه سهمیه ها درد مردم را ندارند تا بهشون زور بیاد ول میکنند و میروند. البته چزء نخبه ها هم اکقرا نیستند.
طبق آمارها سال گذشته ۳۰۰۰ پزشک از ایران مهاجرت کردن
با سلام و احترام اگر چه در خصوص درآمد پزشکان حرف و حدیث و یک کلاغ و چهل کلاغ زیاده اما نمی توان بدون اطلاع دقیق از وضعیت درآمدیشون که دلیل مهاجرتشون عنوان شده اظهار نظر کرد ولی بعنوان یک استاد دانشگاه می توانم بگم که وضعیت نه تنها در پزشکی که بلکه در بسیاری از رشته ها شغلی وخیم است. بله ما پزشک مهندس مدیر تربیت می کنیم اما نمی توانیم ازشون استفاده کنیم. نگاهی به آمار اشتغال در وزارت خانه های مختلف بیندازید ببینید در هر وزارت خانه ای چه تعداد متخصص در سمت های ارشد هستند؟ در خارج از کشور که بنده تحصیل کردم یا افراد متخصص در مناسب مدیریتی ارشد هستند که بالطبع مزایای مرتبط با سمت خود را می گیرند یا متخصصینی هستند که در مناصب مدیریتی ارشد نیستند اما بعنوان مشاور یا ایدهپرداز در سمت های مشاوره هستند اما مزایای کامل سمت کارشناسی را می گیرند یعنی لهای لازم را به آنها می دهند و هیچ نیازی ندارند به خارج از مملکتشون بروند. فکر می کنید 600 و خورده ای هزار نفری که برای مهاجرت به کانادا و امریکا و استرالیا پروند تشکیل داده اند و حدود 25 هزار نفرشون دارندگان مدارک دکتری و متخصصین درجه یک ما هستند الکی می روند آنجا؟ چنین افرادی عاطل و باطل نمی مانند چون خارجی ها می دانند اینها سواد و علمش را دارند پس فقط نیاز به امکانات پژوهشی و یا نهایتش کرسی دانشگاهی برای تدریس دارند همین کافی است. یک مشکل دیگری که وجود دارند که همه هم می دانند ولی سیاسیون و سیاست گذاران به روی مبارک خودشان نمی آورند این است که درخارج از کشور مخصوصاً در غرب این حجم متخصص تربیت نمی شود. نهایت تخصص در محیط کاری معمولی کشورهای پیشرفته غرب لیسانس است و بعدش JOB HAUNTING که افراد لیسانس و نهایتش خیلی کم فوق لیسانس وارد وارد بازار کار می شوند دکترها به تعداد معدود فقط برای مشاور ارشد در سیستم های کاری و بیشتر برای کرسی های دانشگاهی تربیت می شود . دوست و همدانشگاهی ژاپنی من درسش را تمام کرد و گفت باید بروم ژاپن به موسم JOB HAUNTING برسم گفتم چرا فوق لیسانس تا دکتری را ادامه نمی دهی با تعجب گفت من نمی خواهم تدریس کنم! دکتری بدرد تدریس می خورد در شرکت ها از من فقط لیسانس می خواهند مگر اینکه جایگاه یا سمت استادی یا مشاور باشه. بله این دلیل تفاوت ما با آنهاست اگر پزشکان ما متخصصین ما مهندسین ما مهاجرت می کنند برای این اسن که به اقناع نمی رسند همش پول نیست فردی که پزشک متخصص می شود انتظار دارد امکانات پژوهشی به او بدهند با حقوق مکفی تا پژوهش کند و بیماری ها را بشناسد و سرکوب کند فردی که مهندس می شود همینطور نیاز دارد در محلی امکانات لازم را داشته و با خیال آسوده کار کند فردی که می رود دکترای مدیریت می گیرد انتظار دارد در مناصب مدیریتی از او استفاده شود اما در واقعیت؟ وضع مملکت اصلا خوب نیست و مردم هیچ دلگرمی ندارند که برای مملکتشون تلاش دلسوزانه بکنند باید فکری کرد امیدوارم مسئولین نظام فکر چاره ای باشند
از ارز ۴۲۰۰ تومانی چیزی نمیگی دولت محترم قیمت ارز رو به نزدیک ۳۰ هزار تومان رسوند و حالا هم میخواد از زیر بار یارانه شانه خالی کند و اون چند میلیارد دلار رو در بازار آزاد بفروشد هر دلار ۳۰ هزار تومان بعد هم افزایش ناچیز یارانه ها ظاهرا وعده ۱۰۰ هزار تومان داده اند خدا و پیغمبر خوشش نمیاد با مردم اینطور رفتار میکنید الان ۱۰۰ هزار تومان میدهید ولی برنج هم کیلو ۱۰۰ هزار تومان خواهد شد واقعا برای دولت محترم متاسفیم و آقای رییسی که ما فکر میکردیم از روحانی بهتر باشند
چطور می توانند با عدم درآمد پول اجاره 40 الی 50 میلیونی مطب را بدهند جای سوال دارد و اینکه بگفته نویسند قادر نیستند پول بیمه خود و خانوادشان را بدهند بسیار تعجب انگیز و اینکه یک عده پزشکی را ول کرده اند به علت کمبود درآمد نیست بخاطر عدم علاقه به رشته شان و این است که شغل نان و آب دار تری پیدا کرده اند
چنانچه مدعی درامد پایین پزشکان ویا نگران خلوتی مطب آنها هستید سری هم به استانهای جنوبی از جمله سیستان وبلوچستان ومرکز آن زاهدان وهرمزگان و... بزنید بعضا یک پزشک متخصص روزانه بالای 100 نفر را ویزیت می کند وجالب است که در برخی از تخصص ها از جمله غدد زودتر از 5 تا شش ماه نوبت نخواهن داد بله اگر منظور بزرگواران تهران وبرخی کلان شهرها باشد طبیعی است که مطب برخی از پزشکان کمی هم خلوت باشد البته برخی از پزشکان ونه همه پس بیاییم واقع گرایانه به مسائل نگاهی داشته باشیم پزشکان از جمله پول دارترین ومرفه ترین قشر جامعه در ایران هستند واین مظلوم نمایی که صورت می گیرد صرفا برای آن است که تعداد شان کماکان کم وخدماتشان انحصاری باقی بماند واز درامد کلانشان چسزی کم نشود شما را به هرچه اعتقاد دارید در تربیت تعداد پزشکان متخصص یزای بسیاری از شهرها ظرفیت پذیرش دانشگاهها را افزایش دهید وبه داد مردم مظلوم ومستضعف برسید
اولا پزشکایی که ما میبینیم والله همشون مولتی میلیاردرن و به اندازه چند کارخانه دار درامد دارن و مالیات هم نمیدن و پزشک بیکار و بی پول نمیبینیم. ثانیا چهل ساله برای اروپا و آمریکا این همه مهندس و متخصص تربیت کردیم کسی صداش درنیومد حالا چهارتا پزشک مهاجرت کردن همه داد و بیداد راه انداختن ثالثا اصولا هیچ کشور درست و حسابی مدرک پزشکی ایران رو قبول نداره که کسی بخواد مهاجرت کنه، اینا احتمالا همون پزشکان متمولی هستن که پس از کسب درامدهای کلان میخوان خانوادشون رو بفرستن اون ور آب رابعا ایران بهشت پزشکاست کجای دنیا میتونن بهتر از ایران مردم رو بچاپن و هیچ مسئولیتی هم نداشته باشن و مالیات هم ندن!! اگه راست میگید در دانشکده های پزشکی رو یه ذره بیشتر باز کنین تا چند تا جوون دیگه هم بتونن تحصیل کنن و به قول خودتون جای پزشکایی که مهاجرت میکنن رو پر کنن
شما حتما برو عینکت رو عوض کن. یه دستیار تخصصی 3 میلییون تومان در ماه دریافت می کند و پس از اتمام تحصیل دو الی چهار سال برای دولت در مناطق محروم کار می کند ولی کارانه خود رو بعد یک سال دریافت می کند. اگر شما این همه اگاهی داری میشه جواب بدین چرا امسال تمام رشته های تخصصی ظرفیت خالی داشتند. چرا از 20 نفر دستیار بیهوشی در دانشکاه ها خالی موند. چرا از بیست فوق تخصص جراحی قلب مورد نیاز کشور فقط یک نفر داوطلب پیدا شد.خدا عاقبت این کشور رو با اندیشه های مشابه شما به خیر کن.الان تجهیز یک مطب چند میلیارد هزینه میخواهد. این پول باید از کجا تامین شود. به فرض تامین به هر طریقی پزشک چگونه و در طی چه زمانی انرا دوباره کسب کند. لابد با این تعرفه ای که الان تعریف شده!
بنده سال هاست در خارج از کشورکار پزشکی میکنم و یک ریال هم سرمایه با خودم به اینجا نیاورده ام که
برعکس به ایران فرستاده ام.
تا افرادی با دید شما در کشور هستند حاضر به کار در ایران نیستم.
کدوم پزشک؟
بیشتر اینها که شما اسمشون را پزشک گذاشتید، فرق بین سرطان و سرماخوردگی را تشخیص نمیدهند.
همون بهتر که برند.
اینایی که شما گفتید پزشکان سهمیه ای هستن که با سهمیه وارد دانشگاه شدن و دوپینگ سهمیه رتبه آنها را از ۱۰۰ هزار به زیر هزار آورده و اتفاقا جایی هم نمی روند کجا بی در و پیکرتر از اینجا برای رانت و پول مفت در آوردن برای این قشر؟ اما پزشکانی که باسواد هستند خیلی هایشان رفته اند و می روند
اینها جایی نمی روند چون دنیا حساب و کتاب دارد
اونا با انواع سهمیه پزشک شدند
"پزشک" آنجا که رود عزت و حرمت بیند
گر برانند به قهرش "هموطنان خویش"
واقعا مقاله آرمان ملی برای شوخی و طنز نوشته شده یا جدیه؟ پزشکان مشکل مالی دارند؟ الان یه پزشک عمومی که فقط در بخش دولتی کار میکنه بالای ۵۰ میلیون تومان حقوق میگیره یعنی چی مشکل معیشتی دارن اینا اکثرا میلیاردر هستن
درست نیست از رو هوا حرف بزنی این حقوق حتی به فوق تخصص هم داده نمیشه البته در بیمارستان دولتی
کدام پزشک عمومی در کدام استان در مرکز بالای 50 ملیون حقوق میگیره ؟ لطفا منصف باشید. در دو شیفت در 2 مرکز کارمیکنم ب 15 نمیرسه
فقط پزشکان نیستند که برای غرب تربیت می شوند مهندسین در درجه اول ومتخصصین که زبان انگلیسی بلد باشند حاضر به زندگی در این کشور نیستند ما هم اگر ماندیم چاره ای نداشتیم و خوش خیال بودیم
، ایران اینترنشنال مال کیست؟
کلی هزینه می شود تا افراد آموزش ببینند و درست وقتی به مرحله ای می رسند که میتوانیم از این نیروها سودآوری داشته باشیم خیلی راحت به کشورهای دیگر می روند و کشورهای دیگر بدون هیچ هزینه ای صاحب نیروی کار متخصص می شوند.
کمبود امکانات و عدم اشتغال صرفا محدود به رشته پزشکی نیست و این رویه تقریبا در تمام رشته های علوم پایه و ریاضی وجود دارد. و سالهاست که فقط نظاره گر مشکل اشتغال هستیم و به تیتر روزنامه و سایت های خبری و تحلیل این اوضاع بسنده میکنیم
بهترین پزشگان و مهندسین نخبه کشورمان به امریکا و اروپا مهاجرت می کنند و با ارائه بهترین ایده ها باعث پیشرفت امریکا و اروپا می شوند و این به دلیل ناکارامدی مسئولین کشور ما است.
با سلام بنده یک رزیدنت هستم با حقوق ۲.۵ ماهیانه، که کفاف اجاره خانه ام را هم نمی دهد،قبل از آن هم سرباز بودم و رایگان در بیمارستان های ارتش خدمت کردم،با توجه به اشباع بودن کار آینده شغلی هم ندارم،چرا ایران بمانم می رم جایی که بهم نیاز باشه و امکانات حداقل زندگی برام وجود داشته باشه.چرا به زور می خواهند پزشک به مناطق محروم بفرستن،حقوق مناسب داده شود امکانات کاری داده شود پزشکان هم استقبال می کنند
در همه صنفی وضع همین است در وکلا وضع از این بدتر است همه چند وکیل معروف را می بینند و همه را مانند آنها می پندارند!
خیر شما برای اروپا و امریکا پزشک تربیت نمی کنید، شما با مدیریتتان هر کسی را که مقدار فهمی دارد از کشور فراری نی دهید
برادر من با رتبه ۲۰۰ کنکور پزشکی بعد از ۱۵ سال کار در کشور مجبور به رفتن شد، مشکل مالی نداشت، امنیت روانی و اجتماعی برای زندگی نداشت
قبلا چند نفر جهت خرید روزنامه جلوی کیوسک های روزنامه فروشی می دیدیم
الان هیچکس نمی ایسته.
اون چند نفری هم که هستند برای خرید سیگار و فندک هستند.
دیگه روزنامه ها هم نمیتونن اعتماد از دست رفته مردم را بازگردانند.
کیهان که خوب فروش میکند
البته برای نطافت شیشه ها و استفاده کارگران به جای سفره یکبار مصرف
قبلا تلگرام وواتساپ وفضای مجازی در کارنبود ولی الان همه اخبار تو تلکرام وغیره زودتر از موعود داره پخش میشه.
انحصار رشته های پزشکی باید شکسته شود
اینکه میگن پزشکان در حال مهاجرت هستند برای فرافکنی است.
هیچ جای دنیا برای پزشکان بهتر از ایران نیست.
ایران بهشت پزشکان و دلالان .
کاملاً برعکسه
پزشکای ایرانی در اروپا و آمریکا جایی ندارن
درآمد پزشکان درجه3 در ایران در حد پزشگان درجه1 اروپاست
دو نفر از پزشکان را می شناسم که با پولهایی که از ایران جمع کرده اند به فرانسه و اسپانیا رفتند و اتوشویی و قهوه خانه باز کرده اند.
ایران جای زندگی نیست
اتریش خوب است.
بردگی برای اروپاییان افتخار است
خیلی جالبه پزشکها مهاجرت میکنن و شما سرتو میکنی تو برف
آره مهاجرت نمیکنن
وی پی ان خریدی اتریشی شدی؟
این نویسنده گرامی یا در کره ماه زندگی میکنند یا انقدر ارزوی پزشک شدن در خود یا خانواده داشتند که هرانچه نوشتند جملات بی پایه هست. عزیز من ویزیت متخصص در ایران سه دلار هم نیست در حالیکه در افغانستان ده برابر این رقم هست. یه دستگاه اکوکاردیوگرافی 5 سال پیش 70 میلییون تومان بود الان به یک میلیارد رسیده است.. شما در خواب باش ولی پزشکان جوان بیدار هستند و کشور را ترک خواهند کرد. حالا این وظیفه دولتمردان هست که موضوع را تجزیه و تحلیل کنند و راه حل منطقی بیابند.
تا افرادی مانند شما در کشور هستند، کار کردن در ایران بی معنی است.
یک پزشک ایرانی ساکن اتریش
جمع بستن پزشکان و دلالان کاملا بی انصافی است، دوست گرامی
وقتی که ۶۰ درصد از طرفیت دانشگاه های پزشکی را به جذب سهمیه می کنند
و افرادی را که از نظر توان علمی و نمرات درسی و کنکور و صریب هوشی ، از حداقل ها بی بهره هستند
متاسفانه باید منتطر افت شدید سطح علمی و بالا بردن میزان اشتباهات و نتیج مرگ و میر بیماران باشیم
ایکاش برای خانواده های محترم شهدا در زمینه های دیگری که توانش را دارند
اقدام می کردیم و از جان و تندرست مردم و اعتبار پزشکی مان هزینه نمی کردیم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.