یک تلنگر مهم اجتماعی در ماجرای غزاله و آرمان
شاید یکی از علل رضایت ندادن خانوادههای مقتولین، نحوه مواجهه دیگران با پرونده است؛ گویی که خانواده مقتول موظف هستند که رضایت دهند و اگر ندهند، مرتکب فعل قبیحی شدهاند.... هیچ نگاه مثبتی به قاتل را نباید ترویج کرد. در واقع قاتل باید اظهار پشیمانی جدی کند. صادقانه درصدد جبران برآید. اینکه تا آخر و خلاف برداشت دادگاه و کارشناسان قتل را انکار کند، نتیجهای جز تحریک و اصرار خانواده مقتول بر قصاص ندارد.

به گزارش «تابناک»، عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: در ماجرای غزاله و آرمان، پس از یک کشوقوس ۸ساله هفته گذشته، آرمان اعدام شد و دو نگرش متضاد در دفاع از این اعدام یا رد آن نیز در جامعه دیده شد. ولی این ماجرا را چگونه باید مورد توجه قرار داد؟
اولین نکته، پرسش درباره اصل وقوع قتل است. بهطور کلی استقلال و دقت رسیدگی قضایی در پروندههای قتل عمد و در دادگاههای عمومی رعایت میشوند. فرآیند ماجرا آن قدر پیچیده است که اعمال نفوذ سخت است. پلیس و آگاهی، بازپرس و دادستان، دادگاه بدوی رسیدگیکننده با چند قاضی، دیوان عالی کشور و رفتوبرگشتهای فراوان، علنی بودن دادگاه و حضور و موضعگیری وکلا و رسانهها همگی موجب میشوند که اعمال نفوذ استثنا شود.
از این رو شخصا تاکنون با مورد خاصی که خلاف عدالت حقوقی حکم نهایی صادر شده باشد، نشنیدهام. در هر حال این بدان معنی نیست که هیچگاه حکم اشتباهی صادر نمیشود. حقیقت نزد خداست، ولی براساس قانون و شواهد میتوان اجمالا به این نتیجه رسید که چه کسی قاتل است. بنابراین در اصل وقوع قتلها و انتساب آنها به متهمان، چندان جای چون و چرا نیست.
نکته بعدی درباره کودک محسوب شدن مجرم یا قاتل است که این موضوع میتواند محل بحث قرار گیرد ولی در این مورد خاص، ظاهرا و با توجه به قراین ماجرا، دادگاه موضوع پایین بودن سن را به عنوان شاهدی بر عدم رشد در ارتکاب جنایت نپذیرفته است.
مهمترین نکته به قصاص یا عفو مربوط است. جامعه با شدت و حدّت فراوان وارد این پروندهها میشود و نسبت به مجازات فرد حساسیت نشان میدهد و انتظار دارد مطابق این انتطار عمل شود، در حالی که در عمل نقش چندانی در تعیین مجازات و کیفیت آن ندارد. این حضور در پرونده بعضا اثرات منفی میگذارد. شاید یکی از علل رضایت ندادن خانوادههای مقتولین، نحوه مواجهه دیگران با پرونده است؛ گویی که خانواده مقتول موظف هستند که رضایت دهند و اگر ندهند، مرتکب فعل قبیحی شدهاند.
این همان اشتباه مهلکی است که برخی از متهمان و خانوادههای آنان و نیز وکلا یا افکار عمومی به ویژه افراد سرشناس در دفاع از قاتل میکنند و خانواده مقتول را در رنج مضاعف قرار میدهند، در نتیجه خانواده مقتول هم پای خود را در یک کفش میکنند و حاضر به رضایت نمیشوند، حتی اگر از ابتدا دنبال قصاص نبوده نباشند.
در حقیقت اگر کسانی از جمله قاتل و خانواده او خواهان گذشت و عدم اصرار بر قصاص هستند، باید تمام حق را به خانواده مقتول داده و با آنان همدلی کرده و از آنان دلجویی نمایند. هیچ نگاه مثبتی به قاتل را نباید ترویج کرد. در واقع قاتل باید اظهار پشیمانی جدی کند. صادقانه درصدد جبران برآید. اینکه تا آخر و خلاف برداشت دادگاه و کارشناسان قتل را انکار کند، نتیجهای جز تحریک و اصرار خانواده مقتول بر قصاص ندارد.
همیشه باید خود را به جای خانواده مقتول قرار داد و احساس آنها را درک و با آنان همدلی کرد. درخواست عدم قصاص از قاتل هنگامی موجه است که او صادقانه پشیمان شود و درصدد جبران برآید. البته اگر معتقد است که مرتکب قتل نشده است، باید بتواند و میتواند تمام نقاط ابهام را به خوبی رفع کند و امید به تبریه نیز داشته باشد.
گام اول برای درخواست قصاص از سوی خانواده مقتول، همراهی بدون قید و شرط همگان با آنان و محکوم کردن جنایت رخ داده است. این کار درد و رنج آنان را کاهش میدهد و انگیزه آنان را برای قصاص تضعیف میکند. اتفاقا طبقات پایین جامعه این قاعده را خوب میفهمند. قرار نیست خانواده مقتول مجبور به گذشت شود و درد مضاعفی را تحمل کند و بدهکار محسوب شود. این اشتباه مهلکی است که شاهد تکرار آن هستیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تعدای از وکلا هستند که برای مطرح کردن و تبلیغ و کسب وجهه تخصصی و در نتیجه کسب مشتری بیشتر و درامد بالا تر اینگونه پرونده ها را در بوق رسانه های داخلی و خارجی قرار داده و سعی میکنند با تحریک احساسات عموم مردم بر صادر کننده گان حکم و خانواده مقتول اعمال فشار کرده و یا حکم را تضعیف و یا خانواده مقتول را مجبور به رضایت کنند . وگرنه روزانه تعداد قابل توجهی پرونده قتل در محاکم مطرح و حکم برای انها صادر و اجرا میگردد و در تعداد چشمگیری هم گذشت اتفاق میافتد بدون اینکه افکار عمومی مشوش گردد .شما برسی کنید ببینید چند پرونده قصاص که این چند وکیل وکالت اتها را بعهده داشتند و انها را به کف جامعه کشیدند منجر به گذشت شده .قطعا این وکلا میدانند نتیجه ای از رسانه ای کردن نخواهند گرفت اما ار تبلیغ وسیع مجانی هم نمیشود گذشت
درزمان و شرايط امروز قصاص خاصيت واقعى خود را ندارد و در نهايت از خانواده مقتول قاتل مى سازد چنانچه پس از طى مراحل قانونى قتل عمد ثابت و قاتل مشخص شد توسط مراجع قانونى حكم اجرا شود
در چارچوب قوانین فعلی نظر آقای عبدی کاملا منطقی است. اما آیا نمی توان با تغییر قانون راه سومی یافت؟ چرا برای کم کردن خرج زندانها، حبسهای طولانی را حذف کرده اند و شاکیان را بین دوراهی قصاص و بخشش قرار داده اند؟ اگر آرمان را حبس 20 یا 30 ساله می کردند بهتر نبود؟ درضمن کسانی که فکر می کنند با اعدامهای بیشتر جامعه امنتری داریم متاسفانه هیچ شواهدی ارائه نمی دهند فقط یک استدلال ساده می کنند که درستی آن تحقیق نشده.
حرف منطقی جواب ندارد
با سلام و احترام حرف های خوبی بود که در شرایط فعلی گفته شد ،منتها به نظر یک مشکلی در کار هست و اون هم اینکه وقتی قتلی اتفاق می افتد قانون در صدد اعدام قاتل بر می آید و با مقتول و عملکرد ایشان قبل از قتل اصلا " کاری ندارد برای مثال در همین قضیه آرمان و غزاله قضات به درستی به نتیجه قتل رسیدند ولی اگر نگاه کنیم در منزل قاتل این اتفاق افتاده و سوالی که اینجا ذهن را درگیر می کند اینست که مقتول در منزل قاتل چکار می کرده و چرا باید به تنهایی به چنین محلی میرفته ،اصلا" اگر آرمان را در این بحث صددر صد مقصر بدانیم باید غزاله را هم در موضوع حضور شان در محل یاد شده کمی مقصر بدانیم که قانون در این مورد سکوت اختیار کرده حالا چرا واقعا" من نمی دانم.باتشکر
خبرنگاران و روزنامه نگاران هم سهیم هستد در نتیجه
چنان در بوق و کرنا کردند فکر کردند می تونن با این کار هم تیتر بسازند هم نجاتش بدن
موضوعی که در این ۸سال برای خانواده غزاله شاید هیچ تشکیلاتی یا خیرخواهانی بخصوص از طرف فامیل یا ...پا پیش نگذاشتندپدر ومادرش را تشویق برای فرزند آوری نمایند این رویه اکسری است که دنیای محزون خانواده را عوض می کند ؛دوستی داشتیم دخترخانمشان از بالکن منزلشان سقوط کرد وفوت شد شاید از لحاظ سنی شرایط والدین غزاله را داشتند بسیار افسرده وغمگین بودند آنقدر تشویق شان کردیم که خداوند به ایشان اولاد جدیدی عطا فرمود واز زیر بار این محنت تا حدود زیادی خارج شدند .متاسفانه در طول این هشت سال این بندگان خدا هم محنت کشیدند هم پیرشدند وهم فشار اما آیا کسی حاضر شد آنها را ترغیب به تغیبر نگاهشان به دنیای بعد از غزاله نمایند .؟....
پدر و مادر غزاله به نظرت چندسالشون؟
برای همه یه نسخه نپیچ لطفا
آفرین حرف حساب و درستی زدند.
وکلا و خانواده آرمان خیلی بد و ناشیانه و شاید عامدانه ادعاهای عحیب از خانواده مقتول توقع رضایت داشتند.می گقتند غزاله زنده است و قتل را حاشا می کردند و رسانه ها توهین می کردند.وکلا گفتند غزاله در زاهدان زنده رویت شده.این حرفها همه دلیل اصراری شده که به اعدام شبیه به قتل منجر شد.امان از دست شیاطین و دوستان نادان و مغرض.
البته اینور ماجرا را هم باید دید وآنهم اینکه برای اولین بار صدا و سیمای میلی در یک اقدام عجیب بلا فاصله رفت با پدر و مادر مقتول مصاحبه کرد و آنها هم هر چه خواستند حتی به حق و یکطرفه گفتند و نمک بر زخم های پدر و مادری دیگر که آنها هم گرفتار یک ندانم کاری فرزندشان شدند و بالاخره جگر گوشه نوجوان شان را بالای چوبه دار دیدند پاشیده شد
در کل اعدام باید جمع شود مگر برای قاتلین سریالی
جکم 15 سال زندان که در کل دنیا رواج پیدا کرده بسیار عقلی و بازدارنده تر است و خشونت را ترویج نمی کند.
در این قضیه هم اگر آرمان می دانست که مجازاتش 15 سال زندان است ، لااقل جنازه را معدوم نمی کرد و این خودش مرحمی بود بر زخم خانواده غزاله
فراموش نکنیم که اگر کسی 15 سال زندان برود ، روزی که بر می گردد خودش و دنیای اطافش کلا عوض شده است .
نیازی به اعدام نیست .
خب اگر عزیزان شما را کشتند رضایت بدهید صرفاً ۱۵سال زندانی شود.مکر همه حق زندگی ندارند؟
اگر آرمان خدایی نکرده خواهر یا مادر یا همسر یا دختر شما را میکشت و حتی جای جنازه را نشان نمیداد شما راضی بودی 15 سال بره زندان؟؟؟؟ شرافتاً هر کی راضیه بیاد بگه. هر موقع خواستید ژست روشنفکری بگیرید خودتون رو جای خانواده مقتول بگذارید. این مساله یه حادثه یا اتفاق نبوده... یه قتل عمد و سنگدلانه بوده
البته دعا می کنم برای شما همچین اتفاقی رقم نخوره ولی خداییش اگر جای خانواده مقتول بودید هم همین حکم را توصیه میکردید؟ طرف زده بی گناه کشته بعد بره 15 سال زندان و بخوره و بخوابه اونوقت بیاد بیرون ببینه همه چی عوض شده!! یعنی داغ مرگ فرزند هم بر دل خانواده مقتول تغییر میکنه تو این مدت؟؟؟
چه تحلیل خوبی بود. مخصوصا نتیجه گیری پاراگراف آخر
سوال: قاتل اگر دستگیر و زندانی و محاکمه و محکوم نشده بود پشیمان می شد؟
از شرح ماوقعی که بر سر مقتول و جنازه اش آمده چنین برداشت نمی شود.
این فشار بر خانواده های مقتولین رو در برنامه های آقای احسان علیخانی هم میشد دید که انگار خانواده مقتول احساس میکرد اگر رضایت ندهد جای قاتل و مقتول عوض می شود و آنها گناهکار و سنگدل شناخته می شوند.
یک اشتباه دیگر اینست که در صورت رضایت خانواده مقتول، این کدورت باطنی باقی است و نخواهیم عادی انگاری کنیم که مساله تمام شد و حالا بیایید رو در رو شوید و همدیگر را بغل کنید!
تحت تاثیر جو سازی های اروپایی های ریاکار قرار نگیرید.
مشکل شان کشته شدن جنایتکاری که دو روز مانده به 18 سالگی، دختری (فردی بسیار ضعیف تر از خود که متاسفانه به قاتل اعتماد داشت و مهمانش بود) را با ضربات مشت سپس کوبیدن سر به تخت و در نهایت (برای یکسره کردنش، گویا هنوز نفس می کشیده) با میله بارفیکس به قتل رسانده و قطعه قطه کرده و در چمدان قرار داده و در سطل زباله انداخته است نیست.
چگونه برای یک جنایتکار اشک می ریزند اما در برابر کشته شدند کودکان غیرمسلح فلسطینی توسط اسرائیل، ساکتند؟
مانند این، قویا محکوم کردن توی سرشان بخورد نمی توانند از اسرائیل فقط خواهش کنند که از سلاح غیر کشنده علیه معترضان کودک فلسطینی استفاده شود؟ شاید توقع چنین کاری از اسرائیل غیرواقعی است؟
سلام. خدا پدر شما رو بیامرزه! در این مورد کاملا با جناب عبدی موافق هستم. رضایت گرفتن فوت و فن خودش رو داره. در سال موارد زیادی از صلح و سازش در مناطق مختلف ایران و بین اقوام گوناگون صورت میگیره، کسانی که دنبال رضایت گرفتن هستند و میخوان ثواب کنن از این پروندههای صلح و سازش محلی و فارق از جار و جنجال یاد بگیرن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.