ماجرای جالب دزد و مالباختهای که عاشق هم شدند
عشق و علاقه شدیدی که مهشید و ایمان در جریان یک ماجرای عجیب به هم پیدا کردند به جای ازدواج و تشکیل خانواده به راهاندازی یک باند دو نفره سرقت منتهی شد. باندی که پس از چندین کیف قاپی سریالی در پایتخت تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و در نهایت اعضای آن دستگیر شدند.

به گزارش «تابناک» به نقل از روزنامه همشهری، این ماجرای عجیب و باورنکردنی با دزدیده شدن کیف دختری به نام مهشید توسط کیف قاپی به نام ایمان آغاز شد. ایمان پس از سرقت این کیف، وقتی متوجه مدارک پزشکی داخل آن شد و فهمید که مادر صاحب کیف مبتلا به سرطان است، دلش سوخت و تصمیم گرفت کیف را پس دهد اما همین تصمیم او باعث شروع ماجرایی عاشقانه شد. او و صاحب کیف عاشق هم شدند و کمی بعد با همدستی یکدیگر شروع به سرقت در خیابانهای تهران کردند.
سرقتهای این باند ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل دختری جوان به اداره پلیس پایتخت رفت و گفت سارقان موتورسوار کیف او را قاپیده و اموالش را سرقت کردهاند. وی توضیح داد: در یکی از خیابانهای شرق تهران بودم که ناگهان دختر و پسری جوان که سوار بر موتور بودند به سمت من آمدند. آنها در یک چشم بههم زدن کیف مرا قاپیدند و فرار کردند. داخل کیفم مقداری پول، گوشی موبایل و مدارک شناساییام ازجمله شناسنامهام بود. چند دقیقه پس از سرقت نیز پیامک بانک به دستم رسید که نشان میداد سارقان حساب مرا خالی کردهاند چرا که کارت عابربانکم داخل کیفم بود و رمز آن نیز شماره شناسنامهام بود.
سارق سابقه دار
با این شکایت، پروندهای تشکیل شد و با دستور دادیار دادسرای ویژه سرقت گروهی از مأموران پلیس آگاهی تهران مأمور شدند تا دختر و پسر سارق را شناسایی و دستگیر کنند. درحالیکه تلاش پلیس ادامه داشت چندین شکایت دیگر پیش روی تیم تحقیق قرار گرفت که نشان میداد دزدان موتور سوار بهصورت سریالی دست به کیف قاپی و موبایل قاپی میزنند. اکثر سرقتهای آنها در تاریکی شب انجام میشد و مالباختهها نیز دختران یا زنانی بودند که در حال تردد در خیابانهای خلوت بودند.
ماموران برای یافتن ردی از این باند دو نفره به بررسی حساب مالباختهای پرداختند که سارقان با بهدست آوردن رمز کارتش، حساب او را خالی کرده بودند. بررسیها حکایت از این داشت که آنها از طریق یک دستگاه خودپرداز در شرق تهران بهحساب مالباخته دستبرد زدهاند. مأموران نیز به بررسی تصاویر دوربین مداربسته بانک پرداختند و چهره پسری جوان را بهدست آوردند. جوانی که تصویر او در بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار نیز ثبت شده و این یعنی متهم یک سارق سابقه دار است. او ایمان نام داشت و حدودا 30ساله بود. با این اطلاعات پاتوقهای احتمالی او زیرنظر گرفته شده و مأموران خیلی زود موفق به دستگیری وی شدند.
ایمان که تنها چند ماه از آزادیاش از زندان میگذشت و حالا دوباره دستگیر شده بود در بازجوییها چارهای جز اقرار به سرقتهای سریالی ندید اما نکته عجیب ماجرا این بود که اصرار داشت تمام سرقتها را به تنهایی انجام داده است. او درحالی چنین ادعایی را مطرح میکرد که هم مالباختهها گفته بودند در تمام سرقتها دختری ترک موتور نشسته بود و هم بررسی دوربینهای مداربسته نشان میداد که دختری همدست او بوده است. در این شرایط بازجویی از سارق سابقه دار ادامه داشت تا اینکه معلوم شد وی به تازگی با دختری جوان به نام مهشید نامزد کرده است. سرانجام ایمان اعتراف کرد که سرقتها را با همدستی مهشید انجام میداده است و با اعترافات او، عضو دوم این باند نیز دستگیر شد. دختر و پسر جوان به دهها سرقت با همدستی یکدیگر اعتراف کردند و برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند.
یک عاشقانه عجیب
مهشید میگوید که خودش یکی از طعمههای ایمان بوده اما وقتی او را دیده عاشقش شده و همین باعث همدستی آنها برای ارتکاب کیف قاپیهای سریالی شده است.
از ماجرای آشنایی ات با سارق سابقهدار بگو؟
من عاشق مرام و معرفت ایمان شدم و بهخاطر همین خصلت او بود که دلباختهاش شدم. یک روز به بانک رفتم و از حسابم مبلغی برداشت کردم و در حال بازگشت به محل کارم بودم. من منشی یک شرکت هستم و درآمد زیادی ندارم. آن روز ایمان که سوار بر موتور بود به من نزدیک شد و در یک چشم بههم زدن کیفم را قاپید و فرار کرد. پس از این اتفاق فورا به شرکت رفتم و با موبایل همکارم به موبایل خودم که داخل کیفم بود زنگ زدم.
به جز موبایلم پول، کارتهای عابربانکم به همراه مدارک پزشکی مادرم بود. مادرم مدتها بود که مبتلا به سرطان شده و تحت درمان بود. چندین بار به موبایلم زنگ زدم تا از سارق کیفقاپ بخواهم که دستکم مدارک پزشکی مادرم را برگرداند و مابقی چیزها برای خودش باشد اما جواب نداد. ناچار شدم پیامکی بفرستم و همه ماجرا را توضیح بدهم.
بعد از ارسال پیامک بود که سارق تماس گرفت و گفت دلش به رحم آمد و میخواهد مدارک پزشکی را برگرداند اما به شرط آنکه پای پلیس را به ماجرا باز نکنم. من هم به او اطمینان دادم که به پلیس حرفی نمیزنم و برای پس گرفتن مدارکم با او قرار گذاشتم. وقتی به محل قرار رفتم ایمان را دیدم او وقتی مطمئن شد که موضوع را به پلیس لو ندادم خودش را نشان داد و کیفم را با تمام محتویاتش حتی پول و موبایلم برگرداند. او دلش به رحم آمده بود و وقتی دید به پلیس هم چیزی نگفتهام خیالش راحت شد. آن روز سفره دلم را برای ایمان باز کردم و او با دلسوزی پای درددلمهایم نشست. در همان قرار اول دل به او بستم.
پس از آن هم تصمیم گرفتی وارد دنیای خلافکاران شوی؟
آن روز به ایمان گفتم که شرایط مالی خوبی ندارم. مادرم مبتلا به سرطان شده و هزینه دارو و درمان او بالاست. از سوی دیگر برایش تعریف کردم که در یک شرکت خصوصی کار میکنم با درآمد پایین. رئیس شرکت از من میخواست که کار نظافت و تی کشیدن شرکت و حتی چای ریختن را هم انجام بدهم. او حتی هر وقت جلسه داشت از من میخواست برایشان چای ببرم و همیشه تحقیرم میکرد. من هم ناچار بودم بهخاطر شرایط بد مالی هرچه او میگفت را انجام بدهم. هرچند در جستوجوی کار مناسب هم بودم اما پیدا نشد. ایمان حرفهایم را که شنید پیشنهاد داد تا با همدستی او سرقت کنم. ابتدا قبول نکردم اما وقتی دیدم پول خوبی نصیبم میشود بهخاطر شرایط مادرم پذیرفتم.
تو هم کیف قاپی میکردی یا همه سرقتها را ایمان انجام میداد؟
شاید دو یا سه بار گوشی قاپیدم اما با ترس و استرس. کیفقاپیها را معمولا ایمان انجام میداد. من کنارش بودم تا کسی به ما شک نکند. ایمان میگفت تا قبل از این به تنهایی راهی سرقت میشده و زنان به محض دیدن موتورسوار تک رو میترسیدند و از او فاصله میگرفتند اما با حضور من کمتر مشکوک میشوند. البته به جز این وظیفه من فروش طلاهای مسروقه هم بود. اگر داخل کیفی طلا بود من مسئول فروش آن بودم. معمولا بعد از سرقت اموال ارزشمند آن را برمیداشتیم و کیف را درون سطل زباله رها میکردیم. گوشی موبایلها را ایمان به مالخر میفروخت و سهمش را میگرفت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شمایی ک میگین برین زحمت بکشین پول دربیارین یا تن ب کار بدین ، من خودم از بوق سحر تا ۱۲ شب سرکارم برا ماهی ۴ تومن ..حتی خرج بچمم نمیتونم دربیارم در ماه ازش واقعا نمیدونم چکار کنم فقر و بی پولی ریشه تموم فساد و بدبختیهای مردومه اونم توی کشوری ک پولدارترینه .. هه
درود.اضافه کنم .چرا کسی حقیقت رو لمس نمیکنه و واقعیت رو میبینن!!اینو از خواندن چندی از نظرات عرض میکنم،ما همه در یک فیلم در نقش های متفاوت بدون حق انتخاب در حال بازی هستیم.این یک واقعیت هست.خلاصه بگم ،اما حقیقت اینکه این جایگاه و این داده ها که مجموع باور واعتقادات آموزشی و محدودیت در زمان و مکان مال من نیست.من باید انتخاب کنم که چگونه و چطور و کجا و کی و با چه کسی یا کسانی زندگی کنم.وقتی نمیتونی حرف بزنی و...اسمش رو گذاشتید زندگی و دارین بحث میکنین!باز هم مثل همیشه نظریات من در صفحه سی نمیشه.درور
درود.خیلی متاسفم بابت اینهمه منفی نگری و قضاوت و گاها صدور حکم، یکی از دلایلی که انسان به فکر دزدی کردن می افتد ترس از عدم امنیت مالی و یا بی اعتقادی به ارزشهای انسانی و ...مهم همان ترس هست که اجبار را زنده و اختیار را محو میکند،زمانی میشود ایمان را درک کرد و در موردش قضاوت کرد که دقیقا در شرایط و موقعیت اجتماعی و مکانی و زمانی ایمان قرار گرفت و کفش ایمان را بپا داشت،اجبار یعنی اختیارات فکر ،اندیشه و عمل در دست شخص نیست و حقیقت این اشخاص با حالی که دوست ندارن و از دزدی شرم و گاها احساس گناه میکنن و از خود بیزارند اما اختیار افکارشان را ندارن که نتیجه عملکرد غیر قانونی و ضد ارزش و زندان هست،تا ایمان به فهم و درک این عمل که بد است نرسد هزاران بار که زندان برود و اگر کل دنیا جز دارایی های او باشد بازم دزدی میکند،کاش بجای اینکه قضاوت نادرست کنیم ایمانهایی که هنوز به ایمان دزد تبدیل نشده کمک کنیم تا به اهدافشان در موقعیت زمانی و مکانی خاص برسند،در زمستان صد بستنی مزه آن یک قاشق بستنی که در تابستان میخواستم را نمیدهد،جای ایمان نبودم که بگویم بخدا قسم هر کدام از ما منظور خودم جای ایمان بودیم بدتر از این میکردیم،شک ندارم به انسان که هزار نقش بازی میکند ،چنان که میبینی آینده هم بسیار،،خودت را اصلاح کن جهان عاشقانه میشود با هم...درود
کاش بهشون زیاد حکم ندن بیان بیرون به خوبی و خوشی زندگی کنن و دیگه دزدی نکنن
اگر میخواید ثروتمند بشید با کار شرافتمندانه نمیشید. باید یا ارث هنگفتی بهتون برسه یا اختلاس و دزدی کنید.
با کار گری و کارمندی آدم به هیچی نمیرسه غیر از اینکه تا اخر عمر محرومیت و محدودیت
وقتی دولت ثروت مردم رو میده به کشورهای همسایه ملت تو فقر وبدبختی دست وپنجه نرم میکنن .... بترسید از آه مظلومان امیدوارم یه روز برسه مردم ایران همه ثروتمند بشند نه یارانه که این دولت میده نمیشه یه پفک خرید
امان از دست آدم های کودن
طرف تو کارتت نوشته اگه پیام بانک براش آمده چرا رفته شرکت گوشی همکارش گرفته
ملت هزار با توضیح دادن باز یه کودن دیگه می پرسه لیلی زن بود یا مالباخته عاشق شکایت کرده
چرا ،سیستم درمانی و بهداشتی کشور تخفیفات صدمیلیونی برای اتباع بیگانه بیمارستانهای دولتی اعمال میکنه،ولی بیماران خاص وسزطانی نباید تحت پوشش یک بیمه درست و حسابی باشند و اگه درگیر شد یک خانواده باید کل زندگیش،رو بده؟؟؟؟
استكبار جهاني هم در تبليغاتش دائم ادعا مي كند كه مردم عاشق و دلباخته اش هستند ، استكبار هم دائم دست در جيب و زندگي خصوصي مردم مي كند . مرگ بر آمريكا !
روز جمعه یه دانشجویی که با هزار آرزو از دانشگاه قبول شده رو آوردیم دم مترو کل وسایلشو، کتاباش و جزوهاش همه وسایل خوابگاهش از صندوق عقب ماشین برداشتن و دزدیدن، از ترسش نمی خواست حتی بمونه و به دانشگاه بره در ده دقیقه همه هست و نیستشو بردن. بعد از شکایت و دیدن دوربین مترو و قیافه دزد و علافی این چند روزه تو این شهر بزرگ تازه می گن گیرم پیدا شد هیچی دستتون نمی گیره
حالا چطور شده این دزدا رو زودی گرفتن و اعتراف هم ازشون گرفتن
تازه فهمیدم تو این کشور نه عدالتی هست و نه وجدانی
دزد هم باشی انسانی و باید وجدان و معرفت داشته باشی از یه ماشین مدل پایین با یه پلاک شهرستانی بیای دزدی کنی نمی دونی که اگر وسایلشو بر داری تو یه شهر غریب بدبخت می شه خدا لعنتتون کنه
مرگ بر آمریکا. مرگ بر انگلیس. مرگ بر روسیه. مرگ بر چین. و مرگ بر مسئولین بی کفایت ....
چرت اند پرت
همش چرت وپرت هست خوب بخونید کلا حرفهای اونا جور در نمیاد ودارن داستان میگن
چه اشکالی داره ادم ی مدت چایی هم برای رئیسش بریزه. حالا مگه ما کی هستیم هسته اتم شکافتیم یا واکسن ساختیم؟ ادم با عرضه که سواد علمی و فنی داشته باشه تو همین تهرون 1401 واسش کار پیدا میشه
سلام
به همه شما ها که موضوع را خواندید و خواندم
شبیه به فیلم های زمان قدیم
البته با تغییرات تکنولوژی روز
هم عشق , جوانی ، معرفت ، بی تجربگی ، پلیسی ، بیکاری ، فقر ، بیماری ، عدم پاسخ روشنی برای مریضی ، محبت مادرانه و هزاران عامل دیگه وجود دارد
و هم مشکلات معضلات جامعه امروزی
واقعا پیچیده است بخواهید قضاوت کنید
ولی من مطلب را تا ته خواندم
لطفا قصاوت نکنید
خدا ازتون نگذره دزدای حرومخور
فقردرهمه جهان هست امافقیران دزدی نمیکنند،فقیرحتی گدایی هم نمیکند،دزدها فقیرنیستندطماع پرتوقع لاشخورورذل هستند دزدهاحتما خیانت هم میکنندشک نکنید،کارمندان ومدیرانی که رشوه ها واختلاسهای چندمیلیاردی میکنندفقیرهستندیاپرتوقع و مفتخور ورذل ؟؟؟هیچ فقیری سرقت نمیکند شخصاجوان بودم جیبم دزخزانه تهران زدندهمه دوستان باهم یک هفته رفتند مرخصی ،اماجیبم خالی بودودیرترازدوستان به ترمینال رسیده بودم کیف وپول همه رادزدبرددرنزدیکی ترمینال درپارکی یک هفته روی صندلی خوابیدم بامدزک دهه ۶۰ فوق دیپلم ،،یواشکی چندباراصافه ساندویچ مردم درروی صندلی ها خوردم،ونگفتم پولم دزدیدندوروز اخرپیاده راه افتادم باگرسنگی تمام،تا خودرابه خیابان حافظ خوابگاه که انروز بازمیشد برسانم و ازکمدم پول بردارم ،،اری یک هفته اینگونه زندگی کردم اینهم مرخصی ماشددرحالیکه والله میتوانستم چندبارازعفلت مردم سا کهایشان وووبردارم وبرم هال کنم امااعتقادات مانع شد نه ابلهی ،اعتقادات بررفتار من غلبه کرد
وقتی ایمان نباشد دزدی زیاد میشود،،،،دختره مشکل مالی داشت ،پسره چی؟ مگه قراره هرکس فقیر باشه بره دزدی کنه؟لطفا توجیه نکنید
کلا ملت همیشه در صحنه و متخصص در همه چیز از بالا تا پایین اظهار نظرها چرت و پرت و جهل مردم که قاضی میشن و دیگران رو قضاوت میکنند اونم خیلی محکم و با حق به جانب بودن این دو اینطور بدنیا نیومدن دیگران رو عزیزان قضاوت نکنید
دوستی فرمودند دزیدی کار آدم تن پرور است. بله. درست. ولی در شرایط نرمال. نه وقتی شما زحمت بکشی و مزدش جدای از پول توهین باشه!
دوست عزیزم. بنده کار خالصانه کردم همیشه. پدرم هیات علمی دانشگاه سراسری و مادر دبیر ریاضی دبیرستان بودند. اهل پارتی بازی نبودند. من با لیسانس مهندسی صنایع، کار اولم در یه کارخونه بود که یه ساعت با خونم فاصله داشت، سرویس نداشت، و ... بعد یک ماه کار، کل ۷۵ درصد حقوقم پول بنزینم بود!!!
پدرم عصبی شد و دخالت کرد و گفت دو برابر حقوق میده و پولو پرت کرد رو میز صاحب کارخونه. هرچند موافق دخالتش نبودم. با تدریس در مدارس و دانشگاهها شروع کردم، شرکت زدم و با اصرار والدینم فقط برای خودم کار کردم. کار درست. الان در خانه پدری ساکنم، و هیییچ جز یه خانواده و یه زندگی ندارم. الان دو ساله با کار های قاچاقی دارم معنی زندگی رو می فهمم و الان به دخترم دارم یاد میدم گرگ باشه. چون جامعه ما جنگله. دارم بهش یاد میدم ۱۹ سالگیش راه منو نره. و به عنوان پدر پشتشم. جامعه ای که قانونش استثنا داره، قانون نداره
انسانیت همیشه انسانیت است و بدون اگه آگاهانه از مسیر انسانیت خارج بشی یه روزی جایی که فکرشو نمیکنی چوبشو می خوری
لطفا برگردید به مسیر انسانیت و آموزش های انسانی به نسل بعدی خودتون منتقل کنید
اگه هر کس به بچه ش یاد بده گرگ باشه بدونه که همیشه دست بالای دست بسیار است و ممکنه کسی هم به بچه اش یاد بده گودزیلا باشه و دبگر گرگ بودن هم به کار نیاد!!!
اینا خوبه دزدبودن..اوناک ادم میکشن هم بگو..فقر نیاز ادم گرسنه ایمان نداره داداش
شرم بر مسئولانی که باعث فقر و نداری و دزدی جوانان میشوند اب و خاک و نفت و دریا معدن می فروشند مردم فقیر هستند ....
دروغه
خخخخ
کسی از دزدی و رفتار رییس شرکت که به خاطر داشتن یک شرکت، افراد را به بردگی میگیرد و هر رفتاری انجام میدهد ، چیزی نمیگوید. اگر کارها حقوق مکفی داشتند. انگیزه دزدی برای خیلیها فراهم نمیشد.
کشوری با اینهمه ثروت چرا باید داروی اون اینقدر گر ن باشه. الان با طرح دولت دارو چند برابر میشه آخه یه بیمار سرطانی که کارگر هم باشه از کجا بیاره چند صد میلیون پول دارو بده. دولتهای دیگه حتی دولتهای عرب منطقه چقدر هوای مردمشون رو دارن اونوقت ما کاری میکنن تا تمام بیماران بمیرن. اونایی که فکر میکنن دولت یارانه دارو میده باید ببینن قبلا چه قولهایی داده و زده زیرش. اونایی هم که تو نظرات مسخره کردن بدونن واسه اونها هم هست با اینهمه پارازیت و سبزیجاتی که تو فاضلاب درست میشن خیلی بیشتر میشه.
گفته که پیامک بانک به دستم رسیده برای یع دختره دیگس و منظورش مهشید نیست اگر بادقت بخونید
توصیه میکنم حتما یه بار دیگه فقط قسمت اول داستان رو که دختره رفته شکایت کرده رو بخون .
نابغه
هرچند این ماجرا حالا درست یا قسمتش مبهم ولی حقیقتتی انکار ناپذیر است. وقتی مر دم انتخاب نادرست بکنند وقتی افراد نالایق وسودجو با تفکر باندی وجناحی سرکار بیان کشور رو به قهقرا میرود این دست پخت سی ودوسال تفکر غرب پرستی ونگاه باندی وجناحیست امیدواریم با این دولت این بدبختیها از چهره کشور زدوده شود
سلام این جانب پیامک ثبت نام نهضت ملی برایم آمده اما متاسفانه چهل میلیون پول ندارم کل در آمد ماهانه ام سه میلیون و با زن و دو تا بچه هیچی نمیماند که پس انداز کنم خواهشمندم هر کس که این پیامم را خواند به دست رهبر عزیزم برساند
بعضی از نظرات تاسف اور هستند. تاکی باید بگیم فقط اعدام؟!!! به این دوجوان کمک کنید ... خیال نکنید برن زندان اصلاح میشن .. به مادر مهشید لطفا کمک کنید . به این دوجوان کار بدهید تا درکنار هم خوشبخت بشوند. هیچکس از رو لذت اینکار را نمیکند
کله گوندها را رسانی کنید نه چنتا بدبخت
در بازجویی ها طرف برای تبرئه خود دروغ و راست رو ب هم میبافه خیلی وارد جزئیات نشید اصل ماجرا اینه ک تو این مملکت با این همه منابع درامد زا چرا باید من و شما در فقر زندگی کنیم..فقر مالی .فقر فرهنگی .فقر فکری .منابع درآمدی ب جیب کی وارد میشه خاک ایران داره صادر میشه و دلار میشه وارد خزانه میشه همین یک مورد برای ریشه کنی فقر کافی هست ..در تمام شهرستانها منبع درآمد هست ک برای خوب زندگی کردن مردم کافی هست ب جیب کدام نهاد و شخص داره وارد میشه ک پر شدنی نیست شاید جیب دولتمردان سوراخ هست ..علی برکت الله
تمام کشورهای دنیا فقط با مالیات و عوارض دارن مملکتشون رو میچرخونن و ملت هم روزانه دنبال کار و شغل خودشون هستن در ایران عزیز ما نفت گاز معدن خاک و هزار درآمد دیگر هنوز مردم با فقر دارن زندگی میکنند منابع درآمدی ایران اسلامی داره ب جیب چ کسانی وارد میشه ..این قصه سر دراز دارد
دختره فرصت رو مناسب دید شوهر کنه پسره هم فرصت رو برای آزادی
بابا چقدر ذهنتون درگیر جزییاته.منم پیامک بانک برای گوشی کوچیک و دومم میاد..
اگه واقعا عاشقه هم بودن میتونستن دوتایی برن مشغول کارو باری بشن و ایینده خودشونو بسازن دایی با دزدی کسی به جایی نرسیده حتی اون گنده گنده هاش
یخاطر اینکه کامنت هاتون رو بخونند هر چرندی دوست داشتین نوشتید مالباخته ها از دزد هم بدتر شدند خودش اقا جایزه بگیر بوده
چه بسا اون بیچاره هایی که ازشون سرقت میکردی هم وضع مالی خوبی نداشتن و هزینه های درمان زیادی بر دوششون بود
بابا چرا الکی میخونیم و رد میشید دیگه حواستون نیست چی گفته و خوندیددختره چنددقه قبل از بانک پول گرفته با گوشی همکارشم زنگ زده این سخت فهمیدنش
باتوجه به گفته دختر جوان گوشی پول و کارت بانکی در کیف دزدیده شده بوده پیامک بانک ازکجا به او رسیده
فقط به خاطره فقر وگرانی این اتفاقها میافنه،شب میخوابیم صبح پامیشیم قیمتها چند برابر شده،
این اتفاقات همه بر اثر بی ایمانی است باید در تربیت از کودکان .بکوشیم اگر کسی ایمانش قوی باشد نه کیف قاپی میکند نه اختلاس اینها بنده شیطان . و هوای نفس شده اند
بنظرخودت باهوشی که میگی چطورپیام بانکی اومده.؟مردک بیسواد.بیشترمردم دوتاگوشی دارن یکیش مخصوص اینترنت ویکی توجیبم برازنگ..
۱۰ اسفند از یه سایتی که نماد داشته و درگاه پرداخت یه گوشی خریدم واسم ارسال نکرد پولم هم پس نمیده ۲بار شکایت کردم قاضی رای به منع تعقیب داده ۴۰ روزه پیگیرم طرف از چندین نفر دیگه هم کلاهبرداری کرده هنوزم سایتش بازه از اینماد پیگیری کردم میگن ۲۰ درصد تراکنش را باید بدی تا پیگیری کنیم خلاصه خواستم بگم خدا نکنه کار تون به پلیس و دادسرا بکشه هیچی به هیچی
چراسرکارنمیرنداینهمهکارگرافغانیبندهخداهادارنکارمیکننخوببریدسرکاربقرانکارزیادهاینبیشرفاعادتکردنبهدزدی.دولتبایددستسارققطعکنهبخدااگهیکباراینکارکنهدیگهکسیدزدینمیکنه....
همش بدبختی و فقر و نداریست
علی حاتمی کجایی که فیلم نامه آماده س . بیا این ماجرای دزدای عاشق رو کارگردانی کن
قضاوتهای الکی و بیخودی. وقتی در تنگنای زندگی قرار میگیری حاظری هر کاری بکنی. هیچ وقت کسی رو قضاوت نکنید.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.