پرویندخت یزدانیان هنوز گرفتار «فراموشی» است
از «بیبی» قصههای مجید چه خبر؟
پرویندخت یزدانیان، متولد 1302 از نجف آباد اصفهان است. مدرک تحصیلیاش ششم ابتدایی و دارای 12 فرزند، 25 نوه و 5 نتیجه است. از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر بعنوان نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون شناخته شده هستند. حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال 1370 با مجموعه «قصههای مجید» و آغاز ایفای نقشش در سینما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگردانی پسرش بود آغاز شد.
کیومرث پوراحمد میگوید: بیبی هنوز حال خوبی ندارد. سال هشتم آلزایمر را پشت سر میگذارد و این بیماریای غیرقابل بازگشت و درمان هم محسوب میشود...خواهرم توران، زندگی خود را در این هشت سال که چهار سالش بیبی کاملاً در بستر بوده، وقف او کرده است...به گزارش خبرآنلاین میان تحمل «فراموش کردن» و «فراموش شدن» فاصله بسیار است؛ چه اینکه، آن یکی به دارویی درمان میشود اما این یکی نیازمند «یاد» است. «بیبی» قصههای مجید هم این روزها اگرچه درگیر با بیماری «آلزایمر» دچار فراموشی شدهاست، اما هنوز خاطرش، گرمای یادی هرچند گذرا را درمییابد و کیست که به این گرما خوش نشود. سراغ پرویندخت یزدانیان را آخرینبار از فرزندش کیومرث پوراحمد در حاشیه «کافه خبر» جویا شدیم. خالق قصههای مجید، آرام و با تاثر گفت: «بیبی هنوز حال خوبی ندارد. سال هشتم آلزایمر را پشت سر میگذارد و این بیماریای غیرقابل بازگشت و درمان محسوب میشود.» این مختصر ادای دینی است به تمام خاطراتی که در کنار مهربانیهای بیبی در ذهنمان ثبت کردهایم. بهانهای برای یادآوری خاطرات سینمایی و تلویزیونیمان از هنرمندیهای پرویندخت یزدانیان و در یک کلام فرصتی است برای یادی از بیبی.
از آشپزخانه تا سینما
«خانم پرویندخت یزدانیان در مجموعه قصههای مجید، همان کاری را میکرد که همیشه در خانه خودش انجام میداد، همان لباسها را میپوشید. خانه توی فیلم، شبیه خانه قدیمی خودش بود و خلاصه ایشان تمام حس و حال خودشان را در فیلم داشتند. در مورد فیلم خواهران غریب اما برایشان سخت بود که بخواهند از خودشان بیرون بیایند و در تیپ دیگری ظاهر شوند، چون در این فیلم از ایشان میخواستیم هر چه که میگوییم بپوشد و کارهایی را که میخواهیم انجام دهد و در یک محل که برای او غریبه بود فیلم بازی کند.» این روایتی است از کیومرث پوراحمد پیرامون کیفیت حضور مادرش در مقابل دوربین. روایتی که سرآغازش به روزهایی بازمیگردد که پوراحمد برای انتخاب بازیگر نقش «بیبی» مجموعه قصههای مجید، خود را سرگرم تست گرفتن از زنان اصفهانی کرده بود و مصر بود آنچه در ذهن دارد از میانشان انتخاب کند، که البته نمییافت. هیچ کدام انتظارات او از تصوری که از مادر در ذهن داشت، برآورده نمیکرد که ناگهان خواهر، پیشنهاد تست گرفتن از مادر را مطرح کرد و جالب اینکه اطرافیان هم به انتخاب او رای مثبت دادند. این سرآغاز فعالیت هنری بازیگر محبوبی است که به تعبیر خالق قصههای مجید، از آشپزخانه وارد سینما و اندکی بعد تبدیل به یک سوپراستار شد.
وقتی بیبی مجید را بجا نیاورد
5 سال پیش بود؛ بیش از 10 سال از روزگاری که عصر جمعههایش با شیطنتهای مجید عجین بود میگذشت که خبری روی خروجی خبرگزاریها رفت. خبری که به یادمان آورد خالق خاطراتمان را از یاد بردهایم و دل به تصاویر خیالی و ذهنی، خوش کردهایم؛ «پرویندخت یزدانیان بازیگر مجموعه قصههای مجید به علت بیماری بستری شد.» خبر کوتاه بود اما مبدأ یک فراموشی بلند شد. بیبی که تا روز مخابره خبر و رسانهای شدن بیماری، نزدیک به سه سال با آلزایمر دست به گریبان بود، با اوجگیری بیماری روانه تخت بیمارستان شد و توجهها را به سوی خود جلب کرد. در همان گیرودار بود که رسانهها به تکاپوی ثبت تصاویری از او، آن هم سالها پس از ایفای نقش در قامت بیبی، افتادند؛ «بیبی که وارد اتاق شد از دیدنش ابتدا اندوهگین و سپس خوشحال شدم. اندوهگین شدم از این بابت که او را به شمایل درهم شکسته مادربزرگی دیدم که بسیار دوستش میداشتم و اکنون پیر و ناتوان با عصایی در دست و با کمک توران پوراحمد راه میرفت. مهربان با من خوش و بش کرد و کلاه حولهای روی سرش را روی گوشهایش کشید و خوشحال شدم از این جهت که حالش آنقدر بد نبود که پوراحمد میگفت.» این بخشی از روایت مواجهه کارگردان یک مستند بلند درباره کیومرث پوراحمد، با خانواده او در میانه سال 85 است.
مهدی اسدی در ادامه شرح ملاقات خود با بیبی آورده بود: «با ورود مهدی باقربیگی بین بیبی و او لحظههای شیرین و بکری خلق شد. آن دو فلاشبکهایی به دیالوگها و لحظههای زیبای مجموعه قصههای مجید زدند و خاطرات تمام آن بعدازظهرهای جمعه را که برای دیدن قصههای مجید انتظار میکشیدم زنده کردند. با ادامه گفتوگو من حیرتزده شاهد جاری شدن کلمات و دیالوگهایی بر زبان پرویندخت یزدانیان بودم که از حافظهای جاری میشد که با زوال خاطرات و بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم میکرد.» اندکی پس از این دیدار بود که رسانه دیگری دست به کار شد و مهدی باقربیگی(ایفاگر نقش مجید) را به دیدار بیبی برد. حاصل آن دیدار اما گزارشی بود به تاریخ 25 آذرماه 86 با این عنوان«بیبی مجید را به یاد نمیآورد».
او بیبی را میپرستد
پرویندخت یزدانیان، متولد 1302 از نجف آباد اصفهان است. مدرک تحصیلیاش ششم ابتدایی و دارای 12 فرزند، 25 نوه و 5 نتیجه است. از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر بعنوان نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون شناخته شده هستند. حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال 1370 با مجموعه «قصههای مجید» و آغاز ایفای نقشش در سینما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگردانی پسرش بود آغاز شد.
او در فعالیت کوتاهمدت خود در سینما پس از این دو فیلم، حضور در فیلمهای «نان و شعر» (1372)، «خواهران غریب»(1374) و «شب یلدا»(1379) را به کارگردانی فرزندش کیومرث پوراحمد و ایفای نقش در فیلم مهریه بیبی(1373) ساخته اصغر هاشمی را تجربه کرد. حاصل این حضور هم دو دیپلم افتخار و یک کاندیداتوری در جشنواره فلیم فجر بود. یزدانیان که کمکم همه او را به نام «بیبی» شناختیم و به یاد آوردیم، دیر به دنیای بازیگری وارد شد و پسرش کیومرث پوراحمد مشوق او در این راه بود. فرزندی که خود نیز کارگردانی محبوب بود و این مختصر را با روایتی دیگر از سازنده فیلم مستند زندگیاش به پایان میبریم: «این را شنیده بودم که پوراحمد بسیار خانوادهدوست است، اما او مادرش را میپرستد. چند روز پیش در دانشگاه شهید بهشتی بعد از نمایش اتوبوس شب، دانشجویی در یک سئوال کتبی پرسید حال بیبی قصههای مجید چطور است؟ پوراحمد در حالی که آرامش و نشاط لحظهای قبل، در کسری از ثانیه از چهرهاش رخت بربسته بود، میکروفون را جلو کشید و در حالی که سعی میکرد بغض در گلویش را کنترل کند با اندکی مکث و با لکنت بازگشته از دوران کودکی با کلماتی بریدهبریده گفت: بیبی حالش خوب نیست.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
براي اين هنر مند محبوب و دوست داشتني ارزوي شفاي عاجل از خداوند بزرگ دارم
یادش بخیر چه دورانی بود!! انشالله خدا ازش راضی باشه
آقای پوراحمد ، ما هیچ وقت بی بی رو فراموش نمیکنیم، ممکنه بی بی ما رو نشناسه ولی ما بی بی رو خوب میشناسیم؛ هنر ایشون همیشه یاد من میمونه
سلام مرا به او برسانید.... با او بسیلر خندیدم و گریستم...
اميدوارم كه بهتر بشه..
همه ما قصه های مجید و کاراکتر های آن را دوست داریم اما لطفاً به جای "او بی بی را می پرستد".
بنویسید : به نحو زائد الوصفی دوست میدارد.
نمیدانم چه بگویم ولی میخواهم یگویم که تا اخر خواندم ومتاثر شدم
بی بی خیلی خوبی....
سلامتي آن عزيز را از ايزد منان ارزومندم
خدایش شفا دهد . این بی بی دوست داشتنی
یاد اون روزا بخیر چه صفایی داشت امیدوارم همه مادران ایران زمین در پناه خدا سالم باشند
انشالاه خدا شفایش دهد ودل خانواده ودوستاران بی بی را شاد کند
خدا نگهدارش باشه.
انشاالله خداوند لباس عافیت برتن ایشان بپوشاند.
خدا شفایش بدهد . خوبست این مجموعه دوباره تکرار شود جون نسل تقریبا به لجاظ سنی نو شده و دوباره قابل استفاده است برای بجه هایی هم که بزرگ شده اند یاد اور خاطرات شیرین خواهد بود.
از خداوند برای بی بی آرزوی سلامتی میکنم.واقعا دوستش داشته و دارم .
یادمه وقتی 17 .18 سال داشتم آن زمان که تو اصفهان جشنواره فیلمه کودک ونوجوان بر گزار میشد روز اختتامیه بی بی خانوم به روی صحنه اومد برای دادن جوایز حال و روز خوبی نداشت به خاطر بیماریش یه لحظه همه به افتخار ایشون سکوت کردنند و شروع به تشویق کردنده ایشون باور کنید یه لحظه اون صحنه زیبا یادم نمیره امیدوارم حال ایشون هر جه زودتر خوب بشه یا حداقل در آرامش زندگی کنه
ناراحت شدم.خدا شفاش بده
خداوند به ایشان سلامتی بدهد هر وقت بازی ایشان را در قصه های مجید می دیدم یاد بی بی خودمان می افتادم واقعا نقش یک مادر بزرگ را بسیار طبیعی بازی می کردند سبزی پاک کردن ، اش پختن ، خیاطی کردن ، بلوز بافتن ، ... همه ی این فعالیتها را در زندگی روزمره ی مادر بزرگها می دیدیم .
بي بي قصه مادرهاي هميشه دلنگران و مهربان و صبور ايران است
براي آن قلب مهربان سلامت و عزت آرزومندم
براي سلامتي ايشون يك حمد بخونيد
ناگفته نماندقصه های مجید نوشته هوشنگ مرادی کرمانی است.
دلم گرفت ...
خدا ايشان را سلامت بدارد
خدا به همه بیماران شفا اعطا کنه برای پدر و مادر من هم دعا کنید تا سلامتیشان را بدست اورند می گویند دعای دیگران مستجاب می شود با تشکر از شما
بی بی و مجید برای من نشانه صداقت و پاکی اند. یاد آن روزها به خیر که انسانها به هم عشق می ورزیدند و دوست داشتن واقعی بود نه ظاهری.
کاش هرچه زودتر درمان آلزایمر کشف بشه، فراموشی درد خوبی نیست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.