چند شعر نذر مظلوم ترين امير ...
"تابناک"/ عبدالرحيم سعيدي راد ـ
http://saeedirad.blogfa.com
..................................................................................
1
اين دست اگرچه رو به بالا ماندهست
تنها كفي از غرور دريا ماندهست
يا حضرت مرتضي علي شرمنده!
از شيعه فقط نام تو بر جا ماندهست
2
هرگاه شكوفه مي دهد پاييرم
يا اينكه چو برگ، بر زمين مي ريزم
يك دست به زانوي خودم ميگيرم
با گفتن «يا علي» بپا مي خيزم!
3
دست از همه جز ولاي او ميشويم
تنها ره سرخ عشق را ميپويم
هر گاه گره به كار دل ميافتد
صد مرتبه "يا علي مدد" ميگويم
4
در خلوت كوچه بي نشان مي آمد
چون ماه به قصد آسمان مي آمد
يك كوفه اسير گامهايش مي شد
وقتي كه امير مومنان مي آمد
5
آهسته و ناگهاني از راه رسيد
آن صورت آسماني از راه رسيد
همبازي کودکان بيکس ـ مولاـ
با کولة مهرباني از راه رسيد
6
از نالة او ستاره و ماه گريست
يك نخل دلش گرفت و آنگاه گريست
مولاي غريب كوفه از راه رسيد
آهسته و دلشكسته در چاه گريست!
7
از چشمة عدل تا وضو ميکردي
با حضرت عشق گفتگو ميکردي
افسوس ولي کسي نفهميد چرا
سر در نفس چاه فرو ميکردي
8
دنياي ستم "قطام" را ميخواهد
پيراهن ننگ و نام را ميخواهد
اين کودک بي پناه يعني کوفه
فريادزنان، امام را ميخواهد!
9
چون کوفه که چهرهاي پر از غم دارد
اين سينه دلي شکسته را کم دارد
در شهر علي (ع) يکيست امّا انگار
هر كوچه هزار "ابن ملجم" دارد
10
در يك شب ناگزير از پا افتاد
يك چهرة بينظير از پا افتاد
در مسجد كوفه اين صدا ميپيچد:
مظلومترين امير از پا افتاد
11
آنان که به اندازه من خون جگرند
با کاسة شیر، منتظر، پشت درند
مولای غریب کوفه! شد وقت نماز
برخیز و اذان بگو، همه منتظرند.
http://saeedirad.blogfa.com
..................................................................................
1
اين دست اگرچه رو به بالا ماندهست
تنها كفي از غرور دريا ماندهست
يا حضرت مرتضي علي شرمنده!
از شيعه فقط نام تو بر جا ماندهست
2
هرگاه شكوفه مي دهد پاييرم
يا اينكه چو برگ، بر زمين مي ريزم
يك دست به زانوي خودم ميگيرم
با گفتن «يا علي» بپا مي خيزم!
3
دست از همه جز ولاي او ميشويم
تنها ره سرخ عشق را ميپويم
هر گاه گره به كار دل ميافتد
صد مرتبه "يا علي مدد" ميگويم
4
در خلوت كوچه بي نشان مي آمد
چون ماه به قصد آسمان مي آمد
يك كوفه اسير گامهايش مي شد
وقتي كه امير مومنان مي آمد
5
آهسته و ناگهاني از راه رسيد
آن صورت آسماني از راه رسيد
همبازي کودکان بيکس ـ مولاـ
با کولة مهرباني از راه رسيد
6
از نالة او ستاره و ماه گريست
يك نخل دلش گرفت و آنگاه گريست
مولاي غريب كوفه از راه رسيد
آهسته و دلشكسته در چاه گريست!
7
از چشمة عدل تا وضو ميکردي
با حضرت عشق گفتگو ميکردي
افسوس ولي کسي نفهميد چرا
سر در نفس چاه فرو ميکردي
8
دنياي ستم "قطام" را ميخواهد
پيراهن ننگ و نام را ميخواهد
اين کودک بي پناه يعني کوفه
فريادزنان، امام را ميخواهد!
9
چون کوفه که چهرهاي پر از غم دارد
اين سينه دلي شکسته را کم دارد
در شهر علي (ع) يکيست امّا انگار
هر كوچه هزار "ابن ملجم" دارد
10
در يك شب ناگزير از پا افتاد
يك چهرة بينظير از پا افتاد
در مسجد كوفه اين صدا ميپيچد:
مظلومترين امير از پا افتاد
11
آنان که به اندازه من خون جگرند
با کاسة شیر، منتظر، پشت درند
مولای غریب کوفه! شد وقت نماز
برخیز و اذان بگو، همه منتظرند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عالی بود
انشا الله نذرتان مورد پذیرش حضرت احدیت قرار بگیره
علی یارتان باد
اين بيت خيلي به دل نشست:
يا حضرت مرتضي علي شرمنده!
از شيعه فقط نام تو بر جا ماندهست
اجرت با مولاي متقيان امير مومنان حضرت علي (ع)
و...... علی تنهاست.
عالی بود
من عاشق امام علی ام .عاشقشم
ya Ali
چهار بیتی اول محشر بود
صلي الله عليک يا امير المومنين
سلام بر تو اي اول مظلوم عالم علي جان جانم فدايت
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.