مرور روزنامههای پنجشنبه ۱۳ مهرماه
چه کسانی در قرهباغ ساکن میشوند؟! / گوشت و قرمهسبزی / در کمیت مانده ایم، کیفیت پیشکش
تداوم ثبات بازار ارز با پشتوانه منابع ارزی آزادشده، بازداشت اشراری با ۲۵ بار سابقه دستگیری! شروع نقرهای کشتی، بانک هاى بنگاه دار یا بنگاه هاى بانکدار، وعدههای وزیرانه زارع پور و سرعت صددرصدی اینترنت، بدون لکنت با رئیس عدلیه؛ تهران، کانون رایزنی برای حل بحران قفقاز و افزایش قیمت نهادههای دامی در بازار آزاد، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز پنجشنبه ۱۳ مهرماه در حالی چاپ و منتشر شد که دوگانه ارز دونرخی، گزارشی از ویرانیهای سیل آستارا، موضع ایران در قبال قفقاز، اطلاعات محرمانه دفتر نتانیاهو در دست ایران و ماجرای معلمان غایب در نظام آموزشی در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
گوشت و قرمهسبزی
سیدمصطفی هاشمیطبا طی یادداشتی در شماره امروز شرق با تیتر گوشت و قرمهسبزی نوشت: میگویند دو نفر ادیب با هم مشاجره میکردند که قرمهسبزی را با قاف مینویسند یا با غین. فردی اختلاف آنها را مشاهده کرد و گفت، قاف یا غین قرمهسبزی مهم نیست، مهم گوشتی است که باید در آن ریخته شود.
حال توسعه کشور و رشد اقتصادی پایدار و متوازن کشور مانند گوشتی که در قرمهسبزی کشور وجود ندارد، بهمثابه غین و قاف ذکرشده بین دوستان فرهیخته و اقتصاددان و جامعهشناس به بحث گذاشته شده و هیچکس مصداق توسعه ایران را بیان نمیکند.
در متنی که از استاد محمود سریعالقلم در تحلیل مهمی با عنوان آیا رشد ایران امکانپذیر است؟ آمده است که رشد و توسعه اقتصادی چندان ارتباطی با نظام سیاسی ندارد، زیرا ویتنام یک کشور کمونیستی، امارات یک کشور پادشاهی، اندونزی نیمهدموکراتیک و سنگاپور اقتدارگرا (و همچنین کره جنوبی قبلا دیکتاتوری و حالا تقریبا دموکراتیک) کشورهای متفاوتی از لحاظ نظام سیاسی هستند، ولی همه دارند پیشرفت میکنند.
آقای دکتر علی صادقی در نقد این نظریه در روزنامه «شرق» با ذکر مثالهایی این توسعهیافتگی و رشد پایندگی را امری ظاهری و غیرپایدار شمردهاند و گفتهاند در نبود یک نظام سیاسی دموکراتیک و فراگیر، «سرمایه خلاق» چندان شکل نمیگیرد و این نوع توسعهیافتگی و رشد اقتصادی زیر چتر نهادهای سیاسی و استبدادی و غیردموکراتیک هرگز نمیتواند پایدار باشد و در حقیقت در یک بحث مفصل و پر از حکم میخواهند بگویند که اگر ایران بخواهد رشد و توسعه یابد، نظام سیاسی باید نظامی دموکراتیک بشود (حال اینکه با وجود انتخابات پیدرپی و شکل دموکراتیک انتخاب مسئولین بیواسطه یا با واسطه رأی مردم، میتوان نظام ایران را دموکراتیک خواند یا نخواند جای بحث دارد و اینکه تعریف دموکراتیک از نظر ایشان چیست، حاکمیت اکثریت یا مشارکت همه؟). آقای سعید لیلاز که جامعهشناس و اقتصاددان بیشتر ژونالیستی است (یعنی از حرفهای ایشان چیزی نمیتوان فهمید، اما جذاب است!) میگوید ما خیلی رشد داشتهایم، ۱۴۰ میلیون تن محصول کشاورزی، ۸۰ میلیون تن تولید پتروشیمی، ۵/۱ میلیون دستگاه اتومبیل در سال (۹۰ میلیون تن سیمان، ۷۰ هزار مگاوات برق و چیزهای دیگر) تولید داریم و رشدمان از عربستان و امارات (که آخر آکواریوم شیشهای میخواند) بیشتر است و ایران را کشوری بسیار متکثر و بسیار دموکراتیک خواندهاند و هزار بار به آینده ایران امیدوار هستند.
دولت و مجلس هم که گویی این حرفها را نمیفهمد و برای خود برنامه جامع هفتم را نوشته و حال به بحث درباره آن پرداخته، خود میداند که با توجه به عدم اجرای برنامههای گذشته، برنامهای که چندین ماه صرف تدوین و بحث و دعوای بین دولت و مجلس و کمیسیونها و صحن مجلس بوده، اجرا نمیشود، اما وقت کشور را صرف تصویب میکند که خوب ما حالا برنامه داریم! برخی از افراد از جمله قشری از روحانیان معتقدند که ما توسعه اسلامی داریم، اما نمیگویند توسعه اسلامی چیست؟ و برخی، چون حجتالاسلام مصباحیمقدم که همیشه دستی در تصمیمات اقتصادی داشتهاند، میگویند که ما در ۴۰ سال گذشته الگو نداشتهایم، ولی نمیگویند حالا الگویشان چیست؟ چنین میشود که اگر بر فرض محال مجلس و دولت به خود آیند و متواضعانه به اقتصاددانان و جامعهشناسان بگویند ما نمیتوانیم تصمیم بگیریم لطفا شما بفرمایید چه کنیم؟ الگوی توسعه کدام است و راه آن چیست؟ نه سریعالقلم و نه صادقیتهرانی و نه لیلاز و البته نه مصباحیمقدم و نه هیچکدام از مدعیان اقتصادی و برنامهریزی و علاقهمندان به اقتصاد اسلامی و توسعه اسلامی نمیتوانند الگو و راه توسعه را نشان دهند و برخی هم میگویند اول حکومت دموکراتیزه شود تا بگوییم چه کنیم؛ یعنی نمیگویند اگر دموکراتیزه شد، راه توسعه و رشد چیست؟
سرزمین ایران هم به راه خود که یک چشم گریان و یک چشم خندان است، پیش میرود. سرزمین مادری از ابعاد مختلف درحال تکیدهشدن و ازدستدادن نعمتهای خداداد است و البته بهصورت بخشی مثل موشکسازی و نانوتکنولوژی و برخی تکنولوژیها حسب اخبار منتشرشده پیشرفت دارد و همچنان اقشاری از جامعه مصرفزده و اسرافگرای بیمصرف به کار خود یعنی اسراف مصرف منابع طبیعی مشغولاند و دولت هم به نظاره نشسته و تدبیری برای جلوگیری از این راه ندارد. خلاصه بهجای بحث درباره غین و قاف توسعه باید شیرمردی پیدا شود که تصویر توسعه ایران و جلوگیری از نابودی منابع ایران را به تصویر بکشد و الا با روش علمنمایی تحصیلکردگان و روشنفکران و با جزمیاندیشیدن ایدئولوگنماها و بیخیالی مردم و تماشاگربودنشان (که تقصیری هم ندارند)، گوشت این قرمهسبزی یعنی طرح توسعه کشور فراهم نمیشود و برنامه هفتم توسعه که بهصورت جامع به همه بخشهای کشور ورود دارد و احکام غیرقابل اجرا صادر خواهد کرد، به تصویب میرسد و مانند دیگر برنامههای توسعه جایگاه محکم خود را در میان کتابخانهها، کمدها، قفسهها و فایل رایانهها محکم خواهد کرد که دست هیچکس به آن نخواهد رسید؛ زیرا احکام آن نه قابل اجراست و نه امکان مالی، اعتباری و اجرائی برای این برنامه مطول و همهجانبه وجود خواهد داشت.
البته این حرفها قابل شنیدن نیست؛ چراکه سالهاست گروهی رسمی با اعتبار دولتی و با تأسیس اندیشکدههای متعدد برنامه ۵۰ سال آینده را تدوین میکنند و یکی، دو بار هم پیشنویس برنامه ۵۰ سال آینده را به رهبر معظم انقلاب دادهاند، اما دریغ از آنکه به سرنوشت و آینده نزدیک کشور که یک تخریب همهجانبه است، بیندیشند. میگویند در شهری تعدادی خیابان را در یک مسیر برای لولهگذاری میکندند و گروهی دیگر خاکها را به جایش برمیگردانند و روی آن آسفالت میکردند. ظریفی پرسید این چه کاری است که میکنید، گفتند قرار بوده لولهگذار بیاید و نیامده؛ ما به وظیفه خود عمل میکنیم. حکایت ما هم همین حکایت است. هرکه به کاری مشغول است، اما نهایتا لولهگذاری نمیشود و فقط سطح جاده تخریب شده و هزینه به کشور و ملت تحمیل میشود. حتما هریک از دوستان ذکرشده اگر بخواهند میتوانند پاسخهایی متکی به تئوری و علم و دین بنویسند، اما میگویم هرکه ادعای علم و دین دارد، بگوید که توسعه را چگونه معنا میکند و نقشه راه آن را هم نشان دهد. تا سیهروی شود هرکه در او غش باشد.
در کمیت مانده ایم کیفیت پیشکش
سید محمد بحرینیان طی یادداشتی در شماره امروز رسالت با عنوان در کمیت مانده ایم کیفیت پیشکش نوشت: یک. روند استخدام معلم در وزارت آموزشوپرورش از ابتدای دهه ۷۰ کند شد و این یعنی در چند سال اخیر با پایان دوره خدمت معلمان جذبشده در آن سالها، با فشار کمبود معلم روبه رو شدهایم. از سوی دیگر، با وعده رتبهبندی، بسیاری از معلمان منتظر آن ماندند تا پس از اعمال شرایط رتبهبندی خود را بازنشست کنند. حال امسال با اجرای رتبهبندی، بسیاری از معلمان از آموزشوپرورش رفتهاند و دقیقا همین ماجرا، ریشه تکانه شدید امسال در حوزه کمبود معلم است. آمارهای رسمی از بی معلم بودن ۲۳ هزار کلاس درس میگوید و شاید آمار غیررسمی بیش از این باشد.
دو. مهمترین مسئله در حوزه آموزشوپرورش حتی کمبود معلم و هزاران کلاس درس خالی هم نیست، بلکه پیامی است که این خبر تداعی میکند. چه پیامی؟ «نظام تعلیم و تربیتی که درگیر کمبود عددی معلم است و در حقیقت درگیر و دار مسائل کمی این حوزه است، چگونه میخواهد متوجه کیفیت باشد.» پدری که نگران است فرزندانش گرسنه نمانند، حتما به تأمین غذا با هر کیفیتی تن میدهد و این یعنی باید نگران همان کلاسهایی که معلم دارند هم باشیم.
سه. گاهی که بحث عدالت آموزشی است، سخن مسئولان به بیراهه میرود و بحث از مافیای کنکور و مدارس غیرانتفاعی و بخش خصوصی به میان میآید. حالآنکه بیعدالتی آموزشی دقیقا از همینجا شروع میشود، از کلاسهای خالی، از دانشآموز دبستانی که صبح از مدرسه برگردانده میشود، چون معلم به مدرسه هنوز معرفی نشده، از دانشآموز ابتدایی که سر کلاسی نشسته که معلمش یا اصلا انگیزه تدریس ندارد، یا انگیزه دارد، ولی مهارت ندارد.
چهار. حال چه باید کرد؟ اول آنکه باید تأکید کرد که کمترین تقصیر متوجه متصدیان فعلی وزارتخانه است و انتقاد به افرادی که وارث سالها بیتوجهی به حوزه تعلیم و تربیت بودهاند، بیانصافی است. چند پیشنهاد سریع و ساده برای حل مشکل شامل این موارد است:
الف. پیشازاین نوشتهام که بازنشستگی پس از ۳۰ سال خدمت، مرتبط با شاخصهای بهداشتی و زندگی اوایل انقلاب است.
آن سالها سن امید به زندگی در ایران ۵۸ بود و امروز حدود ۱۶ سال افزایشیافته. آن سالها فرض بر این بود که کسی در بیستوچندسالگی استخدام میشود و در پنجاهوچندسالگی باید ترک کار گوید، حالآنکه امروز، یک معلم ۳۰ سال کارکرده، در اوج تجربه است و هنوز انرژی و توان بالایی برای تدریس دارد. جالب است که اغلب کشورهای موفق در حوزه نظامهای بازنشستگی هم در حال افزایش سن بازنشستگی هستند. ما هم میتوانیم در گام اول، از معلمان داوطلب تدریس بخواهیم به تدریس تا ۳۵ سال ادامه دهند و در گامهای بعد به فکر اصلاح اساسی رویههای قانونی باشیم. افزایش ساعات هفتگی تدریس معلمان موجود، توزیع معلمان در مناطق محروم و برخوردار بهصورت سهمیهبندی از دیگر راهکارها هستند که برخی همین حالا هم تا حدودی اجراشدهاند. اما راهکار اصلی، تأمین منابع مالی پایدار، ثبات در ساختار و مدیران ارشد وزارتخانه و پرهیز از روزمرگی و داشتن پیشبینی برای سالهای بعد است.
چه کسانی در قرهباغ ساکن میشوند؟!
حسن رشوند طی یادداشتی با عنوان چه کسانی در قرهباغ ساکن میشوند؟! در شماره امروز جوان نوشت: آنچه برای منطقه قرهباغ و جنگ آن پیش بینی میشد یکی یکی در حال وقوع است. اتفاقاتی که در یک ماه گذشته برای ساکنان منطقه کوهستانی قرهباغ رخ داده، بیشباهت با کوچ اجباری مردم سوریه به دست عناصر داعش با کمک امریکا به ویژه در مناطق شمال و شرق این کشور نیست.
آنچه برای منطقه قرهباغ و جنگ آن پیش بینی میشد یکی یکی در حال وقوع است. اتفاقاتی که در یک ماه گذشته برای ساکنان منطقه کوهستانی قرهباغ رخ داده، بیشباهت با کوچ اجباری مردم سوریه به دست عناصر داعش با کمک امریکا به ویژه در مناطق شمال و شرق این کشور نیست. هرچند مقامات باکو به دروغ، هدف از عملیات نظامی خود را زدودن قرهباغ از گروههای تروریستی اعلام کردهاند، اما در پس این اقدام، خواسته یا ناخواسته حضور تروریستها را در این منطقه دنبال میکنند. به این جمله رئیس سابق سرویس ویژه «ناتیو» اسرائیل و کارشناس علوم سیاسی توجه کنید: «الان چند نفر ارمنی در باکو زندگی میکنند؟ هیچ کس. در آرتساخ، یعنی دهمین استان ارمنستان و غنیترین منطقه از لحاظ بناهای تاریخی و مذهبی هم همین اتفاق خواهد افتاد. ارمنیها در آینده نمیخواهند در آنجا زندگی کنند و برای اولین بار پس از هزاران سال، هیچ ارمنیای در آرتساخ زندگی نخواهد کرد». این جمله یعنی صهیونیستها پازلهای خود را از خیلی وقت پیش در این منطقه چیدهاند و دولت علیاف و اردوغان فقط پیاده کنندههای آن هستند.
همان گونه که پیش بینی میشد منطقه قرهباغ خالی از سکنه شد و دفتر نخستوزیری ارمنستان شنبهای که گذشت از ورود ۱۰۰ هزار ارمنی منطقه قرهباغ کوهستانی به خاک ارمنستان خبر داد تا جمعیت ارامنه قرهباغ در کمتر از ۱۰ روز تقریباً به صفر برسد. هرچند وزارت خارجه جمهوری آذربایجان روز پنجشنبه در بیانیهای آمیخته به تعارفات قومی- نژادی از ارامنه خواست که قرهباغ کوهستانی را ترک نکنند، ولی پیشتر با اعلام اینکه آماده ایجاد «یک گذرگاه امن برای ارمنیهایی است که درصدد ترک قرهباغ هستند»، عملاً راه را برای پاکسازی نژادی این منطقه باز کرد. در حالی که بر اساس آمارها، جمعیت ارمنیهای ساکن قرهباغ پیش از کنترل و تسلط جمهوری آذربایجان بر این منطقه، حدود ۱۲۰هزار نفر بوده، معنی ورود بیش از ۱۰۰هزار آواره ارمنی قرهباغ به ارمنستان، این است که «تقریباً هیچ ارمنیای در قرهباغ نمانده است.» این جمله آرتاک بیگلریان، وزیر داخلی پیشین قرهباغ که در کانال تلگرامی خود نوشته بود «طبق اطلاعات غیررسمی من، آخرین گروه از مردم آرتساخ (ناگورنو- قرهباغ) در حال حاضر در راه ارمنستان هستند و در آرتساخ، حداکثر چندصد نفر باقی ماندهاند که اکثر آنها مقامات، کارکنان خدمات اورژانس، داوطلبان و برخی افراد با نیازهای ویژه هستند وآنها نیز در حال آماده شدن برای رفتن هستند»، کار تخلیه قرهباغ از سکنه را باید تمام شده دانست و از این پس باید شاهد اجرای سناریوهایی بود که از خیلی پیشتر برای این منطقه طراحی شده است.
سؤال این است که چه کسانی و از کدام ملیتها قرار است جایگزین کوچ کنندهها و به تعبیر درست آن اخراج شدههای ارمنی این منطقه شوند. در این خصوص سه احتمال وجود دارد؛
الف) سکونت شهروندان جمهوری آذربایجان: همزمان با خروج ارامنه از قرهباغ، دولت آذربایجان روند جایگزینی نژادی در قرهباغ کوهستانی را مطرح کرده است. الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان چند روز پیش گفته بود تعداد ساکنان آذربایجانی که به خانههای خود در قرهباغ بازمیگردند تا پایان سال ۲۰۲۳ یعنی حدود سه ماه دیگر به ۵ هزار و ۵۰۰ نفر خواهد رسید. وی گفت: «تا امروز ۲ هزار و ۳۰۰ نفر که مجبور به جابهجایی شده بودند، بازگشتهاند.» این عدد سکونت در مقابل خروج ۱۲۰ هزار ارمنی که این منطقه را ترک کردهاند بسیار ناچیز است و نشان از آن دارد که شهروندان آذربایجانی علاقهای به بازگشت به منطقهای ندارند که در سال ۱۹۹۳ با فشار ارمنستان خانه و کاشانه خود را ترک کرده بودند. این شهروندان حتماً از خودشان این سؤال را میکنند که چرا باید آرامش فعلی خود را یک بار دیگر به خطر بیندازند و با جنگی دیگر در آینده آواره شوند! اما دو احتمال دیگر در کنار اندک شهروندان آذربایجانی که در این منطقه ساکن خواهند شد، وجود دارد.
ب) سکونت آفریقاییتبارهای معترض رژیم صهیونیستی: این روزها رژیم صهیونیستی یک پای ماجرای درگیریهای جمهوری آذربایجان با ارمنستان است. این رژیم با یک مشکل اساسی در سرزمینهای اشغالی مواجه است و آن شهروندان آفریقاییتبار ساکن در سرزمینهای اشغالی است که تحمل آنها اکنون برای مقامات صهیونیستی غیر ممکن شده است و در پی راه حلی برای کنترل آنها است. بنابراین، چه بسا با تخلیه قرهباغ از سکنه، این رژیم در آینده تلاش کند بخشی از این افراد را در توافق با دولت علی اف در این منطقه سکونت دهد. طبیعی است که با این اقدام، از حجم اعتراضات داخلی به این رژیم کاسته خواهد شد. از سوی دیگر با نفوذ و اسکان شهروندان خود در نزدیکی مرزهای جمهوری اسلامی به گمان باطل خود میخواهد تهدید خود علیه جمهوری اسلامی ایران را معتبر جلوه دهد.
ج) اسکان تروریستها و تکفیریهای داعشی:، اما مهمتر از این موارد، علایمی است که برای سکونت تروریستها و تکفیریها در این منطقه وجود دارد. امریکا، رژیم صهیونیستی، برخی دولتهای مرتجع عرب منطقه که از سال ۲۰۱۱ همواره پشتیبانی مالی و لجستیکی تروریستها را برعهده داشتند و حتی دولتهای اروپایی که نگران بازگشت شهروندان تروریست خود از سوریه به کشورشان هستند، در یک سناریوی از پیش طراحی شده، به دنبال آن هستند پس از تخلیه قرهباغ، تروریست هاو تکفیریهای ساکن در اردوگاه «الهول» در شمال شرق سوریه را که تحت کنترل ائتلاف امریکا و کردهای متحد امریکاست و عدد آنها با خانواده هایشان اکنون به ۲۰ هزار نفر میرسد در این منطقه سکونت دهند. اتفاقی این روزها در این اردوگاه افتاده که نشان از تحقق سناریوی انتقال تروریستهای این اردوگاه به منطقه قرهباغ را قریب به ذهن کرده است و آن ناپدید شدن ۵۰۰ داعشی از اردوگاه «الهول» است. این سناریو در صورت اجرا وضعیت منطقه را به روزهای سالهای پس از سال ۲۰۱۱ برمی گرداند. روزهایی که هم تهدیدی بر جمهوری اسلامی خواهد بود و هم کشورهایی که بیمحابا زمین بازی در این منطقه را برای تروریستها هموار میکنند. حتی جمهوری آذربایجان و علی اف که به خاطر خوشحالی کودکانه کوچ ارامنه از قرهباغ، خود را پیروز بلامنازع فرض میکند، نباید نسبت به سناریویی که امریکا و رژیم صهیونیستی برای این منطقه و تحولات آینده آن با حضور تروریستها چیدهاند، بیتوجه باشند که در صورت عدم درک شرایط حساس منطقه، هزینهای به مراتب سنگینتر از جنگ را خواهند پرداخت.
10



















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
پان ترکها توجه کنند که درصد ایشان در مقابل آذری های میهن دوست در حد صفر است و این حمایت کردن ایشان از پاکسازی نژادی در خاطر خواهد ماند
اقلیتی که در ایران همه حقوق را دارند اما فریادشان همیشه بلند است رسما از پاکسازی قومی در کشور همسایه حمایت می کنند .
ترکها قبل از اینکه فارسها ۲۵۰۰سال بیان ایران تو آذربایجان بودن و زندگی میکردند حالا شما تاریخ رو تحریف و۸۰۰سال مینویسی
از سه تحلیل یکی موضوع اذری های اندک که ساکن قره باغ می شوند تقریبا نزدیک به واقعیت و زمینه ساز جنگ های اینده... و اما دو مورد دیگر ابکی بود....اذربایجان و ارمنستان میدان رقابت توازن ژئواستراتژیک قدرت ها در قفقاز کوهستانی هستند....اسرائیل کجا بود غیر از چندتا دلال اسلحه فروش...
کامنتها رو که میخونم و به منفی و مثبتها که نگاه میکنم خدارو شکر میکنم که ترکهای ایران چه آذری و غیر آذری بيدار شده اند و به زبان و فرهنگ و تاریخ خودشون افتخار میکنند.
دوستان بحث بی مورد نکنید. انشالله بزودی استانهای بادکوبه و ایروان به آغوش مام ایران عزیز برمیگردن و دولت ایران خودش بین آذریها و ارامنه صلح و صفا برقرارمیکنه. همه هم وطنیم. خوبیت نداره
سلطان محمد فاتح رحمت الله میگه ترک بودن سخته چون همه دشمنت میشن ولی ترک نبودن سختتره چون ترکها دشمنت میشن
لابد ساکنین اصلیش یا بچه ها و نوادگان ساکنین اصلی که سی سال پیش به دست ارمنستان و کمک فارس و روس آوراه شده بودن
با سلام
نوسنده مقاله تحلیل یک جانبه ،غیر واقعه بینانه و با تعصب کور کورانه ارائه داده وقره باغ را استانی از ارمنستان قلم دادکرده در حالیکه نه ازنظر حقوق بین الملنی و سیاسی چنین نیست و در ضمن هیچ اشارهای به کوچ اجباری یک میلیون نفر ترک آ ذربایجانی و قتل عام زنان ،کودکان و پیران ترک شهر به خوجالی نکرده است .ودر باره بازگشت ترکان آ ذربایجان به سرزمین ابا اجداد تازه آ زاد شده از اشغال ارامنه خلاف حقیقت بیان مکند ،ترکان آ ذربایجان به علت تخریب تمام زیر ساخت شهر وروستا و کاشت میم ها توسط ارامنه نمی توانند به سرزمین وخانه خود بروند و دولت آذربایجان با تمام توان خود تلاش می کند زیر ساخت های شهر ودوستا را بر کند ،
در رابطه با تحلیلگر قره باغ، به این افراد لازم به ذکر است گفته شود منطقت مثل دیگر جوانب زندگیتان است.
خیلی جالبه که ترکهای که حدود هشتصد سال پیش پایه این سرزمین گذاشتند البته با زور و بیش از نصف زبانشان کلمات فارسیه ، امروز دارند برای ساکنین ایران و کشورهای های مجاور که هزاران سال اینجا زندگی کردهاند شاخ و شانه می کشند
نوشته های ابن آقای رشوند مصداق بارز اشاعه تروریسم است و خودش هم معلومه چه کینه و نفرت عمیقی با مردم آزربايجان دتره
منطقه ارتساخ متعلق به ارامنه است این را همه می دانند اما تقسیمات زمان شوروی متاسفانه جزو آذربایجان شد. کشوری که نامش جعل شده ، ملیت ریس جمهورش هیچ سنخیت با آذری زبانها ندارد ، مثل قارچ رشد کرده و آلت دست بازیگران فرامنطقه ای شده.
خوشبختانه با پیشرفت ارتباطات و عصر اطلاعات نفوذیهای اینچنینی که به مسلمانان و تورکها میتازند بیش از بیش رسوا و با نشر افکار فاشیستی خود سرعت هویت طلبی در بین اقوام غیر فارص ایرانی را سرعت بخشیده اند اما فقط برای مخاطب این تحلیلها مینویسم تا بدانند بین سالهای۱۹۸۸تا۱۹۹۴ بیش از ۳۵۰۰۰۰ مسلمان تورک با تخمل کشتارها و شکنجه های وحشیانه داشناکهای ارمنی مجبور به فرار با پای پیاده و برهنه در کوهستانهای یخزده منطقه شده اند و الان بازمانده گان آنها که در اردوگاهها و یا حاهای دیگر نزدیک پایتخت ساکنند به قره باغ برمیگردند، خدا وجدانتان را بیدار کند
گزارش روزنامه رسالت دو جمله دارد که اگر کنار هم قرارشان دهیم به نتیجه ای عجیب می رسیم!!
* جمله اول: "اول آنکه باید تأکید کرد که کمترین تقصیر متوجه متصدیان فعلی وزارتخانه است"
* جمله دوم: "آمارهای رسمی از بی معلم بودن ۲۳ هزار کلاس درس میگوید و شاید آمار غیررسمی بیش از این باشد."
نتیجه منطقی: مقامات حتی در موضوعی که کمترین تقصیری متوجه آنها هم نیست، حسب عادت یا به هر دلیلی دیگری، آمار را دستکاری می کنند. برای فهم بهتر سطح جدی بودن این اتهام، بد نیست به گرایشان سیاسی روزنامه رسالت و شخص نویسنده توجه شود.
نکته: این مطلب در روزنامه رسالت منتشر شده و نه رسانه های اصلاح طلب
ضرب المثل: طرف آمده ابرو را درست کند، زده چشم آموزش و پرورش را کور کرده.
چرا در مورد نزدیک دو ملیون از پارسی زبانان باکو که حقوق اولیه انها یک قرنست پایمال شده صحبتی به میان نمیاد ایران هم برای دسترسی به ایرانیان دربند ظلم این حکام غاصب گذرگاهی از ایران به باکو از طریق جاده ساحلی استارا باکو به نام ستمگر گور احداث کند به زبان خوش نشد به زبان زور
این چرت و پرتا چیه کوچ داعشی ها کدومه مگه کسی چیزی به ارمنی ها گفته خودشون رفتن خوب برن به درک حالا عزای اونا روهم باید بگیریم؟
جناب نویسنده،آیا از کوچ اجباری حدئد یک میلیون شیعه آذر در جنگ اول قره باغ خبر داری،آیا از تسل کشی خوجالی و کلبجر در جنگ اول قره باغ خبر دارید.من نمی دانم شما طرفدار ارمنستان و ارمنی ها هستید یا بی طرف.ولی در مقاله شما فقط نسل کشی ارامنه گفته شده ولی هیچ نسل کشی هم اتفاق نیافتاده است.آیا عکسهای مسجد شوشا را که به خوکدانی تبدیل کرده بودند خبر داری.و سوال اساسی چرا در طی 30 سال گذشته به اشغال قره باغ و تغییر مرزها توسط ارمنستان اعتراض نکردید.راستی قره باغ حتی در زمان شوروی سابق هم استان ارمنستان نبوده ولی در مقاله شما آنرا به عنوان استان ارمنستان قید کردید.
کمی شعور تاریخی خود را بالا ببرید اگر دارید.....
وآخر اینکه نکند شما هنوز طرفدار داشناک های جنایتکار نسل کشی خوجالی و کلبجر هستید
که کلی این روزها از نسل کشی سال1992 در شبکه های اجتماعی فیلم هست
کمی جستجو کنید...
یک سئوال در روابط دخل وتصرف در سرزمین های مرزی ویا مورد اختلاف از نظرقوانین بین المللی وجود دارد وان این است که فرض کنیم مشکل مالکیت سرزمین حل شود ایا ساکنان باید تخلیه شوند یا حقوق ساکنان محفوظ است وسرزمین در حاکمیت دولت دیگر قرار میگیرد وساکنین تابعیت کشور جدید۔این سئوال ومشکل باعث ایجاد در گیری ها و ظلم وستم های فراوانی میگرد۔ایا ارامنه ساکن در فره باغ از سالیان قدیم زمان اتحاد شوروی و قبل از ان در قره باغ ساکن هستند حق وحقوق ساکن بودن ندارند۔ترک های ساکن قره باغ در زمان حاکمیت ارامنه انجا را تخلیه کرده بودند وقره باغ ترک ساکنی نداشته است۔
خودتان اعتراف میکنید که ترکهای ساکن قرهباغ، در زمان حاکمیت
ارامنه، آنجا را تخلیه کرده بودند.
آیا آنان حق و حقوق ساکن بودن را نداشته و ندارند؟
واقعیت این است که مشکل اصلی ما در طرز تفکر ما نهفته است فاصله طبقاتی فساد و تحریم های آمریکا یا بی حجابی در طرز تفکر ما نهفته است
124 هزار پیامبر آمدند تا طرز تفکر ما را عوض کنند اما واقعا موفق نشدند و ملت ها یا در دین انحراف بوجود آوردند و یا تبدیل به خرافات کردند یا در آن غلو کردند
باید تفکر را عوض کرد تا مشکلات حل شود
60 و 70 درصد مشکلات ما در پول نهفته است که روزبروز بی ارزش می شود
اما طرز تفکر ما طوری است که هزینه بر کشور تحمیل می کند و فشار آن به پول ملی می آید
در بسیاری از شهرهای ما امکانات است اما طرز تفکر اجازه بهره برداری نمی دهد
در امام زاده ها و مساجد ما پول است اما طرز تفکر باعث بی نظمی و کثیفی در اطراف آن است
برای خیابان های ما قیر و آسفات وجود دارد اما طرز تفکر ما باعث ناهمواری و چاله های آنها است
برای ادارات ما سیستم های کامپیوتری و کارشناس وجود دارد اما طرز تفکر ما باعث کاغذبازی است
در روستاهای آمریکا امکانات نیست اما طرز تفکر آنها باعث تمیزی و فرهنگ آنها است هر چند که عده ای نمی خواهند قبول کنند
وقتی طرز تفکر خراب باشد همه چیز خراب است
قره باغ به صاحبان اصلیش بر می گردد. روزنامه جوان ان موقع که ارامنه در قره باغ نسل کشی کردند کجا بود و چکار می کرد؟
ببینیدارامنه تاکجارخته کرده اندکه نویسنده روزنامه ارزشی جوان رابسادگی تحت خود تاثیر خودقرارداده اند
برای رسیدن به توسعه قبل از هر چیزی باید اقایان مسئولین از دروغ کفتن به خودشان و ملت پرهیز کنند و از عوام فریبی با شعار و منم منم کردن دست بردارند. دوم این که مثل بقیه کشور ها که به فکر منافع ملی هستند عمل کنند و ضمن دوری از غش کردن به سمت شرق یا غرب و باج دهی به ان ها از بین گزینه ها بهترین ها را انتخاب کنند تا منافع ملی تأمین شود. مجازات های سنگین برای کسانی تعیین شود که از موقعیت های شغلی سوء استفاده کرده و مرتکب اختلاس و دزدی و … می شوند. نهایتاً از تقسیم ملت به خودی و غیر خودی دست بردارند و مشاغل را به صاحبان تخصص واگذار کنند که طبعاً منجر به جلوگیری از فرار مغز ها خواهد شد.
ساکنین قره باغ عبارتنداز مردم مهاجرت یافته آذربایجان و مردمی که بخواهند درآنجاساکن شوند ودرساختن آینده بهتر تلاش کنند . کشورآذربایجان کشورچندقومی وچندمذهبی هست به همه ملتها وادیان ومذاهب احترام می گذارد ولی حکومت ارامنه ایروان همیشه یکسان سازی ملت ودین رادرپیش داشتند
نویسنده مقاله معلوم هست که کاملا نژاد پرستانه به قرهباغ پرداخته انگار دشمن خونی مردم آزربایجان هست.ایشان کجا بودند وقتی مردم آزربایجان را ۳۰ سال پیش ارامنه قتل عام میکردند.قرهباغ خاک مردم آزربایجان هست و به آنها متعلق دارد
درآن تاریخ مشغول اموزش دیدن طرق دشمنی برعلیه مسلمانها آقاتادلتان بخواهدخائن داریم
عیار استقبال مردم از اصلاح طلبهای دورو در انتخابات مشخص شد جامعه دیگر به نسخه های اینها نیاز ندارد و دولت انقلابی صدها قدم جلوتر از راه حلهای کذایی این جماعت مزدور است مردم تکلیفشان را با راه حلهای آنها مشخص کرده اند و در انتخابات آتی شورای نگهبان نباید به اینها اجازه حضور بدهد و اساسا انتخاب مردم ایران مشخص است و نیازی به صندوق نیست و مردم از مطرح شدن این افراد در رسانه ها هم مکدر و ناراحت هستند
آقای وقتی ۶۰۰نفر از زنان کودکان منطقه قره باغ رو تو شهر خجالی کشتن تو کجا بودی
همه میدانند آذریهایی که از خوجالی در کریدور ارمنیها به سمت آذربایجان حرکت کروند ، در نزدیکی شهر آقدام ، از روبرو تیر خوردند
گزارش دکتر چنگیز که شهید ملی آذربایجان است را در کنگره آذربایجان بخوانید ، دفیقا شهادت میدهد که خود ابوالفضل ایلچی بیگ دستور قتل عام را داده استو
با سلام
البته باعث تاسف است که شما حقوق یک میلیون مسلمان آن هم شیعه را اینجوری با تحلیل مزخرف خودتون نادیده گرفتید شیعیان قره باغ هنوز هم آرزوی بازگشت به سرزمین مادری خود دارند و شما بعنوان شیعه باید از آنها حمایت کنید نه صد هزار ارمنی که با زور اسلحه و پاکسازی قومی در آنجا مستقر بودند الان شما در فلسطین میفرمایید اسرائیلی ها به زور سرزمینهای انها را اشغال کردند و دارید از فلسطینی ها حمایت می کنید در حالیکه در قره باغ از ارمنی ها حمایت میکنید به نظرتون این تحلیل شما نشانگر چیست؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه تو آذربایجان شوروی شیعه وجود داره اونا لایک هستند فکر کردی بری زیر پرچم اونا می دارند حرف از دین بزنی حتما کشتار ارامنه توسط عثمانی را هم رد می کنید حتما ارمنستان هم مال شماست و ارامنه اینجا اصلا نبودند این شما ترکها هستید که باقتل و غارت از آسیای میانه آمدید و روم شرقی و ایران را تسخیر کردید و قسطنطنیه را استانبول نامید
آقای که ادعا میکنی در قره باغ نسل کشی خواهد شد!! سی سال بود کجا تشریف داشتی؟ وقتی مساجد شیعان و مسلمانان به خوکدانی توسط ارامنه تبدیل شده بود کجا بودی؟ کدام نسل کشی! وقتی یک میلیون آذربایجانی از این مناطق به زور کوچ و قتل عام شدند چرا صدایتان در نمی آمد! اگر بی طرفانه قضاوت کنید حتی بعداز آزاد سازی شرح خانکندی شهردار آن یک ارمنی انتخاب شده و هر کس هم از ارامنه بخواهد میتواند شهروند آذربایجان شود. بس است این همه دورغ پراکنی و تهمت به برادران دینی و شیعی آذربایجان.
اگر نویسنده مقاله سوگیری دارد شما اما آینده نگری ندارید.
قطعا اتفاقات قره باغ دودش به چشم ایران هم خواهد رفت.
مزخرف ترین تحلیل نسبت به اسکان درقره باغ بودکه تاحالاخوانده ام.این آقای کینه ای تحلیلگرنیست بلکه دق دلی خودراخالی میکند یک زمانی دادشان بلندبودکه درقره باغ تکفیری وداعشی میجنگدولیردریغ از یک مدرک وسند.حالاهم که کارتمام شده قراراست ساکنان میلیونیراصلی قره باغ برگردند باز سمپاشی میکنند وبه دروغ ذهن مردم راخراب میکنند بدانید تازمانیکه آخرین خانواده آوارا جنگی قره باغ به خانه وشهر خودبرنگشته دولت هیچ فرددیگررابه قره باغ راه نخواهددادواگر قراربرمهاجرین خارجی باشد میلیونها آذربایجانی خارج ازجمهوری آذربایجان حاضربه سکونت در قره باغ هستند ونیازی به آفریقایی و سوری وکرد نیست
کاملاًدقیق ومنطقی نوشتید واقعیت همین است منتها بعصی میخواهند ماست راسیاه وذغال راسفید جااندازند چون خودشان زیادمتوجه نیستند وکم م دیگران راب خودشان پندارند
مگر یک دولت دیوانه شده است جه برای خود دردسر ایجاد کند؟
نمی دانم نویسندگان محترم مقالات اینچینی چقدر سواد و اطلاعات دارند؟ خیلی وقت است جه برای این پرسشم جلب پیدا نکرده ام.
سوادراخدارحمت کند بگومعرفت وانسانیت هم قحطی شده
تابناک شما که حامی خروج ارامنه ازقره باغ بودی ، الان چی شد ، تازه فهمیدی خالص سازی دارد درقره باغ اتفاق می افتد
در پیوند با مطلب "گوشت و قرمهسبزی"
مهمترین ضعف موجود، ضعف داده و محرمانگی آمارهاست. (اینرا در مطلب سید محمد بحرینیان در روزنامه رسالت هم می توانید ببینید آنجا که می گوید: آمارهای رسمی از بی معلم بودن ۲۳ هزار کلاس درس میگوید و شاید آمار غیررسمی بیش از این باشد. و در آمار موجود یا توانایی آموزش و پروش برای جمع آوری ساده ترین داده ها یا استخراج دقیق آن از سیستم های کامپیوتری وزارتخانه، ناتوان میداند!! و یا اینکه ایشان را در بیان این آمار که بحرینیان هم به مانند بسیاری دیگر اصلا مدیران کنونی را مقصر آن نمی داند، صادق نمی داند!!)
بعضی از تحلیل ها هم در نتیجه یک دوره هم نشینی با بازجویان نهادهای امنیتی تولید می شود. جایی که برادرانی که به دلیل محیط ویژه بازجویی، همیشه حق با ایشان است. وقتی تحلیلگر بین "اینگونه بنویس و ماهیانه این مبلغ حقوق منبع بگیر" و یا "واقعیت را بنویس و هر 2سال یکبار، یک ماه میهمان ما باش" باید یکی را انتخاب کند. این برادران سخن گفتن از گوشت قورمه سبزی را کاملا تحت رصد دارند و کنترل می کنند (به طور کلی جو امنیتی حاکم بر رسانه و فضای علم را با کمی جزئیات توصیف کردم)
درجواب سئوال اینکه چه کسانی درقرباغ ساکن میشوند اگرازتاریخ معاصر کسی خبرداشته باشد میداندکه قرباغ وقتی توسط ارامنه اشغال شد آنها تاتوانستند اهالی بومی قرباغ را بهلاکت رسانده حتی کودکان وپیران را و عده زیادی ازاهالی رانیزآواره کردند وبجای اهالی قبلی آنجا ازارامنه ارمنستان خواستند که برای تکمیل کردن تصرف شان به قرباغ کوچ کنند همانهائی که این چندروزه فرارکردندو اکنون که به لطف خداقرباغ آزادشده بدیهیست غیر ازآنهائیکه بهلاکت رسیدند ویادرآوارگی درگذشتند هرکه زنده مانده قاعدتاًبایدبرگردد سرخانه وزندگی خودش هرچند ارامنه خانه هارابه آتش کشیدندکه زمین سوخته برجای گذارند ولی آذری ها حتماًقادرخواهندبودحالا که وطنشان آزاد شده ومتجاوزفرارکرده آنراازنوبسازند
در ادامه مطلب روزنامه شرق باید نوشت آمریکا اگر به استقلال ایران احترام بگذارد و با هر پیشرفت ما در زمینه های نو علمی تحریمی اضافه نکند و به جای دخالت در امور داخلی سایر کشورها به امور داخلی کشور خود بپردازد گوشت این قرمه سبزی که توسعه کشور است فراهم خواهد بود.
آمریکا باید با کشورهای مستقل در حال توسعه رقابت سالم کند نه این که با تحریم و تهدید به جنگ سعی در مهار حرکت پیشرفتی آنها داشته باشد اصلا ایران به کنار آمریکا با چین هم که دارد قدرت برتر اقتصادی دنیا می شود مشکل دارد و یا بر کالاهای چینی تعرفه بالا می گذارد یا برخی شرکت های چینی را تحریم می کند یا با رزمایش های نظامی مکرر در آب های شرق آسیا سعی در تحریک مقامات پکن دارند حاصل سیاست های منفعت طلبانه آمریکا تنها جنگ و درگیری در دنیا بوده از عراق و افغانستان بگیر تا اوکراین امروز.
الان سیاست غلط آمریکا باعث شده که دو همسایه شرقی و غربی ما نزدیک به بیش از دو دهه درگیر جنگ باشند و علاوه بر این که عمر جوانان این کشورها در آتش جنگ تباه شد، بسیاری از مردم این دو کشور آواره سایر کشورها شده اند، حال این دو کشور چطور می خواهند به توسعه دست پیدا کنند جای سوال دارد؟؟؟
برخی مواقع کشور پتانسیل رشد، پیشرفت و خودکفایی دارد خیلی خوب هم دارد ولی اگر قدرت های استعماری چون آمریکا، انگلیس و ... اجازه دهند.
حالا کشور ما که خوب است سیاست های غلط آمریکا و انگلیس در افغانستان و عراق دو همسایه شرقی و غربی ما باعث شده که امکان پختن قرمه سبزی (توسعه) در این دو کشور به دلیل سال ها جنگ و درگیری متوقف شود، مقدار گوشت این قرمه سبزی پیشکش.
ساخت یک میلیون مسکن در سال، ساخت هواپیمای مسافربری و ... و حالا اعزام فژانورد به فضا! مث اون ماهواره خیاموف می خواین آدم به فضا بفرستین!؟ که چی بشه؟ مشکل آب سیستان برطرف بشه یا چمن ورزشگاه آزادی دربیاد یا تخم مرغ و پنیر بالا نرن!؟...
آها، پروژه جدید تعریف کنین بخورین. فیلتر شکن فروشی بس تون نیست!؟
خود تحقیر صهیونیست
قیمت مسکن و ملک روی دیوار وشیپور را کنترل کنید. اگر نمی توانید هم بخش ملک ومسکن را از دیوار و شیپور حذف کنید.
جالبه خود نویسنده هم به کوچ اجباری آذریها از قرهباغ کوهستانی توسط ارمنستان در سال ۱۹۹۳، اشارهای داشته، هر چند که هیچ اعتراضی به اون نکرده و لابد اون رو، امری بدیهی میدونسته.
امیدوارم شفای عاجلی برای این همه خشم و نفرت از آذربایجان، وجود داشته باشه
عجب باز پای صهیون در میانه. یک فلسطین دگر درست میشه و ایران هزینه اش را میده
ناشناس ۰۹:۴۱
کل تاریخ و حقایق را هم که تحریف کنید، کشور موهومی کُردستان بزرگ، هرگز تشکیل نخواهد شد
بخوان بگن که تاریخ خودتون پر از کشتار اقوام ایران و غصب زمینهایشانست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.