پدر به روایت دختر؛
همگان گفتند: «پدرم فریب دنیا را نخورد!»
در همان سالهایی هم که پدر در کنارمان بود، غافل نبودم از رازگشایی عزت و سربلندی او که به شهادت هر آن کس که او را ـ ولو اندک ـ میشناخت، بزرگ بود و عزیز/ پدرم مؤمن و وفادار به اسلامی بود که بر رحمت و کرامت انسانی و رعایت حقوق شهروندی مبتنی است و از دروغ و ریا و نفاق بیزار و بری است.

سرویس دفاع مقدس ـ شهید بزرگوار حاج داود کریمی از سرداران رشید هشت سال دفاع مقدس، از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جانباز شیمیایی سرانجام پس از سال ها تحمل درد و رنج، بامداد روز 16 شهریور سال 1383 در بیمارستان ساسان تهران به آرزوی دیرین خود رسید و دست در دست یاران شهیدش تا عرش الهی پرواز کرد.
به گزارش «تابناک» او در روزهای اول انقلاب به دلیل آشفتگی اوضاع و حملات ضد انقلاب، نقش موثری را در تاسیس سپاه پاسداران ایفا كرد و یك هفته پس از حملات ضد انقلاب، زمانی كه توپخانههای دشمن به شهرها حمله میكردند، راهی كردستان شد و بعد كه جنگ آغاز شد، او از اولین كسانی بود كه داوطلبانه به جبهه رفت و نیروهای داوطلب را نیز سازماندهی میكرد تا از حمله به سایر شهرها جلوگیری شود.

این اسوه استقامت و ولایتمداری همواره در مقاطع مختلف دفاع مقدس، از پیش كسوتان جهاد و شهادت بود و 6 سال پیش، پس از سال ها تحمل درد و رنج ناشی از جراحات شیمیایی رفت تا در كنار آرام بگیرد، چنانکه مادرش در مراسم تشییع پیکر پاکش با لحنی بغض آلود گفت: «خدایا، این قربانی را از من بپذیر.»
متن زیر دل نوشته ای است که خانم مریم کریمی فرزند ارشد ایشان درباره پدر نوشته و برای "تابناک" ارسال نموده است:
پدرم آن گونه که بود...
در این شش سالی که پدرم را ـ البته در عالم ظاهر ـ از دست دادهام، بسیار در شخصیت و منش و سیره او اندیشیدهام تا ریشه و اساس زندگی سراسر عزت و سرفرازیاش را کشف کنم.
در همان سالهایی هم که پدر در کنارمان بود، غافل نبودم از رازگشایی عزت و سربلندی او که به شهادت هر آن کس که او را ـ ولو اندک ـ میشناخت، بزرگ بود و عزیز.
اما از وقتی که او رفت، دقیقتر شدم و دیدم در یک مورد همگان درباره پدرم متفقالقولند و بر سر آن کسی سر سوزن شک و تردیدی ندارد و آن، اینکه: «پدرم فریب دنیا را نخورد!»
پس راز عزت او را در همین نکته اساسی یافتم که هر آنچه پدر دارد، بنیانش بر همین استوار است که دنیا نتوانست از پس فریب او برآید.
حال چگونه میشود کسی را که دنیا و جذابیتهای شیرین و فریبندهاش نتوانسته آلوده خود کند و تغییرش دهد، پس از مرگ، دیگران بتوانند او را تغییر دهند و چهرهای دلخواه و روایتی سازگار با آنچه خود هستند، از او بسازند؟ نه! آب در هاون میکوبند این قبیل کسان!
![]()
پدرم مؤمن و وفادار به اسلامی بود که بر رحمت و کرامت انسانی و رعایت حقوق شهروندی مبتنی است و از دروغ و ریا و نفاق بیزار و بری است.
در حقیقت او دلباخته و شیفته اسلام ناب محمدی(ص) بود که منادیاش در روزگار ما، حضرت امام خمینی(ره) بود.
پدرم تا پایان عمرش در این چهارچوب حرکت کرد و بیمهریهای فراوان نیز دید اما ذرهای تزلزل در ارادهاش به وجود نیامد و دست آخر جان پاکش را نیز بر سر همین اسلام از دست داد.
بگذریم. پدرم آنگونه بود که زیست. زیستنی که هیچگاه فریب دنیا و زخارف و مناصبش را نخورد. دنیایی که فریبخوردگانش حالا شاید روایتی از او به دست دهند که با «داود کریمی» حقیقی، هزاران سال نوری فاصله داشته باشد. چه باک که گفتهاند؛ آنکه غربال به دست دارد، از عقب کاروان میآید.
فرزند ارشد شهید داود کریمی
ـــ گوشه ای از زندگی نامه حاج داود کريمی:
حاج داود کريمی متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۲۶ در محله سلسبيل تهران است، در ۸ سالگى پدرش را بر اثر حادثه اى از دست داد. چنين بود كه مسئوليت خانه به دوش داود كوچك افتاد. با وجود نمرات ممتاز در مدرسه، ناچار ترك تحصيل كرد و مشغول كار شد.
هشت سال بعد، حاج داود از طريق شهيد عراقى با امام خمينى(ره) آشنا شد. در سال هاى نخستين دهه ۵۰ با گروهى از دوستانش، گروه «فجر اسلام» را به راه انداخت. يك گروه چريكى و سياسى نيمه مخفى كه با علمايى همچون شهید مظلوم بهشتى و آیت الله مهدوى كنى از روحانيت مبارز تهران ارتباط داشت.
حاج داود تراشكارى و فعاليت سياسى اش در تهران را تا سال ۵۵ ادامه مى دهد تا در اين مقطع، باز هم به رسم آن زمان گروه هاى چريكى كه اعضاى خود را به لبنان و فلسطين و الجزاير مى فرستادند، به لبنان مى رود.
«ميثم كريمى» پسر ارشد حاج داود مى گويد كه او در آنجا با شهيد «مصطفى چمران»، شهيد «محمد منتظرى»، «سيد محمد غرضى» و «رحيم صفوى» هم رزم بوده است. حاج داوود در آنجا مربى نيروهاى چريكى لبنان مى شود تا تجربه فعاليت هاى نظامى اش بيشتر و جدى تر شود.
دوران فعاليت چريكى حاج داود تا اواخر سال ۵۶ در لبنان ادامه يافت؛ اما فرا رسيدن امواج انقلاب، حاج داود را همچون بسيارى ديگر از چريك ها، دانشجويان و مهاجران به كشور بازگرداند. چنين بود كه بچه نازى آباد بار ديگر به نزد هم محل هايش بازگشت تا به همراه جوانان جنوب شهر، چهار هيأت مذهبى را براى مبارزه با شاه تأسيس كنند و در پيروزى انقلاب نقش آفرين شوند؛ اما اين تازه آغاز كار جوانان و مبارزان جنوب شهر بودند.
چنين بود كه حاج داود در اولين فعاليت دوران انقلابى خود، در همان روزهاى نخست پس از پيروزى مسئول كميته انقلاب در نازى آباد شد. در همان سال ۵۹ و در اوج درگيرى هاى كردستان راهى اين استان شد تا سپاه منطقه كردستان را به راه بيندازد. جنگ كه شروع شد، به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همين مدت كه تا سال ۶۱ ادامه يافت، برپايه آموخته هاى خويش در لبنان مسئول آموزش نظامى سپاه شد. سپس مدتى كوتاه تر از يك سال فرمانده سپاه تهران بود. مدتى هم در بنياد شهيد مشغول شد تا سال پايانى جنگ كه روزهاى اوج آن بود، فرارسيد.
حاج داود در اين دوره در دو عمليات مهم فاو و مرصاد (پس از پذيرش قطعنامه) حضور يافت. او در آنجا مسئوليت گردان هاى رزمى ـ مهندسى جهاد را داشت. در فاو بود كه مصدوم شيميايى شد و از مرصاد، تركشى در قلبش به يادگار ماند. در فاصله سال هاى ۶۵ تا ،۶۷ حاج داود در شرق كشور بود. او در اين دوره با سمت فرماندهى قرارگاه مركزى محمد رسول الله و قرارگاه هاى تاكتيكى تابعه شرق كشور در قالب طرح «والعاديات» مسئول مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر بود.

پس از جنگ حاج داوود در حالى كه مى توانست به عنوان سردارى نظامى چهره كند، به كارگاه تراشكارى اش بازگشت كه در جاده باقر آباد قرار داشت. از سال ۶۸ تا زمان شهادت، حاج داوود تنها يك كارگر ساده قالب ساز بود. نه درجه خواست، نه دنبال بنياد جانبازان رفت و نه مزايایی طلب كرد. در آن كارگاه كوچك به دستاورد خودش قناعت مى كرد.
از حاج داود كريمى كه در ۶ شهريور ماه ۴۹ ازدواج كرد يك دختر به نام «مريم» و سه پسر با نام هاى «ميثم»، «محمد صادق» و «محمود» به يادگار مانده است.
منزل حاج داوود كريمى در «ميدان بهمن، بزرگراه شهيد تندگويان، بعد از پل شهيد لطيفى، جنب پارك بعثت، ضلع جنوبى پارك، كوچه هفتم، پلاك ۹۱» واقع است. آرى، فرمانده بزرگ جنگ همچنان بچه جنوب شهر ماند.

رهبر انقلاب انقلاب در پیامی به مناسبت شهادت این عزیز فرمود:
اینجانب آن مرد با ایمان و ایثارگر را در همه دوران پس از انقلاب دارای صدق و صفا شناختم و آزمایش دشوار الهی در دوران ابتلا به عوارض دردناک آسیب شیمیایی را برای او هدیه ای معنوی برای رشد و اعتلای روحی آن شهید عزیز می دانم. خداوند او را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید.
مراسم سالگرد امسال
گفتنی است، مراسم ششمین سالگرد شهادت حاج داود کریمی روز پنجشنبه 25 شهریور ساعت 17 و با سخنرانی دریابان علی شمخانی بر سر مزار ایشان در قطعه 29 بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
به گزارش «تابناک» او در روزهای اول انقلاب به دلیل آشفتگی اوضاع و حملات ضد انقلاب، نقش موثری را در تاسیس سپاه پاسداران ایفا كرد و یك هفته پس از حملات ضد انقلاب، زمانی كه توپخانههای دشمن به شهرها حمله میكردند، راهی كردستان شد و بعد كه جنگ آغاز شد، او از اولین كسانی بود كه داوطلبانه به جبهه رفت و نیروهای داوطلب را نیز سازماندهی میكرد تا از حمله به سایر شهرها جلوگیری شود.

متن زیر دل نوشته ای است که خانم مریم کریمی فرزند ارشد ایشان درباره پدر نوشته و برای "تابناک" ارسال نموده است:
پدرم آن گونه که بود...
در این شش سالی که پدرم را ـ البته در عالم ظاهر ـ از دست دادهام، بسیار در شخصیت و منش و سیره او اندیشیدهام تا ریشه و اساس زندگی سراسر عزت و سرفرازیاش را کشف کنم.
در همان سالهایی هم که پدر در کنارمان بود، غافل نبودم از رازگشایی عزت و سربلندی او که به شهادت هر آن کس که او را ـ ولو اندک ـ میشناخت، بزرگ بود و عزیز.
پس راز عزت او را در همین نکته اساسی یافتم که هر آنچه پدر دارد، بنیانش بر همین استوار است که دنیا نتوانست از پس فریب او برآید.
حال چگونه میشود کسی را که دنیا و جذابیتهای شیرین و فریبندهاش نتوانسته آلوده خود کند و تغییرش دهد، پس از مرگ، دیگران بتوانند او را تغییر دهند و چهرهای دلخواه و روایتی سازگار با آنچه خود هستند، از او بسازند؟ نه! آب در هاون میکوبند این قبیل کسان!
در حقیقت او دلباخته و شیفته اسلام ناب محمدی(ص) بود که منادیاش در روزگار ما، حضرت امام خمینی(ره) بود.
پدرم تا پایان عمرش در این چهارچوب حرکت کرد و بیمهریهای فراوان نیز دید اما ذرهای تزلزل در ارادهاش به وجود نیامد و دست آخر جان پاکش را نیز بر سر همین اسلام از دست داد.
بگذریم. پدرم آنگونه بود که زیست. زیستنی که هیچگاه فریب دنیا و زخارف و مناصبش را نخورد. دنیایی که فریبخوردگانش حالا شاید روایتی از او به دست دهند که با «داود کریمی» حقیقی، هزاران سال نوری فاصله داشته باشد. چه باک که گفتهاند؛ آنکه غربال به دست دارد، از عقب کاروان میآید.
فرزند ارشد شهید داود کریمی
ـــ گوشه ای از زندگی نامه حاج داود کريمی:
حاج داود کريمی متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۲۶ در محله سلسبيل تهران است، در ۸ سالگى پدرش را بر اثر حادثه اى از دست داد. چنين بود كه مسئوليت خانه به دوش داود كوچك افتاد. با وجود نمرات ممتاز در مدرسه، ناچار ترك تحصيل كرد و مشغول كار شد.
هشت سال بعد، حاج داود از طريق شهيد عراقى با امام خمينى(ره) آشنا شد. در سال هاى نخستين دهه ۵۰ با گروهى از دوستانش، گروه «فجر اسلام» را به راه انداخت. يك گروه چريكى و سياسى نيمه مخفى كه با علمايى همچون شهید مظلوم بهشتى و آیت الله مهدوى كنى از روحانيت مبارز تهران ارتباط داشت.
حاج داود تراشكارى و فعاليت سياسى اش در تهران را تا سال ۵۵ ادامه مى دهد تا در اين مقطع، باز هم به رسم آن زمان گروه هاى چريكى كه اعضاى خود را به لبنان و فلسطين و الجزاير مى فرستادند، به لبنان مى رود.
«ميثم كريمى» پسر ارشد حاج داود مى گويد كه او در آنجا با شهيد «مصطفى چمران»، شهيد «محمد منتظرى»، «سيد محمد غرضى» و «رحيم صفوى» هم رزم بوده است. حاج داوود در آنجا مربى نيروهاى چريكى لبنان مى شود تا تجربه فعاليت هاى نظامى اش بيشتر و جدى تر شود.
دوران فعاليت چريكى حاج داود تا اواخر سال ۵۶ در لبنان ادامه يافت؛ اما فرا رسيدن امواج انقلاب، حاج داود را همچون بسيارى ديگر از چريك ها، دانشجويان و مهاجران به كشور بازگرداند. چنين بود كه بچه نازى آباد بار ديگر به نزد هم محل هايش بازگشت تا به همراه جوانان جنوب شهر، چهار هيأت مذهبى را براى مبارزه با شاه تأسيس كنند و در پيروزى انقلاب نقش آفرين شوند؛ اما اين تازه آغاز كار جوانان و مبارزان جنوب شهر بودند.
چنين بود كه حاج داود در اولين فعاليت دوران انقلابى خود، در همان روزهاى نخست پس از پيروزى مسئول كميته انقلاب در نازى آباد شد. در همان سال ۵۹ و در اوج درگيرى هاى كردستان راهى اين استان شد تا سپاه منطقه كردستان را به راه بيندازد. جنگ كه شروع شد، به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همين مدت كه تا سال ۶۱ ادامه يافت، برپايه آموخته هاى خويش در لبنان مسئول آموزش نظامى سپاه شد. سپس مدتى كوتاه تر از يك سال فرمانده سپاه تهران بود. مدتى هم در بنياد شهيد مشغول شد تا سال پايانى جنگ كه روزهاى اوج آن بود، فرارسيد.
حاج داود در اين دوره در دو عمليات مهم فاو و مرصاد (پس از پذيرش قطعنامه) حضور يافت. او در آنجا مسئوليت گردان هاى رزمى ـ مهندسى جهاد را داشت. در فاو بود كه مصدوم شيميايى شد و از مرصاد، تركشى در قلبش به يادگار ماند. در فاصله سال هاى ۶۵ تا ،۶۷ حاج داود در شرق كشور بود. او در اين دوره با سمت فرماندهى قرارگاه مركزى محمد رسول الله و قرارگاه هاى تاكتيكى تابعه شرق كشور در قالب طرح «والعاديات» مسئول مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر بود.

از حاج داود كريمى كه در ۶ شهريور ماه ۴۹ ازدواج كرد يك دختر به نام «مريم» و سه پسر با نام هاى «ميثم»، «محمد صادق» و «محمود» به يادگار مانده است.
منزل حاج داوود كريمى در «ميدان بهمن، بزرگراه شهيد تندگويان، بعد از پل شهيد لطيفى، جنب پارك بعثت، ضلع جنوبى پارك، كوچه هفتم، پلاك ۹۱» واقع است. آرى، فرمانده بزرگ جنگ همچنان بچه جنوب شهر ماند.

اینجانب آن مرد با ایمان و ایثارگر را در همه دوران پس از انقلاب دارای صدق و صفا شناختم و آزمایش دشوار الهی در دوران ابتلا به عوارض دردناک آسیب شیمیایی را برای او هدیه ای معنوی برای رشد و اعتلای روحی آن شهید عزیز می دانم. خداوند او را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید.
مراسم سالگرد امسال
گفتنی است، مراسم ششمین سالگرد شهادت حاج داود کریمی روز پنجشنبه 25 شهریور ساعت 17 و با سخنرانی دریابان علی شمخانی بر سر مزار ایشان در قطعه 29 بهشت زهرا برگزار خواهد شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خدايا درآن دنيا ماراشرمنده شهدا نكن
شما هم حقیقت را گزنشی منعکس می کنید. این مصلحت اندیشی پدر ما را در آورده است
از رسانه ملی انتظار میرفت به زندگی این سرباز وطن نیز به اندازه پوشش سخنرانی یک نماز جمعه اهمیت می داد
روحش شاد
واي بر ما كه اسم حاج داود را مياوريم و نميدانيم كه او كيست . من افتخار اشنايي با او را در كردستان داشتم و الان كه يك معلم دانشگاه هستم به حاج داودها افسوس ميخورم كه چرا يك بسيجي باقي نماندم
من هم عضوكوچكي ازبسيجيان دوران جنگ مي باشم به اين مردبزرگ به خاطرساده ومردانه زيستن وفاصله گرفتن ازپست ومال دنيااحسنت گفته وروحش شادباشدكساني كه دوران جنگ وبسيجان وجانبازان فراموش كرده وبه فكرپست ومقام پول هستندبدانندكه امثال شهيدكريمي دردل مردم هستندنه انها
دیگر همرزمان ایشان در شهرک غرب.محلاتی.نفت.باهنر.دزاشیب.ازگل در حال فقر زدایی واز بین بردن ظلم و گسترش عدالت در برج ف...... هستند راه شهید کریمی دیگر ادامه دهنده ندارد زیرا بازار ریا و دنیا خواهی همزمان با حفظ شئائر اسلامی بسیار داغ و سوزان است ای امت اسلام ....
زنده یاد بسیجی روحش شاد باد
خداوند روحش را شادکند (از طرف بچه محل)
آقایان که به جان هم افتادید از شهید کریمی خجالت بکشید
خداوند ما را نيز همچون او هدايت نمايد
راه همین است ودراز درجنگهای نامنظم با ایشانبودیم.
خدایش بیامرزد و در بهشت ایشان را با شهدای کربلا محشور فرماید.
متاسفانه پس از دفاع 8 ساله عده ای به دنبال کسب غنایم چهره این نازنین ها را مخدوش نمودند. به راستی که رهبر چه خوب مثالی در مورد جنگ احد زدند
روحش شاد
سلام؛ شهيدى بزرك در راه اسلام و ولايت. انشاءالله همه ما و خانواده ايشان وارثاني صادق باشيم و بتدريج از راه ايشان كه همان دفاع از حريم ولايت و رهبري باشد خارج نشويمز
دنيابراي مردان خدامانندقفسي است براي پرنده اي آزاد.ازاين قفس باميله هاي زنگزده ودلگير آزادشدي خوشابه حالت اگرلياقت داشتيم درآنروزواپسين ماراهم شفاعت كن.
سلام خدایش بیامرزاد.
برخلاف خیلی ها من فکر می کنم ما از این سرداران و انسانهای مخلص کم نداریم ولی اکثر آنها گمنامند و این که ما یا شما آنها را نمی شناسیم دلیل بر نبودن آنها نیست
بسیارند انسانهای آزاده بسیجی دلاور که با عزت زندگی می کنند و زیر بار منت هیچ کس نرفته اند این ماییم که باید به دنبال آنها بگردیم تا با آنها آشنا شوییم لطفا کمی به خودمان زحمت بدهیم
با سلام وعرض ادب روحش شاد از ايزد منان خواستاريم خلوص نيت ودرك متعالي نصيبمان گرداند تا ادامه دهنده راهشان باشيم.
احسنت بر اين مرد بزرگ كه چگونه زيستن را با اعمال خود به ما آموخت . انشاالله درس بگيريم.
ما افتخار می کنیم که ایشان بچه محل ما در جنوب شهر بودند، راستی چند نفر از فرماندهان سپاه مثل ایشان زندگی می کنند؟
امروز به گمان من جامعه ما تشنه آشنایی با این شهید و زندگی اوست. آنهایی که همچون انبیا نوری بودند که برای هدایت راه از کسی دستمزدی نخواستند!
ضمنا نباید فراموش کرد که سهم همسر و فرزندان این شهید در اینگونه زیستن ایشان کم نبوده است و نباید فراموش کرد که این همسر این شهید بزرگوارو فرزندان عزیز ایشانند که همچنان در طی این سالها در جنوب شهر و در همان خانه و در کنار آن عزیزبا افتخار زندگی کرده اند. من به سهم خود به داشتن چنین شهیدانی و نیزخانواده ارزشمندآن شهید افتخار می کنم
انقلاب ما و مردم ما به این امثال این بزرگواران که متاسفانه بسیار معدودند خیلی بدهکار است اینان با خدا معامله کردند وخودشان را نفرختند به مال ومنال ومناصب دنیا ...ولی متاسفانه خیلی ها که شاید هم خیلی از این بزرگواران کمتر در متن جنگ و جهاد و...بودند و خود را مدعی انقلاب ودین را فقط به نام خود مصادره کردند هستند که بیشترین هزینه را به ملت و دولت تحمیل می کنند .اینها نزد خدا اجری باقی نگذاشتند چون هر چی بود این دنیا با مردم تسویه کردند .خدا عاقبت مارا حتم به خیر کند (یکبار دیگر آن فراز مهم از وصیت نامه شهید بزگوار باکری را مرور کنیم تا سره از ناسره تمیز داده شود)
خدا رحمتش کند
روحش شاد که حیاتی موثر و ارزشمند همراه با تواضع داشت و در کمال گمنامی جانش را تقدیم اسلام و انقلاب کرد
بنده افتخار آشنايي با ايشان را، چند سال قبل از شهادتشان داشتم. نكته اي كه برايم خيلي عجيب بود اينكه منش و رفتار ايشان هر فردي را با هر نوع طرز فكري تحت تاثير قرار مي داد و طوري بود كه وقتي در مورد موضوعي صحبت مي كرد واقعا انسان را مجذوب كلمات خود مي نمود. كلام ايشان نشان از مطالعه عميق و بررسي دقيق مسائل و الگو برداري از قرآن و كلام ائمه بود. خيلي دوست داشتم كه هنوز هم ايشان را در بين خودمان و از نزديك مي ديدم ولي . . . روحش شاد
خدا رحمتش کندخوشا به حالش
اجرش نزد پروردگار كريم !
خدايا مارا از شر جاهلان ونادان ها رها كن
روحش شاد و قرين آرامش و نور الهي و ابدي باد.
مطالب جالبی بود وقتی این مطالب را خواندم و این عزیز سفر کرده شهید حاج داود رو دیدم اشک در چشمانم حلقه زد و اکنون برای از دست دادنش می گریم واقعا کجایید ای شهیدان خدایی؟؟؟شما رفتید و ما ماندیم برای چه؟برای دورویی؟برای نفاق؟؟برای بر سر هم زدن و تهمت به همدیگر زدن؟؟جای شما واقعا خالیه ای دلاوران بی تکلف جای شما خالیه
خیلی ها حاج داوود را وقتی شهید شد شناختند
روحش شاد
خدا بر درجات این مرد الهی بیافزاید دیگر
ایکاش سپاهیان اقتصاد دوست امروز از ایشان عبرت میگرفتند
اری چنین بود برادر !؟ قابل توجه مسئولین صدا وسیما ی ام لقرائ مسلمین . !!امثال حاج داوود کریمی بسیار بودند اما فرزندان ما همه چیز از این تلوزیون زشت سیما اموختند جز ارزشهای انسانی وارمانی امام وشهیدان . سریالهای قبیح تر از دایی جان ناپلئون .و مراد برقی . وتکیه کلام های زشت . ودروغ وسیاه کاری مردم با تبلیغات مسموم کالاها ی چرند . ودریغ وصد افسوس از پرداختن به زندگی مردان بی ادعا . وپیشکسوتان هشت سال دفاع مقدس .
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
شهید کریمی مرد میدان رشادت بود ؛ نستوه در مبارزه با ریا و تظاهر ونفاق. جامعه به چنین مردان رشید امروز بیشتر نیاز دارد. روحش شاد وراهش پر رهرو باد
درود به روح پاکش که خود را آلوده قدرت نکرد
حاج داوود روحت شاد....خدا از تو راضيه....آقايوني كه برق درجه ها چشماشون رو مورد عنايت قرار داده از حاجي شهيد ما ياد بگيرند.درود بر شرفت مرد بزرگ ايران زمين.ياد همت/باكري و بقيه سرداران واقعي اين مملكت گرامي باد...سرداران امروز اين تذهبون براداران؟
خیلی جالب است. پایین این نوشته زیبای خواهرمان "مریم کریمی" که بسیار دلنشین پدر عزیزش را روایت کرده است، نقل قولی هم منتشر شده است از یک زن دیگر به اسم "ام حیدر" که خواهر صدام ملعون است که نگران حال برادران دیگر خود است و معترض است به محل نگهداری آنها و این که غذایی که به این 2 جنایتکار می دهند را سگ هم نمی خورد چه برسد به سبعاوی و وطبان کثیف که البته حبف از غذای سگ که جلوی این 2 نفر بگذارند....
این هم از بازی روزگار است و نشانه ای دست قهار الهی که بعد از 6 سال از هجرت حاج داوود مظلوم همه از خصائل نیکوی او می گویند و از جان و روح پاک و نورانی اش و در جای دیگر دشمنان دیروز حاج داوود از غذای شان می نالند که سگ هم آن را نمی خورد.
فاعتبروا یا اولوالالباب!
واقعا زندگی این سردار بزرگ برای ما درس بوده و اینان شهیدان جاویدان هستند
متاسفم از اینکه تعداد بازدیدکنندگان الان 5168نفر میباشد و تعداد بازدیدکنندگان از قرص مشروب 15997نفر .... این نتیجه انقلاب فرهنگی بوده؟؟؟؟؟؟
خاک بر سر من با این شهدایی که ایرانی شیعه به اسلام تقدیم کرده
خداوند به بزرگی خودش و روح عزیز این شهدا به ما درک بهتر زیستن عطا نماید.
چرا از مصیبتهایی که به سرش آوردند صحبنی نشد.
چه مبارك سفري ..چه فرخنده رهي
خدايا راه مارا به متقين برسان
در پاسخ به پرسش اولین مخاطب باید گفت:الان تقریبا بلکه تحقیقا هیچ!!!!!!!!
بسم رب الشهداو الصديقين
اينجانب افتخاراشنايي با اين شهيد والامقام را داشتم اين شهيد عزيز در وقار و متانت و تواضع بي همتا بود واقعا به دنيا بي اعتنا بود و به فرمايش مولا امير المومنين دنيا در نزد او از لنگه كفش پاره و آب بيني بز بي ارزش تر بود فردي مومن و خاكي بي رياو خالص مخلص بود در زمان جنگ همين سردار بي نشان مصداق المومن كالجبل الراسخ بود و واقعا ايه شريفه من المومنين الرجال صدقوا ما عاهدو الله عليه براي اين افراد است نه انساني هاي دنياپرست چون من ، انشاالله روح اين شهيد بزرگوار همواره شاد و با ارواح طيبه شهيدان كربلا بويژه ارباب بي كفنش محشور باد لطفا اين كامنت را چاپ كنيدزيرا من و امثال من ، واقعا به حاج داود و حاج داود ها مديون هستيم همانهايي كه نشناختيم شان و در كنار زندگي روزمره مان به آرامي فراموششان كرديم
حاج داود محصول ناب دفاع مقدس
خدا رحمت کنه حاج داود کريمی رو که ساده زیست و خود را آلوده مال دنیا نکرد که البته از این افراد کم نداریم که بعد از جنگ برگشتند و از سابقه جبهه برای خودشون کاسبی راه ننداختند .
در پاسخ نظر اول والا خیلی از کسایی که پشت جبهه بودن و از کنار خط مقدم رد هم نشدن جنوب شهر نموندن و میلیاردر شدن تازگیها هم بچه یکیشون می گفت ماهانه باباش 10 هزار تومن بهش پول توجیبی میده و وقتی خواهرش بدنیا اومده باباش 300 کیلومتر تو خاک عراق بوده یکی نیست بگه آخه خالی بند مگه بابت رفته بوده کاخ صدام به صدام گزارش جنگ رو بده که 300 کیلومتر رفته بوده تو خاک عراق
خدا رحمت کند همه خدمتگذاران واقعی واز جمله ایشان را آمین یا رب العالمین
با این ستاره ها هیچ وقت راه ایران گم نخواهد شد .
همیشه در قلب ایران و عزیز خواهی بود .
این گونه افراد جوانمردان خدا هستند در روی زمین و رحمت خدا بر مخلوقات خداوند هستند روح شان در ملکوت اعلی باد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.