در باب مجتبی شکوریهای فیک زندگیتان!
من پنج سال با کسی کار میکردم که بودن در کنار اون آرزوی خیلیها بود. یک انسان به شدت باسواد، خوش استایل، استاد دانشگاه، سخنور خوب با کلی مقاله و.... هرکسی میفهمید من با او کار میکنم با حسرت میگفت که چقدر دوست داره در موقعیت من باشه
اوایل حس میکردم چقدر خوشبختم و باید همه جوره از این فرصت استثنایی استفاده کنم و ازش یاد بگیرم و از این کلاس رایگانی که هر روز در اختیارمه نهایت استفاده رو ببرم؛ خیلی در نقش شاگردی فرورفته بودم و هر لحظه منتظر بودم چیز جدیدی بهم یاد بده
من بیتجربه نبودم و آورده خوبی در حوزه کاریم داشتم؛ میشناختنم و گزارشهام مورد توجه بود اما همون روزهای اول خلع سلاحم کرد و به جاش هیچی به من نداد. دائم این تفکر رو تزریق میکرد که نباید کاری صورت بگیره و هر اقدامی رو از جانب ما نیروهای جوان حاشیه ساز میدونست
در برابر سوالات ما درباره مسیر اشتباه کار که به وضوح عیان بود، به کتابش که رفرنس بود، اشاره میکرد و به صراحت فقط دنبال آرامش خودش بود و نه پیشرفت مجموعه. جلوی پیشرفت رو که میگرفت هیچ! باعث پسرفت یک مجموعه بزرگ شد که هنوز ضرر مالیش گریبانگیر مدیرانشه
سخنرانیها و کلاسهاش پر از حرفهای پر طمطراق و زیبا درباره زنان بود اما در موقعیت کاری، تمام مزایا رو به آقایون میداد و معتقد بود اونها نان آور خونواده هستن و زنها برای تفریح میان سر کار!
هنوز در اکثر مراسمها اون رو بالا میبرن و بهش موقعیت برتر میدن اما این آدم سر هیچ بزنگاهی پشت صنفش در نیومده و جالب اینکه هنوز هم هستن کسانی که او را استاد، فرهیخته و بزرگ صنف میدونن و تمام تلاششون رو برای حفظ این تعریفها میکنن!
فهیمه سادات طباطبایی/روزنامه نگار
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اخلاق ها الگو هستند یا آدم ها؟
مشکل نویسنده و خیلی ها اینه که دنبال بت سازی و قهرمان سازی هستن ، فارغ از اینکه جز اون دسته باشی که دکتر شکوری رو تشویق کنی به خاطر شجاعتش در بیان مسئله ای که برای خیلی ها حنی مسئله نیست ، یا جز دسته ای باشی که به شدیدترین نحو بش توهین می کنند در حالیکه هزاران برابر ایشون تو زندگی شون دروغ گفتن ،
من نوعی بسیار از صحبتهاشون استفاده کردم از کتابهایی که معرفی کردن لذت بردم ، و یاد گرفتم نه ایشون نه هیچکس دیگه بی نقص و بی اشتباه نیست و قرار نیست مراد من بشه
تا موقعی که یاد نگریم نباید خودمون رو به دیگری ببندیم داستان همینه که عده ای برامون بت میشوند سفر قهرمانی زندگی یک سفر شخصیه اینو باید به عنوان یک اصل اول بپذیریم کمبودها و خلاء ها را در دنیای بیرون جستجو کردن نتیجه ای جز این نخواهد داشت که در نهایت خودمون رو به کسانی پیوند بزنیم و با این کار حالمون رو خوب کنیم که دیر یا زود بازنده این داستان خواهیم شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.