ماههای پیشرو گردنه ای پرپیچ برای ایران است
بحرانهای گوناگونی که در عرصههای روابط خارجی، اقتصاد و چالشهای اجتماعی ذکر شد، در کنار یکدیگر، کشور را در موقعیتی خطیر قرار داده است. ماههای پیشرو و سال آینده میتواند گردنهای پرپیچ و صعبالعبور برای ایران عزیز باشد.

«شاید سیاستمداران ما شبیه به کوهنوردانی شدهاند که در سرمای کوهستان، گرفتار سرمازدگی شدهاند و در پی آن، به خواب رفتهاند. این یادداشت هرچند بسیار تلخ نوشته شده است، اما امیدوارم تلخی آن، نیشتری باشد که این افراد را از خواب سرمازدگی بیدار کند. مردم ما حق دارند بدانند که نظام تصمیمگیری برای مواجهه با شرایطی که احتمال وقوع آن بسیار زیاد است و زندگی آنها را کاملا تحت تاثیر قرار میدهد، چه برنامهای دارد.»
به گزارش تابناک به نقل از دنیای اقتصاد؛ مسعود نیلی طی یادداشتی نوشت: به یاد دارم در سالهای دور گذشته و در زمانهایی که در سازمان برنامه و بودجه کار میکردم، در چند نوبت، مسئولیت تهیه گزارشهایی تحت عنوان چشمانداز ۱۰سال آینده اقتصاد ایران را برعهده داشتم.
هدف اصلی این کار آن بود که ابعاد شکافها وعدم تعادلهایی که در آن مقطع زمانی غیر قابل مشاهده ملموس بود اما در گذر زمان، روند رو به افزایش داشت، در همان ابتدا نمایان شود. بهعنوان مثال، ابعاد کسری بودجه یاعدم تعادل در تراز پرداختها و غیره، از این طریق برای سیاستگذار روشن و مشخص میشد. یک فرض تلویحی هم در انجام این کار وجود داشت و آن هم این بود که تصمیمگیرنده خود را در قبال حل مشکلات، مسوول میشناسد و لذا قاعدتا از مواجه شدن با مسائل بزرگ و بحرانی، اجتناب میکند.
طی چند ماه اخیر، تعدد و تنوع مشکلات بزرگ بهشدت افزایش پیدا کرده و از مرحله نگرانی عبور کردهایم. آنچه درباره وقوع آن در آینده هشدار داده میشد، در زمان حال محقق شده و ابعاد آسیبزای خود را نمایان ساخته است. در اینجا به فهرستی از این مسائل اشاره میکنم:
۱. مسائل خارجی
۱-۱. انتخاب ترامپ بهعنوان رئیسجمهور آمریکا و شناختی که از عملکرد او در دور پیشین ریاستجمهوریاش حاصل شده است، احتمالهای مختلفی را مطرح میسازد که شاید یکی از اولین و بدیهیترین آنها این است که محدودیتهایی را که در دوره بایدن در زمینه صادرات نفت کشور کاهش پیدا کرده بود، تشدید کند و از این طریق، بازار ارز و بودجه و تولید و تورم ما را تحت تاثیر جدی قرار دهد. قاعدتا هرچه این احتمال بیشتر باشد، فروض لحاظشده برای اقتصاد سال آینده، گمراهکنندهتر خواهد بود.
۱-۲. سران کشورهای بزرگ اروپایی در نامهای به شورای امنیت سازمان ملل، درباره فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت در سال آینده، مسائل بسیار جدی را مطرح کردهاند. قاعدتا در صورت تحقق چنین شرایطی، وضعیت سال آینده از آنچه در بند قبل مطرح شد هم دشوارتر خواهد شد.
۱-۳. وقایعی که در منطقه خاورمیانه، ابتدا در غزه و سپس در لبنان به وقوع پیوست، نهایتا به رودررویی مستقیم نظامی میان ما و رژیم اسرائیل ختم شده است که مطمئنا، فارغ از ابعاد پیچید نظامی و سیاسی، پیامدهای اقتصادی تعیینکنندهای خواهد داشت.
۱-۴. تحولات اتفاقافتاده در سوریه بسیار مهم و اثرات آن حائز اهمیت بالا خواهد بود و علاوه بر آن، احتمالا رابطه ایران و ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد.
۲. مسائل اقتصادی
۲-۱. ناترازی انرژی همانگونه که مشهود است، شکل کاملا بحرانی به خود گرفته است. بحران انرژی برای کشوری با رتبه دوم گاز و رتبه چهارم نفت در جهان، غمی سنگین بر دل و عرقی از روی شرمساری بر پیشانی مینشاند. شک ندارم که بحران انرژی در کشور نفتی-گازیِ ما، در کتابهای درسی اقتصاد پایه، بهعنوان یک مورد عبرتآموز، ثبت و ذکر خواهد شد. بحران انرژی نیمی از کشور را در شرایطی که دمای هوا هنوز کاملا زمستانی نشده به تعطیلی کشانده است. برآوردهای با تقریب قابل قبول شکاف انرژی و تاثیر تعیینکننده آن بر قفل شدن فعالیتهای اقتصادی و اداری در سال آینده و سالهای پس از آن، بسیار ساده و بسیار دردآور است.
۲-۲. آلودگی هوا که نه ناشی از صنعتی شدن و رشد بالای اقتصادی، بلکه برآمده از اقتصادی است که در تولید درجا میزند؛ اما در مصرف در حال تخریب حال و آینده کشور است، سم غلیظ و سرطانزا را به ریههای کودکان و سالمندان آسیبپذیر کشورمان میبرد و بیرحمانه نسلکشی میکند.
۲-۳. فرونشستهای خاک در جغرافیای کشور بهسرعت در حال گسترش است و آینده سرزمینی ایران را در معرض تخریب قرار داده است.
۲-۴. ابعاد کسری بودجه برای دولتی که کمتوان در ارائه خدمات عمومی، ضعیف در ارتقای سطح رفاه کارکنان خود و بدون بنیه در انجام سرمایهگذاریهای زیربنایی است و در درون خود، بار سنگین ورشکستگی نظام بازنشستگی را هم به دوش میکشد، حتی با فروض درنظر گرفتهشده در بودجه سال آینده، هشداردهنده است. این بار سنگین، نظام بانکی بیمار را هم دچار ناترازی هشداردهنده کرده است.
۲-۵. نوسانات بزرگ و مخرب بازار ارز، همراه با تورم بالا که به جزء ثابت و همیشگی از زندگی اقتصادی ما تبدیل شده، فقط علامت بیثباتی وعدم قطعیت میدهد.
۳. مسائل اجتماعی
۳-۱. افزایش ۱۰میلیونی به جمعیت زیر خط فقر که در سالهای اخیر اتفاق افتاده، واقعهای بسیار مهم است و قاعدتا باید تبدیل به بزرگترین نگرانی نظام حکمرانی میشد. پیامد این اتفاق بزرگ را میتوان در اعتیاد و طلاق و وقوع انواع جرمها مورد شناسایی قرار داد.
۳-۲. انتشار اطلاعات با تواتر نسبتا زیاد که هر از چندی درباره فسادهای رخداده در زندگی مقامات کشور یا فرزندان آنها صورت میگیرد، در کنار بنگاهداریهای رانتی غیرخصوصی و غیردولتی، وقتی با فشارهای سنگین اقتصادی که به زندگی مردم وارد میشود، همراه باشد، بنیان سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی را از این هم سستتر میکند. پیمایشهای انجامشده از نگرشهای ایرانیان نشان میدهد که وضعیت سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی در حضیض تاریخی خود قرار دارد.
۳-۳. گسستهای اجتماعی- فرهنگی موجود میان جامعه بهویژه در میان جوانان، کاملا هشداردهنده و آتش زیرخاکستری است که هرچند با شعلهور شدن در سال۱۴۰۱، هشدارهای خود را داد، اما شواهد درباره نحوه مواجهه با مساله فیلترینگ و موارد مشابه، نشان میدهد که این هشدارها به اندازه کافی جدی گرفته نشده است.
۴. جمعبندی
بحرانهای گوناگونی که در عرصههای روابط خارجی، اقتصاد و چالشهای اجتماعی ذکر شد، در کنار یکدیگر، کشور را در موقعیتی خطیر قرار داده است. ماههای پیشرو و سال آینده میتواند گردنهای پرپیچ و صعبالعبور برای ایران عزیز باشد. خطا در تشخیص موقعیت میتواند هزینههای جبرانناپذیر تاریخی ایجاد کند. عبور از این گردنه، نیازمند تحلیلی واحد و عزمی یکپارچه در کل نظام تصمیمگیری کشور در گذر با حداقل هزینه از آن است.
از نظر نگارنده این سطور، بزرگترین آفت نظام حکمرانی ما، وجود تحلیلهای متفاوت راهبردی، همراه با دادن وزنهای کاملا متفاوت به موضوعات، در میان مقامات اصلی تصمیمگیرنده کشور است. مسائل سیاسی و امنیتی، در جزیرهای جدا، مسائل اقتصادی در جزیرهای دیگر و مسائل اجتماعی هم معمولا در جایی به بحث گذاشته نمیشود. جزایرِ مسائل سیاسی-امنیتی و اقتصادی نه تنها از هم جدایند، بلکه دارای رابطه سلسله مراتبی هم با یکدیگر هستند. به این معنی که رویکردهای سیاسی-امنیتی دارای تفوق سازمانی بر رویکردهای اقتصادی هستند.
این شیوه از سازمان حکمرانی، نهتنها فاقد کارآیی در عبور دادن کشور از گردنه بسیار سخت پیشرو است و میتواند هزینهای بسیار سنگین برای آینده کشور ایجاد کند، بلکه خطاهای محاسباتی راهبردی را هم نتیجه میدهد. نظام سازمانی حکمرانی در کشور ما بهگونهای است که مرکز و نهادی برای بررسی یکجای همه این مسائل در آن پیشبینی نشده است. عظمت مشکلات و ماهیت سیاسی –اجتماعی و اقتصادی آنها ایجاب میکند که ابتدا بهطور توامان، مسیر سیاسی بازشده و اعتماد اجتماعی ارتقا یابد تا امکان انجام اصلاحات اقتصادی فراهم شود. مدتهاست که راهحلهای سیاستی بدون گرهگشایی سیاسی، کارکرد خود را از دست داده است.
لذا قواعد حاکم بر نظام سیاسی ما، امکان برنامهریزی تکقوهای قوه مجریه را برای پرداختن به حل مشکلات اقتصادی فارغ از دو بعد دیگر سیاسی و اجتماعی سلب کرده است. بهعنوان مثال، فرض کنید دولت تلاش کند تا فاصله میان نرخهای ارز را کاهش دهد. اما وقتی اقتصاد مرتبا در معرض شوکهای سیاسی خارجی است، طبیعتا حملات سیاسی تلاشهای صورتگرفته را نقش بر آب میکند.
سوال اساسی و بسیار مهم این است که فهرست مسائل ذکرشده در این نوشته یا موارد مشابه در حال حاضر، به صورت یکجا روی میز کدام مقام مسوول یا نهاد تصمیمگیر قرار دارد و درباره آنها آیا در حال حاضر جایی برای چگونگی گذر از چالشهای بحرانی پیشرو در ماهها و سال آینده درحال برنامهریزی هست یا نه؟ فهرست ذکرشده در این نوشته، به معنی واقعی کلمه، لرزه بر اندام انسان میاندازد و خواب را از چشمها میرباید. هر مقام مسوولی تا مطمئن نشود که چگونگیعدم مواجهه با برخی از موارد از طریق دور راندن آن و چگونگی مواجهه با برخی دیگر از طریق عبور از آن مشخص شده است، نباید آرام گیرد.
اما علائمی که دریافت میشود چنین اهمیت و حساسیتی را نشان نمیدهد. پررونقترین بازار در کشور ما، همچنان، بازار دعواهای سیاسی و مشغول شدن به تخریب ظرفیتهای درونیِ نظام سیاسی و نابودسازی مقدار ناچیز باقیمانده از سرمایه اجتماعی نظام تصمیمگیری است. کافی است کسی بررسی کند و ببیند در میانه این همه مشکلات هولانگیز، مشغله اصلی سیاستمداران موثر ما چه بوده است. گروهی، همه تلاش خود را صرف ترغیب تصمیمگیرندگان به افتادن در عرصه درگیریهای نظامی میکنند.
گروهی دیگر، بهطور خستگیناپذیر در تلاش برای برکناری فلان مقام مسوول و استعفای فلان مقام دیگر مسوول هستند و عدهای دلواپسِ تاخیر در ابلاغ قانون حجابند. از سوی دیگر، در سطوح بالای دولت، هنوز راجع به رشد ۸درصد و اجرای برنامه هفتم صحبت میشود و مجلس شورای اسلامی با جدیت و صرف وقت در حال بررسی بودجهای است که احتمال محقق شدن فروض اصلی آن بسیار پایین است، گویی هرنهادی سعی میکند خود را از مسائل اصلی دور نگه داشته و به مسائل دست چندم مشغول کند.
شدت دور بودن دغدغههای اکثر حکمرانان ما از مسائل مهم ذکرشده بعضا به اندازهای است که گویی آنها در کشوری دیگر مسوولیت دارند. لذا این نگرانی بهوجود میآید که شاید سیاستمداران ما شبیه به کوهنوردانی شدهاند که در سرمای کوهستان، گرفتار سرمازدگی شدهاند و در پی آن، به خواب رفتهاند. این یادداشت هرچند بسیار تلخ نوشته شده است، اما امیدوارم تلخی آن، نیشتری باشد که این افراد را از خواب سرمازدگی بیدار کند.
مردم ما حق دارند بدانند که نظام تصمیمگیری برای مواجهه با شرایطی که احتمال وقوع آن بسیار زیاد است و زندگی آنها را کاملا تحت تاثیر قرار میدهد، چه برنامهای دارد. اگر نظام تصمیمگیری برای شرایط دشوار پیشرو، سندی در دست تهیه دارد، لازم است به جامعه اعلام کند که چگونه قرار است از چنین شرایط مهلکی خارج شویم.
اگر به همین صورت پیش برویم، جامعه دچار پاندمی یأس خواهد شد که امیدوارم عواقب این پاندمی بهطور واقعی درک شده باشد. زمان آن فرارسیده است که هرچه سریعتر، تصمیماتی هرچند تلخ، اما بسیار مهم و سخت گرفته شود. لحظه به خواب رفتن در حالت سرمازدگی، مرگ قطعی را در پی خواهد داشت. مراقب پاندمی یأس باشید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام
وای ب انوقتی ک پیچ بپیچه ما نپیچیم
تو خودت یکی ازاین مسئولین بودی و هستی. فرار رو به جلو نکن داداش
جناب نیلی اگر ناترازی در توانمندی های دولت رفع بشود مملکت هیچ مشکلی نخواهد داشت . کشوری که تولید کننده کازوئیل و برق هست ولی بدلیل عدم ذخیره گازوئیل برق مردم را قطع میکنند قطعا ناترازی در اندیشه و توان وزیر مربوطه هست .
توجه نکردن نویسنده به مشکلات آموزش و پرورش که نقش موثری در تربیت و آموزش این مرز و بوم دارد و وجود مشکلات بنیادی ، مانع از تاثیر گذاری اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی این نهاد شده است .
بهتر است این مساعل در مجلس شورای اسلامی عنوان شود ودرمورد هرکدام راهکاری چاره اندیشی کنند
با وجود این همه مشکل که این آقا می فرماید حالا اولویت اول کشور برای وزیر اقتصاد د و رییسجمهور رفع فیلترینگ است!!!!!!!!
شماها با آزادسازیه قیمتها این وضعو درست کردین الانم که مردم در بدترین شرایطن اصرار به آزادسازیه اقتصاد دارین هرکاری وقتی داره میخواین اجاره خانه و خوراک ۵ برابره حالا بشه
دولت سوم روحانی
آتش زیر خاکستر .
بحران مالی ، بحران و تحولات سیاسی منطقه ، بیکاری جوانان ، بی ارزش بودن پول ایران ، خروج اتباع بیگانه و پیامدهای آن ، همسایههای مزدور و مرزهای نا اَمن ، فقیر شدن مردم و کوچیک شدن سفره مردم ، آمارهای بالای طلاق و خودکشی ، آلودگی هوا ، ناتوانی مقامات و مسئولین مملکت ووووووو خدا به داد برسه
به فردی رای داده اند که برای اداره کشور هیچ برنامه ای نداشت،حالا تازه از خواب بیدار شدند وارائه طریق می فرمایند!!!
گردنه که چه عرض کنم پرتگاه بگو
جالبه حالا همه منتقد شده اند. انگار نه انگار ایشون خودشان جزء تصمیم گیران و قاعده گذاران بوده اند. ریشه اصلی مشکل در مسئولانی است که سر پستها هستند و میگویند نمیگذارند ما کار کنیم!
اونی که خوابه میشه بیدارش کرد ولی اون کسی که خودش را بخواب زده هرگز نمیشه بیدارش کرد تازه اگر بیدار بشه هم دیگه دیره ، ما میتونستیم با این سرمایه انسانی و منابع غنی خدادادی جزو اولین های جهان از هر جهت باشیم
بدتر از همه وجود ۱۳میلیون افغانی در کشور که علاوه بر اینکه امکانات مملکت می بلعند باعث نا امنی شده اند
باید از بیکاری جوانان وازدواج نکردن جوانان بعلت بی کاری و وجود میلیون ها اتباع خارجی که بر مشکلات کشور افزوده اند را هم ذکر می کردید وهزاران مشکلات دیگر که کمتر به چشم می آیند
آخه چرا باید اصلا بزارن که کار به جای باریک برسه
واقعا دلسوزانه همه مسائل گفته شده خدا کند با همت مسئولین وحفظ اتحاد ویکدلی از این بحران عبور کنیم
نا امیدی در گوشه به گوشه کشور موج میزند وعدهای دارند بارهای خود را می بندند به کجا داریم میریم به کجا دارند میبرنمان
با سلام ودرود بر شما عاقبت بخیر باشید
استاد تمام بدبختی های ما از این جناح بازی هست که همیشه مشکل بر گردن دولت قبل می اندازند و کسی هم از آقایان طی چهارسال حکومت داری سوال نمیکنند که چرا به مشکلات کشور اضافه شده به جای که کم بشود ما سیاستمدار با غیرت میخواهیم وسلام
نمیدونم چرا این پیچ ها تموم نمیشن!
همش توی پیچ هستیم.
وای بازم پیچ تاریخی خسته شدیم
احتمالا رسایی برای آینده کشور برنامه دارد ارائه دهد
نه هنوز داره هرکی راهکار ارائه میده نیش میزنه.
سلام بابت متن پرمحتوا وواقعا بينانه ای که ارائه دادید ممنون کاش میشد این مشکلات ومواردی که به اون اشاره کردید رو به یه سریا فهموند بلکه دست از شعار عزت وسربلندی دادن بردارن. بابا مملکت داره از دست میره اما یه سری ادما هستن فکر میکنن ایران تو اوج قدرته اینا رو چیکارکنیم؟؟؟....!
بنویسیم: ماههای پیشرو گردنه ای پرپیچ برای ایران است
بخوانیم: ماههای پیشرو گردنه ای تک پیچ برای ایران است
چه کنیم که مسوولین ما فعلا درگیر جناه بندی هستند تا فکر ملت
خب ما مردم چه گلی بسر بگیریم...!؟؟احتمالا خیلیها دنبال فرار هستند ولی ما که به عشق ایران و یا اجبار ماندیم چه کنیم! خداوندا مددی...
متنی تلخ ولی واقع بینانه
باید می گفتید خود را به خواب زده اند.... این بحران ها برای اهلش دغدغه است برای مسئولین عادی !
این سال سال سرنوشت سازی است همه میدانند دیگر کسی پاسخگو نیست
من موندم چرا به کسی که مسئولیتی کردن نمیگیره میگید مسئول!!.۱
بعد از مسیر پر پیچ و تاب و صعب العبور مسیر چگونه است آیا هموار میشود یا منتهی به پرتگاه میشود ؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.