آخرین خبرپیشنهاد رسمی تراکتور به سرمربی سابق پرسپولیس
4بازدید
۲۵

بندر رجایی هنوز می سوزد!/آتش بی مسئولیتی را چه کسی مهار می کند؟

بندر رجایی هنوز می سوزد!

بندر و اسکله شهید رجایی هنوز می سوزد. آتشی که می گویند «اتفاق» باعثش بوده حالا تند تر از پیش جریان دارد، صرفا شکل و رنگش عوض شده است، اما چه کسی قرار است این آتش را خاموش کند؟

بندر رجایی هنوز می سوزد!/آتش بی مسئولیتی را چه کسی مهار می کند؟

بندر رجایی هنوز می سوزد

مهدی محمدی کلاسر- تئوری‌های مدیریت و قوانین حکمرانی را بگذارید کنار! گویی این قوانین و یافته‌های پیچیده تمدن‌ساز، برای ما «نقش بر آب» شده‌اند؛ خطوطی محو که موج‌های بی‌مسئولیتی، یک به یک می‌شویندشان. می‌خواهم از ژرفای تاریکِ روانِ جمعی و فردی‌مان به این زخم نگاه کنم؛ شاید ریشه‌های فاجعه، در شن‌های روانِ کودکیِ ما پنهان باشد، جایی که بذرهای بی‌تعهدی را به دستِ بادِ سهل‌انگاری سپردیم.
 
لطفاً! مراقب بازی‌های فرزندانتان باشید. با چشمانی گشاده به بازی‌های کودکان بنگرید. نسلی که «قایم‌باشک» بازی می‌کند یا مدام زمزمه می‌کند: «من نبودم، دستم بود، تقصیر آستینم بود!»، آینده‌اش چیزی نیست جز تاریکیِ بی‌ستاره‌ای که خود می‌آفریند. این کودک، در پشتِ پرده این ترانه‌های به ظاهر معصوم، هنرِ شرم‌زدایی از گناه را می‌آموزد؛ گم‌گشته‌ای که به جای کاوش در تاریکی‌های وجودش، به دنبال سایه‌ای می‌دود تا بارِ گناهش را بر دوشِ او بیندازد.
 
تجربهٔ من می‌گوید: تربیت، در سکوتِ بازی‌ها و درست در لحظه‌ای که مربیان حواسشان به تربیت کردن نیست، اتفاق می‌افتد و جاری می‌شود، نه در غرشِ بایدها و نبایدهای کهنه خانه و مدرسه. نه در بایدها و نبایدهایی که مثل واکسن می‌روند و سلول‌ها پس می‌زنندشان. ما در اصل، پژواکِ لحظه‌های ناخودآگاهیم. برای همین است در مدرسه خیلی چیزها را می‌آموزیم، جز درس‌هایی که ظاهراً باید حفظ‌شان کنیم و نباید مردودشان شویم.
 
تصویر آرمان‌هایی که با خط‌کشِ ترس بر دیوار ذهنمان حک کردند، یا فروریختنی است یا جایی را فروخواهد ریخت. از همین جاست که جرقه‌های بی‌مسئولیتی در جانمان افتاد و امروز، شعله‌ور شده و دامنِ یک ملت را می‌سوزاند. اسکله‌ای در آتش سوخت و دریغ از یک «پوزشِ آتشین»، دریغ از یک «همدردیِ مسئولانه و انسانی»!
 

مدیران امروز

مدیران امروز، همان کودکان دیروزند؛ کودکانی که بازی‌شان «قایم‌موشک با حقیقت» بود و امروز، در برابر فاجعه‌ای به وسعتِ اسکله شهید رجایی، پشتِ تارهای عنکبوتیِ توجیه‌های نخ‌نما پنهان می‌شوند. کیست که در این شبِ سیاه، مشعلی برافروزد؟ من فکر نمی‌کنم به این زودی‌ها شیوه‌های مدیران ما تغییر کند. امید که ندارم. چون در طبس هم همین شد، در بیمارستان‌های خاطی هم همین شد، در برابر قطار واژگون نیز همین بود.
 
کیست که یادش بماند مادرانی که پاره تنشان را به کام آتش دیدند؟ از پدرانی که جگرشان سوخت، زیر خاکستر شدند در آتش بی‌کفایتی؟ از دخترانی که دست‌های کوچکشان برای نجات به سوی کسی دراز شد که هرگز نیامد؟
 
بندر رجایی هنوز می سوزد

به راستی جامعه چیست؟ سازمان‌ها به چه منظوری ایجاد می‌شوند؟

مدرسه به ما آموخت که جامعه را مثل جدول ضرب حفظ کنیم — بی‌آنکه بگویند این اعداد، خونِ واقعی‌ها را می‌شمارند... حالا که مدیر شده‌ایم، درس‌های نانوشته را می‌فهمیم:
 
جامعه یعنی جایی که منِ مدیر، «آقابالاسر» می‌شوم...
 
جامعه یعنی توِ مردم، «پایهٔ صندلی من» می‌شوی...
 
جامعه یعنی وقتی آتش می‌گیرد، بر آتشِ بی‌مسئولیتی هم بدمی.
 
افسوس و دریغ از این که یکی بیاید و مسئولیت را بر گردن بگیرد، یا یکی بیاید محکم و استوار از سازمان بنادر و گمرک و صمت و همه آن‌ها که قصوری داشته اند  پاسخ بگیرد، یا سپس برود خبری از حال و روز خانواده مجروحان و درگذشتگان بگیرد.
 
گاهی با خود می‌اندیشم: آن‌ها که دنبال ریاستند و مسئولیت را به معنای پاسخگویی برنمی‌تابند، تکرار یاغیان بزرگ تاریخند، به شکلی مدرن و امروزی. آقا محمدخان‌های مدرن: تفاوتشان [با گذشته] فقط در تکنولوژی قدرت و سرکوب‌گری است.
 
باور بفرمایید: اگر قرار بر چنین بی‌مسئولیتی‌هایی است، پس اساساً جامعه بی‌مدیر بهتر از مدیر بی‌مسئولیت است! مردم پول دادند، جان دادند، اعتماد دادند — نه برای آنکه تخت‌خوابِ امنِ بی‌مسئولیتیِ دیگران شود، بلکه برای آنکه کسی باران را به خانه‌های بی‌سقفشان برساند... و اگر نرساند، بیاید و جواب پس بدهد. غیر از این، رسم سلطه‌گران است. سلطه‌گر هم با مسئولی که امیر مؤمنان تصویرش را برای مالک و مردم مصر نمایانده است، تفاوت بسیار دارد — که نقطه مقابلش است.
 
به رسم روزشماری فاجعه!
 
«جامعه آن‌جاست که وقتی اسکله می‌سوزد، مسئول و نهاد مربوطه و حتی غیرمربوطه، خود را آتش‌نشان بدانند — نه تماشاگرِ آتش! نه آتش‌افروز. سپس وقتی اسکله آرام گرفت، او آرام نگیرد. داغداران را تسلی داده و لحظه‌ای از مجروحان غفلت نکند. طبیب باشد. بعد، بیمارستان‌هایشان را تدارک ببیند. بعد برود از تکرار فاجعه بعدی جلوگیری کند. اما در برابر همه این‌ها، آقای مدیر ما ابراز خوشحالی می‌کند که «خوشبختانه سی درصد کانتینرها سالم‌اند» — و بعد هم انتظار برای فاجعه بعدی در معدنی، در کارخانه‌ای و در هر جای دیگر آغاز می‌شود. روزشماران فاجعه. گویی سوختنِ هفتاد درصد کانتینرها پیروزی است!
 
اگر فاجعه را با پوست و استخوان حس کنیم، شاید به خود آییم. اگر بپذیریم قربانی، خون من است، گوشت من است....
 
غرق شده‌ایم در بی مسئولیتی ها و خرده جنایت هایی که حواسمان نیست. گویی چنگیزخان‌های کوچکی هستیم؛ با این تفاوت که برای ویرانی‌مان، بودجه و سازمان هم داریم! و عجیب‌تر اینکه هر روز عزیزتر می‌شویم. بالاخره همیشه یک مغولستان وجود دارد که چنگیزخان را ابرمردِ اسطوره‌های خود بداند، هرچند یک جهان را به آتش کشیده باشد.

 

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۶ ۰۹:۵۹

اقای تابناک وپلاسکو هم سوخت وبیمارستان میلاد هم سوخت ومتروپل ابادان هم ریخت وووووووو

مجتبی۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۲۲:۳۴

سیاست کجدار و مریض با سهیونیستها اشتباه بزرگیست. اگر از همان اول که کار تروریستی میکردند ده برابر بهشان اسیب میزدید حالا هوس درگیر شدن با ایران بسر نمیبردند.
با دشمن کوتاه بیاید پر رو تر میشود.

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۲۰:۰۶

بمب بوده؟

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۹:۳۵

هنوز هم معلوم نشده بار مال کی بوده ؟

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۸:۴۲

حداقل باید یک مدیر عوض می شد. اگر در جهان پیشرفته بود که وزیر برکنار می شد و یا تودش استعفا می کرد.

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۵:۲۶

هر وقت جرآت کردید محموله و مالک آن را اعلام کنید آتش را هم خاموش خواهید کرد

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۴:۵۳

چرا سیاه نمایی می کنی؟ از 2400 هکتار یک آتش سوزی در یک محوطه 15 هکتاری رخ داده 1 درصد هم نمیشه. تو همین عکسی که گذاشتید ببین وسعت آتش نسبت به سوعت محوطه چقدر است؟
پی اینکه 70 ردصد کانتینرها سوخته کاملا گمراه کننده است.
70 درصد یک محوطه خاص و محدود ممکن است باشد ولی 70 درصد کل محوطه کانتینری نبوده است که.

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۶:۵۰

سیاه نما چیه باید به یک جرقه هم حساس باشید رسانه وظیفه ش حکم می کند که تذکر کند جرقه تبدیل
به انفجار و کشتن شدن کارگران بی گناه منجر نشود

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۴:۴۸

کاش یه رییس جمهور بهتر داشتیم حداقل

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۲۰:۱۶

۱۶:۰۰ ناشناس
وقتی معنی کلمه حداقل رو نمیدونی

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۲۰:۰۷

مگه رییس جمهور داریم؟؟!!!!!

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۶:۰۰

فقط رئیس جمهور ؟ یعنی بقیه عالی هستند ؟

کریمی۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۴:۰۴

بندر شهید رجایی را رها کنید. به پروژه ساخت جهنم مصنوعی در گیلان بچسبید.
گر چه نیازی به این هزینه نیست چون یکبار این هزینه را در بندر شهید رجایی پرداخته ایم و هنوز آتش جهنم آن روشن است.

خدابخش۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۵۲

فقط متاسفم

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۴۸

گویی چنگیزخان‌های کوچکی هستیم؛ با این تفاوت که برای ویرانی‌مان، بودجه و سازمان هم داریم! و عجیب‌تر اینکه هر روز عزیزتر می‌شویم. بالاخره همیشه یک مغولستان وجود دارد که چنگیزخان را ابرمردِ اسطوره‌های خود بداند، هرچند یک جهان را به آتش کشیده باشد

رضا۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۴۷

بی مسئولیت به اولین واکنش دفاعی مسئولین ما تبدیل شده، چون بی مسئولیتی برایشان منفعت دارد

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۲۰:۰۷

اینا نه مدیر هستند نه مسئول بلکه با رانت و فساد جایگاه بصورت گردچش و چرخشی و مادام العمر یک مدیر و مسئول را اشغال کرده اند

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۲۴

تابناک مبارک نواختی

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۱۹

حرف حق جواب نداره

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۱۶

جانا سخن از دل ما می گویی
اما ای کاش گوش شنوایی هم وجو داشته باشد

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۱۶

بلاخره معلوم شد چه کسانی مقصر بودند ؟

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۲۳:۲۸

ول کن حاجی

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۹:۰۴

معلوم بود ...چون خودی بودند صداش در نیامد وهزار جور دروغ ردیف کردند

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۷:۳۴

وقتی با رانت و پارتی بازی
اون کسی که اینکاره هست را خونه نشین ومنز وی می کنید
وکسی که به عمرش اسم دریا و بندر واسکله را نشنیده سمت های حیاتی می دهید
همین می شه
همه مشکلات این مملکت
ناشی از خودی وغیر خودی
است.

ناشناس۱۴۰۴/۰۳/۰۵ ۱۳:۳۳

سالهاست جنوب ایران می سوزد
اول به دست دشمنان بعد به دست دولتمردان
به خدا حق این مردم خونگرم و مهربان این نیست

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.