آخرین خبرواکنش جنجالی وزیر آموزش‌وپرورش به کارت زرد مجلس
8بازدید

روایت جذاب از یک موفقیت

چگونه رتبه چهارم کنکور شدم؟/ از گریه مادر تا جمله معلم

سیداحمد حبیب‌نژاد،  دانشیار دانشگاه تهران در رشته حقوق که در سال ۱۳۷۵ رتبه چهارم کنکور سراسری در رشته علوم انسانی شده بود، حالا در یادداشتی، آن روز و آن اتفاق را مرور دوباره کرده است.

چگونه رتبه چهارم کنکور شدم؟/ از گریه مادر تا جمله معلم

روایت جذاب یک موفقیت؛ چگونه رتبه چهارم کنکور شدم؟/ از گریه مادر تا جمله معلم

آنچه می خوانید روایت سیداحمد حبیب‌نژاد،  دانشیار دانشگاه تهران در رشته حقوق است که در سال ۱۳۷۵ رتبه چهارم کنکور سراسری در رشته علوم انسانی شده بود.
 
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک در یادداشت سید احمد حبیب نژاد آمده است: دو سه روزی است که رتبه های برتر کنکور ۱۴۰۴ را اعلام کردند و خوشحالی شان مرا به حدود سی سال قبل برد؛ رتبه چهارم برای کنکور ۱۳۷۵.
روزهای تحصیلی من با سختیهای فراوانی همراه بود...کسانی که از نزدیک با هم ارتباط داشتیم می دانند چه میگویم. پدر عزیزم دو سه سال قبل فوت کرده بود و چون نقاش ساختمان بود بعد از فوت نه حقوقی بود و نه بیمه ای و نه درآمدی دیگر کار کردم و درس خواندم؛ از کارگری در ساختمان سازی و صافکاری و نقاشی و هر جایی که می شد؛ به این موضوع افتخار هم می کنم و چرا افتخار نکنم؟! و همزمان درس میخواندم... فرصتهای باقیمانده را جدی درس میخواندم با تمرکز ... و اینکه مادر عزیزتر_از_جان از این درس خواندن خوشحال باشد مهمترین انگیزه ام بود.
بگذریم... همین ایام شهریور در سال ۱۳۷۵ بود جواب کنکور و رتبه ها آمد ولی من آن روز خبر نداشتم مغازه ای بودم که صدای فریادهای پسر عمه ام آقا مرتضی را شنیدم: احمد رتبه آوردی... اولین چیزی که به ذهنم آمد این بود که مادر چقدر خوشحال می شود. چقدر حالش با نیش و کنایه برخی که متکبر و پولدار بودند بد می شد که ما که بچه هامون اینقدر 
من در هیچ کلاس فوق العاده و دوره کنکوری هم شرکت نکرده بودم...نمی توانستم که شرکت کنم؛ نه پولی بود و نه وقتی...ولی اراده چیزی دیگر است.
چگونه رتبه چهارم کنکور شدم؟/ از گریه مادر تا جمله معلم
یادم می‌آید حتی وقتی معلّم عزیز عربی‌ام آقای مفتخرزاده به مدیر مدرسه در مورد شرکتم در کلاس تقویتی مدرسه هم گفت و جواب منفی شنید به آن مدیر گفت:یادت باشد که مردان بزرگ از خانه‌های کوچک بر‌می خیزند؛ هرچند بزرگی‌هم نبوده و نشدم! ولی خدایش حفظ کند که دفاعی جانانه کرد.
رتبه پنجم کنکور شده بودم؛ بدون هیچ سهمیه ای که البته چند سال بعد گفتند اشتباه شد و چهارم شده....
حدود سی سال می‌گذرد! برای خودش عمری است!یک عمر کامل.
خدا کند بقیه عمر هم در همین مسیر کتاب و معلمی و درس و بحث و نوشتن و یادگرفتن و یاد دادن باشد.
نهایت آنکه به نوجوانان و جوانانی که شرایط زندگیشان مثل دوران تحصیلی من است هم می گویم شما تلاشتان را بکنید و مطمئن باشید که ((أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ».
 

 

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

جواد۱۴۰۴/۰۶/۱۸ ۱۴:۱۵

زندگی پستی و بلندیهایی دارد و در این مسیر خداوند ناظر هست .اگر چیزی را به کسی نداد در عوض جای دیگه میدهد .خدا بزرگ هست.

مهدی۱۴۰۴/۰۶/۱۳ ۲۱:۳۱

اون لحظه ای که درباره خوشحالی مادر گفتی, بغض بدی کردم !!! خدا به همه مادر پدرا سلامتی بده و امیدوارم همه بچها مثل شما به فکر خانواده باشن و نمک نشناس نباشن ...

ناشناس۱۴۰۴/۰۶/۱۱ ۱۳:۵۶

خاطره قشنگی بود، ان شاءالله که پیروز و موفق باشید. من هم مثل شما در شرایط سختی سال 1374، رتبه خوبی آوردم، اما ای کاش این نسل جدید بدانند ارزش معنوی تلاش و کوشش ما در آن ایام و همچنین رتبه خوب ما در آن سالها، بسبار بسیار بالاتر از نسل الان ست، برای اینکه حقیقتا شرایط کنکور دادن در آن زمان هرگز قابل قیاس با الان نیست، کنکور دو مرحله ای بود، ظرفیت دانشگاهها خیلی کمتر از الان بود، شرایط اجتماعی و... علیه ما بود. ما نسلی خودساخته بودیم که از خاکستر شرایط دهه شصت ققنوس وار برخواستیم و هزاران آرمان برای این مملکت داشتیم،
خیلی کمتر از الان بود و شرایط مادی و اجتماعی هم بسیار پایین تر از الان بود

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.