آخرین خبربورس آمریکا فرو ریخت
65بازدید

ناگفته‌های فریبا نادری از ازدواجش با مسعود رسام

فریبا نادری در بیان جزئیلتی از زندگی با همسر اولش گفت: عاشق شوهر اولم بودم ... / با اینکه می‌دانستم مسعود سرطان دارد باز با او تن به ازدواج دادم. دکتر‌ها گفته بودند ۶ ماه بیشتر زنده نیست.

ناگفته‌های فریبا نادری از ازدواجش با مسعود رسام

به گزارش تابناک، فریبا نادری، بازیگر، در گفتگو با میزان، به ناگفته‌هایی از زندگی خود با مسعود رسام اشاره کرد:

پس از آشنایی با مسعود رسام و گذر زمان، متوجه احساس خاصی از جانب او نسبت به خودم شدم. مسعود به من علاقمند شده بود و روزی این عشق را بیان کرد. من نیز در پاسخ، عاشق شدم؛ یا بهتر است بگویم مسعود مرا هم به عشق رساند. پس از طی دوره‌ای عاشقی، تصمیم به ازدواج گرفتیم. شاید خیلی‌ها تصور کنند که من نسبت به بیماری او بی‌خبر بودم و این تصمیم را بدون اطلاع از وضعیت سلامتی‌اش گرفتم، اما این‌گونه نبود. من از سال ۸۳ از بیماری سرطان مسعود خبر داشتم. در سال ۸۵ که با او ازدواج کردم، پزشکان می‌گفتند مدت زمان کمی از زندگی او باقی‌ست؛ اما عشق، امید و همراهی ما باعث شد او تا سال ۸۸ با سرطان مبارزه کند.

قضاوت‌ها و سوالات مردم درباره ازدواج

در چنین مواقعی، قضاوت‌های زیادی از سوی دیگران اتفاق می‌افتد. شاید برخی گمان کنند دلیل ازدواج من با مردی که ۲۷ سال از من بزرگتر بود، ثروت او بوده است؛ اما حقیقت چیز دیگری‌ست. افرادی که مسعود رسام را از نزدیک می‌شناسند، می‌دانند که او ثروتمند نبود. این ازدواج برای من به قدری معنادار و عاشقانه بود که حتی با مخالفت خانواده‌ام، تصمیم خود را عملی کردم.

واکنش‌های خانواده و زندگی پس از ازدواج

حتی پدرم حاضر نبود مرا ببیند و این ملاقات تا زمانی که مسعود تسلیم سرطان شد، اتفاق نیفتاد. خاطرات کوتاه اما زیبا و پرمعنای زندگی با مسعود برای من بسیار ارزشمند بود. پس از ازدواج، حتی چند ماه از زندگی‌ام را با دختر او در یک خانه گذراندم. این تصمیم برایم نشان‌دهنده قدرت عشق بود. عشق، محافظه‌کاری نمی‌شناسد و من با وجود تمام قضاوت‌ها، تصمیم به همراهی با مسعود گرفتم.

عشق به یادگارهای کودکی

مسعود رسام برای من شخصیتی به‌یادماندنی بود. از دوران کودکی، نام او و برادرش وقتی در تیتراژ برنامه‌ها ظاهر می‌شد، حس لذت و افتخار به من می‌داد. چهارشنبه شب‌ها این امکان را داشتم که بیدار بمانم و سریال خانه سبز را ببینم. او نقشی مهم در خاطرات نسلی داشت و برای همیشه در ذهن من ماندگار خواهد بود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۴۰۴/۰۷/۱۰ ۱۱:۵۵

والا اگر اسم همکار سابقت که زن بوده رو بیاری ، حسابت با کرام الکاتبینه ، ولی خود زنها توقع دارند بشینی 3 ساعت به خاطرات عشقیشون گوش بدی ، صدات هم در بیاد میشی حسود و امل و ..

ناشناس۱۴۰۴/۰۷/۱۰ ۱۰:۳۶

الان دیگه شوهر داری ،،بچسب به دومی تا اونم ناراحت نکردی و بی خیالت نشده ،، دیگه کافیه توضیح مسایل!!!! بچه داری و شوهر ،،دیگهدنیازی نیست از عشق اولین بگی

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.