الزامات الگوي منعطف توسعه اسلامي ـ ايراني
نبي الله رشنو*

با تصويب قانون برنامه پنجم توسعه کشور از سوي مجلس شوراي اسلامي و تأکيدات اساسي آن بر الگوي اجرايي اسلامي ـ ايراني که در سال هاي اخير همواره يکي از مطالبات ويژه مقام معظم رهبري از سياستگذاران و طراحان سياستهاي استراتژيک در عرصههاي اجرايي کشور بوده است، اولين برنامه پنجساله توسعه در جمهوري اسلامي ايران بر مباني فکري اسلامي ـ ايراني از سال 1390 زمينه اجرايي پيدا ميکند.
بنابراين، موضوع اصلي در تحقق اهداف اساسي اين برنامه، بر محور نگرشها و رويکردهاي اسلامي ـ ايراني در طراحي و تدوين بهينه و منعطف اين الگو با درکي همه جانبه از الزامات جاري و ساري در چگونگي اجرايي شدن آن است؛ به گونهاي که بسترهاي لازم جهت تبديل به يک الگوي پايدار در ميان دیگر ملل و دول اسلامي را فراهم نموده و به تدریج به ابزاري مطلوب جهت پيوند مشترکات و ايجاد وحدت در سطح جهان اسلام تبديل گردد. ترديدي نيست که از اهم ويژگيهاي قانون برنامه پنجم توسعه، سادگي، روان سازي و شفافيت در تدوين و تنظيم آن است که مسلما اين رويه با تأکيدي جامعتر بر زمينهها و ابزارهاي نظارتي، اجراي مطلوب و تحقق اهداف برنامه را بيشتر تسهيل ميکند.
علاوه براين، دستيابي به جامعيت مورد انتظار در تدوين، تنظيم و اجراي الگوي اسلامي ـ ايراني در استراتژي پنجساله برنامه پنجم توسعه کشور با لزوم رعايت کليه شئونات ارزشي، آرماني، ايدئولوژيکي، تاريخي، اجتماعي و فرهنگي، نيازمند دقت نظري همهجانبه است که اين مهم نيز مستلزم مشارکت صميمانه صاحبنظران علوم مختلف است. زيرا با توجه به جميع شئونات اعتقادي و ملي، امروزه در کشور ما با برخورداري از تجربيات متعدد، مسئله اساسي در تدوين و اجراي استراتژيهاي توسعه پايدار، موضوع طراحي و اجراي يک الگوي اسلامي، ملي و بومي است. در شرايط کنوني و با توجه به اقتدار ملي و بينالمللي ايران، جمهوري اسلامي در ايران نماد اسلام است. بنابراین، حفظ آن از اهم اولويتهاست که تحقق اين مهم نيز مستلزم توجه به اقتدار همهجانبه کشور و توجه ويژه به يک برنامهريزي عملياتي و همه جانبه در آن است.
بنابراین، باتوجه به تجربيات سه دهه اخير در زمينه موفقيتهاي گوناگون حاکميت سياسي جمهوري اسلامي در ايران، در صورت تأکيد بر نگرشها، سياستها و خط مشيها و با تسريع در انجام اصلاحات بهينه که عمدتا در سند چشمانداز هم درج گرديدهاند، زمينههاي مطلوبي جهت تدوين و اجراي استراتژيهاي توسعهاي بر محور الگوي اسلامي ـ ايراني در دستيابي به توسعه پايدار کشور فراهم گرديده است. علاوه بر اين با توجه به تأکيدات پیدرپی مقام معظم رهبري مبني بر لزوم تدوين يک الگوهاي ملي، بومي و اسلامي براي اداره امور جامعه، تسريع در طراحي يک الگوي منعطف اسلامي ـ ايراني براي اجراي برنامه پنجم توسعه ملي کشور و با هدف تحقق اهداف دهه پيشرفت و عدالت به امري بسيار ضرورتي تبديل شده و لازم است که عمل به اين مهم مورد تاکيد اساسي متوليان مربوطه قرار گيرد. زيرا هرگونه دستيابي به اهداف آرماني و ارزشي مورد نظر در دهه عدالت و پيشرفت ضمن اراده عمومي در ابعاد مختلف جامعه، عملا نيازمند يک برنامهريزي عملياتي و همهجانبه است تا حرکت به سمت توسعه جامع و پايدار نيز ميسر گردد.
امروزه نظام جمهوري اسلامي در ايران با بيش از سي سال پشتوانه عميق از تجربيات فكري و عملي در ابعاد گوناگون داخلي و خارجي و نيز با وجود سند راهبردي چشمانداز بيست ساله كشور كه در آن بر توسعه جامع و پايدار دانش، اقتصاد و فنآوري بهعنوان گزينههاي استراتژيك براي توسعه پايدار كشور تأكيد شده است،، نه تنها تحكيم و تثبيت خود را بهعنوان يك مدل و الگوي حاكميتي موفق براي كشور ايران به اثبات رسانده است و از مرحله تلاش براي بقاء عبور كرده است، بلكه براي حضور همهجانبه در عرصههاي متعدد بينالمللي اعم از منطقهاي و جهاني به شدت مستلزم توجه و ترجمان عملي نگرشها و رويكردهاي توسعهگرايانه در اسناد راهبردي به سياستها و استراتژيهاي متناسب است. زيرا سير منطقي تبديل تجربيات فكري و عملي به واقعيات ملموس در برگيرنده سه مرحله هدف، سياست و استراتژي است تا با انجام سياستگذاري و طراحي مؤثر امكان اجراي استراتژيها با ابزار موجود و در زمان و مكان مقتضي فراهم گردد.
بنابراين تحقق اهداف اساسي اسناد راهبردي جمهوري اسلامي ايران و بهويژه سند چشمانداز بيستساله توسعه پايدار كشور به عنوان يک مدل توسعه و پيشرفت اسلامي ـ ايراني، نيازمند طراحي و اجراي سياستهاي متناسب در هر دو حوزه امور داخلي و خارجي است. اما از آنجايي كه همواره بهلحاظ ارتباط تنگاتنگي كه شرايط خاص موقعيت مكاني كشور ايران با روندهاي سياسي نظام بينالملل و استراتژي جهاني داشته و رشد و توسعه را در آن مستلزم ايجاد فضاي باز ژئوپليتيكي نموده است، ازيک سو چگونگي رفتارها و عملكردها در حوزه سياست خارجي آن هميشه از وضعيت تعيينكنندهتري درت امين سطح هزينهها و منافع، ميزان و نوع ارتباط اين كشور با عرصههاي بينالمللي بهرهمند بوده و از اهميت به مراتب بالاتري در دستيابي به اهداف اساسي و توسعه پايدار كشور برخوردار است. اهميت بيشتر اين حوزه هنگامي آشكارتر ميشود كه به اولويت ويژه توسعه برونگرا و ضرورتهاي تأكيد سند چشمانداز بر گسترش تعاملات با محيط بينالمللي، شناخت كافي ايجاد گردد.
از سوي ديگر پايداري حاکميت جمهوري اسلامي و تجربيات متعدد آن در عرصههاي گوناگون، در شرايط کنوني اين کشور را در مسيري قرار داده است که آن را از اهم زمينههاي به کارگيري يک الگو يا مدلي بومي و ملي با تأکيد بر علایق ارزشي و اعتقادي برخوردار نموده است.
بر اين اساس در دهه چهارم انقلاب اسلامي كه تحت عنوان دهه پيشرفت و عدالت است، تحقق اهداف توسعهگرايانه نظام جمهوري اسلامي، مستلزم طرحريزي و اجراي امور جامعه در قالب يک الگوي اسلامي ـ ايراني با تأكيد بر حفظ محورها و مباني اساسي و ارزشي است. به نحوي كه با تمامي دستمايههاي سيساله اخير در امور داخلي و خارجي و جمعبندي فرصتها و چالشهاي موجود ملي و بينالمللي، اقدامات عملي براي ايجاد پيشرفت و عدالت صورت گيرند.
يكي از الزامات اساسي براي نيل به اين مهم، حضور عيني تفكر و نگرش توسعهگرايي با اولويت توسعه نسبت به بقاء در ساختار اجرايي و سياستگذاريهاي ملي و بينالمللي كشور در قالب مدل و الگوي اجرايي اسلامي ـ ايراني است. زيرا يك دولت توسعهگرا موضوع اساسي تحقق پيشرفت و عدالت را در ايجاد هماهنگي كامل ميان تدوين سياستها و انجام اقدامات به همپيوسته داخلي و خارجي ميداند كه توليد اين استراتژي، تأمين منافع ملي و تقويت نظام جمهوري اسلامي در بالاترين سطح ممكن با تکيه بر الگوي توسعه اسلامي ـ ايراني است.
در اين فرآيند جديد و با هدف اعمال گفتمان توسعهگرايي بر محور مدل اسلامي ـ ايراني در عملكرد دولت جمهوري اسلامي، آنچه كه مسئوليت و ضرورت نگرش دقيقتر كارگزاران ارشد امور داخلي و خارجي كشورمان را الزامي نموده است، لزوم نگرش عملي به ابعاد همهجانبه ظرفيتهاي ارزشي و ملي و تأکيد بر تبلور اين توانمنديها در عرصههاي گوناگون بينالمللي است.
بر اين اساس، اهم الزامات کنوني در طراحي و تدوين الگوي منعطف توسعه اسلامي ـ ايراني براي اجراي مطلوب استراتژيها و تدابير توسعهاي در جمهوري اسلامي ايران را ميتوان به شرح زیر مطرح کرد:
1- اساسيترين هدف در جمهوري اسلامي ايران، حفظ اسلام و گسترش و تحکيم هنجارها و ارزشهاي اسلامي است. بنابراین، تحقق بهينه اين مهم، عملا مستلزم طراحي و اجراي يک الگوي همه جانبه و عملياتي است.
2- جمهوري اسلامي به عنوان يک الگوي حاکميتي تعريف شده در نظامهاي سياسي ــ اداري جهان معاصر، ضروري است الگوي مشخص و جامع مورد نظر خود را در زمينههاي اداره بهينه امور جامعه به نحوي ارائه نمايد که مبين مباني نظري و عملي مستدل آن در ابعاد داخلي و خارجي باشد.
3- اين الگو بايد با هويتي واحد و براساس مجموعهاي از نمادهاي مشترک اسلامي و ايراني تهيه و تنظيم گردد.
4- لزوم توجه جدي در طراحي، تدوين و اجراي الگوي توسعه و پيشرفت اسلامي ـ ايراني با جهت گيريهاي استراتژيک فرهنگي، سياسي، اقتصادي و نظامي ـ امنيتي
5- اين الگو بايد اعم بر تمامي اسناد توسعهاي و تعاملي داخلي و خارجي بوده و محور مشترک براي اجراي مطلوب کليه تصميمات و اقدامات راهبردي باشد.
6- الگوي اسلامي ـ ايراني بايد متضمن بسترسازي لازم براي ترويج عملي رويه ها و رويکردهاي متعدد نظام جمهوري اسلامي در ساير ممالک و بخصوص در بلاد اسلامي باشد.
7- اين الگو بايد در برگيرنده و محقق کننده اهداف دهه پيشرفت و عدالت در دهه چهارم از انقلاب اسلامي باشد.
8- يکي از راههاي تحقق رضايتمندي ملي توجه ويژه به کميتگرايي و نظارتپذيري در ترسيم اهداف و تدابير مورد انتظار براي اجراي مطلوب الگوي اسلامي ـ ايراني ميباشد.
9- ضرورت تاکيد بر ايجاد ارتباطات تنگاتنگ طولي و عرضي ميان اين الگو با ساير اسناد توسعهاي کشور،
10- اين الگو عملا بايد دربرگيرنده نقشه راه توسعه جامع و پيشرفت در کشور باشد.
11- لزوم توجه به ضرورت انعطاف هماهنگ ميان اين الگو با نيازهاي جاري و فرآيند تحولات حاکم بر روندهاي تکنولوژيک،
12- وجود باور و اعتقاد عميق در مجموعه مديريت اجرايي نسبت به اجرا و تحقق اهداف اين الگو،
13- در اين الگو، کليه مسيرهاي پيشبيني شده براي ايجاد توسعه و پيشرفت جامعه بايد با هدف ارتقاء ارزشها و شئونات اسلامي انسانها طراحي و اجرا گردند.
* مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل استراتژيک
بنابراين، موضوع اصلي در تحقق اهداف اساسي اين برنامه، بر محور نگرشها و رويکردهاي اسلامي ـ ايراني در طراحي و تدوين بهينه و منعطف اين الگو با درکي همه جانبه از الزامات جاري و ساري در چگونگي اجرايي شدن آن است؛ به گونهاي که بسترهاي لازم جهت تبديل به يک الگوي پايدار در ميان دیگر ملل و دول اسلامي را فراهم نموده و به تدریج به ابزاري مطلوب جهت پيوند مشترکات و ايجاد وحدت در سطح جهان اسلام تبديل گردد. ترديدي نيست که از اهم ويژگيهاي قانون برنامه پنجم توسعه، سادگي، روان سازي و شفافيت در تدوين و تنظيم آن است که مسلما اين رويه با تأکيدي جامعتر بر زمينهها و ابزارهاي نظارتي، اجراي مطلوب و تحقق اهداف برنامه را بيشتر تسهيل ميکند.
علاوه براين، دستيابي به جامعيت مورد انتظار در تدوين، تنظيم و اجراي الگوي اسلامي ـ ايراني در استراتژي پنجساله برنامه پنجم توسعه کشور با لزوم رعايت کليه شئونات ارزشي، آرماني، ايدئولوژيکي، تاريخي، اجتماعي و فرهنگي، نيازمند دقت نظري همهجانبه است که اين مهم نيز مستلزم مشارکت صميمانه صاحبنظران علوم مختلف است. زيرا با توجه به جميع شئونات اعتقادي و ملي، امروزه در کشور ما با برخورداري از تجربيات متعدد، مسئله اساسي در تدوين و اجراي استراتژيهاي توسعه پايدار، موضوع طراحي و اجراي يک الگوي اسلامي، ملي و بومي است. در شرايط کنوني و با توجه به اقتدار ملي و بينالمللي ايران، جمهوري اسلامي در ايران نماد اسلام است. بنابراین، حفظ آن از اهم اولويتهاست که تحقق اين مهم نيز مستلزم توجه به اقتدار همهجانبه کشور و توجه ويژه به يک برنامهريزي عملياتي و همه جانبه در آن است.
بنابراین، باتوجه به تجربيات سه دهه اخير در زمينه موفقيتهاي گوناگون حاکميت سياسي جمهوري اسلامي در ايران، در صورت تأکيد بر نگرشها، سياستها و خط مشيها و با تسريع در انجام اصلاحات بهينه که عمدتا در سند چشمانداز هم درج گرديدهاند، زمينههاي مطلوبي جهت تدوين و اجراي استراتژيهاي توسعهاي بر محور الگوي اسلامي ـ ايراني در دستيابي به توسعه پايدار کشور فراهم گرديده است. علاوه بر اين با توجه به تأکيدات پیدرپی مقام معظم رهبري مبني بر لزوم تدوين يک الگوهاي ملي، بومي و اسلامي براي اداره امور جامعه، تسريع در طراحي يک الگوي منعطف اسلامي ـ ايراني براي اجراي برنامه پنجم توسعه ملي کشور و با هدف تحقق اهداف دهه پيشرفت و عدالت به امري بسيار ضرورتي تبديل شده و لازم است که عمل به اين مهم مورد تاکيد اساسي متوليان مربوطه قرار گيرد. زيرا هرگونه دستيابي به اهداف آرماني و ارزشي مورد نظر در دهه عدالت و پيشرفت ضمن اراده عمومي در ابعاد مختلف جامعه، عملا نيازمند يک برنامهريزي عملياتي و همهجانبه است تا حرکت به سمت توسعه جامع و پايدار نيز ميسر گردد.
امروزه نظام جمهوري اسلامي در ايران با بيش از سي سال پشتوانه عميق از تجربيات فكري و عملي در ابعاد گوناگون داخلي و خارجي و نيز با وجود سند راهبردي چشمانداز بيست ساله كشور كه در آن بر توسعه جامع و پايدار دانش، اقتصاد و فنآوري بهعنوان گزينههاي استراتژيك براي توسعه پايدار كشور تأكيد شده است،، نه تنها تحكيم و تثبيت خود را بهعنوان يك مدل و الگوي حاكميتي موفق براي كشور ايران به اثبات رسانده است و از مرحله تلاش براي بقاء عبور كرده است، بلكه براي حضور همهجانبه در عرصههاي متعدد بينالمللي اعم از منطقهاي و جهاني به شدت مستلزم توجه و ترجمان عملي نگرشها و رويكردهاي توسعهگرايانه در اسناد راهبردي به سياستها و استراتژيهاي متناسب است. زيرا سير منطقي تبديل تجربيات فكري و عملي به واقعيات ملموس در برگيرنده سه مرحله هدف، سياست و استراتژي است تا با انجام سياستگذاري و طراحي مؤثر امكان اجراي استراتژيها با ابزار موجود و در زمان و مكان مقتضي فراهم گردد.
بنابراين تحقق اهداف اساسي اسناد راهبردي جمهوري اسلامي ايران و بهويژه سند چشمانداز بيستساله توسعه پايدار كشور به عنوان يک مدل توسعه و پيشرفت اسلامي ـ ايراني، نيازمند طراحي و اجراي سياستهاي متناسب در هر دو حوزه امور داخلي و خارجي است. اما از آنجايي كه همواره بهلحاظ ارتباط تنگاتنگي كه شرايط خاص موقعيت مكاني كشور ايران با روندهاي سياسي نظام بينالملل و استراتژي جهاني داشته و رشد و توسعه را در آن مستلزم ايجاد فضاي باز ژئوپليتيكي نموده است، ازيک سو چگونگي رفتارها و عملكردها در حوزه سياست خارجي آن هميشه از وضعيت تعيينكنندهتري درت امين سطح هزينهها و منافع، ميزان و نوع ارتباط اين كشور با عرصههاي بينالمللي بهرهمند بوده و از اهميت به مراتب بالاتري در دستيابي به اهداف اساسي و توسعه پايدار كشور برخوردار است. اهميت بيشتر اين حوزه هنگامي آشكارتر ميشود كه به اولويت ويژه توسعه برونگرا و ضرورتهاي تأكيد سند چشمانداز بر گسترش تعاملات با محيط بينالمللي، شناخت كافي ايجاد گردد.
از سوي ديگر پايداري حاکميت جمهوري اسلامي و تجربيات متعدد آن در عرصههاي گوناگون، در شرايط کنوني اين کشور را در مسيري قرار داده است که آن را از اهم زمينههاي به کارگيري يک الگو يا مدلي بومي و ملي با تأکيد بر علایق ارزشي و اعتقادي برخوردار نموده است.
بر اين اساس در دهه چهارم انقلاب اسلامي كه تحت عنوان دهه پيشرفت و عدالت است، تحقق اهداف توسعهگرايانه نظام جمهوري اسلامي، مستلزم طرحريزي و اجراي امور جامعه در قالب يک الگوي اسلامي ـ ايراني با تأكيد بر حفظ محورها و مباني اساسي و ارزشي است. به نحوي كه با تمامي دستمايههاي سيساله اخير در امور داخلي و خارجي و جمعبندي فرصتها و چالشهاي موجود ملي و بينالمللي، اقدامات عملي براي ايجاد پيشرفت و عدالت صورت گيرند.
يكي از الزامات اساسي براي نيل به اين مهم، حضور عيني تفكر و نگرش توسعهگرايي با اولويت توسعه نسبت به بقاء در ساختار اجرايي و سياستگذاريهاي ملي و بينالمللي كشور در قالب مدل و الگوي اجرايي اسلامي ـ ايراني است. زيرا يك دولت توسعهگرا موضوع اساسي تحقق پيشرفت و عدالت را در ايجاد هماهنگي كامل ميان تدوين سياستها و انجام اقدامات به همپيوسته داخلي و خارجي ميداند كه توليد اين استراتژي، تأمين منافع ملي و تقويت نظام جمهوري اسلامي در بالاترين سطح ممكن با تکيه بر الگوي توسعه اسلامي ـ ايراني است.
در اين فرآيند جديد و با هدف اعمال گفتمان توسعهگرايي بر محور مدل اسلامي ـ ايراني در عملكرد دولت جمهوري اسلامي، آنچه كه مسئوليت و ضرورت نگرش دقيقتر كارگزاران ارشد امور داخلي و خارجي كشورمان را الزامي نموده است، لزوم نگرش عملي به ابعاد همهجانبه ظرفيتهاي ارزشي و ملي و تأکيد بر تبلور اين توانمنديها در عرصههاي گوناگون بينالمللي است.
بر اين اساس، اهم الزامات کنوني در طراحي و تدوين الگوي منعطف توسعه اسلامي ـ ايراني براي اجراي مطلوب استراتژيها و تدابير توسعهاي در جمهوري اسلامي ايران را ميتوان به شرح زیر مطرح کرد:
1- اساسيترين هدف در جمهوري اسلامي ايران، حفظ اسلام و گسترش و تحکيم هنجارها و ارزشهاي اسلامي است. بنابراین، تحقق بهينه اين مهم، عملا مستلزم طراحي و اجراي يک الگوي همه جانبه و عملياتي است.
2- جمهوري اسلامي به عنوان يک الگوي حاکميتي تعريف شده در نظامهاي سياسي ــ اداري جهان معاصر، ضروري است الگوي مشخص و جامع مورد نظر خود را در زمينههاي اداره بهينه امور جامعه به نحوي ارائه نمايد که مبين مباني نظري و عملي مستدل آن در ابعاد داخلي و خارجي باشد.
3- اين الگو بايد با هويتي واحد و براساس مجموعهاي از نمادهاي مشترک اسلامي و ايراني تهيه و تنظيم گردد.
4- لزوم توجه جدي در طراحي، تدوين و اجراي الگوي توسعه و پيشرفت اسلامي ـ ايراني با جهت گيريهاي استراتژيک فرهنگي، سياسي، اقتصادي و نظامي ـ امنيتي
5- اين الگو بايد اعم بر تمامي اسناد توسعهاي و تعاملي داخلي و خارجي بوده و محور مشترک براي اجراي مطلوب کليه تصميمات و اقدامات راهبردي باشد.
6- الگوي اسلامي ـ ايراني بايد متضمن بسترسازي لازم براي ترويج عملي رويه ها و رويکردهاي متعدد نظام جمهوري اسلامي در ساير ممالک و بخصوص در بلاد اسلامي باشد.
7- اين الگو بايد در برگيرنده و محقق کننده اهداف دهه پيشرفت و عدالت در دهه چهارم از انقلاب اسلامي باشد.
8- يکي از راههاي تحقق رضايتمندي ملي توجه ويژه به کميتگرايي و نظارتپذيري در ترسيم اهداف و تدابير مورد انتظار براي اجراي مطلوب الگوي اسلامي ـ ايراني ميباشد.
9- ضرورت تاکيد بر ايجاد ارتباطات تنگاتنگ طولي و عرضي ميان اين الگو با ساير اسناد توسعهاي کشور،
10- اين الگو عملا بايد دربرگيرنده نقشه راه توسعه جامع و پيشرفت در کشور باشد.
11- لزوم توجه به ضرورت انعطاف هماهنگ ميان اين الگو با نيازهاي جاري و فرآيند تحولات حاکم بر روندهاي تکنولوژيک،
12- وجود باور و اعتقاد عميق در مجموعه مديريت اجرايي نسبت به اجرا و تحقق اهداف اين الگو،
13- در اين الگو، کليه مسيرهاي پيشبيني شده براي ايجاد توسعه و پيشرفت جامعه بايد با هدف ارتقاء ارزشها و شئونات اسلامي انسانها طراحي و اجرا گردند.
* مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل استراتژيک
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هم اکنون یک کارمند که باز نشست میشه تا آخر عمر و یا پس از مرگش ، خانواده اش حقوق بازنشستگی می گیرند و علاوه بر آن میانگین 20 میلیون پاداش می گیرند در حالیکه میلیونها کارگر و مغازه دار خرده فروش ، تا آخر عمر باید کارکنند و هنگام جابجایی و تغییر شغل همه اندوخته هایشان بر باد می رود . و این مصداق بزرگ و بارز بی عدالتی است. آیا بهتر نیست قدری از حقوق و مزایای کارمندان کاسته شود و در مقابل به بیکاران حقوق ماهانه پرداخت شود ؟
جناب مدرس دانشگاه و کارشناس مسائل استراتژیک
بنا به گفته ی مقام معظم رهبری، ما توسعه نمی خواهیم. هدف پیشرفت است
سلام وقت بخير خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
آزموده را آزمودن خطاست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.