ترور دانشمندان ایرانی به روایت یادداشتهای شخصی یک مأمور موساد!
با گذشت بیش از ده ماه از ترور پروفسور ایرانی و برقراری آرامش سیاسی در ایران، انجام دو عملیات جداگانه در پایتخت دولت احمدی نژاد، ایرانیها را در بهت و حیرت فرو برد. این بار نیز دو دانشمند دیگر هستهای در فهرست ترور موساد قرار داشتند، زیرا سرویس همچنان بر شعار خود پابرجا بود که «موساد تا اختیار جان یهودیان را در دستان کسی نبیند، او را نمیکشد»، ولی دانشمندان هستهای ایران مانند «یحیی مشاد» مصری یا...

در آستانه چهلمین روز شهادت دکتر مجید شهریاری و سالگرد شهادت پروفسور مسعود علیمحمدی، یادداشت های شخصی یک مأمور موساد که دارای نکات و مطالب جالبی است، از طریقی به دست ما رسیده که بدون شک، برای تحلیل بهتر آنچه رخ داده است، می تواند مفید فایده باشد.
به گزارش «تابناک» ترجمه فارسی متن این یادداشت های شخصی به شرح زیر است:
امروز 13 ژوئن سال 1980 پاریس:
یحیی مشاد هنوز هم یک مشکل بود. به خاطر وجههای که به عنوان یکی از معدود فیزیکدانان مصری داشت و همچنین اقتدارش در امور هستهای و نزدیکیاش با مقامات ارشد نظامی و غیرنظامی عراق.
موساد هنوز هم امیدوار بود بتواند او را به خدمت بگیرد. با وجود کمکهای ناآگاهانه حلیم ـ دستیار مشاد و جاسوس موساد ـ باز هم پرسش های بسیاری بدون پاسخ مانده بود. در هفتم ژوئن 1980 مشاد یک سفر معمول دیگر به پاریس انجام داد تا برخی تصمیمات نهایی درباره پروژه را اعلام کند. او در بازدیدی از کارخانه سارسلز، به محققین فرانسوی گفت: «ما در حال پدید آوردن تحولی در سیمای تاریخی جهان عرب هستیم.»؛ این گفته او دقیقا همان چیزی بود که اسراییل از آن میترسید.
اسرائیلیها تلکس فرانسویان را درباره جزییات برنامه سفر و محل اقامت یحیی مشاد ـ اتاق 9041 در هتل مریدین ـ را استراق سمع کرده بودند و این امر کار گذاشتن میکروفن در اتاق او را آسان میکرد. موساد میدانست مشاد آدم کله شقی است و به آسانی حلیم قابل فریفتن نیست. از آنجا که وی تنها چند روز در پاریس میماند، تصمیم بر آن شد که مستقیم سراغ او بروند و اگر موافقت کرد، اجیرش کنند و اگر نپذیرفت، کشته خواهد شد.
یکی از مأموران موساد که به زبان عربی سخن می گفت، به در اتاق مشاد در هتل مریدین رفت. پروفسور در را آنقدر گشود که بتواند او را ببیند، اما زنجیر پشت آن را باز نکرد. سپس پرسید: «کی هستید؟ چه میخواهید؟»
مأمور موساد پاسخ داد: «از طرف قدرتی حرف میزنم که برای پاسخ دادن به یک پرسش به شما پول زیادی میپردازد». پس یحیی مشاد با عصبانیت پاسخ داد: «برو گمشو پدر سگ وگرنه پلیس را خبر خواهم کرد».
موساد تا اختیار جان آدمها را در دستان کسی نبیند، او را نمیکشد. اگر پروفسور یحیی مشاد میتوانست برنامه اتمی خود را کامل کرده و به پایان برساند، اختیار مرگ و زندگی اسرائیلیها در دستان او قرار میگرفت؛ بنابراین، چرا باید منتظر میشدند؟ تصمیم برای کشتن این دانشمندان مسلمان در یک فهرست رسمی گرفته شد که تهیه و نگهداری و به اجرا درآوردن آن یک جریان فوق سری است و قرار دادن نام افراد در آن نیازمند گرفتن اجازه از شخص نخست وزیر بود.
موساد نمیتوانست اجازه دهد پروفسور مشاد، پاریس را در حالی که زنده است، ترک کند، پس هنگامی که مشاد در اتاق خود در هتل خوابیده بود، دو نفر از عوامل موساد با کلیدی که داشتند، به آرامی وارد اتاق او شدند و گلویش را بریدند.
در آن هنگام، پلیس فرانسه اعلام کرد، کشتن وی کار حرفهایها بوده است. هیچ چیز گم نشده بود، به پولهایش نیز دست نزده بودند و مدارک نیز سر جای خود بودند.
امروز دوازدهم ژانویه سال 2010 تهران:
هنگامی که مشاد در سال 1980 توسط جوخههای مرگ اسرائیلی کشته شد، علیمحمدی هرگز فکرش را هم نمیکرد که روزی او و دیگر دانشمندان ایرانی هم در فهرست ترور موساد قرار گیرند. پروفسور مسعود علیمحمدی، نخستین دانشجوی دکترای فیزیک، پس از پیروزی انقلاب ایرانیان به رهبری (امام) خمینی بود و در واقع سیب سرخ درختی بود که سال 1979 (امام) خمینی آن را بر خرابههای رژیم وابسته به غرب و اسرائیل بنا نهاده بود.
ترور استاد دانشگاه تهران هنگامی مورد توجه موساد قرار گرفت که وبگاه سزامی(1) خبر از حضور دانشمندان ایرانی در اردن داد. موساد که در اردن به شدت فعال بود، از راه نفوذ به وبگاه سزامی متوجه زمان حضور تیم ایرانی در اردن شد و به این ترتیب توانست همه مکالمات و ایمیلهای آنان را با تجهیزات فوق پیشرفته خود در کنترل قرار دهد.
همزمان «مردخای یسعو»، فرمانده عملیات در اردن، به دانشمندان اسرائیلی مانند «موشه» ماموریت داد تا به بهانه نشستهای تخصصی به پروفسور علیمحمدی و دیگر دوستان ایشان نزدیک شده و آنان را در پوشش همکاریهای علمی، تشویق به جاسوسی برای موساد کنند. مردخای نقشه حیلهگرانهای هم برای وزیر ایرانی طراحی کرد تا هنگامی که او ندانسته در حال گپ و گفتوگو با وزیر اسرائیلی است، به دام خبرنگاران و عکاسان بیفتد؛ حیلهای که کارگر افتاد و سر و صدای زیادی در ایران به راه انداخت.
اما به رغم خوشبینی موساد، هیچکدام از اعضای تیم ایران، اجازه نزدیک شدن اسرائیلیها را به خود ندادند. تیم عملیاتی و دانشمندان اسرائیلی پس از بازگشت از مأموریت سزامی گزارش دادند که علیمحمدی و دوستان او را نمیتوان فریفت. آنان در گزارش خود به توانمندیهای پروفسور و همکاران دیگر او مانند دکتر مجید شهریاری اعتراف نموده و اذعان داشتند که جهش علمی حکومت بنیادگرای ایران با حضور چنین افراد وطنپرستی گریزناپذیر است و این یعنی تهدید جدی برای امنیت اسرائیل؛ یگانه رژیمی که ایرانیها خواستار نابودی آن از کره خاکی هستند.
رهبران دولت اسرائیل پس از شور به جمع بندی رسیدند و آن تهیه فهرست داشمندان ایرانی برای ترور بود. پس از آن که نخست وزیر این فهرست فوق سری را تأیید نمود، موساد وارد عمل شده و شروع به جمعآوری اخبار و اطلاعات درباره سوژهها نمود. به علت رفت و آمد کم این افراد به خارج از ایران، تصمیم گرفته شد که ضرب شصت اصلی در پایتخت ایران وارد شود تا همگان بپندارند که ترور دانشمندان ایرانی، تسویه حساب داخلی گروههای سیاسی ایران در پس از انتخابات سال 88 بوده است.
سایانها (SAYAN حامیان) در تهران نخستین تیم پشتیبانی بودند که توانستند از طریق خبرچینهای خود اطلاعات رفت و آمدهای پروفسور علیمحمدی را در پایتخت جمعآوری کرده و به رابط خود در موساد بدهند. سپس مزدوران جوخه مرگ از واحد کیدان (KIDAN) ادامه عملیات را در اختیار گرفتند تا با اعزام نفرات خبرهای که بارها عملیات ترور را در پایگاههای مخفی تمرین کرده بودند، نام علیمحمدی را از فهرست زندگی پاک کنند.
پس از مدتها زیر نظر گرفتن رفت وآمدهای منظم پروفسور علیمحمدی، بامداد روز سه شنبه، دوازدهم ژانویه (2010) برای انجام عملیات در نظر گرفته شد. شب پیش، موتورسیکلتی که مقدار زیادی مواد منفجره در آن جاسازی شده بود، در کنار درب حیات منزل پروفسور قرار داده شد تا انفجار پرسر و صدای آن، خیال همه را از کشته شدن پروفسور راحت کند و بدین طریق علیمحمدی پروفسور فیزیک هستهای ایران هنگامی که با خودرو خود از منزل بیرون میآمد، توسط بمبی که از راه دور کنترل میشد، کشته شد تا مقداری از نگرانیهای رهبران دولت عبری کاهش یابد.
امروز 29 نوامبر سال 2010 تهران:
با گذشت بیش از ده ماه از ترور پروفسور ایرانی و برقراری آرامش سیاسی در ایران، انجام دو عملیات جداگانه در پایتخت دولت احمدی نژاد، ایرانیها را در بهت و حیرت فرو برد. این بار نیز دو دانشمند دیگر هستهای در فهرست ترور موساد قرار داشتند. زیرا سرویس همچنان بر شعار خود پابرجا بود که «موساد تا اختیار جان یهودیان را در دستان کسی نبیند، او را نمیکشد» اما دانشمندان هستهای ایران مانند «یحیی مشاد» مصری یا شماری از دانشمندان هستهای عراق، برای یهودیان خطرناک شده بودند و باید از صفحه روزگار حذف میشدند.
از نظر دانشمندان یهودی، بلوغ و نبوغ دانشمندان ایرانی در رشته فیزیک و هستهای، میتوانست در آینده برای امنیت دولت عبری خطرساز باشد، پس باید از آغاز توان عملی آنها را از بین برد.
این بار پروفسور مجید شهریاری، همکار علیمحمدی در پروژه سزامی که در اردن مورد توجه موساد قرار گرفت، عنصری نامطلوب تشخیص داده شد. دکتر فریدون عباسی نیز پیشتر به وسیله همکاران ما در سیا در فهرست افراد مورد تحریم شورای امنیت قرار گرفته بود.
پس از ترور سال گذشته، کار واحد «کیدان» به مراتب سختتر از ترورهای پیشین بود، زیرا ایرانیها حفاظت بیشتری از دانشمندان خود می کردند، ولی مأموران کیدان که تجربه عملیاتهای متعددی را در کشورهای عربی داشتند، قول اجرای بدون نقص عملیات را به «داگان» رئیس موساد دادند؛ هرچند بعدها نادرستی وعده آنها روشن شد.
بامداد روز دوشنبه 29 نوامبر سال 2010 دو واحد از جوخههای مرگ موساد در دو نقطه از تهران وارد عمل شده و از طریق بمبهای مغناطیسی به خودروهای دکتر مجید شهریاری و دکتر فریدون عباسی حمله ور شدند که در این عملیاتها پروفسور مجید شهریاری کشته شد و فریدون عباسی این بار از مهلکه جان سالم به در برد. به واحدهای عملیاتی دستور اکید داده شده بود که همراهی همسر و فرزندان سوژهها، نباید مانع عملیات شود و به همین علت، همسر یکی از قربانیان در جریان انفجار به شدت زخمی شد.
هرچند دگان از شکست تیم دوم به شدت عصبانی و از توانمندی فریدون عباسی که خود و همسرش را سالم از حمله جوخههای بی رحم نجات داده، در حیرت بود، با خوش بینی، میتوان اذعان کرد که او کار خود را در موساد با خوش شانسی به پایان رسانید. او سابقهای درخشان از فرماندهی ترورها را در کارنامه خود دارد که در رأس فهرست آن «عماد مغنیه» فرمانده شاخه نظامی حزبالله و در پایان آن پروفسور مجید شهریاری قرار دارد، ولی آیا «تامیر پاردو» که به تازگی رئیس موساد شد، میتواند فهرست ترور دشمنان اسرائیل را به پایان رساند؟!
به اهتمام: د. بینا / 16 دی 1389
------------------------------------------------------------------
1 ـ پروژه سزامی، یک شتابگر سینکروترون است که احتمالا تا سال ۲۰۱۴ با همکاری چهارده کشور در اردن راهاندازی خواهد شد. کشورهای مصر، اردن، رژیم اشغالگر قدس، فلسطین، ترکیه، بحرین، قبرس، ایران و پاکستان اعضای کنونی این مرکز هستند. محل استقرار ماشین سینکروترون و مرکز در شهر الان در شمال غربی امان پایتخت اردن قرار دارد. این ماشین شامل یک رینگ حلقوی ۲٫۵ گیگا الکترون ولتی و محیط حلقه ۱۳۳٫۲ متر است. حداکثر جریان قابل ذخیره در این ماشین ۴۰۰ میلی آمپر است.
برای خواندن بیشتر به نشانی زیر مراجعه شود: (http://www.iransesame.ir/default.aspx?name=representatives)
به گزارش «تابناک» ترجمه فارسی متن این یادداشت های شخصی به شرح زیر است:
امروز 13 ژوئن سال 1980 پاریس:
یحیی مشاد هنوز هم یک مشکل بود. به خاطر وجههای که به عنوان یکی از معدود فیزیکدانان مصری داشت و همچنین اقتدارش در امور هستهای و نزدیکیاش با مقامات ارشد نظامی و غیرنظامی عراق.
موساد هنوز هم امیدوار بود بتواند او را به خدمت بگیرد. با وجود کمکهای ناآگاهانه حلیم ـ دستیار مشاد و جاسوس موساد ـ باز هم پرسش های بسیاری بدون پاسخ مانده بود. در هفتم ژوئن 1980 مشاد یک سفر معمول دیگر به پاریس انجام داد تا برخی تصمیمات نهایی درباره پروژه را اعلام کند. او در بازدیدی از کارخانه سارسلز، به محققین فرانسوی گفت: «ما در حال پدید آوردن تحولی در سیمای تاریخی جهان عرب هستیم.»؛ این گفته او دقیقا همان چیزی بود که اسراییل از آن میترسید.
اسرائیلیها تلکس فرانسویان را درباره جزییات برنامه سفر و محل اقامت یحیی مشاد ـ اتاق 9041 در هتل مریدین ـ را استراق سمع کرده بودند و این امر کار گذاشتن میکروفن در اتاق او را آسان میکرد. موساد میدانست مشاد آدم کله شقی است و به آسانی حلیم قابل فریفتن نیست. از آنجا که وی تنها چند روز در پاریس میماند، تصمیم بر آن شد که مستقیم سراغ او بروند و اگر موافقت کرد، اجیرش کنند و اگر نپذیرفت، کشته خواهد شد.
یکی از مأموران موساد که به زبان عربی سخن می گفت، به در اتاق مشاد در هتل مریدین رفت. پروفسور در را آنقدر گشود که بتواند او را ببیند، اما زنجیر پشت آن را باز نکرد. سپس پرسید: «کی هستید؟ چه میخواهید؟»
مأمور موساد پاسخ داد: «از طرف قدرتی حرف میزنم که برای پاسخ دادن به یک پرسش به شما پول زیادی میپردازد». پس یحیی مشاد با عصبانیت پاسخ داد: «برو گمشو پدر سگ وگرنه پلیس را خبر خواهم کرد».
موساد تا اختیار جان آدمها را در دستان کسی نبیند، او را نمیکشد. اگر پروفسور یحیی مشاد میتوانست برنامه اتمی خود را کامل کرده و به پایان برساند، اختیار مرگ و زندگی اسرائیلیها در دستان او قرار میگرفت؛ بنابراین، چرا باید منتظر میشدند؟ تصمیم برای کشتن این دانشمندان مسلمان در یک فهرست رسمی گرفته شد که تهیه و نگهداری و به اجرا درآوردن آن یک جریان فوق سری است و قرار دادن نام افراد در آن نیازمند گرفتن اجازه از شخص نخست وزیر بود.
موساد نمیتوانست اجازه دهد پروفسور مشاد، پاریس را در حالی که زنده است، ترک کند، پس هنگامی که مشاد در اتاق خود در هتل خوابیده بود، دو نفر از عوامل موساد با کلیدی که داشتند، به آرامی وارد اتاق او شدند و گلویش را بریدند.
در آن هنگام، پلیس فرانسه اعلام کرد، کشتن وی کار حرفهایها بوده است. هیچ چیز گم نشده بود، به پولهایش نیز دست نزده بودند و مدارک نیز سر جای خود بودند.
امروز دوازدهم ژانویه سال 2010 تهران:
هنگامی که مشاد در سال 1980 توسط جوخههای مرگ اسرائیلی کشته شد، علیمحمدی هرگز فکرش را هم نمیکرد که روزی او و دیگر دانشمندان ایرانی هم در فهرست ترور موساد قرار گیرند. پروفسور مسعود علیمحمدی، نخستین دانشجوی دکترای فیزیک، پس از پیروزی انقلاب ایرانیان به رهبری (امام) خمینی بود و در واقع سیب سرخ درختی بود که سال 1979 (امام) خمینی آن را بر خرابههای رژیم وابسته به غرب و اسرائیل بنا نهاده بود.
ترور استاد دانشگاه تهران هنگامی مورد توجه موساد قرار گرفت که وبگاه سزامی(1) خبر از حضور دانشمندان ایرانی در اردن داد. موساد که در اردن به شدت فعال بود، از راه نفوذ به وبگاه سزامی متوجه زمان حضور تیم ایرانی در اردن شد و به این ترتیب توانست همه مکالمات و ایمیلهای آنان را با تجهیزات فوق پیشرفته خود در کنترل قرار دهد.
همزمان «مردخای یسعو»، فرمانده عملیات در اردن، به دانشمندان اسرائیلی مانند «موشه» ماموریت داد تا به بهانه نشستهای تخصصی به پروفسور علیمحمدی و دیگر دوستان ایشان نزدیک شده و آنان را در پوشش همکاریهای علمی، تشویق به جاسوسی برای موساد کنند. مردخای نقشه حیلهگرانهای هم برای وزیر ایرانی طراحی کرد تا هنگامی که او ندانسته در حال گپ و گفتوگو با وزیر اسرائیلی است، به دام خبرنگاران و عکاسان بیفتد؛ حیلهای که کارگر افتاد و سر و صدای زیادی در ایران به راه انداخت.
اما به رغم خوشبینی موساد، هیچکدام از اعضای تیم ایران، اجازه نزدیک شدن اسرائیلیها را به خود ندادند. تیم عملیاتی و دانشمندان اسرائیلی پس از بازگشت از مأموریت سزامی گزارش دادند که علیمحمدی و دوستان او را نمیتوان فریفت. آنان در گزارش خود به توانمندیهای پروفسور و همکاران دیگر او مانند دکتر مجید شهریاری اعتراف نموده و اذعان داشتند که جهش علمی حکومت بنیادگرای ایران با حضور چنین افراد وطنپرستی گریزناپذیر است و این یعنی تهدید جدی برای امنیت اسرائیل؛ یگانه رژیمی که ایرانیها خواستار نابودی آن از کره خاکی هستند.
رهبران دولت اسرائیل پس از شور به جمع بندی رسیدند و آن تهیه فهرست داشمندان ایرانی برای ترور بود. پس از آن که نخست وزیر این فهرست فوق سری را تأیید نمود، موساد وارد عمل شده و شروع به جمعآوری اخبار و اطلاعات درباره سوژهها نمود. به علت رفت و آمد کم این افراد به خارج از ایران، تصمیم گرفته شد که ضرب شصت اصلی در پایتخت ایران وارد شود تا همگان بپندارند که ترور دانشمندان ایرانی، تسویه حساب داخلی گروههای سیاسی ایران در پس از انتخابات سال 88 بوده است.
سایانها (SAYAN حامیان) در تهران نخستین تیم پشتیبانی بودند که توانستند از طریق خبرچینهای خود اطلاعات رفت و آمدهای پروفسور علیمحمدی را در پایتخت جمعآوری کرده و به رابط خود در موساد بدهند. سپس مزدوران جوخه مرگ از واحد کیدان (KIDAN) ادامه عملیات را در اختیار گرفتند تا با اعزام نفرات خبرهای که بارها عملیات ترور را در پایگاههای مخفی تمرین کرده بودند، نام علیمحمدی را از فهرست زندگی پاک کنند.
پس از مدتها زیر نظر گرفتن رفت وآمدهای منظم پروفسور علیمحمدی، بامداد روز سه شنبه، دوازدهم ژانویه (2010) برای انجام عملیات در نظر گرفته شد. شب پیش، موتورسیکلتی که مقدار زیادی مواد منفجره در آن جاسازی شده بود، در کنار درب حیات منزل پروفسور قرار داده شد تا انفجار پرسر و صدای آن، خیال همه را از کشته شدن پروفسور راحت کند و بدین طریق علیمحمدی پروفسور فیزیک هستهای ایران هنگامی که با خودرو خود از منزل بیرون میآمد، توسط بمبی که از راه دور کنترل میشد، کشته شد تا مقداری از نگرانیهای رهبران دولت عبری کاهش یابد.
امروز 29 نوامبر سال 2010 تهران:
با گذشت بیش از ده ماه از ترور پروفسور ایرانی و برقراری آرامش سیاسی در ایران، انجام دو عملیات جداگانه در پایتخت دولت احمدی نژاد، ایرانیها را در بهت و حیرت فرو برد. این بار نیز دو دانشمند دیگر هستهای در فهرست ترور موساد قرار داشتند. زیرا سرویس همچنان بر شعار خود پابرجا بود که «موساد تا اختیار جان یهودیان را در دستان کسی نبیند، او را نمیکشد» اما دانشمندان هستهای ایران مانند «یحیی مشاد» مصری یا شماری از دانشمندان هستهای عراق، برای یهودیان خطرناک شده بودند و باید از صفحه روزگار حذف میشدند.
از نظر دانشمندان یهودی، بلوغ و نبوغ دانشمندان ایرانی در رشته فیزیک و هستهای، میتوانست در آینده برای امنیت دولت عبری خطرساز باشد، پس باید از آغاز توان عملی آنها را از بین برد.
این بار پروفسور مجید شهریاری، همکار علیمحمدی در پروژه سزامی که در اردن مورد توجه موساد قرار گرفت، عنصری نامطلوب تشخیص داده شد. دکتر فریدون عباسی نیز پیشتر به وسیله همکاران ما در سیا در فهرست افراد مورد تحریم شورای امنیت قرار گرفته بود.
پس از ترور سال گذشته، کار واحد «کیدان» به مراتب سختتر از ترورهای پیشین بود، زیرا ایرانیها حفاظت بیشتری از دانشمندان خود می کردند، ولی مأموران کیدان که تجربه عملیاتهای متعددی را در کشورهای عربی داشتند، قول اجرای بدون نقص عملیات را به «داگان» رئیس موساد دادند؛ هرچند بعدها نادرستی وعده آنها روشن شد.
بامداد روز دوشنبه 29 نوامبر سال 2010 دو واحد از جوخههای مرگ موساد در دو نقطه از تهران وارد عمل شده و از طریق بمبهای مغناطیسی به خودروهای دکتر مجید شهریاری و دکتر فریدون عباسی حمله ور شدند که در این عملیاتها پروفسور مجید شهریاری کشته شد و فریدون عباسی این بار از مهلکه جان سالم به در برد. به واحدهای عملیاتی دستور اکید داده شده بود که همراهی همسر و فرزندان سوژهها، نباید مانع عملیات شود و به همین علت، همسر یکی از قربانیان در جریان انفجار به شدت زخمی شد.
هرچند دگان از شکست تیم دوم به شدت عصبانی و از توانمندی فریدون عباسی که خود و همسرش را سالم از حمله جوخههای بی رحم نجات داده، در حیرت بود، با خوش بینی، میتوان اذعان کرد که او کار خود را در موساد با خوش شانسی به پایان رسانید. او سابقهای درخشان از فرماندهی ترورها را در کارنامه خود دارد که در رأس فهرست آن «عماد مغنیه» فرمانده شاخه نظامی حزبالله و در پایان آن پروفسور مجید شهریاری قرار دارد، ولی آیا «تامیر پاردو» که به تازگی رئیس موساد شد، میتواند فهرست ترور دشمنان اسرائیل را به پایان رساند؟!
به اهتمام: د. بینا / 16 دی 1389
------------------------------------------------------------------
1 ـ پروژه سزامی، یک شتابگر سینکروترون است که احتمالا تا سال ۲۰۱۴ با همکاری چهارده کشور در اردن راهاندازی خواهد شد. کشورهای مصر، اردن، رژیم اشغالگر قدس، فلسطین، ترکیه، بحرین، قبرس، ایران و پاکستان اعضای کنونی این مرکز هستند. محل استقرار ماشین سینکروترون و مرکز در شهر الان در شمال غربی امان پایتخت اردن قرار دارد. این ماشین شامل یک رینگ حلقوی ۲٫۵ گیگا الکترون ولتی و محیط حلقه ۱۳۳٫۲ متر است. حداکثر جریان قابل ذخیره در این ماشین ۴۰۰ میلی آمپر است.
برای خواندن بیشتر به نشانی زیر مراجعه شود: (http://www.iransesame.ir/default.aspx?name=representatives)
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آنها ئي كه در ايران به مليت هاي ديگه هستند ودارند ملكهاي زيادي مي خرند ورابطه با بعضي از دشمنان دراند وداراي ملك هستند حتما دستشان در اين كارها است خيلي مراقب باشيد خدا كشورمان را حفظ كند مثل همان عربي كه در شمال تهان داراي ملك است
منبع خاطرات :
كتاب راه نيرنگ نوشته ويكتور استروفسكي مامور سابق موساد كه در صورت زنده بودن در كانادا زندگي مي كند . كتاب فوق العاده جالبي است حتما مطالعه كنيد من باهاش 10 سال پيش كلي حال كردم
ميدونم چاپ نميشه. ام قصه پردازي قشنگي بود. مخصوصا قسمت اول كه زمينه چيني براي درست جلوه دادن قسمت دوم بود. نويسنده اين مطلب ميتونه رمانهاي تخيلي قشنگي بنويسه.
معمولا اين تيپ مسايل اينقدر آبكي رو نميشه.
تاريخ در اينده ميگويد كه چرا و چگونه. اساسا چرا انها بايد اين مدارك را فاش كنند.
ترور اين آقايان به نفع چه كسي بود.
اي كاش ميشد رفت و از خودشان پرسيد.
وقتي ميگوييد اسراييل اين كار را كرده ان هم درست نيم ساعت بعد از ترور ادم حيرت ميكنه.
موساد اينقدر خنگ بوده ما نميدونستيم!! كه گزارش مامورش رو منتشر كنه!!!!!!!!!!!
اميدوارم دولت ايران ووزارت اطلاعات ايران قدرت تلافي كردن داشته باشن
امنيت هر كشوری توسط سازمان امنيت و اطلاعات آن كشور تضمين ميشود اين در صورتيست كه سرپرست اين سازمان جدا از هيئت دولت انجام وظيفه كند همانطور كه داگان بمدت ۸ سال سرپرستی موساد را داشت و در اين سمت چندين نخست وزير را در كارنامه كارش دارد متاسفانه در كشور ما در زمان يك رئيس جمهور ما چند وزير اطلاعات داريم اين باعث ضعف دستگاه امنييتی و قوی شدن دشمنان ما ميشود
تمام اين صدمههائی كه ما در اين اواخر خورديم از بيجربزگی دستگاههای اطلاعاتی ماست يك زن جهود آمريكائی را كه همراه دو مرد كه يكی از آن هم جهود بود و بطور غير قانونی بنام كوهنورد برای جاسوسی وارد كشورمان ميشوند با پرداخت وثيقه آزادش ميكنيم در كجای دنيا اين رسم هست كه يك جاسوس را با پول آزاد كنند؟موساد بنام ايران المحبوح فرمانده بالامقام حماس را به دوبی بخاطر خريد اسلحه از چين كشاندند و يك زنو مرد بظاهر ايرانی مآمور موساد باو بليط هواپيما بهچين را دادند و خيلی جالبتر از همه به شيراز پرواز كردند. آيا ما در فرودگاهايبين المللی مان مآمور اطلاعاتی نداريم؟قبول دارم كه جريان سبز صدمه زيادی به سازمانهای امنييتی ما وارد كرد و نيمی از قوای ما بخاطر اين گروه فرصت ديگری نداشت ولی اينطور؟
امیدوارم این را بگذارید برای روشن کردن دید ما به عنوان ایرانی: یک آقایی اینجا واژه "قوم کثیف" را در مورد همه مردم یهودی به کار برد. من شک ندارم که این نه دیدگاه تابناک است و نه دولت ایران. ما به هر چیز شناخته -یا متهم- شویم این یکی سهم خود غربیهاست و به ما نمیچسبد. من از هم وطنان کلیمی اینجا شرمنده میشوم، چرا باید دعوا با یک دولت را تبدیل کرد به یک ناسزای زشت به همه یک ملت یا مذهب. با سپاس
حالا مشخص میشود هولوکاست این
قوم بی رحم اصلا هم بی ربط نبود.
تابی این مدارک از چه طریقی به تو رسیده ؟!!!؟
یعنی میخوای بگی تابناک دروغ میگه؟!
باسلام
صهیونست هادر گذشته دانشمندان هسته ای مصری وعراقی و... راترورکردند و از کسی بانگ
اعتراضی برنخواست.امروز به جان دانشمندان ما
افتاده اند.
حال که رژیم جعل وترور اسرائیل غاصب با همکاری وهم آهنگی سرویس های اطلاعاتی غرب (آمریکا.انگلیس .فرانسه)کمر
به قصابی دانشمندان این مرز بوم بسته .می بایدبهای سنگین آن را بپردازد .درتمامی ابعاد.قطعا فرزندان این آب وخاک قدرت انتقام گیری آن رادارند.
سلام وصلوات نثار شهریاران شهید عرصه فن آوری هسته ای کشورمان.پایدار باد نهال
مبارک خودباوری علمی در مراکز علمی کشور
که با خون فرزندان فروزنده فکرآن آبیاری شده است.انشاءا...
خیلی جالبه، آدم یک چیز به این با ارزشی داشته باشه(دانشمندان هسته ای)و اجازه بده که راحت توسط دیگران نابود بشن.یک گله دار برای محافظت از گاو و گوسفندانش چوپان اجیر میکنه و سگ نگهبان می ذاره بعدش مال ما هیچی. خیلی بوداره.
تمام اسامی سایان و کیدون در کتاب از راه خدعه به نویسندگی ویکتور استرووسکی آمده است ، یعنی تا به حال سازمان موساد این اسامی رمز را تغییر نداده است؟ در اصل قضیه ترور شکی نیشت ولی این داستان ها بیشتر برای عملیات روانی و قدرت نمایی است.
بهتره صهیونیستها بدانند که با این کارهاشون نه فقط انگیزه ی مارا بالا می برند بلکه موجب شده اند که ما مردم ایران شناخت بیشتری از دانشمندان گمناممان پیدا کنیم و هر روز دعا و آیه الکرسی جهت حفظ شان بخوانیم
خودتان خوب میدانید که ادعیه و اعتقاد ما تنها راه شکست شماست
خوب گوش کنید
ما منتظرموعودمانیم
با این حساب یه مشت احمق تو موصاد کار میکنن که خاطره هاشونو مینویسن بعدم یه جایی میزارن که از یه راهی به دست شما برسه!دست گلتون درد نکنه واقعا!
مقابله به مثل لازمه تا ديگه از اين غلطا نكنند
ارواح شکمتون که شم به این یاد داشتتها دسترسی دارین داداش خودتی شدیدم خودتی
عزیزم در سال 80 عراق در حال کشتن مردم ایران بود و اسراییل ناخواسته کمک بزرگی به ما کرده چون اگر حیوانی مانند صدام بمب اتم میساخت در بکارگیری آن بر علیه ما تردید نمیکرد
واقعاً مايه تاسف است كه به همين سادگي و با يك پروژه مسخره در اردن، اسامي دانشمندان ما را دريافت كردهاند. آيا مسئولين ما نبايد شك ميكردند كه اردنهايي كه سايه ايران را با تير ميزنند چگونه علاقمند به حضور دانشمندان ايراني هستند.
در ضمن مقابله به مثل بايد انجام شود.
اسرائیل جنایتکار بداند علم محو شدنی نیست و نام این عزیزان شهید ما همواره جاودان خواهد بود.
چقدر ساده هستی!
اولا میشه بگین منبع درج این یادداشت کجاست ثانیا اگه هم معتبر باشد وضعیت بی سر و سامان سیستم اطلاعاتی و امنیتی کشور را ثابت می کند که این چنین جوخه های ترور موساد ازادانه در حال تاخت و تاز می باشند.
واقعاً شرم آور است كه اين سگها اينقدر راحت مي توانند زندگي و مرگ عزيزان ما را تعيين كنند . يعني اينقدر اين ممكلت بي درو پيكر است.
اقا اين متنه يه جوريه مثلا اولش نوشته يارو زنجيرو از پشت در وررنداشته تا نتونند بيان تو خوب اول اينكه اون وقتي ميدونسته تحت تعقيبه صد در صد جاشو عوض ميكرده دوم اين كه حالا كه عوض نكرده چطور موقع خواب زنجره رو از پشت در ورداشت تا اونا تونستند كليد بيارند بعدشم فيلمهاي امريكايي يارو دنبال ماجراجوييه و سر گرميه همش هي طرفشو كه تعقيبش ميكنه به سر ميگردونه تازه اون فيلمه اين كه جونش در خطر بوده اينكارو نكرده نكته دوم البته اگر تابناك اين حرف ما رو مثل بقيه حرفامون كه به نمايش نميذاره نكنه در مورد اون قضيه كه قرار بود ملاقات صورت بگيره يه سري سوالات واسم پيش اومد كه كه جالش نيست ميدونم نميذاري رو سايت تابناك بعدشم شما كه ادعاتون ميشه اطلاعات ما رو هيچ جاي دنيا ندارند چطور اين قد راحت ميان به قول خودتون دانشمنداي ما رو راحت مثل اب خوردن ميكشند يعني يارو اين قدر خونش بي درو پيكره بعدشم ديگه حق نداريد اسم كسي رو از دانشمندا رو سيات بذاريد حوصله عزارداري ندارند و نكته اخر اين كه زمين بريم هوا بيايم اسرائيل قدرت برتره هيچ كاريشمنميشه كرد تابناك جان هر موقع هر پيامي گذاشتم نذاشتي رو سايت اما همين كه خودت ميخونيش واسم كافيه
اردن هم با این پروژه ای که دارد خوب نقشی را که موساد برای او طراحی کرده بازی میکند و تمام دانشمندان نخبه هسته ای کشورهای اطراف را جهت شناسایی به آنجا می کشد و از انجا روی آنها مطالعه می کند و در صورت عدم تطمیع هم همه مشخصات آنها را دارد و سریعا اقدام به حذف آنها میکند!و مسئولین ما هم بهتر است دوست و دوشمن را بهتر بشناسند!
با اين نوشته ها چند تا سوال مطرح ميشه...
1- همون زمان كه پروفسور علي محمدي ترور شد گفتين كه ربطي به پروژه هاي هسته اي ما نداشته...الان چيزه ديگه اي ميگين...
2- ميشه به ما هم بگين از دانشمندان ما چه جوري حفاظت ميشه كه نوشتين....
3- وزارت اطلاعات چطور نميتونه جلوي ورود و عمليات جوخه هاي ترور موساد رو بگيره؟؟؟ اونا ظاهرا از سربازان گمنام امام زمان(عج) موفقترند...
4- چرا در مقابل اسرائيل دست به مقابله به مثل نميزنين؟؟مگه براتون مسجل نشده كه كار اسرائيله؟؟؟؟
5- و تو تابناك .. خيلي جالبه كه خاطرات يك مامور موساد به راحتي ميوفته دست تو نه؟؟؟؟ نكنه تو هم از عواملشوني ؟؟؟؟
آقا اردشیر خود تابناک حال میکنه یکی مثل مازیار بهش توهین کنه شما ناراحت نباش. مازیار از عوام با بصیرت تشریف داره و توهینش برای تابناک قلقلک.
مازیار فقط می تونم بهت بگم خیییییییییییییلی رذلی، چون تو هر خبری که می ریم این تابناکیا حداقل یه کامنت از تو گذاشتند بعد میای اینجوری می گی. واقعا که شعور رو خوردی و انصاف رو هم قی کردی.
وقتي اسم رسانه مياد ياد اسرائيل ميافتم به هرحال رسانه اي نيست كه عوامل تحت نفوذ صهيونيست توش نباشه تابناك هم يكي از كوچكتريناشونه
این یادداشتها چطوری بدست این و آن افتاده است در این رابطه زیاد عجله نکنید و سریع قضاوت نکنید این قدر اسرائیل را بزرگ نکنید حزب الله در مدت 33 روز آبرویی برای آنها نگذاشت
اگر چنين است آيا كوتاهي ما از حفاظت نوابغ و پرفسورهايي اين چنيني گناهي نابخشودني نيست
ما براي از بين بردن كفتارهاي يحودي چكار كرديم. هر چه باشد اونا دارن خودي نشان مي دهند و به ما دهنكجي مي كنند. مسلما با شعار و تسبيح و خواندن فاتحه براي شهدا نميشه انتقام گرفت.
دست آقایان در نهاد ریاست جمهوری درد نکند که چندی پیش مشخصات کامل با جزئیات تمام دانشمندان حوزه های خاص تکنولوژی را برای موساد در اینترنت قرار دادند !
لعنت خدا بر صهیونیستها و اسراییل غاصب.درود بر روان پاک شهیدان والا مقام ما.باشد که راهتان ادامه دارد.
ما در کشورمان امثال این بزرگواران زیاد داشتیم و داریم . من از دولت مردان می خواهم اگر کاری هم می کنند در بوق . کرنا نکنند تا اینگونه مغزهای ایرانی کشته نشوند در ضمن بایستی ما به جای محکوم کردن اسرائیل تمام اسپانسرهای اسرائیل یعنی فئودالهای یهودی را بکشیم
اطلاعات ایران اگر عرضه دارد باید مقابله به مثل کند و مئیر داگان را که این ترور ها را سازمان دهی کرده در لیست ترور خود قرار دهد.
خدایا چی میشد این دگان پست فطرت را در داخل اسراییل ترورمیکردند؟
noosh darou baad az marge sohrab
موساد برای خودش توی کشور ما پروژه انجام می ده و ما هم فقط بلدیم بگیم اونها اینکار را کردند. می دونید ارزش دو دانشمند چقدر است؟ معلومه که نمی دونید چون اطلا متوجه نیستید برای کار پزوهشی باید چقدر درس خواند و چقدر مقاله مطالعه کرد. حالا هی برید دکترای تقلبی بگیرید. می تونید دونفر دیگه با این تجربه جایگزین اینان کنید؟ واسه بخور و بخور همه دکترا دارند وقتی هم کار بلدهای کشور ترور می شوند بیشترین هنرشان این است که بگویند کار کدام سازمان بوده. داداش باید پیشگیری کنید نه اینکه ذکر مصیبت بخوانید و تازه سهل انگاری هایتان را نیز ماست مالی کنید.
ای وای تابی جون ؟ یادداشت روزانه مامور موساد را ازکجا گیر آوردی ؟
يه دفعه ديگه خودتون اين روايت رو بخونيد به نظر قصه مياد تا واقعيت
دانشمندکشی فقط وفقط از دست سگهای کثیفی مثل صهیونیستها ومزدورانشون بر میاد. ننگ بر شما باد
سلام.
اسراییل کورخونده ایران پراست از علیمحمدی هاوشهریاری ها.
دوست عزیز حواست را جمع کن تا طرفدار علیمحمدی ها و شهریاری ها باشی - حداقل به صحبتهای همسر شهید شهریاری گوش میکردی تا ولایی بودن این شهیدان را درک کنی ...
سلام
انها کاری را بی دلیل انجام نمی دن
این اطلاعات برای ترسانذن دانشمندان ایرانی درز کرده است و دیگر هیچ هدفی ندارد
دانشمندان ایرانی پایدار باشید در پناه خدا به فعالیتتان ادامه دهید
علی یارتان
پیغمبر کشی بنی اسرائیل و دانشمند کشی صهیونیست ها!
در عجبم از خلقت این قوم منفور و منحوس!
خدایا به سزای اعمالشان برسان!
قابل توجه افراد بی هویتی که از آمریکا و اسرائیل( که دشمنی خودشون راا با هر آنچه ایران و ایرانی است بارها ثابت کرده اند) حمایت میکنند. راستی فکر میکنید مزدوران اسرائیل و آمریکا از کدام تفکر و جناح سیاسی تغذیه و پشتیبانی میشوند؟ جواب ساده است آغار صادق باشید.
یعنی پایتخت به این راحتی در اختیار اسراییل است و آقای نقدی دنبال اسلامی کردن علوم انسانی ؟
شما اگه یه مقدار با بحث "اطلاعات و ضد اطلاعات" آشنايی داشتین می دونستین که هطچوقت کسی چنین نوع اطلاعاتی رو بیرون نمیده. بوی گند تبلیغات سرتاسر متن مشهوده !
اول دزد مجسمه های شهر تهران را پیدا کنید و پس از ان به دنبال این پرونده های پیچیده بروید
اين واحد كيدون يعنی سرنيزه از بهترين واحدهای اجرائی جاسوسی و ترور دنيا هستند هر كاری كه اجرای آن سخت باشد باين تيم واگذار ميكنند افراد اين تيم ۵۳ نفره كه ۵ نفر آن زن ميباشندمثل خود اسرائيل از ملييتهای مختلف هستند و بهمين دليل هم بزبانهای مختلف صحبت ميكنند.تعليمات اين گروه خيلی بالاست از پزشكی تا قصابی تا مكانيكی و غيره همه چيز را ياد ميگيرند. اين استعداد آدمكشی موساد با بيعرضگی دستگاههای اطلاعاتی ما كار را برای آنها آسانتر ميكند تمام جاسوسان اسرائيل حد اقل به ۴ زبان از جمله فارسيعربيعبريانگليسی تسلط كامل دارند و با پاسپورتهای مختلف بآسانی وارد كشورمان ميشوند و دست بهرج و مرج ميزنند اگر ما چندتا از اينها را بتوانيم دستگير كنيم چون اسرائيل برای جان مآمورانش خيلی ارزش قائل هست ديگر اينها از اين غلطها نخواهند كرد پس اگر عرضه اين كار را نداريم مقابله بمثل كنيم باز هم اگر از پس اينكار هم برنميآئيم مرزهای هوائی دريائی و زمينی را ببنديم تعداد مرزبانی را افزايش دهيم كدام دانشمند ايرانی ميتواند با خيال راحت بكار خودش ادامه دهد در حای كه جان او توسط دشمنان ما دائم در خطر است
این پروژه در اردن که غلام حلقه به گوش اسرائیل و امریکاست تله نیست!! انهم برای شناسایی افراد نخبه کشورهای مسلمان؟
این مورد را خواهشا به حاج محسن منتقل کنید خیلی مهم است.
پس اين سازمان هاي امنيتي چيكار دارن ميكنن ؟ كه اين اسرايليي ها ميان دانشمنداي مارو ترور ميكنن بعد ميرن با پررويي خاطره ش رو تعريف ميكنن ؟ سازمان هاي امنيتي كشور بايد يكمي بيشتر حواسشون رو جمع كنن كه براي بار سوم از يه سوراخ گزيده نشيم !
یا ماموران اطلاعاتی ما خیلی بی عرضه اند یا ماموران بی شرف موساد خیلی زرنگند که در دو حالت جای تامل داره
قتی ادعای ما گوش فلک را پر می کنه آنها در آرامش فکر و عمل می کنند ....گذشته چیز دیگری را نشان نمی دهد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.