علی اف و خواب مالکیت آذربایجان واقعی!!
بایرام تبریزلی
دولت باکو روز 31 دسامبر را به بهانه سالگرد پیمان ننگین گلستان به عنوان روز همبستگی آذربایجانی های جهان! اعلام نموده و در هفته های اخیر تبلیغات گسترده ای را بر علیه تمامیت ارضی ایران به راه انداخته است.
«الهام علی اف»، رییس جمهور جمهوری آذربایجان به مناسبت این روز خود را رهبر آذری های جهان خوانده و گفته است:" هموطنان عزیز! هم تباران محترم!... موجودیت دولت مستقل آذربایجان، شرایط گسترده ای را برای تقویت هر چه بیشتر اتحاد ملی میان آذربایجانی های دنیا و سازماندهی هموطنانمان فراهم می کند. در همین حال، هم تباران خارج از کشور {منظور ایران} نیز برای توسعه کشورمان و یاری رساندن به حل مشکلاتی که بروز می کنند، تلاش می کنند، مثمر ثمر شدن این یاری رسانی در سایه اتحاد منسجم نیز به امر سازماندهی دیاسپورا (جمعیت ذی نفوذ در خارج از کشور،منظور ایرانیان آذری) اهمیت زیادی می دهد و به این روند کمک همه جانبه می نماید."
«علی اف»، پا را از این هم فراتر گذاشته و با وقاحت تمام در ادامه پیام خود اعلام کرده که در سال آینده کنفرانس به اصطلاح «سومین کنگره سراسری آذربایجانی های دنیا» برای فراهم نمودن زمینه های تجزیه ایران در شهر باکو برگزار خواهد شد.
این در حالی است که لابی اسراییل ـ باکو همواره درایجاد اختلال در نظم و امنیت و تمامیت ارضی ایران تلاش می نماید. قابل توجه این که بر اساس برآورد ها هم اکنون پنجاه هزار آذري در اسرائيل و صد هزار اسرایيلي در آذربايجان زندگي مي كنندو به رغم رافت و خویشتنداری جمهوری اسلامی نسبت به این همسایه گستاخ متاسفانه بار ها و بار ها شاهد نا سپاسی و گزاف گویی این فرزند ناخلف ایران بزرگ بوده ایم.
بر این اساس برای یاد آوری تاریخی بر آن چه بر سرزمین های قفقازی ایران در طول 198 سال از جدایی آنان گذشته مروری بر پیشینه تحولات منطقه آذربایجان واقعی و تاریخی به مرکزیت تبریز و اران و شروان تاریخی به مرکزیت باکو بسیار به جا خواهد بود.
تغییرنام تهدید کننده اران و شروان تاریخی
دولت کمونیست باکو از بدو شکل گیری در سال 1918 میلادی با اقدامی ضد اخلاقی و ضد تاریخی نام سرزمین آذربایجان ایران را بر روی سرزمینی نهاد که در همه تاریخ به عنوان «آلبانیای قفقاز» یا «اران و شروان»، نامیده شده است. اطلاق سرزمین های شمال ارس به آذربایجان از همان آغاز اعتراض های گسترده ای را در ایران موجب شد و روز نامه ها و روشنفکران ایرانی از جمله علامه «دهخدا» و «ملک الشعرای بهار» با تیز بینی این اقدام را زمینه سازی برای ادعاهای ارضی آینده و ادعای مالکیت بر آذربایجان واقعی و جدایی آن از خاک ایران تعبیر نمودند. پیش بینی که به نظر می رسد پس از یک سده با اقدامات تحریک آمیز سران باکو به واقعیت نزدیک است.
مروری بر سلسله اقدامات ضد ایرانی سران مسکو و باکو در دو مقطع 1918 میلادی و 1991 میلادی ( زمان جدایی از شوروی) موید این نکته است که روسیه و بعدها دولت شوروی تلاش بسیاری کرده اند که بستر های بازگشت سرزمین های از دست رفته ایرانی در قرارداد های گلستان(1813) و ترکمانچای(1828) را به ایران از بین ببرند. بر این اساس فر آیند جعل هویت،تاریخ سازی و تحریف واقعیت های پیوستگی های منطقه به ایران و دامن زدن به اختلافات ساختگی نژادی با هدف دور کردن مردم قفقاز از ایران و در مرحله بعد تجزیه آذربایجان تاریخی از ایران مورد توجه دولتمردان مسکو وباکو قرار گرفت.

مرز های ایران پیش از قرار داد گلستان با خط قرمز و مرز های قرار داد گلستان 1813 با خط سیاه مشخص است.توضیح این که مناطق پایین خط سیاه از جمله تالشستان پس از قرارداد 1828 ترکمانچای از ایران جدا شد .
سندی که در ادامه خواهد آمد، یکی از صدها سند تاریخی مربوط به فعالیت های انجام شده توسط ضد ایرانیان آن سوی ارس برای تشکیل به اصطلاح آذربایجان واحد است که در کتاب«اسناد روابط ایران و شوروی در دوره رضاشاه / 1304 ـ 1318 هـ. ش» توسط سازمان اسناد ملی ایران به سال 1374 چاپ شده است.
این سند، گزارش کنسولگری ایران در ایروان به اداره دوم سیاسی وزارت امور خارجة ایران است که در تاریخ 14 آذر 1305 هجری خورشیدی نوشته شده و در صفحات 12 و 13 کتاب ، متن این سند بدین قرار است: اداره دویم سیاسی، سواد راپرت قنسولگری ایروان، 14 آذر 1305{ خورشیدی}، نمرة 1810
«از قرار اطلاع خصوصی که به این قنسولگری رسیده، چندی است در آذربایجان قفقاز کمیتهای تشکیل شده که مرام آنها یکی نمودن آذربایجان ایران با آذربایجان قفقاز است. به عبارت اخری کمیته مزبور در تحت این عنوان که چون اهالی آذربایجان ایران و قفقاز هر دو از طایفه مغول [؟!] بوده، قومیت و ملیت آنها یکی است و به کلی از ملت فارس مجزا میباشند. لذا میبایستی این دو قسمت باهم متحد گشته، یک حکومت جمهوری شوروی تشکیل دهند و برای نیل به این مقصود هم کمیته مزبور مشغول عملیات شده، در هر یک از حکومتهای متحده قفقازیه مثل تفلیس، ارمنستان، نخجوان و غیره شعبه تشکیل داده، همه وقت مبلغین نیز با وجه به تبریز اعزام میدارند. چندی قبل هم شخصی موسوم به «کریم کریم اف» را با یک نفر زن یهودیه و مقداری وجه برای تبلیغ به تبریز اعزام داشته بودند که مشارالیه چندین کرت به تبریز رفته و مراجعت کرده است. نظر به اهمیت موضوع حسب الوظیفه مراتب را به عرض رسانده، …»
با این نگرش وارونه بود که نشان ضد دینی و مغولی «بوزگورد» (گرگ خاکستری) به عنوان نماد هویت دولت پان ترکیست آن سوی ارس در سطح گسترده به کار گرفته شد و همزمان سران باکو از هر گونه توهین، بی احترامی و تحریف به هر آن چه مربوط به هویت ایران می شد، از جمله نژاد و تمدن کهن ایرانی، زبان ملی فارسی و شخصیتهای تاریخی ایران زمین از جمله کوروش هخامنشی، بابک خرم دین،نظامی گنجوی و...فرو گذار نکردند.
در این راستا کاربرد زبان فارسی در سرزمین های آن سوی ارس که در دوران پیش از کمونیست ها و امپراتوری تزار ها "Persidesky" یعنی سرزمین ایرانی نامیده می شد. به طور کامل ممنوع شد و با گسترش زبان ترکی در آن سامان کاربرد زبان های اقوام مختلف ساکن سرزمین های آن سوی ارس همچون تالشی، کردی،لزگی ،آوار،ارمنی وگرجی نیز در تهدید و انزوای جدی قرار گرفت. بر این پایه تالشی ها حتی اجازه سخن گفتن و نشر کتاب و شعر و... به زبان تالشی که ریشه ایرانی داشته و به فارسی بسیار نزدیک است نداشته و ندارند.

تنوع و گوناگونی زبانی ،قومی در مرز های کشور هشت میلیون نفری شمال ارس و قلمرو اقوام مختلف تالشی،لزگی،آوار،کرد،ارمنی و ... در این نقشه به خوبی نمایان است.
![]()
«الهام علی اف»، رییس جمهور جمهوری آذربایجان به مناسبت این روز خود را رهبر آذری های جهان خوانده و گفته است:" هموطنان عزیز! هم تباران محترم!... موجودیت دولت مستقل آذربایجان، شرایط گسترده ای را برای تقویت هر چه بیشتر اتحاد ملی میان آذربایجانی های دنیا و سازماندهی هموطنانمان فراهم می کند. در همین حال، هم تباران خارج از کشور {منظور ایران} نیز برای توسعه کشورمان و یاری رساندن به حل مشکلاتی که بروز می کنند، تلاش می کنند، مثمر ثمر شدن این یاری رسانی در سایه اتحاد منسجم نیز به امر سازماندهی دیاسپورا (جمعیت ذی نفوذ در خارج از کشور،منظور ایرانیان آذری) اهمیت زیادی می دهد و به این روند کمک همه جانبه می نماید."
«علی اف»، پا را از این هم فراتر گذاشته و با وقاحت تمام در ادامه پیام خود اعلام کرده که در سال آینده کنفرانس به اصطلاح «سومین کنگره سراسری آذربایجانی های دنیا» برای فراهم نمودن زمینه های تجزیه ایران در شهر باکو برگزار خواهد شد.
این در حالی است که لابی اسراییل ـ باکو همواره درایجاد اختلال در نظم و امنیت و تمامیت ارضی ایران تلاش می نماید. قابل توجه این که بر اساس برآورد ها هم اکنون پنجاه هزار آذري در اسرائيل و صد هزار اسرایيلي در آذربايجان زندگي مي كنندو به رغم رافت و خویشتنداری جمهوری اسلامی نسبت به این همسایه گستاخ متاسفانه بار ها و بار ها شاهد نا سپاسی و گزاف گویی این فرزند ناخلف ایران بزرگ بوده ایم.
بر این اساس برای یاد آوری تاریخی بر آن چه بر سرزمین های قفقازی ایران در طول 198 سال از جدایی آنان گذشته مروری بر پیشینه تحولات منطقه آذربایجان واقعی و تاریخی به مرکزیت تبریز و اران و شروان تاریخی به مرکزیت باکو بسیار به جا خواهد بود.
تغییرنام تهدید کننده اران و شروان تاریخی
دولت کمونیست باکو از بدو شکل گیری در سال 1918 میلادی با اقدامی ضد اخلاقی و ضد تاریخی نام سرزمین آذربایجان ایران را بر روی سرزمینی نهاد که در همه تاریخ به عنوان «آلبانیای قفقاز» یا «اران و شروان»، نامیده شده است. اطلاق سرزمین های شمال ارس به آذربایجان از همان آغاز اعتراض های گسترده ای را در ایران موجب شد و روز نامه ها و روشنفکران ایرانی از جمله علامه «دهخدا» و «ملک الشعرای بهار» با تیز بینی این اقدام را زمینه سازی برای ادعاهای ارضی آینده و ادعای مالکیت بر آذربایجان واقعی و جدایی آن از خاک ایران تعبیر نمودند. پیش بینی که به نظر می رسد پس از یک سده با اقدامات تحریک آمیز سران باکو به واقعیت نزدیک است.
مروری بر سلسله اقدامات ضد ایرانی سران مسکو و باکو در دو مقطع 1918 میلادی و 1991 میلادی ( زمان جدایی از شوروی) موید این نکته است که روسیه و بعدها دولت شوروی تلاش بسیاری کرده اند که بستر های بازگشت سرزمین های از دست رفته ایرانی در قرارداد های گلستان(1813) و ترکمانچای(1828) را به ایران از بین ببرند. بر این اساس فر آیند جعل هویت،تاریخ سازی و تحریف واقعیت های پیوستگی های منطقه به ایران و دامن زدن به اختلافات ساختگی نژادی با هدف دور کردن مردم قفقاز از ایران و در مرحله بعد تجزیه آذربایجان تاریخی از ایران مورد توجه دولتمردان مسکو وباکو قرار گرفت.

مرز های ایران پیش از قرار داد گلستان با خط قرمز و مرز های قرار داد گلستان 1813 با خط سیاه مشخص است.توضیح این که مناطق پایین خط سیاه از جمله تالشستان پس از قرارداد 1828 ترکمانچای از ایران جدا شد .
سندی که در ادامه خواهد آمد، یکی از صدها سند تاریخی مربوط به فعالیت های انجام شده توسط ضد ایرانیان آن سوی ارس برای تشکیل به اصطلاح آذربایجان واحد است که در کتاب«اسناد روابط ایران و شوروی در دوره رضاشاه / 1304 ـ 1318 هـ. ش» توسط سازمان اسناد ملی ایران به سال 1374 چاپ شده است.
این سند، گزارش کنسولگری ایران در ایروان به اداره دوم سیاسی وزارت امور خارجة ایران است که در تاریخ 14 آذر 1305 هجری خورشیدی نوشته شده و در صفحات 12 و 13 کتاب ، متن این سند بدین قرار است: اداره دویم سیاسی، سواد راپرت قنسولگری ایروان، 14 آذر 1305{ خورشیدی}، نمرة 1810
«از قرار اطلاع خصوصی که به این قنسولگری رسیده، چندی است در آذربایجان قفقاز کمیتهای تشکیل شده که مرام آنها یکی نمودن آذربایجان ایران با آذربایجان قفقاز است. به عبارت اخری کمیته مزبور در تحت این عنوان که چون اهالی آذربایجان ایران و قفقاز هر دو از طایفه مغول [؟!] بوده، قومیت و ملیت آنها یکی است و به کلی از ملت فارس مجزا میباشند. لذا میبایستی این دو قسمت باهم متحد گشته، یک حکومت جمهوری شوروی تشکیل دهند و برای نیل به این مقصود هم کمیته مزبور مشغول عملیات شده، در هر یک از حکومتهای متحده قفقازیه مثل تفلیس، ارمنستان، نخجوان و غیره شعبه تشکیل داده، همه وقت مبلغین نیز با وجه به تبریز اعزام میدارند. چندی قبل هم شخصی موسوم به «کریم کریم اف» را با یک نفر زن یهودیه و مقداری وجه برای تبلیغ به تبریز اعزام داشته بودند که مشارالیه چندین کرت به تبریز رفته و مراجعت کرده است. نظر به اهمیت موضوع حسب الوظیفه مراتب را به عرض رسانده، …»
با این نگرش وارونه بود که نشان ضد دینی و مغولی «بوزگورد» (گرگ خاکستری) به عنوان نماد هویت دولت پان ترکیست آن سوی ارس در سطح گسترده به کار گرفته شد و همزمان سران باکو از هر گونه توهین، بی احترامی و تحریف به هر آن چه مربوط به هویت ایران می شد، از جمله نژاد و تمدن کهن ایرانی، زبان ملی فارسی و شخصیتهای تاریخی ایران زمین از جمله کوروش هخامنشی، بابک خرم دین،نظامی گنجوی و...فرو گذار نکردند.
در این راستا کاربرد زبان فارسی در سرزمین های آن سوی ارس که در دوران پیش از کمونیست ها و امپراتوری تزار ها "Persidesky" یعنی سرزمین ایرانی نامیده می شد. به طور کامل ممنوع شد و با گسترش زبان ترکی در آن سامان کاربرد زبان های اقوام مختلف ساکن سرزمین های آن سوی ارس همچون تالشی، کردی،لزگی ،آوار،ارمنی وگرجی نیز در تهدید و انزوای جدی قرار گرفت. بر این پایه تالشی ها حتی اجازه سخن گفتن و نشر کتاب و شعر و... به زبان تالشی که ریشه ایرانی داشته و به فارسی بسیار نزدیک است نداشته و ندارند.

تنوع و گوناگونی زبانی ،قومی در مرز های کشور هشت میلیون نفری شمال ارس و قلمرو اقوام مختلف تالشی،لزگی،آوار،کرد،ارمنی و ... در این نقشه به خوبی نمایان است.
نقشه بین المللی ایران در دوره صفویه که منطقه شیروان قفقاز از آذربایجان به مرکزیت تبریز به طور جداگانه درج شده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ازربایجان از چند جز تشکیل شده است از یکی از طوایف قدیم ترک است ار به معنی مرد قهرمان و علامت طایفه است مانند قجر کنگر دوگر اغاجر و غیره پس ازر به معنی طایفه از است بای یا بی از بوی به معنی طایفه امده است جان هم معرب قان می باشد که در ترکی به معنی سرزمین است مانند بیلقان گر گان توفارقان گوقان و غیره در کل معنی ازربایجان یعنی سرزمین طایفه ازرها است و چون در سرزمین انها اتش طبیعی زیاد بوده ازر به معنی اتش به کار رفته است واصل معنی ان نیست
درود علی اف زبانش ترکی شوده فکر کرده نژادشم
تغییر کرده
الان ما تو استان اردبیل به زبان other حرف میزنیم؟عجب
قلابی بودنش از همینجامعلومه
یاشاسین اذربایجان
توجه عزيزان اذري زبان رابه چند نکته جلب مي نمايم :1-آذربايجان معرب کلمه مرکب آذربايگان که ازدو کلمه اذر به معناي اتش وبايگان به معناي محل نگهداري (بايگاني)يعني محل نگهداري آتش تشکيل شده است که وجود دشت مغان (کلمه زرتشتي به معناي روحانيون زرتشتي)که محل اتشکده هاي زرتشتي بوده ودرياچه چيچست(اوروميه)که دراوستا بدان اشاره شده ومحل تولد زرتشت پيامبر ايراني بوده نشان از ايراني واريايي بودن مردم اذربايجان ومنطقه قفقاز دارد2-اذربايجان در دوران سلسله هاي ايراني اشکاني وساساني آتروپاتن ناميده ميشده که از نام پادشاه ايراني آتروپات که بر انجا حکومت ميکرده گرفته شده است.3-آذريها اريايي نژاد وايراني تبارهستند و ترک تبار نيستند.زبان اذري ترکيبي از زبان ترکي مغولي وزبان پارسي است همچنانکه درزمان حاکميت اعراب درايران عربي صحبت ونوشته ميشد درزمان سلطه مغولها مردم خطه شمال ايران مجبور به صحبت به زبان ترکي ميشدند که زبان ترکي فعلي بازمانده حمله وحاکميت انهاست 4-مغولها از نژاد زرد ولي اذريها همچنانکه ظاهر وقيافه ورنگ پوست سفيد انها نشان ميدهد از نژاد اريايي وايراني ميباشند(فنوتيپ) 5-دانشمندان ،محققان وبزرگان آذري اصالت اريايي وايراني بودن اذريها را بطور قطعي قبول دارند.6-ريشه نژادي اذريها به تيره ماد از ساکنين اريايي غرب ايران برمي گردد.7-تا 100 سال پيش درگوشه وکنار اذربايجان مردم به لهجه پارسي آذري که شيخ صفي الدين اردبيلي جد شاه اسماعيل صفوي به ان سخن ميگفت صحبت ميکر دند.8-اذريها تنه اصلي سپاه ايران درجنگهاي ايران وروم ويونان بودند.9-اذريهاپيشقراول ازاديخواهي درمشروطه ونجات ايران از دست حکومت مغول نژادقاجار بودند.10-تحريک به استقلال طلبي طوايف تو طئه استعمار براي ريز وکوچک کردن کشورها وسلطه بي قيد وشرط بر آنها وبه غارت بردن منابع وثروتهاي انها است.11-نظامي گنجوي آذري اهل گنجه است که کتب و آثارش به پارسي نوشته شده وشاعر صده هاي پيشين است و خود نشان از پارسي بودن اذريهاست.12- در جنگ با عراق لشکر هاي اذري بيشترين جانفشانيها را در دفاع از ايران زمين به نمايش گذاشتند.(تعداد شهدا ومجروحين اذري گواه ان است.)به اميد روزيکه تمام سرزمينهاي جداشده از ايران به مام وطن برگردندولازمه ان اگاهي ،هوشياري وپرهيز از اختلافات سطحي و بي اساس که اگر بررسي شود منشاء ان به بيگانگان ومزدوران بامواجب وبيمواجب انان برميگردد است .با ارزوي سربلندي ،عزت،اقتدار وعظمت ايران زمين.
عجب خوش ذوق هستید در انتخاب اسامی برای نویسنده خیالی مقاله.یعنی می خواهید تو مغز خواننده فرو کنید که طرف از خود خوده تبریز که جای اما و اگر نمونه!از این همه هوش و ذکاوت شما انسان انگشت به دهن میمونه!جمع کنید بند و بساطتونو.دیگه حناتون رنگ نداره.بجای ارائه اراجیف به فکر ...
در نقشه آخری که درج کرده اید و مثلا برای گفته های خودتان سند آورده اید:
شروان-قاراباغ جزیی ار ایلالت آذربایجان هستند.اگر دقت کنید این موضوع را متوجه می شوید.حتی رنگ این قسمت از نقشه نیز موید همین ادعاست.
مثلا مناطق مازندران و اصفهان جز ایلالت عراق عجم،مشهد و نیشابور و استارآباد جزو ایالت خراسان و اهواز و چند شهر دیگر جزو ایلات کهکیلویه(کوه-گیلویا) هستند.
لطفا در مقالات درج شده بی طرف باشید .در ضمن منطقه قره باغ متعلق به شیعیان میباشد .چرا بهنام ارامنه درج شده است...
سرزمين اروان شروان و ساير سرزمين تصرف شده توسط روسيه تزاري متعلق به ايران است .
دریغ است ایران که ویران شود . . . .من یک آذری رم.زنده باد ایران بزرگ.زنده باد آذرآبادگان.
سلام.عزيزاني كه اين به اصطلاح تحليل را ميخوانند.لطفا به اسم تحليل گر نگاه كنيد .بايرام تبريزلي .يك اسم كامل تركي.تابناك تو روي روزنامه ايران را هم سفيد كردي.انكار كنيد.سودان را هم نگاه كنيد.ممنون.لطفا سانسور نكنيد.
ایاز اسمشو عوض کرده و گذاشته بایرام؟؟!!
دست از مسخره بازی در بیار ،خودتی تابناک!
نفهمی دیگه ، چیکارت کنیم
قرارداد یکصد ساله که دو ماه پیش تموم شد برین پسش بگیرین ......
حتي يك درهزارم مردم غيور آذبايجان هم به گزافه گوئي هاي اين اف ها اهميت نميدهند همه ما ايراني هستيم و ايراني خواهيم ماند و به ايراني بودنمان افتخار ميكنيم و اگر خدا بخواهد آنروز زياد دور نيست كه سرزمين آذربايجان آنطرف ارس نيز به آذربايجان اين طرف پيوسته و در برابر پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران سلام و اداي احترام كنند . انشاا...
آقای به اصطلاح تبریزی شرم آور است اسم تبریزی را به یدک میکشید لااقل با اسم و رسم لایق این چرندیات نوشته شده خودتان را معرفی میکردید. آنقدر بدبخت شدید که نقشه ارامنه متجاوز به خاک پاک آزربایجان را مستند میکنید.
دوست عزیز تابناک خیلی وقت است که دستش با ارامنه متجاوز در یک کاسه است...
بذار این بنده خدا هم حال کنه ! رهبر اعراب جهان ! رهبر ... جهان و .... اینم دلش خوش باشه بابا .
لطفا در مقالاتتان بی طرف بوده و منطقی تحلیل کنید در ضمن در نقشه پایین که منبع آن ذکر نشده شما رسما قره باغ را که یکی از مناطق شیعه نشین می باشد به ارمنستان بخشیده اید. همچنین تا آنجا که من می دانم تالشهای آذربایجان در استفاده از زبان خود آزادبوده و نسبت به آذری های ایران از آزادی بیشتری برای استفاده از زبان خود دارند.
SHOMA KAB DIDI AZIZ SARKOOBE VAHSHIYANE YE TALESHHA RO MITOONID DAR INTERNET BEBINID
من خودم تالشم، منظورت از آزادی زبان تالشی تو جمهوری آذربایجان چیه؟! هیچ روزنامه یا مجله ای به زبان تالشی چاپ نمیشه یعنی ممنوعه و بشدت با اون برخورد میشه تو جمهوری آذربایجان نمونش مدیر مسئول مجله صدای تالش بود که پس از اولین شمارش دستگیر شد و چند وقت پیش تو زندان جان سپرد. آیا اذریهای ایران هم همچین محدودیتی دارن!!! آیا به صرف انتشار مطلب به زبان آذری با اونا چنین برخوردی میشه!!!
درود بر تابناک با شرف که یاوه گویی های دولت باکو را به خوبی پاسخ داده است. دوستان دولت باکو در ویکیپدیا تاریخچه ای جعلی آورده و منکر تعلق تاریخی شمال ارس به ایران شده و آخرین دوره تاریخی قبل از اشغال توسط روس ها را دوره ایلخانان مغول معرفی کرده است!!! علیف و سران باکو تحت شستشوی مغزی کمونیست ها تاریخ واقعی خود را فراموش کرده و خودشان را از نسل چنگیز و تیمور خونخوار می دانند.من به عنوان یک تورک زبان آذری به آذربایجان واقعی افتخار می کنم و از زبان هم میهنانم اعلام می کنم اگر اتحادی بخواهد صورت بگیرد این جمهوری آذربایجان کوچک هشت میلیون نفری است که باید به ایرانی 75 میلیون نفری با سی مسیلیون تورک ایرانی آذری بپیوندد.
یاشاسین آذربایجان
پاینده ایران بزرگ
خواب میبینه این آقا...
اگه بخوان ایرانو تجزیه کنن، تجزیه شون میکنیم...در صف اول هم ما آذریهای همیشه ایرانی خواهیم بود.
اين اذربايجان ارمنستان و گرجستان هستند که بايد ضميمه ي خاک ايران بشوند بنده از پدر باکويي هستم اما ساکن تهرانم و خود را يک ايراني(بخوانید اریایی) مي دانم و افتخار هم مي کنم.به اميد ايراني پهناور و بزرگتر
other جالب بود
درود ايران وايران زمين
اينها خيلي كوچيكن. زنده باد ازريهاي ايران وانها هم يك روز به اغوش ما باز خواهند گشت.
تقصیر خود ماهاست که این قراداد ننگین رو پذیرفتیم و به این آذری نما فرصت دادیم که جای آذری زبان های جهان ! صحبت کنه .
به رغم رافت و خویشتنداری جمهوری اسلامی نسبت به این همسایه گستاخ متاسفانه بار ها و بار ها شاهد نا سپاسی و گزاف گویی این فرزند ناخلف ایران بزرگ بوده ایم!!! مثلا چه غلطی می توانی بکنی؟ آذربایجانیهای خودمان شنا رو به خاک و خون می کشند. اگر عرضه دارید بسم الله.
جالب است که محمدامین رسول زاده در رادیو باکو در پاسخ به شیخ محمدخیابانی پذیرفته بود که اسم آذربایجان چندان بامسما نیست و گفته بود که اصلاً منظور خبیثانه ای ندارند!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.