در ایران انرژي ارزان نیست،مديريت گران است!
در خیلی از کشورها ، گاز را به نیروگاه های تولید برق می رسانند و با افزایش قابل توجه میزان تولید برق ، مردم نیازهای خود را از طریق انرژی پاک و پرکاربرد برق تامین می کنند.
سيدجواد سيدپور در عصر ایران نوشت:
در كشور ما انرژي ارزان نيست، مديريت گران است. اگر امروزه مسئله يارانهها و قيمت پايين انرژي و شدت مصرف آن تبديل به دغدغه متوليان و مسئولين شده است، بيش و پيش از مردم، خود مسئولين و مديران مقصرند. سيدجواد سيدپور
مثلا در مورد مصرف گاز مدتي است كه مدام تكرار ميشود كه ميزان مصرف گاز در ايران بيش از قاره اروپا يا مثلا دو برابر چين است.
صرفنظر از آنكه اين آمارها اساسا درست است يا نه، يك تغافل يا تجاهل مديريتي در ارائه اين آمارها قابل رويت است، بدان معني كه كسي پاسخ نميدهد اگر مصرف گاز بدين شكل ايراد داشته، چرا در طول حدود سه دهه منابع عظيم ملي صرف لولهكشي شهرها و روستاهاي اين كشور شد، بهطوري كه حجم لولهگذاري صورتگرفته در ايران براي انتقال گاز خانگي در دنيا بينظير است و هيچ كشوري را نميتوان يافت كه تا اين اندازه لولهگذاري كرده باشد و اقصينقاط كشور را تحت پوشش قرار داده باشد. (در خیلی از کشورها ، گاز را به نیروگاه های تولید برق می رسانند و با افزایش قابل توجه میزان تولید برق ، مردم نیازهای خود را از طریق انرژی پاک و پرکاربرد برق تامین می کنند.)
گفته ميشود ميزان لولهگذاري شبكه گاز كشور به اندازهاي است كه ميشود يك دور كامل دور كره زمين زد. اكنون بيش از 15 ميليون خانوار ايراني و تقريبا تمامي شهرهاي بزرگ و اكثر روستاهاي با خانوار بالا صاحب و واجد گاز شدهاند. گازي كه تا ديروز وقتي علمكاش براي مردم نصب مي شد به آن افتخار ميكرديم كه از «نعمت گاز» برخوردار شدند ولي امروزه با ترديد از شدت مصرف آن گله ميشود.
وقتي براساس يك سياستگذاري كلان مديريتي تصميم گرفته ميشود كه گاز به همه خانوارهاي ايراني در پهنه سرزمين برسد، طبيعي است كه اين وسعت جمعيتي به افزايش ميزان مصرف تبديل ميشود. وقتي در هيچكجاي جهان حتي روسيه كه مقام اول ذخاير گازي را دارد، اينقدر لولهكشي شهري و روستايي و به تبع آن مصرف خانگي وجود ندارد، انتظار داشتني است كه مصرف گازي آن هم بينظير و منحصر به فرد باشد.
در اين شرايط، مردم كه انرژي جايگزين براي رتق و فتق زندگي خود ندارند، مقصر نيستند، اين مديران هستند كه بايد پاسخگوي مصرف انبوه كنوني باشند. ضمن آنكه مصرف بالاي انرژي گاز در شرايطي رخ ميدهد كه مردم نه انرژي جايگزين دارند و نه امكان تغيير سبد انرژي و تبديل آن به مواردي همچون برق را دارند، نمونهاي كه لااقل در مهندسي ايراني در ساخت و سازها چندان موضوعيت ندارد و به آن پرداخته نميشود.
خوب است كسي محاسبه كند كه اگر قرار بود در طول سه دهه گذشته يا در طول سالهاي نزديكتر، به جاي گاز از انرژي ديگري در محيط خانواده استفاده ميشد، چقدر براي كشور هزينه داشت و پيامدهاي زيستمحيطي، اقتصادي، بهداشتي و امنيتي آن براي كشور چه بود؟ چرا كه لااقل بخشي از اين عوامل در تعيين گاز به عنوان انرژي اصلي گرمايشي و پخت و پز خانوار ايراني دخيل بوده است. ضمن آنكه مزيت دارا بودن ذخاير عظيم گازي نيز مزيد بر علت بوده و سياستگذاران را به اين تصميم ترغيب كرده است.
با اين حال تمام گاز مصرفي كشور مربوط به خانهها نيست بلكه بخش ديگري از آن در نيروگاهها مصرف ميشود كه بايد آن را نيز سنجيد. آنجا قطعا نياز به بهينهسازي دارد چرا که راندمان 38 درصدي نيروگاه گازي يعني 62 درصد اتلاف انرژي كه وظيفه دولتها و مديران درباره اصلاح ساختار اين دسته از نيروگاهها ضروري و قطعي است. درباره مصرف بنزين هم ميتوان اين اشتباه يا تصميم مديريتي را شاهد بود. تا به حال فكر كردهايم اگر به جاي 6 ميليون ماشين با استانداردهای کنونی ، همین تعداد خودرو با کیفیت مطلوب روز در کشور بود تا چه اندازه میزان مصرف بنزین و آلودگی هوا پایین بود؟
همين چند روز پيش بود كه اعلام شد در 9 ماهه سال جاري در كشور بيش از يك ميليون و صد هزار ماشين توليد شده و احتمالا تا پايان سال به يك ميليون و پانصد هزار خودرو ميرسد. اين مقدار خودرو براي حركت به بنزين نياز دارند و نميشود در باكشان آب يا هوا ريخت ولي آيا به همين ميزان به ظرفيت توليد بنزين در كشور افزوده شده يا نه؟
اين سوالي است كه پاسخ به آن ما را به آنجا ميرساند كه مديريت كلان از داشتن يك نگاه آمايشي ـ صنعتي براي رفع خلأهاي اجرايي عاري است. در حالي يك ميليون و پانصد هزار خودرو در كشور ساخته و به فروش ميرسد كه نه جايي براي پارك آنها ساخته شده، نه كيلومتري بر معابر افزوده شده و نه فكري به حال مصرف سوخت آنها صورت پذيرفته است.
فقدان چنين نگاهي است كه ما را به اين نتيجه ميرساند كه شبهجزيرههاي مديريتي و تصميمگيري بر مبناي سود و زيانهاي صنفي و فردي و نديدن ابعاد ملي و ميهني پروژهها و تصميمها ميتواند پيامدهاي ناروايي به بار آورد كه درباره يارانههاي انرژي، گاز و بنزين بهطور مشخص آورده است و درست به همين دليل است كه گفته شد در كشور ما انرژي ارزان نيست، مديريت گران است، مديريتي كه همه تصميمها را ميگيرد ولي مسئوليتها را نميپذيرد.
در كشور ما انرژي ارزان نيست، مديريت گران است. اگر امروزه مسئله يارانهها و قيمت پايين انرژي و شدت مصرف آن تبديل به دغدغه متوليان و مسئولين شده است، بيش و پيش از مردم، خود مسئولين و مديران مقصرند. سيدجواد سيدپور
مثلا در مورد مصرف گاز مدتي است كه مدام تكرار ميشود كه ميزان مصرف گاز در ايران بيش از قاره اروپا يا مثلا دو برابر چين است.
صرفنظر از آنكه اين آمارها اساسا درست است يا نه، يك تغافل يا تجاهل مديريتي در ارائه اين آمارها قابل رويت است، بدان معني كه كسي پاسخ نميدهد اگر مصرف گاز بدين شكل ايراد داشته، چرا در طول حدود سه دهه منابع عظيم ملي صرف لولهكشي شهرها و روستاهاي اين كشور شد، بهطوري كه حجم لولهگذاري صورتگرفته در ايران براي انتقال گاز خانگي در دنيا بينظير است و هيچ كشوري را نميتوان يافت كه تا اين اندازه لولهگذاري كرده باشد و اقصينقاط كشور را تحت پوشش قرار داده باشد. (در خیلی از کشورها ، گاز را به نیروگاه های تولید برق می رسانند و با افزایش قابل توجه میزان تولید برق ، مردم نیازهای خود را از طریق انرژی پاک و پرکاربرد برق تامین می کنند.)
گفته ميشود ميزان لولهگذاري شبكه گاز كشور به اندازهاي است كه ميشود يك دور كامل دور كره زمين زد. اكنون بيش از 15 ميليون خانوار ايراني و تقريبا تمامي شهرهاي بزرگ و اكثر روستاهاي با خانوار بالا صاحب و واجد گاز شدهاند. گازي كه تا ديروز وقتي علمكاش براي مردم نصب مي شد به آن افتخار ميكرديم كه از «نعمت گاز» برخوردار شدند ولي امروزه با ترديد از شدت مصرف آن گله ميشود.
وقتي براساس يك سياستگذاري كلان مديريتي تصميم گرفته ميشود كه گاز به همه خانوارهاي ايراني در پهنه سرزمين برسد، طبيعي است كه اين وسعت جمعيتي به افزايش ميزان مصرف تبديل ميشود. وقتي در هيچكجاي جهان حتي روسيه كه مقام اول ذخاير گازي را دارد، اينقدر لولهكشي شهري و روستايي و به تبع آن مصرف خانگي وجود ندارد، انتظار داشتني است كه مصرف گازي آن هم بينظير و منحصر به فرد باشد.
در اين شرايط، مردم كه انرژي جايگزين براي رتق و فتق زندگي خود ندارند، مقصر نيستند، اين مديران هستند كه بايد پاسخگوي مصرف انبوه كنوني باشند. ضمن آنكه مصرف بالاي انرژي گاز در شرايطي رخ ميدهد كه مردم نه انرژي جايگزين دارند و نه امكان تغيير سبد انرژي و تبديل آن به مواردي همچون برق را دارند، نمونهاي كه لااقل در مهندسي ايراني در ساخت و سازها چندان موضوعيت ندارد و به آن پرداخته نميشود.
خوب است كسي محاسبه كند كه اگر قرار بود در طول سه دهه گذشته يا در طول سالهاي نزديكتر، به جاي گاز از انرژي ديگري در محيط خانواده استفاده ميشد، چقدر براي كشور هزينه داشت و پيامدهاي زيستمحيطي، اقتصادي، بهداشتي و امنيتي آن براي كشور چه بود؟ چرا كه لااقل بخشي از اين عوامل در تعيين گاز به عنوان انرژي اصلي گرمايشي و پخت و پز خانوار ايراني دخيل بوده است. ضمن آنكه مزيت دارا بودن ذخاير عظيم گازي نيز مزيد بر علت بوده و سياستگذاران را به اين تصميم ترغيب كرده است.
با اين حال تمام گاز مصرفي كشور مربوط به خانهها نيست بلكه بخش ديگري از آن در نيروگاهها مصرف ميشود كه بايد آن را نيز سنجيد. آنجا قطعا نياز به بهينهسازي دارد چرا که راندمان 38 درصدي نيروگاه گازي يعني 62 درصد اتلاف انرژي كه وظيفه دولتها و مديران درباره اصلاح ساختار اين دسته از نيروگاهها ضروري و قطعي است. درباره مصرف بنزين هم ميتوان اين اشتباه يا تصميم مديريتي را شاهد بود. تا به حال فكر كردهايم اگر به جاي 6 ميليون ماشين با استانداردهای کنونی ، همین تعداد خودرو با کیفیت مطلوب روز در کشور بود تا چه اندازه میزان مصرف بنزین و آلودگی هوا پایین بود؟
همين چند روز پيش بود كه اعلام شد در 9 ماهه سال جاري در كشور بيش از يك ميليون و صد هزار ماشين توليد شده و احتمالا تا پايان سال به يك ميليون و پانصد هزار خودرو ميرسد. اين مقدار خودرو براي حركت به بنزين نياز دارند و نميشود در باكشان آب يا هوا ريخت ولي آيا به همين ميزان به ظرفيت توليد بنزين در كشور افزوده شده يا نه؟
اين سوالي است كه پاسخ به آن ما را به آنجا ميرساند كه مديريت كلان از داشتن يك نگاه آمايشي ـ صنعتي براي رفع خلأهاي اجرايي عاري است. در حالي يك ميليون و پانصد هزار خودرو در كشور ساخته و به فروش ميرسد كه نه جايي براي پارك آنها ساخته شده، نه كيلومتري بر معابر افزوده شده و نه فكري به حال مصرف سوخت آنها صورت پذيرفته است.
فقدان چنين نگاهي است كه ما را به اين نتيجه ميرساند كه شبهجزيرههاي مديريتي و تصميمگيري بر مبناي سود و زيانهاي صنفي و فردي و نديدن ابعاد ملي و ميهني پروژهها و تصميمها ميتواند پيامدهاي ناروايي به بار آورد كه درباره يارانههاي انرژي، گاز و بنزين بهطور مشخص آورده است و درست به همين دليل است كه گفته شد در كشور ما انرژي ارزان نيست، مديريت گران است، مديريتي كه همه تصميمها را ميگيرد ولي مسئوليتها را نميپذيرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
از همین مدیران امروز جلوی انرژی خورشیدی و بادی به بهانه گرانتر بودن انها جلوگیری میکنند و نسلهای آینده ما باید جواب ساده اندیشی ما را در آینده بدهند که روا نیست.
مديريت در همه جا مهم است همچنين است براي مديريت هما كه با ترفندهاي خصوصي سازي هم نتوانسته كاركنان بالاي سي سال خدمتش را باز نشسته كند حالا ميخواهيد چه مديريتي اين مشكلات ومسايل را حل كند؟
مقاله فوق العاده ای بود . کاش مسئولین هم بخوانند
به نظر بنده اگر دولت اجازه واردات خودروهاي كم مصرف خارجي (مثل تويوتا يا بنز ) با تعرفه صفر را بدهد از محل صرفه جويي مصرف بنزين آن ها امكان صادرات نفت بيشتر و واردات بنزين كمتر و در نتيجه كاهش آلودگي هوا و اقزايش ايمني و كاهش تصادفات و افزايش سطح رفاه صاحبان خودرو رخ ميدهد كه در مقابل كاهش تيراژ توليد داخلي و سطح اشتغال اصلا قابل توجه نخواهد بود و مي توان از اين كاهش تيراژ چشم پوشيد.
احسنت
سلام،بالاخره نقش مدیر ومدیریت دراستفاده مناسب از امکانات برای رسیدن به اهداف تعالی کشور را یک نفر گفت .
قیمت تمام شده درقبوض گاز ،برق ودیگر خدمات نیز عمدا ازهمین مقوله است.
خداوند صداقت همه ما را در انجام امور محوله
بیشتر گرداند .
سید بزرگوار دستت درد نکند لطفاً تکمیل کنید: 1- اگر بخواهیم آلترناتیوی از منابع طبیعی را در اختیار مردم یا صنایع قرار دهیم چگونه باید مدیریت شود ؟2- مدیریت توزیع منابع با مدیریت مصرف منابع در بلند مدت را تحلیل نمائید3- تبدیل انرژی گاز به برق چه زمانی رخ داده است ؟جه زیر ساخت فنی را می طللبد چگونه توجیه می شود4- رابطه عرضه و تقاضای خودرو قبل وبعداز انقلاب و سیاست جایگزینی واردات و اشتغالزلیی و عدم خروج ارز برای همین بخش و ارتباط آن را با مدیریت شهری و مدیریت بخشداریها چگونه است ؟اثر خنثی سازی تورم جهانی وصادرات آن از کشورهای در حال توسعه به درحال توسعه در رابطه با اجرای طرحهای عمرانی را در متنتان توصیف کنید ؟ریشه عدم توازن بخشهای مختلف اقتصادی در کشور ایران چه زمانی است؟ همشهری موفق باشید خوشحال شدم
آفرين احسنت.ولي كو گوش شنوا.در مملكت ما تنها ايرادي كه پذيرفته نيست مديريتي هست همه مدير ومدبر به دنيا امدند
حالا همه اینها درست ولی قبول کنیم که سیستم ساخت وساز ما هم مشکل دارد ومقصر است (شیشه دوجداره ، سقف ودیوارهای عایق حرارت ، عایق بندی لوله های شوفاژ و...) در ضمن فرهنگ عمومی هم باید اصلاح شود ( در اروپا وسایل گرمایش فقط در ساعات اولیه شب روشن است ولی در ایران 24 ساعته روشن است و....)
انرژی ارزان نیست . مدیریت گران است
این که همش شد گران است
حرفاتو بايد با طلا حك كنند و سردر سازمان هاي ايراني بطور كلي نصب كنيم چون در ايران هيچ چيزي ارزان نيست ولي مديريت آنقدر گران است كه فقط خدا ميداند و آنهايي كه اين گرانيها را به منزل ميبرند و براي خانم، بچه ها خرج ميكنند و اصلا هم گراني ها را نميفهمند و ميگويند ارزاني است بابا بايد انرژي گران شود و...
بنده به نوبه خود از نویسنده متشکرم اما متاسفانه در کشور ما هیچکس پاسخگوی تصمیم اشتباه خود نیست ایا مسئولانی که چنین تصمیماتی میگیرند اگر قرار باشد از جیب خود هزینه کنند نیز این کارها را انجام میدهند به نظر من دلیل این نابسامانیها از عدم نظارت قوی مجلس است
بنده حاضرم هزینه های تمام شده در تولید انرژی کشور را در صورت بهره وری ومدیریت کا رآمد بپردازم . نه اینکه هزینه سربارحقوق های کلان وریخت وپاش های مدیریتی را بپردازم . اگر در چرخه تولید انرژی یک ریال حق بنده به عنوان پاداش غیر متعارف و حیف ومیل توسط مدیران اتلاف شود راضی نبوده و آنان مدیون بنده هستند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.