ارتباط مستقیم گریههای نوزاد با ضریب هوشی
کودکان از نخستین ثانیههای زندگی نیازمند توجه ویژه مادرشان هستند بنابراین توصیه متخصصان روانشناسی به توجه خاص والدین در سه ماهه اول زندگی است. آنها معتقدند به نیازهای کودک در هر سنی میبایست پاسخ داده شود اما میتوان 20 درصد خواستههای آنان را تا سن 7 سالگی بیپاسخ گذاشت.
نوزادان پس از تولد تفاوتهای فردی زیادی با یکدیگر دارند. بعضی نوزادان آرام هستند و برخی کودکان از همان نخستین روزهای تولد بشدت گریه کرده و کمتر آرام میگیرند.
به گزارش شبکه ایران، این تفاوتهای فردی در همه نوزادان به چشم میخورد اما اینکه والدین چه واکنشی در برابر گریههای مکرر نوزادانشان دارند نکتهای است که نظر عده زیادی از پژوهشگران را به خود معطوف داشته است.
برخی والدین بر این باورند برای آرام شدن کودک نباید به گریههای او زیاد اهمیت داد و باید آنقدر به گریههای او بیتوجه بود تا خود آرام شود. اما تحقیقات پژوهشگران نظری برخلاف این تصور و دیدگاه را ارائه میکند.
وقتی کودک گریه میکند
وقتی کودک گریه میکند و از سوی والدین به خصوص مادرش مورد توجه قرار نمیگیرد مورد هجوم برخی اختلالات هراسی و اضطرابی قرار میگیرد. زیرا کودکان هنگام گریه کردن اگر مورد حمایت والدینشان قرار نگیرند بدن و مغزشان مورد هجوم دائمی هورمونهای استرسی آدرنالین و کورتیزول قرار میگیرد. دانشمندان دریافتهاند وقتی بافتهای مغز انسان به مدت طولانی در معرض این هورمونها قرار میگیرد رشد برخی بافتهای مغزی متوقف میماند زیرا ارتباط بین سلولی اعصاب دچار اختلال میشود. بنابراین احتمال اینکه، مغز این قبیل نوزادان دچار تخریب نورونی شود، زیاد است.
اثرات گریه طولانیمدت بر مغز
پژوهشها نشان دادهاند نوزادانی که در شرایط استرسزا از والدینشان جدا هستند بهطور غیرطبیعی سطح هورمون استرس کورتیزولشان بالا میرود و دیگر هورمونهای رشدی در سطح پائینتری قرار میگیرد. در نتیجه این ناتعادلی هورمونی رشد برخی بافتهای عصبی متوقف شده و سیستم ایمنی بدن کاهش عملکرد پیدا میکند.
بهطور کلی نوزادانی که دورههای گریه کردن طولانیمدت دارند 10 مرتبه بیشتر احتمال دارد که در کودکی به بیشفعالی مبتلا شوند. از طرف دیگر این کودکان در دوران مدرسه عملکرد ضعیفتری دارند و در سالهای بعدی رفتارهای ضداجتماعی بیشتری از خود بروز میدهند و در صورتی که والدین پاسخ مناسبی به گریههای آنان ندهند این مشکلات قوت زیادی میگیرد.
محققان دریافتند وقتی استرس مزمن بیش از اندازه ریشه مغزی نوزاد (قسمتی از مغز که کنترل ناقل شیمیایی آدرنالین را برعهده دارد) را تحریک میکند و یا نواحیای از مغز که با رشد جسمی و عاطفی مغز ارتباط دارد مورد غفلت قرار میگیرد، نوزاد با یک سیستم آدرنالینی فوق فعال بزرگ شده و در نتیجه در سالهای بعدی رفتارهای پرخاشگری، تکانشگری و خشونتبار او زیاد میشود. با این اوصاف وقتی قسمتهایی از مغز نوزاد که با وابستگی عاطفی و روانی ارتباط دارد به واسطه رفتارهای غافلگیرانه برخی والدین مورد غفلت قرار گرفته و تحریک نمیشود در نتیجه این نواحی از مغز او با رشد ناقص روبهرو شده و کودک به لحاظ عاطفی و روانی دچار مشکل میشود. او حتی ممکن است در موقعیتهای بعدی حساسیت و واکنش به تحریکات والدین را از دست بدهد.
اثرات گریه طولانیمدت بر هوش
یکی از منحصر به فردترین عوامل رشد هوشی کودک این است که مادر به علائم رفتاری و نشانههای جسمی و روانی کودک واکنش مناسب نشان دهد. محققان میگویند: اکثر کودکانی که زیاد گریه میکنند و از سوی والدینشان مورد غفلت واقع میشوند مهارتهای اجتماعی و هوشی سالمی ندارند.
بررسیها نشان داده اکثر نوزادانی که در سه ماهه اول زندگیشان گریههای طولانیمدت دارند و مورد غفلت والدین واقع میشوند در سن 5 سالگی بهطور متوسط 9 امتیاز بهره هوشیشان پائینتر از سایر کودکان است. آنها همچنین در رشد حرکتی ظریفشان ضعیفتر عمل کرده و در ماههای نخست زندگی مشکلات زیادی در کنترل عواطفشان دارند. آنها در سن 10 ماهگی در برابر واکنشهای تسلیدهنده والدین مقاومت بیشتری میکنند.
اثرات گریه طولانیمدت بر بدن
بهطور کلی وقتی کودکان از والدینشان جدا نگه داشته میشوند ریتم قلبی و دمای بدن بیثباتی پیدا کرده و خواب در مرحله Rem (خواب در مرحله حرکات سریع چشم) آنها کاهش پیدا میکند این نوع از خواب با رشد مغزی کودک در ارتباط است.
دو مطالعه جداگانه روی نوزادان نشان داد گریههای طولانیمدت باعث افزایش فشار خون در مغز شده، هورمونهای استرس را بالا میبرد و مانع از جریان مناسب خون در مغز میشود و در نتیجه اکسیژن مغز کاهش پیدا میکند. با این اوصاف لازم است مراقبین سریع، پایدار و گسترده به گریه کودک واکنش نشان دهند.
گریهها به پایان میرسد
گریههای نوزادان هرچند با تفاوتهای فردی همراه است اما از نگاه متخصصان اطفال عارضهای به نام کولیک دوران شیرخوارگی این وضعیت را ایجاد میکند.
دکتر حسین دریانینژاد، فوقتخصص عفونی اطفال در اینباره میگوید: «مشکل کولیک دوران شیرخوارگی در سه یا چهارماهه اول بعد از تولد وجود دارد. کودکان در این اختلال هنگام بعدازظهر، غروب و شب بیقراری شدیدی دارند. البته این وضعیت مختص سه ماهه اول است و مستلزم توجه خاص والدین به کودک است. کودکان در این سه ماه ممکن است بر اثر مشکلات گوارشی، کلیوی، جسمی و... دچار گریههای طولانیمدت شوند. والدین نباید نسبت به این گریهها بیتوجه بوده و میبایست هرچه سریعتر به کشف علت اصلی اختلال بپردازند معمولاً این مشکلات با اصلاح تغذیه مادر و تغییر روش شیردهی از بین میروند. کودک اگر بیماری خاصی نداشته باشد معمولاً کولیک شیرخوارگی خود به خود رفع میشود. کودکانی که از شیر مادر استفاده میکنند معمولاً در این زمینه مشکلات کمتری دارند اما کودکانی که شیر خشک مصرف میکنند ممکن است در اثر روش ناصحیح تغذیهدهی دچار مشکلاتی شوند که گریههای طولانیمدت همراه داشته باشد.»
این مدرس دانشگاه همچنین اضافه میکند: «کولیک دوره شیرخوارگی با گریههای شدید کودک متفاوت است. معمولاً اگر کودکی گریههای شدید داشته باشد در سه ماهه اول این عارضه را در او تشخیص نداده و متخصصان آن را کولیک میدانند. بهطور کلی دو نوع ریسه رفتن کبود و صورتی وجود دارد که در آن کودک پس از گریه کردن ناگهان دچار قطع گریه شده و صورتش کبود یا پرخون و صورتی میشود بنابراین بهترین توصیه به والدین این است که کودک را در این شرایط بغل نگرفته تا گریه او تمام شود اما نباید فراموش کرد که کولیک با ریسه رفتن فرق دارد و حتی اگر کودک در سه ماهه اول زندگیاش در اثر گریه کردن دچار حالات ریسه رفتن شد والدین میبایست به او توجه خاص داشته باشند. بنابراین گفته میشود در سه ماهه اول زندگی کودک، ریسه رفتن نادر است چون کمبود آهن و تشنج از عوامل ریسه رفتن بهشمار رفته که معمولاً در سه ماهه اول این دو پدیده در کودک کمتر به چشم میخورد.»
کودکم آرام باش
کودکان از نخستین ثانیههای زندگی نیازمند توجه ویژه مادرشان هستند بنابراین توصیه متخصصان روانشناسی به توجه خاص والدین در سه ماهه اول زندگی است. آنها معتقدند به نیازهای کودک در هر سنی میبایست پاسخ داده شود اما میتوان 20 درصد خواستههای آنان را تا سن 7 سالگی بیپاسخ گذاشت. به عقیده دکتر رضا احمدی، روانشناس خواسته با نیاز متفاوت است و نیازها آنچه هستند که کودک بدون ارضای آنها قادر به ادامه زندگی نخواهد بود در حالی که کودک بدون تأمین خواستههایش نیز میتواند زندگی کند اما در هر صورت بهدلیل ملاحظات روانشناسی به خواستههای کودک هم باید پاسخ مناسب داده شود و تنها 20 درصد از آنها را ناکام گذاشت. دکتر احمدی در اینباره میگوید: «از اینرو این شکل ناکامی با خود گریه و پرخاشگری هم بهدنبال دارد اما این شکل ناکامی مختص سه ماهه اول شیرخوارگی که کودک سراسر وجودش نیاز است، نیست و والدین در این دوران میبایست توجه خاصی به کودک داشته باشند.»
تحقیقات نشان میدهد، خلق والدین در این دوره در گریههای طولانیمدت کودک تأثیرگذار است. مادرانی که افسرده، مضطرب، پرخاشگر یا بیحوصله و خسته هستند، کودکانشان زیاد گریه میکنند.
بنابراین والدین جزو فاکتورهای آرامشبخشی به نوزاد هستند و آنها به عنوان نخستین مراقبین کودک میبایست به نیازهای او توجه کنند تا کودکی آرام داشته باشند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ممنون میشم منابع رو برام بفرستید
تشکر ۱
سلام عزیزم واقعاااااا حالت رو میفهمم چون خودم هم توی این موقعیت گیر کروم و نوازاد دلبندم تا چند وقت موقع خواب تکانهای شدید و گریه های ناگهانی بدی داشت خیلییییی باید از آدمهایی که ادعای بچه داری دارن و در واقع هیچی نمیفهمن دوری کرد ، امیدوارم که هر دو در سلامت کامل به سر ببرید و همه ی این نوع افراد یه تغییری توی زندگیشون بدن.
هر بار ياد سه ماهگي بچه خودم مي افتم گريه م ميگيره، رفته بوديم خونه ي كسي، طبق معمول خيلي از نوزادا كه تو سن اضطراب جدايي هستن با ديدن اونا شروع كرد ب يه هق هق آروم و ميخواست بياد تو بغل من، اما برعكس تمام آدماي ديگه اي كه در اين مواقع رفتار ميكنن بجاي اينكه بسپرنش به من تا آروم بشه و كم كم ب محيط عادت كنه نميذاشتن بياد بغلم مثل وحشي ها از بغل من بردنش هي اين ميگرفتش هي اون ميكشيد بعدم هي ميگفتن اين دل درد داره اين دل درد داره، در صورتي كه من مادر هستم اگر بچه اي كوليك داشته باشه بلخره تو خونه و در مواقع ديگه هم هست حتما اين حالت، نميشه فقط براي اولين بار بعد از چند ماه وقتي مياد تو جمع دل درد بشه اونم ناگهان تا اونا بغلش ميكنن، جالب بود ي نفر كه خودش بچه نداره بدون تجربه هست ،بعد از مدتي وارد خونه شد بدون اينكه از من مادر سوال كنه حتي وقتي شوهرم گفت غريبيش گرفته بچه با لحن تند و صداي زمختش حرف اونا رو مثل طوطي تكرار كرد كه نه كي گفته غريبيش ميكنه دل درد داره!!! انقدر بچه رو به من ندادن و بين خودشون دست به دست كردن كه رنگش مثل گچ ديوار شده بود و صداش بند اومده بود طفلك و من خودمو سرزنش ميكنم كه چرا رودرواسي ميكردم اون لحظه ها و قاطع و محكم برخورد نكردم و بچه رو نگرفتم ازشون، جالبه وقتي هم كه تقريبا فهميدن دليلش غريبيه يكيشون گفت بايد ببريش پيش مشاور!! و من بعدا كه با دكتر روانشناس حرف زدم فهميدم كه چه خطرات و ضررهاي جدي داره گريه طولاني و شديد نوزاد مخصوصا اگر به علت ترس باشه ، و بايد نوزاد اون موقع سپرده بشه به والدين تا فورا آروم بشه و خطري متوجهش نشه... ياد اون موقع ها كه مي افتم تنم ميلرزه از رفتار آدم هايي كه نه علم و سواد كافي دارن نه فرهنگ و شعور كافي كه در اون لحظات به جاي اظهار فضل الكي حداقل به حقوق ديگران احترام بزارن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.