آخرین خبرسپاه: انهدام و رهگیری و یک فروند پهپاد MQ1 در قشم
0بازدید
۰

بيانيه همايش الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت

اين بيانيه با اشاره به تلاش هاي انجام گرفته براي ايجاد عدالت در سه دهه پس از انقلاب آورده است : در مقايسه با گذشته، منصفانه بايد گفت كه چهره زشت و نفرت‏انگيز تبعيض و بي عدالت‏هاي گسترده و عميقِ اقتصادي، فرهنگي و سياسي تا حدود زيادي از سيماي جامعه زدوده شده است اما در مقايس? وضع موجود با وضع مطلوبِ مورد نظر اسلام و انقلاب، بايد گفت كه در آغاز راهيم.

دومين همايش الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت بيانيه پاياني 7 ماده اي خود را صادر كرد كه در آن انتظارات همايش از دستگاههاي مسئول، خصوصاً قواي سه گانه در تقنين، اجرا و قضا مطرح وخواسته شده مسئله عدالت را به عنوان 'متن' حركت و جهت‏گيري‏هاي خود سرلوحه قرار دهند.
    
به گزارش گروه فرهنگي ايرنا در اين بيانيه 'ارزش عدالت' در حكم ارزشي جوهري تبيين و گفته شده در عدالت است كه فرد و اجتماع توأمان ديده مي‏شود و يكي قرباني و فداي ديگري نخواهد شد، ارزش عدالت، در فلسفه، وظايف و صورت بندي دولت و حكومت اسلامي متفاوت از ساير نظام‏هاي سياسي است و دولت و حكومت در ليبراليسم، تنها مسئول ايجاد امنيت براي بهره برداريِ حداكثري افراد از آزادي‏هاست كه در عمل اين افراد به طبقه سرمايه دار جامعه تقليل مي‏يابد در حالي كه در تئوري نظام مردم سالاري ديني، عدالت، فلسفه تشكيل حكومت، هدف حكومت و ركن اصلي مشروعيت و كارآمدي حكومت محسوب مي شود.

اين بيانيه با اشاره به تلاش هاي انجام گرفته براي ايجاد عدالت در سه دهه پس از انقلاب آورده است : در مقايسه با گذشته، منصفانه بايد گفت كه چهره زشت و نفرت‏انگيز تبعيض و بي عدالت‏هاي گسترده و عميقِ اقتصادي، فرهنگي و سياسي تا حدود زيادي از سيماي جامعه زدوده شده است اما در مقايس? وضع موجود با وضع مطلوبِ مورد نظر اسلام و انقلاب، بايد گفت كه در آغاز راهيم.

اين بيانيه افزوده است : تلاش ما در برگزاري دومين همايش ملي الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت با محوريت و موضوع عدالت، خود تلاشي در اين جهت است كه اينك در بيانيه پاياني به مهمترين محورهايي كه در ساحت انديشه و اقدام مي‏بايست مورد توجه قرار گيرد، اشاره وتصريح مي نماييم :

1) ناسازگاري و تضاد بين پيشرفت و عدالت در عقلانيت و تجربه زيستِ دنياي سرمايه داري و جهان ماركسيستي، همانند جداييِ دين از علم، عقل، آزدي، سياست و غيره، در حكم مفروضي بنيادين است كه نگاه توأماني به اين دو در عرصه نظر، و تحقق عملي، ناشدني و ناممكن تلقي مي‏گردد.

انقلاب اسلامي كه بارها مفروضات بديهي انگاشته شد? دنياي مدرن را در صحن? عمل و نظر بي‏اعتبار ساخته است، و شكل‏گيري نظام مردم سالاري ديني در قالب جمهوري اسلامي، و ابتناء يك نظام سياسي بر اساس اسلام و نيز تداوم عمليِ توأم با پيشرفت و بالندگيِ آن در بيش از سه دهه چالش و تهديد، يكي از عرصه‏هاي بي اعتباريِ اين مفروضات است، و اينك اين مفروضات در برابر عرصه مهم ديگري در حوزه نظر و عمل به چالش كشيده شده كه آن تحقق توأمان پيشرفت با عدالت و فدا نكردن يكي به خاطر ديگري است.

2)از بنياني‏ترين خلاءها و چالش‏ها در حركت به سوي عدالت، فقدان نظريه يا نظريه‏هاي كلان و بنيادساز به صورت منسجم و تئوريزه شده درباره عدالت است كه وضعيت و موقعيت ما را در حوزه‏هاي گوناگون نظر و عمل تعريف و تنظيم نمايد. اين مسئله درحالي مطرح است كه منابع و ظرفيت‏هاي زيادي در نگاه اسلامي و شيعي براي ساختن چنين نظريه و نظريه هاي كلاني وجود دارد.

3) شكل دادن به نظريه يا نظريه هايي از عدالت كه اجزاء نظريِ منفك و بدون ارتباط منطقي با يكديگر دارند و از همه مهم تر، فارغ از فكر اسلاميِ در كنار هم قرار گرفته يا به تعبير رساتر، مونتاژ شده اند، يكي از چالش‏هاي نظريه‏پردازي در اين باره و در كلِ علوم انسانيِ ماست كه نسبت به آن بايد حساس و مراقب بود.

4)اشتراك لفظي و حتي برخي مواضعِ مشابه در نظريه‏هاي غير اسلامي درباره عدالت نبايد نظريه پرداز، محقق و انديشه ورز اسلامي را دچار اين خطاي بزرگ كند كه مي‏توان با مولفه‏ها و مفاهيم آن نظريه‏ها، نظريه اسلامي درباره عدالت را صورت بنديِ تئوريك ببخشد چرا كه تفاوت‏هاي هستي شناسانه و معرفت شناسانه و حتي روش شناسانه آنها با ديدگاههاي اسلامي به حدي است كه از اساس اين مسئله را منتفي مي‏نمايد.

بنابراين، يكي از ضرورت‏هاي خلق نظريه يا نظريه هاي كلان درباره عدالت، برخورداري از 'انسجام دروني' براساس 'تفكر اسلامي ناب' در 'سطوح فكري و معرفتي' و 'سطح راهبردي و عملياتي' است.

5) بايد دانست كه عدالت برعكس تصوير رايجي كه از آن ارائه داده مي‏شود، ارزشي محدود به ابعاد اقتصادي نيست و حتي بالاتر اين كه، اقتصاد مهم ترين عرصه تحقق عدالت نيز نيست. لذا در برخورد با مسئله عدالت در ساحت نظر و عمل بايد به 'جامعيت' ارزش عدالت توجه كرد و همه حوزه‏هاي زندگي اجتماعي، در ابعاد سياسي، فرهنگي، آموزشي، حقوقي، قانوني، جغرافيايي و غيره را در نظر گرفت.

در حقيقت، نگاه يك بعدي و يك جانبه در مسئله عدالت و خصوصاً تقليل آن به مسئله اقتصاد، به شكل‏گيري تصويري كاريكاتوري از عدالت در حوزه نظريه و نامتوازن شدن جامعه در حوزه واقعيت منجر مي‏گردد كه خود، ضد عدالت و به نوعي نقض غرض، محسوب مي شود. اتفاقاً در مسئله عدالت به عرصه‏هاي كمتر انديشيده و شايد ناانديشه شد? آن، به طور مثال، حوزه سياست كه خلاء نظري و اثرگذاريِ عمليِ بيشتري دارند بايد توجه مضاعف داشت.

6) مشاركت آحاد جامعه، و اجتماع همه ظرفيت‏ها و استعدادها، موجب استفاده حداكثري از منابع مادي و معنوي كشور، و استفاده حداكثري از منابع نيز نيروي شتاب دهنده به پيشرفت و شكوفايي يك جامعه به شمار مي رود و عدالت با گستراندن امكانات و فرصت‏هاي برابر براي آحاد جامعه، زمينه و بستر حضور فعال تك تك افراد را براي نقش آفريني، تلاش و شكوفايي استعداد و توانمندي‏هاي آنها بوجود مي‏آورد. از سوي ديگر، عدالت حقيقي، عدالت در برخورداري هاست و اين برخورداري‏ها در شرايطي رخ نمون خواهد شد كه كشور در وضعيت پيشرفت مادي و معنوي باشد.

7)دغدغه ما نسبت به عدالت، تنها يك دغدغه نظري و آكادميك نيست بلكه بيشتر، دغدغه‏اي معطوف به ساحت عمل خصوصاً در كاركرد نظام جمهوري اسلامي ايران است. در واقع، عدالت براي جمهوري اسلامي در حكم هست و نيستِ آن به شمار مي‏آيد كه در نهايت بايد در سطح بيروني و زندگي محسوس و ملموسِ مردم تجربه عيني و واقعي پيدا كند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.