سنايي در گفتوگو با تابناك:
دستگاه ديپلماسي فرهنگي موفق به تربيت كادر مناسبي نشده است
در ديپلماسي فرهنگي ايران كه يك ديپلماسي فرهنگي متمركز است، متأسفانه نه آن هماهنگي لازم بين دستگاههاي متولي برقرار است و نه به اندازه ظرفيتهاي موجود بودجهاي به اين امر اختصاص پيدا كرده است و از سوي ديگر، دستگاه ديپلماسي فرهنگي ما موفق به تربيت كادر مناسبي براي انجام و موفقيت در فعاليت فرهنگي در خارج از كشور نشده است.

در جهان امروز، فرهنگ به عنوان يكي از ابزارها و روشهاي ديپلماسي است كه از آن ميتوان به عنوان «ديپلماسي فرهنگي» تعبير كرد.
دكتر سنايي در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» اظهار داشت: ديپلماسي فرهنگي به علت محدوديتهاي كمتري كه دارد، ابزار كارآمد در خدمت سياست خارجي دولتها قرار ميگيرد كه همايشها و سمينارها و نشستهاي فرهنگي، از جمله سياستهاي فرهنگي است كه دولتها با استفاده از آنها ميتوانند به ايفاي نقش در كشورهاي هدف بپردازند.
اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به پتانسيلهاي بالاي فرهنگي در كشور گفت: با وجود اين كه نظام جمهوري اسلامي از سرمايههاي عظيم فرهنگي همچون پيشينه تاريخي بسيار درخشان، انديشههاي امام (ره) و معارف عميق اسلامي و شيعي و شور انقلابي بهره گرفته است، سياستهاي فرهنگي بينالمللي در پيش گرفته، در حد ظرفيتهاي نظام نبوده است.
رئيس گروه دوستي ايران و روسيه در ادامه با اشاره به اين كه در گستره اقدامات فرهنگي در سطح بينالمللي، دولت از دو سيستم متمركز و غيرمتمركز بهره ميگيرد، افزود: در برخي كشورهايي كه مديريت متمركز اعمال ميكنند، هماهنگي، برنامهريزي و تأمين بودجه لازم، مديريت كارآمد و بهكارگيري نيروي انساني مناسب بر عهده دولت است. در حالي که ويژگي عمده مديريتهاي غيرمتمركز، بهكارگيري مجموعه بزرگي از نهادهاي غيردولتي، طيف گستردهاي از مؤسسات فرهنگي و مولدان فرهنگي و استفاده گسترده از فضاهاي موجود در عرصه بينالمللي است و به نظر ميرسد در ديپلماسي فرهنگي ايران كه يك ديپلماسي فرهنگي متمركز است، متأسفانه نه آن هماهنگي لازم بين دستگاههاي متولي برقرار است و نه به اندازه ظرفيتهاي موجود بودجهاي به اين امر اختصاص پيدا كرده است و از سوي ديگر، دستگاه ديپلماسي فرهنگي ما علي رقم تمام تلاشهاي بي وقفه خود موفق به تربيت كادر مناسبي براي انجام و موفقيت در فعاليت فرهنگي در خارج از كشور نشده است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، با بيان اينكه در ميان رايزنان فرهنگي،افراد توانمند و موفقي هستند، افزود: در حوزه فعاليتهاي فرهنگي بينالمللي در كادرسازي توفيق زيادي نداشتيم. علاوه بر اين، از مديريت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فعلي انتظار تحرك بيشتري مي رود. در دوره اوليه شكلگيري سازمان فرهنگ و ارتباطات، انگيزه و شور اشتياق گستردهاي بود و در همان هنگام، تعدادي از نمايندگيها پديد آمد. در دورههاي بعدي، طرحهاي بزرگي عملياتي شد، اما در مديريت كنوني با اينكه انتظار زيادي ميرفت، اما در عمل تحرك چنداني نميبينيم؛ هم در خارج كشور و در داخل كشور. در حالي كه ظرفيت بسيار بالاست و تجربههاي زيادي اندوخته شده است.
يكي از ويژگيهاي آن در حال حاضر اين است كه احساس ميشود توجه جدي به نيروهاي گذشته و تجربياتي كه اندوخته شده است، نميشود.
رايزن سابق فرهنگي ايران در روسيه در پاسخ به اين پرسش كه كشورهايي كه در ديپلماسي فرهنگي خود موفق بودهاند، به كدام رويه تلاش كردند سياستهاي خود را در كشورهاي هدف اجرا كنند، گفت: كشوري مثل هند توانسته است با يك مديريت متمركز بر ديپلماسي فرهنگي خود، اهداف و سياستهاي فرهنگي دولتش را در كشورهاي هدف اجرا كند و از سوي ديگر، كشورهايي چون فرانسه يا آلمان نيز با يك برنامهريزي فرهنگي در قالب مديريت غيرمتمركز، قرنهاست كه در حال اجراي سياستهاي فرهنگي خود هستند، البته بايد توجه داشت كه موفقيت يك سيستم متمركز كه در اختيار دولت است، به تربيت نيروي انساني و متخصص و كارآمد است.
رئيس گروه دوستي ايران و سوريه در ادامه افزود: درواقع، ديپلماسي فرهنگي در مجلس، نه از حيث قانونگذاري و نه از حيث نظارت جايگاه مشخصي ندارد. در حالي كه ديپلماسي فرهنگي بخشي از سياست خارجي است، اما در كميسيون فرهنگي مسائل آن پيگيري ميشود و به دليل نوع نگاهي كه اين كميسيون به روابط فرهنگي دارد، نگاه آن از زاويه سياست خارجي نيست؛ در حالي که در چهارچوب سياستهاي خارجي بايد اين فعاليتها را بررسي كرد. دوم آن كه آنقدر مسائل حاد و روز ضروري در اين كميسيون وجود دارد كه نوبت به بحث ديپلماسي فرهنگي و يا روابط فرهنگي با ديگر كشورها نميرسد.
نماينده مردم نهاوند در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: از دلايل موفق نشدن نظام مديريت متمركز، تعدد مراكز فعال در حوزه ديپلماسي فرهنگي است كه همگي آنها نيز دولتي و ناهماهنگ هستند. پس ما نتوانستهايم يك سيستم مديريت موفق برقرار كنيم. از سوي ديگر هم غيرمتمركز عمل نكردهايم. حتي روابط دانشگاهي ما بيش از حد دولتي است، در حالي كه كرسيهاي زبان فارسي ، بيش از سيصد سال قدمت دارد، ولي در ايران با تأخير دو دهه است كه مطالعات منطقهاي آغاز شده است.
وي در ادامه افزود: به تازگي نيز در دانشگاه تهران، دانشكده مطالعات جهان راهاندازي شده است كه در سطح كارشناسي ارشد در رشتههاي روسيه، آمريكا، انگليس و فرانسهشناسي در حال پذيرش دانشجوست و در آيندهاي نزديك، رشته چينشناسي نيز دانشجو خواهد گرفت. اين دانشكده سه سال پيش، در قالب مؤسسه مطالعاتي آمريكاي شمالي و اروپا راهاندازي و امسال به دانشكده تبديل شده است.
دكتر سنايي در گفتوگو با خبرنگار «تابناك» اظهار داشت: ديپلماسي فرهنگي به علت محدوديتهاي كمتري كه دارد، ابزار كارآمد در خدمت سياست خارجي دولتها قرار ميگيرد كه همايشها و سمينارها و نشستهاي فرهنگي، از جمله سياستهاي فرهنگي است كه دولتها با استفاده از آنها ميتوانند به ايفاي نقش در كشورهاي هدف بپردازند.اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به پتانسيلهاي بالاي فرهنگي در كشور گفت: با وجود اين كه نظام جمهوري اسلامي از سرمايههاي عظيم فرهنگي همچون پيشينه تاريخي بسيار درخشان، انديشههاي امام (ره) و معارف عميق اسلامي و شيعي و شور انقلابي بهره گرفته است، سياستهاي فرهنگي بينالمللي در پيش گرفته، در حد ظرفيتهاي نظام نبوده است.
رئيس گروه دوستي ايران و روسيه در ادامه با اشاره به اين كه در گستره اقدامات فرهنگي در سطح بينالمللي، دولت از دو سيستم متمركز و غيرمتمركز بهره ميگيرد، افزود: در برخي كشورهايي كه مديريت متمركز اعمال ميكنند، هماهنگي، برنامهريزي و تأمين بودجه لازم، مديريت كارآمد و بهكارگيري نيروي انساني مناسب بر عهده دولت است. در حالي که ويژگي عمده مديريتهاي غيرمتمركز، بهكارگيري مجموعه بزرگي از نهادهاي غيردولتي، طيف گستردهاي از مؤسسات فرهنگي و مولدان فرهنگي و استفاده گسترده از فضاهاي موجود در عرصه بينالمللي است و به نظر ميرسد در ديپلماسي فرهنگي ايران كه يك ديپلماسي فرهنگي متمركز است، متأسفانه نه آن هماهنگي لازم بين دستگاههاي متولي برقرار است و نه به اندازه ظرفيتهاي موجود بودجهاي به اين امر اختصاص پيدا كرده است و از سوي ديگر، دستگاه ديپلماسي فرهنگي ما علي رقم تمام تلاشهاي بي وقفه خود موفق به تربيت كادر مناسبي براي انجام و موفقيت در فعاليت فرهنگي در خارج از كشور نشده است.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، با بيان اينكه در ميان رايزنان فرهنگي،افراد توانمند و موفقي هستند، افزود: در حوزه فعاليتهاي فرهنگي بينالمللي در كادرسازي توفيق زيادي نداشتيم. علاوه بر اين، از مديريت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي فعلي انتظار تحرك بيشتري مي رود. در دوره اوليه شكلگيري سازمان فرهنگ و ارتباطات، انگيزه و شور اشتياق گستردهاي بود و در همان هنگام، تعدادي از نمايندگيها پديد آمد. در دورههاي بعدي، طرحهاي بزرگي عملياتي شد، اما در مديريت كنوني با اينكه انتظار زيادي ميرفت، اما در عمل تحرك چنداني نميبينيم؛ هم در خارج كشور و در داخل كشور. در حالي كه ظرفيت بسيار بالاست و تجربههاي زيادي اندوخته شده است.
يكي از ويژگيهاي آن در حال حاضر اين است كه احساس ميشود توجه جدي به نيروهاي گذشته و تجربياتي كه اندوخته شده است، نميشود.
رايزن سابق فرهنگي ايران در روسيه در پاسخ به اين پرسش كه كشورهايي كه در ديپلماسي فرهنگي خود موفق بودهاند، به كدام رويه تلاش كردند سياستهاي خود را در كشورهاي هدف اجرا كنند، گفت: كشوري مثل هند توانسته است با يك مديريت متمركز بر ديپلماسي فرهنگي خود، اهداف و سياستهاي فرهنگي دولتش را در كشورهاي هدف اجرا كند و از سوي ديگر، كشورهايي چون فرانسه يا آلمان نيز با يك برنامهريزي فرهنگي در قالب مديريت غيرمتمركز، قرنهاست كه در حال اجراي سياستهاي فرهنگي خود هستند، البته بايد توجه داشت كه موفقيت يك سيستم متمركز كه در اختيار دولت است، به تربيت نيروي انساني و متخصص و كارآمد است.
رئيس گروه دوستي ايران و سوريه در ادامه افزود: درواقع، ديپلماسي فرهنگي در مجلس، نه از حيث قانونگذاري و نه از حيث نظارت جايگاه مشخصي ندارد. در حالي كه ديپلماسي فرهنگي بخشي از سياست خارجي است، اما در كميسيون فرهنگي مسائل آن پيگيري ميشود و به دليل نوع نگاهي كه اين كميسيون به روابط فرهنگي دارد، نگاه آن از زاويه سياست خارجي نيست؛ در حالي که در چهارچوب سياستهاي خارجي بايد اين فعاليتها را بررسي كرد. دوم آن كه آنقدر مسائل حاد و روز ضروري در اين كميسيون وجود دارد كه نوبت به بحث ديپلماسي فرهنگي و يا روابط فرهنگي با ديگر كشورها نميرسد.
نماينده مردم نهاوند در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: از دلايل موفق نشدن نظام مديريت متمركز، تعدد مراكز فعال در حوزه ديپلماسي فرهنگي است كه همگي آنها نيز دولتي و ناهماهنگ هستند. پس ما نتوانستهايم يك سيستم مديريت موفق برقرار كنيم. از سوي ديگر هم غيرمتمركز عمل نكردهايم. حتي روابط دانشگاهي ما بيش از حد دولتي است، در حالي كه كرسيهاي زبان فارسي ، بيش از سيصد سال قدمت دارد، ولي در ايران با تأخير دو دهه است كه مطالعات منطقهاي آغاز شده است.
وي در ادامه افزود: به تازگي نيز در دانشگاه تهران، دانشكده مطالعات جهان راهاندازي شده است كه در سطح كارشناسي ارشد در رشتههاي روسيه، آمريكا، انگليس و فرانسهشناسي در حال پذيرش دانشجوست و در آيندهاي نزديك، رشته چينشناسي نيز دانشجو خواهد گرفت. اين دانشكده سه سال پيش، در قالب مؤسسه مطالعاتي آمريكاي شمالي و اروپا راهاندازي و امسال به دانشكده تبديل شده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام
نظرات جناب سنايي نظرات خوبي بود ولي ميخواستم از ايشان سئوال داشته باشم كه در زماني كه ايشان معاون آموزشي و پژوهشي بودند و بيشترين مسئوليت آموزشي و كادر سازي بعهده ايشان بود چه خدمتي در اين زمينه انجام دادند علي رغم اينكه ايشان رايزن هم بودند و تمام پيچ و خمهاي كار را هم ميدانستند ايا پايه ريزي كار خاصي را هم انجام دادند و ايده اي مطرح نمودند
شايد اين سهولت اعزام به خارج از كشور كه در اين مجموعه ديده ميشود در هيچ يك از نهادهاي ديگر مشاهده نشود .. ولي بالعكس كارشناسان و كارمنداني كه سالها در اين سازمان مشغول فعاليت و كار كارشناسي مي باشند هنوز روي خارج از كشور را نديده اند و چطور مي شود انتظار داشت كار فرهنگي را به نحو شايسته و بايسته انجام داد .كارشناس يا كارمندي كه مدتها روي يك حوزه خارج از كشور كار مي كنند و به جايي مي رسد كه زبان آن كشور را هم فرا ميگيرد متاسفانه يك شبه فردي از جايي معرفي مي گردد و بدون هيچگونه تجربه و شناختي نسبت به آن حوزه و يا ندانستن زبان سريعا و در كمترين زمان اعزام مي شود ... به نظر شما چطور مي توان با اين ارتباطهاي فاميلي و دوستي بتوان كار فرهنگي انجام داد البته خود آقاي سنايي كه خود در اين سازمان بوده بيشتر خبر دارد.. اميدواريم با مديريت جديد اين سازمان كه خود خارج ديده هستند مقداري از لطماتي كه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در دوره مديريت قبلي را خورده است بتواند جبران كند..والسلام
ضمن تشكر از آقاي سنايي كه با اعلام نظر دقيق خود باب صحبت در اين زمينه را باز كردند. بايد عرض كنم كه 3 مشخصه اصلي در مديريت جديد وجود دارد.
1- با شعار استفاده از نيروهاي سازماني وارد شدند ولي در عمل متخصص ترين و با سابقه ترين نيرو ها را كنار گذارده اند.
2- چون مرغ همسايه غاز است به نيروهاي درون سازماني و خدمات و تجارب آنها اعتماد نداشته و همواره نيروها و خدمات و تجربيات دوستان امور خارجه اساس كار و مورد اعتماد قرار گرفته اند.
3- سياست هاي برخورد با نيروهاي سازماني با سياست هاي دورره قبل سازمان تغيير نيافته است و تنها زبان اجرا و برخورد با آنان به زبان ديپلماسي تغيير يافته است.
متاا سفانه سازمان فرهنگ و ارتباطات ازمشکلات فراوانی رنج میبرد که اهم ان عبارتند از:
1.فقدان برنامه ریزی یا بی توجهی به برنامه های تدوین شده
2.کنار گذاردن بخش اساسی از نیروهای با تجربه بدون دلیل
3.بکار گیری نیروهای فاقد تجربه کافی فرهنگی
4.عدم توجه به مطالعات کاربردی ومیدانی وبهرهبرداری در جریان برنامه ریزی واجرا
و...واساسیتر آنکه نظارت جدی بر تصمیم گیریها از سوی شورای عالی سازمان ومجلسوسایر نهادهای مسئول وجود ندارد
4.
باسلام
با تشکر از جناب آقای سنایی که مدتی در صف وستاد این مجموعه مسئولیت داشته اند و نظرات دقیق وکارشناسی ارائه نمودند،ولی بایستی فکری برای افرادی که از بیرون وارد این عرصه شده کرد ؛که متاسفانه نه تنها نمی توان از این قشر کادر مناسب فرهنگی تربیت کرد ؛بلکه متعاقبا نیروهای سازمان بایستی رفته و ضعفهای کاری آنها را جبران نمایند .البته امیدواریم در مدیریت جدید برای این مهم چاره اندیشی و راهکار مناسبی برای تربیت کادر مناسب فرهنگی از درون نیروهای فرهیخته سازمان برای آینده نظام دیده شود.
آقاي سنايي من هم به عنوان يكي از كارشناسان قديمي در مورد تعدد مراكز فعال در حوزه ديپلماسي فرهنگي با شما موافقم . اما انتظار دارم حالا كه آقاي سنايي ما نماينده ملت شده كمي با انصاف تر سخن بگويند. اينكه همه مشكلات گذشته را به گردن مديران فعلي سازمان فرهنگ و ارتباطات بيندازيم مشكلات ما را حل مي كند. مگر آنها كه مشكلات دوران حاج آقاي تسخيري را گردن محمدي عراقي انداختند ره به جايي بردند. جناب آقاي سنايي مگر خود جنابعالي محصول كادرسازي مديران دوره گذشته نبوديد. جنابعالي، هم يكي از محصولات كادرسازي اولين دوره مديران سازمان بوديد و هم در مقام معاون پژوهشي و آموزشي سازمان در دوره دوم بايد كادر سازي مي كرديد.
برادر گرانقدرم جناب آقاي سنايي نگران نباشيد نوبت اين خواهد رسيد كه در آينده دست پخت آقاي مهدي مصطفوي رئيس جديد سازمان را هم بچشيم كه شور است يا بي نمك. اما اگر امروز آش پخته شده شور يا بي نمك است. محصول دوران مديراني چون جنابعالي در همين سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي است.
با تشكر از نظرات درست آقاي سنايي -كه البته اكثر مسوؤلان وقتي از مسوؤليت كنار ميروند تازه از دستگاهي كه در آن بوده اند انتقاد ميكنند - بايد گفت در سالهاي اخير توجه لازم به وضيت نا مناسب سازمان فرهنگ نشده و نيروهاي خوب آن به جاي استفاده در رايزنيها ، در سازمان " دپو " شده اند و رايزنيها بعضا با يك نيرو اداره مي شوند !!! مگر كار سازمان در خارج نيست ؟؟ پس چرا هيچ تلاشي براي افزايش ظرفيت رايزنيها و افزايش بودجه سازمان نمي شود ؟؟!!
براي اين كارها يك اراده و همت قوي لازم است كه تا كنون مشاهده نشده است !!
براي پيشبرد بيشتر امور رييس سازمان حتما بايد معاون رييس جمهور باشد نه فقط مشاور آن . يعني اين سازمان از مثلا ميراث فرهنگي كمتر است !!
ميگوييم انقلاب ما فرهنگي است ولي هنوز به برد كار فرهنگي اعتقاد عملي نداريم . وگرنه وضعيت غير از اين بود....
بنده نیز قبلا در این سازمان 8 سال در خارج از کشور فعالیت داشتم. نظرات دکتر سنایی کاملا متین میباشد. بنده پیشنهاد میکنم که نام این سازمان به سازمان ارتباطات اسلامی تغییر یابد !!!برادران محترم حرف برای گفتن در این سازمان خیلی زیاد است ، ولی چه فایده!!!!
سلام آقاي سنائي آيا شما ريشه مشكلات فعلي سازمان را بكارگيري نيروهاي ضعيف در دوره تصدي خودتان به عنوان معاون سازمان نمي دانيد.چرا شما تلاش براي آوردن نيروهاي خوب به سازمان نكرديد.چرا كوتاهي هاي خود را به ديگران نسبت مي دهيد.
نظر آقاي سنائي درست است اما ايشان غير از چند ماه قبل سالها معاون سازمان فرهنگ و ارتباطات بوده اند و آنچه بر سر سازمان آمده در دوره مديريت ايشان اتفاق افتاده،اين كه ايشان بجاي بررسي ريشه اي موضوع،مديريت فعلي سازمان كه هنوز عمرش به يك سال نرسيده را متهم مي كنند خيلي بي انصافي است.
با سلام ما كه نفهميديم بالاخره آقاي سنايي به دنبال اصلاح هستند يا انتقاد
کجا درست است که اینجا باشد.
نظر جناب آقای دکتر سنایی نظری دقیق، کارشناسانه و از روی دلسوزی است. مشکل مدیریت فرهنگی، درد کشور ما در بعد از انقلاب است. باعتقاد بنده چه بسیار افراد دلسوزی که با فرهنگ و تمدن خودی آشنا هستند ولی از مهارت های مدیریتی بی بهره هستند. رابطه معکوس آن نیز بنحو ضعیف تری برقرار است. زیرا بسیاری هستند که مدیرند یا در این توهم قرار دارند که میتوانند مدیر لایقی باشند و لی از جهت هویت فرهنگی همچون طبل توخالی می مانند. باعتقاد اینجانب با این پتانسیل عظیم نیروی انسانی با اعتقاد و با انگیزه، بازنگری رشته مدیریت فرهنگی با کمک اساتید رشته های کارآفرینی و مدیریت، علوم سیاسی، اجتماعی و روانشناسی و همچنین صاحب نظران حوزوی یک ضرورت است. این ضرورت با مستند سازی تجربیات رایزنان با سابقه فرهنگی کشورمان ، نقد و مقایسه آنها با آرمان ها و تبدیل آن به درسنامه امکان عملیاتی شدن پیدا می کند چرا که به عمل کار برآید به سخندانی نیست.
دیدن چهره هایی چون دکتر سنایی که هم دانشمند و هم مدیر و سیاستمدار ی موفق و هم دارای نگاه اخلاقی و ارزشی هستند، دلسوزان نظام را به آینده امیدوارتر میسازد. برایشان آرزوی توفیق و سلامتی داریم.
salam
tashakore besyar az namayandehe por talasheman
كجاي دنيا ديده ايدكساني را كه تجربه دارند كنار بگذارند؟
نظرات جناب آقاي سنايي كه از رايزنان موفق و مطلع سابق سازمان بوده اند بسيار درست است
مگر در كشور با اين همه سازمان و بودجه تخصيص داده شده موفق شدهايم كه در خارج از كشور موفق باشيم ، در اداره آموزش پرورش كار تدريس بدرستي انجام نميشود و كار تربيت بطور كامل تعطيل شده است.
از نقد ایشان بسیار سپاسگزارم . نکته ای را باید گفت: تازمانی که دولت ما و یا حکومت ما با زیر ساخت ملوک الطوایفی اداره می شود امکان بوجود آمدن مهندسی دیپلماسی فرهنگی با این زیر ساخت ناشدنی است.
eyy baba deleton khosh ast ki be in karha kar darad kasi be kare farhangi fekr namikonad
سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی که علیرغم داشتن بهترین نیروها ومدیران فرهنگی به آنان بی اعتنائی می شود ،به آنان با تعابیری چون [...]ها یاد می شود ، مدیران انان از اقشار غیر فرهنگی وغیر فرهیخته انتخاب می شوند ، رایزنان با ملاحظات خاص حتی اگر باز نشسته ویا دارای همسر خارجی وحتی اگر تبعه خارج باشد استفاده می شود ویا اساسا اکثر آنان از نیروهای بیرونی که حتی در حد نیروهای داخلی سازمان نیستند استفاده می شود انتظار دارید از این مجموعه با دو قشر خودی وغیر خودی دیپلماسی فرهنگی مطلوب نظام فراهم شود.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.