آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
4بازدید

زوج موسفید دزد جواهرات عروسک‌های شهر

با حمایت شوهرم در کوچه پس کوچه‌های محدوده میدان خراسان، اتابک، میدان شوش و خیابان خاوران پرسه می‌زدیم و با دیدن دختربچه‌هایی که دور از چشم پدر و مادر‌هایشان با همسن و سالان خود بازی می‌کردند و جواهراتی در دستان، گردن و گوش داشتند سراغشان رفته و به آنها پول می‌دادیم تا برای خود خوراکی بخرند...

وطن امروز: زوج موسفید که گرفتار شیشه شده بودند به کمین عروسک‌های شهر نشستند تا به سرقت جواهرات کودکانه بپردازند.

راز این زن و شوهر زمانی فاشد شد که گروهی در تماس با پلیس 110 ادعا کردند آنان دزدان حرفه‌ای هستند و آرامش مردم را به هم زده‌اند.

اواخر خردادماه سال‌جاری بود که ماموران تجسس کلانتری بی‌سیم در جریان فعالیت تبهکارانه زن و مردی به نام‌های «ناهید» و «مهدی» قرار گرفتند.

با دستور دادیار خاک‌فر از شعبه اول دادسرای ناحیه 14 تهران پاتوق این زن و شوهر در اتابک و خیابان 17 شهریور جنوبی تحت‌نظر گرفته شد تا اینکه پلیس برای دستگیری آنان اقدام کرد.

ناهید و مهدی که هر دو 40 ساله‌اند روز 30 خرداد‌ماه سال‌جاری در حالی که در خانه‌شان شیشه می‌کشیدند غافلگیر شده و به دام افتادند و این زمانی صورت گرفت که آنها فرصتی برای پنهان‌ کردن لوازم دزدی بویژه ضبط خودرو و مدارک شناسایی مالباخته‌ها پیدا نکرده و غافلگیر شده بودند.

وقتی زوج تبهکار در اختیار تیمی از پایگاه 6 پلیس آگاهی قرار گرفتند، کارآگاهان به بررسی‌های اطلاعاتی پرداختند و پی بردند مهدی از مجرمان قدیمی در سرقت لوازم داخل خودرو و موتوسیکلت است که انگیزه‌اش تهیه هزینه مواد مخدر بوده و هربار با تحمل زندان و پرداخت جریمه از زندان آزاد شده و باز به دنیای دزدان بازگشته است.

همزمان مشخص شد که ناهید نیز شیشه‌ای است و کارآگاهان در حالی که مطمئن بودند یک زن و شوهر مجرم پیش‌رویشان نشسته‌اند آنان اصرار به بی‌گناهی کرده و از وجود اموال سرقتی در خانه‌شان اظهار بی‌اطلاعی کردند.

مهدی که می‌دید هر لحظه راز بیشتری از سرقت‌هایش فاش می‌شود خیلی زود پذیرفت چندبار به داخل خودرو‌ها و مغازه‌ها دستبرد زده است و ناهید که هنوز اصرار به بی‌گناهی داشت وقتی دختر بچه‌ها و شاهدان سرقت‌های وی در برابرش صف کشیدند، چاره‌ای جز اعتراف ندید.

این زن گفت: «با حمایت شوهرم در کوچه پس کوچه‌های محدوده میدان خراسان، اتابک، میدان شوش و خیابان خاوران پرسه می‌زدیم و با دیدن دختربچه‌هایی که دور از چشم پدر و مادر‌هایشان با همسن و سالان خود بازی می‌کردند و جواهراتی در دستان، گردن و گوش داشتند سراغشان رفته و به آنها پول می‌دادیم تا برای خود خوراکی بخرند، وقتی آنها از دوستانشان دور شده و تنها می‌ماندند با حمله به سمتشان جواهرات را می‌دزدیدم و به همراه شوهرم فرار می‌کردیم».

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.