سرزمينهاي ايراني، امارات متحده امروزي
دكتر ميرسنجري

در حالي كه يك مقام وزارت خارجه امارات در سخناني بسيار توهينآميز با ادعاي مجدد نسبت به مالكيت بر جزاير سهگانه و نيز تشابه اين موضوع با فلسطين، ايرانيان را «اشغالگر» ناميده است و نيز همزمان با تكرار اين ادعاهاي بيپايه اخير دولت امارات متحده عربي عليه تماميت ارضي ايران در خليج فارس، به تازگي شاهد سوءرفتار و بيحرمتي به ايرانيان اين كشور نيز بودهايم كه تكرار اين رفتارهاي بيپروا و گستاخانه، هشياري هرچه بيشتر ايرانيان را نسبت به وقايع پيش روي منطقه اجتنابناپذير مينمايد. اين در حالي است كه همجواري كشور امارات متحده عربي با ايران در آن سوي خليج فارس و مبادلات انبوه تجاري ـ اقتصادي با اين كشور، به ويژه صدور دوباره كالا از دبي، يكي از بسترهاي بسيار بااهميت رشد و پيشرفت اقتصادي اين اميرنشين بوده است.
عملكرد شيخنشين كوچك امارات در مدت كمتر از 37 سال عمر كوتاه آن، نشاندهنده اولويت سياست پانعربيسم بر پايه شونيسم عربي در رابطه با ديگر كشورها بوده است. اين اميرنشين در دوم دسامبر 1971 با اتحاد امارتهاي «شارجه»، «امالقوين»، «فجيره» و «عجمان» شكل گرفت و پس از مدتي، امارت «رأسالخيمه» نيز به اين اتحاد پيوست، ولي تلاشهاي حكام امارات براي پيوستن اميرنشين بحرين ـ كه به تازگي از ايران جدا شده بود ـ به اين اتحاد، پس از مخالفت و تهديد شديد دولت وقت ايران، به نتيجه نرسيد.
دولت امارات از آغاز پيدايش نسبت به جزاير سهگانه كه در 68 سال اشغالگري انگليس مورد ادعاي شيخ شارجه و شيخ رأسالخيمه بود، ادعاي مالكيت را مطرح كرده است، اما آنچه توجه بيش از پيش كارشناسان، دستاندركاران و مسئولان ميهندوست ايراني را ميطلبد، تأكيد بر پيشينه حاكميت ملي ايران بر خليج فارس، جزاير و سواحل آن است كه ميتواند به عنوان دستمايهاي مهم براي اثبات حقانيت حاكميت ايران بر اين جزايري باشد كه هجده كشور عربي آن را «جزاير اماراتي» ناميدهاند.
پيشينه حاكميت ايران بر جزاير خليج فارس
از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومتهاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشههاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگنبشتههاي متعدد، نامهاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمهرسمي كه توسط دولتهاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامههاي رسمي دولتي حكومتهاي گوناگون ايرانزمين و اسناد و كتابهاي تاريخي موجود در كتابخانههاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات ميرساند. از جمله كتابهاي تاريخي ميتوان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي است كه از آن ميان، ميتوان به سندي اشاره كرد كه در آن حاكمان شارجه و رأسالخيمه براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه ميگرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام ميداشتهاند!
ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيرهاي هستند كه با وجود اينكه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيرهاي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتيها به خليج فارس را در كنترل دارند.
در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسيها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب بلوچ ايراني بودهاند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخرهاي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشهاي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است.
استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديهنشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحتالحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبهرو شد و همه دولتهاي ايران در سالهاي اشغال همواره با كوششهاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سهرنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي ميفشردند، تا اينكه در پي يك معامله ننگين كه هيچگاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين از پيكره ميهن جدا شد و همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهمنامهاي با شيخنشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد.
ادعاهاي بيپايه و تجاوزكارانه اعراب
كشورهاي عربي در دهههاي اخير، همواره بر تكرار ادعاهاي بيپايه خود عليه تماميت ارضي ايران پافشاري ميكنند. اين در حالي است كه ملت ايران در تاريخ چند هزار ساله خود و به ويژه در طول جنگ هشت ساله عراق عليه ايران به اثبات رساندهاند كه با رشادت و ازخودگذشتگي جوانان پاك و فداكار و تقديم خون گلگون صد هزار شهيد و رشادتهاي دهها هزار جانباز قطع عضو و شيميايي و ايثار هزاران خانواده داغدار شهيدان جاويدالاثر از وجب به وجب مرزهاي خشكي و آبي ميهن عزيز خود ايران دفاع كردند و اجازه ندادهاند كه هيچيك از اهداف شوم سردار مفلوك قادسيه كه شامل لغو قرارداد 1975 الجزاير، حاكميت كامل بر اروندرود، تجزيه خوزستان و نيز جدا ساختن جزاير سهگانه از ايران بود، به نتيجه برسد و ديگر بار نيز اجازه نخواهند داد كه پارهاي ديگر از ايران همچون بحرين از مام ميهن جدا شود.
در مسئله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:
1ـ در زمان انعقاد تفاهمنامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي دو روز پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت.
2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهمنامه، هنوز تشكيل نشده بود؛ بنابراين، از لحاظ حقوق بينالملل نميتواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند.
3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بينالملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسئوليتي براي كشور سوم ايجاد نميكند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مسئله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است.
4ـ پس از اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سهگانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده، آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اينگونه بود كه اعراب به دنبال راهكاري براي بينالمللي كردن دوباره اين ادعاهاي بيپايه خود بودند تا اينكه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند.
بنا بر قوانين بينالمللي، طرح هر دعواي حقوقي در صورت وجود اختلافات بين دو كشور قابل بررسي خواهد بود؛ بنابراين، اعراب همواره بر وجود اختلافات ميان ايران و امارات دامن ميزنند تا بر مبناي القاي لزوم حل اختلافات ادعايي در مرجع دادگاه بينالمللي لاهه از جنبه حقوقي به ادعاي غيرقانوني خود مشروعيت بخشند كه خوشبختانه دولت جمهوري اسلامي ايران تاكنون با هشياري براي بياثر كردن اين ترفند پانعربيستهاي ضدايراني، وجود اختلافات ميان خود و امارات را همواره رد كرده و اين مسائل را صرفا ادعاهاي واهي و غيرقانوني امارات متحده عربي عليه تماميت ارضي ايران اعلام ميكند و همواره در پاسخ به ادعاهاي واهي اعراب، ضمن تأكيد بر تعلق ابدي اين جزاير به ايران، سخنان تجاوزگرانه دشمنان ايران را محكوم كرده است.
كوتاه سخن اينكه:
1ـ جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك همچون همه جزاير و سواحل كرانههاي شمالي و جنوبي خليج فارس در طول تاريخ كهن ايرانزمين متعلق به ايران بوده و خواهد بود و ايرانيان حقوق ملي تاريخ خود را هيچگاه فراموش نكردهاند و اگر هفده شهر قفقاز، سمرقند و بخارا، مرو و فيروزه، كوه آرارات، هرات و بحرين بر اثر خطاي تاريخي شاهان قاجار و پهلوي از ايران جدا شدند، ملت ايران پيشينه سترگ خود را از ياد نبردهاند.
بنابراين بسيار ضروري است كه در صورت تكرار و پافشاري اعراب نسبت به ادعاي واهي امارات، ايران نيز به افشاگري حقوق تاريخي خود در مالكيت بحرين كه در فرآيند جدايي آن از مام ميهن اشكالات فراوان حقوقي مستتر هست، اقدام كند.
2ـ بدون ترديد، پيششرط ايران براي هرگونه مذاكره رو در رو جهت رفع سوءتفاهم با امارات درباره جزيره ابوموسي، بايد به تعهد و الزام امارات متحده در به كارگيري نام صحيح تاريخي، بينالمللي و رسمي خليج فارس همراه باشد و در غير اين صورت هيچ مذاكرهاي با طرف اماراتي براي ايرانيان قابل قبول نخواهد بود.
3ـ بسيار بجا خواهد بود در برابر اقدام امارات در نامگذاري خيابان مجاور سفارت جمهوري اسلامي ايران در امارات با نام جعلي ابداعي توسط اين كشور، ايران نيز خيابان مجاور سفارت امارات را با نام «خليج فارس» مزين كند.
4ـ روشنگري و بهرهگيري از پتانسيل صدها هزار ايراني مقيم امارات، بحرين، قطر و كويت در قبال منافع ملي ايران در خليج فارس نيز ميتواند به عنوان اهرم فشاري قاطع در برابر تكرار ادعاهاي واهي عليه تماميت ارضي ايران به كار آيد.
عملكرد شيخنشين كوچك امارات در مدت كمتر از 37 سال عمر كوتاه آن، نشاندهنده اولويت سياست پانعربيسم بر پايه شونيسم عربي در رابطه با ديگر كشورها بوده است. اين اميرنشين در دوم دسامبر 1971 با اتحاد امارتهاي «شارجه»، «امالقوين»، «فجيره» و «عجمان» شكل گرفت و پس از مدتي، امارت «رأسالخيمه» نيز به اين اتحاد پيوست، ولي تلاشهاي حكام امارات براي پيوستن اميرنشين بحرين ـ كه به تازگي از ايران جدا شده بود ـ به اين اتحاد، پس از مخالفت و تهديد شديد دولت وقت ايران، به نتيجه نرسيد.
دولت امارات از آغاز پيدايش نسبت به جزاير سهگانه كه در 68 سال اشغالگري انگليس مورد ادعاي شيخ شارجه و شيخ رأسالخيمه بود، ادعاي مالكيت را مطرح كرده است، اما آنچه توجه بيش از پيش كارشناسان، دستاندركاران و مسئولان ميهندوست ايراني را ميطلبد، تأكيد بر پيشينه حاكميت ملي ايران بر خليج فارس، جزاير و سواحل آن است كه ميتواند به عنوان دستمايهاي مهم براي اثبات حقانيت حاكميت ايران بر اين جزايري باشد كه هجده كشور عربي آن را «جزاير اماراتي» ناميدهاند.
پيشينه حاكميت ايران بر جزاير خليج فارس
از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومتهاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشههاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگنبشتههاي متعدد، نامهاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمهرسمي كه توسط دولتهاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامههاي رسمي دولتي حكومتهاي گوناگون ايرانزمين و اسناد و كتابهاي تاريخي موجود در كتابخانههاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات ميرساند. از جمله كتابهاي تاريخي ميتوان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي است كه از آن ميان، ميتوان به سندي اشاره كرد كه در آن حاكمان شارجه و رأسالخيمه براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه ميگرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام ميداشتهاند!
ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيرهاي هستند كه با وجود اينكه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيرهاي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتيها به خليج فارس را در كنترل دارند.
در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسيها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب بلوچ ايراني بودهاند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخرهاي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشهاي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است.
استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديهنشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحتالحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبهرو شد و همه دولتهاي ايران در سالهاي اشغال همواره با كوششهاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سهرنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي ميفشردند، تا اينكه در پي يك معامله ننگين كه هيچگاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين از پيكره ميهن جدا شد و همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهمنامهاي با شيخنشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد.
ادعاهاي بيپايه و تجاوزكارانه اعراب
كشورهاي عربي در دهههاي اخير، همواره بر تكرار ادعاهاي بيپايه خود عليه تماميت ارضي ايران پافشاري ميكنند. اين در حالي است كه ملت ايران در تاريخ چند هزار ساله خود و به ويژه در طول جنگ هشت ساله عراق عليه ايران به اثبات رساندهاند كه با رشادت و ازخودگذشتگي جوانان پاك و فداكار و تقديم خون گلگون صد هزار شهيد و رشادتهاي دهها هزار جانباز قطع عضو و شيميايي و ايثار هزاران خانواده داغدار شهيدان جاويدالاثر از وجب به وجب مرزهاي خشكي و آبي ميهن عزيز خود ايران دفاع كردند و اجازه ندادهاند كه هيچيك از اهداف شوم سردار مفلوك قادسيه كه شامل لغو قرارداد 1975 الجزاير، حاكميت كامل بر اروندرود، تجزيه خوزستان و نيز جدا ساختن جزاير سهگانه از ايران بود، به نتيجه برسد و ديگر بار نيز اجازه نخواهند داد كه پارهاي ديگر از ايران همچون بحرين از مام ميهن جدا شود.
در مسئله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:
1ـ در زمان انعقاد تفاهمنامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي دو روز پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت.
2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهمنامه، هنوز تشكيل نشده بود؛ بنابراين، از لحاظ حقوق بينالملل نميتواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند.
3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بينالملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسئوليتي براي كشور سوم ايجاد نميكند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مسئله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است.
4ـ پس از اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سهگانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده، آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اينگونه بود كه اعراب به دنبال راهكاري براي بينالمللي كردن دوباره اين ادعاهاي بيپايه خود بودند تا اينكه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند.
بنا بر قوانين بينالمللي، طرح هر دعواي حقوقي در صورت وجود اختلافات بين دو كشور قابل بررسي خواهد بود؛ بنابراين، اعراب همواره بر وجود اختلافات ميان ايران و امارات دامن ميزنند تا بر مبناي القاي لزوم حل اختلافات ادعايي در مرجع دادگاه بينالمللي لاهه از جنبه حقوقي به ادعاي غيرقانوني خود مشروعيت بخشند كه خوشبختانه دولت جمهوري اسلامي ايران تاكنون با هشياري براي بياثر كردن اين ترفند پانعربيستهاي ضدايراني، وجود اختلافات ميان خود و امارات را همواره رد كرده و اين مسائل را صرفا ادعاهاي واهي و غيرقانوني امارات متحده عربي عليه تماميت ارضي ايران اعلام ميكند و همواره در پاسخ به ادعاهاي واهي اعراب، ضمن تأكيد بر تعلق ابدي اين جزاير به ايران، سخنان تجاوزگرانه دشمنان ايران را محكوم كرده است.
كوتاه سخن اينكه:
1ـ جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك همچون همه جزاير و سواحل كرانههاي شمالي و جنوبي خليج فارس در طول تاريخ كهن ايرانزمين متعلق به ايران بوده و خواهد بود و ايرانيان حقوق ملي تاريخ خود را هيچگاه فراموش نكردهاند و اگر هفده شهر قفقاز، سمرقند و بخارا، مرو و فيروزه، كوه آرارات، هرات و بحرين بر اثر خطاي تاريخي شاهان قاجار و پهلوي از ايران جدا شدند، ملت ايران پيشينه سترگ خود را از ياد نبردهاند.
بنابراين بسيار ضروري است كه در صورت تكرار و پافشاري اعراب نسبت به ادعاي واهي امارات، ايران نيز به افشاگري حقوق تاريخي خود در مالكيت بحرين كه در فرآيند جدايي آن از مام ميهن اشكالات فراوان حقوقي مستتر هست، اقدام كند.
2ـ بدون ترديد، پيششرط ايران براي هرگونه مذاكره رو در رو جهت رفع سوءتفاهم با امارات درباره جزيره ابوموسي، بايد به تعهد و الزام امارات متحده در به كارگيري نام صحيح تاريخي، بينالمللي و رسمي خليج فارس همراه باشد و در غير اين صورت هيچ مذاكرهاي با طرف اماراتي براي ايرانيان قابل قبول نخواهد بود.
3ـ بسيار بجا خواهد بود در برابر اقدام امارات در نامگذاري خيابان مجاور سفارت جمهوري اسلامي ايران در امارات با نام جعلي ابداعي توسط اين كشور، ايران نيز خيابان مجاور سفارت امارات را با نام «خليج فارس» مزين كند.
4ـ روشنگري و بهرهگيري از پتانسيل صدها هزار ايراني مقيم امارات، بحرين، قطر و كويت در قبال منافع ملي ايران در خليج فارس نيز ميتواند به عنوان اهرم فشاري قاطع در برابر تكرار ادعاهاي واهي عليه تماميت ارضي ايران به كار آيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خواهشمند است بطور پی گیر در این باره بنویسید.
منع سفر ایرانیان به دبی و قطع روابط تجاری ، افشاگري حقوقي در باره جزيره بحرين ، ایجاد شرایط سرمایه گذاری خارجی حتی در منطقی خاص (تحت عنوان مناطق آزاد یا ... ) برای تجارت و تولید و ایجاد مراکز تفرحی با شرایط ویژه برای گردشگران خارجی از عوامل بازدارنده و جایگزینی اقتصاد منطقه خواهد بود .
خلیج فارس تا ابد خلیج فارس خواهد ماند
زنده باد ايران اسلامي
كمترين كاري كه دولت ايران براي ادب نمودن كشور امارات مي تواند انجام دهد ممنوعيت 6 ماهه مسافرت اتباع ايراني به كشور مذكور است و در صورت اصلاح نشدن رفتار اين كشور كه قوانين همسايگي و احترام به اتباع ايراني را رعايت نمي كند مدت ممنوعيت مسافرت ايرانيها را تمديد نمايد . آيا دولت ايران نبايد نسبت به بي حرمتي به اتباع ايراني حساسيت داشته باشد تا اين كشور كه منافع سرشاري از مسافرت ايرانيان بدست مي آورد در رفتار خود تجديد نظر كند و حرمت ايرانيان را محترم بشمارد.يكي از دلايل برخورد جسورارنه با ايرانيان، بي تفاوتي مسئولين به نحوه برخورد با مسافران ايراني در اين قبيل كشورها مي باشد.
به نظر می رسد پیشنهادی نویسنده دراین مورد که هرگاه امارات قضیه جزایر را پیش کشید ما نیز جریان بحرین را که در ارتباط تنگاتنگ با این قضیه است را پیش بکشیم یک اقدام موثری است زیرا انگلستان برای جدا کردن بحرین از ایران به شاه وعده جایگزین شدن نیروهای ایرانی به جای نیروهای انگلیسی در جزایر فوق را داد ولی این توافق پنهان بود و نوشته شده نبود . ما نیز می توانیم ضمن تاکید بر ایرانی بودن جزایر فوق مسئله بازگشت بحرین را مطرح سازیم .
اگر مقامات محترم طرح تغییر نام این جزیره را بدهند این کار باعث به روز شدن تمام اطلاعات موجود در اسناد دنیا خواهد شد. به این شکل نه تنها توجه همگان به مالکیت ایران بر این جزایر جلب می شود بلکه اگر در جایی سدی مقابل این موضوع هست دیده میشود.
نام این جزیره به گفته ی استاد جنیدی "بوم سوزه" به معنای بوم سبز است که به گویش رسمی کشور میتوان آن را سبزبوم یا سبزه بوم هم نامید.
بزرگترین خطر برای منافع ملی و تمامیت ارضی ایران عزیز همانا اعراب هستند. فرقی هم ندارد کدام کشور عربی. سوریه هم به نفع امارات رأی داده. فلسطینیها هم درجنگ از صدام حمایت کردند. بایدبا یک سیاست خارجی فوی و ترجیح دادن منافع ملی به همه چیز در برابراین همسایگان همیشه متعرض به ایران ایستاد.
چو ایران نباشد تن من مباد.اجازه نخواهیم داد هیچ کس با چشم ناپاک خود به این خاک مقدس نظر بیافکند.
ايران-قلبم-جانم-عشقم-پاينده ايران
متاسفانه دولت ایران برخورد قابل توجهی با این زیاده خواهان کستاخ نکرده است و به همین دلیل این شیوخ به خود اجازه کستاخی بیشتر میدهند.
باید طی قانونی به کسانی که نام ایرانی برخود نهاده اند و میلیون ها دلار در بازار های امارات سرمایه گذاری کرده اند. مدت کوتاهی فرصت داد که سرمایه های خود را خارج کنند و الا باید سلب تابعیت ایرانی شوند و تمام مزایای ملیتی ایشان سلب گردد.
به خداي ايران زمين قسم چنانچه اين شيخ نشين و يا حتي ساير كشورهاي عربي قصد دست درازي به خاك مقدس ايران زمين را داشته باشند سراسر آن شيخ نشين را تبديل ميكنيم به همان بياياني كه 30 سال پيش بود و در ضمن بدانيم كه نام درست و فارسي ابوموسي "بوموسا" است.
کافیست دولت خودمان سیاستی اتخاذ کند که کالاارزانتر و راحتتر از امارات در کیش تخلیه و ترخیص شود ، و از طرفی اجازه ورود هیچ کالائی را از امارات به ایران ندهد ، آن وقت باید نشست و قیافه های آنها را دید!!!! ولی افسوس
از ماست كه بر ماست در صورتي كه ايرانيان سرمايه هاي خود را از آنجا بيرون ميبردندودولت نيز مكان ديگري را براي صادرات وواردات در نظر مي گرفت اين تازه به دوران رسيده هانيز بجاي خود برميگشتند
سلام
تنها به نوشتن این جمله اکتفا می نمایم که :
اگر تن به تن سر به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
و نیز این که:
شتر در خواب بیند پنبه دانه
گهی ...
موفق باشید و سربلند به سربلندی کشور عزیز و سرافراز ایران
یاد و خاطره دلاور مردان و جان برکفان خطه جنوب که در مهر ماه 1367 در نبرد با ناوهای جنگی آمریکا به شهادت رسیدند گرامی باد.
گستاخی و ادعای امارات در ضعف سیاست خارجی ایران ریشه دارد و اگرملت و دولت ایران چاره ای نیندیشند بعید نیست که روزی این شیخ نشین با کمک اربابان اجنبی خود دست به اقدامات جدی تری بزند.
شیوخ عرب کاری نکنید که در مورد سرزمینهای فعلی خودتان نیز سند مالکیت ایرانی بیاوریم
شاید در ایام قدیم به دلیل بی کفایتی برخی از شاهان ودرباریان برخی از شهرها ومناطق ایران از ست رفته است اما خواب نصب پرچم شیوخ عرب بر این جزایر خوابی پریشان وغیر قابل تعبیری است
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یکتن مباد
دولت وقت 2کار را باید انجام دهد:
1.براحتی با بستن تنگه هرمز،از ورود و خروج کالا به امارات جلوگیری کند و تمامی سرمایه گذاران ایرانی در امارات را تهدید به ممنوع الورود شدن به ایران کند
2.در صورت ادعای بیشتر،خواستار بازگرداندن بحرین شود
باسلام
چرا يكبار براي هميشه پاسخ ياوه گوئيهاي اعراب بي فرهنگ و بي ريشه داده نميشود از نقطه نظر حقوقي براساس اسناد موجود جزاير مذكور جز لاينفك خاك سرزميني كشورمان است مماشات ما با اعراب تاكي بايد ادامه داشته باشد.بديهيست از نقطه نظر اقتصادي نيز ايرانيان ميتوانند به امير نشينهاي ياوه سراي امارات پاسخ مناسبي بدهند.
- با سرمايه گذاري و ايجاد زيرساختهاي مناسب جهت ايجاد شهركهاي صنعتي ‘ ايجاد امكانات فرهنگي و ورزشي مناسب و برگزاري مسابقات متعدد و ... در مناطق سه گانه به نام جمهوري اسلامي ايران جايي براي ياوه گويي ديگران باقي نخواهد ماند .
جانم فدای میهنم.اگر به اسناد معتبر تاریخی مراجعه شود مشخص می گردد که کل سرزمین امارات مربوط باید ضمیمه ایران شود.
اینها همه از سیاست پیر انگلیس وامریکا آب میخورد که پشت سر امارات حرکت کرده ودر پی بلوا وآشوب در منطقه میباشند .
بهتره براي يك بارم شده به يك كشور عربي بفهمونيم ايران قدرت اول خاورميانه است.
باسلام و تشکر از شما و جناب آقای میر سنجری بخاطر این خبر و مطالب جالب درج شده قطعا این گزارشها تاثیر خوبی در اطلاعات مردم عزیز کشورمان در ایران و خارج از کشور دارد در مورد ادعاهای واهی امارات اولا آنها در قد و اندازه ما نیستند که بخواهند عرضه اندام کنند اگر الان حرفی می زنند به پشتوانه حمایتهای آمریکا و انگلیس است ولی اینقدر دولتمردان امارات بی فکر هستند نمی گویند که همان آمریکا الان نیازمند حمایتهای ایران در عراق و افغانستان است لذا روزی را خواهیم دید که نیازمند حمایت شدید ایران برای امنیتشان در منطقه خواهند بود
ای کاش دولت ایران قانون مالیان بر سرمایه گذاری خارجی ایرانیان یا خروج هر گونه دارایی از ایران را مخصوصا به مقصد امارات اجرا می کرد تا "سیه روی شود هرکه..."
اين ها همگي در طول جنگ تحميلي پشتيبان صدام بوده اند و با تامين منابع مالي و در اختيار گذاشتن بنادر خود خيانت غير قابل بخششي را نسبت به ايران روا داشتند. گذشت ايران و ناديده گرفتن اين خيانت ها آنان را بي پروا نموده است و به اعتقاد اين جانب مجددا اين پرونده بايد ورق بخورد اين مطالبات خود را مطرخ كند.
راه حل ديگر: با تجهيز و توسعه مناطق آزاد كيش و قشم و دادن مقداري آزادي عمل به سرمايه گذاران داخلي و خارجي در بلند مدت سرمايه هاي ايرانيان مستقر در امارات و ساير كشورهاي حوزه خليج فارس به اين سمت سوق داده شود.
بهتره اصلا گفتگویی صورت نگیره ، اگر بحثی به اسم گفتگو پیش بیاد توهم این موضوع که این جزایر عربی هستند برای طرف مداکره پیش خواهد آمد ، ما باید از موضع قدرت در صورت تکرار ادعاهای واهی امارات متحده عربی رو تحت فشار قرار بدیم ! نه اینکه منتظر تحرکات عربها بمونیم .
ازماست که برماست
هیچگاه نخواهیم گذاشت ذره ای از خاک میهنمان که به خون هزاران شهید رنگین است از میهنمان جدا شود .
افرین مقاله خیلی خوبی بود.بالاخره این کشورهای لیلیپوتی باید قدرت ایرانو باور کنند.
ازجناب آقاي دكتر ميرسنجري بسيار سپاسگزارم بخصوص از پشنهادات خوب ايشان
اگه تمام ایرانیهای مقیم امارات سرمایه های خود را از آنجا بیرون بیارند دیگر اماراتی وجود نخواهد داشت که ادعایی بکند
با سلام.حكومت ايران به راحتي مي تواند با ايجاد امكانات و تدوين قوانين خاص واردات كالا از مناطق آزاد ايران را تسهيل تر نمايد و مخصوصا قوانين دست و پا گير مربوطه را تعديل كرده ،و تخفيف هاي خاصي براي كمپانيهاي واردكننده اي فراهم آورد كه در مناطق آزاد ايران فعاليت دارند به شرط اينكه ورود بار به بنادر آزاد ايران از كشورهاي توليد كننده مستقيم صورت گيرد و همچنين فعاليت بانكهاي خارجي را با سرمايه گذاري در ان بانكها و تشويق آنها در اين مناطق آزاد توسعه بخشد.آنوقت مي بينيد در يك پروسه دو ساله چه مقدار انبار و اسكله در ان مناطق ايجاد و هر ايراني وطن پرستي ديگر عطاي امارات را به لقايش مي بخشد.البته اين پروژه هيچ منافاتي با تحريمهاي امروزي ندارد و حتي مي تواند به نحوي اين تحريمها دور بزند. و موجب حضور سرمايه هاي خارجي كوچك ولي ماندگار شود.
خلیج فارس همیشه خلیج فارس خواهد ماند وجزایر آن نیز برای ایران حفظ خواهد شد صدام که با تمامی جهانیان به جنگ ما اومد نتونست یه وجب از خاک مارو بگیره امارات که دربرابر مایه پشه چيزي نيست
با سلام
فکرنمیکنید این حرفها و فکرها کاملا بچه گانه باشد؟ همه این ادعاها و اقدامات کودکانه کاملا در جهت نیتهای پلید حکومت انگلستان است که بنا به گفته خودتان برای الحاق رسمی این جزایر به ایران وساطت کرد واکنون نیز با کوک کردن عناصر خبیث و یا ساده لوحی در هر دو کشور بدنبال ایجاد فتنه در این منطقه است تا خود حداکثر بهره را از این اختلافات جاهلانه ببرد.
علت این فتنه انگیزی هم روشن است مردمان دوسوی خلیج فارس بسیار بهم وابسته اند ؛ایرانیان بخصوص در امارات بشدت درحال پیشروی اقتصادی هستند و گرچه این افراد اکثرا با سیاست بیگانه اند اما صرف مقتدرشدن ایران در میان اعراب زنگ خطر را برای استعمارگرانی که به این منطقه بخصوص امارات چشم امید دارند بخصوص انگلستان بصدا در میاورد.
بد نیست بجای آنهمه حرفهای تکراری که بجز دامن زدن به آتش کینه , دنباله ای ندارد در این باره تحقیق کنید که در چه وهله های زمانی و تحت چه شرایطی این اختلافات بروز میکند ؟
بیایید کید دشمنانمان را به خودشان برگردانیم. اعراب همکیش ما و همسایه ما هستند و جالب اینجاست که بجز گروهی که بعقیده من مأموران دولت فخیمه انگلیس و یا درنهایت خوشبینی امریکا هستند, حتی در دولتها احساس دوستی فراوانی نسبت به ایرانیان وجوددارد چه برسد به ملتها.
وهیهات که ملت ایران اجازه دهد که تاریخ استعمار وشیوه حکومت تفرقه اندازش تکرار شود.
متشکرم
دريغ است ايران که ويران شود ، کُنام پلنگان و شيران شود
پاينده بادايران بزرگ
اين ادعاي اعراب بيشتر به نوعي شوخي وجك شبيه است تا حرف و سخن حقوقي .
به نظر من دولت جمهوري اسلامي ايران بايد با افشاگري حقوقي در باره جزيره بحرين كه شاه خائن آن را از مام ميهن جدا كرد به اقدام متقابل در اين باره دست بزند .
البته عزم جدی برای ساکت کردن این شیخ نشین در کشور وجود ندارد و الا با منع سفر ایرانیان به دبی و قطع روابط تجاری به راحتی میتوانیم این شیخ نشین را تحت فشار قرار دهیم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.