«فیلهای سریلانکایی» و داستان نقل و انتقال پر سر و صدای حیوانات به کشور؛
هدیه رئیسجمهور را پس بفرستید
سخن از دیرکرد در اجرای یک پروژه که به میان میآید، ناخودآگاه به یاد اتوبان تهران ـ شمال میافتیم و وعدههای پیدرپی افتتاح نیروگاه بوشهر، آرامش خاطرمان را مشوش میکند؛ اما جنس این دیرکرد فرق میکند؛ هدیه رئیسجمهور سریلانکا برای فرستادن به ایران حاضر است، ولی ما برای این تحفه سنگین وزن جایی نداریم! پروژه انتقال تأخیر دارد، تاخیری که زیاد هم بد نیست ...

سرویس اجتماعی ـ رئیس اداره اجرایی شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست (باور کنید نام اداره درست نوشته شده) درباره آخرین وضعیت ورود فیلهای سریلانکایی گفت: باغ وحش ارم، هنوز شرایط نگهداری یک جفت فیل سریلانکایی را ندارد و صدور مجوز برای ورود این دو توله فیل به باغ وحش، مشروط به آمادهسازی مکان مناسب برای نگهداری از آنهاست که فعلا هیچ یک از شرایطی که برای نگهداری این گونههای گرمسیری لازم است، آماده نشده است.
رضا فرجی در ادامه به خبرگزاری مهر گفت: این فیلها به دلیل جثه بزرگ خود، نیازمند شرایط و نوع تغذیهای خاص هستند که هماکنون باغ وحش ارم، قادر به فراهم آوردن این شرایط نیست. فیلها گونهای علاقهمند و نیازمند به آب هستند و در روز باید مکانهایی برای آبتنی و آببازی آنها مانند یکسری استخرهای کوچک و بزرگ فراهم باشد که چنین مکانهایی هنوز در ارم ساخته نشده است؛ افزون بر این، این موجودات از گونههای گرمسیری هستند و برای حفاظت از آنها در شرایط برف و باران و هوای سرد زمستانی، ساختمانهایی نیاز است که ساخته نشده است.
به گزارش «تابناک»، این نخستین بار نیست که انتقال یک گونه حیوان به کشور بسیار سخت و حتی ناممکن شده است؛ انتقالی که کاملا قانونی است و حتی با حمایت همه جانبه مسئولین، از سختیهایش کاسته نشده و مقرون به شکست شده؛ البته با این تفاوت که پیشتر میخواستیم نسل یک حیوان را در کشورمان احیا کنیم و این بار جایی نداریم تا هدیه یک رئیسجمهور را جا دهیم!
هنوز از هنگامی که طرح احیای ببر مازندران، در همین باغ وحش پایان یافت، یک سال نگذشته است؛ پروژه پر سر و صدایی که با معاوضه چهار قلاده پلنگ ایرانی با دو قلاده ببر سیبری آغاز شد تا شاید این دو حیوان روزی به طبیعت برده شوند و از زاد و ولد احتمالیشان، ببر مازندران تولید شود! (گویا ببری که در مازندران به دنیا آمده، پسوند مازندران میگیرد و اگر این اتفاق مثلا در تهران رخ بدهد، «ببر تهران» خواهیم داشت!)؛ پروژهای با رنگ و بوی ملی که طرحش در میانکاله مازندران تعریف شده بود و با مرگ ببر نر پس از چند ماه اقامت در باغ وحش تهران پایان یافت؛ مرگی بر اثر یک بیماری به نام «مشمشه» که از طریق گوشت الاغ بیمار سرایت کرده بود و جز ببر بینوا، هشت تا چهارده قلاده شیر (آمار دقیق است!) را نیز با گلوله به کام مرگ فرستاد.
هنوز یک سال نگذشته و با وجود این، قرار است دو توله فیل اهل سیلان، ساکن همان باغ وحشی بشوند که مشمه داشته و احتمالا اکنون پاکِ پاک شده است. تولههای یک و نیم تنی که قرار است ناخوانده به سرزمینمان گسیل شوند و با وجود اینکه هدیه شدهاند، هنوز در دل مسئولان کشورشان ارج و قرب دارند.
به گفته فرجی، «طرف سریلانکایی که قرار است این یک جفت فیل را به ایران بدهند، درباره فراهم بودن شرایط برای این گونه بسیار سختگیر است و تا زمانی که همه امکانات فراهم نشود، این اجازه صدور آنها را نمیدهد»؛ حمایتی که ببرهای نگون بخت سیبریایی از آن بینصیب بودند.
داستان اما فرق بسیاری نکرده است. ببرها به این دلیل ساکن باغ وحش شدند که طرف روسی عجله داشت، چهار قلاده پلنگ زندهگیری شدهاش را هر چه سریعتر به کشورش انتقال دهد و در محدوده در نظر گرفته شده برای احیای نسل پلنگ قفقاز (بله! درست متوجه شدید) رهایشان کند و از این روی، ببرها را در حالی به ایران تحویل داد که مسئولین در باد شعار اجرای یک طرح ملی خوابیده بودند و یادشان رفته بود که محدوده رهاسازی ببرها در میانکاله را آماده کنند؛ جالب اینکه محل نگهداری فیلها نیز قرار بوده اسفند ماه 89 آماده شود.
هر دو پروژه دچار تأخیری در فراهم سازی محل زیست شدند؛ وعدهای از جنس همان وعدههای پس از مرگ ببر نر که میگفتند: «به زودی چهار قلاده ببر دیگر خواهیم آورد و در میانکاله که تا آن وقت فراهم شده، رها خواهیم کرد». *
طرح انتقال فیلهای سریلانکایی تا امروز شکست خورده است و با این پیشرفت فیزیکی در پروژه ساختن قفس مورد نیاز برای این حیوانات، به نظر نمیرسد که به زودی فعل و انفعال خاصی صورت بگیرد، به ویژه که بر خلاف طرح شکست خورده پیشین، عزم خاصی هم برای رفع موانع این انتقال دیده نمیشود، به جز وفای عهد طرف هدیه دهنده؛ شکستی که با تدبیر امروز مسئولان، میتواند هم از این شکست خلاصمان کند و هم راهکاری باشد برای پروژهها اینچنینی در آینده.
به عبارت سادهتر، هنوز دیر نشده است. شاید بهتر باشد که مسئولان سازمان محیط زیست، یک بار برای همیشه این پرونده را بررسی کنند و یا حکم به انتقال فیلها بدهند و یا با کمال ادب، پذیرش هدیه رئیسجمهور سریلانکا را وتو کنند. اگر رأی، انتقال و پذیرش این هدیه سنگین وزن** باشد، لازم است که محل اسکان این موهبت ناخواسته به خوبی فراهم شود و چه بهتر که به جای باغ وحش ارم که در یک سال اخیر نام خوبی نداشته، فیلها را به شهری انتقال دهیم که شرایط آب و هوایی نزدیکتر به وطنشان دارد و شاید بتوانیم به گردشگری شهر میزبان هم سر و سامانی بدهیم. چه اگر قرار است این دو زبان بسته به سرنوشت ببر و شیرهای باغ وحش پر ایراد پایتخت دچار شوند، بهتر است راه دوم را برگزینیم و اصلا بیخیال انتقالشان بشویم که تکرار خطا تبعاتش بزرگتر است. ***
بیایید فارغ از مسایل سیاسی و به دور از احساسات، یک تصمیم اصولی بگیرید که در موارد مشابه آتی هم قابل تکیه باشد. آیا بهتر نیست، با تشکیل کارگروهی متشکل از کارشناسان گوناگون در این باره تصمیمگیری کنید تا همه جوانب امر سنجیده شود و خدای نکرده اشتباهات آتی یک مقام مسئول، منجر به بحثهایی مانند آنچه در مرگ ببر رخ داد، نشود که اصولا نباید گوشت خر را به خورد ببری میدادهاند که گوشت گوساله غذایش است و ... .
چه ایرادی دارد که این دیرکرد را به فال نیک بگیریم و از اینکه دو فیل از سرزمین ببرهای تامیل، به مدت هشت ماه در کمال آسایش در وطنشان پذیرایی شدهاند و سرنوشتشان به ببرهای سیبری دچار نشده، خرسند باشیم؟ به راستی "شاید حکمتی در کار باشد؟!"

* حیف که سرویس وعدههای تابناک دیر راهاندازی شد!
**وزن تولههای اهدایی فیل سریلانکایی یک و نیم تن است. وزن این گونه از فیل در بلوغ به پنج تن میرسد.
*** تصور کنید که از شنیدن خبر مرگ دو رأس «آهوی ایرانی» هدیه شده از جانب رئیس سازمان محیط زیست کشورمان به امیر قطر چه حالی خواهید شد!
رضا فرجی در ادامه به خبرگزاری مهر گفت: این فیلها به دلیل جثه بزرگ خود، نیازمند شرایط و نوع تغذیهای خاص هستند که هماکنون باغ وحش ارم، قادر به فراهم آوردن این شرایط نیست. فیلها گونهای علاقهمند و نیازمند به آب هستند و در روز باید مکانهایی برای آبتنی و آببازی آنها مانند یکسری استخرهای کوچک و بزرگ فراهم باشد که چنین مکانهایی هنوز در ارم ساخته نشده است؛ افزون بر این، این موجودات از گونههای گرمسیری هستند و برای حفاظت از آنها در شرایط برف و باران و هوای سرد زمستانی، ساختمانهایی نیاز است که ساخته نشده است.
به گزارش «تابناک»، این نخستین بار نیست که انتقال یک گونه حیوان به کشور بسیار سخت و حتی ناممکن شده است؛ انتقالی که کاملا قانونی است و حتی با حمایت همه جانبه مسئولین، از سختیهایش کاسته نشده و مقرون به شکست شده؛ البته با این تفاوت که پیشتر میخواستیم نسل یک حیوان را در کشورمان احیا کنیم و این بار جایی نداریم تا هدیه یک رئیسجمهور را جا دهیم!
هنوز از هنگامی که طرح احیای ببر مازندران، در همین باغ وحش پایان یافت، یک سال نگذشته است؛ پروژه پر سر و صدایی که با معاوضه چهار قلاده پلنگ ایرانی با دو قلاده ببر سیبری آغاز شد تا شاید این دو حیوان روزی به طبیعت برده شوند و از زاد و ولد احتمالیشان، ببر مازندران تولید شود! (گویا ببری که در مازندران به دنیا آمده، پسوند مازندران میگیرد و اگر این اتفاق مثلا در تهران رخ بدهد، «ببر تهران» خواهیم داشت!)؛ پروژهای با رنگ و بوی ملی که طرحش در میانکاله مازندران تعریف شده بود و با مرگ ببر نر پس از چند ماه اقامت در باغ وحش تهران پایان یافت؛ مرگی بر اثر یک بیماری به نام «مشمشه» که از طریق گوشت الاغ بیمار سرایت کرده بود و جز ببر بینوا، هشت تا چهارده قلاده شیر (آمار دقیق است!) را نیز با گلوله به کام مرگ فرستاد.
هنوز یک سال نگذشته و با وجود این، قرار است دو توله فیل اهل سیلان، ساکن همان باغ وحشی بشوند که مشمه داشته و احتمالا اکنون پاکِ پاک شده است. تولههای یک و نیم تنی که قرار است ناخوانده به سرزمینمان گسیل شوند و با وجود اینکه هدیه شدهاند، هنوز در دل مسئولان کشورشان ارج و قرب دارند.
به گفته فرجی، «طرف سریلانکایی که قرار است این یک جفت فیل را به ایران بدهند، درباره فراهم بودن شرایط برای این گونه بسیار سختگیر است و تا زمانی که همه امکانات فراهم نشود، این اجازه صدور آنها را نمیدهد»؛ حمایتی که ببرهای نگون بخت سیبریایی از آن بینصیب بودند.
داستان اما فرق بسیاری نکرده است. ببرها به این دلیل ساکن باغ وحش شدند که طرف روسی عجله داشت، چهار قلاده پلنگ زندهگیری شدهاش را هر چه سریعتر به کشورش انتقال دهد و در محدوده در نظر گرفته شده برای احیای نسل پلنگ قفقاز (بله! درست متوجه شدید) رهایشان کند و از این روی، ببرها را در حالی به ایران تحویل داد که مسئولین در باد شعار اجرای یک طرح ملی خوابیده بودند و یادشان رفته بود که محدوده رهاسازی ببرها در میانکاله را آماده کنند؛ جالب اینکه محل نگهداری فیلها نیز قرار بوده اسفند ماه 89 آماده شود.
هر دو پروژه دچار تأخیری در فراهم سازی محل زیست شدند؛ وعدهای از جنس همان وعدههای پس از مرگ ببر نر که میگفتند: «به زودی چهار قلاده ببر دیگر خواهیم آورد و در میانکاله که تا آن وقت فراهم شده، رها خواهیم کرد». *
طرح انتقال فیلهای سریلانکایی تا امروز شکست خورده است و با این پیشرفت فیزیکی در پروژه ساختن قفس مورد نیاز برای این حیوانات، به نظر نمیرسد که به زودی فعل و انفعال خاصی صورت بگیرد، به ویژه که بر خلاف طرح شکست خورده پیشین، عزم خاصی هم برای رفع موانع این انتقال دیده نمیشود، به جز وفای عهد طرف هدیه دهنده؛ شکستی که با تدبیر امروز مسئولان، میتواند هم از این شکست خلاصمان کند و هم راهکاری باشد برای پروژهها اینچنینی در آینده.
به عبارت سادهتر، هنوز دیر نشده است. شاید بهتر باشد که مسئولان سازمان محیط زیست، یک بار برای همیشه این پرونده را بررسی کنند و یا حکم به انتقال فیلها بدهند و یا با کمال ادب، پذیرش هدیه رئیسجمهور سریلانکا را وتو کنند. اگر رأی، انتقال و پذیرش این هدیه سنگین وزن** باشد، لازم است که محل اسکان این موهبت ناخواسته به خوبی فراهم شود و چه بهتر که به جای باغ وحش ارم که در یک سال اخیر نام خوبی نداشته، فیلها را به شهری انتقال دهیم که شرایط آب و هوایی نزدیکتر به وطنشان دارد و شاید بتوانیم به گردشگری شهر میزبان هم سر و سامانی بدهیم. چه اگر قرار است این دو زبان بسته به سرنوشت ببر و شیرهای باغ وحش پر ایراد پایتخت دچار شوند، بهتر است راه دوم را برگزینیم و اصلا بیخیال انتقالشان بشویم که تکرار خطا تبعاتش بزرگتر است. ***
بیایید فارغ از مسایل سیاسی و به دور از احساسات، یک تصمیم اصولی بگیرید که در موارد مشابه آتی هم قابل تکیه باشد. آیا بهتر نیست، با تشکیل کارگروهی متشکل از کارشناسان گوناگون در این باره تصمیمگیری کنید تا همه جوانب امر سنجیده شود و خدای نکرده اشتباهات آتی یک مقام مسئول، منجر به بحثهایی مانند آنچه در مرگ ببر رخ داد، نشود که اصولا نباید گوشت خر را به خورد ببری میدادهاند که گوشت گوساله غذایش است و ... .
چه ایرادی دارد که این دیرکرد را به فال نیک بگیریم و از اینکه دو فیل از سرزمین ببرهای تامیل، به مدت هشت ماه در کمال آسایش در وطنشان پذیرایی شدهاند و سرنوشتشان به ببرهای سیبری دچار نشده، خرسند باشیم؟ به راستی "شاید حکمتی در کار باشد؟!"

* حیف که سرویس وعدههای تابناک دیر راهاندازی شد!
**وزن تولههای اهدایی فیل سریلانکایی یک و نیم تن است. وزن این گونه از فیل در بلوغ به پنج تن میرسد.
*** تصور کنید که از شنیدن خبر مرگ دو رأس «آهوی ایرانی» هدیه شده از جانب رئیس سازمان محیط زیست کشورمان به امیر قطر چه حالی خواهید شد!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چای سریلانکا میداد بهتر بود.فیل میخاستیم چکار
راستی برای اولین بار چند سال پیش من رفتم باغ وحش مشهد ، متاسفانه هیچ کدام از حیوانات شکل واقعی خودشنو نداشتند فقط یه فیل اونجا بود که مقداری کاه ریخته بودند جلوش و مشغول تناول بود متاسفانه بیرحمی مسئولین اون باغ وحش در اونجا کاملا مشهود بود که اون حیونای بیچاره عین زدانیهایی که در سیاه چال افتادند بودند من خیلی ناراحت شدم و واقعا نمیدونم چی بگم ، آیا برای کسب درآمد باید دست به هر کاری زد، عقلا یک درصد اون درآمد رو هم خرج خوراک اون بیچاره ها میکردند به این روز و شکل نمی افتادند ،
همون باغ وحش در حد اسب و قاطر بهتره زیاد شلوغش نکنید که بعد نمیشه جمعش کرد .
من تازه از سریلانکا آمده ام. کشور خوب و روبه توسعه است نیاز به خدمات فنی مهندسی و زیرساختهای خود دارد و ایرانیان را خوب تحویل می گیرند البته فعلا خوب تحویل می گیرند . و پیشنهاد می شود فعالان اقتصادی بررسی و اقدام نمایند
بصورت سهام به مردم واگذار شود تا شايد مشكل چند نفر بيكار حل شود و حتما"هم ببرند جزء ليست مشاغل جديد التاسيس از برنامه ايجاد اشتغال دوميليوني در سال!!!
'گذشته از همه مسایل حاشیه ای چرا همه نگاهها به تهران معطوف شده است .بنده به عنوان یک مطلع میدانم که ایران از استعداد خوبی برای بومی سازی حیوانات برخوردار است مثلا همین فیل مورد اشاره درمناطقی از خوزستان وشمال کشور با اب وهوای مشابه سریلانکا قابل پرورش است
عجب!!! تا ديروز مملكتمان چهار فصل و از همه رنگ بود امروز نيست!!!؟ بعدش براي ايراني ناممكن وجود ندارد بله ما مي توانيم!! پيشنهاد اين است كنسرو شده واردشان كنيم!!!
احتمالا توطعه اسرائيلي است !!!!!
مرگ بر اسرائيل و امريكا!
البته توطئه اش به این غلیظی نیست
باغ غش صحيح است نه باغ وحش چرا كه همه حيوانات زبان بسته در بي حالي بسر ميبرند !!!
شخص متشرعی مدعی بود که 70 سال است که خربزه نخورده .!!!وقتی علت را از ایشان جویا شوند پاسخ داد که در هیچ روایت و حدیثی ندیده و نشنیده که پیامبر اکرم(ص) در طول عمر مبارک خویش خربزه خورده باشند .!!! لذا به تاسی از ایشان این مومن هم خربزه نخورده است . و اما بعد .... چون اقایان در حال تحقیق و تفحص در روایات و احادیث که فرقی هم نمیکند از کدام مذهب اسلامی باشد در خصوص اهدا وحوش سایر بلاد!!! به اجماع نرسیدند لذا تا تعیین تکلیف نهایی اقدامی متصور نیست و مخبرین و خبرپراکنهای مغرض هم که بعضا عدم کفایت برخی مدیران مدعی مدیریت را با اخبار ابکی خود مورد تشکیک مومنین ولی نه ملت ! قرار میدهند منتظر عقوبت باشند.
علاوه بر مكان فكر غذاشونم باشند .
قديمي ها ميگفتند اول چاه را بكن و بعد مناره را بدزد .
اينها اور مناره را دزديده اند( فيل خريدند ) و حالا دنبال چاهش مي گردند
عزیز جون نخریدن . هدیه هست. چرا خبر رو خوب نمی خونی
ازاین همه حرف وحدیث خسته نشدید !!!!
محمدجان فامیلت بوده این آقا؟
لطفا این فیلها را به باغ وحش مشهد بفرستید
اینجا نه مشمشه داریم و نه هیچ بیماری دیگر
امکانات هم مهیاست
البته واضح و مبرهن است گوشت الاغ را در برخی از رستوران های بین راهی سرو می کنند و جناب ببر باید گوشت گوساله تازه میل فرمایند همراه با زیتون پرورده!!
چه ربطی داشت؟
آقا بريد بگرديد دنبال مديري كه در سال 1373 مدير باغ وحش تهران بود آن آقا در آن سال باغ وحش را طوري نگهداري ميكرد كه بعد از آن ديگر بايد خوابش را ببينيم حيوانات سرحال - مكانها مناسب و قيمت بليط بسيار پائين و ارزان
چه لزومی دارد که فیلها حتما در تهران نگهداری شوند . کشور ما اقلیمهای زیادی دارد . فیلها را به جایی ببرند که شرایط اقلیمی طبیعی آنجا با محل زندگی فیلها در سریلانکا برابر باشد . ما از این مناطق در ایران داریم .
مگر همه چیز باید در تهران جمع شود ؟
من هم همين نظر رار دارم شيراز محل مناسبيه يا يزد يا كرمان يا زاهدان
گر از اول به این فکر کرده بودند که ایران فقط طهران نیست الان تهران اینقدر به هم ریخته نبود و شهر های دیگه هم در حد خودش پیشرفت می کردند.
حالا توله هستند نميتونن بيارن واردا كه بزرگ بشن و سنگين وزن با چي ميخوان بيارن
به بخش خصوصی واگذارش کنید مشکل حل میشود.
درسته!! حداقل بهتر میشه!!
مخابرات خصوصی نشده که. تازه خصوصی شدن به این معنیه که انحصار هم از بین بره، ایران خودرو و مخابرات هر دو بازار را انحصاری کردند.
آره مثل مخابرات و بقیه صنایع که مشکلشون حل شد! البته ما آخرش متوجه نشدیم که ایران خودرو خصوصی شد یا نه؟!
من اخیرا بچه هایم را برده بودم باغ وحش پارک ارم و واقعا دلم سوخت به حال حیوانات آنجا.جالب اینجا بود که حیوانات اهلی آنجا در فضای بزرگ و در حال جنب و جوش بودند ولی حیواناتی چون شیر و پلنگ به دلیل کوچکی بیش از حد جا و یا مواد خواب آور! همش در حال چرت زدن بودند و ما خلاصه کلی جلوی بچه ها مون ضایع شدیم که بابا این شیر سلطان جنگل یعنی همین حیوان مفنگی!!!!!!
جالب این جا بود که بازدیدکنندگان زیادی می آمدند ولی خیلی از حیواناتی را که ما بیست سال پیش دیده بودیم آنجا وجود نداشت نظیر فیل و زرافه و غیره و تعجب کردم از این همه پیشرفت!!!
آيا زياد شدن تعداد حيواناتي كه ما به حبس ابد محكوم كردهايم پيشرفت است ؟؟؟
خوش به حالتون جداً آدم حسودیش میشه وقتی میبینه دغدغه شما این جور چیزهای فرحبخش است و دغدغه ما نان شب
اینا از نون شب واجب تره اگه بفهمی. اینا یعنی انسانیت
شما بفرماییید به دنبال نان شب !! اینجا چه می کنید !! فرحبخش نیست !!! تاسف بر انگیزه !! هه
عزیزم اگر اینجور طرحها به درستی و در مکان خودش انجام بگیره نون شب خیلی ها از توش در می اد حیف و صد افسوس که خود ما فرهنگش رو نداریم.
عزیز دل برادر مشکل همه ما +فیل ها + ببر +... یک چیز هست و اون هم سو مدیریت در بعضی از جاها و نبود نیرو های دلسوز و در ضمن نبود هماهنگی بین ارگان هاو نهاد هایمملکت هست .
همین بهتر که دو تا مرغ و خروس نگه دارن این که باغ وحش نیست استبل خانهای قدیم مجهز تر بود ....بابا نفرستید یا از گشنگی میمیرن یا از بیماری اگر هم اینا نشد خودشون ازش خسته شدن میگن مش مشه گرفتن میکشن زبون بسته ها رو !!!
اصطبل صحيح است نه استبل!!
بهتره اون مشتهایی رو که هر بار میخواهیم تو دهن این و اون بزنیم نگهدارم که حداقل بتونم 2 تا فیل رو تو مملکتمون نگه داریم
نگه داشتن اين فيلها مشت محكمي خواهد بود بر دهان استكبار جهاني !!!
خدا این فیل ها رو دوست داشته
راستی مسکن مهر نمی تونه کمکی بکنه ؟
آخه با مشت ميشه فيل نگه داشت؟؟
يا مکن با فيل بانان دوستي
يا بنا کن خانه اي در خورد فيل
سریلانکا اوضاع اقتصادیش اونقدرها هم بد نیست!
بسیار زیبا بود!!!!
مصرع دوم را اشتباه ننوشتی
یا بنا کن خانه ای فیل توش بره
:) درست تره
احسنت. چقدر بجا بود.
حالا چند میلیارد دلار کمکشون کردیم که در قبالش این دو تا توله رو دادن بهمون؟
تا الان یکبار هم باغ وحش نرفتم تا ابد هم نمیرم.اگه بهتر دقت کنیم ما وحشی هستیم نه حیوونا .
عقلشون برسه اصلا نمیفرستن. این باغ وحش ما داریم؟ تمام زمین و در و دیوار سیمان هست من نمیدونم این حیوونهای بدبخت چجوری زنده اند؟
البته که وحشی هستی عزیزم
احداث باغ وحش هم علم میخواد. باغ وحش های قدیمی مانند زندان هستند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.