نماد فراموشی در جنوب شهر؛
خوابگاه کارتنخوابهای به هپروت رفته +فیلم
تا همین چند وقت پیش بود که عابران پیاده، هنگام رفتوآمد از عرض ریلهای راه آهن، به صورت زنده شاهد استعمال انواع و اقسام مخدرها از سوی معتادان کمین کرده در پل عابر پیاده بودند؛ اما هماکنون وضعیت کمی تغییر کرده و کارکرد پل، به خوابگاه این قشر اسیر تغییر کاربری داده است!

سرویس اجتماعی ـ توقع دارید صحنههای بهتری ببینید؛ بالاخره قدم به پایتخت گذاشتهاید و با پیشانی کشور روبهرو هستید، ولی صحنههایی میبینید که شگفتانگیز است: از دعوا و چاقوکشی گرفته تا دست فروشهایی که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در بساطشان یافت میشود و حتی موادفروشان و مصرف کنندگان نشئه یا خماری که چپ و راست میروند و ... .
به گزارش «تابناک»، توسعه نامتوازن، یکی از مشکلات عدیدهای است که گریبان کلانشهر تهران را گرفته و تبدیل به گره ظاهرا کوری شده که به سختی میتوان گشایشی برایش متصور شد؛ کلانشهری که برخی به آن لقب «شهر ـ کشور» را میدهند و نمونه کاملی از جامعه در حال توسعه به شمار میرود که هیچ کدام از زیرساختهایش با افزایش جمعیت متناسب نبوده و اصلاح معضلاتش به سالها زمان نیاز دارد.
با شهری روبهرو هستیم که با افزایش جمعیت گسترش پیدا کرده، اما توسعه نیافته و نشانههای پیشرفت در آن بسیار کمرنگ است. بسیاری از افراد متمرکز در یک پهنه جغرافیایی بزرگ که جمعیت خیلی کشورها به گرد پایش هم نمیرسد و همین نکته، عاملی شده برای از هم گسیختگیهای شدید در برخی حوزههای شهری؛ حوزههایی چون عدالت اجتماعی.
زمینهچینی برای تحقق عدالت در شهر
عدالت مفهومی نسبی است که به راحتی تعریف نمیشود و تنها میتوان شاخصههایی برای آن تعیین کرد؛ مفهومی که اگر در حوزه شهری بررسی شود، بر پیچیدگیهای آن افزوده خواهد شد.
تهران به عنوان یکی از کلانشهرهای دارای مشکلات پیرامونی، همواره نیازمند تمهیداتی برای بهبود وضعیت سکونت و زندگی اجتماعی شهروندان بوده است؛ تمهیداتی که در اگر در قالب برنامهریزیهای شهری مورد توجه قرار گیرند، میتوانند به برخورداری شهروندان از خدمات مناسب شهری و برقراری رفاه شهری مناسب منجر شده و سرانجام، عدالت شهری را تحقق ببخشند.
رویکردی که در کشور ـ شهر پایتخت، بر پایه برنامهریزی در چهارچوب محلات و محلهمحوری مورد توجه قرار گرفت و بنا بر آن، تهران به ۳۷۴ محله تقسیم و برخی اختیارات به مسئولین محلی واگذار شد؛ مدلی شبیه پارلمان، که در راستای بالا بردن سطح کیفیت زندگی شهروندان و عدالتمحوری، شاید ناگزیر از انتخابش بودیم.
رویکردی که البته مورد تأکید مدیران شهری هم قرار گرفت و بدین ترتیب، محلهمحوری به تدریج تبدیل به رویهای شد که بر اساس آن، مدیریت شهر به شهروندان واگذار میشد.
استقبال از این روش، این نظریه را قوت بخشید که برنامهریزی در سطوح پایین، از اثربخشی، کارآمدی و کارایی بیشتری برخوردار است و حتی به کمک آن میتوان به کاهش فاصله میان شمال و جنوب شهر نیز امید داشت.
اینجا بود که بنا، بر انتقال برخی مراکز به جنوب شهر گذاشته شد تا هم بر میزان برخورداری شهروندان جنوب شهر افزوده و هم باب تعامل بین شهروندان شمال و جنوب شهر گشوده شود؛ رویدادی شبیه آنچه در طرح بوستان ولایت رخ داد؛ اتفاقی خوب که متأسفانه گاهی قربانی شدت و ضعف عملکرد مسئولین قرار میگیرد و یا در برخی اوقات، با تضاد آرای مسئولین، بیاثر میماند و با وجود متولیان زیاد، بدون متولی رها میشود؛ ترمینال جنوب (ملقب به ترمینال خزانه) شاید تنها نمونهای از آن باشد.

نماد فراموشی در جنوب شهر
به گزارش «تابناک»، توسعه نامتوازن، یکی از مشکلات عدیدهای است که گریبان کلانشهر تهران را گرفته و تبدیل به گره ظاهرا کوری شده که به سختی میتوان گشایشی برایش متصور شد؛ کلانشهری که برخی به آن لقب «شهر ـ کشور» را میدهند و نمونه کاملی از جامعه در حال توسعه به شمار میرود که هیچ کدام از زیرساختهایش با افزایش جمعیت متناسب نبوده و اصلاح معضلاتش به سالها زمان نیاز دارد.
با شهری روبهرو هستیم که با افزایش جمعیت گسترش پیدا کرده، اما توسعه نیافته و نشانههای پیشرفت در آن بسیار کمرنگ است. بسیاری از افراد متمرکز در یک پهنه جغرافیایی بزرگ که جمعیت خیلی کشورها به گرد پایش هم نمیرسد و همین نکته، عاملی شده برای از هم گسیختگیهای شدید در برخی حوزههای شهری؛ حوزههایی چون عدالت اجتماعی.
زمینهچینی برای تحقق عدالت در شهر
عدالت مفهومی نسبی است که به راحتی تعریف نمیشود و تنها میتوان شاخصههایی برای آن تعیین کرد؛ مفهومی که اگر در حوزه شهری بررسی شود، بر پیچیدگیهای آن افزوده خواهد شد.
تهران به عنوان یکی از کلانشهرهای دارای مشکلات پیرامونی، همواره نیازمند تمهیداتی برای بهبود وضعیت سکونت و زندگی اجتماعی شهروندان بوده است؛ تمهیداتی که در اگر در قالب برنامهریزیهای شهری مورد توجه قرار گیرند، میتوانند به برخورداری شهروندان از خدمات مناسب شهری و برقراری رفاه شهری مناسب منجر شده و سرانجام، عدالت شهری را تحقق ببخشند.
رویکردی که در کشور ـ شهر پایتخت، بر پایه برنامهریزی در چهارچوب محلات و محلهمحوری مورد توجه قرار گرفت و بنا بر آن، تهران به ۳۷۴ محله تقسیم و برخی اختیارات به مسئولین محلی واگذار شد؛ مدلی شبیه پارلمان، که در راستای بالا بردن سطح کیفیت زندگی شهروندان و عدالتمحوری، شاید ناگزیر از انتخابش بودیم.
رویکردی که البته مورد تأکید مدیران شهری هم قرار گرفت و بدین ترتیب، محلهمحوری به تدریج تبدیل به رویهای شد که بر اساس آن، مدیریت شهر به شهروندان واگذار میشد.
استقبال از این روش، این نظریه را قوت بخشید که برنامهریزی در سطوح پایین، از اثربخشی، کارآمدی و کارایی بیشتری برخوردار است و حتی به کمک آن میتوان به کاهش فاصله میان شمال و جنوب شهر نیز امید داشت.
اینجا بود که بنا، بر انتقال برخی مراکز به جنوب شهر گذاشته شد تا هم بر میزان برخورداری شهروندان جنوب شهر افزوده و هم باب تعامل بین شهروندان شمال و جنوب شهر گشوده شود؛ رویدادی شبیه آنچه در طرح بوستان ولایت رخ داد؛ اتفاقی خوب که متأسفانه گاهی قربانی شدت و ضعف عملکرد مسئولین قرار میگیرد و یا در برخی اوقات، با تضاد آرای مسئولین، بیاثر میماند و با وجود متولیان زیاد، بدون متولی رها میشود؛ ترمینال جنوب (ملقب به ترمینال خزانه) شاید تنها نمونهای از آن باشد.

نماد فراموشی در جنوب شهر
ترمینال جنوب (خزانه)، نخستین پایانه مسافری تهران است که در سال۱۳۵۲، در زمینی به مساحت ۱۷ هکتار بنا شد. ساختمان ترمینال شامل چهار طبقه (دو طبقه، همکف و زیرزمین) است. در همکف که ۸۸۰۰ متر مربع مساحت دارد، غرفههای مربوط به تعاونیهای مسافربری، فروشگاهها، دفترهای برخی ارگانها و نیروی انتظامی و ... قرار دارد. طبقه اول، با مساحت ۴۲۰۰ متر مربع، شامل سالن غذاخوری، تریا، سایت کامپیوتر ترمینال و نمازخانه است. طبقه دوم نیز، با مساحت ۶۲۰ متر مربع، قسمتهای اداری را شامل میشود. زیر زمین نیز مساحتی نزدیک ۳۴۰۰ مترمربع دارد. ساختمان ضد بمب و ضد زلزله این ترمینال مدور که به دست مهندسان رژیم اسرائیل ساخته شده است، به گونهای طراحی شده که با توجه به محوطه پر دود و آلوده محوطه ترمینال، هیچ دودی وارد ساختمان نمیشود. / کتاب اول
«ترمینال جنوب»، برای مسافران پر شمار متروی تهران، نمادی است از تراکم انسانی؛ تراکمی شناور که در اثر سیل جمعیت مسافران مترو ـ در ایستگاهی با نام همین ترمینال ـ وارد قطار میشود و حتی نفس کشیدن را هم دشوار میکند، یا برعکس، فراغتی که در اثر پیاده شدن این انبوه افراد در این ایستگاه، نصیب بقیه مسافران میشود؛ فشاری که در ساعات اوج ازدحام، تحملش به میزان بالایی از آمادگی جسمانی مسافران بستگی دارد و صابونش به تن بسیاری از تازه واردان از دیگر شهرها هم خورده است!
اما این مشکل، تنها معضل حاشیهای این نماد جنوب شهر نیست؛ کافی است که پیرامون این ترمینال قدم بزنیم تا با انواع نابسامانیهای گوناگون روبهرو شویم؛ از دستفروشهایی کهگاه کلاه این و آن را بر میدارند، گرفته تا کارتنخوابهایی که با تاریک شدن هوا، به مرور بر شمارشان افزوده میشود. دیوارها و کنجهای سیاه شده از دوده آتش، گواهی است برای اثبات این مدعا.
محوطه نه چندان وسیعی که در جنوب و شمال، با دیوارهای کارخانه روغن نباتی و دادسرای ناحیه بعثت محصور شده و در شرق به یک بوستان میرسد و در غرب به ریل راه آهن سراسری و مترو تهران محدود میشود، اما در همین یک گله جا (البته در مقیاس کشور ـ شهر تهران)، انبوهی از معضلات اجتماعی را در خود جای داده و از مواد فروشان خرده پا گرفته تا انواع بزهکاران را شامل میشود.
سخن از بزرگترین ترمینال مسافرتی است که در بزرگترین شهر کشور واقع شده و دست بر قضا، هم عمر زیادی دارد و هم به دلیل نوع کارکردش، اقتصادی است و هر روز پذیرای مسافرین بسیاری از سراسر کشور است؛ به این معنا که بالقوه، با کانونی برای پیوند مناطق گوناگون شهری و حتی کشوری روبهرو هستیم که چون درآمدزاست، قطع به یقین، متولیان و مسئولان بسیاری را پیرامون خود میبیند، اما نشانهای از ساماندهی در حاشیههایش به چشم نمیخورد.
اما این مشکل، تنها معضل حاشیهای این نماد جنوب شهر نیست؛ کافی است که پیرامون این ترمینال قدم بزنیم تا با انواع نابسامانیهای گوناگون روبهرو شویم؛ از دستفروشهایی کهگاه کلاه این و آن را بر میدارند، گرفته تا کارتنخوابهایی که با تاریک شدن هوا، به مرور بر شمارشان افزوده میشود. دیوارها و کنجهای سیاه شده از دوده آتش، گواهی است برای اثبات این مدعا.
محوطه نه چندان وسیعی که در جنوب و شمال، با دیوارهای کارخانه روغن نباتی و دادسرای ناحیه بعثت محصور شده و در شرق به یک بوستان میرسد و در غرب به ریل راه آهن سراسری و مترو تهران محدود میشود، اما در همین یک گله جا (البته در مقیاس کشور ـ شهر تهران)، انبوهی از معضلات اجتماعی را در خود جای داده و از مواد فروشان خرده پا گرفته تا انواع بزهکاران را شامل میشود.
سخن از بزرگترین ترمینال مسافرتی است که در بزرگترین شهر کشور واقع شده و دست بر قضا، هم عمر زیادی دارد و هم به دلیل نوع کارکردش، اقتصادی است و هر روز پذیرای مسافرین بسیاری از سراسر کشور است؛ به این معنا که بالقوه، با کانونی برای پیوند مناطق گوناگون شهری و حتی کشوری روبهرو هستیم که چون درآمدزاست، قطع به یقین، متولیان و مسئولان بسیاری را پیرامون خود میبیند، اما نشانهای از ساماندهی در حاشیههایش به چشم نمیخورد.
دیدن این فیلم به مسئولین امر توصیه میشود!
لطفا تا بارگذاری کامل فیلم، شکیبا باشید (دانلود)
کافی است که سری به پل عابر پیادهای بزنید که بر عرض مسیر راه آهن سراسری و متروی تهران بنا شده است. پلی فلزی مخصوص عابران پیاده که پلکانش در کنار پایههای پل بتنی روگذر ترمینال جنوب واقع شده است و شاید هیچ زمانی از روز نباشد که نتوانید بزه در حال وقوعی را در دور و اطرافش مشاهده کنید!
البته این فیلم در زمانی از روز تهیه شده که احتمالا ساکنین این پل عابر پیاده (!)، به دنبال لقمهای نان و یا ذرهای مخدر، در محل حضور ندارند، اما با تاریک شدن هوا، مجبور به بازگشت به همین نقطه هستند؛ جایی ندارند جز سقف توری همین پل زجرآور.
گویی که نه شورای محلی هست، نه نیروی انتظامی، نه گرمخانه، نه بهزیستی، نه شهرداری، و نه هیچ نهاد دیگری؛ از نهادهای پیشگیری گرفته تا نهادهای مقابله با معضل!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چراغي كه به منزل رواست به مسجد حرام است
الان مسئولین امر با دیدن این فیلم که همش سقف یه پل عابر پیاده بود چه چیزی رو باید متوجه بشوند ؟
دوستان دقت کردید؟ تابناک خیلی از خبر ها رو که سیاسی هستند نظر بینندگانش رو اصلا درج نمیکنه... و اغلب خبرهای اجتماعی رو مثل همین خبر نظر هارو میزاره و مردم هم باالطبع نظر میدند..... به نظر من نباید اینطور باشه و این یعنی گزینش کردن نظر مردم... اگه نمیتونید کلا نظر نخواهید که اینطور هم عمل کنید..
چند مدتی است وسط اتوبان شهید همت درستروبروی برج میلاد چند کارتن خواب مخوابند وجالب اینکه موشهایی هستند که از ته مانده غذای انان انهم در وسط اتوبان در محوطه با اصطلاحفضای سبز
نم.نه ای از همین محل ها در زیر پل تهران نو در خیابان دماوند وجود دارد. که صحنه ای بسیار تاسف برانگیز را به وجود آورده است
خبر خوش كارتن خوابي به
كارتن خوابها به زودي كارتن هاي گرم كننده بين شما ها توضي خواهد شد
ساختمان ضد بمب و ضد زلزله این ترمینال مدور که به دست مهندسان رژیم اسرائیل ساخته شده است، به گونهای طراحی شده که با توجه به محوطه پر دود و آلوده محوطه ترمینال، هیچ دودی وارد ساختمان نمیشود. (( واقعاٌ هیچ دودی وارد ساختمان نمیشود؟!))
قابل توجه آقایانی که می گویند ما در کشور گرسنه نداریم . خبر ندارند که مهمتر از گرسنگی بی خانمان زیاد داریم
من ساکن منطقه ترمینال جنوب هستم نرسیده به مترو متاسفانه تکلیف محدوده نزدیک به مترو مشخص نیست تعدادی از خانه های مسکونی اونجا خراب شده و علاوه بر پل مذکور این خانه های ویران شده محلی شده برای تجمع هر چه بیشتر این کارتون خوابها متاسفانه نیروی انتظامی هیچ سری به این محله نمیزند این محدوده مربوط به کلانتری 117 میشود اما دریغ از اقدام لازم شبها محله امن برای قاچقچیان و ارذال است و روزها بساط هر چه که بخواهی از فروش مواد بصورت علنی تا پاسور و هر گونه خلاف دیگه از 110 هم که نگو اگه سه بار هم زنگ بزنی ازشون خبری نیست ایکاش مسئولین کمی ، ذره ای به مردم و محله های پائین شهر اهمیت می دادند تا چهره این محله ها اینقدر زشت نباشد کاش کسی بود ...
"مِِِِِِِژدگانی ای خیابان خواب ها" "میرسد ته مانده ی بشقاب ها" "گیر خواهد کرد روزی روزیت" "در گلوی ماله مردم خوار ها" "من به در گفتم ولی کن بشنود" "نکته ها را مو به مو دیوار ها"
احسنت ، همینه
حالا خر بیار و باقالی ببر!!!
آخه ... فکر کردید با پخش این فیلم چه اتفاقی می افته؟؟
فقط میرن همین یه جا رو از اون بدبختا می گیرن و اونا مجبورن دنبال جای دیگه بگردن...
همین...
بنده به لحاظ شرايط کاري ،هفته اي چهار روز در مسير قم-تهران و بالعکس تردد مي کنم. هميشه در کنار پل روگذر راه آهن پياده و سوار مي شوم و تا ايستگاه مترو ترمينال جنوب مي روم.سه موضوع چهره زشتي به مسير پل مذکور تا مترو داده است، اولاً محل اجتماع افراد معتاد و استعمال و توزيع مواد مخدر به صورت علني در انظار عمومي مي باشد ثانياً مغازه داران و دستفروشان تا وسط پياده رو بساط مي کنند و سد معبر مي نمايند و در ضمن صنف اغذيه فروشان و پوشاکفروشان در کنار کسب خود ، يک دکه عطر فروشي نيز زده اند که از دختران جوان با ظاهر و وضع بسيار نامناسب اقدام به جذب مشتري مي نمايند که سيماي بسيار بدي از تهران در اذهان مسافران ايجاد مي کند. بارها به پلیس 110 و 8137 شهرداري زنگ زده ام و حضوراً به انتظامات ترمينال جنوب مراجعه نموده ام ،برخوردها مقطعي بوده است.پيشنهاد مي گردد جهت برخورد با موارد مذکور در مسر کنار پل تا مترو يک کيوسک انتظامي ثابت جهت نظارت دائمي ايجاد گردد.
زیر پل حافظ یه بدبخت نگون روزگار تو یه پتو رو کارتن خوابیده بود که یکی امد با لگد به جونش افتاد گفت گم شو از اینجا چرا خوابیدی و داد و فحش به جونش انداخت من بهش گفتم ادم ابوالبش شاید یه روزی تو هم مثل این شدی به یه حیوان مثل سگ اینطور بی حرمتی میکردی که این بنده خدا را 3000 میلیارد تومان از اموال نظیر اینها را خوردند تا به این روز بی افتند را اینگونه بداخلاقانه رفتار میکنی گفت اقا به ما دستور داده اینها را از سطح شهر جمع اوری کنیم عدالت اجتماعی یعنی عین همین حالا هی تو هر صحبتی دم از عدالت عدالت عدالت انهم با تلفض عربی وارش بزنید که ...
کمیته امداد اولین وظیفه اش جمع اوری این افراداست!!! تا باگزارش به مردم
مسئله را حل کند
واقعا از گزارش تعجب کردم که در ... کارتون خواب داشته با شیم مردم مومن هستند ناراحت می شوند وحاضرند کمک کنند
شما تا حالا کتک خوردن کارتن دیدین تو زمستون روشن اب یخ بریزن دیدی شهرداری تو منتطقه 12تو میدون هرندی این کار میکنه بیا اینجا را ببین که شهرداری خونه را خراب میکنه بعدش میگه پول ندارم صاحب خونه بیچاره کارتن خواب میشه
در اين فيلم غير از نشان دادن سقف چيزه ديگري مشهده نشد مارا گرفتيد
صدا و سیما که میره یه کارتن خواب تو انگلیس پیدا میکنه و ازش گزارش میگیره
کجاست چرا این مشکلات را که کم نیستند به تصویر نمیکشه که مسئولین مجبور بشن رسیدگی کنند
با سلام و خسته نباشید و تشکر از این موضوعی که انتخلب کرده اید ما10/10/90 با قطار عازم تهران شدیم ورودی تهران متاسفانه شاهد صحنه های بسیار بدی بودیم از افراد معتاد اطراف ریل ، خانه های مخروبه و ... موضوع بحث با دوستان شده بود آیا نمی شود مسئولین نظارت بیشتری کنند تا مسافرینی که از شهرهای دیگر یا خارج کشور می آیند با این صحنه ها روبرو نشوند.
مگه توریست هم میاد ایران؟
من تو اين مكان زياد رفت و آمد كردم راجع به اين پل هم كاملا درسته من خودم شب از اون پل رد شدم واقعا رقت آوره
سلام:
میدونید چرا اوضاع ترمینال جنوب اینقدر خرابه؟؟؟؟؟؟؟
زیرا:مسولین از اتوبوس برون شهری و مترو استفاده نمیکنن.
کسی که باهواپیما مسافرت میکنه و با ماشین آخرین مدل طرح دار طی طریق میکنه درد مردم و پیاده رو نمیفهمه
مسولین محترم لطفا مثل بقیه زندگی کنید تا درد مردم را درک کنید
جواب مسولین:باشه بهش میگم.....
با من بودي ؟ باشه بهش ميگم !!!!
جواب مسئولين :
بله ؟.... آهان !
تابناک با این کارت همین یه ذزه جا را ازشون گرفتی مجبورن برن جای دیگه بخوابن
خداراشاکریم که راه اهن توسط نیرو انتظامی وشهرداری بطور نصفی اقدام شدهاست
دولت عدالت محور پاسخ بگويد چند درصد بهبود داشتيم در اين زمينه ؟ شهرداري قرار بود مكان هايي را براي اين فقرا اختصاص دهد تا شب ها در امان باشند. پس چه شد؟ بهزيستي اين همه بودجه و امكانات در صدي به اين فقرا نمي رسد؟؟!!
اینجا ام القراء است . . . ؟
برادر اينجا ها بر عكس تمامي وعده ها فراموش شده است اين همه شهيد هم از اطراف همين هپرروت آباد، هم رزمهاي شهردار باغيرتمون بودند و برادرو خواهر ها و مادر پدرهاي همين شهيدان اونجا هستند يه ذره هم توجهي به اون قسمت شهر نشده بيچاره جنوب شهري ها كه خون دادند و هنوز هم بدهكار شمال شهري ها هستند . تعجب نداره كدوم مسئولي در جنوب شهر زندگي مي كنن كه بفهمند شما قضاوت كنيد ، شوراي ي ها ، وزرا ، نمايندگان؟
چندان کار سختی نیست که چند شبی با لباسی مندرس و چند روزی هم به حمام نروی و میان این انسانهای بواقع آسیب دیده از فقر رفته و چند شبی را با انان کارتن خوابی را تجربه کنی. من آزمایش کردم بمرتب بهتر از نگاه های دختر جوان دم بخت به پدر بیکار است و یا پدری که چند ماه است حقوق نگرفته. بسیار راحت تر از صنعتگر کفش است که واردات از چین کارگاه کفاشی کوچک اش را به تعطیلی کشانده و غم نان و کرایه خانه و تحمل نوجوان و همسر بیمارش را ندارد و به خانه نمیرود. هرچه ارتفاع برج های الهیه بلند تر میشود بر تعداد کارتن خواب ها اضافه میشود . اغسوس که بیمارم و الا برای همنوائی با این نازنین های کارتن خواب هرشب میان انان میرفتم .
به جایی اینکه پایین بریم بهتر اینه که اونا رو بالا بکشیم
ممنون از گزارشتون
ولي با اين گزارش محل زندگي اين بندگان خدا را تا پيدا كردن جاي ديگه نا امن كرديد
چون قرار نيست اين مشكلات حل شود
صحبت از این مسائل ... آب در هاون کوبیدن است!
چشماتو ببند و بی خیال شو! خلاص...
چی میشه گفت؟! فلاکت ... یه چیز عادی شده؛ فاصله و شکاف طبقاتی هم روز به روز بیشتر میشه.
ایکاش از واژه تمسخر آمیز "هپروت" استفاده نمی کردی
خدا تختی را رحمت کنه ولی اگر زنده بود حتما بفکر آدم ها بود نه بفکر عدم تغییر ساختمان ترمینال بغل خونشون
اگر زنده بود حتما می گفت که ترمینال نزدیک.....مطمئنی حتما همینو می گفت؟
آدم ها را ول کرده چسبیده به ساختمان ترمینال
خدابه سر هیچ انسانی نیاره .من خودم تجربه کردم واقعا سخته واقعا .
لینک دانلود هم قرار بدید لطفاً
خدا رحمت کنه تختی رو، اگر زنده بود حتما می گفت که ترمینال نزدیک حونشون هنوز تغییری نکرده؛ فقط یکم کهنه تر شده ...
دلخوش سیری چند چه با کارتون چه با خونه؟
کارتون خواب بشی میگی خوش اون روزا که خونه داشتم!
تابناك جان ما بايد به فكر مديريت جهاني باشيم نه اينكه خود را با اينگونه مسائل خورد و ريز محدود كنيم!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.