آخرین خبرعکس: پنجره‌ای به گذشته؛ شهید لاریجانی در کنار سرلشگر محسن رضایی
3بازدید

ننه علی! از ما پیش شهیدان هیچ نگو

چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن روی یک صندلی چه کار‌ها که نمی‌کنند و چه تهمت‌ها و انگ‌ها که نثار خلق الله نمی‌کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی‌ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده‌اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده‌اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش‌هایی که علی ات به قربان آنها رفته، چه دکان‌هایی علم شده است؟

جعفر محمدی در یادداشتی در عصر ایران نوشت:

سلام مادر! سلام ننه علی! سلام اسطوره مهربانی!

دیروز خبر آمد که بالأخره پیش فرزند شهیدت رفتی؛ نه این که از او دور بوده باشی و حالا به او برسی، نه! تو در تمام سال‌هایی که پسرت آسمانی شده بود، در زمین، کنارش بودی و ماندی و خانه که چه بگویم، کلبه ات را در کنار آرامگاه شهیدت بنا کردی و شب و روزت را در کنار جوان شهیدت به سر کردی تا تجسمی از مهرمادری باشی در روزگاری که مهربانی‌ها به حراج روزمرگی‌ها رفته و رو به افسانه شدن گذاشته‌اند.

نمی دانم در آن شب‌های سرد زمستانی و در آن روزهای داغ بهشت زهرای تهران، با «قربانعلی» ات چه نجواها کرده‌ای و در میانه اشک‌های مادرانه ات با او چه‌ها گفته ای.

این را نیز نمی‌دانم حالا که به وصال فرزند دلبندت رسیده‌ای و بعد از سال‌ها که سنگ قبر او را بغل می‌کردی، اینک خودش را در آغوش گرفته‌ای، به او چه‌ها خواهی گفت و داغ غربت سالیانت را چگونه برایش روایت خواهی کرد ؛ نباید هم بدانم ؛ حرف‌های مادری و فرزندی، رازهایی دوست داشتنی بین خودشان است و بس!

اما ننه علی! تو را به آن سال‌های فراق و به آن قرآن درشت خطی که بارها در کلبه ات ختمش کردی، قسمت می‌دهم هر چه به شهیدت می‌گویی بگو، اما حال و روز ایرانی که علی تو و علی‌های دیگر برایش فدا شدند را برایش باز مگو! بگذار روحشان آزرده نشود.

ننه علی
به پسرت نگو که او و همرزمانش هر چه رشته کرده بودند را عده‌ای دارند به اسم همان شهیدان پنبه می‌کنند! نگذار خبر دار شود که عده‌ای با اسم ارزش‌ها،چنان به جان بیت المال افتاده‌اند و آن را چنان با حرص و ولع می‌بلعند که جهانی انگشت حیرت به دهان گرفته است و تازه کلی هم طلبکار هستند و قیافه هایشان حق بجانب! نگو که چنان دارند جوانان را از اسلام عزیز می‌رانند و بدان بدبین می‌کنند که میسونرهای مسیحی هم نتوانستند چنین کنند؟

چه نیازی هست اوقات قربانعلی را تلخ کنی و به او بگویی که با یاران انقلاب چه‌ها که نکرده‌اند؟! احتیاجی هم نیست درباره تازه به دوران رسیده‌هایی که حتی خدا را هم بنده نیستند به او چیزی بگویی. ناراحتش نکن ننه علی!

نگذار فرزندت بفهمد که هنوز که هنوز است، خیلی‌ها در سرزمینش می‌میرند، فقط به خاطر این که یک مشت اسکناس ندارند. هنوز کودکان معصوم سرزمینش، تا نیمه شب در چهار راه‌ها فال و گل مریم می‌فروشند و در حسرت یک جفت دستکش قرمز رنگند تا نوک انگشتانشان از فرط سرما کرخت نشود. نگذار متوجه بشود که زنان و دختران زیادی تن می‌فروشند و نان می‌خرند؛ به غیرت پسر برومندت بر می‌خورد.

ننه علی
مادر جان! بی خیال این باش که به علی ات بگویی مردمی که برای رفاه شان جنگیده، برای دادن نامه درخواست چندرغاز مساعده، مجبورند کیلومترها پشت ماشین رؤسا بدوند و نفس نفس زنان، نامه را به داخل ماشین شان بیندازند و بعد هم چشم به در بدوزند که جواب نامه شان کی خواهد آمد؟

تو را به خدا نگو جوان‌هایی مانند علی ات که روزگاری شاه بیرون می‌کردند و دماغ صدام بر خاک می‌مالیدند، کرور کرور گرفتار تریاک و هروئین و کراک و شیشه و اکس و کوفت و زهرمار شده‌اند تا روزگارشان بین نئشگی و خماری بگذرد.

مهربان مادر! چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن بر روی یک صندلی چه کار‌ها که نمی‌کنند و چه تهمت‌ها و انگ‌ها که نثار خلق الله نمی‌کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی‌ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده‌اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده‌اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش‌هایی که علی ات به قربان آنها رفته، چه دکان‌هایی علم شده است؟ چه کار داری از آزادی و ... .

اصلاً از آب و هوا برایش بگو ... نه! این را هم نگو! علی و یاران شهیدش حتماً ناراحت می‌شوند اگر بدانند مردمشان با هر دم و بازدمی، کلی سرب و دی اکسید کربن و ذرات معلق و ... تنفس می‌کنند؛نگو که مبادا یاد خاطرات بمباران شیمیایی زمان جنگ بیفتند و خاطر نازنینشان آزرده شود.

ننه علی! مادر اسطوره‌ای سرزمین مادری من! اصلاً از ما و از کارهایمان هیچ به علی نگو! دلش می‌شکند،بگذار روحش آسوده باشد.نگذار حلاوت دیدار مادر با تلخی کارهای ما کم رمق شود... .

آه ...! چه می‌گویم من ننه علی! لابد داری شماتتم می‌کنی که «پسر! مگر یادت رفته که شهیدان زنده‌اند و می‌بییند و می‌شنوند و اصلاً شهید نامیده شده‌اند چون شاهد مایند.» و ادامه می‌دهی: «فکر می‌کنی اگر من هیچ نگویم این‌ها هم هیچ نخواهند دانست؟»

راست می‌گویی ننه علی! بر من ببخش! نگرانم، نگران علی‌های دیگر این ملک و فرزندان شان. می‌ترسم کاسه صبر شهیدان به سر آید و شکایتمان را بی هیچ گذشتی نزد خدا ببرند که «خدایا ببین! ما رفتیم و عزیزترین متاع مان که جانمان است را برای دین و میهن و ناموس این‌ها دادیم و به خون خود غلتیدیم و حال اینان به اسم ما چه‌ها که نمی‌کنند و چه مفسده‌ها که به نام مصلحت مرتکب نمی‌شوند و چه آبرویی که از دین خودت نمی‌برند؟خدایا! به عذابی سخت گرفتارشان کن و تاوان خون سرخمان را از ایشان بگیر که سخت آن را هدر دادند.»

راستی ننه علی! فردای قیامت که علی تو و شهیدان دیگر چشم در چشم ما دوختند و گفتند: «بعد از ما چه کردید؟» چه خواهیم گفت؟ اصلاًچه داریم که بگوییم؟ بگوییم که بعد از شما افتادیم به جان هم؛ هزار گروه شدیم و هزار کیسه دوختیم و هزار بیراهه رفتیم و کلاً یادمان رفت که حتی نفس کشیدن هایمان را هم مدیون کسانی هستیم که به خاطر ما از نفس افتاده‌اند و شد آنچه نباید می‌شد؟!

خوش به حالت ننه علی! و خوش به حالتان شهدا که رفتید و این روزهای تلخ را ندیدید!
آدم حتی رویش نمی‌شود که بگوید: شهیدان شفاعتمان کنید!


تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مهدی۱۳۹۰/۱۲/۰۵ ۱۱:۱۴

اشاءالله گوش شنوا باشد و این مطالب را ببیند و بشنود

سهراب۱۳۹۰/۱۲/۰۵ ۱۰:۳۲

سلام مادر! سلام ننه علی! سلام اسطوره صبر و مهربانی! سلام خدا بر تو و بر پيکر پاکت! سلام خدا بر روح آرامت باد.

" يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي الى ربك راضية مر ضية"

مسعود شيرزاد۱۳۹۰/۱۲/۰۵ ۰۸:۱۷

متن به قدري تكان دهنده بود كه منفي دهنده‌ها هم ياراي منفي زدن به هيچ نظري رو نداشتن.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۵ ۰۱:۲۶

دمت گرم جعفر محمدی خدا خیرت ده شجاع مرد

توحید قاسمی۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۲۳:۵۰

ممنونم از نوشتتون
ما جوونا یادتو از یاد نمیبریم .قسم میخورم یاد ننه علی و شهیدش از تو قلبم پاک نشه.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۲۳:۲۴

جانا سخن اززبان ما می گوئی... خدایا جواب شهدا رو چی بدیم ؟؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۲۲:۲۴

مراسم ختم ایشون کجا و کی برگذار میشه؟ لطفا اطلاع رسانی کنید تا حداقل با شرکت در مراسم ایشان ذره ای از دین خود را ادا کنیم

سرباز۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۲۱:۲۰

سلام. خدا رحمتش کند . ما هم در دنیا غرق شده بودیم و به یادش مبودیم.
مراسم بزرگداشتی برای او در تاریخ جمعه پنج بهمن در محله قدیمی او - شهرک بستان- از ساعت چهارده برزگرا میگردد. آدرس : تهران-خانی آباد نو - خیابان میثاق - مسجد امام زمان (عج)
طبق معمول پس از رفتن به یادش می افتیم .

علي صانعي۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۸:۵۲

ان شاءالله خداوند با فرزند صالحش مهشور بدارد و هزار صلوات بر او و فرزندعزيزش
خداونداورا بیامرزد

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۸:۱۱

تابي جون خيلي باحال بود تو عمرت يه خبر 20 زده باشي همين خبر بود
اشكمون در آومد
خداحافظ ننه علي
التماس دعا

فرهنگ۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۷:۱۰

درود بر تو باد تابناکــــــــــــــــــــــــ
واقعا اشک از چشمان ما جاری کردی....
به امید اینکه مسئولین فکری به حال جوانان امروز و مردم امروز بکنند....

خصوصي۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۷:۰۷

ننه علي من از كودكي شاهد اشتياق ديدار با فرزندت را مي ديدم و پس ازگذشت سي وسه سال به آرزويت رسيدي روحت شاد راستي گفته بودي به برادر شهيدم حميد سلامم را ميرساني و براي بقيه چيزها قدرت در دست توست هرچه گفتي گفتي ...

سعید۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۶:۴۱

تقدیم به ننه علی
روحت شاد

با هرچه عشق
نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود
راه تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را
با دست های روشن تو
می توان گشود

reza۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۵:۳۹

هر انچه از دل براید بر دل نشیند

amir shahab۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۴:۳۳

واقع آن باید به نویسنده این مطلب دست مریزاد گفت.

حق مطلب رو ادا کردی برادر.

کوتاه نوشتی‌ اما از چیزای حرف زدی که درد واقعی جامعست.

روحت شاد ننه علی‌ اما تو باز هیچ مگو.

جواد۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۴:۲۲

متن و نثر بسيار قشنگي داشت .هذآنچه از دل برآيد خوش آيد

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۴:۱۵

سلام خدابرشهیدان
سلام خدابرمجاهدان راه حق
شهدا؛جز شرمندگی ازشماچیزی درکوله بارمان نداریم.جزحسرت جدایی ازشماچیزی نداریم.جزواماندگی ازقافله پرنور شمادیگر هیچ نداریم. مارادعاکنید که درهیاهوی پرزرق وبرق این دنیا مفقود شده ایم.
شهدا؛تنهایمان نگذارید.

مرتضی۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۵۷

راست گفتی و حقیقت را نوشتی ولی نمیدانم چقدر خودت به گفته هایت عمل میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
ایا فقط شعار هستی یا در عمل هم مراقبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۴۴

اری هیچ مگو....!که مانده ایم در راه! وای من مقابل شهدا.دنبال اب و نان دنبال شادی به هر قیمت!دنبال.............هر چی غیر از خدا!

بردبار۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۴۰

خداوندا روح این زن آزاده و مومن را در جوار حضرت سیدالشهدا(ع)وسایر شهدایمان محفوظ بدار

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۳۲

اشکهایم جاریتر از رود روان ننه علی
داغم تازه تر از تنور داغ ننه علی
و شکستن دلم بیشتر از تکه های بلور
از انچه میبینم

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۳۰

خداوند متعال این مادر شهید و همه مادران و پدران شهدا را در دنیا و آخرت قرین رحمت خویش ساخته با شهدا محشور و خود حامی و پاسدار خون شهدا و زحمت و ایثار جانبازان و ایثارگران باشد به حق محمد و آل محمد(ص)

mohsen۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۹

خداوند روحش را قرين رحمت كند و همنشين فخر آسمان بي بي فاطمه زهرا(س) بفرمايد وتشكر از نويسنده محترم كه اشك شرمساري به چشمانمان آورد به اميد روزي كه مسئولين از عاقبت كارهايشان بترسند وبه فكر خدمت باشند

محمد۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۶:۲۳

حواسم نبود منفی دادم.خدا رحمتش کنه روحش با شهیدش محشور بشه

سید عبدالرضا کریمی۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۵

خیلی زیبا بود.
اشکمان در آمد.

ننه علی خدانگهدارت باد

محمد۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۳

احسنت.که سخن از دل میلیونها ایرانی گفتی.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۱

آفرین به این نوشته و شجاعت نگارنده . 2 خط آخرت منو به گریه انداخت . اینو داره کسی میگه که به عنوان سرباز کوچک افتخار حضور نزدک به 3 سال را در جبهه داشتم و اسم ایثار گر رو یدک میکشم اما خجالت میکشم وقتی که پسر 16 ساله و دختر 14 ساله ام از من سوالاتی می پرسند . سوالاتی که حتما بچه های شما هم از شما پرسیده اند و یا شاید روزی بپرسند . وقتی می پرسند چرا ؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۲۰

آفریییییییییییین، چه زیبا نوشتی این حقایق تلخ را، آفرین آفرین آفرین، اینجاست که قلم نویسنده از خون شهید دفاع کرده است...باز هم آفریییییییییییین.

saye۱۳۹۰/۱۲/۰۴ ۱۳:۰۶

afarin..........................afarin...........afarin

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.