بررسی دو دیدگاه تحلیلگران آمریکایی:
چرا مذاکرات هستهای ایران به نتیجه نمیرسد؟
با پایان یافتن دور جدید مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در مسکو و طرح مباحثی از سوی غرب، مبنی بر عدم موفقیت مذاکرات، بازار بحث و گمانهزنی درباره علل این اتفاق، بار دیگر داغ شده است. در این میان، دو دیدگاه غالب، علل ادامه یافتن مذاکرات بدون دستیابی به نتیجهای جدی را مورد بحث قرار میدهد.

با پایان یافتن دور جدید مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در مسکو و طرح مباحثی از سوی غرب، مبنی بر عدم موفقیت مذاکرات، بازار بحث و گمانهزنی درباره علل این اتفاق، بار دیگر داغ شده است. در این میان، دو دیدگاه غالب، علل ادامه یافتن مذاکرات بدون دستیابی به نتیجهای جدی را مورد بحث قرار میدهد.
به گزارش «تابناک»، فارغ از مباحث تبلیغاتی معمول و طرح ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران خواهان رسیدن به توافق درباره پرونده هستهای خود نیست، به تازگی دیدگاهی نیز به طور جدی در میان شماری از تحلیلگران آمریکایی رشد پیدا کرده که بر این باور است، این اوباماست که نمیخواهد جدی در روند مذاکرات درگیر شود.
بنا بر این گزارش، تحلیلگران در پی فهم چرایی این موضوع، تحلیلهایی را منتشر کدهاند که هر یک از زاویهای خاص، این مسأله را مورد توجه قرار میدهد. نشریه «آتلانتیک» در مطلبی به بررسی دو طیف اصلی این دیدگاهها پرداخته که هر یک از آنها طرفداران خاص خود را دارد.
«رابرت رایت»، تحلیلگر نشریه آتلانتیک در بیان این دو دیدگاه، اشاره میکند که دلیل اصلی طرح آنها، پیدایش این باور عمومی است که اوباما نمیخواهد به طور جدی وارد روند مذاکره با ایران به قصد رسیدن به توافق شود. رایت که خود طرفدار دیدگاه نخست است، در توضیح آن مینویسد، دلیل این امر آن است که مبارزات انتخاباتی، زمانی برای مذاکرات جدی باقی نمیگذارد.
بر پایه این دیدگاه، در صورتی که اوباما بخواهد اقدام به دادن امتیاز ـ که جزیی طبیعی از روند مذاکرات جدی است ـ بکند، از سوی «میت رامنی» و دیگر جنگطلبان راستگرا، به مماشات متهم خواهد شد. به این ترتیب، اوباما به دلیل امکان تضعیف موضعش در آستانه انتخابات، از رسیدن مذاکرات به نتیجهای جدی خودداری میکند و در پی ادامه دادن آن تا پس از انتخابات ریاست جمهوری است.
اما دیدگاه دوم که قابل تأمل نیز هست، از سوی «فلینت لِورت» و «هیلاری مان»، کارشناسان مسائل ایران و تحلیلگران نزدیک به دولت سابق آمریکا در زمان «جورج بوش» ارائه شده است. به باور آنها، این مقتضیات انتخابات نیست که اوباما را به اتلاف وقت واداشته، بلکه وی در پی آن است تا این اتلاف وقت را تا ابد ادامه دهد.
بر پایه این دیدگاه، اوباما اصولاً تمایلی برای به نتیجه رساندن مذاکرات و به دست آوردن دستاوردی ملموس از آن ندارد، بلکه هدف وی آن است با افزایش فشارها بر ایران برای مدتی نامحدود، سیاست «تغییر رژیم» را در ایران پیاده کند.
این دو تحلیلگر در مقاله خود مینویسند: «در حقیقت، دولت اوباما در حال خرید زمان برای یک دستور کار مهلکتر است؛ خرید زمان برای انجام کارهای پنهانی به منظور خرابکاری در برنامه هستهای ایران؛ خرید زمان برای اینکه تحریمها زمینه را برای تغییر رژیم در ایران آماده کنند و خرید زمان برای اینکه ایالات متحده، شرکای اروپایی و عرب سنیاش و همچنین ترکیه، با از میان برداشتن دولت اسد در سوریه، جمهوری اسلامی را تضعیف کنند».
لِورت ومان در این رابطه به اظهاراتی از برخی مقامات دولت آمریکا، از جمله مشاور امنیت ملی معاون اوباما اشاره میکند که در تأیید این نظر، سخنانی را بر زبان راندهاند. آنها همچنین به افشاگری اخیر درباره دست داشتن آمریکا در حملات سایبری علیه تأسیسات هستهای ایران اشاره کرده و همه این عوامل را همراستا با یکدیگر و در راستای سیاست یادشده ارزیابی میکنند.
به این ترتیب، هرچند تاکنون همواره ایران به عنوان مسئول شکست و به نتیجه نرسیدن مذاکرات هستهای معرفی میشد، این باور کم کم در میان محافل تحلیلی آمریکا رو به رشد است که مشکل از جای دیگر است.
در این میان، هر یک از دو دیدگاه نامبرده که درست باشد، در اصل ماجرا که عدم تمایل دولت آمریکا به رسیدن به نتیجهای واقعی از مذاکرات است، تغییری پدید نمیآورد.
به گزارش «تابناک»، فارغ از مباحث تبلیغاتی معمول و طرح ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران خواهان رسیدن به توافق درباره پرونده هستهای خود نیست، به تازگی دیدگاهی نیز به طور جدی در میان شماری از تحلیلگران آمریکایی رشد پیدا کرده که بر این باور است، این اوباماست که نمیخواهد جدی در روند مذاکرات درگیر شود.
بنا بر این گزارش، تحلیلگران در پی فهم چرایی این موضوع، تحلیلهایی را منتشر کدهاند که هر یک از زاویهای خاص، این مسأله را مورد توجه قرار میدهد. نشریه «آتلانتیک» در مطلبی به بررسی دو طیف اصلی این دیدگاهها پرداخته که هر یک از آنها طرفداران خاص خود را دارد.
«رابرت رایت»، تحلیلگر نشریه آتلانتیک در بیان این دو دیدگاه، اشاره میکند که دلیل اصلی طرح آنها، پیدایش این باور عمومی است که اوباما نمیخواهد به طور جدی وارد روند مذاکره با ایران به قصد رسیدن به توافق شود. رایت که خود طرفدار دیدگاه نخست است، در توضیح آن مینویسد، دلیل این امر آن است که مبارزات انتخاباتی، زمانی برای مذاکرات جدی باقی نمیگذارد.
بر پایه این دیدگاه، در صورتی که اوباما بخواهد اقدام به دادن امتیاز ـ که جزیی طبیعی از روند مذاکرات جدی است ـ بکند، از سوی «میت رامنی» و دیگر جنگطلبان راستگرا، به مماشات متهم خواهد شد. به این ترتیب، اوباما به دلیل امکان تضعیف موضعش در آستانه انتخابات، از رسیدن مذاکرات به نتیجهای جدی خودداری میکند و در پی ادامه دادن آن تا پس از انتخابات ریاست جمهوری است.
اما دیدگاه دوم که قابل تأمل نیز هست، از سوی «فلینت لِورت» و «هیلاری مان»، کارشناسان مسائل ایران و تحلیلگران نزدیک به دولت سابق آمریکا در زمان «جورج بوش» ارائه شده است. به باور آنها، این مقتضیات انتخابات نیست که اوباما را به اتلاف وقت واداشته، بلکه وی در پی آن است تا این اتلاف وقت را تا ابد ادامه دهد.
بر پایه این دیدگاه، اوباما اصولاً تمایلی برای به نتیجه رساندن مذاکرات و به دست آوردن دستاوردی ملموس از آن ندارد، بلکه هدف وی آن است با افزایش فشارها بر ایران برای مدتی نامحدود، سیاست «تغییر رژیم» را در ایران پیاده کند.
این دو تحلیلگر در مقاله خود مینویسند: «در حقیقت، دولت اوباما در حال خرید زمان برای یک دستور کار مهلکتر است؛ خرید زمان برای انجام کارهای پنهانی به منظور خرابکاری در برنامه هستهای ایران؛ خرید زمان برای اینکه تحریمها زمینه را برای تغییر رژیم در ایران آماده کنند و خرید زمان برای اینکه ایالات متحده، شرکای اروپایی و عرب سنیاش و همچنین ترکیه، با از میان برداشتن دولت اسد در سوریه، جمهوری اسلامی را تضعیف کنند».
لِورت ومان در این رابطه به اظهاراتی از برخی مقامات دولت آمریکا، از جمله مشاور امنیت ملی معاون اوباما اشاره میکند که در تأیید این نظر، سخنانی را بر زبان راندهاند. آنها همچنین به افشاگری اخیر درباره دست داشتن آمریکا در حملات سایبری علیه تأسیسات هستهای ایران اشاره کرده و همه این عوامل را همراستا با یکدیگر و در راستای سیاست یادشده ارزیابی میکنند.
به این ترتیب، هرچند تاکنون همواره ایران به عنوان مسئول شکست و به نتیجه نرسیدن مذاکرات هستهای معرفی میشد، این باور کم کم در میان محافل تحلیلی آمریکا رو به رشد است که مشکل از جای دیگر است.
در این میان، هر یک از دو دیدگاه نامبرده که درست باشد، در اصل ماجرا که عدم تمایل دولت آمریکا به رسیدن به نتیجهای واقعی از مذاکرات است، تغییری پدید نمیآورد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به هرحال وضعیت برای ما زیاد گنگ و مبهم نیست. با داشتن مواضع کنونی به تعامل منصفانه با غرب نخواهیم رسید. موضع ما هر چه باشد تا نخواهد تسلیم بعضی از شرایط غرب نشود، از امتیازی برخوردار نخواهد شد! اما آیا مگذ ایران یک مرتبه غرب را نیازمود؟ آیا غرب تمایل به دادن چیزی به ما دارد؟ آیا اصولا غرب چیزی برای دادن به ما دارد؟ اگر داشته باشد در این تعامل چه نصیب ما و چه نصیب آنها می شود؟
واقعیت موجود اگر نمی تواند فشار موجود بر ایران و مردم را منکر شود به همان نسبت هزینه های هنگفتی که بر غرب تحمیل می کند را نمی تواند مخفی کند.
من شاید تحلیل گر سیاسی و حتی اقتصادی هم نباشم، اما به همان نسبت که ناتوانی و سختی های خود و ملتم را در وضعیت کنونی مشاهده می کنم، استیصال و درماندگی قدرتهایی مدعی را در قبال ایستادگی شرافتمندانه و غرور ملی ایرانیان به خوبی درک می کنم. گردنه ی تاریخی که اکنون از آن در حال عبور هر چقدر سخت و نامساعد است اما این به معنای آن نیست که افق پیش روی دشمنان و بدخواهان ایران امروز نیز روشن باشد. غرب با تمام ادعاهای دموکراسی، آزادی و امثال آن حکومت های دیکتاتور مآب و خودکامه ای را در صف خود می پذیرد تا از آنان ابزار برای مواجهه با ایران بیابد؟
سوال اساسی این است ... ارزش اساسی ایران چه میزان است که غرب و امریکا سالها برای تسخیر آن هزینه می کند؟ آیا جنگ با ایران توجیه پذیر نیست که همواره آخرین گزینه است؟ آیا باره ها در معرض تهدیدات و اقدامات خشونت بار، ترور جنگ سلاح شیمیایی نبوده ایم؟
من به این سوالات فکر کرده ام. ناراضی از وضعیت کنونی داخلی ایران و گرفتار در چنته دخل و خرج و وضعیت اقتصادی خراب این قدر می دانم که خیال دشمنان ما از ما راحت نیست؟ مقابله نظامی با ایران را به توجیه امکان تهییج غرور ملی ایرانیان رد می کنند! این یعنی من با تمام سختی ها باید پس از خدای بزرگ به ملتی بزرگ افتخار کنم. اگر در همین حد غرور ملی ایرانی ابزار بازدارنده می باشد، پس خوب می دانند که ایمان و اراده و امید بی پایان ایرانیان در طول تاریخ همواره تمدن ما را جهان درخشان ساخته است. درماندگی شغال بچه های خلیجی را ببینید که تمام نفتشان و شهرهای زیبایشان نیز ارضای روحیه نا آرام و درمانده شان را نمی کند! برای تغییر نام خلیج فارس چه میدهند چه می کنند درحالی که ملت ایران صبورانه و آرام خواهش های وامانده سردمداران دنیا را برای توقف در غنی سازی 20% را گوش نمی کند.
یه واقعیت غیر قابل انکار است که فردا از آن ماست و ما خواهیم بود.
تعداد سنتریفوژرا چندین برابر کنید تا به غلط کردن بیفتن
فقط باید مواظب باشیم انقدرا در مذاکره طاقچه بالانندازیم. خودبینی و واقع بین نبودن بارها سرزمین مارا 700 سال عقب انداخت. بعضی از روی جهالت خیلی شجاع هستند.
تحلیل دوم واقعی تر است. جبهه غرب فقط اوباما وانتخابات امریکا نیست. بلکه یک جریان اندیشه غربی وجهانی است که نوع قرائت ما ازدین و اسلام را علیه منافع خود میبینند. ماباید رویکرد آنها به قرائت ایرانی ازاسلام را مورد مطالعه وکنکاش قراردهیم .
بابا پدرت خوب مادرت خوب ، مگه ما میخایم انرژی هسته ای بخوریم ، نونو بچسب ، میوه رو بچسب ، هدفمندی یارانه رو بچسب ملتو بدبخت کردن ، بخدا گرونی دیگه کی میخاد اشباع بشه ، چقد گرونی خدااااااااااا
مسلمه که امریکانمیخواد این گفتگوها به نتیجه برسه مطمئنااگرشرایطشروهم داشت جنگ راه مینداخت فقط به خاطر اینکه ازایران اسلامی میترسه نه از توان هسته ای ما اینا همش بهونست بدبختانه توی ایران خیلی ندونم کاریها شرایطرو بدتر کرده واین قشر ضعیفن که صدمه می بینن
راستی: ارز و طلا چه میشه؟
به نظر برخی از کارشناسان برای آمریکا بهتر است که ایران تمرد کند و به غنی سازی ادامه دهد ! چرا که غرب و آمریکا از طریق ترساندن کشورهای منطقه به همه آنها به حد کافی اسلحه میفروشد و برای برخی هم ساز و کار غنی سازی ایجاد میکند و سر آخر برای باور مردم دنیا به تحریم های خود علیه ایران ادامه می دهد! البته این شامل روسیه هم میشود چرا که اوهم میتواند به خیلی از کشور های جهان تکنولوژی هسته ای بدهد . این آغاز مسابقه تسلیهاتی است :
هر دو نظر درست است ومغایرتی ندارد بلکه در راستای هم هستند سیاست اوباما حتی تغییر نظام ایران هم نیست بلکهمیخواهد ایران در میان بلاتکلیفی وسختی تحریم بماند و تسلیم قانون گرایی شود مثل ترکیه، این پیروزی بزرگی برای اوبامااست وهمان خواسته اولیه اوست که در تبلیغاتش وعده داده بود
واقعیت اینه که ایران در موضع ضعف قرار دارد و باید غنی سازی رو کنار بذاره تا تحریمها لغو بشه وگرنه تحریمهای سخت تر و شاید حمله نظامی در انتظار ایران خواهد بود. تابناک نشون بده
اقلاً تاریخو بخون مگر لیبی تسلیم بی قید و شرط نشد و تمام امورهسته ای شو تحویل نداد ، آخرش چی شد . استعمارگر پیر انگلیس در 200 سال گذشته همش دنبال متلاشی کردن ایران بوده و هست . خدا کمک کنه.
خاک تو سرت تابناک که هنوز دنبال تحلیل و بررسی تحریم هایی.
به جای اینکه در مورد گرانی مطلب بذاری در مورد تحریم حرف میزنی.
نون 110تومنی رو امروز خریدم 160 تومن. شیر گرون شده. تخم مرغ گرون شده. مرغ شده 5500.
بعد میگی تحریم.
دقیقا همین طور است انها فقط می خواهند مذاکره کنند وبعد از تحریمات و ضعیف کردن ایران وناراضی کردن مردم به جهان نشان بدهند ببینید ایران حاضرنیست به هیچ توافقی دست یابیم و در این مدت هم سوریه متحد ایران را از پای در اورند ونوبت ریس جمهور رامنی که شد به ایران حمله کنند
به نظر من هر دوی این دیدگاه ها غلط است. چرا که آنها نه در پی تفاهم با ایران و نه در پی تغییر رژیم هستند. آنها برای توجیه افکار جنگ طلبانه شان نیاز به یک دشمن دارند که افکار عمومی خود را تغزیه کنند. و اگر آنرا از دست بدهند. دیگر بهانه ای برای خیلی از کار هایشان نمی ماند.
چون غیر از ملت ایران بقیه از این مناقشه سود می برند روسیه و امریکا و چین و حکومت و ..سودشان در ادامه این مناقشه است
خاک بر سر این ابرقدرتها کنم که یه رژیم جعلی کوچولو با پنج شش میلیون جمعیت داره تمام مناسبات دنیا رو تعیین می کنه که کجا جنگ باید بشه کجا تحریم کجا صلح. مطمئن باشید روزی همین ابرفدرتها توسط اون رژیم از پشت خنجر خواند خورد.
حالا که نتیجه هر دو تحلیل وقت کشی غرب و تسلیم کردن ایران است بهتر است ایران پیش دستی نموده و هرگونه ادامه گفتگو را تحریم نماید تا آنها از وضعیت موجود برای رسیدن به اهداف جانبی خودشان بهره ای نبرند بهر حال ما در تحریم هستیم و ادامه این وضعیت کمکی بما نخواهد کرد . چرا با ادامه وضعیت موجود آنها را در ادامه نیتشان همراهی کنیم کمی در خماری ماندن آنها شاید راهگشا باشد.
نظر دوم صحیح است، قبلا هم بارها گفته ام آمریکا مشکلی با انرژی هسته ای ایران ندارد، بلکه این خود ایران است که مشکل آمریکاست، بنا بر این آمریکا مسائلی از قبیل بمب هسته ای و یا نقض حقوق بشر و موارد دیگر را مطرح میکند تا به دولت ایران برای تغییر سیاست خود، فشار بیاورد.
با توجه به اینکه هدف غرب از مذاکره فقط خرید زمان هست ما باید خودمان را دراین فرصت باقیمانده(حداکثر 9 ماه) برای یک رویا رویی جدی آماده کنیم والا آنها در شرایط منایب بدون در نظر گرفتن دیپلماسی اهداف خود را پیاده می کنند.هدف آنها جز براندازی نظام چیز دیگری نیست ...
این تحلیل ها نشانه هایی از واقعیت را به خود دارد، اما مسئله این است که چگونه امکان ارائه چنین تحلیل ها و اجازه نشر آنها داده می شود تا ایرانیان را از مسایل آگاه کند؟ به همین خاطر باید در چنین تحلیل هایی تردید کرده یا زوایای دیگر پنهان در این تحلیل ها را به دست آورد
نظری ندارم!!!
به نظر این حقیر تحلیل دوم درست تر باشد و این نوع عملیات ها حتی بیش از 10 سال به طول می انجامد و نمونه های آن اکنون در سوریه ، یونان، اسپانیا، ایتاالیا،.....می بینیم .راهکار: باید مسئولین با دقت و هوشیارانه وبدون اتلاف وقت راه میانبر زده و نه تنها آمریکا بلکه جهان را غافلگیر کرده و با حفظ دستاوردهای علمی خود از بعضی از اهدافی که در پیش رو دارد مانند غنی سازی20 درصدی و افتتاح سایت های هسته ای جدید انصراف دهد و حتی از خارج از کشور اورانیوم با غنای بالا را خریداری کندو با بازرسی کارشناسان آژانس در هر زمانی موافقت نماید با این اعمال شاید دیرتر به هدف برسیم اما باید قبول کرد دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است چون اینگونه که پیداست چین و روسیه برای حفظ منافع خودشان (خرید نفت ارزان،صادرات اجناس خود به ایران به دلیل تحریم ها ،....)وآمریکا و به خصوص انگلیس اجازه نخواهند داد مذاکرات به نتیجه برسد و با اعمال فشار مضاعف مخصوصاً فشارها ی اقتصادی مردم را از درون علیه نظام و انقلاب بدبین و ناراضی نگه می دارند و به قول امام صاحبان این انقلاب همین مردم هستند و اگر مردم ناراضی باشند دیگر هیچ چیزی معنی ندارد .با تشکر - محمد کارشناس ارشد علوم سیاسی
عزیزم چی میگی میشه بگی ما چه هدفی داریم ؟؟
میشه اول از همه به بازرسای خارجی اجازه بدیم توی هر زمانی که میخوان بیان خونه شما رو بازرسی کنن؟؟؟؟
چون هر طرف بر مواضعش اصرار دارد.
ایران میگه ما حق داریم هسته ای شویم امریکا میگه حق ندارید. صد سال هم که بنشینند پای میز مذاکره فرقی نمیکنه.
اگر این تحلیل ها درست باشد تنها یک نقطه ضعف در تصمیم آمریکا وجود دارد و آن اینست که همزمان با ادامه مذاکرات ایران به پیشرفت های هسته ایش ادامه دهد و هر ازچندگاه یک برگ برنده رو کند تا جایی که آمریکایی ها را به این نتیجه برساند که نتها را متوقف کردن ایران به نتیجه رسیدن مذاکرات است ( امتیاز دادن و امتیاز گرفتن ) اما اگر به دلایل متعدد مانند تحریم ها و اختلافات داخلی و ... سرعت پیشرفت ایران در صنعت هسته ای کند شود آنگاه بنابر این دو تحلیل بالاخص دومی برای آمریکایی ها نتیجه ی دلخواه را حاصل خواهد شد .
آنان که گفته اند ایران سه کار انجام دهد تا حسن نیت خود را اعلام کند و روسیه هم گفته گام اول را باید ایران بردارد
1- توقف غنی سازی 20 درصد و خروج آن از ایران
3- توقف فردو
و دیدن پارچین
برای قبول حق ایران از سوی جهان پیشنهادهای بدی نیست
ما تا آخرین قطره خون نگهبان این نظام مقدس هستیم.تا پرچم را به دست صاحب اصلیش برسونیم.انشاالله
علت فقط اسرائیل است 25سال غرب سعی دراجماع جهانی برعلیه ایران نموده است حالاکه به نتیجه رسیده تاتوسط ایران اسرئیل به رسمیت شناخته نشود همین اش است وهمین کاسه
اينا شب و روز همديگرو قبول ندارن چه جوري ميخواند به توافق برسن
همان تحلیلی که رهبر معظم انقلاب ارائه فرمودند"هدف انها مقابه با اسلام ناب است"
چهبخواهند وچه نخواهند این قرن قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است. اوباما باید برای تاخیر این زمان بخرد . واین بزرگترین پروژه روی میز ماست ای شیطان بزرگ. حسینیان محکم باشید .نصر ومنالله وفتح قریب
سلام
برای رسیدن به رفاه و آرامش باید صبر پیشه کنید.
قرارداد شعب ابی طالب را به فضل خدا موریانه خورد.
شمای بزرگوار صبر پیشه کنید تا معجزه ای دیگر از فضل خدا بر شما تابیدن گیرد.
غرب پایش راتوی یک کفش کرده ایران نباید در داخل غنی سازی 20 درصد داشته باشد وپای ما هم توی یک کفشه که ما تعطیل نمی کنیم در این وضعیت توافق از کجا درست میشه روسیه میانجیگری یش به جایی نرسید ما هم که از اعراب قهریم انها هم دوست امریکا هستن میانجیگر از کجا بیاریم؟
میانجیگر میخوام چیکار؟؟؟
ما کوتاه نمیاییم اگر بیایک چی میشه اگر نیایم چی میشه ؟؟؟ فکر عادل جون
اوباما وقت کشی میکنند تا بتواند در آستانه انتخابات برگ برنده خود را که توافق با ایران است رو کند و در نهایت مجبور استن نتیجه مثبت از مذاکرات چند مرحلهایی بگیرد خصوصا که به وقت کشی متهم است. در نهایت هم توقف غنی سازی 20 درصدی در قبال کم شدن چند مورد تحریم که برای آمریکا و ایران امکان پذیر است. ما هم یک نفس راحت میکشیم. البته تا یه دستاویز جدید پیدا کنن!
ما که الان هم راحت نفس می کشیم.
نه جانم اباما یه مهره س همون نظر دوم درسته
من دیگر نمیدانم چه بگویم هنگ کردهام شما چطور؟
مگه انتظار داشتید به نتیجه برسد . اختلافات اساسی وجود دارد که این مذاکرات معمولا به نتیجه نمیرسد و فقط ملت تابان این وقت کشی ها را می دهند
آیا ما قبل از این جنجالهای مربوط به مسایل هسته ای تحریم نبودیم؟ چرا یادتون رفته شما هر قدر کوتاه بیاید باز هم اونها کوتاه نمیان
وطنم ای شکوه پا برجا در دل التهاب دورانها
شرم بر من اگر حریم تو پیش چشمان من شکسته شود
ما هم می توانیم برنامه هایی داشته باشیم که هزینه های چنین وقت کشی هایی فقط به ملت ما تحمیل نشود. بار چنین بی منطقی هایی را باید همه کشورهای بزرگ جهان به دوش کشند.
تابان نه تاوان
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.