«نیلکوه» در آستانه حذف از تاریخ و میراث جهانی در معرض آسیبهای جدی + تصاویر
اینجا تولید سیمان منجر به عمران نمیشود؛ نابودی در راه است!
کوهی در حال نابودی است که نگین منطقه گالیکش بوده و احتمالا در همه تاریخ شش هفت هزار ساله منطقه، سنگ نشانی مردم به شمار میرفته، تا جایی که برخی آن را کوه رستم نامیده و برخی آرش و کمان کشیدنش را به آنجا نسبت دادهاند! اصلا اینها به کنار؛ یکسوم گونههای پرندگان و بیش از نیمی از گونههای پستانداران کشور در مجاورت این آلودگی سکونت دارند و جالب اینکه در فاصله دویست متری تا یک کیلومتری محل انفجارهایِ هر روزه هم چند روستا به چشم میخورد!

برخی از مردم منطقه بر این باورند که «نیلکوه» جایی است که آرش کمانگیر از آنجا محدوده ایران و توران را با رها کردن تیر از چله کمانش مشخص نموده است؛ داستانی اسطورهای که نسبت دادن آن به این منطقه، شاید جای بحث داشته باشد، ولی جدای از آن، نشان دهنده جایگاه باستانی این کوه در اذهان مردم این خطه خواهد بود و به دنبال آن، هر گونه تعارض و تخریبی در آن، معنای ناخوشایندی به اذهان خواهد رساند، چه برسد که گزند این تخریب، گریبانگیر اصلیترین گنجینه تنوع زیستی کشور هم بشود!
به گزارش «تابناک»، آغاز مرداد سال ۹۰ نگذشته بود که کارخانه سیمان پیوند گلستان با حضور رئیس جمهور به بهرهبرداری رسید تا طرحی که از سال ۸۲ مجوز ساخت گرفته و یک سال بعد اجرایی شده بود، تبدیل به کارخانهای شود که با تولید ۳۳۰۰ تن کلینکر [دانههای حرارت دیدهای که از حرارت دادن سنگ آهک و خاک رس در کوره سیمان درست میشوند] در روز، روزانه تا پنج هزار تن آهک از نیلکوه بلعیده و احتمالا در یکی دو دهه کاری کند که ذره ذرههای این کوه زیبای شهرستان «گالیکش» را تنها در جرز دیوارهای دورترین نقاط استان گلستان، حتی سراسر ایران و شاید کشورهای دور و نزدیک بتوان یافت.
![]()
سرعت تولید بسیار بالاست؛ اما نکته مهم اینجاست که این سرعت تنها برای فاز نخست کارخانه گفته میشود و قرار است، فازهای دیگری هم در راه باشد، چراکه ظاهرا کانسارهای نیلکوه جان میدهد برای تولید سیمان؛ مجموعهای از آهک و رس که ملزومات اولیه تولید سیمان هستند و برای تبدیل آن به ماده خام مورد نیاز عملیات عمرانی تنها به چند لودر و بولدزر، مقداری دینامیت، دستگاه سنگ شکن، کوره پخت و چند وسیله مدرن دیگر نیاز است که شکر خدا همگی هست و تنها میماند چراغ سبز برداشت از منابع طبیعی و خدادای که ظاهرا برای هیچ کسی ـ مسئول و شاید غیرمسئول! ـ مهم نیست در کجا باشد!
به سخن فرید فرهادی، مدیر این کارخانه در مراسم افتتاح آن دقت کنید تا دستتان بیاید چه سرنوشتی در انتظار این کوه است: وجود معدن با ذخیره فراوان سنگ آهک در مجاورت کارخانه و cao با کیفیت مناسب به همراه ذخیره خاک رس مرغوب در زمینهای پیرامون ـ که بخشی از آنها خریداری شده و در نظر است بخش بیشتری نیز در آینده خریداری شود ـ مجموعاً میتوانند مواد مورد نیاز کارخانه سیمان پیوند گلستان را برای مدت بیش از بیست سال تأمین میکند.
سخن گفتن از تأمین بیست ساله مواد اولیه مورد نیاز یک کارخانه برای مدیر آن اینقدر آسان است که گویی نه از بلایای همراه با تولید سیمان آگاهی دارد و نه از فاصله بیست کیلومتری این کارخانه با «پارک ملی گلستان»؛ منطقه حفاظت شدهای که در شرق استان گلستان و غرب استان خراسان شمالی واقع شده و قدیمیترین پارک ملی ثبت شده در ایران بوده و افزون بر آن، به عنوان یکی از پنجاه ذخیرهگاه زیستمحیطی کره زمین در فهرست میراث جهانی یونسکو هم به ثبت رسیده است، چراکه پناهگاهی برای ۱۳۵۰ گونه گیاهی و ۳۰۲ گونه جانوری به شمار آمده و علاوه بر اینکه بیش از 20 درصد گونههای گیاهی و 40 درصد گونههای جانوری کشور را در خود جای داده، بلکه شمار تنوع گونهای آن حتی در مقایسه با کشورهایی همچون انگلستان و اتریش نیز بیشتر است.
البته این نخستین بار نیست که این گنجینه بینظیر طبیعی کشور دچار تهدیدی جدی میشود، چراکه پیشتر بحثهای متعدد بر سر چهار بانده کردن راهی که از میان آن عبور میکند، به تیتر روزنامهها تبدیل شده و انبوه گلایههای مطرح درباره این تصمیم در فضای مجازی و حقیقی هم موجب نشد تا این طرح بایکوت شده و به آرشیو طرحهای مضری که اجرایی نشدهاند (!)، پیوند بخورد.
![]()
بدین ترتیب، هرچند بسیاری از کارشناسان و اساتید محیط زیست بر این باور بودند که این کارخانه در آخرین محوطه حفاظتی پارک قرار دارد، نه در مجاورت آن، مهران جهانشاهی، معاون محیط انسانی محیط زیست گلستان به مهر گفت: «این کارخانه از مرز پارک ملی گلستان ۳۵ کیلومتر و از مرز ذخیرهگاه زیستکره گلستان ۲۰ کیلومتر فاصله دارد و به دلیل این فاصله، جای نگرانی برای زیستمندان پارک ملی گلستان وجود ندارد» تا بدون اینکه اشارهای به سرنوشت نیلکوه داشته باشد، وجود کارخانهای را که در آلایندگی شهره عام و خاص است، در مجاورت یکی از مهمترین گنجینههای زیست کره ـ و نه تنها ایران ـ توجیه کرده و لابد طرحهایی را که برای دور کردن صنایع آلاینده از شهرهای آلوده مانند تهران مطرح میشود ، به هیچ انگارد!
اما ماجرای نیل کوه و گنجینه جهانی جنگل گلستان، بیش از اینها به هم گره خورده، چراکه آلایندگی این کارخانه از یک سو و صدای انفجارهایگاه و بیگاه در دامنه کوه برای برداشت آهک از سوی دیگر، نه تنها زندگی را برای مردمان ساکن آن خطه دشوار نموده، بلکه به عنوان تهدیدی جدی برای گونههای منحصر به فرد و گاه رو به انقراض ساکن جنگل گلستان به شمار آمده و آرامش را از همه منطقه ربوده است.
![]()
ظاهرا جفای رفته بر "نیلکوه" اینقدر برای مسئولان شرکت سیمان پیوند عادی بوده که نامی از آن در سایتشان نیست؛ هرچند تصویر پس زمینه تأسیساتشان منظرهای پاییزی از همین کوه است! (برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی ان کلیک کنید)
اینجاست که نه سرنوشت نوزده گونه جانوری در خطر انقراض مانند هما، بالابان، گیلانشاه خالدار و روباه ترکمنی برای انتقال طرح احداث کارخانه سیمان مهم جلوه کرده و نه حتی وجود روستاهای تراجیق، تلوستان، کمال آباد و بلوچ آباد در حد فاصل دویست متری تا یک کیلومتری انفجارهای هر روزه برای برداشت آهک؛ چه برسد که دیگر بخواهیم از تخریب پوشش گیاهی نیلکوه یا حتی جایگاه این کوه ۱۳۵۰ متری و تالاب واقع شده بر بام آن سخن به میان بیاوریم!
علی اصغر موذنی، عضو شورای اسلامی استان گلستان در این باره به خبرنگار «تابناک» میگوید: منابع طبیعی استان بخشی از دامنه این کوه را «عرصه جنگلی با پوشش ضعیف» دانسته و اجازه بهرهبرداری از آن برای برداشت آهک را داده و فارغ از مناقشاتی که بر سر مساحت مجوز داده شده، مطرح است، برداشت آهک همراه با انفجار مشکلات بسیاری برای مردم منطقه پدید آورده که مستقیم و غیر مستقیم در زندگی آنها تأثیر گذاشته است.
از یک سو فاصله بسیار کوتاه روستاهای حاشیه نیلکوه سبب شده که از آلودگی و صدای انفجار در عذاب باشند و از سوی دیگر، وجود کارخانه آرد و بزرگترین سیلوی گندم شمال شرق کشور در شعاع یک تا یک و نیم کیلومتری از کارخانه سیمان پیوند، آلودگیهای ناشی از تولید سیمان را با زندگی و خورد و خوراک مردم شهرستان درآمیخته است.
![]()
دست کم در این تصویر «عرصه جنگلی با پوشش ضعیف» به چشم نمیخورد!
وی با اشاره به نامهنگاریهای متعدد و البته یکسویه با مسئولان زیربط در این ماجرا، میگوید: نیلکوه یکی از جاذبههای این منطقه است که در قله آن تالابی است که چشمانداز بسیار زیبا و خاصی به این کوه بخشیده و در چهار فصل سال دارای آب بوده و در زمستان اغلب یخ میبندد؛ اما مدتی است که از دو سو در حال تخریب است؛ از شمال که کارخانه سیمان و برداشت آهک از دامنههای سر سبز نیلکوه ادامه توسط یک شرکت ادامه دارد و از سمت جنوب هم یک شرکت دیگر ـ ظاهرا با دریافت مجوز از استانداری! ـ در حال برداشت مصالح راهسازی برای محور مواصلاتی به آزادشهر است.
به عبارتی بهتر، راهسازی در جنوب نیلکوه توسط شرکت جهاد نصر قرار است در نهایت جادهای فراهم آورد که آزادشهر را به جنگل گلستان کشیده و در کنار ضررهایی که به نیلکوه، پارک جنگلی مجاور آن (پارک جنگلی فارسیان) و پارک ملی ثبت جهانی شده کشورمان وارد خواهد کرد، به زعم عبدالکریم رجبی، نماینده مردم مینودشت، کلاله، مراوه تپه و گالیکش در مجلس نهم و احتمالا دولت مردان، جزء «طرحهای مهر ماندگار» است!
از سوی دیگر، مدتی است مسافرانی که از مسیر گرگان و شهر گالیکش به سمت مشهد میروند، دیگر به جای دیدن طبیعت چشم نواز کوهی که در غروب نیلی رنگ به نظر میرسد، با رخساری خراشیده روبهىو خواهد شد که برای پدید آوردن آن چند صد میلیارد توسط شرکت اسپندار، یک شرکت خارجی و یکی از شرکتهای زیر مجموعه بنیاد شهید هزینه شده و در پایان جز آلودگی هوا، آلودگی صوتی، بارانهای اسیدی و بلایای دیگر نصیب مردمان منطقه و همه ایرانیان نکند.
![]()
![]()
به فاصله بسیار کم روستا با محل انفجار و کارخانه سیمان دقت کنید.
حالا بیایید منصفانه به پاسخ چند پرسش بیندیشیم تا دستمان بیاید که این تولید سیمان یا ساخت راه چهار بانده در پایان منجر به عمران منطقه و رونق گردشگری در آنجا میشود یا ویرانگری و نابودی؟
اگر یکی از اهالی منطقه درختی را بدون مجوز ببرد تا از چوب آن استفاده کرده یا زمین را برای امری تسطیح کند، چه جرایمی در انتظارش خواهد بود و با چه شدت عمل بازدارندهای روبهرو خواهد شد؟ یا اگر چوپانی گله گوسفندانش را به چرا در مناطقی ببرد که پوشش گیاهی ضعیف داشته و نیاز به مراقبت بیشتر دارد (توجیه مسئولان در اختصاص زمین برای معدن کاری به شرکت سیمان را به یاد بیاورید!) چطور؟
اگر یک شکارچی غیر مجاز یکی از گونههای جانوری رو به انقراض یا حتی فراوانتر را شکار کند، چه سرنوشتی در انتظار وی خواهد بود و اصلا فلسفله تأسیس محیط بانی و جنگلداری و غیره چیست؟ آیا اگر شکار در فاصله بیست کیلومتری منطقه حفاظت شده رخ بدهد، مجاز شمرده میشود یا مثلا شکار در حوالی نیلکوه همان حکم شکار در پارک ملی گلستان را خواهد داشت؟
آیا توجیهی دارید که بتوان با آن اهالی یک روستا را به بهانه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی مجبور به کوچ کرد (اتفاقی که برای برخی از روستانشینان در فاصله سالهای دور و نزدیک بارها رخ داده است) اما این توجیه برای ساخت کارخانه، آن هم از نوع آلاینده، موجود نباشد؟
آیا کوهی که چه بسا قابلیت ثبت در میراث طبیعی کشور هم دارد، جزو اموال قابل خرید و فروش است که گاه به یک شرکت تولید سیمان واگذار میشود و گاه منبع مصالح راهسازی شرکت دیگر شده و روز به روز به ورطه نابودی نزدیکتر میشود؟
چگونه است که در شهرهای صنعتی، بزرگ و مهم کشور صنایع آلاینده باید تا دور دستها عقب نشینی کنند؛ اما گنجینه کم نظیر و شاید یکتای پارک ملی شامل این قانون محافظتی نشده و مردم دور و اطراف آن نادیده گرفته میشوند؟
چگونه است که سرمایهگذاران بخش خصوصی و دولتی به جای آباد کردن مناطق محروم، خوبیهای جانبی کارخانههایشان را به خوش آب و هواترین مناطق کشور برده و در مقابل آسیبهایشان، هیچ تعهدی به آبادسازی ندارند؟ آیا مثلا نمیشد که این کارخانه جای دیگری ساخته شود یا حالا که در مجاورت کانسار آهک و منبع خوب خاک رس مرغوب قرار گرفته، دست کم متعهد شوند که گسترش نیافته و سود کمتری ببرند و افزون بر آن ـ از آنجایی که که احتمالا کسی قارد به توقف کارشان نیست! ـ همانقدر که مخرب هستند، در بخشهای دیگر مانند تأمین هزینههای مراقبت از گونههای رو به انقراض مشارکت کنند؟
به نظر شما آیا رخدادهای مشابهی که در خلیج گرگان، جنگل نهارخوران، روستای زیارت، جنگل ابر، توسکستان، النگ رامیان، پارک ملی گلستان و سایر نقاط این استان و نقاط دیگر کشور روی میدهد، چیزی متفاوت از ماجرای ظلمی است که بر نیلکوه، مردمان آن دیار و گونههای گیاهی و جانوری مجاور آن میرود؟ اگر پاسختان منفی است، پس چرا نهادهای نظارتی سکوتشان را نمیشکنند تا مثلا برای یک بار هم که شده، مجلسیان وزیری را از باب تخریب محیط زیست فرا خوانده و یا رئیس سازمان محیط زیست تهدیدی هر چند خشک و خالی به استعفا به زبان براند؟!
![]()
![]()
![]()
![]()


اکنون قضاوت کنید که با این سرعت برداشت، از نیلکوه و طبیعتش تا چند سال دیگر اثری باقی خواهد ماند؟
به گزارش «تابناک»، آغاز مرداد سال ۹۰ نگذشته بود که کارخانه سیمان پیوند گلستان با حضور رئیس جمهور به بهرهبرداری رسید تا طرحی که از سال ۸۲ مجوز ساخت گرفته و یک سال بعد اجرایی شده بود، تبدیل به کارخانهای شود که با تولید ۳۳۰۰ تن کلینکر [دانههای حرارت دیدهای که از حرارت دادن سنگ آهک و خاک رس در کوره سیمان درست میشوند] در روز، روزانه تا پنج هزار تن آهک از نیلکوه بلعیده و احتمالا در یکی دو دهه کاری کند که ذره ذرههای این کوه زیبای شهرستان «گالیکش» را تنها در جرز دیوارهای دورترین نقاط استان گلستان، حتی سراسر ایران و شاید کشورهای دور و نزدیک بتوان یافت.
به سخن فرید فرهادی، مدیر این کارخانه در مراسم افتتاح آن دقت کنید تا دستتان بیاید چه سرنوشتی در انتظار این کوه است: وجود معدن با ذخیره فراوان سنگ آهک در مجاورت کارخانه و cao با کیفیت مناسب به همراه ذخیره خاک رس مرغوب در زمینهای پیرامون ـ که بخشی از آنها خریداری شده و در نظر است بخش بیشتری نیز در آینده خریداری شود ـ مجموعاً میتوانند مواد مورد نیاز کارخانه سیمان پیوند گلستان را برای مدت بیش از بیست سال تأمین میکند.
سخن گفتن از تأمین بیست ساله مواد اولیه مورد نیاز یک کارخانه برای مدیر آن اینقدر آسان است که گویی نه از بلایای همراه با تولید سیمان آگاهی دارد و نه از فاصله بیست کیلومتری این کارخانه با «پارک ملی گلستان»؛ منطقه حفاظت شدهای که در شرق استان گلستان و غرب استان خراسان شمالی واقع شده و قدیمیترین پارک ملی ثبت شده در ایران بوده و افزون بر آن، به عنوان یکی از پنجاه ذخیرهگاه زیستمحیطی کره زمین در فهرست میراث جهانی یونسکو هم به ثبت رسیده است، چراکه پناهگاهی برای ۱۳۵۰ گونه گیاهی و ۳۰۲ گونه جانوری به شمار آمده و علاوه بر اینکه بیش از 20 درصد گونههای گیاهی و 40 درصد گونههای جانوری کشور را در خود جای داده، بلکه شمار تنوع گونهای آن حتی در مقایسه با کشورهایی همچون انگلستان و اتریش نیز بیشتر است.
البته این نخستین بار نیست که این گنجینه بینظیر طبیعی کشور دچار تهدیدی جدی میشود، چراکه پیشتر بحثهای متعدد بر سر چهار بانده کردن راهی که از میان آن عبور میکند، به تیتر روزنامهها تبدیل شده و انبوه گلایههای مطرح درباره این تصمیم در فضای مجازی و حقیقی هم موجب نشد تا این طرح بایکوت شده و به آرشیو طرحهای مضری که اجرایی نشدهاند (!)، پیوند بخورد.
بدین ترتیب، هرچند بسیاری از کارشناسان و اساتید محیط زیست بر این باور بودند که این کارخانه در آخرین محوطه حفاظتی پارک قرار دارد، نه در مجاورت آن، مهران جهانشاهی، معاون محیط انسانی محیط زیست گلستان به مهر گفت: «این کارخانه از مرز پارک ملی گلستان ۳۵ کیلومتر و از مرز ذخیرهگاه زیستکره گلستان ۲۰ کیلومتر فاصله دارد و به دلیل این فاصله، جای نگرانی برای زیستمندان پارک ملی گلستان وجود ندارد» تا بدون اینکه اشارهای به سرنوشت نیلکوه داشته باشد، وجود کارخانهای را که در آلایندگی شهره عام و خاص است، در مجاورت یکی از مهمترین گنجینههای زیست کره ـ و نه تنها ایران ـ توجیه کرده و لابد طرحهایی را که برای دور کردن صنایع آلاینده از شهرهای آلوده مانند تهران مطرح میشود ، به هیچ انگارد!
اما ماجرای نیل کوه و گنجینه جهانی جنگل گلستان، بیش از اینها به هم گره خورده، چراکه آلایندگی این کارخانه از یک سو و صدای انفجارهایگاه و بیگاه در دامنه کوه برای برداشت آهک از سوی دیگر، نه تنها زندگی را برای مردمان ساکن آن خطه دشوار نموده، بلکه به عنوان تهدیدی جدی برای گونههای منحصر به فرد و گاه رو به انقراض ساکن جنگل گلستان به شمار آمده و آرامش را از همه منطقه ربوده است.
ظاهرا جفای رفته بر "نیلکوه" اینقدر برای مسئولان شرکت سیمان پیوند عادی بوده که نامی از آن در سایتشان نیست؛ هرچند تصویر پس زمینه تأسیساتشان منظرهای پاییزی از همین کوه است! (برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی ان کلیک کنید)
اینجاست که نه سرنوشت نوزده گونه جانوری در خطر انقراض مانند هما، بالابان، گیلانشاه خالدار و روباه ترکمنی برای انتقال طرح احداث کارخانه سیمان مهم جلوه کرده و نه حتی وجود روستاهای تراجیق، تلوستان، کمال آباد و بلوچ آباد در حد فاصل دویست متری تا یک کیلومتری انفجارهای هر روزه برای برداشت آهک؛ چه برسد که دیگر بخواهیم از تخریب پوشش گیاهی نیلکوه یا حتی جایگاه این کوه ۱۳۵۰ متری و تالاب واقع شده بر بام آن سخن به میان بیاوریم!
علی اصغر موذنی، عضو شورای اسلامی استان گلستان در این باره به خبرنگار «تابناک» میگوید: منابع طبیعی استان بخشی از دامنه این کوه را «عرصه جنگلی با پوشش ضعیف» دانسته و اجازه بهرهبرداری از آن برای برداشت آهک را داده و فارغ از مناقشاتی که بر سر مساحت مجوز داده شده، مطرح است، برداشت آهک همراه با انفجار مشکلات بسیاری برای مردم منطقه پدید آورده که مستقیم و غیر مستقیم در زندگی آنها تأثیر گذاشته است.
از یک سو فاصله بسیار کوتاه روستاهای حاشیه نیلکوه سبب شده که از آلودگی و صدای انفجار در عذاب باشند و از سوی دیگر، وجود کارخانه آرد و بزرگترین سیلوی گندم شمال شرق کشور در شعاع یک تا یک و نیم کیلومتری از کارخانه سیمان پیوند، آلودگیهای ناشی از تولید سیمان را با زندگی و خورد و خوراک مردم شهرستان درآمیخته است.
دست کم در این تصویر «عرصه جنگلی با پوشش ضعیف» به چشم نمیخورد!
وی با اشاره به نامهنگاریهای متعدد و البته یکسویه با مسئولان زیربط در این ماجرا، میگوید: نیلکوه یکی از جاذبههای این منطقه است که در قله آن تالابی است که چشمانداز بسیار زیبا و خاصی به این کوه بخشیده و در چهار فصل سال دارای آب بوده و در زمستان اغلب یخ میبندد؛ اما مدتی است که از دو سو در حال تخریب است؛ از شمال که کارخانه سیمان و برداشت آهک از دامنههای سر سبز نیلکوه ادامه توسط یک شرکت ادامه دارد و از سمت جنوب هم یک شرکت دیگر ـ ظاهرا با دریافت مجوز از استانداری! ـ در حال برداشت مصالح راهسازی برای محور مواصلاتی به آزادشهر است.
به عبارتی بهتر، راهسازی در جنوب نیلکوه توسط شرکت جهاد نصر قرار است در نهایت جادهای فراهم آورد که آزادشهر را به جنگل گلستان کشیده و در کنار ضررهایی که به نیلکوه، پارک جنگلی مجاور آن (پارک جنگلی فارسیان) و پارک ملی ثبت جهانی شده کشورمان وارد خواهد کرد، به زعم عبدالکریم رجبی، نماینده مردم مینودشت، کلاله، مراوه تپه و گالیکش در مجلس نهم و احتمالا دولت مردان، جزء «طرحهای مهر ماندگار» است!
از سوی دیگر، مدتی است مسافرانی که از مسیر گرگان و شهر گالیکش به سمت مشهد میروند، دیگر به جای دیدن طبیعت چشم نواز کوهی که در غروب نیلی رنگ به نظر میرسد، با رخساری خراشیده روبهىو خواهد شد که برای پدید آوردن آن چند صد میلیارد توسط شرکت اسپندار، یک شرکت خارجی و یکی از شرکتهای زیر مجموعه بنیاد شهید هزینه شده و در پایان جز آلودگی هوا، آلودگی صوتی، بارانهای اسیدی و بلایای دیگر نصیب مردمان منطقه و همه ایرانیان نکند.
به فاصله بسیار کم روستا با محل انفجار و کارخانه سیمان دقت کنید.
حالا بیایید منصفانه به پاسخ چند پرسش بیندیشیم تا دستمان بیاید که این تولید سیمان یا ساخت راه چهار بانده در پایان منجر به عمران منطقه و رونق گردشگری در آنجا میشود یا ویرانگری و نابودی؟
اگر یکی از اهالی منطقه درختی را بدون مجوز ببرد تا از چوب آن استفاده کرده یا زمین را برای امری تسطیح کند، چه جرایمی در انتظارش خواهد بود و با چه شدت عمل بازدارندهای روبهرو خواهد شد؟ یا اگر چوپانی گله گوسفندانش را به چرا در مناطقی ببرد که پوشش گیاهی ضعیف داشته و نیاز به مراقبت بیشتر دارد (توجیه مسئولان در اختصاص زمین برای معدن کاری به شرکت سیمان را به یاد بیاورید!) چطور؟
اگر یک شکارچی غیر مجاز یکی از گونههای جانوری رو به انقراض یا حتی فراوانتر را شکار کند، چه سرنوشتی در انتظار وی خواهد بود و اصلا فلسفله تأسیس محیط بانی و جنگلداری و غیره چیست؟ آیا اگر شکار در فاصله بیست کیلومتری منطقه حفاظت شده رخ بدهد، مجاز شمرده میشود یا مثلا شکار در حوالی نیلکوه همان حکم شکار در پارک ملی گلستان را خواهد داشت؟
آیا توجیهی دارید که بتوان با آن اهالی یک روستا را به بهانه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی مجبور به کوچ کرد (اتفاقی که برای برخی از روستانشینان در فاصله سالهای دور و نزدیک بارها رخ داده است) اما این توجیه برای ساخت کارخانه، آن هم از نوع آلاینده، موجود نباشد؟
آیا کوهی که چه بسا قابلیت ثبت در میراث طبیعی کشور هم دارد، جزو اموال قابل خرید و فروش است که گاه به یک شرکت تولید سیمان واگذار میشود و گاه منبع مصالح راهسازی شرکت دیگر شده و روز به روز به ورطه نابودی نزدیکتر میشود؟
چگونه است که در شهرهای صنعتی، بزرگ و مهم کشور صنایع آلاینده باید تا دور دستها عقب نشینی کنند؛ اما گنجینه کم نظیر و شاید یکتای پارک ملی شامل این قانون محافظتی نشده و مردم دور و اطراف آن نادیده گرفته میشوند؟
چگونه است که سرمایهگذاران بخش خصوصی و دولتی به جای آباد کردن مناطق محروم، خوبیهای جانبی کارخانههایشان را به خوش آب و هواترین مناطق کشور برده و در مقابل آسیبهایشان، هیچ تعهدی به آبادسازی ندارند؟ آیا مثلا نمیشد که این کارخانه جای دیگری ساخته شود یا حالا که در مجاورت کانسار آهک و منبع خوب خاک رس مرغوب قرار گرفته، دست کم متعهد شوند که گسترش نیافته و سود کمتری ببرند و افزون بر آن ـ از آنجایی که که احتمالا کسی قارد به توقف کارشان نیست! ـ همانقدر که مخرب هستند، در بخشهای دیگر مانند تأمین هزینههای مراقبت از گونههای رو به انقراض مشارکت کنند؟
به نظر شما آیا رخدادهای مشابهی که در خلیج گرگان، جنگل نهارخوران، روستای زیارت، جنگل ابر، توسکستان، النگ رامیان، پارک ملی گلستان و سایر نقاط این استان و نقاط دیگر کشور روی میدهد، چیزی متفاوت از ماجرای ظلمی است که بر نیلکوه، مردمان آن دیار و گونههای گیاهی و جانوری مجاور آن میرود؟ اگر پاسختان منفی است، پس چرا نهادهای نظارتی سکوتشان را نمیشکنند تا مثلا برای یک بار هم که شده، مجلسیان وزیری را از باب تخریب محیط زیست فرا خوانده و یا رئیس سازمان محیط زیست تهدیدی هر چند خشک و خالی به استعفا به زبان براند؟!


اکنون قضاوت کنید که با این سرعت برداشت، از نیلکوه و طبیعتش تا چند سال دیگر اثری باقی خواهد ماند؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
معلومه اونایی که ساختن انقد آشنا داشتن و نگرانی نداشتن با هزار اعتراض ما تغییری ایجاد نمیشه، اوناییم که از ایجاد اشتغال حرف میزنن، واقعا فک کردن چقد مگه به مردم میرسه وقتی کلش میره تو جیب اونایی که همیشه اینجور پولا تو جیبشون رفته
خیلی طبیعت قشنگی داره ولی حیف که قراره نابود بشه
باسلام. به دوستدارن طبیعت .منم بچه یکی ازروستاهای هستم که درزیرسایه
کوه رستم هست پول وثروت چشمانشان راکورکرده هیچی رانمی بینند نه صدای مردمرا ونه صدای طبیعت به هیچی وهیچکس رحم نمیکنند. مگراین کوه ارث باباشون است. خدایاخودت این کارخانه سیمان رااب کن امین۰
الان شما میگید که ما چکار کنیم؟
چرا بعضی ها بدون فکر وکارکارشناسی حرفی را مطرح می کنند و مینگارند ،عزیز جان باید روی هرکاری کارکارشناسی کرد وگرنه آن میشود که ؟
اين نوع طرحها مشمول ارائه گزارش ارزيابي زيستمحيطي اند. در اين گزارش كل جنبه هاي اقتصادي-اجتماعي-فرهنگي-زيستمحيطي-مطرح و راهكارهاي كاهش اثرات منفي توسط مشاور و توجيهات ذكر شده.
اگر تصور ميكنيد اثرات منفي دارد به اداره كل محيط زيست استان و محيط انساني مراجعه و توجيهات مشاور را بخواهيد. و قابل پاسخگويي و پيگيري بدينگونه است.
آقا من یه سوال دارم. کوه رو کی می فروشه؟یعنی پولش توی جیب کی میبره؟کلاردشت که میری می بینی همه تپه هارو به مردم فروختن و روشون خونه ساختن. حاشیه دریا به ارگان ها فروخته میشه و ویلا سازی میشه. این ها مگه قابل فروشند؟!!!خدایا.. کاری از دست ما بر نمیاد..نجاتمون بده
دوستاني كه همش دارين از اين كار انتقاد ميكنيد ايا اين فكر كرديد كه استان گلستان همه جاش مناظر زيباي طبيعي داره حتي همان جاهايي كه ميگويند بيابان است اگر به فكر حفظ منابع طبيعي بخواهيم باشيم كه در اين استان نبايد كارخانهاي ساخته بشه!!!آيا مردم و جوانان اين استان نيازي به كار ندارند؟همه شماهايي كه فقط بديد چش بشته انتقاد كنيد تا حالا شده فكر كنيد كه اين جوان ها بايد كجا كار كنند؟لابد تو همون كوه نيلكوه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تازه کجاشو دیدی.مسیر آزادشهر به مینودشت دو تا کارخانه آجر ماشین هست که کو ه رو تراشیدن چیزی نمودنده جنگل رانش کنه.لطفا بازم گزارش بدین
دارم ديوونهههههههههههههههههههههههه ميشم
من 4 سال پیش در روزنامه اعتماد گزارشی خوندم درباره همین مشکلات که اون موقع در حد پیش بینی بود . ولی هیچکی باور نمی کرد. بیچاره خبرنگارا. گلوشون درد می گیره تا ما باور کنیم...
این هم لینک گزارشش:
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1675066
به نظر من يكي از راهها ،محدود كردن فعاليت و توسعه كارخانه است.اشكار است كه در انتخاب محل كارخانه،اشتباه فاحشى از طرف مسئولين وقت محيط زيست صورت گرفته است.درحاليكه به فاصله كمي از اين كوه زيبا مناطق مناسبي براي اين منظور وجود داشت.اميد وارم كارشناسان منصف ارام نگيرند."خودكرده را تدبير چيست"
از مسئولين محترم تقاضامنديم يه فكري كنند واقعا طبيعت زيباي ما در حال نابودي است
از بین بردن نیل کوه یعنی پاک شدن خاطرات زیبا برای هر فرد این منطقه هر سال بهار کوه زیبایی و شکوه خاصی داشت و بسیار شاد بود اما از موقع زخمی کردنش هر روز افسرده تر بنظر میرسه دلم نمیخواد خاطراتم با اون حذف بشه نیل کوه هم دوست نداره بره.نیل کوه به ما حس زیبای بهشت رو داد اما ظاهرا دوستدار بهشت نیستیم چقدر کار ما زشت بود خواهش میکنم نیل کوه رو از بین نبرید
با سلام
فقط میتونم بگم طبیعت ایران دارد نابود میشود,خدایابهداد ایران برس.
والا با این طبیعتاشون ... خرابش کنین خیالمون راحت بشه
با سلام ؛ مثل همين وضع در نيروگاه تلمبه ذخيره اي در سياه بيشه برقرار است . واقعا اكوسيستم آنجا در حال نابوديست .و دستاورد آن ناچيز است.
اي داد
از سايت تابناك تشكر مي كنم كه هرچند بسيار ديگر هنگام به يك موضوع زيست محيطي پرداخته است. از اين قبيل موضوعات در كشور ما كم نيست. واكنش هاي موردي به فعاليت هاي نابود كننده محيط زيست دردي را دوا نمي كند. در بسياري از موارد تخريب گسترده محيط زيست به بهانه عمران و آباداني و با توصيه يك شوراي روستايي،يك فرماندار محلي، يك نماينده مجلس، يك وزير و يا حتي رياست جمهور آنهم با علم و اطلاع كامل از عواقب و پيامدهاي آن انجام مي شود.
علت بروز اينهمه موارد تخريب محيط زيست چيست؟
پاسخ اين سوال كاملا روشن است : عدم اطلاع عموم مردم از عواقب وخيم تخريب محيط زيست. اگر مردم هر منطقه اي بدانند تا چه حد تخريب محيط زندگي شان براي آنها خسارت بار است تا پاي جان در برابر آن ايستادگي مي كنند در حاليكه بر عكس در برخي موارد درخواست كننده اينگونه پروژه ها همان مردم محلي هستند.
علل مهم ديگري هم در مديران مياني وجود دارد:
1- مديران مياني دولت خود را مستعجل مي دانند و خود را شهروند نمي دانند.
2- مديران مياني اغلب فاقد تحصيلات مرتبط مي باشند
در مورد مديران ارشد مثل رئيس سازمان محيط زيست و رئيس جمهور هم يكدليل عمده وجود دارد:
..... اعتقاد به اينكه تمامي مسائل مربوط به حفاظت محيط زيست القاي شيطان بزرگ و غرب براي ممانعت از توسعه و پيشرفت كشور است
والسلام
اقاکمی هم به فکر جوان ها واشتغالشون باشید.کوه باشه ونون سرسفره مردم نباشه مشکل حل میشه.این همه کوه دور وبرمون هست. مگه مااستانهای شمالی باید جوراکسیژن کل کشور روبکشیم.استانهای کویری جنگل وکوه ندارن ولی بهترین زندگی رودارن کارخونه دارن.ماهی پز بدیم نیلکوه داریم.لوه و جنگل گلستان داریم.راه حلش فرافکنی نیست.اجازه بدیم کار کارشناسی انجام بشه
مسئولین با دقت نظر این امر رو بررسی کنن
طبیعت ایران داره نابود میشه بخدا
ماها به عنوان همون مردمی که همه مسولین ادعای خدمتگزاریشون رو دارن فقط می خونیم و حرص می خوریم. چون قدرت اجرایی نداریم و کاری نمی تونیم بکنیم. لعنت بر اونهایی که مسولن، می تونن اما کاری انجام نمی دن.
به نظر من سیمان را از خارج وارد کنند به صرفه تره چون تخریب محیط زیست ضرر و زیان آن بیشتر از وارد کردن آن است. سالانه چندین میلیارد دلار صرف هزینه های محیط زیستی می گردد.
جا دارد از مسئولین شهری شهرستان گالیکش به ویژه جناب اصغر موذن تلاش و زحمت فراوانی در همه امور متحمل میشود تقدیر وتشکر کرد.
تابناك يه سري به استان بوشهر وشهرستان كنگان بزنيددرياي مانابودشدزمينهاي كشاورزي ماازبين رفت چندين روستاي اين شهرستان بكلي ازروي نقشه ايران محو شدوبجزدودو آلودگي واعتيادوآسيبهاي گوناگون چيزي دست مردم نگرفت
به عنوان یک شهروند معتقدم همان گونه که مسئولین و سهامداران کارخانه دنبال نفع حدا کثری خود هستند مردم این منطقه که خود از متضررین برداشت وانفجارو مسایل زیست محیطی هستند باید از حقوق خود به هر شکل ممکن و از هر تریبونی دفاع نمایند تا ایندگان به انها برچسب بی لیاقت و زمین فروش را نزنند
مردم شريف به نظر شما سازمان عريض وطويل سازمان حفاظت از محيط ريست به چه دردي ميخوره وجودش چه دست اورد حفتظتي از محيط زيست كشور مان دارد اگر خاصيتي نداره بهتره كه انحلال ان را به جاي سازمان برنامه اعلام كنند تا مصاعب كشور مان بيشتر نشود خداوندا مرگ سود جويان را فرا برسان تا ملت از شرشان در امان باشند
یکی بگوید در حالیکه در این کشور اینقدر دشت و صحرا وجود دارد باریکه شمال کشور جای احداث کارخانه سیمان و پالایشگاه و سایر صنایع آلاینده و مخرب است؟
بهتره ناراحت ناهارخوران باشید اینجا حداقل تولید و باعث کسب و کار می شود. آنجا چه؟
چوب ناشی از قطع درختان این منطقه چی می شود و پول فروش آن به جیب چه کسانی ریخته می شود ؟
البته فقط این یک کارخونه سیمان نیست.یک کارخونه سیمان هم نزدیک فیروزاباد استان فارس ساختند. باور کنید عکس اون منطقه رو قبل از ایجاد کارخونه سیمان ببینید بخدا قسم باورتون نمیشه مال ایران باشه.اما الان اصلا بهتره نبینید ادم اشکش درمیاد.
جمیعا طبل تو خالیم.اگه اینهمه سنگ طبیعت رو به سینه مون میزنیم از جاده ای که از وسط جنگل گلستان رد شده استفاده نکنیم.نمیشه که اینجا دفاع کنیم بعد بیاییم ازش استفاده کنیم هر شش ماه 1 میلیون مسافر از جادش رد میشه.این مسافرها از مریخ نیومدن که خود ماییم.بعدشهم میگیم باید آبادانی بشه خب داره میشه اما کمی نادرست .اطمینان داشته باشین اکه شما هم جزو اهالی اون منطقه بودین می گفتین این کارخونه زده بشه ما هم نشستیم خونه و نظر میدیم ال شده بل شده .بعضی ها هم میگن سیمان وارد کنیم.اخه حالا که وارد نکردیم و اینهمه کارخونه سیمان داره تولید میکنه قیمت اینه ،اگه وارد کنیم قیمت چی میشه!بعد زمین و زمان رو فوش می دیم که چرا سیمان گرون شده.به نظرمن ما خودمون از اون کارخونه سیمان بیشتر به طبیعت آسیب میرسونیم حالا از هر راهی.بهتره نظرات احساسی ندیم.نظری بدیم که عقلانی باشه
احداث این کارخانه در این نقطه یک فاجعه زیست محیطی است. مگر ما در کشور چقدر پوشش جنگلی داریم که آنها را نابود می کنیم. مصالح اولیه کارخانه سیمان که آهک و خاک رس می باشد در بسیاری از نقاط ایران موجود است پس لااقل کارخانه باید در جایی احداث گردد که تاثیرات ریست محیطی آن حداقل باشد
من کارمند شرکت هستم اینها را فراموش نکنید
ایجاد ۳۵۰ نفر اشتغال مستقیم
درآمدزایی جهت استان
افزایش صادرات و ورود ارز جهت کشور
مگر بقیه کارخانه های شمال مثل نکا توی جای سرسبز نیست
فقط این یکی مشکل داره
اگر کارخانه نبود فکر نمی کنید با این قیمتهای حامل انرژی سیمان با چه مبلغی دست مصرف کننده می رسید
به نظر من مشکل شما و خبرگزاری مهر چیز دیگری است
م.
آیندگان ما را نخواهند بخشید....
باتشکر از اینکه تابناک به منطقه محروم و زخم نشسته بردل مردم آنها پرداخته واقعا تشکر امات واقعیت پنهان این کارخانه چندمطلب دیگرهم هست : - این کارخانه از زمان تولید تا بحال مالیات برارزش افزوده را از مشتری می گیره اما به دولت تاکنون دیناری پرداخت نکرده و پیگیری های شهرداری گالیکش منجر به فایده نشده است .
- کارخانه بابت ساخت باید ازشهرداری مجور بگیره که گرفت و بخشی از عوارض ساخت را پرداخت کرد چون به پروانه برای دریافت وام نیازداشت حال که پروانه را گرفته بدهی خود و جرائم ناشی از ساخت غیرمجاز را پرداخت نمی کند - جوانان منطقه در مشاغل خدماتی و پست بکار برده شده و مشاغل مهم در اختیار بچه های مازندران و دیگر نقاط است
- وجود مازندرانی ها در استان گلستان 0استاندار- معاونین استاندار- مدیرکل دفتر فنی باعث شد تا مدیران مازندرانی کارخانه حسابی قوانین را دور زده و خلاف کنند و کسی هم جرات مقابله ندارد
دوستانی که منطقه را ندیده و از آلودگی آن خبری ندارند اظهارنظر خام نکنند فقط یکبار نیمه شب با صدای انفجار از خواب بیداربشی بعد متوجه خواهندشد یعنی چه ؟
سلام
به نظر من انتخاب منطقه برای تولید سیمان اشتباه بوده است بخاط اینکه جاهای زیادی است که می توان این کارخانه را ساخت که به منابع طبیعی لطمه نزند مانند منطقه بین پیشکمر و مراوه تپه که قرار بود از اول آنجا اجرا شود.
لطفا نماینده محترم قبلی منطقه (سید نجیب) که به شدت پیگیر عملیاتی شدن این کارخانه بود پاسخ دهد
مگر بیابانهای بزرگ ایران در مرکز ایران و خراسان جای کمی است که طبیعت شمال را برای کارخانه سازی ویران می کنیم
والا اتفاقی که جان انسانها رو تهدید کنه نیفتاده بر عکس بخش اندکی از طبیعت در جهت اشتغال و زندگی جمعی از مردم و تولید و سازندگی کشور استفاده میشه که انسانها در طول تاریخ همین کار را کرده اند و اگر اصراف نشود و بیش از حد این اقدام صورت نگیره چیز بدی نیست
گریه ام گرفت چه بگیم ....
ما(دولت و مردم) شديم عين بچه تنبلهايي كه عرضه كار ندارند و ارثيه از بابا به ارث رسيده رو مي فروشند و مي خورند.
بايد مسئول يا مسئولاني كه اين مجوزها رو صادر ميكنند رو از ... اعدام كرد در ملا عام. طبيعت مادر انسانه كسي حاضره مادرشو اينجوري ناكار بكنه؟؟؟؟؟ آقاي مسئول ..... آيا خدا و مردم رو هم در نظر داري؟
من بیش از سه سال برای ساخت این کارخانه در آن طبیعت زیبا کار کردم و هر روز صبح از سنگ شکن تا بارگیرخانه قدم میزدم و بغض گلویم را میفشرد که چرا با طبیعت میهن چنین می کنیم. با ساخت کارخانه ای آلوده کننده که ابتدا قرار بود در مراوه تپه احداث شود و سپس به بهانه اشتغال زائی برای مردم منطقه به گالیکش آورده شد، قطعه ای از بهشت نابود شد.
سيمان گيلان هم در ديلمان يك فاجعه است كه نيمي از كارش تا به حال پيش رفته است.
اشکال اینجاست که به خواست مردم منطقه و پیگیری نماینده مربوطه در مجلس موافقت احداث گرفته میشه اون هم بخاطر اینکه بگن استان ما هم کارخانه سیمان داره ولو به قیمت از بین رفتن محیط زیست درحالی که هم اکنون سیمان از کشور در حال صادر کردنه و اصلا" نیازی به احداث این کارخانه در این منطقه نبوده .
خدا پدر و مادرتان را بیامرزد که این موضوع را مورد توجه قرار دادید.
تخریب نیل کوه و جنگل و از بین رفتن سرمایه های طبیعی منطقه یک طرف ماجرا است.
وجه دیگر ماجرا مشکلات روانی مردم منطقه است. کاش یک شب اینجا میبودید و ساعت دو نیمه شب صدای انفجارات و لرزش زمین را میشنیدید و حس میکردید.
تمام ماجرای این کارخانه نحس سیمان برمیگردد به زدو بندهای سیاسی نمایندگان وقت شهرستان کلاله و گالیکش و...
و الا شما را به خدا به منطقه سری بزنید و ببینید که در فاصله 20 کیلومتری همین نیل کوه زمینهای بایر و کویری کلاله و مراو تپه وجوود دارد که اتفاقا پر ایت از تپه های سیمانی و سنگ سیمان
یادم هست چند سال پیش یک روحانی به نام آقای .... در کلاله در خصوص همین کارخانه و مضراتش سخنرانی کرد بیچاره را کاری کردند که دیگر به این منطقه نیامد و شنیدم که از سوی .... با او برخورد شد.
تاکی باید ما چوب این سیاست بازی ها را بخوریم
نیل کوه من کوه رستم بدرود
پس ما چی صادر کنیم ؟ مجبوریم از طبیعت (سنگ و سیمان و گچ و خاک و نفت و ....)صادرات داشته باشیم بعدش هم بگیم چند میلیون صادرات غیر نفتی داریم.
من مدیر تولید یک کارخانه سیمان هستم . با توجه به دستگاه های جدید الکترو فیلتر خروجی غبار و آلاینده های کارحانه در حد نرمال است . و کشکلی برای ساکنین ایجاد نمی کند . توجه شود حتی در ژاپن هم کارخانه های سیمانی احداث شده که در نقاط مسکونی واقهع شده.
در ایرن نیز سیمان تهران سیمان درود سیمان شرق و چند کارخانه سیمان دیگر در مجاورت مناطق مسکونی می باشد در هر صورت اگر مسائل زیست محیطی رعایت شود مشکلی ندارد در ضمن یک کارخانه سیمان بظرفیت 3600 تن در روز تقریبا روزانه 5400 تن مواد حام نیاز دارد که سالانه می شود 5400*330 روز کاری معادل 1782000 تن و در بیست سال می شود معادل 36 ملیون تن . یعنی تقریبا 16 ملیون متر مکعب که این عدد یعنی کوهی بمساحت 600 متر در 600 متر در ارتفاع 50 متر که خیلی عدد بزرگی نیست و در عوض به اشتغازایی و سودی که مردم بومی می رسد توجه شود
روزگاری صبح که بیدار میشدیم وپنجره رو باز میکردی با افتخار اسم نیلکوه رو بر زبان می آوردیم اما حیف حیف که هر روز داریم نابود شدنش رو میبنیم وکاری نمیتونیم بکنیم....اعتراض ما به جای نمیرسه...آی مسئول محترم!این راهش نیست...لطفا کاری بکنید.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.