آخرین خبرعکس: پنجره‌ای به گذشته؛ شهید لاریجانی در کنار سرلشگر محسن رضایی
27بازدید

قتل پدر و مادری بی‌گناه به دست پسر خشمگین

پسر خشمگین در جنایتی هولناک پدر و مادرش را هدف چاقو و گلوله تفنگ شکاری قرار داد.

به گزارش شبکه ایران، سناریوی این جنایت خانوادگی از یک اختلاف کوچک و جزئی کلید خورد و خیلی‌‌ها هنوز آن را باور ندارند. عامل این جنایت هولناک ساعت 30: 23 شب سه‌شنبه گذشته پدر و مادرش را در خانه‌شان واقع در شهرک توحید مشهد به قتل رساند. پسر جوان که صبح روز بعد از سوی پلیس آگاهی سبزوار دستگیر شده است به خبرنگار شوک گفت: 10روز پیش پدر و مادرم برای مسافرت به تهران رفتند. آنها اصرار داشتند که همراهشان بروم اما من که حوصله سفر نداشتم نپذیرفتم و نرفتم.

رضا که 26 ساله است در حالی که اضطراب زیادی داشت، افزود: پدرم و مادرم از مسافرت برگشتند و همان شب من خیلی دیر به خانه رفتم. پدرم با دیدن من عصبانی شد و پرسید: «تا حالا کجا بودی؟ حتماً معتاد شده‌ای یا با کسی رابطه داری؟» به حرف‌هایش توجهی نکردم ولی وی گوشی تلفن همراهم را برداشت و به داخل زیر زمین رفت تا آن را چک کند. بلافاصله دنبالش رفتم و ما داخل زیر زمین با هم درگیر شدیم. پدرم ضربه‌ای به صورتم زد و من که خیلی عصبانی شده بودم ناگهان چاقویی را برداشتم و ضربه‌ای با آن به صورت پدرم زدم. خون جلوی چشمانم را گرفته بود و اصلاً نمی‌فهمیدم چه می‌کنم. پدرم روی زمین افتاد. در آن لحظه به او ضربه دیگر زدم و پدرم کشته شد. اما برای این که مطمئن شوم نفس نمی‌کشد با دست‌هایم گلویش را فشار دادم. با سر و وضع خون‌آلود از زیرزمین بیرون آمدم و به طبقه بالا رفتم. مادرم با دیدن من جیغ کشید و فریاد زد: «معلوم است چه کار می‌کنی؟» مادرم سر و صدا راه انداخته بود و من که می‌ترسیدم صدایش را کسی بشنود وی را داخل اتاق خواب زندانی کردم و با عجله به زیرزمین برگشتم و اسلحه شکاری را برداشتم و به طبقه بالا برگشتم. من با شلیک گلوله به کتف چپ و یک گلوله به قفسه سینه مادرم وی را نیز به قتل رساندم. تا نزدیک صبح صبر کردم سپس پدر و مادرم را داخل قالی پیچاندم و بستم.

یک راننده وانت نیسان به همراه سه کارگر کرایه گرفتم و گفتم وسایل اضافی و خرت و پرت‌‌های کهنه را می‌خواهم بیرون بریزم. کارگر‌ها قالی و وسایل را پشت خودرو گذاشتند و به بیابان‌‌های روستای «افچنگ» در اطراف سبزوار رفتیم. قالی و وسایل را داخل گودالی بزرگ که شبیه چاه بود انداختیم و به شهر برگشتیم. از کارگر‌ها خواستم در تمیز کردن خانه نیز کمکم کنند که آنها با ورود به خانه و دیدن آثار خون پا به فرار گذاشتند و به این ترتیب بود که موضوع لو رفت و دستگیر شدم.

 

سرهنگ آزادواری فرمانده پلیس سبزوار گفت: با مراجعه سه کارگر به یگان امداد و مراجعه راننده نیسان به پلیس آگاهی و گزارش مبنی بر مشاهده مورد مشکوک به قتل داخل خانه وی، دو تیم از کارآگاهان به طور همزمان به محل ر‌ها شدن اجساد زن و مرد که در خیابان معلم شهرک توحید سبزوار بود اعزام شدند. وی گفت: پلیس اجساد مجید، 53 ساله که بازنشسته فرهنگی بود

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.