۱۰۸۷۰ میلیون دلار فروش سینماهای آمریکای شمالی!
چرا مردم ایران یک دوازدهم آمریکاییها به سینما رفتند؟
همزمان با پایان سال میلادی ۲۰۱۲، اعلام رقم مجموع فروش سینماهای آمریکای شمالی، بسیار شگفتآفرین شد و به خوبی یک هنر ـ صنعت درآمدزا و نه یک هنر هزینهبر را به تصویر کشیده است؛ رخدادی که باید در شرایط کنونی سینمای کشور از سوی کارشناسان روی آن مطالعه شود و به این پرسش پاسخ دهد که چرا با وجود رشد طولی و عرضی سینمای جهان، این حوزه در کشورمان روزهای نه چندان خوشایندی را میگذراند؟!

همزمان با پایان سال میلادی ۲۰۱۲، اعلام رقم مجموع فروش سینماهای آمریکای شمالی، بسیار شگفتآفرین شد و به خوبی یک هنر ـ صنعت درآمدزا و نه یک هنر هزینهبر را به تصویر کشیده است؛ رخدادی که باید در شرایط کنونی سینمای کشور از سوی کارشناسان روی آن مطالعه شود و به این پرسش پاسخ دهد که چرا با وجود رشد طولی و عرضی سینمای جهان، این حوزه در کشورمان روزهای نه چندان خوشایندی را میگذراند؟!
به گزارش «تابناک»؛ کمتر از یک ماه دیگر، همزمان با آغاز جشنواره بینالمللی فجر، سال سینمایی ایران به پایان میرسد و سینماگران در فصل تازهای رقابت خواهند کرد و در این فصل، همگان در حال ورود به رقابتی هستند که بسیاری از کارگردانان مطرح به واسطه کمکاریِ متأثر از شرایط سینما، در میان غایبان جای میگیرند. با وجود این، هیچ کس نمیپرسد، چرا در این حد دغدغههای اکران و از آن پراهمیتتر، دغدغه تأمین کف فروش در آستانه تحویل سال سینمایی کشورمان جدی است؟!

برای بررسی این شرایط نخست باید نگاهی داشت به حجم فروش سینماهای آمریکای شمالی که آمریکا، کانادا و مکزیک را دربرمیگیرد و معمولاً پیوسته اعلام میشود. بنا بر با آمار اعلام شده، مجموع فروش سینماهای آمریکای شمالی با اکران ۶۵۵ فیلم، ده میلیارد و ۸۰۷ میلیون دلار بوده که ۶.۵ درصد (نزدیک ششصد میلیون دلار) از سال ۲۰۱۱ بیشتر است.
این درآمد با متوسط قیمت بلیت هفت دلار و ۹۴ سنت بود ـ که تنها یک سنت نسبت به سال ۲۰۱۱ افزایش یافته ـ به دست آمده که با یک محاسبه ساده، میتوان پی برد که نزدیک یک میلیارد و سیصد و شصت میلیون بلیت سینما در آمریکای شمالی در دوازده ماه ۲۰۱۲ فروخته شده که به نظر میرسد، مکزیک نسبت به آمریکا و کانادا سهم اندکی از این بلیت فروشی را داشته است؛ جالب این که بهای بلیت سینماها در بیش از سی سال در آمریکا نزدیک دو برابر شده است.
![]()
بدین ترتیب هر یک از ۵۵۰ میلیون شهروند آمریکای شمالی، به طور متوسط ۲.۵ فیلم را در سینماها دیدهاند و این صنعت بزرگ را رونق بخشیدهاند تا ۶.۴ درصد (نزدیک هشتاد میلیون) بیش از سال گذشته باشد و رغبت سرمایهگذاری در این حوزه افزایش یابد و در بحران اقتصادی آمریکا، همچنان این صنعت با نمودار رو به بالا ادامه فعالیت دهد و نه صرفاً به عنوان یک هنر که به عنوان هنر ـ صنعت مسیر توسعهیابیاش متوقف ناشدنی تلقی شود.
حال اگر قرار باشد آمار فروش سینمای ایران در سال ۹۰ را در نظر گرفت، شاهد عدد ۳۵ میلیارد تومان (با ارز مرجع ۱۲۰۰ تومانی) نزدیک ۲۹ میلیون دلار خواهیم بود که برای کشوری با جمعیتی نزدیک یک هفتم آمریکای شمالی، عددی بسیار کوچک است و به واقع سینمای ایران در خوشبینانهترین برآورد، عددی حدود یک سیصدم درآمد سینمای آمریکای شمالی را در سال پیشین داشته و با چهارده میلیون و دویست هزار بلیت فروخته، نزدیک ۱.۱ هزارم فروش بلیت در قیاس با آمریکای شمالی داشته است.
البته این اختلاف فروش تا اندازهای با توجه به اختلاف قیمت بلیت (نزدیک چهار برابر) و شرایط اقتصادی این کشور قابل پذیرش است و سینما و تئاتر رفتن، دهههاست بخشی جداناشدنی از سبک زندگی آمریکاییهاست.
با این حال این که در سال ۹۰، از هر پنج ایرانی به طور متوسط تنها یک نفر برای دیدن فیلم به سینما رفته و در قیاس با دیدن ۲.۵ فیلم برای هر ساکن آمریکای شمالی، در واقع ایرانیان یک دوازدهم مردم آمریکای شمالی فیلم دیدهاند، اتفاقی است که دیگر توجیه شدنی نیست و با توجه به تشدید شرایط حاد سینمای کشورمان در سال جاری، احتمالاً این عدد از چهارده میلیون مخاطب سال ۹۰ نیز کاهش بیشتری خواهد یافت و مردم فاصله بیشتری با سینماها خواهند گرفت.
به تازگی تابناک از مخاطبانشان نظرخواهی کرد که اصلیترین علت عدم اقبال به سینما چیست و چهار گزینه را که مهمترین علل این رویکرد تلقی میشود، مورد اشاره قرار داد. در این چهار گزینه، افزایش ممیزی آثار سینمایی بیش از دیگر گزینهها مورد توجه شرکت کنندگان در نظرسنجی قرار گرفت و نزدیک ۴۸ درصد بر این باور بودند که این مسأله و فشارها برای افزایش همین ممیزی کنونی، منجر به افت فروش فیلمها و عدم استقبال مردم شده است.
کاهش کیفیت آثار سینمایی مخاطب پسند نیز دومین عامل مهم در این افت مخاطب و نمودار رو به پایین سینمای کشور به شمار میرفت و پس از این دو عامل، افزایش بهای بلیت سینماها و خروج سینما از سبد اولویتهای اقتصادی خانوارها و همچنین توسعه ابزارهای رقیب سینما نظیر عرضه فیلم با بهای پایین در شبکه خانگی و تماشا در ابزارهای با کیفیتی نظیر سینمای خانگی، ویدئو پروژکشن و... بیشترین علت افت فروش سینماها ارزیابی شده بود.
هرچند همه اینها به یک عنوان یک بسته در کاهش فروش سینمای ایران نقش داشتهاند، واقعیت آن است که در عین حال هیچ کدام از اینها هم در این زمینه نقشآفرین نیست! در بررسی ده فیلم پرفروش ۲۰۱۲ که تنها دو فیلم اول این لیست به تنهایی نزدیک ۲.۶ میلیارد دلار فروش داشتهاند، میتوان به این واقعیت پی برد که کمبود سوژه در آمریکا نیز بیداد میکند و شاید ساخت چندگانهها با سناریوهای متوسط از همین مسأله نشات گرفته باشد و به ظاهر کمبود سناریوهایی با داستانهایی متفاوت نه مشکل ایران که دغدغهای جهانی است.
با وجود این، سوژههای تکراری و سناریوهای چند بخشی در آمریکا میفروشد و تکرار همان سوژهها پیوسته در ایران با شکست در گیشه روبهرو میشود. این سبک ساختههای علمی ـ تخیلی اتفاقاً بخش سانسوری سیاسی به واسطه شرایط ممیزی کشورمان ندارند، در صورتی که در ایران ساخته شود، شاید با فروش بالایی نیز مواجه نشود و هزینه تولید نسبتاً بالای چنین تولیداتی نیز در پایان فروش تأمین نشود.
همچنین نمیتوان منکر این واقعیت شد که ابزارهای رقیب نظیر سینماهای خانگی به مراتب نسبت به ایران توسعه کمی و کیفی بیشتری یافته اند و طبیعتاً مردم آمریکای شمالی باید سینمای خانگی شان را به سینمای محدوده زندگیشان ترجیح دهند؛ اما همچنان بلیت سالن های سینما را میخرند.
شرایط اقتصادی آمریکا نیز شاید برخلاف آنچه گفته میشود، فاجعه نباشد؛ اما نمیتوان انکار کرد که در شرایط ایدهآلی نیست، ولی سینما و دیگر محصولات فرهنگی نه تنها از سبد خانوارهایشان خارج نشده که ششصد میلیون دلار و نزدیک به هشتاد میلیون نفر ـ صندلی نیز افزوده شده و همه گزینههایی که در تخریب جایگاه سینمای ایران نقش داشته، میتوانسته نقش مشابهی در سینمای آمریکا داشته باشد و نداشته است.
واقعیت آن است که مهمترین عامل شیب تند افت مخاطب سینمای ایران، در کنار همه این عوامل اقتصادی، کمی، کیفی و ممیزی، در دو محور کلی خلاصه میشود.
در بخش نخست، مبدل شدن بیشتر آثار سینمایی کشورمان از هر دو سو به بیانیههای اجتماعی و سیاسی است که برای مخاطب خسته کننده شده و فیلم ساز ایرانی درنیافته سینما پیش از آن که یک رسانه باشد، یک سرگرمی و همین وجه سرگرمیاش باعث توسعه یابیاش شد و فراموشی همین موضوع نیز میتواند زمینه کمرنگ شدنش را فراهم آورد و تا این رویکرد جدیتر گرفته نشود که فیلمهای ایرانی در هر ژانر پیام دادن را در زیرینترین لایه این سرگرمی طراحی کنند، افت مخاطب استمرار خواهد شد.
از آن سو و در بخش دوم مخاطب ایرانی هنوز هزینه برای رستورانگردیهای تفریحیاش جایگاه بسیار محکمتری نسبت به حوزه فرهنگ به ویژه سینما دارد.
به واقع تا سینما بخشی از سبک زندگی ایرانی نشود و دستکم فروش سینمای ایران در سال به ۷۵ میلیون بلیت نرسد و هر ایرانی به طور متوسط سالیانه یک بار به دیدن آثار سینمایی نرود، نمیتوان مخاطب ایرانی را علاقهمند به این صنعت تصور کرد و طبیعتاً جامعهای که حاضر نیست برای دوام هنر ـ صنعت سینما هزینه کند، در نهایت هنری نیمه جان خواهد داشت. انتظار بالایی نیست که مردم برای بلیت سینما که قیمتش نصف یک پیتزاست، هزینه کنند و سالنهای سینما را همچون فست فودها رونق ببخشند.
به گزارش «تابناک»؛ کمتر از یک ماه دیگر، همزمان با آغاز جشنواره بینالمللی فجر، سال سینمایی ایران به پایان میرسد و سینماگران در فصل تازهای رقابت خواهند کرد و در این فصل، همگان در حال ورود به رقابتی هستند که بسیاری از کارگردانان مطرح به واسطه کمکاریِ متأثر از شرایط سینما، در میان غایبان جای میگیرند. با وجود این، هیچ کس نمیپرسد، چرا در این حد دغدغههای اکران و از آن پراهمیتتر، دغدغه تأمین کف فروش در آستانه تحویل سال سینمایی کشورمان جدی است؟!

برای بررسی این شرایط نخست باید نگاهی داشت به حجم فروش سینماهای آمریکای شمالی که آمریکا، کانادا و مکزیک را دربرمیگیرد و معمولاً پیوسته اعلام میشود. بنا بر با آمار اعلام شده، مجموع فروش سینماهای آمریکای شمالی با اکران ۶۵۵ فیلم، ده میلیارد و ۸۰۷ میلیون دلار بوده که ۶.۵ درصد (نزدیک ششصد میلیون دلار) از سال ۲۰۱۱ بیشتر است.
این درآمد با متوسط قیمت بلیت هفت دلار و ۹۴ سنت بود ـ که تنها یک سنت نسبت به سال ۲۰۱۱ افزایش یافته ـ به دست آمده که با یک محاسبه ساده، میتوان پی برد که نزدیک یک میلیارد و سیصد و شصت میلیون بلیت سینما در آمریکای شمالی در دوازده ماه ۲۰۱۲ فروخته شده که به نظر میرسد، مکزیک نسبت به آمریکا و کانادا سهم اندکی از این بلیت فروشی را داشته است؛ جالب این که بهای بلیت سینماها در بیش از سی سال در آمریکا نزدیک دو برابر شده است.
بدین ترتیب هر یک از ۵۵۰ میلیون شهروند آمریکای شمالی، به طور متوسط ۲.۵ فیلم را در سینماها دیدهاند و این صنعت بزرگ را رونق بخشیدهاند تا ۶.۴ درصد (نزدیک هشتاد میلیون) بیش از سال گذشته باشد و رغبت سرمایهگذاری در این حوزه افزایش یابد و در بحران اقتصادی آمریکا، همچنان این صنعت با نمودار رو به بالا ادامه فعالیت دهد و نه صرفاً به عنوان یک هنر که به عنوان هنر ـ صنعت مسیر توسعهیابیاش متوقف ناشدنی تلقی شود.
حال اگر قرار باشد آمار فروش سینمای ایران در سال ۹۰ را در نظر گرفت، شاهد عدد ۳۵ میلیارد تومان (با ارز مرجع ۱۲۰۰ تومانی) نزدیک ۲۹ میلیون دلار خواهیم بود که برای کشوری با جمعیتی نزدیک یک هفتم آمریکای شمالی، عددی بسیار کوچک است و به واقع سینمای ایران در خوشبینانهترین برآورد، عددی حدود یک سیصدم درآمد سینمای آمریکای شمالی را در سال پیشین داشته و با چهارده میلیون و دویست هزار بلیت فروخته، نزدیک ۱.۱ هزارم فروش بلیت در قیاس با آمریکای شمالی داشته است.
البته این اختلاف فروش تا اندازهای با توجه به اختلاف قیمت بلیت (نزدیک چهار برابر) و شرایط اقتصادی این کشور قابل پذیرش است و سینما و تئاتر رفتن، دهههاست بخشی جداناشدنی از سبک زندگی آمریکاییهاست.
با این حال این که در سال ۹۰، از هر پنج ایرانی به طور متوسط تنها یک نفر برای دیدن فیلم به سینما رفته و در قیاس با دیدن ۲.۵ فیلم برای هر ساکن آمریکای شمالی، در واقع ایرانیان یک دوازدهم مردم آمریکای شمالی فیلم دیدهاند، اتفاقی است که دیگر توجیه شدنی نیست و با توجه به تشدید شرایط حاد سینمای کشورمان در سال جاری، احتمالاً این عدد از چهارده میلیون مخاطب سال ۹۰ نیز کاهش بیشتری خواهد یافت و مردم فاصله بیشتری با سینماها خواهند گرفت.
به تازگی تابناک از مخاطبانشان نظرخواهی کرد که اصلیترین علت عدم اقبال به سینما چیست و چهار گزینه را که مهمترین علل این رویکرد تلقی میشود، مورد اشاره قرار داد. در این چهار گزینه، افزایش ممیزی آثار سینمایی بیش از دیگر گزینهها مورد توجه شرکت کنندگان در نظرسنجی قرار گرفت و نزدیک ۴۸ درصد بر این باور بودند که این مسأله و فشارها برای افزایش همین ممیزی کنونی، منجر به افت فروش فیلمها و عدم استقبال مردم شده است.
کاهش کیفیت آثار سینمایی مخاطب پسند نیز دومین عامل مهم در این افت مخاطب و نمودار رو به پایین سینمای کشور به شمار میرفت و پس از این دو عامل، افزایش بهای بلیت سینماها و خروج سینما از سبد اولویتهای اقتصادی خانوارها و همچنین توسعه ابزارهای رقیب سینما نظیر عرضه فیلم با بهای پایین در شبکه خانگی و تماشا در ابزارهای با کیفیتی نظیر سینمای خانگی، ویدئو پروژکشن و... بیشترین علت افت فروش سینماها ارزیابی شده بود.
هرچند همه اینها به یک عنوان یک بسته در کاهش فروش سینمای ایران نقش داشتهاند، واقعیت آن است که در عین حال هیچ کدام از اینها هم در این زمینه نقشآفرین نیست! در بررسی ده فیلم پرفروش ۲۰۱۲ که تنها دو فیلم اول این لیست به تنهایی نزدیک ۲.۶ میلیارد دلار فروش داشتهاند، میتوان به این واقعیت پی برد که کمبود سوژه در آمریکا نیز بیداد میکند و شاید ساخت چندگانهها با سناریوهای متوسط از همین مسأله نشات گرفته باشد و به ظاهر کمبود سناریوهایی با داستانهایی متفاوت نه مشکل ایران که دغدغهای جهانی است.
با وجود این، سوژههای تکراری و سناریوهای چند بخشی در آمریکا میفروشد و تکرار همان سوژهها پیوسته در ایران با شکست در گیشه روبهرو میشود. این سبک ساختههای علمی ـ تخیلی اتفاقاً بخش سانسوری سیاسی به واسطه شرایط ممیزی کشورمان ندارند، در صورتی که در ایران ساخته شود، شاید با فروش بالایی نیز مواجه نشود و هزینه تولید نسبتاً بالای چنین تولیداتی نیز در پایان فروش تأمین نشود.
همچنین نمیتوان منکر این واقعیت شد که ابزارهای رقیب نظیر سینماهای خانگی به مراتب نسبت به ایران توسعه کمی و کیفی بیشتری یافته اند و طبیعتاً مردم آمریکای شمالی باید سینمای خانگی شان را به سینمای محدوده زندگیشان ترجیح دهند؛ اما همچنان بلیت سالن های سینما را میخرند.
واقعیت آن است که مهمترین عامل شیب تند افت مخاطب سینمای ایران، در کنار همه این عوامل اقتصادی، کمی، کیفی و ممیزی، در دو محور کلی خلاصه میشود.
در بخش نخست، مبدل شدن بیشتر آثار سینمایی کشورمان از هر دو سو به بیانیههای اجتماعی و سیاسی است که برای مخاطب خسته کننده شده و فیلم ساز ایرانی درنیافته سینما پیش از آن که یک رسانه باشد، یک سرگرمی و همین وجه سرگرمیاش باعث توسعه یابیاش شد و فراموشی همین موضوع نیز میتواند زمینه کمرنگ شدنش را فراهم آورد و تا این رویکرد جدیتر گرفته نشود که فیلمهای ایرانی در هر ژانر پیام دادن را در زیرینترین لایه این سرگرمی طراحی کنند، افت مخاطب استمرار خواهد شد.
از آن سو و در بخش دوم مخاطب ایرانی هنوز هزینه برای رستورانگردیهای تفریحیاش جایگاه بسیار محکمتری نسبت به حوزه فرهنگ به ویژه سینما دارد.
به واقع تا سینما بخشی از سبک زندگی ایرانی نشود و دستکم فروش سینمای ایران در سال به ۷۵ میلیون بلیت نرسد و هر ایرانی به طور متوسط سالیانه یک بار به دیدن آثار سینمایی نرود، نمیتوان مخاطب ایرانی را علاقهمند به این صنعت تصور کرد و طبیعتاً جامعهای که حاضر نیست برای دوام هنر ـ صنعت سینما هزینه کند، در نهایت هنری نیمه جان خواهد داشت. انتظار بالایی نیست که مردم برای بلیت سینما که قیمتش نصف یک پیتزاست، هزینه کنند و سالنهای سینما را همچون فست فودها رونق ببخشند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دلیلش بی محتوایی و سطح پایینی فیلمها و بازیگرهای درجه 5 سینما(البته بجز اساتید) است
قیاس مع الفارق فرمودید!
همین فیلمای آمریکایی که ملت صبح تا شب تو اینترنت دنبال لینک مجانی دانلودشون هستن رو تو سینماها حق پخششو بخرن اکران بکنن ببینید چه صنعت پرطرفداری میشه تو ایران ..
من همین یه ماه پیش رفتم دبی تو یه مرکز خرید یه سینمابود که چندتا فیلم داشت من رفتم بیلط گرفتم خودت می تونستی جات انتخاب کنی من وی ای پی گرفتم جا تون خالی بعدا که کارمون طول کشید رفتم سانسش عوض کردم خیلی راحت مثل اب خوردن فیلمش سه بعدی بود چه سینمای ی در تمام مدت... که چرا مردم با کلاس ما از این چیزا ندارند کل سینما که ظرفییتش 1000نفر بود فقط 15 نفر اومده بودند که اندازه 1500نفر اشغال ریخته بودن حیفچه تهویه ای چه صدای تر دی حیف
برنامه های سیما انقدر سرگرم کننده و اموزنده می باشد که باعث شده ایرانیان رغبت رفتن به سینما را از دست بدهند
حدود 13000000نفر در سال 90 فقط در ایران سینما رفته اند
70 عدد فیلم سینمایی ساخته شده
10 تا از اینها میلیاردی فقط در ایران فروش داشته
اسکار گرفته
فیلم کمدی خانوادگی جنگی تاریخی و... ساخته ایم
بجز امریکا چند تا کشور دیگر همچین امار خوبی دارند
مشکل ما چشم های ماست
همین فیلمای آمریکایی که ملت صبح تا شب تو اینترنت دنبال لینک مجانی دانلودشون هستن رو تو سینماها حق پخششو بخرن اکران بکنن ببینید چه صنعت پرطرفداری میشه تو ایران ..
به این دلیل که سینمای ایران یک صد و بیستم آمریکا هزینه کرده است!
پس ایرانیها خیلی به سینما رفته اند چون سینمای فعلی ایران ارزش اینقدر دیدن را نداشته است.
بروجرد ما پیش از انقلاب 50 هزار نفر جمعیت داشت و 4 سینما. الان که 250 هزار نفر جمعیت داره قاعدتا باید 20 تا سینما داشته باشه اما فقط یکی داره که اون هم منتظر زمین لرزه بعدیه تا تخریب و تعطیل بشه!
در آمریکا مشکلات اقتصادی خیلی زیادی هست و مردم با رفتن به سینما با یک قیمت پایین تفریح میکنند ولی در ایران بدلیل بالا بودن سطح رفاه مردم کمتر به سمت سینما می روند و بیشتر به سمت تفریحات گرانقیمت گرایش دارند
به جای مقایسه فروش سینمای ایران و آمریکا، باید به تفاوت های فرهنگی دو کشور پرداخته بشه. سینما رفتن برای فرهنگ ایرانی جذابیت زیادی نداره.
کلا فیلم های ایرانی دو تا موضوع بیشتر ندارن، یا نقش اولشو یک ادم بدبخت بیچاره که توی فلاکت داره دستو پا میزنه برعهده داره که ازشون به عنوان فیلم های هنری یاد میشه، یا هم سه تا بچه پولداری که خیلی احساس خفن بودن و کول بودن دارن نقش اصلی قیلم رو بر عهده دارن که ازشون تحت عنوان فیلم کمدی یاد میشه!
اينجوري نيست يازده دوازدهم مردم توي خونه فيلمهاي جذاب آمريكائي نگاه ميكنن هم تكنيك خوب دارن هم كيفيت اگه فيلمهاي ايراني رو توي سينماهاي آمريكا اكران كنن يك سي ام هم استقبال نمي كنن
آقا كو دله خوش كه بره سينما؟
تو خرج خوراك زن و بچه مونديم سينما كي ميتونه بره
چرا مردم ایران یک دوازدهم آمریکایی ها به سینما رفتند؟
عجب سوال ژرفی پرسیدید .
چون فیلمای اونا 1200 برابر از فیلمای ما بهتره!
چون بودجه ما یک دوزادهم هست
اگ بخواهيم به اين چرا جواب بدهيم، چراهاي ديگري زنجير وار وجود دارد نظير اينكه:
چرا مردم ايران كمتر از امريكائي ها كتاب مي خوانند؟
چرا تيراژ كتاب هاي در ينگه دنيا بالاي 50 هزار تا است اما در ايران حول و حوش 2000 تا دور مي زند؟
و چرا هاي ديگر
پیل ندارند
من اومدم که یه چیزی بنویسم دیدم سایر دوستان به اندازه کافی نوشته اند فقط می نویسم که تابناک خودت را به کوچه علی چپ نزن. خودت خوب می دونی که چرا، فقط می خواهی مردم را محک بزنی.
سینمایی که در اون فساد وفحشا حکمرانی کنه و با اعتقادات دینی ما سنخیتی نداشته باشد همینطور می شود.
سینما باید با فطرت پاک انسانی تطابق داشته باشد نه اینکه هرآنچه را نظام غرب قی میکند سینمای ایران تحویل بگیرد .
گفتم سینمای ایران ،چون سینمای ما اسلامی نشده ،سینمایی که مولفه هایش را از غرب میگیرد( به جز انگشت شماری از فیلم ها ) همان سینمای ایرانی می شود نه اسلامی.
پس چرا مردم این قدر فیلم امریکایی دوست دارن و در به در دنبال اون فیلم هان؟ حتما فقط امثال شما مسلمون واقعی هستین!
عجب خبری دارید یعنی نمی دانید برای دیدن کدام فیلم و با چه روحیه ای و با کدام پول
دلايل زيادي راميتوان ارائه دادكه خودتان بهترازمن ميدانيدلذايكي ازمشكلات اساسي درجامعه مااين است كه افرادغيرمتخصص درمسائل مختلف نظرداده ونگرش درخصوص سينمامحدوداست
در امریکا طبق سلیقه مردم فیلم میسازند و در ایران ممکن نیست چنین کاری کنند.
چون بودجه مملكتشونم يك دوازدهم بسته ميشه ديگه!!!!!
متاسفانه، فیلمهای ما ایرانیها بسیار کلیشه ای و بی محتوا هستند. آدم از دیدن آنها خسته می شه. هیچ پیامی ندارند. واقعاٌ کسانی که فیلم می سازند، به سلیقه و خواست درونی مردم توجه می کنند؟
براي اينكه ما ايراني هستيم و آنها آمريكائي هستيم با هم فرق داريم .
بليط سينما در ايران نسبت به در أمد كرونه شايد بعد إز تبديل به نظر بليط سينما تو خارج إز ايران خيلي كرانتر به نظر برسه اما به نسبت در امدشون كه أكر اونم تبديل كنيد جيزي نميشه
چون مردم ایران 1/12 مردم امریکا پول در میارند
تحلیل تابناک و کامنت ها بیشتر در فضای تهران و چند شهر ایران نفس می کشد، در حالیکه 15میلیون روستایی ایران که اساسا سینما ندارند،همچنین در شهرهای کوچک نیزیا سینما نیست و یا چندماه در سال خراب است و یا فیلم های دست چندم را نشان میدهد و فیلمهای خوب را هم بعضا همزمان با پخش در ویدئوکلوپ هانشان میدهد.آمار این دو قشر از جامعه حدودا می شود نصف جمعیت ایران!لذا آمار سینما رفته ها را باید فقط برای نصف جمعیت مانده لحاظ کرد نه کل جمعیت ایران!
نمیدونم کجای سینمای ایران رو میخوایید با سینمای امریکا مقایسه کنید چند تا دختر با بینی عمل کرده و لنزای رنگی تو چشمشون با چند تا پسر زیر ابرو برداشته میشه خلاصه سینمای امروز مااین کار شما مثل اینه که بخوایید فوتبالمون رو با لالیگا یا لیگ برتر انگلیس مقایسه کنید.
من 32 سالمه و در اين مدت يكبار هم به سينما نرفته ام و اگه بليطش رايگان هم بشه به سينما نميرم چون تلف كردن عمره
يك نمونه از لهو و لعب همينه
"جامعه ای که حاضر نیست برای دوام هنر-صنعت سینما هزینه کند"؟! واقعا؟ بگذارید بگم دالایلش چی هستن:
1- سیستم حرفه ای سازندگان فیلم
2- شرکتهای حرفه ای و ثروتمند شاغل در زمینه ی نشر و توزیع فیلم (شرکت های پخش کننده ی محصولات تولید شده، مانند IMAX و CINEPLEX)
3- اشتیاق هنرپیشگان کاملا حرفه ای به سهیم بودن در این صنعت موفق
4- عدم وجود ممیزی در مسیر تولید و پخش
5- اقتدار بخش خصوصی در تولید اثرات هنری
این کارها اگه در ایران صورت گرفت و مردم به سینما ها نرفتن اونوقت بگید: "جامعه ای که حاضر نیست برای دوام هنر-صنعت سینما هزینه کند"
سنمامون هم مثل خودرو سازیمون...وقتی رقابت نباشه همینه.. مثلا همین کلاه قرمزی از اون موقع که بچه بودیم تا حالا که بچه داریم هرچند سال یک بار پروژه اش کلید میخوره میشه پرفروشترین فیلم..چون رقابتی نیست
اول از همه محدود بودن موضوعات هست : عاشقانه نباشد ، انتقاد سیاسی نباشد، انتقاد نهادها نباشد و هزارجور محدودیت دیگه که باعث میشه مخاطب نتونه با فیلم ارتباط برقرار کنه...
تازه با این محدودیت ها یک سری فیلم ساخته می شود ، بعد یک سری آدم تصمیم می گیرند که مردم چی باید ببیند !! و مطابق نظر خودشون سانسور می کنند!!
تازه بعد از اون هم عده ای خود جوش !! جلوی اکران فیلمهایی که مطابق سلیقه آنها نیست رو می گیرند!!!
تازه این رو به آمار شهرها و شهرستانهایی که اصلا سینما ندارند اضافه کنید!!
جالبه که با پايين تر آمدن کيفيت فيلم ها، قيمت ها به شدت بالا رفته. مقایسه تغيير قيمت بليط ها هم جالبه
وقتی ذائقه مردم از سینمای خانواده محور به سمت جذابیت های جنسی هالیود کشیده شده انتظار استقبال نباید داشته باشیم. فرهنگ عمومی ما الان طالب فیلم های فارسی وان شده اونوقت هی بگین چرا سینما نمی رن. در ثانی هزینه سینما در خارج در مقایسه با خرید و دیدن فیلم در خانه بسیار پایین است هر کس ترجیح می ده بره سینما فیلم ببینه تا 30-40 دلار بده اونو بخره.
نصف اول حرفات منفی داره ونصفه ی دوم مثبت
فیلم ها یا موضوعات تکراری دارند انهم با کیفیت پایین یا به دست سانسورچی و قیچی اش می افتند و چیزی از فیلم باقی نمی ماند که ارزش دیدن داشته باشد . برخی عقیده دارند که در این کشور مردم صلاحیت ندارند در مورد انتخاب فیلم مورد علاقه شان شخصأ تصمیم گیری کنند .
ببینید من وقتی نوجوون بودم حدود 10سال پیش سینما رفتن جز لاینفک زندگیه من و مادرم و خواهرم بود،یعنی من و خواهرم از مدرسه میامدیم خونه حاضر میشدیم و با مامانم که از سر کار می اومد خونه تو راه قرار میزاشتیم که بریم سینما،هفته ای یه بار میرفتیم.اون موقع فیلها جذاب تر و قشنگ تر بودن،الان واقعا فیلمها ارزش دیدن ندارن،اصلا کیفیت ندارن،من شخصا با این حجم فیلم و سریال خارجی و خوش ساخت و حرفه ای که تو کشور به وفور تو هر بقالی با زیر نویس فارسی به فروش میرسه واقعا حاظر نیستم پول مفت به سینما بدم.ترجیح میدم یه چیزی بزارم روش با دوستام برم دربند کباب بخورم!!!قدیما انگار فیلمها قشنگ تر بودن و ما هم توقعمون پاییتر بود،ولی الان مردم ایران واقعا انتطار بالایی از فیلم و سینما دارن که تو تولیدات داخلی پیداش نمیکنن .تلویزیون هم همین مشکل و داره،شما به رنگ قالب سریالهای تلویزیونی سیما توجه کنید؟!!همش سیاهه!!!اینو مقایسه کنید با سریالهای خوش آب و رنگ و با خوش برو روی خارجی!!یکی وقتی بعد از تمام درگیریهای فکری میخواد بشینه شب تو خونه فیلم و سریال ببینه باید چیزی ببینه که روحشو شاد کنه،4تا آدم رنگی ببینه!!!
هزاران مثبت +++++++++
جناب تابناک خیلی دلیل داره :
1. سرمایه گذاری درست
2. کیفیت بالا
3. و ازادی سینما که باعث شده هر کارگردانی بدون هیچ درگیری ذهنی ایده اش را به فیلم تبدیل کنه
تو شهر ما ( یاسوج ) با بیشتر از صد هزار نفر جمعیت یک سینما هم نداریم! بریم چی نگاه کنیم... یه سینما هم قدیما بود که خیلی کوچیک و خصوصی بود... بعد هم که لطف کردن خرابش کردن و تبدیل شد به پارکینگ!
فیلم های ایرانی رو یا باید غیر مجاز تهیه کرد یا اینکه حداقل یک سال صبر کنیم تا اصلش بیاد تو ویدئو کلوبا ببینیم...
شهر ما سبزوار که 250 هزار نفر جمعیت داره، هم الان خیلی کم به تنها سینمای شهر میروند چون همه ی فیلم ها مضمونشان یکی است و چند بازیگر لباس فقط عوض میکنند
قبول ندارم سینما بخشی از زندگی ایرانی نیست. حداقل برای من اینطور هست که هرروز یک فیلم ببینم. اما این فیلم همیشه فیلمی غیر از فیلم های سینما ایران بوده.
اینکه من حاضر نیستم برای سینما ایران پول بدم نباید اینطور تعبیر بشه که سینما و فیلم به کل از زندگی ما حذف شده.
متاسفانه تو سینمای ایران 2 چیز ثابت هست:
1- موضوع
2- بازیگران
فک کنم کل فیلم ها با 5 یا 6 بازیگر ثابت ساخته میشه
سینما را به سینماگران بسپارید ، مثل تایید فیلمنامه ، حتی جایزه دادن فجر را ، یعنی دولت را هیچکاره کنید بعد همه چی درست می شود ....
نبود فیلم نامه خوب بیداد می کنه.کلی ژانر داریم(جنایی، ترسناک، تاریخی، انیمیشن، تریلر و ....) اونوقت تموم فیلم های شدن سیاسی یا اجتماعی.آدم حالش بد میشه اینقدر فیلمای تکراری می بینه.
راستش من رفتم تو کف قیمت بلیت. دقت کردید؟! سال 1980 2.69 دلار و سال 2012 7.94 دلار!!!!!!!!
فکر کن مثلا تو ایران 32 سال پیش قیمت یه چیزی سه هزار تومن بود و الان هشت هزار تومن!!!!!
دارید تورم رو؟؟!!!
خدا!!!!!!! (با حالت عجز!)
خوب دقدقه جالبی است این سینما
باور کنید ایرانی ها خیلی فیلم می بینند حتی شاید بیشتر از خیلی از کشورهای دیگر می توانید رونق کلوپ هایی که فیلم اجاره می دهند را ببینید(اگر فیلم زبان اصلی بدهند که ...)
علتش از نظر من.
1. سینماها مکان های خوبی برای فیلم دیدن هستند اما نه در سینماهایی که وقتی از سینما خارج می شوید ،سردرد و گردن درد و کمر درد و انواع درد دیگر می گیرید(سینماهای راحتی نداریم برای نشستن و نور و..)
2.فیلم ها واقعا بی کیفیت هستند
3.فیلم های خوب بلوکه می شوند.مسئولین و یا افراد تاثیر گذار دوست دارند که فیلمی که انها می پسندند را مردم ببینند(مثلا بلیط فیلم ... را در بین مدارس ،معلمان و کارمندان و... با قیمت رایگان و نصف توزیع می کنند)
4.فیلم های با کیفیت بسیار راحت می توان در بیرون تهیه کرد (ببینید سالانه چقدر فیلم با کیفیت آمریکا می سازد)
5.به دلیل مشکلات فراوانی که ایرانیان دارند خواهان دیدن فیلم های طنز با کیفیت هستند که متاسفانه بدلیل مسائل ممیزی قابل تولید نیست
6.هزینه سینما در ایران بیکباره بسیار بالا رفت
شما خودتان حساب کنید با 5 - 10 تومن چند فیلم از کلوپ می توان گرفت که چندین نفر با هم ببینند
در آخر من از سال 82 به بعد حدود 6 فیلم بیشتر ندیده ام(سام و نرگس ،4 چنگولی،10 رقمی،دعوت،جدایی نادر از سیمین،حضرت سلیمان)
که 3 تا از این فیلم ها رو تا آخر در سینما نشستم که این فاجعه است برای سینما
در آخر مشکلات سینما ها را حل کنید بعد به سراغ مردم بیایید
اگر منتشر شود فکر کنم از نظر دوستان نیز تایید شود
کاش یه روزی این تیترها رو هم ببینیم :
* چرا مردم ایران یک دهم آمریکایی ها هم درآمد ندارند؟
* چرا مردم ایران اتومبیلهایی که 20 سال پیش آمریکایی ها سوار میشدند را سوار میشوند؟
* چرا مردم ایران یک بیستم آمریکایی ها تفریح میکنند؟
* چرا؟؟؟؟واقعا چرا؟
تابناک جان دنبال جواب نمونه سوالات بالا باش.
مگه بیکارم پولم رو هدر کنم میرم فیلم های جدید خارجی رو نگاه میکنم و لدت میبرم، فیلم های داخلی قصه ی پر کشش و منسجمی نداره! موضوع هم تو ادبیات گذشته هامون تا دلت بخواد زیاد و بسیار جذابه! مثلا اگه هالیوود قصه ی رستم دستان رو با بهترین جلوه ها میساخت شاید جزو پر فروش ترین ها میشد. یا اونا قصه ی الکساندر رو میسازن ولی ما نمیتونیم قصه ی کوروش را بسازیم.اگه همین طور سینما در جا بزنه و قصه هاش گیرا نباشه و این قدر فیلم ها متوقف بشن من یکی هیچ وقت با سینما آشتی نمی کنم و دوستی خودم رو با فیلم های خارجی برقرار میکنم تا حداقل لحظه ای مشکلات زندگی م رو که لااقل فراموش کنم نه این که با دیدن فیلم های خودمون احساس میکنم کلی مشکل دیگه هم به مشکلاتم اضافه شد! طلاق ، بی پولی ، بد بختی ، فلاکت ، مسائل سیاسی، هجران و فراق و هزاران درد بی درمون دیگه! تا اینا باشه همون قهر باشیم بهتره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.