مجوز عجیب دفتر موسیقی وزارت ارشاد
برادر غرقِ خونـــه مادر بزرگه؟!
از یک سو، نواهای شهرام ناظری که بخشی از شاهنامهخوانی بوده، به گفته این استاد در کنسرت اخیرشان، شش سال مجوز نمیگیرد و سرانجام فشرده در نمایشگاه بینالمللی با اجراهایی همراه میشود و از سوی دیگر، برخی موسیقیهایی که نه تنها توهین به ناظریها و شجریانها، بلکه عملاً تخریب موسیقیهای انقلابی و مفاهیم نوستالژیکی ـ که این نواها با خود یدک میکشد ـ است، به سادگی مجوز نشر میگیرد!

در رخدادی بیسابقه، در یکی از آلبومهای موسیقی ـ که به تازگی رسما و با مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد انتشار یافته ـ یکی از حماسیترین نواهای کشور ـ که یادآور رشادت شهدای جنگ تحمیلی است ـ با موسیقی کودکانهای ادغام شده تا در مجموعهای که بیشترین ادعا را در حوزه موسیقی دارد، شاهد انتشار یک اثر توهینآمیز باشیم!
به گزارش «تابناک»، فضای رو به رشد موسیقی کشور، زمینهساز شکلگیری گروههایی شده که باید برای بالا بردن جایگاه این هنر تأثیرگذار، تا جایی که میشود از آنها حمایت کرد و ناگفته نماند که «تابناک» نیز در ماههای اخیر بر این حمایتها افزوده اما اینکه این حمایت تا کجا میبایست استمرار یابد، موضوع قابل بحثی است و لزوماً نمیتوان از عملکرد یا خروجی فعالیت هر گروه حمایت جدی داشت.
گروه «پالت» که در واقع برخی عوامل تجزیه شده از گروه «دنگ شو» و تعدادی دیگر از نوازندگان را در برمیگیرد، جمعه پیش، نخستین آلبومش را با نام «آقای بنفش» منتشر کرد. برخی از قطعات موسیقی که پیش از این برای معرفی و طرح نام این گروه انتشار یافته بود، به همراه برخی قطعات دیگر در این آلبوم جای گرفته بود و رونمایی از این آلبوم نیز با استقبال وسیعی همراه شد که یک اتفاق مثبت برای این گروه جوان بود.
با این حال زمانی که نواهای این گروه در دستگاه پخش شنیده شد، یک لکه بزرگ سیاه همه تلاش این گروه را تحتالشعاع قرار داد و آن هم به سخره گرفتن یکی از نواهای حماسی ایران است. در یکی از آهنگهای این آلبوم، سراغ یکی از جدیترین آلبومهای تاریخ موسیقی ایران ـ که در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی به شدت مورد توجه بود و محصول نوای اساتید محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و محمدرضا لطفی است ـ رفته و تصنیف «شب» را عملاً به یک کمدی شنیداری تحلیل داده بود.
تصنیف «شب» که از مجموعه «چاووش ۲» است و محمدرضا شجریان در اوج انقلاب بر روی موسیقی از محمدرضا لطفی و با همراهی گروه شیدا در مایه دشتی اجرا کرده بود، روایتی بود از شهادت مردان آزادی خواه ایران و روایت شعری ماندگار و در ادامه در دوران دفاع مقدس نیز به واسطه عمق اثرگذاری مورد توجه قرار گرفت و جزو ماندگارترین سرودهای انقلابی است. در این شعر آمده بود:

«شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه اش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که هم رزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
برادر کاکلش آتش فشونه»
هماکنون این گروه با آوردن بخشی از تصنیف به یکباره برادر «... برادر غرق خونه» را با آهنگ «خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره» درآمیخته و ترکیب خندهدار «... برادر نوجوونه، برادر غرق خونه، برادر مثل خورشید سر میکشه تو خون ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره...» را تنظیم کرده و از دفتر موسیقی وزارت ارشاد مجوز گرفته و راهی بازار کرده است! جالب اینکه در مراسم رونمایی از این آلبوم، نخستین نسخه به مرضیه برومند کارگردان مجموعه تلویزیونی «خونه مادربزرگه» اهدا شد تا مشخص شود چنین حرکتی کاملاً با منظور صورت پذیرفته است.
اینکه چنین گروهی در آغاز راه به چه نتیجهای رسیده که چنین تعریضی به آلبوم مشترک استاد شهرام ناظری و محمدرضا شجریان و این شعر حماسی داشته باشد، پرسشی است که متأسفانه امکان طرحش فراهم نشد و خواننده این گروه اصولاً حاضر به گفتوگو با «تابناک» درباره آلبوم جدیدشان از پیش از انتشار این محتوای عجیب نشده است؛ اما این که مدیر محترم دفتر موسیقی وزارت ارشاد با کدام مبنا به چنین شعر و موسیقی مجوز داده و اصلاحیهای بر این موسیقی ننوشته، از مسائلی قابل تأمل است.
از یک سو نواهای شهرام ناظری که بخشی از شاهنامهخوانی بوده، به گفته این استاد در کنسرت اخیرشان ـ شش سال مجوز نمیگیرد و در نهایت به طور فشرده در نمایشگاه بینالمللی با اجراهایی همراه میشود و از آن سو، برخی از موسیقیهایی که نه تنها توهین به ناظریها و شجریانها بلکه عملاً تخریب موسیقیهای انقلابی و مفاهیم نوستالژیکی که این نواها با خود یدک میکشد، به سادگی مجوز نشر میگیرد!
به هر صورت این رویکرد که معیارهای دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، گاهی از دروازه عبور نمیکند و بدیهیاتی همچون شاهنامه خوانی آن هم با نوای شهرام ناظری مجوز نمیگیرد و از آن سو از سوراخ سوزن میگذرد و چنین آهنگهایی مجوز میگیرد، جای بسی تأمل دارد. بیگمان، آلبوم «آقای بنفش» از نواهای قابل قبولی برخوردار است اما چرا در حد سر سوزنی دقت نشده و اگر شده، چرا چنین خروجی به دست آمده و میان این آلبوم قابل قبول، چنین نوای غیرقابل قبولی گنجانده شده است؟
به گزارش «تابناک»، فضای رو به رشد موسیقی کشور، زمینهساز شکلگیری گروههایی شده که باید برای بالا بردن جایگاه این هنر تأثیرگذار، تا جایی که میشود از آنها حمایت کرد و ناگفته نماند که «تابناک» نیز در ماههای اخیر بر این حمایتها افزوده اما اینکه این حمایت تا کجا میبایست استمرار یابد، موضوع قابل بحثی است و لزوماً نمیتوان از عملکرد یا خروجی فعالیت هر گروه حمایت جدی داشت.
گروه «پالت» که در واقع برخی عوامل تجزیه شده از گروه «دنگ شو» و تعدادی دیگر از نوازندگان را در برمیگیرد، جمعه پیش، نخستین آلبومش را با نام «آقای بنفش» منتشر کرد. برخی از قطعات موسیقی که پیش از این برای معرفی و طرح نام این گروه انتشار یافته بود، به همراه برخی قطعات دیگر در این آلبوم جای گرفته بود و رونمایی از این آلبوم نیز با استقبال وسیعی همراه شد که یک اتفاق مثبت برای این گروه جوان بود.
با این حال زمانی که نواهای این گروه در دستگاه پخش شنیده شد، یک لکه بزرگ سیاه همه تلاش این گروه را تحتالشعاع قرار داد و آن هم به سخره گرفتن یکی از نواهای حماسی ایران است. در یکی از آهنگهای این آلبوم، سراغ یکی از جدیترین آلبومهای تاریخ موسیقی ایران ـ که در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی به شدت مورد توجه بود و محصول نوای اساتید محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و محمدرضا لطفی است ـ رفته و تصنیف «شب» را عملاً به یک کمدی شنیداری تحلیل داده بود.
تصنیف «شب» که از مجموعه «چاووش ۲» است و محمدرضا شجریان در اوج انقلاب بر روی موسیقی از محمدرضا لطفی و با همراهی گروه شیدا در مایه دشتی اجرا کرده بود، روایتی بود از شهادت مردان آزادی خواه ایران و روایت شعری ماندگار و در ادامه در دوران دفاع مقدس نیز به واسطه عمق اثرگذاری مورد توجه قرار گرفت و جزو ماندگارترین سرودهای انقلابی است. در این شعر آمده بود:

«شب است و چهره میهن سیاهه
نشستن در سیاهیها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره
برادر شعله واره
برادر دشت سینه اش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و توفان
من و اندیشههای پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجوونه
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که هم رزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجوونه
برادر شعله واره
برادر غرق خونه
برادر کاکلش آتش فشونه
برادر کاکلش آتش فشونه»
هماکنون این گروه با آوردن بخشی از تصنیف به یکباره برادر «... برادر غرق خونه» را با آهنگ «خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره» درآمیخته و ترکیب خندهدار «... برادر نوجوونه، برادر غرق خونه، برادر مثل خورشید سر میکشه تو خون ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره...» را تنظیم کرده و از دفتر موسیقی وزارت ارشاد مجوز گرفته و راهی بازار کرده است! جالب اینکه در مراسم رونمایی از این آلبوم، نخستین نسخه به مرضیه برومند کارگردان مجموعه تلویزیونی «خونه مادربزرگه» اهدا شد تا مشخص شود چنین حرکتی کاملاً با منظور صورت پذیرفته است.
اینکه چنین گروهی در آغاز راه به چه نتیجهای رسیده که چنین تعریضی به آلبوم مشترک استاد شهرام ناظری و محمدرضا شجریان و این شعر حماسی داشته باشد، پرسشی است که متأسفانه امکان طرحش فراهم نشد و خواننده این گروه اصولاً حاضر به گفتوگو با «تابناک» درباره آلبوم جدیدشان از پیش از انتشار این محتوای عجیب نشده است؛ اما این که مدیر محترم دفتر موسیقی وزارت ارشاد با کدام مبنا به چنین شعر و موسیقی مجوز داده و اصلاحیهای بر این موسیقی ننوشته، از مسائلی قابل تأمل است.
از یک سو نواهای شهرام ناظری که بخشی از شاهنامهخوانی بوده، به گفته این استاد در کنسرت اخیرشان ـ شش سال مجوز نمیگیرد و در نهایت به طور فشرده در نمایشگاه بینالمللی با اجراهایی همراه میشود و از آن سو، برخی از موسیقیهایی که نه تنها توهین به ناظریها و شجریانها بلکه عملاً تخریب موسیقیهای انقلابی و مفاهیم نوستالژیکی که این نواها با خود یدک میکشد، به سادگی مجوز نشر میگیرد!
به هر صورت این رویکرد که معیارهای دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، گاهی از دروازه عبور نمیکند و بدیهیاتی همچون شاهنامه خوانی آن هم با نوای شهرام ناظری مجوز نمیگیرد و از آن سو از سوراخ سوزن میگذرد و چنین آهنگهایی مجوز میگیرد، جای بسی تأمل دارد. بیگمان، آلبوم «آقای بنفش» از نواهای قابل قبولی برخوردار است اما چرا در حد سر سوزنی دقت نشده و اگر شده، چرا چنین خروجی به دست آمده و میان این آلبوم قابل قبول، چنین نوای غیرقابل قبولی گنجانده شده است؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
از اینکه دوستان بدون شنیدن اثر هم نوای متن خبر ابراز تاسف های تکراری می کنند متاسفم. ناله ی تکراری نشویم کاش، اندک کارهای خوب انجام شده در کشور رو زیر سوال نبریم. ایده های جدید رو به همین راحتی نکوبیم. جای پیشرفتی بگذاریم، نقد به جا کنیم، ببینیم، بشنویم، درک کنیم، فکر کنیم، بی فکر و تامل نکوبیم..
در نبود گوشت، شلغم پادشاست.
اين خبر رو كه خوندم فقط گريه كردم و تاسف خوردم و حسرت خوردم و .... همين!
دوستان گرامی که اظهار تاسف کردید، لطف کنید و دورادور و ناشنیده قضاوت نکنید
از نظر بنده- به عنوان کسی که بارها و بارها آلبوم های مختلف چاووش را با علاقه بسیار شنیدم- توهین آمیز محسوب نمیشد. این اثر تلفیقی از شعر های غم انگیز- حماسی است که شعر آقای سایه هم در ابتدای این اثر گنجانده شده.
در انتها هم با صدای جمعی از گروه کودکان که خواننده شعر "خونه مادربزرگه" بودند، احساس نوستالژیکی القا میشد که به خوبی نشان میداد توهینی در کار نیست و برای من- به عنوان یک شنونده نوعی- یادآور بخش دیگری از دهه شصت بود، دهه ای که هم در آن جنگ و "برادر غرق خونه" بود، و هم "خونه مادر بزرگه"
البته قطعا این برداشت بنده است و با نظر خواننده این نوا می تواند متفاوت باشد.
اما مقصود نهایی اینکه به راحتی تهمت تمسخر و توهین را به آثار هنری روا نداریم و در مورد چیزی که اطلاع کافی نداریم قضاوت نکنیم
با تشکر
پ.ن: لطفا منصف باشید و نظرات مخالف را منتشر کنید
برای تلفیق غم و شادی در دهه شصت اثر قحط بود؟
اگر هم فرضا این درست باشه باز نشان اوج بی هنری و کج سلیقگی است.
وقتی به امثال سراج و ناظری و افتخاری بها داده نشه
اینطوری می شه دیگه
ای اقا اگر دردم یکی بودی چه بودی
این اقا خودش رو کوچک کرده وگرنه این استادان نزد عموم ملت عزیز و محترمند
سلام .دوستان فرهیخته برای یافتن علت این دست اتفاقات شمارابه بازخوانی نامه مشترک مازیارمیری ومنوچهر محمدی درخصوص عدم شرکت در اختتامیه جشنواره فیلم فجرامسال دعوت میکنم.
جای تعجب ندارد
آقایان از هرگونه توهین به بزرگان موسیقی حمایت هم میکنند
نام تصنیف مورد اشاره نیز "شب نورد" است
هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده!!!
داستان تکراری موسیقی و ممیزی های نادرست
...بد نیست بدانید کل این شعر ادای دینی بود به جوانانی که در قبل از انقلاب در درگیری با مزدوران ساواک به شهادت رسیدند.
متاسفم.
...................
..........................
.................
برای اینکه نظرم منتشر شه بجای حرفام نقطه گذاشتم.
استاد شجریان، استاد ناظری و استاد لطفی واقعاً شرمنده ایم... به خاطر تمام بدیهایی که در حقتون میکنند و صداتون در نمیاد.
کامم تلخ شد. اینا با خودشون چی فکر کردند؟
وقتی ناظری و شجریان را ... همین وضع هم پیش می آید. تعجبی ندارد.
وقتی به آثار پر ارزش و اصیل بها ندهیم این اتفاقات هم خواهند افتاد. وقتی هنر در فرهنگی جایگاه خود را از دست بدهد نسل آینده رفتارهایی اینچنین را هنر تلقی میکند و کم کم موسیقی که به زحمت از ... به جایگاه پاک خود رسیده بود در زمان کوتاهی باز به بازیچه تبدیل خواهد شد.
از این دست بی توجهی ها زیاد است. نا خودآگاه یاد این شعر از فردوسی افتادم:
...هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند
این اقایان ممیزی شاید تقصیر خودشون نباشه چون بی.... و متوجه نشدند!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.